1
00:00:02,947 --> 00:00:04,947
‫[آنچه گذشت]

2
00:00:05,171 --> 00:00:08,674
‫برگشتن به اینجا واقعا برات خوبه.
‫برای هر دومون.

3
00:00:08,675 --> 00:00:10,384
‫به مزرعه‌ی لندری خوش اومدی.

4
00:00:10,385 --> 00:00:13,095
‫- نامه‌ات خیلی تاثیرگذار بود.
‫- نامه؟

5
00:00:13,096 --> 00:00:14,430
‫چی داری می‌گی؟

6
00:00:14,431 --> 00:00:15,931
‫من که شروع جدیدی نخواستم!

7
00:00:15,932 --> 00:00:17,641
‫آلیس، خواهش می‌کنم وایسا!

8
00:00:17,642 --> 00:00:20,060
‫اون با این شهر آشنا نیست.

9
00:00:20,061 --> 00:00:22,480
‫- مشکلی برای آلیس پیش نمیاد.
‫- خب، ولی برای جیکوب پیش اومد.

10
00:00:29,279 --> 00:00:32,614
‫من کاترین لندری هستم،
‫ولی همه کت صدام می‌کنن.

11
00:00:32,615 --> 00:00:36,035
‫اگه خواستی با کسی حرف بزنی، من اینجام.
‫هر وقت و هر جایی که شد.

12
00:00:36,036 --> 00:00:40,081
‫به کمکت نیاز دارم،
‫همینجا، همین الان.

13
00:00:42,083 --> 00:00:44,001
‫سلام، با آلیس تماس گرفتین.

14
00:00:44,002 --> 00:00:46,379
‫پیام بذارین، یا نذارین.
‫هر جور راحتین.

15
00:00:48,048 --> 00:00:51,550
‫آلی؟ منم. ام...

16
00:00:51,551 --> 00:00:54,595
‫خواهش می‌کنم، فقط... بیا خونه.

17
00:00:54,596 --> 00:00:56,513
‫عزیزم، من...

18
00:00:56,514 --> 00:00:58,474
‫حق با تو بود، باشه؟

19
00:00:58,475 --> 00:01:02,311
‫اومدن به اینجا اشتباه بود،
‫ولی ما می‌تونیم...

20
00:01:02,312 --> 00:01:05,564
‫با همدیگه یه کاریش می‌کنیم،
‫باشه؟

21
00:01:05,565 --> 00:01:09,235
‫تو همه‌چیم هستی دخترم.
‫می‌دونی که؟

22
00:01:11,988 --> 00:01:15,699
‫خیلی خب... باهام تماس بگیر، باشه؟

23
00:01:15,700 --> 00:01:18,327
‫خواهش می‌کنم... خداحافظ.

24
00:01:18,328 --> 00:01:19,954
‫من... من دوستت دارم.

25
00:01:22,415 --> 00:01:23,708
‫مامان!

26
00:01:25,877 --> 00:01:27,586
‫هی! خبری ازش نشد؟

27
00:01:27,587 --> 00:01:29,922
‫نه. امیدوار بودم تو خبری ازش داشته باشی.

28
00:01:29,923 --> 00:01:31,382
‫اون کدوم گوریه، بریدی؟

29
00:01:31,383 --> 00:01:33,967
‫یه جایی قایم شده، باشه؟

30
00:01:33,968 --> 00:01:37,221
‫تو در مورد ریچل بهش گفتی
‫و اونم واکنش نشون داد.

31
00:01:37,222 --> 00:01:40,183
‫من باید بهش می‌گفتم، کت.
‫واقعا متاسفم.

32
00:01:42,936 --> 00:01:47,272
‫کت؟ هی، بزن کنار.
‫باشه؟ نفس عمیق بکش.

33
00:01:47,273 --> 00:01:48,941
‫دیگه نمی‌تونم.

34
00:01:48,942 --> 00:01:51,444
‫دیگه نمی‌تونم!
‫اگه رفته باشه چی؟

35
00:01:52,654 --> 00:01:54,279
‫هی، اون که جیکوب نیست.

36
00:01:54,280 --> 00:01:56,157
‫باشه؟ آلیس حالش خوبه.

37
00:01:57,283 --> 00:01:58,660
‫مثل اون موقع نیست.

38
00:02:00,370 --> 00:02:03,789
‫می‌شنوی چی می‌گم، کت؟ کت؟

39
00:02:03,790 --> 00:02:05,500
‫کت؟

40
00:02:06,793 --> 00:02:09,586
‫کت؟ الو؟

41
00:02:09,587 --> 00:02:11,672
‫بهم بگو برنامه‌ات چیه.

42
00:02:11,673 --> 00:02:13,757
‫و دل کجاست؟

43
00:02:13,758 --> 00:02:16,136
‫کت؟ کت؟

44
00:02:16,970 --> 00:02:18,512
‫اونم چون من خواستم

45
00:02:18,513 --> 00:02:21,933
‫کل دیشب رو داشت می‌گشت.

46
00:02:23,393 --> 00:02:25,728
‫مامان رو که می‌شناسی.

47
00:02:25,729 --> 00:02:27,522
‫هیچی نگرانش نمی‌کنه.

48
00:02:29,649 --> 00:02:32,401
‫بابت رسیدگیت ممنونم، فرمانده آدامز.

49
00:02:32,402 --> 00:02:35,613
‫احتمالا چون نوجوونه
‫می‌خواد جلب توجه کنه.

50
00:02:37,032 --> 00:02:41,036
‫آره. درسته. ممنونم.

51
00:02:57,385 --> 00:03:00,387
‫اینجوری نیست که حرفت رو باور نمی‌کنم،
‫فقط...

52
00:03:00,388 --> 00:03:02,556
‫خب، وقتی یکی بهت می‌گه
‫از آینده اومده،

53
00:03:02,557 --> 00:03:05,851
‫باید از همه‌ی جهات
‫بهش نگاه کنی.

54
00:03:05,852 --> 00:03:07,478
‫و آدم به مدرک نیاز داره.

55
00:03:07,479 --> 00:03:09,898
‫- چی ازم می‌خوای؟ دی‌ان‌ای؟
‫- می‌تونی؟

56
00:03:11,107 --> 00:03:12,316
‫شرمنده.

57
00:03:12,317 --> 00:03:14,276
‫ام... چرا یه چیز دیگه‌ای

58
00:03:14,277 --> 00:03:16,320
‫در مورد آینده بهم نمی‌گی؟

59
00:03:16,321 --> 00:03:19,532
‫خیلی خب، وایسا ببینم،
‫عمرا اون یارو رئیس‌جمهور بشه.

60
00:03:21,659 --> 00:03:25,537
‫پس این...درگاهته، هان؟

61
00:03:25,538 --> 00:03:27,706
‫خب وقتی اینجوری می‌گی
‫احمقانه به نظر می‌رسه،

62
00:03:27,707 --> 00:03:30,668
‫ولی آره، من...
‫افتادم این داخل و بعدش اومدم اینجا،

63
00:03:30,669 --> 00:03:33,922
‫پس شاید اگه دوباره بپرم توی آب،
‫برگردم خونه.

64
00:03:35,340 --> 00:03:37,591
‫به نظر منطقی میاد.

65
00:03:37,592 --> 00:03:40,135
‫البته احمقانه‌ هم هست.

66
00:03:40,136 --> 00:03:42,179
‫تو توی آینده حرفم رو باور داری،

67
00:03:42,180 --> 00:03:43,681
‫و خودت بهم گفتی
‫این اتفاق می‌افته

68
00:03:43,682 --> 00:03:45,265
‫و اینکه بهم کمک می‌کنی.

69
00:03:45,266 --> 00:03:47,393
‫توی آینده می‌شناسمت.

70
00:03:47,394 --> 00:03:48,769
‫درسته.

71
00:03:48,770 --> 00:03:51,563
‫ام... پس اگه تو در آینده
‫بچه‌ی کتی،

72
00:03:51,564 --> 00:03:55,901
‫پس... خب،
‫بابات کیه؟

73
00:03:55,902 --> 00:03:59,280
‫ایش! معلومه که تو نیستی، رفیق!
‫تو معلم علومم هستی.

74
00:04:00,615 --> 00:04:02,324
‫خیلی خب.

75
00:04:02,325 --> 00:04:05,120
‫من فقط باید... شجاع باشم.

76
00:04:08,039 --> 00:04:09,915
‫اگه برم داخل و نیام بیرون،

77
00:04:09,916 --> 00:04:11,750
‫به عنوان مدرک قبول داری؟

78
00:04:11,751 --> 00:04:15,921
‫شاید. یا شایدم ته دریاچه بمیری.

79
00:04:15,922 --> 00:04:17,631
‫یه روزی حرفم رو باور می‌کنی،

80
00:04:17,632 --> 00:04:20,427
‫یه زمانی، قول می‌دم.

81
00:04:29,853 --> 00:04:31,813
‫آلیس؟

82
00:04:33,064 --> 00:04:35,817
‫آلیس؟ آلیس!

