1
00:00:05,985 --> 00:00:08,404
‫«آنچه گذشت…»

2
00:00:08,488 --> 00:00:10,782
‫تبریک بابت مراسم تشرف‌تون

3
00:00:10,865 --> 00:00:12,534
‫همون موقع بود که عادت‌ماهانه شدم

4
00:00:12,617 --> 00:00:13,743
‫همون موقع که با دیزی آشنا شدم

5
00:00:13,826 --> 00:00:15,912
‫دیزی قراره بیاد توی کلاسِ شما

6
00:00:15,995 --> 00:00:17,956
‫دخترِ خوبی باش و پیش اگنس بمون

7
00:00:18,039 --> 00:00:19,832
‫بره‌ها از گله جدا نمیشن

8
00:00:19,916 --> 00:00:22,168
‫- بگو ببینم، اهل کجایی؟
‫- تورنتو

9
00:00:22,252 --> 00:00:24,837
‫گمونم کانادا زمین تا آسمون
‫با گیلیاد فرق داره

10
00:00:24,921 --> 00:00:27,257
‫داره توی منجلاب گناه خفه میشه

11
00:00:27,340 --> 00:00:29,300
‫یکی از مرواریدها رو انداختن گردنت؟
‫چیکار کردی مگه؟

12
00:00:29,384 --> 00:00:30,718
‫هیچ کاری نکرده!

13
00:00:30,802 --> 00:00:31,803
‫خب، نباید بهش اعتماد کنی

14
00:00:31,886 --> 00:00:34,931
‫وقتشه یه تکونی به خودت بدی و
‫قبل اینکه زهرش رو بریزه، کلکش رو بکَنی

15
00:00:37,350 --> 00:00:40,270
‫من به مقدسات توهین کردم.
‫می‌دونم باید اعتراف کنم.

16
00:00:40,353 --> 00:00:43,064
‫- عمه لیدیا گفت باید پیشت بمونم
‫- نمی‌تونی بیای

17
00:00:43,147 --> 00:00:44,357
‫عمه گبانا؟

18
00:00:44,440 --> 00:00:46,818
‫این دخترک امروز صبح یه اعترافی کرده

19
00:00:46,901 --> 00:00:49,404
‫بهش بگو چیه، اگنس

20
00:00:49,487 --> 00:00:50,863
‫یه دخترِ ناپاک

21
00:00:50,947 --> 00:00:53,491
‫ناپاک! ناپاک! ناپاک!

22
00:00:53,575 --> 00:00:56,744
‫اون هم بود!
‫شنید به مقدسات توهین کردم

23
00:00:56,828 --> 00:01:00,540
‫اتاق تأدیب رو نمی‌تونی تحمل کنی.
‫تجمعات هم همین‌طور.

24
00:01:00,623 --> 00:01:03,251
‫شاید کلاً خدمت به‌خدا برات معضله

25
00:01:03,334 --> 00:01:06,379
‫اصلاً واسه چی اومدی اینجا؟
‫چرا برنمی‌گردی خونه‌ات، همون‌جا که بودی؟

26
00:01:06,462 --> 00:01:08,172
‫همه که خونه ندارن،
‫هر وقت دلشون خواست برگردن

27
00:01:08,256 --> 00:01:10,216
‫…اینجا رادیو بوستون آزاده

28
00:01:10,300 --> 00:01:12,218
‫برای قهرمانان جنبش می‌دی در خط دشمن،

29
00:01:12,302 --> 00:01:15,305
‫پیام‌های امشب روی موج ۹۹.۲ پخش میشه

30
00:01:15,388 --> 00:01:16,389
‫سلام!

31
00:01:16,472 --> 00:01:18,391
‫سگ قرمز، خونه‌ی سبز، انبار سفید،

32
00:01:18,474 --> 00:01:20,518
‫بسته‌هاتون آماده‌ست

33
00:01:20,602 --> 00:01:23,021
‫اگه از اعضای محفل گیره‌ی کاغذ هستید،
‫آماده باشید

34
00:01:23,104 --> 00:01:24,397
‫پیام‌های امشب به پایان رسید

35
00:01:24,480 --> 00:01:28,901
‫یادتون نره، رفقا،
نذارید ‫این حرومزاده‌ها خُردتون کنن

36
00:01:29,644 --> 00:01:39,644
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

37
00:01:41,831 --> 00:01:46,227
‫« شهادت‌نامه‌ها »
‫« قسمت سوم: دیزی »

38
00:01:53,092 --> 00:01:56,304
<font color="#ff00f0">‫♪ Scala and Kolacny Brothers - California Dreamin ♪</font>

39
00:01:57,769 --> 00:02:07,757
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@
‫zaya.io/digimovie

40
00:02:09,976 --> 00:02:19,964
« ترجمه از نهال »
.:: <font color="#ff8400">iredprincess</font> ::.

41
00:02:21,678 --> 00:02:31,678
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top

42
00:02:33,841 --> 00:02:35,927
‫ازم خواستید راویِ این قصه‌ی

43
00:02:36,010 --> 00:02:38,012
‫جنون‌آمیز باشم

44
00:02:38,096 --> 00:02:39,889
‫اینکه چطوری سر از گیلیاد درآوردم

45
00:02:41,391 --> 00:02:43,434
‫اتفاقاً این سؤال همیشه توی ذهن من هم هست

46
00:02:45,019 --> 00:02:47,522
‫علی‌الخصوص اون دَم صبح‌های وامونده

47
00:03:15,800 --> 00:03:19,137
‫تورنتو که بودیم،
‫توی کتاب‌های درسی درباره‌ی گیلیاد می‌خوندیم

48
00:03:19,220 --> 00:03:21,597
‫معلم‌مون می‌گفت
‫هرچند به نظر می‌رسه

49
00:03:21,681 --> 00:03:23,766
‫گیلیاد یک‌شبه بنا شده،

50
00:03:23,850 --> 00:03:26,060
‫منتها نشونه‌های اومدنش
‫از قبل معلوم بود

51
00:03:26,144 --> 00:03:29,731
‫کاندیداها بی‌پروا از زن‌ها و

52
00:03:29,814 --> 00:03:32,650
‫هم‌جنس‌گراها حرف می‌زدن؛

53
00:03:32,734 --> 00:03:34,736
‫منتها باز هم رأی می‌آوردن

54
00:03:35,403 --> 00:03:38,614
‫مردم خیال می‌کردن دارن اغراق می‌کنن

55
00:03:38,698 --> 00:03:43,244
‫خب، زن‌ها نه می‌تونن کار کنن،
‫نه گوشی داشته باشن یا که کتاب بخونن

56
00:03:43,327 --> 00:03:44,871
‫از هم‌جنس‌گراها دیگه نگم که

57
00:03:44,954 --> 00:03:48,124
‫خب، خودتون می‌دونید چه بلایی سرشون اومد

58
00:04:05,433 --> 00:04:08,644
‫توی تورنتو،
‫همیشه تو چایی‌ام عسل می‌ریختم

59
00:04:09,520 --> 00:04:11,189
‫دیگه این کار رو نمی‌کنم

60
00:04:25,077 --> 00:04:26,496
‫امکانش هست چندتا از این جزوه‌ها رو

61
00:04:26,579 --> 00:04:28,456
‫اینجا بذاریم برای علاقمندان؟

62
00:04:28,956 --> 00:04:31,125
‫آغوش گیلیاد برای همه‌ی فرزندان خدا بازه

63
00:04:31,626 --> 00:04:32,960
‫حتماً. چندتاش رو بیرون میذارم

64
00:04:33,044 --> 00:04:35,087
‫خدا حفظتون کنه، خانم. خیلی محبت دارید

65
00:04:35,171 --> 00:04:36,881
‫خدمتِ شما

66
00:04:36,964 --> 00:04:38,758
‫بابتِ قلب مهربون‌تون

67
00:04:49,644 --> 00:04:51,646
‫واسه چی این‌قدر با این خل‌وضع‌ها مهربونی؟

68
00:04:51,729 --> 00:04:52,814
‫برای چی نباشم؟

69
00:04:52,897 --> 00:04:55,983
‫چون کشورشون ریده و ضد زن‌هان؟

70
00:04:56,526 --> 00:04:57,902
‫کمکم می‌کنی اینها رو جمع کنم؟

71
00:04:57,985 --> 00:05:00,321
عه، چی بود؟

72
00:05:00,404 --> 00:05:02,365
‫آدم قشنگ صدای ساس‌ها رو می‌شنوه

73
00:05:02,448 --> 00:05:04,283
‫من بُردم و من بُردم،
‫چلوکبابو من خوردم

74
00:05:04,367 --> 00:05:05,701
‫چیزهایی که تو لیستم بود رو خریدی؟

75
00:05:05,785 --> 00:05:07,787
‫اون‌همه هله‌هوله رو؟ آره

76
00:05:07,870 --> 00:05:11,499
‫یه‌ذره مواد مغذی هم توشون نبود.
‫مدرسه چطور بود؟

77
00:05:11,582 --> 00:05:13,292
‫خوب بود

78
00:05:13,376 --> 00:05:16,087
‫من و جاستین با هم
‫امتحان مطالعات رو پاس شدیم

79
00:05:16,170 --> 00:05:18,130
‫اوه، قضیه جدی شده که، نه؟

80
00:05:18,214 --> 00:05:20,341
‫بابا! به‌خاطر یه پاس شدن؟

81
00:05:20,424 --> 00:05:22,718
‫نه، واسه اینکه با هم با هم راه انداختی.
‫من میرم بالا.

