1
00:00:01,393 --> 00:00:03,770
‫اینجا رادیو بوستون آزاد،
‫با آخرین خبرها در خدمت شماست

2
00:00:03,795 --> 00:00:08,633
‫« این روایت در سرزمین گیلیاد رخ می‌دهد؛
‫رژیمی تمامیت‌خواه که زمانی بر بخشِ اعظمی از ایالات متحده سیطره داشت. »

3
00:00:04,609 --> 00:00:06,402
‫نیروهای گیلیاد…

4
00:00:07,695 --> 00:00:10,031
‫بمب‌گذاری جنبش مِی‌دِی ناموفق بود…

5
00:00:08,657 --> 00:00:13,495
‫« سقوطِ ناگهانیِ نرخِ زاد و ولد در جهان، وحشتی فراگیر برانگیخت و
‫زمینه را برای خیزشِ خون‌بارِ گیلیاد مهیّا ساخت. »

6
00:00:10,114 --> 00:00:11,407
‫این جنگ به‌خاطر شماست

7
00:00:13,493 --> 00:00:15,119
‫خطاب به کسانی که هنوز در داخل هستند:

8
00:00:14,348 --> 00:00:21,448
‫« به‌‌رغمِ وجود یک جنبش مقاومتِ خُرد اما مصمم،
‫گیلیاد سلطه‌ی آهنین خود را بر مردمانش، به‌ویژه زنان، حفظ کرده بود. »

9
00:00:15,203 --> 00:00:16,704
‫تو چشم نباشید و مراقبت کنید

10
00:00:16,788 --> 00:00:19,832
‫امشب، پیام‌های خطاب به
‫قهرمان‌های می‌دی در پشت خط دشمن…

11
00:00:19,916 --> 00:00:22,585
‫برید روی موج ۱۰۱.۶

12
00:00:22,256 --> 00:00:27,956
‫« در سایه‌ی ایمانی سخت‌گیرانه،
‫زنان از جمیعِ حقوق و اموال خویش محروم شدند. »

13
00:00:23,461 --> 00:00:25,922
‫…۹۹.۲…

14
00:00:26,005 --> 00:00:27,757
‫اینجا رادیو آمریکای آزاد؛

15
00:00:27,840 --> 00:00:29,634
‫طنین ابدیِ آزادی را می‌شنوید

16
00:00:28,737 --> 00:00:35,037
‫« هیچ‌کس، حتی دختران قدرتمندترین فرماندهان،
‫از گزند خشونت حکومت در امان نبود. »

17
00:00:30,552 --> 00:00:32,262
‫…احتمال تشدید تحریم‌ها

18
00:00:32,344 --> 00:00:33,846
‫علیه حکومت گیلیاد

19
00:00:35,892 --> 00:00:42,477
‫« همین زنان، روایت تاریخ را دگرگون ساختند. »

20
00:00:42,501 --> 00:00:46,914
‫« زنان تاریخ »

21
00:00:48,750 --> 00:00:58,750
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

22
00:00:58,787 --> 00:01:08,787
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@
‫zaya.io/digimovie

23
00:01:16,889 --> 00:01:19,058
‫می‌خواید بدونید بزرگ‌شدن توی گیلیاد

24
00:01:19,142 --> 00:01:20,351
‫چه شکلی بود؟

25
00:01:22,186 --> 00:01:25,231
‫خجالت می‌کشم بگم که
‫یه دوره‌ای گیلیاد رو قبول داشتم

26
00:01:26,274 --> 00:01:28,901
‫انگار هضم یه قصه‌ی سرهم‌بندی‌شده‌ی

27
00:01:28,985 --> 00:01:30,361
‫بچگونه برای آدم راحت‌تره،

28
00:01:31,279 --> 00:01:34,365
‫تا اینکه بخوای قبول کنی
‫دور و برت پُره از یه مُشت هیولا

29
00:01:39,662 --> 00:01:40,913
‫صبحت پُربرکت، اگنس

30
00:01:41,956 --> 00:01:45,335
‫یادم نمیاد چه سالی بود که
‫این اتفاقات رخ دادن

31
00:01:46,377 --> 00:01:47,420
‫شرمنده

32
00:01:47,503 --> 00:01:49,339
‫تاریخ دقیقش تو ذهنم نیست، آخه…

33
00:01:49,422 --> 00:01:52,008
‫- تقویم برای دخترها قدغن بود
‫- صبحتون پُربرکت

34
00:01:53,217 --> 00:01:55,345
‫یه نیم‌نگاهِ کوچیک هم ممکن بود
‫به قیمتِ یک انگشتت تموم بشه

35
00:01:55,928 --> 00:01:58,097
‫الان زیلا موهات رو می‌بنده

36
00:02:05,063 --> 00:02:06,814
‫کم‌کم یاد ‌گرفتیم
‫زمان رو جور دیگه حساب کنیم

37
00:02:08,107 --> 00:02:10,943
‫یادمه هنوز خونه‌ی عروسکی‌ام رو داشتم

38
00:02:11,027 --> 00:02:12,612
‫دقیقاً شبیه خونه‌ی خودمون بود

39
00:02:14,864 --> 00:02:17,575
‫هم اتاق من رو داشت و
‫هم اتاق غذاخوری رو

40
00:02:17,659 --> 00:02:20,370
‫با سالن پذیراییِ همسر و
‫حتی جای خواب مارتاها توی زیرشیروونی

41
00:02:36,135 --> 00:02:37,553
‫من جزو ارغوان‌ها بودم

42
00:02:38,429 --> 00:02:41,349
‫هنوز پریود نشده بودم

43
00:02:41,432 --> 00:02:43,976
‫تو دنیای اون روزهای من،
‫همه چیز به همین یک مسئله بند بود

44
00:02:45,853 --> 00:02:47,689
‫خواسته‌ی همه‌مون همین بود

45
00:02:47,772 --> 00:02:49,941
‫در عین حال، تا سر حد مرگ ازش می‌ترسیدیم

46
00:02:53,162 --> 00:03:03,162
« ترجمه از نهال »
.:: <font color="#ff8400">iredprincess</font> ::.

47
00:03:15,662 --> 00:03:25,662
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top

48
00:03:27,937 --> 00:03:31,065
‫عروسکِ فرمانده
‫همیشه مشغولِ انجام تکالیف مملکتی بود،

49
00:03:31,441 --> 00:03:33,359
‫درست مثل پدرم

50
00:03:33,443 --> 00:03:35,778
‫تا مملکت رو از شرّ مرتدها و
‫اشرار مِی‌دِی مصون نگه داره

51
00:03:52,044 --> 00:03:54,005
‫عروسک‌های مارتا
‫دائم مشغول کار بودن

52
00:03:55,006 --> 00:03:56,466
‫اما شب‌ها، میذاشتن عروسک دخترک

53
00:03:56,549 --> 00:03:58,176
‫توی آشپزخونه کنارشون بشینه

54
00:03:59,427 --> 00:04:02,305
‫با نون تُست دارچینی ازش پذیرایی می‌کردن و
‫گُل می‌گفتن و گُل می‌شنُفتن

55
00:04:10,021 --> 00:04:11,355
‫یه عروسک همسر هم هست که

56
00:04:11,439 --> 00:04:12,857
‫خب، آبی پوشیده

57
00:04:13,983 --> 00:04:15,943
‫همون پائولاست که

58
00:04:16,027 --> 00:04:17,737
‫اون روزها نامادریِ جدیدم بود

59
00:04:17,820 --> 00:04:19,864
‫صبحت پُربرکت، اگنس‌جان

60
00:04:20,531 --> 00:04:21,783
‫رُزا، پات چطوره؟

61
00:04:21,866 --> 00:04:22,992
‫خواهشاً بگو که بهتر شده

62
00:04:23,075 --> 00:04:24,243
‫بله، خانم

63
00:04:25,453 --> 00:04:26,913
‫لطف کردید جویا شدید

64
00:04:26,996 --> 00:04:28,498
‫حمد و ثنا، پروردگارِ رحمان را

65
00:04:30,208 --> 00:04:32,835
‫متأسفانه گردگیری قسمت‌های بالا
‫داره تلنبار میشه