83
00:04:41,865 --> 00:04:43,158
‫آلیس!

84
00:04:44,367 --> 00:04:45,660
‫آلیس!

85
00:04:47,996 --> 00:04:50,789
‫آلیس! اه! آلیس!

86
00:04:50,790 --> 00:04:53,625
‫کجایی! آلیس!

87
00:04:53,626 --> 00:04:55,920
‫کجایی؟

88
00:04:55,950 --> 00:05:02,950
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

89
00:05:31,122 --> 00:05:33,875
‫جیکوب اون بیرونه
‫و ما پیداش می‌کنیم.

90
00:05:36,961 --> 00:05:38,380
‫اوه، عزیزم.

91
00:05:39,673 --> 00:05:41,716
‫خانواده‌ی لندری هرگز امیدش رو از دست نمی‌ده.

92
00:06:02,946 --> 00:06:06,782
‫اوه، خدا رو شکر! آلی. خدا رو شکر!

93
00:06:06,783 --> 00:06:09,201
‫مامان، واقعا معذرت می‌خوام.

94
00:06:09,202 --> 00:06:12,162
‫چی شد؟ کجا بودی؟

95
00:06:12,163 --> 00:06:16,625
‫من... من اینجا بودم، ولی...
‫راستش نمی‌خواستم برم.

96
00:06:16,626 --> 00:06:18,627
‫و داشتم سعی می‌کردم
‫راه برگشت به خونه رو پیدا کنم.

97
00:06:18,628 --> 00:06:21,505
‫وایسا ببینم، تو... تو می‌خواستی
‫برگردی پیش بابات؟

98
00:06:21,506 --> 00:06:22,840
‫چی؟ نه.

99
00:06:22,841 --> 00:06:24,299
‫می‌خواستی چی کار کنی؟

100
00:06:24,300 --> 00:06:25,926
‫می‌خواستی گذری سوار ماشین یکی بشی؟

101
00:06:25,927 --> 00:06:27,386
‫واقعا آلیس؟

102
00:06:27,387 --> 00:06:28,971
‫نه! ببین،
‫مهم نیست،

103
00:06:28,972 --> 00:06:31,765
‫من برگشتم و الان جفت‌مون اینجاییم

104
00:06:31,766 --> 00:06:33,350
‫و به نظرم همه‌چی درست می‌شه!

105
00:06:33,351 --> 00:06:35,436
‫اصلا...

106
00:06:35,437 --> 00:06:38,981
‫می‌دونی این 12 ساعتی که گذشت

107
00:06:38,982 --> 00:06:41,984
‫چی به سرم اومد؟

108
00:06:41,985 --> 00:06:46,613
‫و مادربزرگت؟ چی...
‫اونم به‌خاطر یه‌جور بدل‌کاری خودخواهانه؟

109
00:06:46,614 --> 00:06:48,949
‫بدل‌کاری نبود،
‫نمی‌دونم چی بود!

110
00:06:48,950 --> 00:06:50,367
‫من... من برگشتم، باشه؟

111
00:06:50,368 --> 00:06:52,327
‫آخه تو کِی می‌خوای بزرگ بشی

112
00:06:52,328 --> 00:06:55,790
‫و عواقب کارهات رو بفهمی؟

113
00:06:57,542 --> 00:06:58,918
‫چه بلایی سرت اومده؟

114
00:07:01,254 --> 00:07:03,214
‫من باید این سوال رو ازت بپرسم.

115
00:07:13,266 --> 00:07:15,476
‫برو لباس بپوش...

116
00:07:15,477 --> 00:07:17,227
‫و سوار ماشین شو.

117
00:07:17,228 --> 00:07:19,313
‫قراره بری مدرسه،

118
00:07:19,314 --> 00:07:22,733
‫و حالا حالاها
‫اوضاع از این قراره!

119
00:07:22,734 --> 00:07:25,236
‫حق نداری از خونه بری بیرون!

120
00:07:26,738 --> 00:07:29,491
‫با حبس کردن من
‫نمی‌تونی حلش کنی!

121
00:07:38,541 --> 00:07:40,626
‫دیدی، گفتم که برمی‌گرده خونه.

122
00:07:40,627 --> 00:07:42,128
‫حرف نزن.

123
00:07:54,599 --> 00:07:56,934
‫آلیس! اوه، خدای من،
‫تو اینجایی!

124
00:07:56,935 --> 00:07:59,354
‫ام... آره. اینجام.

125
00:08:00,605 --> 00:08:02,272
‫خیلی خب، جریان چیه؟

126
00:08:02,273 --> 00:08:04,483
‫- همه شنیدن تو ناپدید شده بودی.
‫- وای خدا.

127
00:08:04,484 --> 00:08:06,443
‫نه، اشکال نداره،
‫و فرار کردن

128
00:08:06,444 --> 00:08:07,945
‫از آتیش‌سوزی راه انداختن خیلی بهتره.

129
00:08:07,946 --> 00:08:09,947
‫من هرگز آتیش راه ننداختم.

130
00:08:09,948 --> 00:08:11,782
‫ما خوشحالیم که حالت خوبه.

131
00:08:11,783 --> 00:08:16,120
‫ممنونم، ولی واقعا خوبم.

132
00:08:16,121 --> 00:08:17,746
‫وایسا، وایسا.

133
00:08:17,747 --> 00:08:19,373
‫خواستم این رو بهت نشون بدم.

134
00:08:19,374 --> 00:08:21,166
‫مامانم بهم نشونش داد.

135
00:08:21,167 --> 00:08:22,751
‫اونه، همونی که کنار مامانته.

136
00:08:22,752 --> 00:08:25,630
‫باورنکردنیه، نه؟
‫الان خیلی فرق کردن.

137
00:08:27,090 --> 00:08:29,049
‫آخه می‌خوام بدونم اون دختر

138
00:08:29,050 --> 00:08:31,093
‫به این فکر کرده که با ناپدید شدنش

139
00:08:31,094 --> 00:08:32,928
‫- چه بلایی سر تو میاره...
‫- ریتا، دیگه تموم شد.

140
00:08:32,929 --> 00:08:35,806
‫برگشته خونه. می‌دونستم میاد.

141
00:08:35,807 --> 00:08:37,307
‫درست شبیه مادرشه.

142
00:08:37,308 --> 00:08:39,476
‫الکی شلوغش می‌کنه.

143
00:08:39,477 --> 00:08:42,396
‫دل، نمی‌تونی انقدر ساده‌لوح باشی

144
00:08:42,397 --> 00:08:44,314
‫و فکر کنی حالا که
‫سر و کله‌ی اون دو تا پیدا شده

145
00:08:44,315 --> 00:08:46,442
‫زندگیت به حالت عادی برمی‌گرده!

146
00:08:46,443 --> 00:08:49,653
‫آخه محض رضای خدا
‫ببین دیشب چی شد!

147
00:08:49,654 --> 00:08:51,447
‫انگار...

148
00:08:51,448 --> 00:08:53,533
‫گذشته تکرار شد.

149
00:08:54,534 --> 00:08:55,909
‫ببین، منظورم اینه

150
00:08:55,910 --> 00:08:58,412
‫تو خودت رو جمع‌وجور کردی
‫و اونا ممکنه

151
00:08:58,413 --> 00:09:00,122
‫همه‌چی رو نابود کنن.

152
00:09:00,123 --> 00:09:03,042
‫و هنوزم داری خودت رو جمع‌وجور می‌کنی.

153
00:09:03,043 --> 00:09:05,210
‫اصلا در مورد این آخر هفته
‫به کت چیزی گفتی؟

154
00:09:05,211 --> 00:09:07,005
‫وقتی آماده باشم می‌گم.

155
00:09:08,340 --> 00:09:09,882
‫باورم نمی‌شه الان اومده خونه.

156
00:09:09,883 --> 00:09:12,176
‫خب، اون اومده خونه

157
00:09:12,177 --> 00:09:14,596
‫چون یکی نامه‌ام رو براش فرستاده.

158
00:09:16,181 --> 00:09:18,140
‫اوه، نه، بی‌خیال،
‫من نفرستادم!

159
00:09:18,141 --> 00:09:21,101
‫فکر کردی من خودم رو
‫قاطی این آشفته بازار می‌کنم؟

160
00:09:21,102 --> 00:09:22,853
‫ببین، مهم نیست کی اون نامه رو فرستاده،

161
00:09:22,854 --> 00:09:25,356
‫مثل روز روشنه
‫که قراره دردسرساز بشه.

162
00:09:25,357 --> 00:09:27,941
‫و اگه دخترت درست زمانی که می‌خوای

163
00:09:27,942 --> 00:09:30,027
‫همچین قدم بزرگی برداری
‫جلوت رو بگیره،

164
00:09:30,028 --> 00:09:31,196
‫باید به من جواب پس بده.

165
00:09:31,220 --> 00:09:35,020
ا‌را‌ئه‌ا‌ی ا‌ز وب‌گا‌ه ب‍ا‌م‍ا‌ب‍ی‍ن

166
00:09:48,338 --> 00:09:49,838
‫هی.