82
00:05:22,802 --> 00:05:24,220
‫با هم میز شام رو بچینیم؟

83
00:05:24,303 --> 00:05:25,972
‫با هم می‌چینیم و با هم می‌خوریم

84
00:05:26,806 --> 00:05:29,475
‫می‌خوای زنگ بزنم مطب دکتر لین وقت بگیرم؟

85
00:05:30,101 --> 00:05:32,311
‫ای خدا. مامان، ما سکس نمی‌کنیم

86
00:05:32,395 --> 00:05:33,980
‫خیلی‌خب. باشه

87
00:05:35,106 --> 00:05:38,317
‫می‌دونی که اگه داشته باشید هم
‫ایرادی نداره

88
00:05:39,402 --> 00:05:42,154
‫منظورم اینه که من هم
‫تو سن و سالِ تو بکارتم رو از دست دادم

89
00:05:42,238 --> 00:05:43,614
‫میشه دیگه در این مورد حرف نزنیم؟

90
00:05:43,698 --> 00:05:45,867
‫جدی میگم. همه‌ش از روی تجربه‌ست

91
00:05:45,950 --> 00:05:47,910
‫- من میرم بالا
‫- چی؟ چرا؟

92
00:05:47,994 --> 00:05:49,704
‫بیا توی انبارگردانی کمکم کن

93
00:05:49,787 --> 00:05:54,375
‫ولی باید برم آماده شم که
‫قراره با جاستین یه‌عالمه سکس کنیم

94
00:05:54,458 --> 00:05:57,628
‫بیفتم تو بغلِ خیس و داغش

95
00:06:08,764 --> 00:06:11,475
<font color="#ff00f0">‫♪ The Wytches - Zep Step ♪</font>

96
00:06:16,898 --> 00:06:19,442
‫- راستی، مامانم…
‫- خب؟

97
00:06:19,525 --> 00:06:21,319
‫…ازم پرسید با هم خوابیدیم یا نه

98
00:06:24,655 --> 00:06:25,907
‫خیلی‌خب

99
00:06:25,990 --> 00:06:28,492
‫خب. بده من

100
00:06:28,576 --> 00:06:31,787
‫- تو چی گفتی؟
‫- گفتم نه

101
00:06:31,871 --> 00:06:33,414
‫گفتم تو آماده نیستی

102
00:06:34,665 --> 00:06:36,125
‫آره، شک نکن

103
00:06:40,421 --> 00:06:42,131
‫یه‌جورایی حس بدی دارم که
‫بهش دروغ گفتم

104
00:06:44,008 --> 00:06:46,719
‫یه‌جورایی دلم می‌خواد
‫بهش بگم با هم خوابیدیم

105
00:06:47,136 --> 00:06:48,346
‫عه، تو بودی مگه؟

106
00:06:48,429 --> 00:06:50,014
‫فکرش رو می‌کردم

107
00:06:50,097 --> 00:06:52,683
‫آره… خوب بود

108
00:06:52,767 --> 00:06:54,685
‫هاهاها خندیدم

109
00:06:54,769 --> 00:06:56,187
‫پس، یعنی…

110
00:06:57,688 --> 00:07:00,775
‫الان هر دفعه که من رو ببینه،
‫همه‌ش پیش خودش فکر می‌کنه که

111
00:07:00,858 --> 00:07:03,402
‫«این همون پسره‌ست که
‫پرده‌ی دخترم رو زده؟»

112
00:07:03,486 --> 00:07:04,695
‫اَی!

113
00:07:04,779 --> 00:07:06,739
‫اینجوری نگو!

114
00:07:06,822 --> 00:07:07,949
‫نه؟

115
00:07:08,032 --> 00:07:10,576
‫تازشم، قشنگ معلومه
‫فکر می‌کنه این کار رو کردی

116
00:07:10,660 --> 00:07:13,746
‫خب، مامان خودته.
‫هر چی دوست داری بهش بگو.

117
00:07:15,289 --> 00:07:16,916
شاید کار درستیه

118
00:07:17,917 --> 00:07:22,505
‫راستش، ترجیح میدم توی خونه‌ی خودم
سکس کنیم تا زیرزمینِ تونی

119
00:07:23,089 --> 00:07:26,717
‫چی؟ اون مبل حصیریِ درب‌وداغون حشریت نمی‌کنه؟

120
00:07:30,721 --> 00:07:31,973
‫بهش میگم

121
00:07:33,015 --> 00:07:35,935
‫بعدش هم ازش اجازه می‌گیرم
‫این آخر هفته رو بیای پیشم بمونی

122
00:07:40,773 --> 00:07:43,359
‫باشه. خب، ولی اگه یه‌وقت

123
00:07:43,442 --> 00:07:45,528
‫- من رو از تخم‌هام دار زد…
‫- خب؟

124
00:07:49,949 --> 00:07:51,409
‫این چیه؟

125
00:07:51,492 --> 00:07:52,618
‫مال توئه

126
00:07:54,120 --> 00:07:55,121
‫به چه مناسبتی؟

127
00:07:56,038 --> 00:07:58,457
‫همین‌جوری. آخه می‌دونم عتیقه‌جات دوست داری

128
00:08:01,168 --> 00:08:02,378
‫ممنونم

129
00:08:07,341 --> 00:08:09,969
‫- خیلی خفنه جدی!
‫- آره

130
00:08:10,803 --> 00:08:12,013
‫ممنونم

131
00:08:58,100 --> 00:08:59,101
‫مامان؟

132
00:08:59,185 --> 00:09:01,062
‫- آهای، خانم، اجازه ندارید بیاید اینجا
‫- بابا؟ مامان؟

133
00:09:01,145 --> 00:09:03,564
‫- مامان؟!
‫- هی، برگردید عقب

134
00:09:03,647 --> 00:09:05,149
‫- بابا؟
‫- جلو نیا

135
00:09:05,232 --> 00:09:07,610
‫- ولم کن، عوضی!
‫- یالا، برگرد عقب

136
00:09:07,693 --> 00:09:09,153
‫- گفتم گمشو، ولم کن!
‫- هی، هی

137
00:09:09,236 --> 00:09:10,696
‫- مامان‌بابای من‌ اونجان
‫- ببین، متأسفم

138
00:09:10,780 --> 00:09:13,365
‫- مامان و بابام اون توئن
‫- سارا!

139
00:09:13,449 --> 00:09:16,077
‫- ایشون دخترشونه
‫- چی شده؟

140
00:09:23,000 --> 00:09:24,627
‫مامان!

141
00:09:47,191 --> 00:09:48,943
‫خیلی سرده

142
00:09:49,026 --> 00:09:50,444
‫نشونه‌ی عظمت خداونده

143
00:09:50,528 --> 00:09:52,279
‫به‌نظرت نباید شکرِ نعمت کنیم؟

144
00:10:14,844 --> 00:10:18,389
‫مسئولیت کلاس‌های باغبانیِ امروز
‫به‌عهده‌ی عمه استی هست

145
00:10:18,472 --> 00:10:20,182
‫فکر کنم وقتشه شاخ و برگِ رزها رو هرس کنیم

146
00:10:20,266 --> 00:10:22,309
‫بعدِ آخرین بارون، حسابی رشد کردن

147
00:10:22,393 --> 00:10:23,394
‫بسیارخب

148
00:10:23,477 --> 00:10:27,481
‫عمه گبانا هم تمرین سرودهایِ
‫مذهبی رو با گروه کُر پیش می‌بره

149
00:10:27,565 --> 00:10:28,816
‫به کجا رسیدن؟

150
00:10:28,899 --> 00:10:31,152
‫یه یاریِ پروردگار،
قراره تا روز ضیافت آماده بشن

151
00:10:31,861 --> 00:10:34,989
‫خواستِ پروردگار اینه که
‫تا روز ضیافت حتماً آماده بشن