66
00:04:32,919 --> 00:04:33,920
‫بله، خانم

67
00:04:34,003 --> 00:04:35,505
‫بعدِ جلسه‌ی فرمانده،
‫تمیزکاری رو شروع می‌کنم

68
00:04:40,510 --> 00:04:41,594
‫ممنونم، زیلا

69
00:04:42,428 --> 00:04:43,554
‫زیلا تازه اومده بود

70
00:04:44,138 --> 00:04:47,308
‫قبل از اینکه بفرستنش پیشِ ما،
‫با بُریدنِ زبونش مجازاتش کردن

71
00:04:48,392 --> 00:04:49,811
‫یحتمل به‌خاطر توهین به مقدسات بود

72
00:04:50,436 --> 00:04:52,271
‫از نظر بعضی همسرها، گناه بزرگی بود

73
00:04:53,105 --> 00:04:55,399
‫خب، مسلماً از قبلیه خیلی بهتره

74
00:04:55,483 --> 00:04:58,444
‫اون یکی که یه‌ریز وِر می‌زد

75
00:04:58,528 --> 00:05:01,280
‫گاهی‌اوقات که
‫با خونه‌ی عروسکی‌ام بازی می‌کردم،

76
00:05:01,364 --> 00:05:04,033
‫پائولا رو توی زیرشیروونی حبس می‌کردم

77
00:05:04,116 --> 00:05:06,160
‫اصلاً کار درستی نبود

78
00:05:06,244 --> 00:05:08,412
‫عروسکِ پائولا خودش رو به در و دیوار می‌زد و
‫جیغ می‌کشید،

79
00:05:08,496 --> 00:05:11,249
‫اما عروسکِ دختر بهش محل نمیذاشت

80
00:05:11,332 --> 00:05:13,501
‫گاهی هم می‌زد زیرِ خنده

81
00:05:13,584 --> 00:05:15,419
‫این همون دامن جدیده‌ست؟

82
00:05:16,921 --> 00:05:18,464
‫پاشو ببینم

83
00:05:22,176 --> 00:05:25,471
‫ماشالله، عین ماه شدی

84
00:05:25,888 --> 00:05:26,973
‫ممنونم

85
00:05:28,391 --> 00:05:29,392
‫مادر

86
00:05:30,643 --> 00:05:33,729
‫می‌ترسیدم بدقواره نشونت بده

87
00:05:33,813 --> 00:05:34,814
‫اما نشدی

88
00:05:40,736 --> 00:05:42,864
‫حمد و ثنا، پروردگارِ رحمان را…

89
00:05:42,947 --> 00:05:45,366
‫که بدقواره نشونم نمیده

90
00:05:46,826 --> 00:05:48,452
‫من سوهانِ روح پائولام

91
00:05:50,454 --> 00:05:52,456
‫دلش می‌خواد شوهر کنم و شرّم کم بشه

92
00:05:53,916 --> 00:05:56,669
‫من زاده‌ی اون دنیای غرقِ گناهِ قدیم‌ام

93
00:05:57,628 --> 00:05:59,505
‫رُزا، بی‌زحمت یه دستمال روی کانتر بکِش

94
00:05:59,589 --> 00:06:02,592
‫- نمی‌خوام باز مورچه بیفته
‫- چشم، خانم

95
00:06:05,636 --> 00:06:07,138
‫قوز نکن، عزیزم

96
00:06:07,221 --> 00:06:09,807
‫قوز کنی، شوهرِ چاقالو نصیبت میشه

97
00:06:25,573 --> 00:06:27,575
‫صبح پُربرکت، دوشیزه اگنس

98
00:06:30,828 --> 00:06:32,288
‫در پناه حق، خانم‌خانما

99
00:06:32,371 --> 00:06:33,372
‫خداحافظ، رُزا

100
00:06:49,764 --> 00:06:53,559
‫یه بار، قدیم‌ها که صورتی‌پوش بودم،
‫توی پارک به یه پسره لبخند زدم

101
00:06:53,643 --> 00:06:57,563
‫عمه‌ها دهنم رو چسب زدن و
‫یه تابلو که روش نوشته بود «هرزه» دادن دستم،

102
00:06:57,647 --> 00:06:59,482
‫وادارم کردن دو روزِ تموم
‫توی غذاخوری سرپا وایسم

103
00:06:59,565 --> 00:07:01,317
‫این تازه، تاوانِ یه لبخند بود

104
00:07:01,400 --> 00:07:04,236
‫خدا می‌دونه با یه بوسه،
‫چه بلایی سرم میومد

105
00:07:14,763 --> 00:07:17,780
‫« شهادت‌نامه‌ها »
‫« قسمت اول: گل‌های گران‌بها »

106
00:07:40,898 --> 00:07:44,568
‫وقتی ارغوانی پوشیدیم،
‫اردو رفتن‌هامون شروع شد

107
00:07:45,611 --> 00:07:46,612
‫خوش می‌گذشت

108
00:07:47,363 --> 00:07:48,781
‫حالا بعضی جاها بیشتر

109
00:08:00,459 --> 00:08:01,877
‫گرفتمت!

110
00:08:24,859 --> 00:08:26,027
‫بیاید، دخترها

111
00:08:27,403 --> 00:08:28,612
‫- یالا، دخترها. بیاید
‫- زود باشید

112
00:08:36,579 --> 00:08:37,872
‫ساکت، ساکت، ساکت

113
00:08:59,518 --> 00:09:01,145
‫حالم به هم خورد

114
00:09:01,228 --> 00:09:02,480
‫هولدا، بسه

115
00:09:02,813 --> 00:09:04,857
‫عدالتِ خداوند زیباست

116
00:09:05,524 --> 00:09:07,359
‫معذرت می‌خوام، عمه ویدالا

117
00:09:07,443 --> 00:09:08,527
‫دخترها…

118
00:09:08,611 --> 00:09:09,987
‫این آقایون…

119
00:09:11,697 --> 00:09:13,699
‫می‌دونید چه گناهی مرتکب شدن؟

120
00:09:15,993 --> 00:09:16,994
‫بگو، شونمایت

121
00:09:17,078 --> 00:09:18,162
‫تجاوز!

122
00:09:18,245 --> 00:09:20,122
‫عمه ویدالا، اون ضربدرِ قرمز برای همینه

123
00:09:20,206 --> 00:09:21,248
‫یعنی تجاوز

124
00:09:21,332 --> 00:09:22,708
‫احسنت

125
00:09:23,334 --> 00:09:25,461
‫دخترها، این مردها…

126
00:09:25,544 --> 00:09:28,672
‫این مردهای نفرت‌انگیز، این…

127
00:09:29,423 --> 00:09:30,758
‫متجاوزها

128
00:09:30,841 --> 00:09:32,301
‫باید بگید «متجاوزها»

129
00:09:32,384 --> 00:09:33,886
‫بله، متجاوزها

130
00:09:34,887 --> 00:09:36,263
‫ممنون، شونمایت

131
00:09:36,597 --> 00:09:37,598
‫تجاوزکار غلطه

132
00:09:37,681 --> 00:09:39,058
‫نمی‌دونستم

133
00:09:39,141 --> 00:09:41,185
‫دخترها، ماجرا خیلی هولناکه

134
00:09:41,727 --> 00:09:45,815
‫این افراد یه دختر جوون رو دزدیدن،
‫یکی درست مثل خودِ شما

135
00:09:45,898 --> 00:09:49,527
‫از اون دخترهایی بود که
‫دوست داشت تو چشم باشه

136
00:09:49,610 --> 00:09:50,986
‫دخترکی سرکش

137
00:09:51,070 --> 00:09:54,865
‫این دسته از دخترها،
‫معمولاً بلای وحشتناکی سر خودشون میارن