167
00:09:49,839 --> 00:09:51,048
‫خبری ازش نشد؟

168
00:09:51,049 --> 00:09:53,384
‫الان می‌خواستم زنگ بزنم.

169
00:09:53,385 --> 00:09:54,802
‫اون... اون برگشته.

170
00:09:54,803 --> 00:09:58,806
‫وای خدای من!
‫اوه... می‌شه باهاش حرف بزنم؟

171
00:09:58,807 --> 00:10:04,061
‫ام... راستش تازه رسوندمش مدرسه،
‫پس...

172
00:10:04,062 --> 00:10:06,313
‫وقت کردی ببریش مدرسه؟

173
00:10:06,314 --> 00:10:08,190
‫می‌دونم، می‌دونم، من...

174
00:10:08,191 --> 00:10:09,900
‫معذرت می‌خوام، یادم رفت زنگ بزنم،

175
00:10:09,901 --> 00:10:12,654
‫صبح پراحساسی بود.

176
00:10:13,697 --> 00:10:16,115
‫آره. اشکال نداره.

177
00:10:16,116 --> 00:10:18,576
‫راستش اشکال نداره،
‫همین که آلیس حالش خوبه کافیه.

178
00:10:19,285 --> 00:10:21,537
‫شاید بهتر باشه بیایم خونه.

179
00:10:21,538 --> 00:10:23,580
‫منظورم اینه مشخصه
‫اینجا موندن فایده‌ای نداره.

180
00:10:23,581 --> 00:10:24,957
‫آلیس سعی کرد فلنگ رو ببنده،

181
00:10:24,958 --> 00:10:26,875
‫و من و مامان
‫به زور با همدیگه حرف می‌زنیم.

182
00:10:26,876 --> 00:10:29,878
‫خب، شاید من یه دلیلی
‫برای موندنت داشته باشم.

183
00:10:29,879 --> 00:10:32,924
‫دیروز فهمیدم، ولی بعدش
‫اون اتفاق برای آلیس افتاد و چیزی نگفتم.

184
00:10:33,717 --> 00:10:35,092
‫جریان چیه؟

185
00:10:35,093 --> 00:10:36,552
‫داشتم با یه موسسه انتشاراتی حرف می‌زدم

186
00:10:36,553 --> 00:10:38,345
‫که شرکت ما نماینده‌اشه.

187
00:10:38,346 --> 00:10:40,305
‫می‌دونی، داشتم براشون تعریف می‌کردم
‫که بعد از اتفاق ناخوشایندی که

188
00:10:40,306 --> 00:10:42,434
‫برای خانواده‌ات افتاد،
‫برگشتی خونه.

189
00:10:43,476 --> 00:10:45,436
‫ازت می‌خوان در موردش بنویسی،

190
00:10:45,437 --> 00:10:47,938
‫در مورد جیکوب،
‫در مورد همه‌چی.

191
00:10:47,939 --> 00:10:50,607
‫می‌دونی، یه چیزی مثل پرونده باز،
‫جنایت واقعی،

192
00:10:50,608 --> 00:10:52,360
‫روایت خانوادگی و از اینجور چیزها.

193
00:10:53,653 --> 00:10:56,364
‫کت، اگه بخوای،
‫باهات قرارداد می‌بندن.

194
00:10:57,157 --> 00:10:58,782
‫باشه.

195
00:10:58,783 --> 00:11:00,659
‫چرا الان داری این کار رو می‌کنی؟

196
00:11:00,660 --> 00:11:02,870
‫- منظورت چیه؟
‫- اینکه داری سعی می‌کنی

197
00:11:02,871 --> 00:11:05,540
‫توی شغلم بهم کمک کنی...
‫با اینکه ما حتی...

198
00:11:06,916 --> 00:11:09,710
‫من رفتم، بریدی.

199
00:11:09,711 --> 00:11:13,047
‫ببین، تا وقتی که نرفته بودی،
‫داستانی نداشتی، پس...

200
00:11:13,048 --> 00:11:16,633
‫خب، تو الان با ریچلی، پس...

201
00:11:16,634 --> 00:11:18,386
‫خودم می‌تونم برای خودم ناشر پیدا کنم.

202
00:11:19,179 --> 00:11:21,014
‫مگه تا اینجا تونستی موفق بشی، کت؟

203
00:11:23,600 --> 00:11:26,353
‫ببین، می‌دونی چیه،
‫هر کاری می‌خوای بکن، باشه؟

204
00:11:28,146 --> 00:11:30,648
‫فقط بهش فکر کن، خب؟

205
00:11:32,776 --> 00:11:34,652
‫شاید به‌خاطر دلیل بزرگ‌تری خونه‌ای.

206
00:11:37,781 --> 00:11:40,324
‫- پس شد فردا حوالی ساعت هشت؟
‫- آره، به نظر خوبه.

207
00:11:40,325 --> 00:11:41,993
‫باید در مورد دیشب صحبت کنیم.

208
00:11:50,543 --> 00:11:52,378
‫اونجوری اومدی سراغم،

209
00:11:52,379 --> 00:11:54,171
‫می‌دونی بقیه چه فکری
‫پیش خودشون کردن؟

210
00:11:54,172 --> 00:11:56,965
‫شانس آوردم اخراج نشدم،
‫یا حتی بازداشت بشم!

211
00:11:56,966 --> 00:11:59,010
‫ببخشید، من فقط واقعا دست و پام رو گم کردم.

212
00:11:59,969 --> 00:12:01,762
‫خیلی خب، باهام حرف بزن،

213
00:12:01,763 --> 00:12:05,016
‫ولی این در باید کاملا باز باشه.

214
00:12:06,059 --> 00:12:08,977
‫ادامه بده.

215
00:12:08,978 --> 00:12:13,608
‫تو بهم گفتی هر کجا و هر وقتی که بشه
‫کمکم می‌کنی و فکر کنم دلیلش رو بدونم.

216
00:12:15,777 --> 00:12:17,695
‫می‌دونی من چی می‌دونم؟

217
00:12:17,696 --> 00:12:19,613
‫خب، تو چی می‌دونی؟

218
00:12:19,614 --> 00:12:21,031
‫خب، نمی‌دونم چی می‌تونم بگم.

219
00:12:21,032 --> 00:12:23,492
‫اگه این باعث
‫یه‌جور پارادوکس زمانی بزرگ بشه

220
00:12:23,493 --> 00:12:25,035
‫و بعدش جهان منفجر بشه چی؟

221
00:12:25,036 --> 00:12:26,454
‫خیلی خب.

222
00:12:27,997 --> 00:12:31,334
‫می‌دونم چی می‌دونی.
‫من اونجا بودم، آلیس.

223
00:12:32,127 --> 00:12:34,128
‫یادمه.

224
00:12:34,129 --> 00:12:37,673
‫خیلی خب، پس... من به گذشته سفر کردم

225
00:12:37,674 --> 00:12:41,093
‫و من آلیسم،
‫مثل دوست مامانم آلیس،

226
00:12:41,094 --> 00:12:43,637
‫ولی خودمم آلیسم.

227
00:12:43,638 --> 00:12:45,431
‫جفت‌تون یکی هستین.

228
00:12:45,432 --> 00:12:46,932
‫خب، چطوریه که مامانم نمی‌فهمه؟

229
00:12:46,933 --> 00:12:50,145
‫اون... اون از روی اسم خودم...
‫اسمم رو آلیس گذاشته.

230
00:12:51,479 --> 00:12:53,605
‫خاطرات بی‌ثباتن.

231
00:12:53,606 --> 00:12:55,691
‫مامانت از وقتی به دنیات آورده
‫بزرگ شدن و تغییراتت رو دیده.

232
00:12:55,692 --> 00:12:57,609
‫در ضمن، اون متوجه نمی‌شه
‫چون... خب،

233
00:12:57,610 --> 00:12:59,445
‫اصولا همچین چیزی غیر ممکنه، پس...

234
00:12:59,446 --> 00:13:01,989
‫ولی تو با اینکه امروز صبح حرفم رو باور نکردی،
‫ولی الان باور داری؟

235
00:13:01,990 --> 00:13:04,658
‫خب، این صبحی که می‌گی
‫بیست سال پیش بود،

236
00:13:04,659 --> 00:13:06,702
‫ولی آره، یادمه.

237
00:13:06,703 --> 00:13:08,162
‫تو رفتی داخل دریاچه
‫و بیرون نیومدی،

238
00:13:08,163 --> 00:13:09,788
‫و بعدش منم کم‌کم باورم شد.

239
00:13:09,789 --> 00:13:12,833
‫حتی سعی کردم دنبالت بیام. ولی موفق نشدم.

240
00:13:12,834 --> 00:13:14,919
‫سفر به زمان فقط برای تو جواب می‌ده.

241
00:13:15,754 --> 00:13:17,504
‫چرا من؟

242
00:13:17,505 --> 00:13:19,548
‫کاش می‌دونستم.