152
00:10:35,656 --> 00:10:37,283
‫صد درصد

153
00:10:37,366 --> 00:10:38,701
‫البته

154
00:10:38,784 --> 00:10:41,203
‫ضمناً باید حواسمون به
بخش آلتوی ‫صورتی‌پوش‌های

155
00:10:41,287 --> 00:10:42,705
‫سال دوم هم باشه

156
00:10:42,788 --> 00:10:46,542
‫سارا، ریچل و جدیداً هم آنا
‫مدام پیش همدیگه‌ان

157
00:10:47,376 --> 00:10:49,295
‫نباید بذاریم ادامه‌دار بشه

158
00:10:51,463 --> 00:10:54,216
‫دیزی، خودت رو تر و تمیز کن

159
00:10:54,300 --> 00:10:55,843
‫بعدش هم برو پیش ارغوانت

160
00:10:55,926 --> 00:10:57,386
‫صبح میریم اردوی آموزشی

161
00:10:57,469 --> 00:10:58,888
‫چشم، عمه ویدالا

162
00:11:04,185 --> 00:11:06,937
‫عمه لیدیا قصد داره هر کدوم از مرواریدها رو
‫با دخترِ یکی از فرمانده‌ها

163
00:11:07,021 --> 00:11:08,355
‫همراه کنه؟

164
00:11:08,439 --> 00:11:11,901
‫خدا عالمه. فکر کنم بیشترشون
با طبقه‌ی کارگر ازدواج کنن

165
00:11:12,818 --> 00:11:16,071
‫کل این طرح برام گنگ و مبهمه

166
00:11:24,205 --> 00:11:27,875
خدا نیاره اون روزی رو که بخوایم
مقاصد عمه لیدیا رو زیر سؤال ببریم

167
00:11:45,017 --> 00:11:48,270
‫خانم جاد از سرِ مرحمت،
‫ما رو به خونه‌اش دعوت کرده

168
00:11:48,354 --> 00:11:52,483
‫فرصتیه برای یادگیری،
‫به‌ویژه برای شما سبزپوش‌ها

169
00:11:58,656 --> 00:12:00,282
‫دلم می‌خواست بریم باغ وحش

170
00:12:00,366 --> 00:12:02,451
‫هولداجان، ما که دیگه ده ساله نیستیم

171
00:12:03,535 --> 00:12:06,163
‫خوش می‌گذره. تازه، قراره پنی رو هم ببینیم

172
00:12:06,247 --> 00:12:07,539
‫خانم جاد

173
00:12:07,623 --> 00:12:08,999
‫خانم فرمانده جاد

174
00:12:10,125 --> 00:12:11,418
‫واسه ما همون پنیِ سابقه

175
00:12:14,755 --> 00:12:16,674
محض اطلاعت، خیلی از بزرگ‌ترها
دوست دارن برن باغ وحش

176
00:12:19,051 --> 00:12:21,679
حواس‌ها جمع. دختره‌ ناپاکه داره میاد

177
00:12:24,556 --> 00:12:26,141
‫دامانت سبز و پُرثمر

178
00:12:26,642 --> 00:12:28,185
‫به امیدِ گشایش الهی

179
00:12:33,983 --> 00:12:35,234
‫هوای دل‌انگیزی نصیبمون شده

180
00:12:35,317 --> 00:12:37,319
‫ما هم با جون و دل پذیرای لطف پروردگاریم

181
00:12:38,112 --> 00:12:42,616
‫منظم صف بکشید.
‫وقت‌شناسی، نظم و انضباط می‌طلبه.

182
00:13:02,803 --> 00:13:04,388
‫روزتون پُربرکت، دوشیزه اگنس

183
00:13:05,431 --> 00:13:06,807
‫به امیدِ گشایش الهی

184
00:13:10,769 --> 00:13:13,480
‫جای تعجبی نداشت که
‫می‌خواست باهاش بخوابه

185
00:13:13,939 --> 00:13:15,649
‫ببینید چه بَر و رویی داره

186
00:14:02,946 --> 00:14:05,240
‫من هم یه‌زمانی همین‌جوری
‫زُل می‌زدم به جاستین

187
00:14:08,118 --> 00:14:09,745
‫سر تا پاش رو وَرانداز می‌کردم

188
00:14:12,623 --> 00:14:14,249
‫محافظته، نه؟

189
00:14:16,377 --> 00:14:17,920
‫خراب‌بازی درنیار

190
00:14:18,003 --> 00:14:19,046
‫چی؟

191
00:14:19,129 --> 00:14:21,340
‫این‌طوری بی‌محابا بهش میل نشون میدی؛

192
00:14:22,424 --> 00:14:23,842
‫جاپات رو توی جهنم سفت می‌کنه

193
00:14:24,551 --> 00:14:26,637
دعا می‌کنم بهتر از این شماها رو تربیت کنن

194
00:14:27,346 --> 00:14:30,808
‫آها، باشه. من خراب شدم الان؟

195
00:14:33,519 --> 00:14:35,521
‫معذرت می‌خوام، دوشیزه اگنس

196
00:14:39,316 --> 00:14:41,151
‫چیپین، اون جلو یه خبرهاییه

197
00:14:45,781 --> 00:14:48,200
‫- چیه؟
‫- نمی‌دونم

198
00:14:52,454 --> 00:14:54,081
‫چه خبر شده؟

199
00:14:54,164 --> 00:14:55,791
‫آینه رو ببینم

200
00:14:56,875 --> 00:14:58,836
‫می‌دونی چه خبره؟

201
00:14:58,919 --> 00:15:00,337
نمی‌دونم

202
00:15:00,421 --> 00:15:01,964
‫داره چیکار می‌کنه؟

203
00:15:02,047 --> 00:15:03,674
‫مسلح‌ان، شلیک می‌کنن

204
00:15:11,014 --> 00:15:14,435
‫دارن محاصره‌مون می‌کنن

205
00:15:17,229 --> 00:15:19,982
‫بهمون حمله شده! کمک بفرستید.
‫تکرار می‌کنم: بهمون حمله شده.

206
00:15:20,065 --> 00:15:21,692
‫سریعاً نیروی پشتیبانی بفرستید

207
00:15:28,699 --> 00:15:30,909
‫اگنس! بخواب روی زمین!

208
00:15:34,580 --> 00:15:36,582
‫کسی از جاش بلند نشه!

209
00:15:36,665 --> 00:15:40,127
‫خدایا، با قدرتت پناهم بده و
‫سپرِ بلای من باش

210
00:15:40,210 --> 00:15:42,421
‫خیلی‌خب، بریم. بلند شید! یالا!

211
00:15:47,885 --> 00:15:49,845
‫سریع از اتوبوس پیاده شید!

212
00:15:49,928 --> 00:15:53,515
‫حرکت کنید! راه بیفتید، برید تو! برید، برید!

213
00:15:53,599 --> 00:15:55,684
‫حرکت کنید، حرکت!

214
00:15:55,767 --> 00:15:57,394
‫مراقب ارغوان‌ها باشید! ببریدشون داخل!

215
00:15:57,478 --> 00:15:59,897
‫- اگنس، بیا، بیا بریم!
‫- برید، یالا، یالا!

216
00:16:00,731 --> 00:16:04,193
‫- بپیچید راست! متجاوزها زمین‌گیر شدن
‫- برید اونجا، بدویید. سرها پایین

217
00:16:04,276 --> 00:16:05,486
‫برید توی فروشگاه

218
00:16:06,570 --> 00:16:07,988
‫بلند نشید!

219
00:16:08,655 --> 00:16:10,282
‫بدویید، بجنبید! بیاید بریم!

220
00:17:00,207 --> 00:17:01,416
‫خودشونن

221
00:17:24,565 --> 00:17:28,402
‫سلام، من تیم هستم.
‫از اداره‌ی خدمات اجتماعی.

222
00:17:28,485 --> 00:17:31,238
‫تسلیت میگم

223
00:17:31,321 --> 00:17:32,573
‫خیلی‌خب

224
00:17:34,449 --> 00:17:36,535
‫ببخشید، من بدجور چِت‌ام

225
00:17:36,618 --> 00:17:37,828
‫عیب نداره

226
00:17:39,121 --> 00:17:40,289
‫چاییه

227
00:17:42,291 --> 00:17:43,875
‫نوشابه می‌خوای؟

228
00:17:43,959 --> 00:17:47,170
‫گوشیم رو می‌خوام. دستِ پلیسه

229
00:17:47,254 --> 00:17:48,880
‫کسی رو داری بخوای بهش خبر بدم؟

230
00:17:48,964 --> 00:17:50,173
‫فامیلی، آشنایی، چیزی؟

231
00:17:50,257 --> 00:17:52,050
‫من فقط گوشیم رو می‌خوام

232
00:17:52,134 --> 00:17:54,678
‫حتماً. بهشون رسیدگی می‌کنیم

233
00:17:54,761 --> 00:17:56,763
‫منتها لزومی نداره اینجا بمونیم

234
00:17:57,764 --> 00:18:00,767
‫سریع کارهای ترخیصت رو انجام میدم و
‫بعدش میریم

235
00:18:03,812 --> 00:18:05,647
‫چایی‌ات رو بخور. همین‌جا بمون

236
00:18:30,339 --> 00:18:32,174
‫دیزی؟

237
00:18:33,133 --> 00:18:35,677
‫سلام. باید باهام بیای

238
00:18:35,761 --> 00:18:37,721
‫تو هم از خدماتِ اجتماعی‌ای؟

239
00:18:37,804 --> 00:18:39,222
‫برنامه عوض شده

240
00:18:41,141 --> 00:18:43,143
‫من گوشیم رو می‌خوام.
‫اون آقائه رفته بیارتش.