138
00:09:55,449 --> 00:09:56,867
‫حمد و ثنا، پرودگار دادگر را

139
00:09:56,951 --> 00:09:58,494
‫حمد و ثنا، پرودگار دادگر را

140
00:09:58,577 --> 00:10:03,332
‫این مردها که چشم‌شون به این دختر افتاد،
‫عنان از کف دادن

141
00:10:04,416 --> 00:10:06,335
‫شبونه ریختن و بُردنش

142
00:10:07,128 --> 00:10:08,337
‫اون هم از توی رختخواب خودش

143
00:10:09,505 --> 00:10:11,090
‫مگه محافظ نداشت؟

144
00:10:11,841 --> 00:10:13,676
‫اتفاقاً بعضی‌هاشون همون محافظ‌هاش بودن

145
00:10:13,759 --> 00:10:16,303
‫نفسِ مردها چیز هولناکیه و

146
00:10:16,387 --> 00:10:18,889
‫این نفسِ سرکش باید مهار بشه

147
00:10:18,973 --> 00:10:22,768
‫این همون رسالتیه که پروردگار،
‫شخصاً روی دوش تک‌تک شماها گذاشته

148
00:10:22,852 --> 00:10:27,857
‫صِرفِ وجودِ ما،
‫برای مردهای به‌ظاهر موجه هم خطری مرگبار بود

149
00:10:28,566 --> 00:10:30,776
‫اونها نمی‌تونستن در برابرِ ما مقاومت کنن

150
00:10:31,819 --> 00:10:36,615
‫حتی مایی که فرزند فرمانده‌ها و
‫پرهیزکارترینِ دخترها بودیم

151
00:10:48,544 --> 00:10:50,546
‫اتوبوس رو بررسی کنید

152
00:10:52,381 --> 00:10:53,674
‫- امنه
‫- موردی نیست

153
00:10:57,386 --> 00:10:59,930
‫من گلِ گران‌بهایی بودم

154
00:11:01,307 --> 00:11:03,976
‫ولی چرا گاهاً حس می‌کردم
‫خوکِ فربه‌ای بیش نیستم؟

155
00:11:04,059 --> 00:11:06,645
‫امنه. می‌تونید برید.
‫دروازه رو باز کنید.

156
00:11:16,614 --> 00:11:19,450
‫دروازه رو ببندید و برگردید سرِ پُست‌هاتون

157
00:11:37,092 --> 00:11:40,512
‫توی مدرسه‌ی عمه لیدیا،
‫بچه‌ها لباس صورتی می‌پوشیدن

158
00:11:40,596 --> 00:11:43,474
‫دخترهای بزرگ‌تری مثل ما،
‫لباس ارغوانی می‌پوشیدن

159
00:11:43,557 --> 00:11:47,811
‫قرار بود وقتی به سن بلوغ رسیدیم،
‫با فرمانده‌های رده‌بالای گیلیاد ازدواج کنیم

160
00:11:47,895 --> 00:11:51,148
‫اون هم فقط در صورتی بود که
‫اگه به لطفِ خداوند، پریود می‌شدیم

161
00:11:51,232 --> 00:11:54,235
‫اون‌وقت بود که سبز می‌پوشیدیم و
‫نشان می‌گرفتیم

162
00:11:57,071 --> 00:11:58,489
‫دامانت سبز و پُرثمر

163
00:11:59,406 --> 00:12:01,408
‫دیوونه‌ای به‌خدا. دامنت که خوبه

164
00:12:01,492 --> 00:12:02,868
‫به امیدِ گشایش الهی. ولش کن

165
00:12:02,952 --> 00:12:05,871
‫خدا هم می‌دونه
‫پائولا اصلاً سلیقه نداره

166
00:12:05,955 --> 00:12:07,248
‫یالا، دخترها!

167
00:12:09,458 --> 00:12:12,962
‫از کلرادو که اومدیم اینجا،
‫بکا اولین کسی بود که باهاش آشنا شدم

168
00:12:13,045 --> 00:12:14,380
‫صمیمی‌ترین دوستم بود

169
00:12:14,463 --> 00:12:16,840
‫منتها ما اصلاً اجازه نداشتیم
‫دوستِ صمیمی داشته باشیم

170
00:12:16,924 --> 00:12:19,510
‫به قولِ عمه‌ها،
‫رفاقتِ زیاد منجر به پنهون‌کاری میشه و

171
00:12:19,593 --> 00:12:21,762
‫پنهون‌کاری هم مسبب سرکش‌ شدنه و

172
00:12:21,845 --> 00:12:25,516
‫بدیهیه که دخترهای سرکش هم
‫آخرش از راه به در میشن

173
00:12:25,599 --> 00:12:27,142
‫به لطفِ خدا، هوا خوبه

174
00:12:27,226 --> 00:12:28,435
‫برکت الهیه

175
00:12:29,228 --> 00:12:30,646
‫وقتِ پُرو لباست رسیده؟

176
00:12:30,729 --> 00:12:32,273
‫یالا، دخترها. راه بیفتید

177
00:12:32,356 --> 00:12:33,565
‫بعدِ ناهار

178
00:12:33,649 --> 00:12:35,192
‫بکا جزو سبزپوش‌ها شده بود

179
00:12:35,276 --> 00:12:37,236
‫داشت آماده میشد که شوهرش بدن

180
00:12:37,319 --> 00:12:39,363
‫داشت بدون من پیش می‌رفت

181
00:12:39,446 --> 00:12:41,115
‫ولی حرفی ازش نمی‌زدیم

182
00:12:41,198 --> 00:12:43,701
‫این میشه سومین خیاطمون

183
00:12:43,784 --> 00:12:45,911
‫مامانم خیال می‌کنه
‫اگه بالاتنه‌ی لباسم رو عالی دربیاره،

184
00:12:45,995 --> 00:12:48,330
‫دیگه کسی یادش نمی‌مونه که
‫بابام دندون‌پزشکه

185
00:12:48,414 --> 00:12:50,040
‫نظرت چیه عکس یه دندون بزنی رو پیشونی‌ات؟!

186
00:12:50,124 --> 00:12:51,625
‫روزتون پُربرکت

187
00:12:51,709 --> 00:12:53,419
‫روزت پُربرکت. به لطفِ خدا، هوا خوبه

188
00:12:53,502 --> 00:12:55,296
‫با جون و دل شکرگزارم

189
00:12:55,379 --> 00:12:56,964
‫چقدر موهات ناز شده

190
00:12:57,047 --> 00:12:58,549
‫آره، دقیقاً

191
00:12:58,632 --> 00:12:59,883
‫مرسی. کارِ مارتا جدیده‌مونه

192
00:12:59,967 --> 00:13:01,510
‫جدی خدا مارتای تو رو برات نگه داره

193
00:13:01,593 --> 00:13:03,721
‫مارتای من که افتضاحه.
‫انگار از توی جنگل پیدام کردن.

194
00:13:03,804 --> 00:13:06,724
‫شونمایت. بسه دیگه،
‫چقدر فک می‌زنی!