243
00:13:19,549 --> 00:13:22,551
‫ولی دریاچه توضیحی نمی‌ده،
‫فقط قانون سرش می‌شه،

244
00:13:22,552 --> 00:13:24,094
‫و مطمئنم تو
‫بزرگ‌‌ترین قانونش رو پیدا کردی.

245
00:13:24,095 --> 00:13:26,096
‫مدت زمانی که از اینجا می‌ری

246
00:13:26,097 --> 00:13:31,226
‫برابر با زمانیه که اونجا می‌گذرونی،
‫پس از الان به بعد

247
00:13:31,227 --> 00:13:33,228
‫حواست به سفرهات باشه.

248
00:13:33,229 --> 00:13:35,481
‫زمان‌هایی رو انتخاب کن
‫که اینجا متوجه غیبتت نشن.

249
00:13:35,482 --> 00:13:37,316
‫وایسا، وایسا... برگردم؟

250
00:13:37,317 --> 00:13:40,903
‫من... مگه فقط همون یه بار نبود؟

251
00:13:40,904 --> 00:13:43,238
‫کِی... کِی برگردم؟
‫و چه... چه اتفاقی می‌افته؟

252
00:13:43,239 --> 00:13:45,616
‫خیلی خب! ممنونم که سر زدی.

253
00:13:45,617 --> 00:13:47,118
‫من... جیکوب رو دیدم.

254
00:13:50,205 --> 00:13:52,374
‫واقعا بچه‌ی خاصی بود،
‫مگه نه؟

255
00:13:53,083 --> 00:13:54,959
‫آره، خاص بود.

256
00:13:56,961 --> 00:13:58,546
‫بعدا می‌بینمت.

257
00:14:16,731 --> 00:14:19,525
‫تو می‌شی گزارشگر
‫و منم تصویربردارت می‌شم.

258
00:14:19,526 --> 00:14:21,777
‫مثل یه تیم پرونده‌ها رو حل می‌کنیم.

259
00:14:21,778 --> 00:14:24,071
‫قهرمان می‌شیم،

260
00:14:24,072 --> 00:14:25,948
‫و قهرمان‌ها
‫همیشه ردشون رو به جا می‌ذارن.

261
00:14:25,949 --> 00:14:29,953
‫می‌بینی؟ جی و کی برای نجات شما میان!

262
00:14:32,372 --> 00:14:33,748
‫داری چی کار می‌کنی؟

263
00:14:34,749 --> 00:14:36,792
‫اوه خب، خوشحالم که

264
00:14:36,793 --> 00:14:39,044
‫همه چی رو ننداختی دور.

265
00:14:39,045 --> 00:14:40,504
‫این رو یادته؟

266
00:14:40,505 --> 00:14:41,922
‫یادمه.

267
00:14:41,923 --> 00:14:43,800
‫حالا می‌تونی... بذاریش کنار.

268
00:14:45,635 --> 00:14:49,096
‫نمی‌تونی اینجا کنارم بشینی؟

269
00:14:49,097 --> 00:14:52,433
‫در موردش حرف بزنی؟ خواهش می‌کنم؟

270
00:14:52,434 --> 00:14:55,352
‫بیا در مورد خودت حرف بزنیم.

271
00:14:55,353 --> 00:14:58,605
‫دیشب گفتی به فکر رفتنی.

272
00:14:58,606 --> 00:15:01,316
‫خب، اگه من و تو نتونیم
‫با همدیگه روراست باشیم،

273
00:15:01,317 --> 00:15:03,068
‫پس شاید بهتر باشه که برم.

274
00:15:03,069 --> 00:15:05,612
‫همیشه یا صفر یا صدی.

275
00:15:05,613 --> 00:15:08,073
‫هرگز نمی‌تونی با کسی کنار بیای.

276
00:15:08,074 --> 00:15:10,659
‫خب، خودتم صفر یا صدی،

277
00:15:10,660 --> 00:15:13,496
‫مخصوصا وقتی قضیه
‫در مورد جیک... و بابا باشه.

278
00:15:15,498 --> 00:15:19,001
‫از حرف‌های تکراری خسته شدم، کاترین.

279
00:15:19,002 --> 00:15:21,003
‫تو هیچ شغلی نداری!

280
00:15:21,004 --> 00:15:23,172
‫جایی برای رفتن نداری.

281
00:15:23,173 --> 00:15:25,966
‫پس حالا که می‌خوای بفهمی
‫با خودت چند چندی،

282
00:15:25,967 --> 00:15:28,636
‫پیشنهاد می‌کنم
‫یه کار مفید انجام بدی.

283
00:15:32,057 --> 00:15:33,683
‫خیلی خب.

284
00:15:37,312 --> 00:15:38,730
‫سلام.

285
00:15:40,023 --> 00:15:42,232
‫کت لندری؟

286
00:15:42,233 --> 00:15:45,444
‫مانیکا. وای! من...

287
00:15:45,445 --> 00:15:46,987
‫الان اینجا کار می‌کنی؟

288
00:15:46,988 --> 00:15:49,406
‫اینجا مال منه. باورنکردنیه، نه؟

289
00:15:49,407 --> 00:15:52,576
‫آخرین بار کِی همدیگه رو دیدیم؟

290
00:15:52,577 --> 00:15:54,453
‫فارغ‌التحصیلی مدرسه بود؟

291
00:15:54,454 --> 00:16:00,043
‫خدای من، زمان چه زود می‌گذره!
‫و تو هم... خوب به نظر می‌رسی.

292
00:16:00,960 --> 00:16:04,213
‫ام... آره،
‫عسل مامان رو آوردم، پس...

293
00:16:04,214 --> 00:16:06,674
‫عالیه، این چیزها فوری فروش می‌رن.

294
00:16:06,675 --> 00:16:09,218
‫و واقعا جالبه که
‫دستیار کوچولوی دل شدی.

295
00:16:09,219 --> 00:16:10,928
‫بیا.

296
00:16:10,929 --> 00:16:12,430
‫بشین.

297
00:16:13,390 --> 00:16:16,266
‫از بچه‌های مدرسه
‫با کسی در تماسی؟

298
00:16:16,267 --> 00:16:18,644
‫از وقتی الیوت برگشته

299
00:16:18,645 --> 00:16:20,062
‫حسابی باهاش صمیمی‌ام،

300
00:16:20,063 --> 00:16:23,065
‫و همچنین با ترور هیل هم
‫خیلی در تماسم.

301
00:16:23,066 --> 00:16:26,360
‫اسپیلسکی؟

302
00:16:26,361 --> 00:16:29,655
‫عجب دست‌وپا چلفتی‌ای بود،
‫یادته؟

303
00:16:29,656 --> 00:16:33,325
‫و اون... اون واقعا بزرگ شده؟
‫واقعا...

304
00:16:33,326 --> 00:16:35,119
‫اون این روزها چی کار می‌کنه؟

305
00:16:35,120 --> 00:16:36,995
‫اون ازدواج کرده...

306
00:16:36,996 --> 00:16:38,914
‫با من.

307
00:16:38,915 --> 00:16:40,542
‫شوخی می‌کنی!

308
00:16:41,501 --> 00:16:44,378
‫خب، تبریک می‌گم!
‫این... عالیه.

309
00:16:44,379 --> 00:16:46,630
‫من فقط خواستم از اینجا بزنم به چاک.

310
00:16:46,631 --> 00:16:48,882
‫آره. و الان برگشتی.

311
00:16:48,883 --> 00:16:51,135
‫پس بیا در مورد تجربیاتت صحبت کنیم، هان؟

312
00:16:51,136 --> 00:16:52,511
‫ببخشید؟

313
00:16:52,512 --> 00:16:53,971
‫یا می‌خوای رزومه‌ات رو بهم بده

314
00:16:53,972 --> 00:16:55,639
‫و منم یه نگاهی بهش بندازم؟

315
00:16:55,640 --> 00:16:58,017
‫مگه اومدم مصاحبه‌ی کاری؟

316
00:16:58,018 --> 00:17:00,477
‫دل بهت نگفته؟
‫خودش ترتیبش رو داده.

317
00:17:00,478 --> 00:17:03,313
‫اون بهم گفت که تو اخراج شدی.

318
00:17:03,314 --> 00:17:05,524
‫و منم گفتم، "می‌دونی چیه؟
‫من به این دختر کمک می‌کنم".

319
00:17:05,525 --> 00:17:07,276
‫- من همیشه پرسنل کم دارم، پس...
‫- نه، نه، نه،

320
00:17:07,277 --> 00:17:09,361
‫من... من نیازی به شغل ندارم.

321
00:17:09,362 --> 00:17:12,072
‫من با یه ناشر قرارداد بستم.

322
00:17:12,073 --> 00:17:14,200
‫- هوم.
‫- پس، آره، مگه نه؟

323
00:17:15,660 --> 00:17:17,828
‫شرمنده، گمونم سوءتفاهم شده پس.

324
00:17:17,829 --> 00:17:19,455
‫آره، سوءتفاهم شده.

325
00:17:19,456 --> 00:17:23,584
‫پس اگه منو ببخشی،
‫من دیگه...