241
00:18:43,226 --> 00:18:45,937
‫- یکی دیگه هم اومد سراغت؟
‫- آره، این چایی رو داد بهم

242
00:18:47,981 --> 00:18:49,983
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- بجنب

243
00:18:50,067 --> 00:18:51,568
‫خیلی‌خب، میرم وسایلم رو بردارم

244
00:18:51,652 --> 00:18:53,195
‫- نه
‫- چرا نه؟

245
00:18:53,278 --> 00:18:55,364
‫چون در خطری.
‫باید از اینجا ببرمت بیرون.

246
00:18:55,447 --> 00:18:57,324
‫چی؟ چه خطری؟

247
00:18:57,407 --> 00:18:59,201
‫خطرِ چی؟

248
00:18:59,284 --> 00:19:00,285
‫بدو

249
00:19:10,504 --> 00:19:12,130
‫برو، برو، برو

250
00:19:14,341 --> 00:19:16,677
‫آدم‌هایی که مامان‌بابات رو کُشتن، دنبالتن

251
00:19:16,760 --> 00:19:18,345
‫منظورت دزدهای مغازه‌ست؟

252
00:19:18,428 --> 00:19:20,931
‫دزدی‌ای در کار نبود.
‫نیل و ملانی به قتل رسیدن.

253
00:19:21,014 --> 00:19:23,433
‫اونها رو کشتن و
‫تو هم جونت در خطره

254
00:19:23,517 --> 00:19:25,352
‫این چرت‌وپرت‌ها دیگه چیه؟

255
00:19:25,435 --> 00:19:27,270
‫یعنی مددکار نیستی؟

256
00:19:27,354 --> 00:19:30,190
‫نه، نیستم. اون یارو هم مددکار نیست

257
00:19:30,816 --> 00:19:33,151
‫ببین، دیزی، متأسفم

258
00:19:33,235 --> 00:19:34,611
‫کسی حقش نیست
‫همچین وضعیتی رو تجربه کنه،

259
00:19:34,695 --> 00:19:36,613
‫منتها باید بهم اعتماد کنی

260
00:19:36,697 --> 00:19:38,323
‫تو کی هستی؟

261
00:19:42,160 --> 00:19:43,537
‫بیا

262
00:19:57,134 --> 00:19:58,343
‫گندش بزنن

263
00:20:11,898 --> 00:20:13,900
‫من از آشناهای مادر و پدرتم

264
00:20:20,449 --> 00:20:22,367
‫قبلاً اومده بودی مغازه

265
00:20:22,451 --> 00:20:23,869
‫چندین بار

266
00:20:39,134 --> 00:20:40,552
‫اسمت چیه؟

267
00:20:48,810 --> 00:20:49,895
‫جون

268
00:20:50,479 --> 00:20:52,189
‫اسمم جون هست

269
00:20:54,024 --> 00:20:56,026
‫دیزی، لازمه همراهم بیای

270
00:20:58,487 --> 00:21:02,491
‫خیلی‌خب. ولی جون، ببین،
‫من هنو چِت‌ام

271
00:21:02,574 --> 00:21:03,784
‫آره

272
00:21:04,618 --> 00:21:06,828
‫خیلی‌خب، باشه. حلش می‌کنیم

273
00:21:07,704 --> 00:21:10,540
‫آره، بجنب. بیا بریم یه جای امن

274
00:21:26,640 --> 00:21:29,684
‫ممنون… که ازم محافظت کردی

275
00:21:32,479 --> 00:21:34,689
‫خداوند راهی پیدا کرد که
‫بتونم مفید واقع بشم

276
00:21:40,779 --> 00:21:43,281
‫راستش، داشتم سکته می‌کردم

277
00:21:44,449 --> 00:21:46,076
‫من هم همین‌طور

278
00:21:49,037 --> 00:21:51,373
‫هولدا. درد داری؟

279
00:21:51,456 --> 00:21:53,959
‫گفتن خوب میشه، خدا رو شکر

280
00:21:55,085 --> 00:21:56,503
زخمش سطحیه

281
00:21:56,586 --> 00:21:59,297
‫عمه ویدالا دستش شکسته

282
00:22:00,090 --> 00:22:01,508
‫درد می‌کنه

283
00:22:01,591 --> 00:22:03,510
‫ایشالا خداوند تسلی خاطرش باشه

284
00:22:07,973 --> 00:22:09,516
‫می‌دونن کارِ کی بود؟

285
00:22:09,599 --> 00:22:11,518
‫می‌دی

286
00:22:11,601 --> 00:22:12,727
‫حیوون‌های بی‌دین

287
00:22:12,811 --> 00:22:15,522
‫همون جماعتِ وحشتناکی‌ان که
‫باهاشون خصومت داریم

288
00:22:15,605 --> 00:22:17,065
‫ازمون متنفرن

289
00:22:18,650 --> 00:22:23,154
‫هولدا… بهشون بگو دیگه چی دیدی

290
00:22:28,159 --> 00:22:30,453
‫داشتن پانسمان یه محافظ رو عوض می‌کردن

291
00:22:30,537 --> 00:22:32,205
‫پیراهنش که رفت بالا،

292
00:22:32,289 --> 00:22:34,708
‫کُلی مو روی شکمش بود

293
00:22:35,292 --> 00:22:36,459
‫همه جاش

294
00:22:38,712 --> 00:22:40,338
‫منظورت چیه؟

295
00:22:40,422 --> 00:22:42,048
‫کوتاه و زبر بود

296
00:22:42,132 --> 00:22:44,676
‫تقریباً مثل وقتی که بابام ریش می‌گیره

297
00:22:44,759 --> 00:22:46,386
‫چه چندش

298
00:22:46,928 --> 00:22:48,847
‫آره، واقعاً

299
00:22:48,930 --> 00:22:50,682
‫همه‌ی مردها این‌طورین؟

300
00:22:54,561 --> 00:22:56,021
‫اکثراً، آره

301
00:22:57,522 --> 00:22:59,524
‫اکثر مردهای بالغ

302
00:23:01,651 --> 00:23:02,944
‫فکر کنم بستگی داره

303
00:23:03,069 --> 00:23:04,613
‫به چی؟

304
00:23:04,696 --> 00:23:06,323
‫به دین‌داری؟

305
00:23:06,990 --> 00:23:08,199
‫به ژنِ طرف

306
00:23:09,492 --> 00:23:10,994
‫یکی از اسرار خداونده

307
00:23:13,455 --> 00:23:15,290
‫تو از کجا می‌دونی؟

308
00:23:15,916 --> 00:23:18,126
‫چون توی تورنتو،

309
00:23:18,209 --> 00:23:21,546
‫با هزاران هزار نفر سکس کردم

310
00:23:23,381 --> 00:23:26,301
‫یه جامعه‌ی آماریِ کامل

311
00:23:27,385 --> 00:23:29,012
‫ازت بعید نیست

312
00:23:31,389 --> 00:23:33,600
‫من هم مثل همه می‌رفتم

313
00:23:33,683 --> 00:23:35,518
لب ساحل

314
00:23:37,103 --> 00:23:38,521
همه لخت بودن

315
00:23:38,605 --> 00:23:40,231
‫بیشتر مردها پیراهن نمی‌پوشیدن

316
00:23:41,316 --> 00:23:43,902
‫موهاشون هم…

317
00:23:43,985 --> 00:23:46,988
‫خب، همین‌طوری می‌رفت…

318
00:23:48,615 --> 00:23:49,616
‫تا پایین

319
00:23:49,699 --> 00:23:51,451
‫یا خدا

320
00:23:52,118 --> 00:23:54,120
‫خدایا، به دادمون برس

321
00:23:54,204 --> 00:23:56,081
‫برام سؤاله کدوم فرمانده‌ها این شکلی‌ان

322
00:23:56,164 --> 00:23:57,540
‫شو!