195
00:13:06,807 --> 00:13:08,934
‫همینطوری وراجی کن تا زبونت رو به باد بدی

196
00:13:09,018 --> 00:13:10,019
‫چشم، عمه ویدالا

197
00:13:10,102 --> 00:13:11,729
‫روزتون به نیکی، دخترها

198
00:13:12,896 --> 00:13:14,732
‫عجله کارِ شیطونه

199
00:13:17,276 --> 00:13:19,236
‫عمه لیدیا یه‌پا اسطوره بود

200
00:13:19,320 --> 00:13:20,321
‫روزتون پُربرکت، عمه لیدیا

201
00:13:20,404 --> 00:13:22,323
‫یه زمان می‌پرستیدنش،
‫بعد منفور شد…

202
00:13:22,406 --> 00:13:25,159
‫- ممنون، عمه لیدیا
‫- …تا اینکه دوباره بُت شد براشون

203
00:13:25,242 --> 00:13:26,410
‫روزتون پُربرکت، عمه لیدیا

204
00:13:26,493 --> 00:13:28,996
‫طی چهار سالی که از
‫جنگ ماساچوست می‌گذشت،

205
00:13:29,079 --> 00:13:31,165
‫پاکسازی‌ها کار خودشون رو کرده بودن

206
00:13:31,248 --> 00:13:35,294
‫طبق معمول، بازمانده‌ها
‫تاریخ رو به میل خودشون رقم زدن

207
00:13:35,377 --> 00:13:37,171
‫یه سری‌ها رفتن بالای دار،

208
00:13:37,254 --> 00:13:39,465
‫اسم یه عده هم رفت سر درِ مدرسه‌ها

209
00:13:43,302 --> 00:13:45,304
‫روزگاری،
‫ما هم جاهل و یاغی بودیم و

210
00:13:45,387 --> 00:13:47,222
‫فریب خوردیم و…

211
00:13:47,306 --> 00:13:51,226
‫بنده‌ی انواع هوس‌ها و بخل شدیم

212
00:13:51,310 --> 00:13:54,980
‫در لجن‌زارِ کینه و بخل دست‌وپا زدیم؛
‫هم در دلِ خود و هم در دلِ دیگران کینه پروراندیم

213
00:13:55,647 --> 00:14:01,236
‫تا اینکه پرتوِ لطف و مِهر پروردگارِ منجی
‫تابید و رستگار شدیم

214
00:14:01,320 --> 00:14:03,781
‫نه به واسطه‌ی اعمال نیک‌مان،

215
00:14:03,864 --> 00:14:06,158
‫بلکه از سرِ فضل و رحمتِ او

216
00:14:06,241 --> 00:14:07,242
‫با غسلِ طهارت نجاتمان داد…

217
00:14:07,326 --> 00:14:09,328
‫لباس سفید مختص دخترهای مروارید بود

218
00:14:09,411 --> 00:14:11,747
‫یه سری تازه‌وارد بودن که
‫از بیرونِ گیلیاد اومده بودن

219
00:14:11,830 --> 00:14:13,999
‫- …عاری از گناه نشدیم…
‫- نوکیش‌های جهادِ مقدسِ ما

220
00:14:14,083 --> 00:14:16,835
‫…تا به امیدِ حیات جاودان، وارثان ملکوت شوید

221
00:14:16,919 --> 00:14:20,130
‫عمه لیدیا و مُبلغ‌هاش
‫اینها رو از سراسر دنیا جمع کرده بودن

222
00:14:20,672 --> 00:14:22,299
‫اکثراً هم دختر فراری بودن

223
00:14:22,883 --> 00:14:25,886
‫البته که باید جوون و بارور می‌بودن

224
00:14:26,845 --> 00:14:27,846
‫خل‌وضع‌ها

225
00:14:34,937 --> 00:14:37,940
‫به قولِ عمه‌ها،
‫دخترهای مروارید تشنه‌ی یک مسیرِ جدیدن

226
00:14:38,023 --> 00:14:40,109
‫اما بیشتر از اون، برای اثبات دین‌داری‌شون

227
00:14:40,192 --> 00:14:42,027
‫مشتاق بودن چُغلیِ ما رو
‫پیش عمه‌ها بکنن

228
00:14:42,778 --> 00:14:45,781
‫همه‌مون اقلاً یک نفر رو می‌شناختیم که
‫یکی از مرواریدها زیرآبش رو زده

229
00:14:45,864 --> 00:14:47,199
‫آمین

230
00:14:47,282 --> 00:14:48,909
‫امان از تعصبِ این نوکیش‌ها

231
00:14:50,202 --> 00:14:51,829
‫عجیب موی دماغ‌ هستن

232
00:15:14,768 --> 00:15:16,728
‫باریکلا، کنستانس

233
00:15:30,826 --> 00:15:31,910
‫عجب میناهای خوشگلی زدی، هولدا

234
00:15:32,661 --> 00:15:33,745
‫واقعاً؟

235
00:15:34,455 --> 00:15:35,456
‫ممنونم، عمه اِستِی

236
00:15:35,539 --> 00:15:36,957
‫در اصل، گلِ کوکبِ کوهیه

237
00:15:37,040 --> 00:15:38,709
‫باید از من تشکر کنی؟

238
00:15:39,626 --> 00:15:40,794
‫نه

239
00:15:40,878 --> 00:15:44,173
‫نه، خدا رو شکر که
‫بهم توانِ این کار رو داد، عمه استی

240
00:15:44,256 --> 00:15:46,467
‫همچنین، توان خلق همچین گل‌ها و نخ‌هایی

241
00:15:49,219 --> 00:15:50,762
‫عفو می‌کنید؟

242
00:15:50,846 --> 00:15:52,347
‫عفو شدی

243
00:15:52,431 --> 00:15:54,766
‫فقط دور و برِ عمه ویدالا
‫حواست رو جمع کن

244
00:15:57,978 --> 00:16:00,606
‫عمه گبانا، صبحتون پُربرکت

245
00:16:05,110 --> 00:16:06,111
‫اگنس؟

246
00:16:06,945 --> 00:16:09,406
‫عمه لیدیا کارت داره

247
00:16:14,203 --> 00:16:15,621
‫بیا

248
00:16:16,497 --> 00:16:17,915
‫اگنس، پاشو، لطفاً

249
00:16:18,457 --> 00:16:20,083
‫حتماً خیره

250
00:16:20,834 --> 00:16:22,044
‫به کارتون برسید!

251
00:16:55,536 --> 00:16:56,745
‫رسم بر اینه که

252
00:16:56,828 --> 00:17:00,165
‫فقط برای مُرده‌ها مجسمه بسازن

253
00:17:00,249 --> 00:17:03,252
‫منتها مجسمه‌ی من رو
‫در قیدِ حیاتم ساختن

254
00:17:05,003 --> 00:17:06,838
‫خداوند بهتون قوّت بده، عمه لیدیا

255
00:17:06,922 --> 00:17:09,341
‫خیلی زود بود برای سنگ‌شدنم

256
00:17:15,597 --> 00:17:17,432
‫اگنس مکنزی…

257
00:17:18,058 --> 00:17:20,519
‫زمان عین برق و باد می‌گذره

258
00:17:20,602 --> 00:17:24,064
‫چند وقتی هست که
‫زیرِ نظر دارمت

259
00:17:24,773 --> 00:17:26,358
‫چرا، عمه لیدیا؟

260
00:17:27,067 --> 00:17:28,819
‫به‌زودی واجد شرایط میشی؟

261
00:17:28,902 --> 00:17:31,029
‫امیدوارم خداوند من رو لایق بدونه

262
00:17:31,113 --> 00:17:33,323
‫اجرِ کارهات رو می‌بینی

263
00:17:33,407 --> 00:17:36,285
‫البته اگه پاکدامن باشی

264
00:17:36,618 --> 00:17:39,621
‫می‌دونی چرا این مجسمه رو بنا کردن؟

265
00:17:41,582 --> 00:17:43,875
‫که همیشه سایه‌تون بالاسرِ ما باشه

266
00:17:43,959 --> 00:17:45,210
‫بله

267
00:17:45,294 --> 00:17:48,046
‫اعمالِ صالح ما الهام‌بخش تموم جهانه، اگنس

268
00:17:48,130 --> 00:17:49,214
‫موافقی؟

269
00:17:49,923 --> 00:17:51,133
‫بله، عمه لیدیا

270
00:17:51,216 --> 00:17:52,217
‫احسنت!