326
00:17:23,585 --> 00:17:27,130
‫خودکار می‌خوای؟ کاغذ؟

327
00:17:28,715 --> 00:17:30,382
‫- ممنون.
‫- آره.

328
00:17:30,383 --> 00:17:32,177
‫- سرویس‌دهی‌تون عالیه.
‫- اوهوم.

329
00:17:36,389 --> 00:17:40,809
‫- مدرسه چطور بود؟
‫- خب... می‌دونی دیگه، مدرسه‌ست.

330
00:17:40,810 --> 00:17:42,644
‫زوئی و اسپنسر لطف کردن

331
00:17:42,645 --> 00:17:44,605
‫تو رو رسوندن خونه.
‫اونا بچه‌های خوبی هستن.

332
00:17:44,606 --> 00:17:46,316
‫شاید خوبی‌شون به تو هم سرایت کنه.

333
00:17:48,985 --> 00:17:51,570
‫می‌دونی، وقتی رفتم عسلت رو تحویل بدم،

334
00:17:51,571 --> 00:17:53,447
‫دشمن دوران دبیرستانم رو دیدم.

335
00:17:53,448 --> 00:17:55,366
‫فقط خواستم کمکت کنم
‫دوباره روی پای خودت وایسی.

336
00:17:55,367 --> 00:17:57,743
‫با نارو زدن به من؟

337
00:17:57,744 --> 00:17:59,953
‫آخه چرا به مانیکا گفتی
‫که من بیکارم؟

338
00:17:59,954 --> 00:18:01,455
‫چون بیکاری دیگه.

339
00:18:01,456 --> 00:18:04,709
‫راستش من شغل دارم. من...

340
00:18:07,337 --> 00:18:10,255
‫بهم پیشنهاد شده کتاب بنویسم.

341
00:18:10,256 --> 00:18:12,175
‫واقعا؟ در مورد چی؟

342
00:18:13,551 --> 00:18:17,513
‫جیکوب... و اون موقع‌ها.

343
00:18:17,514 --> 00:18:18,806
‫چرا باید این کار رو کنی؟

344
00:18:18,807 --> 00:18:20,724
‫گمونم باعث می‌شه
‫عواطف و احساسات بیرون بریزن.

345
00:18:20,725 --> 00:18:22,810
‫این یه کتابه!

346
00:18:22,811 --> 00:18:25,312
‫منظورم اینه... این آرزومه!

347
00:18:25,313 --> 00:18:27,899
‫این کار اشتباهه
‫و نباید انجامش بدی.

348
00:18:30,402 --> 00:18:32,736
‫خیلی خب، می‌شه یکی بهم بگه
‫چه اتفاقی برای جیکوب افتاد؟

349
00:18:32,737 --> 00:18:34,029
‫چطوری ناپدید شد؟

350
00:18:34,030 --> 00:18:35,364
‫الان وقتش نیست، آلیس.

351
00:18:35,365 --> 00:18:37,032
‫واقعا؟ ولی زمان مناسبی

352
00:18:37,033 --> 00:18:38,493
‫برای نوشتن شجره‌نامه‌ی خانوادگیه؟

353
00:18:41,037 --> 00:18:43,163
‫شماها قبلا همدیگه رو دوست داشتین.

354
00:18:43,164 --> 00:18:44,582
‫خوشحال بودین.

355
00:18:45,375 --> 00:18:46,917
‫چه اتفاقی افتاد آخه؟

356
00:18:46,918 --> 00:18:48,460
‫سوال خیلی خوبیه.

357
00:18:48,461 --> 00:18:50,295
‫به نظرم جفت‌مون خوب می‌دونیم

358
00:18:50,296 --> 00:18:52,297
‫- چرا الان وضع‌مون اینه.
‫- شاید،

359
00:18:52,298 --> 00:18:53,924
‫ولی عالم و آدم که نمی‌دونن،

360
00:18:53,925 --> 00:18:55,510
‫پس اون کتاب رو ننویس!

361
00:19:05,562 --> 00:19:07,146
‫بابت پیام ممنون.

362
00:19:07,147 --> 00:19:08,690
‫ممنون که نوشیدنی آوردی.

363
00:19:14,070 --> 00:19:16,113
‫ام...

364
00:19:16,114 --> 00:19:21,077
‫آلیس موقع شام...
‫در مورد جیکوب پرسید.

365
00:19:22,203 --> 00:19:23,580
‫بالاخره باید می‌پرسید.

366
00:19:27,584 --> 00:19:30,378
‫- ببخشید، این عجیبه؟
‫- نه، نه، مشکلی نیست.

367
00:19:31,463 --> 00:19:33,339
‫قبلا همین‌جوری بودیم.

368
00:19:33,340 --> 00:19:36,468
‫خو گرفتن خیلی راحته.
‫خاطرات.

369
00:19:38,094 --> 00:19:41,221
‫هی، دوست‌مون آلیس رو یادته؟

370
00:19:41,222 --> 00:19:44,266
‫اوه... آره، یه‌جورهایی.

371
00:19:44,267 --> 00:19:46,643
‫یه عکس فوری
‫از خودم و اون پیدا کردم.

372
00:19:46,644 --> 00:19:49,772
‫می‌دونی، تابستون و پاییز اون سال،

373
00:19:49,773 --> 00:19:51,607
‫اون انگار بخشی از همه‌چی بود.

374
00:19:51,608 --> 00:19:54,193
‫گفتی یه عکس ازش داری؟

375
00:19:54,194 --> 00:19:58,697
‫آره، تاره،
‫برای همین نمی‌تونم قیافه‌اش رو تشخیص بدم...

376
00:19:58,698 --> 00:20:02,368
‫که البته جور در میاد چون آلیس
‫به نظر بیشتر برام شبیه انرژیه

377
00:20:02,369 --> 00:20:05,412
‫تا یه آدم.

378
00:20:05,413 --> 00:20:07,581
‫خاطرات واقعا جالبن.

379
00:20:07,582 --> 00:20:09,501
‫واقعا هم همین طوره.

380
00:20:17,225 --> 00:20:20,025
‫[جیکوب لندری، پورت هیون]

381
00:20:26,309 --> 00:20:28,394
‫بابا، هر وقت آماده بودم حرف می‌زنم.

382
00:20:28,395 --> 00:20:32,273
‫باشه، ام... ببین،
‫می‌دونم عصبانی هستی آلی، فقط...

383
00:20:33,817 --> 00:20:35,984
‫واقعا از شنیدن صدات خوشحالم.

384
00:20:35,985 --> 00:20:37,736
‫خیلی نگران بودم.

385
00:20:37,737 --> 00:20:40,114
‫ولی انقدر نگران نبودی
‫که بهم بگی بیام خونه.

386
00:20:40,115 --> 00:20:41,782
‫پیچیده‌ست بچه جون.

387
00:20:41,783 --> 00:20:45,036
‫ولی هی، توی خونه‌ی جدید
‫همیشه برات جا هست!

388
00:20:46,204 --> 00:20:49,790
‫آره. جایی برای من و ریچل.

389
00:20:49,791 --> 00:20:51,710
‫آره، و برای ریچل.

390
00:20:52,544 --> 00:20:53,794
‫خیلی خب.

391
00:20:53,795 --> 00:20:55,504
‫ام... خب، ممنونم،

392
00:20:55,505 --> 00:20:57,715
‫ولی راستش من باید برم.

393
00:20:57,716 --> 00:20:59,466
‫- آلیس، خواهش می‌کنم...
‫- مشق دارم.

394
00:20:59,467 --> 00:21:01,136
‫ولی می‌شه در مورد...

395
00:22:07,285 --> 00:22:09,036
‫نشد!

396
00:22:09,037 --> 00:22:10,913
‫- چی؟
‫- سفر به زمان. خب...

397
00:22:10,914 --> 00:22:12,706
‫تو گفتی برگردم، ولی نمی‌تونم.

398
00:22:12,707 --> 00:22:15,209
‫دریاچه نمی‌ذاره برم
‫و من باید دلیلش رو بدونم!

399
00:22:15,210 --> 00:22:18,253
‫راستش نمی‌دونم.

400
00:22:18,254 --> 00:22:20,464
‫خیلی خب، مگه تو نباید استادم
‫یا همچین چیزی باشی؟

401
00:22:20,465 --> 00:22:21,882
‫یذره مهلت بده

402
00:22:21,883 --> 00:22:23,509
‫که مثل جایلز و بافی بشیم، باشه؟

403
00:22:23,510 --> 00:22:26,303
‫- چی چی بشیم؟
‫- ای بابا... کشته مُرده‌ی ژن زردم.

404
00:22:26,304 --> 00:22:28,013
‫اگه به چیزی گند بزنم چی؟

405
00:22:28,014 --> 00:22:30,224
‫تو گفتی می‌تونم برگردم،
‫ولی اگه منِ الانم

406
00:22:30,225 --> 00:22:32,518
‫رازم رو بهت بگم
‫و یه جورهایی فرصت‌هام رو توی گذشته

407
00:22:32,519 --> 00:22:33,644
‫از بین ببرم چی؟

408
00:22:33,645 --> 00:22:35,020
‫آروم باش.