323
00:23:57,624 --> 00:23:58,792
‫شو!

324
00:24:39,332 --> 00:24:41,376
‫حالت بهتر شد؟

325
00:24:42,919 --> 00:24:44,421
‫گشنه‌ات نیست؟

326
00:24:44,504 --> 00:24:46,089
‫میشه گوشیت رو بدی؟

327
00:24:46,172 --> 00:24:49,009
‫باید به دوست‌پسرم زنگ بزنم.
‫حتماً خیلی نگران میشه.

328
00:24:50,051 --> 00:24:52,679
‫حالا بشین یه چیزی بخور،
‫بعداً در موردش حرف می‌زنیم

329
00:24:52,762 --> 00:24:56,558
‫اول با دوست‌پسرم حرف بزنم،
‫بعدش غذا می‌خورم

330
00:24:56,641 --> 00:24:58,309
مذاکره‌ای در کار نیست

331
00:25:02,814 --> 00:25:05,233
‫آخه برای چی یکی باید
مامان‌بابای من رو بکشه؟

332
00:25:07,110 --> 00:25:09,070
‫کار گیلیاد بود

333
00:25:09,154 --> 00:25:10,488
‫مأمورهای گیلیاد

334
00:25:11,990 --> 00:25:14,617
‫مأمورهای گیلیاد مامان و بابام رو کشتن؟

335
00:25:14,701 --> 00:25:15,910
‫اوهوم

336
00:25:16,661 --> 00:25:19,122
‫آخه کدوم آدم عاقلی
‫این مزخرفات رو باور می‌کنه؟

337
00:25:28,548 --> 00:25:30,467
‫می‌دونی می‌دی چیه؟

338
00:25:30,550 --> 00:25:31,551
‫آره

339
00:25:31,634 --> 00:25:33,303
‫توی مدرسه در موردشون خوندیم

340
00:25:36,056 --> 00:25:38,058
‫مادر و پدرت عضو می‌دی بودن

341
00:25:38,808 --> 00:25:40,435
‫با من کار می‌کردن

342
00:25:40,518 --> 00:25:43,104
‫یعنی بابا و مامانم قاچاقچیِ اسلحه بودن؟

343
00:25:44,898 --> 00:25:46,357
‫یه لباس‌فروشیِ ساده داشتن

344
00:25:46,441 --> 00:25:49,110
‫بابام اصلاً بلد نیست
‫چطوری لوکیشن بفرسته

345
00:25:49,194 --> 00:25:53,031
‫هر کی جاسوس باشه باورم میشه اِلا اینها

346
00:25:54,824 --> 00:25:57,243
‫تو در جریان یه‌سری چیزها نیستی، دیزی

347
00:25:57,327 --> 00:25:59,037
‫تو هم با می‌دی کار می‌کنی؟

348
00:26:02,457 --> 00:26:05,210
‫اگه درگیر همچین چیزی بودن،
‫حتماً به من هم می‌گفتن

349
00:26:05,293 --> 00:26:08,922
‫اتفاقاً می‌خواستن بگن.
‫به این راحتی‌ها نیست.

350
00:26:09,005 --> 00:26:11,007
‫اگه بهت می‌گفتن، تو خطر می‌افتادی

351
00:26:11,091 --> 00:26:13,468
‫خیلی مسخره‌ست

352
00:26:13,551 --> 00:26:15,553
‫می‌خوام زنگ بزنم دوست‌پسرم

353
00:26:17,806 --> 00:26:21,684
‫یه چند ساعت بهم فرصت بده تا
‫صحیح و سالم از شهر خارجت کنم

354
00:26:21,768 --> 00:26:23,770
‫بالاخره می‌فهمه چی شده

355
00:26:24,395 --> 00:26:26,272
‫فکر می‌کنه من مُردم بابا

356
00:26:26,356 --> 00:26:27,398
‫- دیزی…
‫- خب؟

357
00:26:27,482 --> 00:26:29,109
‫واسه همین باید باهاش صحبت کنم

358
00:26:36,032 --> 00:26:38,952
‫با زندگی قبلیت خداحافظی کن

359
00:26:40,328 --> 00:26:41,538
‫خب؟

360
00:26:42,455 --> 00:26:44,666
بابت این اتفاق‌ها هم متأسفم

361
00:26:46,126 --> 00:26:49,129
‫می‌دونم چه حسی داره
‫وقتی یه‌شبه همه‌چی آوار میشه رو سر آدم

362
00:26:54,425 --> 00:26:55,927
‫گوشیت رو میدی؟

363
00:26:56,010 --> 00:26:58,012
‫نه، دیزی

364
00:26:59,597 --> 00:27:00,598
‫نمیدم

365
00:27:01,599 --> 00:27:04,227
‫باید کارهای خاکسپاری
‫مامان و بابام رو انجام بدم

366
00:27:05,103 --> 00:27:07,730
‫میشه گوشیت رو بدی زنگ بزنم؟

367
00:27:11,818 --> 00:27:14,237
‫نه. نه، خیلی خطرناکه

368
00:27:20,451 --> 00:27:22,078
‫به‌نظرم بشین یه چیزی بخور

369
00:27:24,581 --> 00:27:25,999
‫گرسنه‌ام نیست

370
00:28:45,787 --> 00:28:46,996
‫جاستین!

371
00:28:54,087 --> 00:28:56,506
‫جاستین

372
00:28:58,424 --> 00:29:02,262
‫- جاستین! جاستین!
‫- یا خدا!

373
00:29:03,221 --> 00:29:04,639
‫هیس!

374
00:29:08,893 --> 00:29:11,312
‫حالت خوبه؟ هیچ معلوم هست
‫کدوم گوری هستی، عزیزم؟!

375
00:29:11,396 --> 00:29:15,358
‫دلم برات یه‌ذره شده بود

376
00:29:15,441 --> 00:29:16,859
‫پلیس دربه‌در دنبالته

377
00:29:16,943 --> 00:29:18,319
‫دلم هزار راه رفت

378
00:29:18,403 --> 00:29:21,656
‫مامان و بابات چی شدن؟
‫یا خدا، این دیگه چه بلایی بود؟

379
00:29:21,739 --> 00:29:23,366
‫همه‌چی رو برات میگم

380
00:29:24,784 --> 00:29:27,745
‫ولی قبلش بغلم کن آروم بگیرم

381
00:29:27,829 --> 00:29:29,914
‫- باشه. باشه. بیا
‫- خواهش می‌کنم. تو رو خدا

382
00:29:29,998 --> 00:29:32,959
‫باشه. آروم باش. آروم

383
00:29:33,042 --> 00:29:36,296
‫بیا بغلم

384
00:29:36,379 --> 00:29:39,007
‫چیزی نیست. من پیشتم

385
00:29:40,091 --> 00:29:41,509
‫بغل منی

386
00:29:43,094 --> 00:29:45,513
‫جونم

387
00:30:33,811 --> 00:30:37,815
‫هی، داری چیکار…

388
00:30:38,691 --> 00:30:40,109
‫تو این وضعیت؟

389
00:30:42,528 --> 00:30:45,156
‫می‌خوام دوباره حس کنم همه‌چی مثل قبله

390
00:30:45,239 --> 00:30:46,449
‫تو رو خدا

391
00:30:47,075 --> 00:30:48,493
‫باشه

392
00:31:37,834 --> 00:31:39,669
‫باید بری سراغ پلیس

393
00:31:41,379 --> 00:31:43,881
‫- خیلی‌خب، بذار با مامان و بابام حرف بزنم
‫- نه

394
00:31:45,174 --> 00:31:46,801
‫گفتم که نمیشه

395
00:31:48,678 --> 00:31:51,681
‫اصلاً اون خانمه قابل اعتماد هست؟
‫مگه جاسوس می‌دی نیست؟

396
00:31:52,598 --> 00:31:55,810
‫مامانت حتی رمز گوشی‌اش رو
‫به زور یادش می‌موند!