271
00:17:52,301 --> 00:17:54,970
‫یه مأموریت خیر برات دارم

272
00:17:55,053 --> 00:17:57,472
‫کمک کنی که یه دوستِ تازه‌وارد
‫اینجا احساس غریبی نکنه

273
00:18:03,687 --> 00:18:08,442
‫اگنس، ایشون دیزیه،
‫یکی از مرواریدهای عزیزدردونه‌ی من

274
00:18:08,525 --> 00:18:10,444
‫تازه رسیده

275
00:18:10,527 --> 00:18:12,946
‫دیزی قراره بیاد توی کلاسِ شما

276
00:18:14,114 --> 00:18:15,949
‫قراره ارغوانی بپوشه؟

277
00:18:16,033 --> 00:18:17,200
‫شاید

278
00:18:17,284 --> 00:18:21,288
‫بی‌زحمت همه جا رو نشونش بده که
‫احساس غریبی نکنه

279
00:18:21,371 --> 00:18:22,873
‫شبانش باش

280
00:18:23,707 --> 00:18:26,084
‫افتخاریه که نصیبت شده، اگنس

281
00:18:26,168 --> 00:18:27,961
‫ممنون، عمه لیدیا

282
00:18:28,045 --> 00:18:30,714
‫دیزی، دخترِ خوبی باش و
‫پیش اگنس بمون

283
00:18:30,797 --> 00:18:32,716
‫بره‌ها از گله جدا نمیشن

284
00:18:32,799 --> 00:18:34,635
‫چشم، عمه لیدیا

285
00:18:35,344 --> 00:18:37,179
‫ممنون، عمه لیدیا

286
00:18:38,096 --> 00:18:41,016
‫بسیار عالی. در پناهِ حق

287
00:18:51,526 --> 00:18:52,736
‫دامانت سبز و پُرثمر

288
00:18:53,070 --> 00:18:54,488
‫به امیدِ گشایش الهی

289
00:19:03,580 --> 00:19:05,207
‫کلاس نقاشی و طراحی

290
00:19:11,672 --> 00:19:12,881
‫کلاس موسیقی

291
00:19:19,096 --> 00:19:20,430
‫کلاس آداب معاشرت این‌طرفه

292
00:19:20,514 --> 00:19:23,141
‫امور خانه‌داری هم طبقه‌ی بالاست
‫با عمه لوریال

293
00:19:23,225 --> 00:19:26,853
‫آیین مهمان‌داری، هنر چیدمان و آشپزی

294
00:19:27,688 --> 00:19:30,899
‫صنایع دستی، از گلدوزی گرفته تا توربافی

295
00:19:31,525 --> 00:19:33,527
‫می‌تونی یه رومیزی ببافی

296
00:19:33,610 --> 00:19:34,861
‫البته اگه حوصله‌ات می‌گیره

297
00:19:34,945 --> 00:19:36,154
‫این هم کلاس احکام

298
00:19:36,822 --> 00:19:38,657
‫منزّه و پاک است کلام حق

299
00:19:39,866 --> 00:19:41,284
‫خل‌وضع

300
00:19:42,703 --> 00:19:44,913
‫عمه لیدیا چیزِ خاصی در موردت نگفت

301
00:19:46,415 --> 00:19:48,250
‫از من چیزی بهت نگفته؟

302
00:19:50,168 --> 00:19:52,170
‫هیچی، دوشیزه اگنس

303
00:20:02,597 --> 00:20:04,599
‫بهت گفته من رو زیرِ نظر بگیری؟

304
00:20:06,601 --> 00:20:09,229
‫البته، دوشیزه اگنس

305
00:20:10,480 --> 00:20:12,691
‫گفتن ازتون رفتار و کردار درست رو یاد بگیرم

306
00:20:15,360 --> 00:20:17,863
‫بخش تأدیب و تزکیه هم توی بخش عمه‌هاست

307
00:20:17,946 --> 00:20:19,948
‫فقط وقتی پات به اونجا باز میشه که
‫مستحقش باشی

308
00:20:24,369 --> 00:20:25,454
‫وقتِ ناهار

309
00:20:25,537 --> 00:20:27,164
‫نعمتش افزون و پُربرکت

310
00:20:32,335 --> 00:20:34,963
‫اینجا سالن غذاخوریه. جلو چشم همه دعا کن

311
00:20:35,046 --> 00:20:37,674
‫بریم غذا

312
00:20:40,677 --> 00:20:46,433
‫کسی که اربابِ نفسِ خودش نباشه،
‫نمی‌تونه خانم یک خونه باشه

313
00:20:46,516 --> 00:20:48,393
‫متوجه شدید، دخترها؟

314
00:20:48,477 --> 00:20:50,479
‫بله، عمه ویدالا

315
00:20:51,688 --> 00:20:55,317
‫حیف‌ومِیل کردنِ غذا با پُختِ بد،
‫کفرِ نعمته و معصیت

316
00:20:56,234 --> 00:20:59,863
‫اگه غذا باب میلتون نبود،
‫با قاطعیت به مارتاتون تذکر بدید

317
00:21:00,572 --> 00:21:03,158
‫مفهومه، دخترها؟

318
00:21:03,241 --> 00:21:05,076
‫بله، عمه ویدالا

319
00:21:05,160 --> 00:21:08,038
‫دوستان، بیاید شکرِ نعمت به جا بیاریم

320
00:21:12,334 --> 00:21:13,668
‫خب؟

321
00:21:13,752 --> 00:21:15,921
‫خداوند بزرگ است و پُر از رأفت

322
00:21:16,004 --> 00:21:18,006
‫شکرت، خداوندا، به سبب رزق و روزیِ ما

323
00:21:18,089 --> 00:21:20,217
‫روزیِ ما از خوانِ نعمت و برکتِ اوست

324
00:21:20,300 --> 00:21:22,010
‫پروردگارا، نان کفافِ ما را
‫امروز به ما عطا کن

325
00:21:22,093 --> 00:21:23,470
‫آمین

326
00:21:25,889 --> 00:21:27,307
‫دخترها…

327
00:21:28,475 --> 00:21:29,976
‫می‌تونید معاشرت کنید

328
00:21:45,742 --> 00:21:46,952
‫خب، قضیه چیه؟

329
00:21:47,035 --> 00:21:48,703
‫ایشون دیزیه

330
00:21:48,787 --> 00:21:51,456
‫عمه لیدیا سپُرده هواشو داشته باشم
‫غریبی نکنه

331
00:21:51,540 --> 00:21:52,707
‫سلام

332
00:21:54,084 --> 00:21:56,294
‫آشنایی شما مایه‌ی خیر و برکته

333
00:21:57,295 --> 00:21:58,380
‫همچنین

334
00:22:07,722 --> 00:22:09,641
‫عجب هوای دل‌انگیزیه

335
00:22:10,725 --> 00:22:12,352
‫برکت الهیه

336
00:22:15,438 --> 00:22:17,858
‫گمونم سیستم پُرفشاره

337
00:22:17,941 --> 00:22:19,734
‫دیزی،

338
00:22:19,818 --> 00:22:22,320
‫بگو ببینم، اهل کجایی؟

339
00:22:22,404 --> 00:22:25,156
‫تورنتوی کانادا

340
00:22:25,240 --> 00:22:27,492
‫- دوشیزه؟
‫- شونمایت

341
00:22:27,576 --> 00:22:30,370
‫وای، چه اسم قشنگی

342
00:22:30,453 --> 00:22:32,122
‫بله

343
00:22:34,124 --> 00:22:37,627
‫گمونم کانادا زمین تا آسمون
‫با گیلیاد فرق داره