409
00:22:35,021 --> 00:22:39,441
‫دریاچه عملکرد مرموزی داره.

410
00:22:39,442 --> 00:22:42,820
‫هر وقت و هر جایی که خودش بخواد
‫تو رو می‌فرسته.

411
00:22:42,821 --> 00:22:44,279
‫خیلی خب، منظورت چیه؟

412
00:22:44,280 --> 00:22:46,407
‫شاید وقت رفتنت نبود.

413
00:22:46,408 --> 00:22:49,244
‫شاید باید یذره بیشتر
‫اینجا وقت بگذرونی.

414
00:22:56,334 --> 00:22:58,210
‫سحرخیزی.

415
00:22:58,211 --> 00:22:59,921
‫به کارمون میاد.

416
00:23:09,097 --> 00:23:10,973
‫خیلی ممنون!

417
00:23:10,974 --> 00:23:14,727
‫روز خوبی داشته باشی.
‫اوه عزیزم، بذارش اینجا.

418
00:23:14,728 --> 00:23:17,855
‫خب، خب، خب،
‫صبح همگی بخیر!

419
00:23:17,856 --> 00:23:19,440
‫صبح بخیر، ریتا. چطور پیش می‌ره؟

420
00:23:19,441 --> 00:23:22,276
‫هی، شروع کندی داشتم،
‫ولی بهتر می‌شه.

421
00:23:22,277 --> 00:23:24,153
‫مردم دوست دارن تابستون
‫تا لنگ ظهر بخوابن، مگه نه؟

422
00:23:24,154 --> 00:23:27,865
‫هی ریتا؟ این نوه‌ام آلیسه.

423
00:23:27,866 --> 00:23:30,035
‫خوشحالم که راه برگشت
‫به خونه رو پیدا کردی.

424
00:23:31,411 --> 00:23:33,454
‫خب، اینجا خیلی کار داریم.

425
00:23:33,455 --> 00:23:36,248
‫- هی! طرف اومد، موقعیت ساعت 3.
‫- اوه.

426
00:23:36,249 --> 00:23:39,460
‫- صبح بخیر، دلایلا.
‫- صبح بخیر، بایرن.

427
00:23:39,461 --> 00:23:41,879
‫خب، امروز چی داریم؟

428
00:23:41,880 --> 00:23:44,965
‫خب، هویج‌های امروز واقعا سرحالن

429
00:23:44,966 --> 00:23:47,843
‫و تره‌فرنگی‌ها هم خیلی شیرینن.

430
00:23:47,844 --> 00:23:50,262
‫مطمئنم همین طوره. عالیه.

431
00:23:50,263 --> 00:23:52,807
‫- گوجه هم مهمون من.
‫- ممنونم.

432
00:23:54,517 --> 00:23:58,604
‫اوه، این نوه‌امه، آلیس.

433
00:23:58,605 --> 00:24:01,023
‫یادته بهت گفته بودم
‫اون و دخترم قراره برگردن

434
00:24:01,024 --> 00:24:04,818
‫و پیش من بمونن.
‫می‌دونی، فقط... یه مدتی.

435
00:24:04,819 --> 00:24:07,279
‫از دیدنت خوشحالم
‫و امیدوارم حالا حالاها بمونی.

436
00:24:07,280 --> 00:24:09,073
‫خواهش می‌کنم بایرن،
‫تو تازه اومدی اینجا.

437
00:24:09,074 --> 00:24:11,408
‫شش ساله، ریتا. شش سال.

438
00:24:11,409 --> 00:24:13,285
‫بایرن روزنامه‌ محلی رو پوشش می‌ده،

439
00:24:13,286 --> 00:24:15,454
‫هرالد و بایگانی هم با اونه.

440
00:24:15,455 --> 00:24:17,289
‫اوه، آره، واقعا باحاله.

441
00:24:17,290 --> 00:24:19,625
‫سر و ساکته.

442
00:24:19,626 --> 00:24:21,418
‫خب، چقدر بهت بدهکارم؟

443
00:24:21,419 --> 00:24:25,798
‫- پنج دلار کافیه.
‫- اوه، دل. مطمئنی؟

444
00:24:25,799 --> 00:24:28,593
‫بایرن، تو که می‌دونی
‫من فقط گردشگرها رو تیغ می‌زنم.

445
00:24:34,307 --> 00:24:36,767
‫تو یدونه‌ای، دلایلا.

446
00:24:36,768 --> 00:24:39,144
‫از آشنایی باهات خوشبختم، آلیس! ریتا!

447
00:24:39,145 --> 00:24:40,480
‫اوهوم.

448
00:24:41,898 --> 00:24:43,650
‫آلی؟

449
00:25:19,991 --> 00:25:21,991
‫[رفتیم بازار تره‌بار، دل منو برد.]
‫[آلیس]

450
00:25:33,616 --> 00:25:36,869
‫جیکوب رو ندیدین؟
‫خواهش می‌کنم کمکم کنین پسرم رو پیدا کنم.

451
00:25:36,870 --> 00:25:39,121
‫پسرم گم شده.
‫کمک‌مون کنین جیکوب برگرده.

452
00:25:39,122 --> 00:25:40,665
‫خواهش می‌کنم کمک‌مون کنین، خواهش می‌کنم.

453
00:25:41,499 --> 00:25:44,252
‫- اشتباه انجامش دادم؟
‫- نه عزیزم، عالیه.

454
00:25:45,420 --> 00:25:48,130
‫کاترین!
‫چه خوب که اومدی پیشمون.

455
00:25:48,131 --> 00:25:50,132
‫باید حرف بزنیم.

456
00:25:50,133 --> 00:25:51,508
‫چرا فکر کردی بدون اینکه بهم بگی

457
00:25:51,509 --> 00:25:52,718
‫می‌تونی بیاریش اینجا؟

458
00:25:52,719 --> 00:25:54,261
‫برات یادداشت گذاشتیم که.

459
00:25:54,262 --> 00:25:56,305
‫شلوغش نکن.

460
00:25:56,306 --> 00:25:58,057
‫دخالت نکن!

461
00:25:58,058 --> 00:26:00,100
‫اون بچه‌ی منه.

462
00:26:00,101 --> 00:26:02,936
‫خب، می‌خوای بچه‌ات خوشحال باشه؟

463
00:26:02,937 --> 00:26:04,063
‫حبسش نکن.

464
00:26:04,064 --> 00:26:05,230
‫اگه از من بپرسی،

465
00:26:05,231 --> 00:26:07,816
‫خانواده‌ی لندری
‫فقط باید با وضعیت کنار بیان.

466
00:26:07,817 --> 00:26:10,194
‫می‌شه بهم بگی
‫واقعا چه اتفاقی برای جیکوب افتاد؟

467
00:26:10,195 --> 00:26:12,071
‫چطوری ناپدید شد؟

468
00:26:12,072 --> 00:26:13,906
‫ام...

469
00:26:13,907 --> 00:26:15,533
‫من کی باشم که دخالت کنم.

470
00:26:15,557 --> 00:26:19,057
ا‌را‌ئه‌‌ا‌ی ا‌ز‌ ب‍ا‌‌م‍ا‌‌ب‍ی‍ن

471
00:26:19,120 --> 00:26:20,954
‫تو می‌خوای آلیس
‫اینجا یه زندگی جدیدی رو شروع کنه.

472
00:26:20,955 --> 00:26:22,915
‫آره.

473
00:26:22,916 --> 00:26:25,376
‫ولی همه‌اش درگیر گذشته‌ای.

474
00:26:25,377 --> 00:26:26,627
‫خودخواهانه‌ست.

475
00:26:26,628 --> 00:26:28,254
‫خودخواهانه؟

476
00:26:29,422 --> 00:26:31,632
‫تویی که نگرانی

477
00:26:31,633 --> 00:26:35,052
‫ما مزاحم زندگی مستقل ارزشمندت بشیم،

478
00:26:35,053 --> 00:26:36,553
‫و فکر کردی نفهمیدم

479
00:26:36,554 --> 00:26:38,597
‫که اصلا از برگشتن‌مون به خونه
‫خوشحال نشدی.

480
00:26:38,598 --> 00:26:40,058
‫من که ازت نخواستم بیای خونه.

481
00:26:41,184 --> 00:26:45,771
‫چرا، خواستی!
‫من نامه رو دارم! و تو...

482
00:26:45,772 --> 00:26:47,148
‫همیشه همین بودی.

483
00:27:07,085 --> 00:27:10,129
‫آلیس! چه کمکی از دستم برمیاد؟

484
00:27:10,130 --> 00:27:13,466
‫تو مسئول بایگانی هستی، درسته؟

485
00:27:18,638 --> 00:27:21,473
‫- ببخشید؟
‫- معذرت می‌خوام.

486
00:27:21,474 --> 00:27:22,809
‫نه، نه، نه، وایسا، وایسا.