397
00:31:56,436 --> 00:31:58,438
‫خب؟ من… آخه یه لحظه فکر کن

398
00:31:59,439 --> 00:32:02,066
‫الان داغ‌داری. حق هم داری

399
00:32:03,401 --> 00:32:04,610
‫ولی این غم نمیذاره درست فکر کنی

400
00:32:04,694 --> 00:32:08,322
‫باعث شده این اراجیف رو باور کنی

401
00:32:15,621 --> 00:32:17,248
‫بیا فرار کنیم

402
00:32:19,459 --> 00:32:22,670
‫من جدی‌ام. به تو اعتماد دارم. از این مطمئنم

403
00:32:24,464 --> 00:32:27,300
‫میریم یه جای دور

404
00:32:28,259 --> 00:32:30,261
‫میریم سرِ کار

405
00:32:30,344 --> 00:32:31,971
‫دار و ندارمون رو می‌فروشیم

406
00:32:39,145 --> 00:32:40,771
‫کجاش خنده‌داره؟

407
00:32:43,483 --> 00:32:46,319
‫زهره‌ترک شدی و من درکت می‌کنم. خب؟

408
00:32:46,402 --> 00:32:48,112
‫واقعاً میگم

409
00:32:48,196 --> 00:32:52,825
‫ولی… دیزی، نمیشه که همه‌چی رو
‫ول کنیم و بریم

410
00:33:01,626 --> 00:33:03,544
‫منو ببخش

411
00:33:08,299 --> 00:33:10,718
‫میرم مامان و بابام رو بیدار کنم، خب؟
‫اول از همه بیا باهاشون صحبت کنیم

412
00:33:10,801 --> 00:33:14,222
‫- نه، جاستین…
‫- درست میشه. مطمئن باش

413
00:33:16,098 --> 00:33:18,726
‫ولی قرار نبود همه‌چیز درست بشه

414
00:33:18,809 --> 00:33:22,730
‫پدر و مادرم مُرده بودن.
‫هر کاری هم می‌کردم بی‌فایده بود.

415
00:33:27,818 --> 00:33:29,237
‫جون راست می‌گفت

416
00:33:30,530 --> 00:33:32,949
‫باید با زندگیِ قبلیم خداحافظی می‌کردم

417
00:34:23,249 --> 00:34:24,875
‫بذار کمکت کنم

418
00:34:26,919 --> 00:34:28,337
‫چرا؟

419
00:34:29,088 --> 00:34:31,090
‫چون می‌دونم چه حسی داری

420
00:34:57,116 --> 00:34:59,118
‫خیلی‌خب، بیا. بیا بریم

421
00:35:14,300 --> 00:35:16,719
‫وای، اینجا رو نگاه

422
00:35:23,434 --> 00:35:25,436
‫یک هفته از اون حمله‌ی وحشتناک
‫به اتوبوس می‌گذشت

423
00:35:25,519 --> 00:35:29,732
‫دخترهای مؤمن خیلی زود سرِ پا میشن

424
00:35:31,400 --> 00:35:34,820
‫یادتون نره، ما مهمون‌های خانم جاد هستیم

425
00:35:34,904 --> 00:35:36,947
‫مهمون‌ها هم چطوری ادای احترام می‌کنن؟

426
00:35:37,031 --> 00:35:39,659
‫با متانت. صاف وایسا، کنستانس

427
00:35:52,588 --> 00:35:54,006
‫روزتون پُربرکت، عمه ویدالا

428
00:35:56,717 --> 00:35:58,010
‫سلام!

429
00:35:58,094 --> 00:35:59,095
‫سلام!

430
00:35:59,178 --> 00:36:01,889
‫از دیدنِ همه‌تون خوشحالم

431
00:36:01,972 --> 00:36:03,182
‫- وای، پنی
‫- سلام

432
00:36:03,265 --> 00:36:04,767
‫ایشون دیزیه

433
00:36:04,850 --> 00:36:06,519
‫- سلام
‫- سلام، دیزی

434
00:36:06,602 --> 00:36:08,562
‫- از دیدنت خوشحالم
‫- سلام

435
00:36:08,646 --> 00:36:10,856
‫اصلاً باورم نمیشه چی از سر گذروندید

436
00:36:11,649 --> 00:36:15,319
‫هدیه‌ها رو. چقدر زیاده. خیلی زیاده

437
00:36:15,403 --> 00:36:18,989
‫- پنی، خونه‌ات خیلی…
‫- بیا تو

438
00:36:19,073 --> 00:36:20,074
‫اینجا رو نگاه کنید!

439
00:36:20,157 --> 00:36:21,575
‫بیاید تو! بیاید تو!

440
00:36:26,872 --> 00:36:27,873
‫خیلی‌خب

441
00:36:28,708 --> 00:36:29,917
‫خونه رو نشونتون بدم؟

442
00:36:30,000 --> 00:36:32,002
‫آره!

443
00:36:40,678 --> 00:36:41,679
‫مارتا!

444
00:36:41,762 --> 00:36:44,140
‫خب، معلومه دیگه، واسه پذیرایی
‫رنگِ صورتی رو انتخاب کردم

445
00:36:44,223 --> 00:36:46,225
‫همه‌چیز خیلی خوب با هم جور دراومده

446
00:36:46,308 --> 00:36:48,102
‫عاشقِ این هماهنگی‌هام. گل‌ها

447
00:36:48,185 --> 00:36:52,189
‫تنها مشکل این تابلوی نقاشیه که
‫انتخابِ مایکل بوده

448
00:36:53,107 --> 00:36:55,109
‫قراره… قراره با یه تابلوی دیگه عوضش کنیم

449
00:36:56,277 --> 00:36:57,737
‫بیاید آشپزخونه رو نشونتون بدم. بدویید

450
00:36:57,820 --> 00:36:59,864
<font color="#ff00f0">‫♪ Tabitha Meeks and Teddy Morgan - Cherry on Top ♪</font>

451
00:37:12,084 --> 00:37:14,044
‫دفتر فرمانده اون پایینه

452
00:37:14,128 --> 00:37:16,547
‫اینجا هم انبار شرابشه

453
00:37:17,757 --> 00:37:20,885
‫یه شیشه دومین‌ رومانه‌کانتی
از سال ۱۹۴۵ داره

454
00:37:20,968 --> 00:37:21,969
‫چی هست؟

455
00:37:22,052 --> 00:37:23,804
‫بورگوندی. خیلی نایابه

456
00:37:27,349 --> 00:37:30,978
‫قصد داریم اتاق بچه رو
‫کنار اتاق خودمون بسازیم

457
00:37:31,061 --> 00:37:32,688
‫من…

458
00:37:34,940 --> 00:37:37,151
‫چند روزِ گذشته،
‫اولِ صبح‌ها حالت‌تهوع دارم

459
00:37:38,152 --> 00:37:41,572
‫همه‌چیز دستِ خداست،
‫اما خدا کنه یه نشونه باشه

460
00:37:45,951 --> 00:37:48,204
‫از این‌طرف. بیاید

461
00:37:48,287 --> 00:37:49,497
‫من اینها رو انتخاب کردم

462
00:37:49,580 --> 00:37:50,790
‫این یکی

463
00:37:50,873 --> 00:37:52,833
‫این یکی من رو یادِ مامانم میندازه

464
00:37:54,835 --> 00:37:56,170
‫ناز نیستن؟

465
00:37:56,253 --> 00:37:57,463
‫حمد و ثنا

466
00:37:59,256 --> 00:38:01,258
‫حالا… کی گرسنه‌ست؟

467
00:38:11,393 --> 00:38:13,938
‫بارالهی، برما و بر این عطایای خویش که

468
00:38:14,021 --> 00:38:17,191
‫از بحر کرامتت نصیبمان می‌گردد،
‫برکت ببخشای

469
00:38:17,274 --> 00:38:18,484
‫آمین

470
00:38:20,820 --> 00:38:22,822
‫خونه‌تون قشنگه، پنی

471
00:38:22,905 --> 00:38:24,532
‫باید اون موقع که تازه اومده بودم اینجا،
‫می‌دیدیش

472
00:38:24,615 --> 00:38:26,826
‫مایکل برای چیدمان خونه
‫بدجور تو گِل مونده بود

473
00:38:26,909 --> 00:38:28,786
‫مایکل کیه؟

474
00:38:28,869 --> 00:38:31,539
‫فرمانده جاد، هولدا. خنگ‌بازی درنیار

475
00:38:31,622 --> 00:38:34,208
‫گمونم رسیدگی به همه‌ی اینها خیلی سخته

476
00:38:34,291 --> 00:38:35,501
‫اینکه تازه‌عروس باشی

477
00:38:36,585 --> 00:38:37,920
‫بعضی‌وقت‌ها، آره

478
00:38:38,003 --> 00:38:40,881
‫اما خداوند هیچ‌کس رو
‫بیشتر از طاقتش نمی‌سنجه

479
00:38:40,965 --> 00:38:43,050
‫خب، این یکی رو طاقت میارم

480
00:38:46,762 --> 00:38:48,973
‫راحت باشید،
‫من فقط دارم از اینجا رد میشم

481
00:38:50,683 --> 00:38:51,976
‫خوب به خودتون می‌رسید

482
00:38:52,560 --> 00:38:55,563
‫لومون ندی ها. شراب سیبه

483
00:38:56,272 --> 00:38:58,274
‫رازتون پیش من محفوظه

484
00:39:03,112 --> 00:39:04,530
‫به خونه‌ی ما خوش اومدید

485
00:39:04,613 --> 00:39:06,824
‫ممنون از دعوتتون، آقای فرمانده

486
00:39:08,158 --> 00:39:11,161
‫هفته‌ی پیش، شجاعتِ گیلیاد رو
‫به رخ کل دنیا کشیدید

487
00:39:12,663 --> 00:39:14,081
‫وقتی حمله کردن

488
00:39:16,083 --> 00:39:18,419
‫می‌خوام بدونید که
‫همه‌ش از روی حسادته

489
00:39:18,502 --> 00:39:21,046
‫چون ما آب گوارا داریم و

490
00:39:21,130 --> 00:39:22,673
‫هوای پاک و

491
00:39:22,756 --> 00:39:24,383
‫دخترهای جوون و بارور

492
00:39:25,509 --> 00:39:27,720
‫سهم اونها فقط آلودگیه و نفرت

493
00:39:30,347 --> 00:39:31,765
‫ما عشق می‌ورزیم

494
00:39:32,892 --> 00:39:36,896
‫ما به بنده‌های خدا
‫از هر کجای دنیا پناه میدیم

495
00:39:40,107 --> 00:39:41,942
عصرتون پُربرکت

496
00:39:43,152 --> 00:39:44,778
عصرتون پُربرکت، آقا

497
00:39:46,363 --> 00:39:48,365
‫خیلی ممنون از مهمون‌نوازیتون

498
00:39:51,160 --> 00:39:53,370
‫نمی‌خوام معذبت کنم

499
00:39:54,538 --> 00:39:57,041
‫فقط کنجکاوم بدونم
‫چرا تصمیم گرفتی بیای گیلیاد؟

500
00:40:00,210 --> 00:40:01,837
‫تا در خدمتِ مشیّت الهی باشم

501
00:40:03,964 --> 00:40:04,965
‫صحیح

502
00:40:07,927 --> 00:40:09,929
‫دیگه هیچ‌چیز و هیچ‌کسی هم برام باقی نمونده

503
00:40:13,182 --> 00:40:14,767
‫خب، در عوض، اینجا دیگه خونه‌ی توئه

504
00:40:20,522 --> 00:40:21,732
‫حمد و ثنا

505
00:40:42,002 --> 00:40:43,837
‫- از صمیم قلب برات خوشحالم
‫- بفرمایید، عمه ویدالا

506
00:40:49,969 --> 00:40:51,971
‫برنامه‌ی دختران مروارید
‫جوری طراحی شده بود که

507
00:40:52,054 --> 00:40:54,264
‫گناه‌هامون رو در پیشگاه خدا پاک کنه

508
00:40:55,683 --> 00:40:57,518
‫تا بتونیم از نو شروع کنیم

509
00:40:59,228 --> 00:41:01,230
‫ولی من هیچ‌وقت از مرواریدها نبودم

510
00:41:02,523 --> 00:41:03,941
‫حتماً تا الان فهمیدید

511
00:41:08,362 --> 00:41:10,197
‫اون دیگه چه مسخره‌بازی‌ای بود؟!

512
00:41:10,280 --> 00:41:12,324
‫کارِ ما بود؟ کارِ می‌دی بود؟

513
00:41:16,161 --> 00:41:17,746
‫گیلیاد که این‌طور میگه

514
00:41:17,830 --> 00:41:19,456
‫رابط‌های تو چی میگن؟

515
00:41:20,708 --> 00:41:22,543
‫قرار بود عملیات نجات باشه

516
00:41:23,168 --> 00:41:24,795
‫نجات؟

517
00:41:24,878 --> 00:41:27,047
‫منظورت آدم‌رباییه دیگه؟

518
00:41:27,131 --> 00:41:29,341
‫یا پیغمبر

519
00:41:32,720 --> 00:41:34,346
‫این چیه؟

520
00:41:34,972 --> 00:41:37,683
‫نقشه‌ی مدرسه. قابلی نداشت

521
00:41:42,604 --> 00:41:44,189
‫به درد می‌خوره

522
00:41:44,273 --> 00:41:45,691
‫به دست کی می‌رسه؟

523
00:41:46,650 --> 00:41:48,986
‫واسه آسیب رسوندن به دخترها که نیست؟

524
00:41:50,946 --> 00:41:52,573
‫قرار نیست هیچ‌کدوم از دخترها چیزی‌شون بشه

525
00:41:53,323 --> 00:41:54,700
‫اصلاً خیالم راحت نیست

526
00:41:54,783 --> 00:41:57,828
‫وقتی این‌قدر بی‌عرضه و بی‌برنامه‌اید

527
00:41:58,495 --> 00:42:03,584
‫محض رضای خدا،
‫جونِ من تو دست‌های شماست

528
00:42:14,428 --> 00:42:16,055
‫باید با جون حرف بزنم

529
00:42:17,806 --> 00:42:19,016
‫جون کیه؟

530
00:42:20,599 --> 00:42:30,587
« ترجمه از نهال »
.:: <font color="#ff8400">iredprincess</font> ::.

531
00:42:39,703 --> 00:42:40,746
‫چیز دیگه‌ای می‌خوای؟

532
00:42:40,829 --> 00:42:41,830
‫نه

533
00:42:44,249 --> 00:42:45,334
‫ممنون

534
00:42:49,546 --> 00:42:51,965
‫پس، گیلیاد نیل و ملانی رو کشت؟

535
00:42:52,049 --> 00:42:53,592
‫اوهوم

536
00:42:53,675 --> 00:42:56,053
‫چون با می‌دی هم‌دست بودن؟

537
00:42:57,679 --> 00:42:58,764
‫اوهوم

538
00:42:59,306 --> 00:43:01,517
‫خب، اون‌وقت گیلیاد با من چیکار داره؟

539
00:43:02,392 --> 00:43:04,394
‫چرا می‌خواد من رو بکشه؟

540
00:43:05,020 --> 00:43:06,647
‫نمی‌خوان تو رو بکشن

541
00:43:07,773 --> 00:43:09,608
‫می‌خوان تو رو برگردونن

542
00:43:10,275 --> 00:43:12,486
‫می‌خوان برگردی گیلیاد

543
00:43:13,195 --> 00:43:14,613
‫چرا؟

544
00:43:16,698 --> 00:43:19,118
‫چون فکر می‌‌کنن تو مال اونهایی

545
00:43:20,869 --> 00:43:22,496
‫چون از چنگشون در رفتی

546
00:43:25,874 --> 00:43:29,419
‫پدر و مادرت توی گیلیاد،

547
00:43:29,503 --> 00:43:31,713
‫وقتی بچه بودی، فراریت دادن

548
00:43:32,506 --> 00:43:35,717
‫نیل و ملانی که تا حالا
‫توی گیلیاد نبودن

549
00:43:37,803 --> 00:43:39,429
‫درسته، دیزی

550
00:43:47,855 --> 00:43:49,439
‫وقتی از گیلیاد اومدی بیرون،

551
00:43:49,523 --> 00:43:51,984
‫اونها بیخیالت نشدن

552
00:43:53,235 --> 00:43:55,237
‫هیچ‌وقت هم قرار نبود بیخیالت بشن

553
00:43:56,196 --> 00:43:57,823
‫واسه همین، باید می‌بردیمت یه جای امن

554
00:43:57,906 --> 00:44:01,743
‫نیل و ملانی هم… بهت پناه دادن

555
00:44:02,578 --> 00:44:03,579
‫عمراً

556
00:44:05,747 --> 00:44:07,082
‫وگرنه خودم می‌فهمیدم

557
00:44:08,792 --> 00:44:10,961
‫مامان‌بابای من بدترین دروغگوهای دنیا بودن

558
00:44:11,044 --> 00:44:13,380
‫اگه واقعاً بچه‌شون نبودم…

559
00:44:13,463 --> 00:44:15,299
‫حتماً می‌فهمیدم

560
00:44:17,217 --> 00:44:18,844
‫تو بچه‌ی اونها بودی

561
00:44:27,102 --> 00:44:28,812
‫اون اوایل که از گیلیاد اومدی بیرون…

562
00:44:31,148 --> 00:44:34,276
‫یه‌بند جیغ می‌کشیدی

563
00:44:34,359 --> 00:44:37,613
‫وایِ من

564
00:44:37,696 --> 00:44:40,699
‫اون‌موقع… خیلی… خیلی کوچولو بودی

565
00:44:43,452 --> 00:44:45,954
‫می‌دی هم تو رو نصفه‌شب برد

566
00:44:46,038 --> 00:44:48,040
‫تحویلِ نیل و ملانی داد

567
00:44:48,874 --> 00:44:51,084
‫اصلاً روحشون هم خبر نداشت
‫داری میری اونجا، خب؟

568
00:44:51,168 --> 00:44:53,378
‫واسه همین، نه پوشک داشتن،

569
00:44:53,462 --> 00:44:55,088
‫نه گهواره و

570
00:44:55,172 --> 00:44:57,841
‫نه حتی یه‌ذره غذا برای سیر کردنت

571
00:44:57,925 --> 00:44:59,259
‫اونها…

572
00:44:59,343 --> 00:45:01,970
‫اصلاً بچه نداشتن، خب؟

573
00:45:02,638 --> 00:45:07,184
‫واسه همین، نیل رفت فروشگاه و

574
00:45:07,267 --> 00:45:09,478
‫ملانی هم برات لالایی خوند

575
00:45:11,313 --> 00:45:13,148
‫منتها تو اصلاً آروم نمی‌گرفتی

576
00:45:14,191 --> 00:45:15,943
‫فقط…

577
00:45:16,026 --> 00:45:18,946
‫اصلاً، یه‌ریز گریه می‌کردی

578
00:45:19,404 --> 00:45:22,824
‫ولی ملانی دست از خوندن برنداشت…

579
00:45:24,952 --> 00:45:26,370
‫برات ترانه‌ی شادِ نمایش‌ها رو خوند

580
00:45:29,831 --> 00:45:33,835
‫ساعت‌ها طول کشید تا
‫اینکه بالاخره خوابت برد

581
00:45:37,172 --> 00:45:39,591
‫ماتش برده بود از این همه سرسختیِ تو

582
00:45:42,094 --> 00:45:43,929
‫تو از کجا می‌دونی؟

583
00:45:44,012 --> 00:45:46,139
‫این قشنگ‌ترین خاطره‌ی ملانی بود

584
00:45:46,223 --> 00:45:49,059
‫چندین بار برام تعریف کرده بود

585
00:45:49,142 --> 00:45:52,396
‫قصه‌ی اینکه چطور وارد زندگیش شدی

586
00:45:54,564 --> 00:45:56,733
‫می‌گفت درست مثل قصه‌ی هری پاتره

587
00:46:02,614 --> 00:46:04,533
‫دیزی…

588
00:46:06,910 --> 00:46:08,537
‫تو بچه‌ی اونها بودی

589
00:46:11,164 --> 00:46:13,166
‫از همه لحاظ

590
00:46:16,044 --> 00:46:17,546
‫به‌خاطر من هم مُردن

591
00:46:17,629 --> 00:46:19,464
‫نه

592
00:46:20,716 --> 00:46:21,717
‫نه

593
00:46:22,509 --> 00:46:25,345
‫گیلیاد اونها رو کشت. خب؟

594
00:46:27,222 --> 00:46:30,934
‫گوش کن به من.
‫تقصیر تو نیست که این اتفاق افتاد.

595
00:46:32,894 --> 00:46:36,648
‫راستش، وقتی این‌قدر با قاطعیت
‫این اراجیف رو می‌بافی،

596
00:46:36,732 --> 00:46:38,567
‫دلیل نمیشه کسشعر نباشه

597
00:46:43,280 --> 00:46:48,035
‫فقط… با خودت این کار رو نکن، خب؟

598
00:46:48,118 --> 00:46:50,787
‫این طرز فکر،
‫از درون نابودت می‌کنه

599
00:46:50,871 --> 00:46:52,539
‫متوجه منظورم هستی؟

600
00:46:52,622 --> 00:46:54,041
‫نه خیلی

601
00:46:58,837 --> 00:47:00,047
‫صبر کن ببینم، کجا؟

602
00:47:00,130 --> 00:47:03,258
‫همین‌جا بمون. یه فنجون قهوه سفارش بده

603
00:47:03,342 --> 00:47:04,843
‫یکی میاد دنبالت

604
00:47:04,926 --> 00:47:06,553
‫می‌خوای ولم کنی به امون خدا؟

605
00:47:10,098 --> 00:47:13,101
‫هیچوقت ولت نکردیم

606
00:47:15,020 --> 00:47:16,646
‫می‌دی پشتته

607
00:47:18,106 --> 00:47:20,108
‫ما همیشه هوات رو داشتیم

608
00:47:23,487 --> 00:47:25,322
‫از همون روزِ اول

609
00:47:29,743 --> 00:47:31,912
‫نذار اون حرومزاده‌ها خردت کنن، خب؟

610
00:47:32,329 --> 00:47:33,330
‫باشه

611
00:47:34,873 --> 00:47:37,501
‫قول میدم نذارم

612
00:47:40,837 --> 00:47:43,840
‫« پس از تیتراژ ادامه دارد… »

613
00:47:52,245 --> 00:48:02,245
www.TalaFilm.Top

614
00:48:02,270 --> 00:48:12,270
www.TalaFilm.Top
‫zaya.io/digimovie

615
00:48:15,805 --> 00:48:25,805
www.TalaFilm.Top

616
00:49:57,224 --> 00:49:59,267
‫- حالش خوبه؟
‫- نباید میومدی اینجا

617
00:49:59,351 --> 00:50:02,437
‫داشت جیغ می‌کشید!

618
00:50:03,855 --> 00:50:05,899
‫«آنچه خواهید دید…»

619
00:50:05,982 --> 00:50:07,234
‫ببین، می‌دونم ترسناکه

620
00:50:07,317 --> 00:50:09,611
‫ولی اونها آدم‌های می‌دی بودن.
‫می‌خواستن ما رو بکشن.

621
00:50:10,028 --> 00:50:13,490
‫اگه کسی بفهمه اگنس مکنزی ‫بچه‌ی کیه چی؟

622
00:50:13,573 --> 00:50:15,242
‫دخترِ یه ندیمه‌ست

623
00:50:15,325 --> 00:50:16,326
نه هر ندیمه‌ای

624
00:50:16,785 --> 00:50:19,329
‫باید از اینجا برم. خیلی خطرناکه

625
00:50:19,412 --> 00:50:21,915
‫کسایی که با ما نیستن، علیه ما هستن

626
00:50:23,083 --> 00:50:26,503
‫اشرار و دشمنان پروردگار هلاک خواهند شد

627
00:50:26,586 --> 00:50:28,630
‫بسانِ دود، نیست و نابود می‌شوند

628
00:50:28,713 --> 00:50:30,799
به ما اجازه‌ی ورود بدید

629
00:50:30,882 --> 00:50:32,801
‫باید با عمه لیدیا حرف بزنم

630
00:50:32,884 --> 00:50:34,344
می‌خواید مانع ورودمون بشید؟

631
00:50:36,680 --> 00:50:38,723
نیازی به این کارها نیست

632
00:50:38,807 --> 00:50:40,308
‫درشون بیارید!

633
00:50:40,392 --> 00:50:42,269
‫عمه لیدیا دیگه اون ابهت سابق رو نداره

634
00:50:42,352 --> 00:50:44,020
‫فکر کنم وقتش رسیده من و تو بشینیم و

635
00:50:44,104 --> 00:50:45,855
‫برای آینده‌ی این حکومت نقشه بکشیم

636
00:50:45,939 --> 00:50:49,109
‫من می‌خوام گیلیاد رو نیست و نابود کنم

637
00:50:49,192 --> 00:50:51,570
‫بهت که گفتم، اصلاً نمی‌خواستم
‫به این نقطه برسیم

638
00:50:51,653 --> 00:50:53,321
‫مامان و بابام قراره شوهرم رو انتخاب کنن

639
00:50:53,405 --> 00:50:54,698
‫هیچ‌کس به خواسته‌ی من اهمیت نمیده

640
00:50:55,907 --> 00:50:56,908
‫اونجا چه خبره؟

641
00:50:59,661 --> 00:51:00,662
‫تو؟

642
00:51:01,955 --> 00:51:02,956
‫هولدا، بهم بگو

643
00:51:03,039 --> 00:51:04,708
‫- به کسی چیزی نمیگی؟
‫- قول میدم

644
00:51:04,791 --> 00:51:06,668
‫اگنس، کمکم کن!

645
00:51:10,839 --> 00:51:12,632
‫اگنس، چه خبر شده؟

646
00:51:12,716 --> 00:51:13,758
‫حالت خوبه؟

647
00:51:14,884 --> 00:51:16,052
‫چیکار کردی تو؟

648
00:51:16,636 --> 00:51:18,722
‫شاید دیگه هیچوقت نتونم
‫دخترم، هانا رو تو بغلم بگیرم

649
00:51:18,805 --> 00:51:21,808
‫منتها تا آخرین قطره‌ی خونم می‌جنگم
‫تا اون طعم آزادی رو بچشه

650
00:51:22,225 --> 00:51:25,437
‫روحت هم خبر نداره من کی‌ام و
‫چه چیزهایی رو پشت سر گذاشتم

651
00:51:25,520 --> 00:51:27,522
‫فهمیدی، دخترجون؟