344
00:22:37,711 --> 00:22:40,630
‫خداوند تورنتو رو به حال خودش رها کرده و

345
00:22:40,714 --> 00:22:43,216
‫ابلیس اونجا رو به نجاست کشیده

346
00:22:43,300 --> 00:22:45,468
‫داره توی منجلاب گناه خفه میشه

347
00:22:48,638 --> 00:22:50,140
‫یعنی دلتنگش نمیشی؟

348
00:22:52,392 --> 00:22:54,978
‫دعا می‌کنم زمین دهن باز کنه و
‫درسته ببلعدش

349
00:22:59,274 --> 00:23:02,694
‫خب… دعات قبول درگاه حق

350
00:23:09,075 --> 00:23:13,371
‫دیزی… بستنی قیفی دوست داری؟

351
00:23:15,290 --> 00:23:16,917
‫غذا از معجزات پروردگاره

352
00:23:17,000 --> 00:23:18,084
‫اینجا دارن

353
00:23:18,168 --> 00:23:20,253
‫با طعم توت‌فرنگی و وانیل

354
00:23:20,337 --> 00:23:22,297
‫هولدا نشونت میده

355
00:23:22,380 --> 00:23:24,174
‫آره، بریم یه مخلوطش رو برات بزنم

356
00:23:24,257 --> 00:23:25,926
‫یه‌پا استادم

357
00:23:26,343 --> 00:23:28,678
‫عمه لیدیا تأکید مؤکد کرد که
‫کنار دوشیزه اگنس بمونم

358
00:23:28,762 --> 00:23:32,349
‫قطعاً بستنی یکی از معجزات پروردگاره

359
00:23:32,432 --> 00:23:34,434
‫بعیده دلت بخواد
‫کفرِ نعمت کنی

360
00:23:37,896 --> 00:23:39,648
‫برو یه‌کم بخور

361
00:23:39,731 --> 00:23:40,732
‫یالا

362
00:23:56,957 --> 00:23:58,792
‫یکی از مرواریدها رو انداختن گردنت؟
‫چیکار کردی مگه؟

363
00:23:58,875 --> 00:24:00,377
‫هیچ کاری نکرده!

364
00:24:01,836 --> 00:24:03,338
‫تا حالا ندیدم از این کارها بکنن

365
00:24:03,421 --> 00:24:04,839
‫خب، عمه لیدیا چی گفت؟

366
00:24:05,507 --> 00:24:07,342
‫گفت تازه‌وارده

367
00:24:08,134 --> 00:24:09,636
‫من فقط قراره شبانش باشم

368
00:24:10,053 --> 00:24:11,554
‫ازش خوشم نمیاد.
‫بهش نمیاد آدم جالبی باشه.

369
00:24:11,638 --> 00:24:14,265
‫خب، نباید بهش اعتماد کنی.
‫همه چی رو میذاره کفِ دستِ عمه لیدیا.

370
00:24:14,349 --> 00:24:15,934
‫از مرواریدهاست

371
00:24:17,185 --> 00:24:18,186
‫بکا؟

372
00:24:18,269 --> 00:24:20,105
‫مارتات اومده دنبالت

373
00:24:21,189 --> 00:24:22,273
‫چشم، عمه استی

374
00:24:25,902 --> 00:24:27,320
‫وقتِ پُروه

375
00:24:27,404 --> 00:24:28,405
‫برام دعا کنید

376
00:24:28,488 --> 00:24:30,949
‫ای‌کاش من این فصل سبزپوش می‌شدم

377
00:24:31,032 --> 00:24:33,451
‫کاش همگی با هم سبزپوش می‌شدیم

378
00:24:34,953 --> 00:24:38,123
‫همه چیز داره خیلی سریع پیش میره

379
00:24:38,748 --> 00:24:41,668
‫یه لباسه دیگه، شوهر که نیست

380
00:24:42,377 --> 00:24:43,378
‫فعلاً

381
00:24:43,461 --> 00:24:44,838
‫خب، من که از خدامه شوهر کنم

382
00:24:44,921 --> 00:24:47,340
‫بکا، لطفاً بیا دیگه. بجنب

383
00:24:48,967 --> 00:24:50,301
‫برو در پناهِ حق

384
00:24:51,636 --> 00:24:53,263
‫میرم در پناهِ حق

385
00:25:10,739 --> 00:25:12,073
‫باید زیرآبش رو بزنی

386
00:25:12,157 --> 00:25:13,366
‫مرواریده رو میگم

387
00:25:14,117 --> 00:25:15,118
‫واسه‌ی چی؟

388
00:25:15,201 --> 00:25:17,829
‫بگو غیبت می‌کنه یا بددهنه

389
00:25:17,912 --> 00:25:20,331
‫- شو…
‫- یا بگو جیم زد رفت بستنی بخوره

390
00:25:20,415 --> 00:25:21,666
‫این یکی منطقی‌تره

391
00:25:21,750 --> 00:25:23,334
‫تنبیه میشه

392
00:25:23,418 --> 00:25:25,587
‫- عجب آدمی هستی تو
‫- بس کن دیگه

393
00:25:25,670 --> 00:25:28,339
‫من که نگفتم بگی
‫خائن جنسیتی یا یه همچین چیزیه

394
00:25:28,757 --> 00:25:30,383
‫در حدِ یه چیز ساده

395
00:25:32,343 --> 00:25:35,889
‫اگنس، می‌دونم تو خیلی خیلی دخترِ گلی هستی،

396
00:25:35,972 --> 00:25:39,392
‫منتها دیگه وقتشه یه تکونی به خودت بدی و
‫قبل اینکه زهرش رو بریزه، کلکش رو بکَنی

397
00:25:59,370 --> 00:26:01,164
‫نون تُست دارچینی

398
00:26:01,247 --> 00:26:03,500
‫نعمتش افزون و پُربرکت

399
00:26:08,171 --> 00:26:09,380
‫خیلی درد داری؟

400
00:26:09,464 --> 00:26:12,842
‫هیچوقت خدا باری سنگین‌تر از
‫طاقت آدم رو دوشش نمیذاره

401
00:26:12,926 --> 00:26:15,553
‫هرچند، گاهی‌وقت‌ها آدم رو
‫تا مرز بُریدن می‌رسونه

402
00:26:18,473 --> 00:26:20,308
‫بکا واسه آخرین بار رفت پُرو لباسش

403
00:26:20,683 --> 00:26:23,520
‫لابد خیلی خوشحاله که
‫قراره لباس جدید بپوشه

404
00:26:24,312 --> 00:26:26,147
‫مطمئنم مثل ماه میشه

405
00:26:26,856 --> 00:26:28,066
‫دخترِ خوش بَر و روییه

406
00:26:29,818 --> 00:26:33,947
‫ممکنه توی مراسم رقص،
‫یه فرمانده ازش خواستگاری کنه

407
00:26:34,030 --> 00:26:35,448
‫از باباش در واقع

408
00:26:36,866 --> 00:26:40,078
‫ممکنه با کسی ازدواج کنه که
‫توی وایومینگ زندگی می‌کنه

409
00:26:40,161 --> 00:26:41,579
‫یا یه جای دیگه

410
00:26:42,497 --> 00:26:43,915
‫غیرِ مریلند

411
00:26:44,499 --> 00:26:47,127
‫اگه زنِ یه فرمانده‌ی ارشد بشه،
‫جای دوری نمیره

412
00:26:47,669 --> 00:26:49,504
‫مجبورن نزدیک پایتخت بمونن

413
00:26:50,088 --> 00:26:55,176
‫ممکنه با کسی ازدواج کنه که
‫اجازه نده با کسی معاشرت کنه

414
00:26:55,844 --> 00:26:57,679
‫خیلی ذهنت رو درگیر نکن

415
00:26:59,472 --> 00:27:01,307
‫رُزا، از کجا با شوهرت آشنا شدی؟

416
00:27:03,226 --> 00:27:04,644
‫منظورم، قبلِ اینجاست

417
00:27:08,731 --> 00:27:10,441
‫ما توی کتاب‌فروشی همدیگه رو دیدیم

418
00:27:12,527 --> 00:27:17,532
‫تقریباً اون دوران همه‌ی دوست و آشناهامون
‫توی تیندر یا بامبل جفتشون رو پیدا می‌کردن

419
00:27:18,658 --> 00:27:20,660
‫ولی ما توی ردیفِ کتاب‌های آشپزی
‫همدیگه رو دیدیم

420
00:27:21,244 --> 00:27:22,453
‫تیندر چیه؟

421
00:27:24,706 --> 00:27:26,958
‫بگم هم به دردت نمی‌خوره، خوشگل‌خانم

422
00:27:28,209 --> 00:27:30,628
‫شب‌تون پُربرکت، خانم

423
00:27:34,215 --> 00:27:38,052
‫فرمانده پنجشنبه برمی‌گرده خونه.
‫یه‌سری کارها هست که باید انجام بدید.

424
00:27:39,095 --> 00:27:40,722
‫گفتی پات بهتر شده

425
00:27:41,764 --> 00:27:42,974
‫بله، خانم

426
00:27:44,684 --> 00:27:45,685
‫خوبه

427
00:27:46,394 --> 00:27:49,022
‫برو طبقه‌ی سوم. از همونجا شروع می‌کنیم

428
00:27:51,232 --> 00:27:52,233
‫چشم، خانم

429
00:28:01,826 --> 00:28:03,244
‫از بچگی اسب‌سواری می‌کردم

430
00:28:04,078 --> 00:28:06,664
‫هر وقت اسبی لنگ می‌شد،
‫پدرم خلاصش می‌کرد

431
00:28:09,584 --> 00:28:10,877
‫آسون نبود

432
00:28:12,754 --> 00:28:14,964
‫منتها از روی ترحم بود

433
00:28:15,882 --> 00:28:18,176
‫این داستان رو برات تعریف نکرده بودم؟

434
00:28:18,927 --> 00:28:20,136
‫نه، مادر

435
00:28:25,016 --> 00:28:28,603
‫اونجا یاد گرفتم که
‫آدم باید بعضی‌وقت‌ها بی‌رحم باشه

436
00:28:29,187 --> 00:28:32,273
‫گهگداری باید شاخه‌های نحیف رو هرس کرد

437
00:28:32,357 --> 00:28:33,983
‫همچنین، شاخه‌های مزاحم رو

438
00:28:35,235 --> 00:28:38,071
‫وقتی رفتی سرِ خونه‌زندگیت،
‫می‌فهمی چی بگم

439
00:28:40,240 --> 00:28:41,449
‫شبت پُربرکت

440
00:29:39,048 --> 00:29:42,218
‫وقتِ تجمعه، ارغوان‌های من.
‫دوتا صف ببندید.

441
00:29:43,469 --> 00:29:45,805
‫صاف وایسا، اگنس

442
00:29:45,888 --> 00:29:47,515
‫معذرت می‌خوام، عمه ویدالا

443
00:29:52,895 --> 00:29:55,315
‫ارغوان‌ها، لطفاً توی
‫سالن غذاخوری جمع بشید

444
00:29:55,398 --> 00:29:56,441
‫بجنبید!

445
00:29:56,524 --> 00:29:58,443
‫صورتی‌پوش‌ها. برید سرِ کلاستون.
‫یالا، بجنبید!

446
00:30:25,511 --> 00:30:27,347
‫روزت پُربرکت، دوشیزه اگنس

447
00:30:49,869 --> 00:30:52,705
‫روزت پُربرکت. چطور بود؟

448
00:30:52,789 --> 00:30:54,999
‫به امیدِ گشایش الهی. خوب بود

449
00:30:56,751 --> 00:30:59,754
‫خفه‌شو. جدی خوب بود

450
00:30:59,837 --> 00:31:01,047
‫البته اگه آستین پُفی دوست داشته باشی

451
00:31:08,763 --> 00:31:10,848
‫روزتون پُربرکت، دخترهای باوقار

452
00:31:10,932 --> 00:31:12,975
‫ما به انرژی شما نیاز داریم

453
00:31:13,059 --> 00:31:16,396
‫چون امروز کار سختی پیشِ روی ماست

454
00:31:17,355 --> 00:31:18,356
‫در راهِ خدا

455
00:31:23,361 --> 00:31:24,362
‫آماده‌اید؟

456
00:31:24,779 --> 00:31:27,240
‫بله، عمه استی!

457
00:31:36,582 --> 00:31:38,918
‫وای، می‌بینم که یکی تو دردسر افتاده!

458
00:31:39,001 --> 00:31:40,253
‫خوبه

459
00:31:40,336 --> 00:31:41,754
‫همون مردکِ چندشه

460
00:31:42,505 --> 00:31:46,134
‫این مرد، گناهکاریه که
‫در میون ما پنهان شده بود

461
00:31:46,217 --> 00:31:51,222
‫موقع دست‌مالی کردنِ خودش گیر افتاد.
‫توی حیاط مدرسه، داشت با خودش ور می‌رفت.

462
00:31:52,432 --> 00:31:57,270
‫گیلیاد، شما دخترهای مثل برگِ گل رو
‫بهش سپرده بود

463
00:31:58,104 --> 00:32:01,524
‫ولی در عوض، مسیر شرارت رو در پیش گرفت

464
00:32:02,108 --> 00:32:05,236
‫قدرت آفرینش شوخی‌بردار نیست

465
00:32:05,319 --> 00:32:07,738
‫می‌خوان باهاش چیکار کنن؟

466
00:32:07,822 --> 00:32:08,823
‫ساکت!

467
00:32:08,906 --> 00:32:12,118
‫اون سزاوار مجازات از سمت ماست،
‫ولی نباید ازش لذت ببریم

468
00:32:12,201 --> 00:32:14,912
‫شماها هم بی‌تقصیر نیستید، دخترها

469
00:32:14,996 --> 00:32:18,207
‫شرم بر هر کدوم از شما
‫اگه مردی رو از راه به در کنید!

470
00:32:18,875 --> 00:32:22,336
‫حالا… تصمیمش با شماست

471
00:32:22,420 --> 00:32:26,257
‫وقتی برید سرِ خونه‌زندگی‌تون و همسر بشید،
‫باید تصمیمات سختی بگیرید

472
00:32:28,092 --> 00:32:29,927
‫خب، نظرتون چیه، دخترها؟

473
00:32:30,720 --> 00:32:32,930
‫بذاریم قسر در بره؟

474
00:32:33,681 --> 00:32:36,100
‫تو رو خدا. تو رو خدا

475
00:32:36,184 --> 00:32:37,268
‫- خواهش می‌کنم!
‫- یا که تاوان پس بده؟

476
00:32:38,895 --> 00:32:42,148
‫- با دستش!
‫- با دستش!

477
00:32:45,985 --> 00:32:49,906
‫با دستش مجازاتش کنید!

478
00:33:04,837 --> 00:33:08,299
‫بهتون افتخار می‌کنم.
‫دارید یه‌پا خانم می‌شید واسه خودتون.

479
00:33:10,843 --> 00:33:14,931
‫با دستش! با دستش!

480
00:33:18,684 --> 00:33:21,187
‫با دستش! با دستش!

481
00:33:26,275 --> 00:33:27,485
‫وای خدا

482
00:33:29,195 --> 00:33:33,783
‫با دستش! با دستش!

483
00:33:36,160 --> 00:33:39,664
‫عدالت! عدالت!
‫عدالت! عدالت!

484
00:33:39,747 --> 00:33:41,165
‫وایِ من

485
00:33:41,749 --> 00:33:43,084
‫تو حالت خوبه؟

486
00:33:43,960 --> 00:33:47,046
‫خوبم. ممنون که حالم رو پرسیدی

487
00:33:54,303 --> 00:33:57,723
‫با دستش! با دستش!

488
00:34:09,485 --> 00:34:11,487
‫دیزی؟ دیزی!

489
00:34:15,241 --> 00:34:17,660
‫لعنتی! داشتن چه گوهی می‌خوردن؟

490
00:34:17,743 --> 00:34:19,120
‫قانون‌شکنی کرد

491
00:34:19,203 --> 00:34:22,164
‫دستش رو قطع کردن. خودم دستش رو دیدم

492
00:34:22,248 --> 00:34:24,166
‫یا پیغمبر، بدبخت بیدار بود و حسش می‌کرد

493
00:34:24,250 --> 00:34:25,418
‫یا خدا!

494
00:34:25,793 --> 00:34:29,297
‫یا پیغمبر، این دیگه چه کاریه؟!

495
00:34:31,424 --> 00:34:33,634
‫بب… ببخشید. بب…

496
00:34:33,718 --> 00:34:35,136
‫اگنس

497
00:34:35,219 --> 00:34:36,637
‫اگنس

498
00:34:36,721 --> 00:34:38,347
‫به کسی نگو

499
00:34:39,682 --> 00:34:41,100
‫الهی

500
00:34:41,851 --> 00:34:44,061
‫اگنس، به دیزی کمک کن
‫خودش رو تر و تمیز کنه

501
00:35:01,787 --> 00:35:03,289
‫الان چه حسی داری؟

502
00:35:07,918 --> 00:35:10,338
‫درباره‌ی تجمعات بهم گفته بودن…

503
00:35:12,965 --> 00:35:15,301
‫منتها فکر نمی‌کردم اینطوری باشه

504
00:35:15,926 --> 00:35:17,136
‫چطوری؟

505
00:35:26,979 --> 00:35:28,981
‫ممنون که هوامو داری

506
00:35:32,777 --> 00:35:35,071
‫عمه لیدیا هر امری کنه،
‫ما انجام وظیفه می‌کنیم

507
00:35:37,907 --> 00:35:39,992
‫دوشیزه اگنس، واقعاً معذرت می‌خوام

508
00:35:40,076 --> 00:35:41,911
‫من به مقدسات توهین کردم

509
00:35:43,621 --> 00:35:44,830
‫حالت خوب نبود

510
00:35:45,414 --> 00:35:48,167
‫حرمتِ اسم خدا رو شکستم، اگنس

511
00:35:48,876 --> 00:35:50,503
‫هیچ عذری پذیرفته نیست

512
00:35:51,671 --> 00:35:53,297
‫می‌دونم باید اعتراف کنم

513
00:35:54,924 --> 00:35:55,925
‫خیلی‌خب

514
00:35:57,802 --> 00:36:00,638
‫عمه لیدیا مسئول تنبیه مرواریدهاست

515
00:36:03,015 --> 00:36:04,392
‫باشه

516
00:36:06,477 --> 00:36:08,312
‫خدا حفظ کنه نظم و انضباطش رو

517
00:36:10,022 --> 00:36:11,440
‫باید راه و رسم اینجا رو یاد بگیرم

518
00:36:17,405 --> 00:36:19,407
‫به نظرت زبونم رو از حلقومم می‌کشه بیرون؟

519
00:36:21,826 --> 00:36:23,452
‫یه چیزهایی شنیدم

520
00:36:23,953 --> 00:36:27,957
‫نه بابا. نه به‌خاطر همچین کاری. احتمالاً نه

521
00:36:30,334 --> 00:36:31,544
‫خیلی‌خب

522
00:36:33,254 --> 00:36:34,672
‫اگه خواستِ خدا باشه، می‌پذیرم

523
00:36:35,381 --> 00:36:36,799
‫مطیع خواستِ خدام

524
00:36:37,299 --> 00:36:38,718
‫مطیع خواستِ خدام

525
00:36:39,176 --> 00:36:40,511
‫مطیع خواستِ خدا… نمی‌تونم

526
00:36:40,594 --> 00:36:41,846
‫اگنس، نمی‌تونم

527
00:36:41,929 --> 00:36:44,557
‫عیبی نداره. اجباری در کار نیست

528
00:36:46,434 --> 00:36:47,643
‫اجباری نیست

529
00:36:49,019 --> 00:36:50,855
‫بین خودمون می‌مونه

530
00:37:06,620 --> 00:37:08,622
‫خداوند شاهد و ناظر بر گناهانمونه

531
00:37:14,837 --> 00:37:16,130
‫با هم دعا می‌کنیم

532
00:37:16,756 --> 00:37:18,591
‫طلب بخشش می‌کنیم

533
00:37:20,801 --> 00:37:22,428
‫خدا بخشنده‌ست

534
00:37:24,096 --> 00:37:26,390
‫ولی عمه‌ها، نه زیاد

535
00:37:29,143 --> 00:37:30,561
‫مطمئنی؟

536
00:37:33,856 --> 00:37:35,357
‫رازمون می‌مونه

537
00:37:42,823 --> 00:37:45,117
‫شونمایت می‌گفت دیزی خطرناکه

538
00:37:46,076 --> 00:37:47,912
‫اتفاقاً راست می‌گفت

539
00:37:48,954 --> 00:37:51,957
‫می‌گفت تحت هیچ شرایطی
‫نباید به مرواریدها اعتماد کرد

540
00:37:52,708 --> 00:37:54,752
‫ولی من دقیقاً خلافش رو انجام دادم

541
00:38:05,596 --> 00:38:07,807
‫شبتون پُربرکت، مرواریدهای من

542
00:38:09,225 --> 00:38:10,851
‫خداوند یار و یاورتون

543
00:39:17,209 --> 00:39:19,545
‫…اینجا رادیو بوستون آزاده

544
00:39:19,628 --> 00:39:22,298
‫اگه دنبال موسیقی دل‌نشین هستید،
‫جای درستی اومدید

545
00:39:22,381 --> 00:39:24,466
‫برای قهرمانان جنبش می‌دی در خط دشمن،

546
00:39:24,550 --> 00:39:28,053
‫پیام‌های امشب روی موج ۹۹.۲ پخش میشه

547
00:39:28,137 --> 00:39:31,056
‫یاتون نره، عزیزان،
‫اجازه ندید این حرومزاده‌ها…

548
00:39:33,225 --> 00:39:37,062
‫سگ قرمز، خونه‌ی سبز، انبار سفید،
‫بسته‌هاتون آماده‌ست

549
00:39:37,980 --> 00:39:40,733
‫اگه از اعضای محفل گیره‌ی کاغذ هستید،
‫آماده باشید

550
00:39:40,816 --> 00:39:42,651
‫پیام‌های امشب به پایان رسید

551
00:40:27,873 --> 00:40:37,873
www.TalaFilm.Top

552
00:40:47,633 --> 00:40:52,012
‫سلام!

553
00:40:53,258 --> 00:41:03,258
« ترجمه از نهال »
.:: <font color="#ff8400">iredprincess</font> ::.

554
00:41:12,008 --> 00:41:22,008
www.TalaFilm.Top
‫zaya.io/digimovie

555
00:41:33,554 --> 00:41:35,305
‫هوا همچنان سرد بود،

556
00:41:35,389 --> 00:41:38,308
‫ولی یادمه شب‌ها داشتن کوتاه‌تر می‌شدن

557
00:41:38,392 --> 00:41:39,935
‫مرغ‌های دریایی برگشته بودن

558
00:41:40,019 --> 00:41:42,312
‫صداشون از توی آسمون به گوش می‌رسید

559
00:41:42,396 --> 00:41:44,398
‫این یعنی بهار نزدیکه

560
00:41:45,983 --> 00:41:48,152
‫هنوز نمی‌دونستم مامانم کیه

561
00:41:49,069 --> 00:41:50,279
‫مامانِ واقعی‌ام

562
00:41:51,655 --> 00:41:53,282
‫چیزی نمونده بود که بفهمم

563
00:41:54,366 --> 00:41:56,994
‫اصلاً نمی‌دونستم این اتفاق
‫چقدر قراره همه چیز رو عوض کنه

564
00:41:58,912 --> 00:42:02,332
‫وقتی تقویم نداری،
‫یاد می‌گیری جورِ دیگه زمان رو حساب کنی

565
00:42:02,416 --> 00:42:04,418
‫همون موقع بود که پریود شدم

566
00:42:05,461 --> 00:42:07,087
‫همون موقع که با دیزی آشنا شدم

567
00:42:08,964 --> 00:42:10,966
‫همه چیز از اونجا شروع شد

568
00:42:10,998 --> 00:42:20,998
www.TalaFilm.Top