487
00:27:24,978 --> 00:27:26,146
‫دنی؟

488
00:27:28,648 --> 00:27:31,526
‫سلام... کت هستم.

489
00:27:32,861 --> 00:27:35,363
‫لندری. چطوری؟

490
00:27:36,656 --> 00:27:38,033
‫خوبم.

491
00:27:49,627 --> 00:27:51,254
‫سلام بابا.

492
00:27:52,213 --> 00:27:56,467
‫آره، می‌دونم، خیلی وقته نیومدم...

493
00:27:56,468 --> 00:27:58,136
‫و معذرت می‌خوام.

494
00:27:59,554 --> 00:28:01,890
‫ولی الان اومدم خونه و من...

495
00:28:03,933 --> 00:28:06,518
‫خب، من...

496
00:28:06,519 --> 00:28:12,233
‫من یه دختر دارم
‫و اون خیلی شبیه توئه.

497
00:28:13,360 --> 00:28:18,323
‫اهل موسیقیه
‫و باهوش و بامزه‌ست.

498
00:28:21,034 --> 00:28:22,993
‫و...

499
00:28:22,994 --> 00:28:24,579
‫کاش می‌دیدیش.

500
00:28:26,790 --> 00:28:30,418
‫چون تو می‌دونستی
‫چی بهش بگی.

501
00:28:31,878 --> 00:28:33,922
‫با من که اینجوری بودی.

502
00:28:36,383 --> 00:28:38,176
‫و من واقعا دلم تنگ شده.

503
00:28:45,900 --> 00:28:47,900
‫[جیکوب لندری]
‫[1999 - 1990]

504
00:29:49,205 --> 00:29:53,250
‫"خواهرش کاترین به پلیس گفته
‫برادرش یه لحظه کنارش بوده

505
00:29:53,251 --> 00:29:54,460
‫و یهو ناپدید شده."

506
00:29:54,461 --> 00:29:56,378
‫آلیس.

507
00:29:56,379 --> 00:29:57,672
‫وقت رفتنه.

508
00:30:11,102 --> 00:30:13,271
‫معذرت می‌خوام،
‫باید می‌دونستم.

509
00:30:14,814 --> 00:30:16,482
‫اون رو می‌بینی؟

510
00:30:16,483 --> 00:30:18,777
‫هر روز از کنارش رد می‌شم.

511
00:30:20,779 --> 00:30:23,031
‫می‌بینی چقدر به مزرعه نزدیکه؟

512
00:30:24,282 --> 00:30:26,284
‫سه ماه بعد از ناپدید شدن جیکوب...

513
00:30:27,577 --> 00:30:31,039
‫شوهرم همونجا مُرد.

514
00:30:32,832 --> 00:30:35,125
‫با ماشین تصادف کرد.

515
00:30:35,126 --> 00:30:39,464
‫کل دنیام رو توی سه ماه
‫از دست دادم.

516
00:30:41,758 --> 00:30:43,885
‫کل دنیات به جز مامان.

517
00:30:49,349 --> 00:30:51,433
‫می‌فهمم...

518
00:30:51,434 --> 00:30:53,228
‫حقته که بدونی
‫چه اتفاقی افتاده.

519
00:30:55,855 --> 00:30:57,898
‫ولی وقتی بفهمی،

520
00:30:57,899 --> 00:30:59,651
‫دیگه نباید حرفی ازش زده بشه.

521
00:31:01,403 --> 00:31:04,988
‫فقط اینجوریه که می‌تونیم ادامه بدیم.

522
00:31:04,989 --> 00:31:06,574
‫آره.

523
00:31:24,592 --> 00:31:26,094
‫رفتم قبرستون.

524
00:31:27,429 --> 00:31:30,015
‫رسما اعلام کردی جیکوب مُرده.

525
00:31:32,475 --> 00:31:34,059
‫به زمان نیاز بود.

526
00:31:34,060 --> 00:31:36,771
‫برای همین... اون نامه رو برات نوشتم.

527
00:31:37,647 --> 00:31:39,857
‫من...

528
00:31:39,858 --> 00:31:42,901
‫گواهی فوتش رو گرفتم
‫و حس کردم باید این رو بدونی.

529
00:31:42,902 --> 00:31:44,903
‫پس همون نامه‌ای هست
‫که می‌گی خودت نفرستادیش.

530
00:31:44,904 --> 00:31:46,822
‫من نفرستادمش!
‫می‌دونستم چه واکنشی نشون می‌دی.

531
00:31:46,823 --> 00:31:50,200
‫چون یه لندری
‫هرگز امیدش رو از دست نمی‌ده.

532
00:31:50,201 --> 00:31:53,370
‫وقتی ببینی فقط خودتی که منتظری،
‫امیدت رو از دست می‌دی.

533
00:31:53,371 --> 00:31:56,040
‫تو رفتی.
‫من 20 سال منتظر جیکوب بودم

534
00:31:56,041 --> 00:31:57,291
‫که از اون در بیاد داخل

535
00:31:57,292 --> 00:31:58,792
‫و اون نمیاد خونه.

536
00:31:58,793 --> 00:32:00,210
‫تصمیمش که با تو نیست!

537
00:32:00,211 --> 00:32:02,881
‫بله، با منه. مجبورم.

538
00:32:04,424 --> 00:32:07,509
‫فقط تو نیستی که از دستش دادی،

539
00:32:07,510 --> 00:32:09,678
‫پس جوری رفتار نکن
‫که انگار من آدم حساب نمی‌شم،

540
00:32:09,679 --> 00:32:11,305
‫چون من همونی‌ام که تو فکر می‌کنی...

541
00:32:11,306 --> 00:32:13,058
‫نه! کاترین،
‫تمومش کن!

542
00:32:16,353 --> 00:32:19,564
‫فردا یه مراسم یادبود کوچیک
‫برای جیکوب می‌گیرم.

543
00:32:20,398 --> 00:32:22,441
‫زمان‌بندیش خوب نیست،

544
00:32:22,442 --> 00:32:25,527
‫ولی خیلی قبل از اینکه تو بیای،
‫من و ریتا براش برنامه‌ریزی کرده بودیم.

545
00:32:25,528 --> 00:32:28,489
‫چی؟ نه، تو...
‫نمی‌تونی این کار رو کنی!

546
00:32:28,490 --> 00:32:30,992
‫فکر می‌کنی تصمیم آسونی بود؟

547
00:32:33,036 --> 00:32:36,413
‫این 20 سالی که اشک ریختم
‫و قلبم به درد اومد

548
00:32:36,414 --> 00:32:38,040
‫تو اینجا نبودی.

549
00:32:38,041 --> 00:32:39,834
‫چون تو نذاشتی نباشم!

550
00:32:41,419 --> 00:32:45,757
‫من سعی کردم مامان،
‫و تو بهم اجازه ندادی.

551
00:32:47,217 --> 00:32:50,052
‫این مثل کتابیه که باید ببندمش،

552
00:32:50,053 --> 00:32:53,723
‫پس لطفا انقدر سعی نکن بازش کنی.

553
00:33:07,041 --> 00:33:09,041
‫[پیشنهاد کتاب رو برات فرستادم! بیا حرف بزنیم، ولی
‫به نظر که خوبه. من اگه جات بودم، قبول می‌کردم.]

554
00:33:11,366 --> 00:33:13,618
‫- حدس می‌زدم اینجا باشی.
‫- اوه.

555
00:33:14,577 --> 00:33:16,495
‫فقط اینجا آنتن داره.

556
00:33:16,496 --> 00:33:18,289
‫عجیبه.

557
00:33:20,709 --> 00:33:22,710
‫هی، تو...

558
00:33:22,711 --> 00:33:24,920
‫تو در مورد فردا خبر داشتی؟

559
00:33:24,921 --> 00:33:27,756
‫آره، می‌دونستم.

560
00:33:27,757 --> 00:33:30,884
‫مامان می‌گه
‫می‌خواد شروع تازه‌ای داشته باشه.

561
00:33:30,885 --> 00:33:32,261
‫نباید داشته باشه؟

562
00:33:32,262 --> 00:33:35,264
‫خودتم وقتی رفتی،
‫شروع جدیدی داشتی.

563
00:33:35,265 --> 00:33:37,141
‫آره، ولی بعدش برگشتم.

564
00:33:37,142 --> 00:33:38,934
‫من... نمی‌دونم،
‫فکر کردم همه‌چی

565
00:33:38,935 --> 00:33:41,020
‫اینجا منتظره.

566
00:33:41,021 --> 00:33:44,398
‫نه فقط درد و غم،

567
00:33:44,399 --> 00:33:49,445
‫صمیمیت، می‌دونی،
‫عواطف، خانواده.

568
00:33:49,446 --> 00:33:53,073
‫هست، فقط فرق کرده.

569
00:33:53,074 --> 00:33:56,201
‫می‌دونی، تو طلاق گرفتی

570
00:33:56,202 --> 00:33:58,162
‫و بعدش برگشتی،
‫پس چطوری انجامش دادی؟

571
00:33:58,163 --> 00:33:59,997
‫چطوری از نو شروع کردی؟

572
00:33:59,998 --> 00:34:03,001
‫ام... راستش رو بگم؟
‫از نو شروع نکردم.

573
00:34:04,336 --> 00:34:05,794
‫اون بیرون هر کاری هم که می‌کردم،

574
00:34:05,795 --> 00:34:07,546
‫همیشه می‌دونستم
‫آخرسر جام اینجاست.

575
00:34:07,547 --> 00:34:11,759
‫هر جایی که می‌رفتم،
‫دلم اینجا بود.

576
00:34:11,760 --> 00:34:13,428
‫گمونم هرگز نرفتم.

577
00:34:17,432 --> 00:34:20,685
‫یه قهرمان همیشه ردش رو به جا می‌ذاره.

578
00:34:24,522 --> 00:34:27,274
‫- قرار بود یه تیم باشیم.
‫- هی.

579
00:34:27,275 --> 00:34:29,110
‫من باید ازش محافظت می‌کردم!

580
00:34:31,738 --> 00:34:33,698
‫هیس...

581
00:34:38,578 --> 00:34:39,995
‫هی.

582
00:34:39,996 --> 00:34:42,123
‫این وقت شب چرا بیداری؟

583
00:34:43,041 --> 00:34:45,043
‫دل در مورد یادبود بهم گفت.

584
00:34:47,337 --> 00:34:49,421
‫آره.

585
00:34:49,422 --> 00:34:52,384
‫شده بخوای بدونی
‫چه بلایی سرش اومده؟

586
00:34:53,301 --> 00:34:56,471
‫از اون روز همیشه بهش فکر می‌کنم.

587
00:34:57,806 --> 00:35:03,936
‫می‌دونم حاضری به‌خاطر من از اینجا بری،
‫ولی من می‌خوام بمونم.

588
00:35:03,937 --> 00:35:08,400
‫می‌خوام خانواده‌ام رو بشناسم،
‫حتی اونایی که دیگه نیستن.

589
00:35:29,170 --> 00:35:31,088
‫پاشو، پاشو.

590
00:35:31,089 --> 00:35:32,881
‫جیکوب!

591
00:35:32,882 --> 00:35:34,341
‫به این زودی؟

592
00:35:34,342 --> 00:35:36,677
‫دکمه‌ی خوابت کجاست؟

593
00:35:36,678 --> 00:35:38,887
‫اینجاست؟
‫دکمه‌ی خوابت اینجاست؟

594
00:35:38,888 --> 00:35:42,683
‫خوب خوابیدم؟
‫نمی‌دونم. خوب خوابیدم؟

595
00:35:42,684 --> 00:35:44,519
‫آره، خوب خوابیدی.

596
00:36:08,668 --> 00:36:10,378
‫اون میراث خانوادگیه.

597
00:36:12,130 --> 00:36:15,007
‫اولین بار که خاندان لندری
‫اینجا مستقر شدن،

598
00:36:15,008 --> 00:36:16,676
‫خودشون این رو شروع کردن.

599
00:36:17,469 --> 00:36:19,386
‫و وقتی عضو جدیدی از خانواده
‫متولد می‌شد،

600
00:36:19,387 --> 00:36:21,055
‫اسمش رو به لیست اضافه می‌کردن،

601
00:36:21,056 --> 00:36:23,766
‫و وقتی می‌مُردن،

602
00:36:23,767 --> 00:36:25,726
‫تاریخش رو می‌نوشتن،

603
00:36:25,727 --> 00:36:28,604
‫کتاب رو می‌بستن و به زندگی‌شون ادامه می‌دادن.

604
00:36:28,605 --> 00:36:30,899
‫حداقل... ایده‌شون این بود.

605
00:36:33,068 --> 00:36:34,902
‫ولی اونا همیشه اینجان،

606
00:36:34,903 --> 00:36:37,196
‫فقط کافیه کتاب رو باز کنی.

607
00:36:37,197 --> 00:36:39,741
‫هی. آماده‌ای؟

608
00:36:41,743 --> 00:36:43,660
‫جیکوب عاشق این مزارع بود.

609
00:36:43,661 --> 00:36:47,331
‫یه روز اینجا براش نارنیا بود،

610
00:36:47,332 --> 00:36:51,294
‫و یه روز دیگه، سطح یه سیاره‌ی
‫خیلی دور.

611
00:36:53,088 --> 00:36:57,676
‫پسر کوچولوم
‫خیلی خیال‌پرداز بود.

612
00:37:01,179 --> 00:37:03,348
‫پسر همه‌چی تمومم.

613
00:37:07,477 --> 00:37:10,479
‫جیکوب عمر کوتاهی داشت،

614
00:37:10,480 --> 00:37:13,315
‫ولی تاثیرگذار بود.

615
00:37:13,316 --> 00:37:15,694
‫اون برای خیلی‌هامون
‫نور و عشق به ارمغان آورد.

616
00:37:18,196 --> 00:37:22,325
‫ولی الان وقت خداحافظیه،
‫اینکه بذاریم بره.

617
00:37:28,456 --> 00:37:30,500
‫باید این کار رو کنم، جیکوب.

618
00:37:35,714 --> 00:37:38,508
‫چون ترجیح می‌دم با عشق به یادت بیارم...

619
00:37:40,135 --> 00:37:41,678
‫تا با ترس.

620
00:37:44,973 --> 00:37:47,017
‫چون اون عشق بود.

621
00:37:48,893 --> 00:37:50,228
‫قلبم بود.

622
00:37:52,355 --> 00:37:54,024
‫بچه‌ام بود.

623
00:38:12,334 --> 00:38:14,585
‫خب، من... امیدوارم
‫بتونی درک کنی، درسته؟

624
00:38:14,586 --> 00:38:16,378
‫من فقط...

625
00:38:16,379 --> 00:38:18,172
‫می‌دونی، من نمی‌تونم انجامش بدم،

626
00:38:18,173 --> 00:38:21,759
‫حداقل الان نه. اینجا بودن، این...
‫این خیلی مهمه.

627
00:38:21,760 --> 00:38:24,928
‫ولی نمی‌فهمم، این قرارداد ممکنه
‫فرصت بزرگی برات باشه، کت.

628
00:38:24,929 --> 00:38:27,598
‫خب، الان دیگه فقط خودم نیستم.

629
00:38:27,599 --> 00:38:31,852
‫می‌دونی، اینجا بودن،
‫این... این مربوط به بودن در کنار خانواده‌ست.

630
00:38:31,853 --> 00:38:34,355
‫پس، رسما دیگه موندنی شدی؟

631
00:38:34,356 --> 00:38:35,982
‫آره.

632
00:38:37,275 --> 00:38:39,318
‫آره و از کجا معلوم؟

633
00:38:39,319 --> 00:38:41,653
‫شاید شاهد تکرار بهترین بخشِ

634
00:38:41,654 --> 00:38:43,198
‫خاطراتم باشم.

635
00:38:49,913 --> 00:38:51,622
‫جایی می‌ری؟

636
00:38:51,623 --> 00:38:54,417
‫باید جیکوب رو ببینم.
‫باید امتحان کنم.

637
00:38:55,293 --> 00:38:57,294
‫فقط نمی‌فهمم چطوری
‫دلم برای کسی که اصلا نمی‌شناسمش

638
00:38:57,295 --> 00:39:00,464
‫تنگ می‌شه،
‫ولی من اینجام.

639
00:39:00,465 --> 00:39:01,800
‫درک می‌کنم.

640
00:39:03,009 --> 00:39:05,678
‫انگار قبلا اینا رو دیدم،

641
00:39:05,679 --> 00:39:07,513
‫دیدن اون سمت از این جریانات
‫واقعا عجیبه.

642
00:39:07,514 --> 00:39:10,224
‫این... این دفعه دیگه جواب می‌ده،
‫مگه نه؟

643
00:39:10,225 --> 00:39:12,644
‫اگه برنگردی بالا،
‫من می‌فهمم دیگه؟

644
00:39:46,803 --> 00:39:48,346
‫هی.

645
00:39:49,848 --> 00:39:51,433
‫حالت خوبه؟

646
00:39:52,892 --> 00:39:54,602
‫نمی‌تونم این کار رو کنم.

647
00:39:58,356 --> 00:40:02,193
‫اشکال نداره. فقط... بذار من انجامش بدم.

648
00:41:09,469 --> 00:41:11,513
‫می‌گیرمت!

649
00:41:14,099 --> 00:41:16,308
‫سلام آلیس!

650
00:41:16,309 --> 00:41:18,268
‫واقعا دوباره توی دریاچه افتادی؟

651
00:41:18,269 --> 00:41:20,771
‫آره، ولی خوبم. باور کن.

652
00:41:20,772 --> 00:41:22,981
‫- می‌خوای شام بمونی؟
‫- خیلی.

653
00:41:22,982 --> 00:41:24,192
‫خیلی خب.

654
00:41:26,194 --> 00:41:27,861
‫یالا جیکوب!

655
00:41:28,000 --> 00:41:35,000
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده