1
00:00:02,870 --> 00:00:04,500
‫آنچه در "راه بازگشت به خانه" گذشت.

2
00:00:04,540 --> 00:00:07,670
‫لباس قشنگیه، الیوت.

3
00:00:07,710 --> 00:00:09,920
‫- هی. تو خوبی؟
‫- آره، خوبم.

4
00:00:09,960 --> 00:00:11,420
‫نگران نباش. به زودی از همدیگه جدا می‌شن.

5
00:00:11,460 --> 00:00:14,010
‫نظرت در مورد بابات چیه؟

6
00:00:14,050 --> 00:00:15,720
‫اون همچین آدمیه؟
‫طرف لاشیه!

7
00:00:15,760 --> 00:00:20,180
‫از وقتی پونزده سال‌مون بود
‫داری بهم دروغ می‌گی!

8
00:00:20,220 --> 00:00:23,020
‫- داشتم به آلیس کمک می‌کردم.
‫- بریدی.

9
00:00:23,060 --> 00:00:25,190
‫- اینجا چی کار می‌کنی؟
‫- دلم واسه آلیس تنگ شده بود،

10
00:00:25,230 --> 00:00:27,520
‫واسه همین با هواپیما اومدم.
‫از دیدنم خوشحالی؟

11
00:00:46,750 --> 00:00:49,630
‫این چیزیه که می‌خوای.
‫کناره‌هاش قشنگ طلایی شدن.

12
00:00:49,670 --> 00:00:52,510
‫ای بابا بریدی،
‫داری یه کاری می‌کنی بد به نظر برسم.

13
00:00:52,550 --> 00:00:54,470
‫من حتی هنوز برای مامان
‫صبحونه درست نکردم.

14
00:00:54,510 --> 00:00:56,590
‫اوه، من که دلم رو خوش نکردم.

15
00:00:56,630 --> 00:00:58,680
‫توی آشپزخونه‌ام خیلی راحتی.

16
00:00:58,720 --> 00:01:02,770
‫معلومه، دل. هر چی نباشه
‫اینجا مثل خونه‌ی دومم‌ئه.

17
00:01:02,810 --> 00:01:07,190
‫- بابا؟
‫- هی، آلیس! دخترم اومد!

18
00:01:08,150 --> 00:01:11,230
‫سلام، امیدوارم گرسنه باشی.
‫صبحونه‌ی مورد علاقه‌ات رو درست کردم.

19
00:01:11,270 --> 00:01:12,980
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

20
00:01:13,030 --> 00:01:15,070
‫خب، چند روزی کارم کمتر بود،

21
00:01:15,110 --> 00:01:16,800
‫گفتم بیام اینجا
‫و غافلگیرت کنم.

22
00:01:16,820 --> 00:01:18,780
‫و قراره... اینجا بمونی؟

23
00:01:18,820 --> 00:01:20,910
‫نه، نه، نه.
‫مسافرخونه‌ی پورت هیون.

24
00:01:20,950 --> 00:01:23,080
‫اونجا یذره هم تغییر نکرده.

25
00:01:23,120 --> 00:01:24,750
‫تشک‌هاشون هنوزم همونه.

26
00:01:24,790 --> 00:01:27,000
‫- ایش...
‫- آره. بیاین، لطفا،

27
00:01:27,040 --> 00:01:29,380
‫همگی بشینین.

28
00:01:29,420 --> 00:01:32,920
‫می‌دونی، واقعا می‌گم دل،
‫مزرعه عالی شده.

29
00:01:32,960 --> 00:01:34,380
‫نمی‌تونم چطوری از پسش برمیای.

30
00:01:34,420 --> 00:01:36,260
‫- نتیجه‌ی سال‌ها تمرینه.
‫- خب، گوش کن،

31
00:01:36,300 --> 00:01:38,760
‫اگه امروز نیاز به کارگر مزرعه داشتی،
‫خبرم کن.

32
00:01:38,800 --> 00:01:41,220
‫و مانیکور قشنگم رو خراب کنم؟

33
00:01:42,310 --> 00:01:44,680
‫ممنون، ولی می‌خوام برم تئاتر رو
‫تر و تمیز کنم.

34
00:01:44,720 --> 00:01:47,190
‫جویس و جود دیگه کم آوردن.

35
00:01:47,230 --> 00:01:50,520
‫- می‌خوان اونجا رو بفروشن.
‫- وایسا ببینم، راکسی داره تعطیل می‌شه؟

36
00:01:50,560 --> 00:01:52,320
‫همون جایی که اولین بار با همدیگه رفتیم؟

37
00:01:52,360 --> 00:01:54,280
‫آره. یادته.

38
00:01:54,320 --> 00:01:56,700
‫آره. فیلم حس ششم.
‫مگه می‌شه فراموش کنم؟

39
00:01:56,740 --> 00:01:58,700
‫پروژه جادوگر بِلِر.

40
00:02:00,370 --> 00:02:02,700
‫هان، گمونم همیشه
‫این دو تا رو با همدیگه قاطی می‌کنم.

41
00:02:03,370 --> 00:02:06,500
‫بگذریم، من و ریتا داریم
‫جشن بازنشستگی می‌گیریم،

42
00:02:06,540 --> 00:02:10,380
‫و همه‌ی بچه‌ها قراره بیان.
‫حتی نیک هم قراره بیاد.

43
00:02:12,500 --> 00:02:14,920
‫ببخشید، ام...
‫پرید گلوم.

44
00:02:15,760 --> 00:02:19,130
‫نیک، هان؟ اون این روزها
‫چی کار می‌کنه؟

45
00:02:19,180 --> 00:02:21,760
‫اوه، فکر کنم سر و کارش با قایقه.

46
00:02:21,800 --> 00:02:24,930
‫با گذشت زمان یه شغل انتخاب می‌کنه
‫و سرش گرم می‌شه. دیگه نزدیک به 40 سالشه.

47
00:02:24,970 --> 00:02:28,890
‫هی آلیس، نظرت چیه
‫امروز مدرسه رو جیم بزنیم، هان؟

48
00:02:28,940 --> 00:02:31,520
‫یذره با پدر پیر عزیزت
‫وقت بگذرونی؟

49
00:02:31,560 --> 00:02:34,150
‫من بی‌شیله پیله‌ام.
‫می‌خوای گروه خونیم رو بدونی؟

50
00:02:34,190 --> 00:02:36,860
‫آ.بی. خیلی کمیابه.

51
00:02:36,900 --> 00:02:43,160
‫من...نمی‌تونم. امتحان فیزیک دارم،
‫برای همین باید برم.

52
00:02:43,200 --> 00:02:45,370
‫این رو با خودم می‌برم.
‫بابت صبحونه ممنونم.

53
00:02:47,000 --> 00:02:48,580
‫تازگی‌ها به فیزیک علاقه‌مند شده؟

54
00:02:48,620 --> 00:02:51,670
‫الیوت معلمشه.
‫همه‌ی بچه‌ها دوستش دارن.

55
00:02:51,710 --> 00:02:54,460
‫اوه، الیوت معلمه.

56
00:02:54,500 --> 00:02:57,210
‫گمونم بعضی از آدم‌ها
‫زیاد از خونه دور نمی‌شن.

57
00:02:58,380 --> 00:03:01,550
‫خب، تو چی، کت؟
‫تو امروز چی‌کاره‌ای؟

58
00:03:01,590 --> 00:03:03,390
‫بریم به راکسی ادای احترام کنیم؟

59
00:03:03,430 --> 00:03:06,510
‫ام... اوه.

60
00:03:06,560 --> 00:03:09,430
‫کیه که بدش بیاد
‫یه سری به خاطرات گذشته بزنه؟

61
00:03:09,480 --> 00:03:12,060
‫ام... فقط باید
‫وسایلم رو بردارم،

62
00:03:12,100 --> 00:03:15,230
‫آلیس رو ببرم مدرسه،
‫پس بعدا اونجا همدیگه رو می‌بینیم.

63
00:03:15,270 --> 00:03:17,860
‫نه، منتظر می‌مونم.
‫می‌تونیم همگی با همدیگه بریم.

64
00:03:17,900 --> 00:03:20,070
‫آره، به نظر خوبه.

65
00:03:20,490 --> 00:03:24,450
‫بریدن. خیلی خوبه که
‫برگشتی اینجا.

66
00:03:24,490 --> 00:03:28,160
‫ولی آلیس و کت
‫تازه دارن به اینجا خو می‌گیرن.

67
00:03:28,200 --> 00:03:30,370
‫پس می‌شه یه لطفی بهم بکنی؟

68
00:03:30,410 --> 00:03:32,210
‫آره، معلومه.
‫هر چی که بخوای، دل.

69
00:03:32,250 --> 00:03:34,380
‫دردسر درست نکن.

70
00:03:34,404 --> 00:03:41,404
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

71
00:03:53,270 --> 00:03:56,940
‫مرسی که منو رسوندی.
‫واقعا نیازی نبود.

72
00:03:56,980 --> 00:03:58,730
‫بهتره ماشین‌های کمتری توی خیابون باشه.

73
00:03:58,780 --> 00:04:00,780
‫باید وظیفه‌مون رو برای لایه ازون
‫انجام بدیم. مگه نه، آل؟

74
00:04:03,360 --> 00:04:08,080
‫آلیس داوان به گوش.
‫شما به مقصدتون رسیدید.

75
00:04:08,120 --> 00:04:10,790
‫اوه، آره. ممنونم. خداحافظ.

76
00:04:11,870 --> 00:04:14,290
‫- خب، روز خوبی داشته باشی.
‫- ام، راستش

77
00:04:14,330 --> 00:04:17,340
‫منم باید برم، پس...
‫بعدا حرف بزنیم؟

78
00:04:17,380 --> 00:04:20,670
‫باشه. پس جلوی راکسی می‌بینمت.

79
00:04:24,550 --> 00:04:28,220
‫هی. ذهنم همه‌اش درگیر اینه که

80
00:04:28,260 --> 00:04:31,430
‫تو این راز بزرگ رو بیست و پنج ساله که
‫ازم قایم کردی.

81
00:04:31,470 --> 00:04:34,510
‫فهمیدی می‌تونی به گذشته سفر کنی
‫بعد به این موضوع گیر دادی؟

82
00:04:35,480 --> 00:04:39,230
‫ام... خیلی خب.

83
00:04:39,270 --> 00:04:40,730
‫خواستم بهت بگم.

84
00:04:40,780 --> 00:04:43,110
‫باور کن، از خدام بود
‫بهت بگم،

85
00:04:43,150 --> 00:04:44,740
‫ولی نمی‌دونستم چطوری بهت بگم

86
00:04:44,780 --> 00:04:46,780
‫یا اینکه اگه بهت بگم،
‫اصلا حرفم رو باور می‌کنی یا نه.

87
00:04:46,820 --> 00:04:49,080
‫حالا بماند که
‫ممکن بود بعدش چه اتفاقی بیفته.

88
00:04:49,120 --> 00:04:51,470
‫نمی‌دونستم با یه‌جور علیتِ
‫حرکت به گذشته مواجه هستیم

89
00:04:51,490 --> 00:04:53,470
‫یا تعبیری چند جهانه
‫از مکانیک کوانتومی، یا اینکه...

90
00:04:53,500 --> 00:04:55,210
‫زیادی علمی صحبت می‌کنی.

91
00:04:55,250 --> 00:04:57,460
‫فقط، من... من فقط...

92
00:04:57,500 --> 00:05:00,590
‫تمام این مدت، اون آلیس.

93
00:05:00,630 --> 00:05:05,630
‫دوست‌ قدیمی‌مون آلیس،
‫همون آلیس خودمه.

94
00:05:05,680 --> 00:05:10,470
‫و من روحمم خبر نداشت.
‫حتما فکر می‌کنه من خیلی احمقم.

95
00:05:10,510 --> 00:05:12,310
‫راستش به نظر اون تو فوق‌العاده‌ای.

96
00:05:12,350 --> 00:05:14,770
‫نه، به نظر اون
‫نوجوونیم فوق‌العاده‌ست.

97
00:05:14,810 --> 00:05:19,150
‫منی که مامانش باشم
‫همچنان مایه سرافکندگیشم.

98
00:05:19,190 --> 00:05:20,940
‫ولی هر دوشون خودتی.

99
00:05:20,980 --> 00:05:23,820
‫مگه نه؟ و حالا همچین تفاهم
‫غیرقابل باوری با همدیگه دارین.

100
00:05:23,860 --> 00:05:25,500
‫این باعث می‌شه
‫با همدیگه صمیمی‌تر بشین.

101
00:05:25,530 --> 00:05:28,490
‫نه، نمی‌تونم بهش بگم که می‌دونم.
‫هنوز نه.

102
00:05:28,530 --> 00:05:31,910
‫اگه باعث بشه چیزی که الان داریم،
‫یا داشتیم از بین بره چی؟

103
00:05:31,950 --> 00:05:33,620
‫- خیلی قاطی کردم.
‫- آره.

104
00:05:33,660 --> 00:05:36,830
‫من... اینا چی معنی‌ای می‌ده، ال؟

105
00:05:36,870 --> 00:05:40,130
‫آخه چرا اون؟ چرا من؟

106
00:05:40,170 --> 00:05:42,250
‫وایسا، وایسا، وایسا، اگه من...

107
00:05:42,300 --> 00:05:45,510
‫بتونم با چیزی که الان می‌دونم
‫به گذشته برگردم،

108
00:05:45,550 --> 00:05:48,510
‫می‌تونم اوضاع رو تغییر بدم؟
‫می‌تونم درستش کنم؟

109
00:05:48,550 --> 00:05:50,230
‫نه. فکر نکنم روندش اینجوری باشه، کت.

110
00:05:50,890 --> 00:05:52,810
‫طبق چیزهایی که
‫با آلیس مشاهده کردم،

111
00:05:52,850 --> 00:05:55,600
‫اصل خودسازگاری نوویکوف
‫درباره بازه زمانی تک‌بعدی

112
00:05:55,640 --> 00:05:57,520
‫در واقع با این قضیه صدق می‌کنه.

113
00:05:57,560 --> 00:05:59,900
‫- وای خدا، زیر سیکل حرف بزن.
‫- شرمنده.

114
00:05:59,940 --> 00:06:01,360
‫ام...

115
00:06:01,400 --> 00:06:04,570
‫هر کاری که آلیس
‫توی سال 1999 انجام داده قبلا اتفاق افتاده،

116
00:06:04,610 --> 00:06:07,280
‫پس اون چیزی رو تغییر نمی‌ده،

117
00:06:07,320 --> 00:06:09,280
‫چون اون همیشه
‫بخشی از اون لحظات بوده.

118
00:06:09,320 --> 00:06:11,530
‫درسته، ولی اون آلیس بود.
‫منم اونجا بودم

119
00:06:11,570 --> 00:06:16,500
‫و تو اصلا نمی‌دونستی. پس اینجوری
‫نظریه‌ات یه جورهایی باطل نمی‌شه؟

120
00:06:16,540 --> 00:06:18,330
‫من باید...

121
00:06:18,370 --> 00:06:20,040
‫نه، نه، هی. وایسا، فقط...

122
00:06:20,080 --> 00:06:23,380
‫آلیس باهات حرف می‌زنه.
‫اون با این قضایا هیچ مشکلی نداره؟

123
00:06:23,420 --> 00:06:26,590
‫من مراقبشم، قول می‌دم.
‫نگران نباش.

124
00:06:27,590 --> 00:06:30,090
‫خب بذار مطمئن بشم،
‫من مسئول غذا،

125
00:06:30,140 --> 00:06:31,970
‫تزئینات
‫و تمیزکاری تئاترم،

126
00:06:32,010 --> 00:06:35,020
‫- و تو مسئول نمایشگری.
‫- می‌دونم، می‌دونم!

127
00:06:35,060 --> 00:06:37,890
‫کار زیادیه، ولی نمی‌تونم
‫جویس و جودی رو ناامید کنم.

128
00:06:37,930 --> 00:06:39,270
‫خانم‌ها.

129
00:06:39,770 --> 00:06:43,480
‫خوشحالم می‌بینم آشتی کردین.

130
00:06:44,150 --> 00:06:46,740
‫سر قایق بحث کرده بودین.

131
00:06:46,780 --> 00:06:50,700
‫اون رو می‌گی؟ گذشته‌ها گذشته،
‫مگه نه؟ عقب نیفت، تازه‌وارد.

132
00:06:52,160 --> 00:06:54,280
‫خواستم بهت زنگ بزنم.

133
00:06:54,330 --> 00:06:56,080
‫اون شب اوضاع یذره
‫پرتنش شد.

134
00:06:56,120 --> 00:06:58,160
‫کاش شاهدش نبودی.

135
00:06:58,200 --> 00:07:00,250
‫نمی‌خواد عذرخواهی کنی، دلایلا.

136
00:07:00,290 --> 00:07:02,580
‫خوبه، چون نکردم.

137
00:07:02,630 --> 00:07:05,920
‫هی، چطوره فردا دوباره
‫شام بخوریم؟

138
00:07:05,960 --> 00:07:08,550
‫تو، من، بدون ریتا.

139
00:07:08,590 --> 00:07:10,760
‫می‌دونی، فعلا نمی‌تونم.

140
00:07:10,800 --> 00:07:14,470
‫خیلی سرم شلوغه،
‫ولی شاید یه وقت دیگه.

141
00:07:16,310 --> 00:07:20,940
‫بالاخره شهامت به خرج داد که پا پیش بذاره
‫و تو بهش جواب رد دادی؟

142
00:07:20,980 --> 00:07:22,480
‫آره.

143
00:07:28,440 --> 00:07:32,360
‫چرا برات مهمه با بایرن برم بیرون؟
‫تو که حتی ازش خوشت نمیاد.

144
00:07:32,410 --> 00:07:35,700
‫- خب، مهم اینه از تو خوشم میاد.
‫- جود...

145
00:07:35,740 --> 00:07:37,660
‫جویس، نمی‌فهمم

146
00:07:37,700 --> 00:07:39,830
‫چرا لباس آستین پاورزم رو دادی رفت!

147
00:07:39,870 --> 00:07:42,000
‫خیلی خوشحالم که
‫شما دو تا اینجایین.

148
00:07:42,040 --> 00:07:44,670
‫جود نمی‌تونه بی‌خیالشون بشه.

149
00:07:44,710 --> 00:07:48,170
‫این تازه از جعبه‌ی شماره یکه.
‫30‌تا دیگه داریم.

150
00:07:48,210 --> 00:07:50,880
‫بهترین خاطراتمون اینجاست.

151
00:07:50,920 --> 00:07:52,760
‫بیاین گذشته‌ها رو
‫فراموش کنیم، یالا.

152
00:07:52,800 --> 00:07:54,840
‫- من این رو نگه می‌دارم.
‫- باشه.

153
00:07:59,020 --> 00:08:01,980
‫زود باش،
‫فیلم داره شروع می‌شه.

154
00:08:02,020 --> 00:08:03,730
‫نظرت چیه عقب بشینیم؟

155
00:08:09,690 --> 00:08:12,570
‫کِی می‌خواستی بهم بگی
‫نیک قراره بیاد شهر؟

156
00:08:12,610 --> 00:08:15,320
‫قرار نیست از رفت‌وآمد کسی که

157
00:08:15,370 --> 00:08:17,450
‫هم‌سن باباته بهت خبر بدم...

158
00:08:17,490 --> 00:08:19,540
‫ولی خودمم خبر نداشتم.

159
00:08:19,580 --> 00:08:22,500
‫ولی انقدر روی نیک 1999 تمرکز کرده بودم

160
00:08:22,540 --> 00:08:24,500
‫که فراموش کردم
‫الان هم نیکی وجود داره.

161
00:08:24,540 --> 00:08:26,130
‫چه‌جور آدمیه؟
‫همه‌چی رو بهم بگو.

162
00:08:26,170 --> 00:08:28,520
‫کمکی از دستم برنمیاد،
‫خیلی وقته دیگه باهاش در ارتباط نیستم.

163
00:08:28,550 --> 00:08:29,770
‫به نظرت منو می‌شناسه؟

164
00:08:29,800 --> 00:08:31,170
‫و اگه منو بشناسه، من چی بگم؟

165
00:08:31,210 --> 00:08:33,190
‫به نظرم نباید امتحانش کنی،

166
00:08:33,220 --> 00:08:35,340
‫- بحث تمومه.
‫- ولی...

167
00:08:35,390 --> 00:08:37,100
‫اینجا نیا دنبالم.

168
00:08:38,100 --> 00:08:41,730
‫- به جشن میای، داوان؟
‫- همین جمعه‌ست!

169
00:08:41,770 --> 00:08:44,690
‫ام، همین جمعه؟
‫من... نمی‌دونم.

170
00:08:44,730 --> 00:08:46,560
‫اوه، بی‌خیال.
‫آخه شب جمعه توی این شهر

171
00:08:46,600 --> 00:08:47,860
‫دیگه چه کاری می‌تونی داشته باشی؟

172
00:08:47,900 --> 00:08:49,650
‫باید یه تمی انتخاب می‌کردن.

173
00:08:49,690 --> 00:08:51,150
‫فکر کردم تمش رقص پاییزیه.

174
00:08:51,190 --> 00:08:52,990
‫این فصله، نه تم.

175
00:08:53,030 --> 00:08:54,990
‫زو، خواهش می‌کنم نگو که

176
00:08:55,030 --> 00:08:56,950
‫قراره دوباره بحث "جادوی زیر دریا" رو
‫پیش بکشیم.

177
00:08:56,990 --> 00:09:00,040
‫یه جشن مثل سال 1999...
‫چطوره؟

178
00:09:00,080 --> 00:09:02,120
‫این شدنیه.

179
00:09:02,160 --> 00:09:04,060
‫و دهه نودی‌ها هم
‫الان یه جورهایی موفقن.

180
00:09:04,080 --> 00:09:05,870
‫امشب رو چی کاره‌ای، آلیس؟

181
00:09:05,920 --> 00:09:07,940
‫برای انجمن رقص
‫واقعا می‌تونیم از کمکت استفاده کنیم.

182
00:09:07,960 --> 00:09:11,000
‫ولی مهم‌تر از اینا، می‌تونیم
‫کمکت کنیم با یکی آشنا بشی.

183
00:09:11,050 --> 00:09:14,800
‫ام، راستش من خودم دارم با یکی آشنا می‌شم.
‫مدرسه‌اش اینجا نیست.

184
00:09:14,840 --> 00:09:16,890
‫اسمش چیه؟
‫می‌تونیم همگی با همدیگه بریم.

185
00:09:16,930 --> 00:09:19,470
‫اوه، واقعا لطف داری،

186
00:09:19,510 --> 00:09:23,680
‫ولی نیک... اون برنامه داره.
‫با خانواده‌اش.

187
00:09:23,730 --> 00:09:26,060
‫به ضرر خودش شد.
‫ولی تو میای دیگه؟

188
00:09:26,100 --> 00:09:27,600
‫آره. حتما میام.

189
00:09:38,990 --> 00:09:42,080
‫- سلام.
‫- سلام.

190
00:09:42,120 --> 00:09:44,870
‫عجیب غریبه، نه؟
‫انگار به گذشته سفر کردیم.

191
00:09:44,910 --> 00:09:48,120
‫آره. انگار همین دیروز
‫اینجا بودیم.

192
00:09:48,170 --> 00:09:49,710
‫آره واقعا، مگه نه؟

193
00:09:49,750 --> 00:09:52,750
‫خدایا شکرت.
‫نیروی کمکی!

194
00:09:52,800 --> 00:09:55,090
‫- اوه، سلام!
‫- سلام! خیلی خوبه که می‌بینمت!

195
00:09:55,130 --> 00:09:56,970
‫همچنین!

196
00:09:57,010 --> 00:09:59,510
‫- بریدی.
‫- آره.

197
00:09:59,550 --> 00:10:02,760
‫- ام، ازمون کار بکش.
‫- درسته. خب...

198
00:10:02,810 --> 00:10:05,180
‫خودتون که می‌بینین،
‫جود دوباره اعتصاب کرده.

199
00:10:05,230 --> 00:10:07,600
‫اگه شماها بتونین این جعبه‌ها رو ببرین
‫و بذارین‌شون توی ماشینم،

200
00:10:07,640 --> 00:10:09,600
‫منم وقتی مامانت حواسش رو پرت می‌کنه،

201
00:10:09,650 --> 00:10:11,440
‫می‌برمشون سطل بازیافت.

202
00:10:11,480 --> 00:10:13,860
‫- نمی‌خواد دیگه توضیح بدی، بسپارمش به خودمون.
‫- ممنونم.

203
00:10:13,900 --> 00:10:17,860
‫ام، اون خواهر خوبیه، ولی خانم آشغال جمع کن
‫پوستر همه‌ی فیلم‌ها

204
00:10:17,900 --> 00:10:20,490
‫و ته‌برگ بلیت‌ها
‫و فاکتورهای

205
00:10:20,530 --> 00:10:22,910
‫سی سال پیش رو نگه داشته.
‫آشفته بازاریه.

206
00:10:32,000 --> 00:10:33,670
‫اوه...

207
00:11:10,620 --> 00:11:12,790
‫هی جیک! بیا اینجا!

208
00:11:12,830 --> 00:11:15,170
‫نگاه کن، می‌خوام
‫از این صخره بپرم.

209
00:11:25,850 --> 00:11:28,140
‫- دنی، عکسم رو خراب کردی.
‫- بیا بگیرش!

210
00:11:32,480 --> 00:11:33,810
‫شنیدی؟

211
00:11:33,860 --> 00:11:35,900
‫آره. فکر کنم از اونور بود.

212
00:11:39,360 --> 00:11:40,450
‫سلام؟

213
00:11:42,410 --> 00:11:43,820
‫کسی اونجاست؟

214
00:11:44,780 --> 00:11:46,990
‫پشت اون درخت.

215
00:11:48,830 --> 00:11:51,960
‫جادوگر سفیده!
‫فرار کن! زود باش!

216
00:12:02,340 --> 00:12:04,010
‫هی، دیر اومدی خونه.

217
00:12:04,050 --> 00:12:06,220
‫با بابات بهت خوش گذشت؟

218
00:12:06,260 --> 00:12:08,260
‫با بابام نبودم،
‫داشتم به زوئی و اسپنسر

219
00:12:08,310 --> 00:12:11,390
‫- برای جشن کمک می‌کردم.
‫- می‌دونی، خوبه که

220
00:12:11,430 --> 00:12:13,310
‫داری با بقیه جوش می‌خوری،

221
00:12:13,350 --> 00:12:16,060
‫ولی بابات فقط قراره چند روز اینجا بمونه.

222
00:12:17,070 --> 00:12:19,440
‫وقتی بابا نوجوون بود
‫و میومد اینجا سر بزنه،

223
00:12:19,480 --> 00:12:21,030
‫چه فکری در موردش می‌کردی؟

224
00:12:21,070 --> 00:12:25,700
‫اوه... اون از بچه‌های اینجا
‫خیلی دنیادیده‌تر بود.

225
00:12:25,740 --> 00:12:28,790
‫اعتماد به نفس داشت.
‫به نظرم همینش مامانت رو جذب خودش کرد.

226
00:12:28,830 --> 00:12:31,080
‫اعتماد به نفس داشت یا افاده‌ای بود؟

227
00:12:32,250 --> 00:12:35,210
‫ببین، آلیس،
‫می‌دونم دنیات از این رو به اون رو شده

228
00:12:35,250 --> 00:12:38,250
‫و چیزهایی که بهش وابسته بودی
‫به اتمام رسیده...

229
00:12:38,800 --> 00:12:43,010
‫ولی سعی کن فکر کنی این پایان
‫یه شروع جدیده.

230
00:12:43,050 --> 00:12:45,340
‫خودت همچین حسی
‫در مورد راکسی داری؟

231
00:12:45,390 --> 00:12:46,590
‫در مورد خیلی از چیزها

232
00:12:46,640 --> 00:12:48,220
‫همچین حسی دارم.

233
00:12:58,860 --> 00:13:00,480
‫باشه، برو، فین. برو.

234
00:13:00,530 --> 00:13:02,280
‫هی. هی، فین.

235
00:13:03,240 --> 00:13:04,530
‫بسته‌ی مخصوص.

236
00:13:04,570 --> 00:13:06,320
‫وای. الان دیگه غیب‌گو شدی؟

237
00:13:06,360 --> 00:13:09,580
‫با خودم گفتم با کافئین و شکر
‫به آلیس رشوه بدم

238
00:13:09,620 --> 00:13:11,580
‫- که باهام وقت بگذرونه.
‫- آره، اون،

239
00:13:11,620 --> 00:13:14,410
‫- صبح زود رفت مدرسه.
‫- هوم.

240
00:13:14,460 --> 00:13:16,370
‫خب، روز قشنگیه،

241
00:13:16,420 --> 00:13:19,250
‫و حس می‌کنم
‫نباید بذاریم حیف بشه، مگه نه؟

242
00:13:24,720 --> 00:13:26,550
‫ریچل چطوره؟

243
00:13:27,390 --> 00:13:30,350
‫اوه، خیلی خب. ام... آره، خوبه.

244
00:13:30,390 --> 00:13:32,970
‫آره، خوبه.
‫ام، اوضاع عالیه.

245
00:13:33,020 --> 00:13:34,310
‫اوهوم.

246
00:13:36,060 --> 00:13:39,190
‫خیلی خب، باشه. من...

247
00:13:39,230 --> 00:13:42,190
‫اوضاع از چیزی که فکرش رو می‌کردم
‫سخت‌تره.

248
00:13:42,230 --> 00:13:44,740
‫خب، تو داری با یه
‫26 ساله زندگی می‌کنی.

249
00:13:44,780 --> 00:13:46,610
‫چه انتظاری داشتی؟

250
00:13:46,650 --> 00:13:49,120
‫راستش، حتی خودمم نمی‌دونم.

251
00:13:49,160 --> 00:13:51,830
‫می‌دونی، بعضی وقت‌ها
‫حس می‌کنم توی یه چشم بهم زدن

252
00:13:51,870 --> 00:13:53,790
‫کل زندگیم عوض شده.

253
00:13:53,830 --> 00:13:55,830
‫می‌دونی منظورم چیه؟

254
00:13:55,870 --> 00:13:58,960
‫- آره، می‌دونم، معلومه.
‫- درسته.

255
00:13:59,000 --> 00:14:00,790
‫ولی فکر نکنم
‫باید این چیزها رو

256
00:14:00,840 --> 00:14:02,500
‫پیش من اعتراف کنی.

257
00:14:02,550 --> 00:14:06,840
‫چرا؟ نصف عمرم
‫تو بهترین دوستم بودی.

258
00:14:06,880 --> 00:14:10,300
‫دلم واسه حرف زدن باهات تنگ شده، کت.
‫معذرت می‌خوام، ولی دلم تنگ شده.

259
00:14:10,350 --> 00:14:14,270
‫خب، آره.
‫منم دلم تنگ شده.

260
00:14:14,310 --> 00:14:17,940
‫ولی این دلتنگی طبیعیه؟

261
00:14:17,980 --> 00:14:20,940
‫نمی‌دونم، تو و آلیس
‫خیلی ازم دورین

262
00:14:20,980 --> 00:14:25,690
‫و یهو این فقدان رو حس کردم.

263
00:14:25,740 --> 00:14:27,950
‫لطفا دلتنگیت به من
‫به عنوان یه دوست رو

264
00:14:27,990 --> 00:14:30,410
‫با دلتنگی به عنوان همسرت اشتباه نگیر.

265
00:14:31,200 --> 00:14:35,950
‫جفت‌مون می‌دونیم خصوصا آخرهاش
‫چه مصیبتی بودیم.

266
00:14:36,580 --> 00:14:38,540
‫اوقات خوب زیادی هم داشتیم.

267
00:14:39,750 --> 00:14:41,380
‫آره.

268
00:14:43,380 --> 00:14:45,010
‫داشتیم.

269
00:15:08,320 --> 00:15:10,820
‫گفته بودی چندین ساله
‫که دیگه با نیک در ارتباط نیستی،

270
00:15:10,860 --> 00:15:12,660
‫پس چطوری توی عروسیت
‫اون ساقدوشت بود؟

271
00:15:12,700 --> 00:15:15,160
‫باشه، من... دروغ گفتم.

272
00:15:15,200 --> 00:15:17,830
‫ولی اگه الان می‌تونستی ببینیش،

273
00:15:17,870 --> 00:15:19,710
‫فکر می‌کنی چه اتفاقی قرار بود بیفته؟

274
00:15:19,750 --> 00:15:21,120
‫اون دیگه پسر 15 ساله‌ی

275
00:15:21,170 --> 00:15:23,540
‫ژاکت چرم‌پوشی نیست
‫که تو عاشقش شدی.

276
00:15:23,590 --> 00:15:25,380
‫می‌دونم، ولی می‌خوام ببینمش.

277
00:15:25,420 --> 00:15:27,510
‫و می‌خوام بدونم
‫چه بلایی سرش اومده.

278
00:15:29,170 --> 00:15:31,090
‫نمی‌دونم قراره بیاد یا نه.

279
00:15:31,130 --> 00:15:32,930
‫اون روی قایق‌های تفریحی
‫خرپول‌ها کار می‌کنه،

280
00:15:32,970 --> 00:15:34,450
‫برای همین الان ممکنه
‫هر جای دنیا باشه،

281
00:15:34,470 --> 00:15:36,430
‫- یا وسط اقیانوس.
‫- ازدواج کرده؟

282
00:15:36,470 --> 00:15:38,020
‫داره با کسی آشنا می‌شه؟

283
00:15:38,060 --> 00:15:40,100
‫پس... در دسترسه.

284
00:15:40,140 --> 00:15:44,190
‫نه! دیدارت با نیک توی سال 1999
‫عجیب و غریب بود و الان غیر قانونیه.

285
00:15:44,230 --> 00:15:47,480
‫عشق عشقه، باشه؟
‫و سن فقط یه عدده.

286
00:15:47,530 --> 00:15:49,650
‫- شاید قیافه‌اش به 40 ساله‌ها نخوره.
‫- بحث تمومه.

287
00:15:50,950 --> 00:15:53,070
‫این خیلی اشتباهه.

288
00:15:54,030 --> 00:15:56,660
‫این خیلی اشتباهه.

289
00:15:56,700 --> 00:16:00,500
‫رفتی بیرون بهت خوش گذشت،
‫ولی نمی‌تونی به دیدن نیک ادامه بدی.

290
00:16:00,540 --> 00:16:03,330
‫تو متعلق به زمان ما نیستی، آلیس.
‫تو حتی هنوز متولد نشدی.

291
00:16:03,380 --> 00:16:05,420
‫ای بابا، کمتر برام موعظه کن،

292
00:16:05,460 --> 00:16:07,020
‫امروزم کم سرم غر نزدی.

293
00:16:07,050 --> 00:16:08,550
‫منِ آینده‌ام هر چی که گفته،
‫باهاش موافقم.

294
00:16:08,590 --> 00:16:10,480
‫ببین، ما هنوز نمی‌دونیم عواقب
‫هر کدوم از اینا

295
00:16:10,510 --> 00:16:12,470
‫ممکنه چه چیزایی باشه.

296
00:16:12,510 --> 00:16:15,260
‫تا جایی که می‌دونیم،
‫دیدار تو با نیک همون چیزیه که

297
00:16:15,300 --> 00:16:18,030
‫باعث اثر پروانه‌ای می‌شه
‫که منجر به شورش ربات‌ها یا همچین چیزی می‌شه.

298
00:16:18,060 --> 00:16:20,140
‫زیادی فیلم نگاه می‌کنی.

299
00:16:20,180 --> 00:16:21,940
‫حالا که حرفش شد،
‫باید برم سر کار.

300
00:16:21,980 --> 00:16:24,690
‫- بعدا می‌بینمت.
‫- وایسا!

301
00:16:24,730 --> 00:16:26,190
‫نیک قراره بیاد؟

302
00:16:27,820 --> 00:16:30,110
‫ای بابا، یالا دیگه!

303
00:16:31,990 --> 00:16:33,950
‫می‌شه لطفا بذاری باهات بیام؟

304
00:16:33,990 --> 00:16:37,120
‫نه! برو مزاحم کت شو،
‫یا اصلا بهتره بری خونه.

305
00:16:37,160 --> 00:16:39,290
‫نمی‌تونم! نمی‌خوام الان
‫با پدرم سر و کله بزنم.

306
00:16:39,660 --> 00:16:42,120
‫وایسا ببینم، چرا در آینده نمی‌خوای
‫پدرت رو ببینی؟

307
00:16:42,160 --> 00:16:44,020
‫به‌خاطر چیزی که از گذشته
‫در موردش می‌دونم، الیوت.

308
00:16:44,040 --> 00:16:45,960
‫اون یه عوضیه که
‫لیاقت مامانم رو نداره.

309
00:16:46,000 --> 00:16:48,590
‫آلیس! خیلی خوشحالم که اینجایی.

310
00:16:50,010 --> 00:16:53,470
‫آلیس. اون پدرته،
‫نمی‌تونی تا ابد ازش دوری کنی.

311
00:16:53,510 --> 00:16:58,350
‫- یه لطف مهمی ازت می‌خوام.
‫- اوه، ببین. بریدی هنوز اینجاست.

312
00:16:59,470 --> 00:17:01,930
‫قراره امشب رسما با پدر و مادرم
‫شام بخوره.

313
00:17:01,980 --> 00:17:05,440
‫چیز بزرگیه و واقعا ترسیدم.
‫تو میای دیگه؟

314
00:17:05,480 --> 00:17:07,650
‫بیا که بهم دلگرمی بدی.
‫خواهش می‌کنم؟

315
00:17:14,860 --> 00:17:17,010
‫فکر کردم قراره یه
‫شام بزرگ خانوادگی باشه.

316
00:17:17,030 --> 00:17:20,490
‫- آلیس کجاست؟
‫- ام، واسه انجمن رقص کار واجب داشت.

317
00:17:20,540 --> 00:17:24,500
‫- ولی زودی میاد خونه.
‫- اوه، دخترم اومد.

318
00:17:26,040 --> 00:17:27,250
‫شرمنده که ناامید شدی.

319
00:17:27,290 --> 00:17:30,340
‫اوه! مگه بهت نگفته بودم
‫الیوت قراره بیاد؟

320
00:17:30,380 --> 00:17:33,550
‫شام خانوادگیه
‫و اونم عضوی از خانواده‌ست.

321
00:17:38,760 --> 00:17:41,180
‫شام آماده‌ست. همگی بشینین!

322
00:17:42,680 --> 00:17:46,230
‫آلیس، حدس بزن کی دیروز
‫توی جنگل کمین کرده بود.

323
00:17:46,270 --> 00:17:48,060
‫اوه، جیکوب، دوباره شروع نکن.

324
00:17:48,100 --> 00:17:51,020
‫جادوگر سفید اون بیرونه،
‫قسم می‌خورم!

325
00:17:51,070 --> 00:17:53,040
‫نزدیک بود با یکی از طلسم‌هاش
‫من و دنی رو گیر بندازه.

326
00:17:53,070 --> 00:17:54,420
‫شبیه فیلمیه که تازه دیدیم.

327
00:17:54,440 --> 00:17:55,860
‫نکنه قایمکی اومدی سینما، رفیق؟

328
00:17:55,900 --> 00:17:57,740
‫می‌دونم چی دیدم.

329
00:17:57,780 --> 00:17:59,700
‫هی. من حرفت رو باور می‌کنم.

330
00:17:59,740 --> 00:18:01,870
‫شروع کن، بریدی،

331
00:18:01,910 --> 00:18:04,000
‫وگرنه با این همه آدم
‫چیزی باقی نمی‌مونه.

332
00:18:05,750 --> 00:18:07,210
‫بازم ممنونم که دعوتم کردین.

333
00:18:07,250 --> 00:18:09,670
‫کت خیلی چیزها
‫در مورد همه‌تون بهم گفته.

334
00:18:09,710 --> 00:18:13,550
‫واقعا؟ اون در مورد تو
‫هیچی بهمون نگفته.

335
00:18:13,590 --> 00:18:17,180
‫ام، خب،
‫حالا می‌تونین حضوری بشناسینش.

336
00:18:17,220 --> 00:18:19,140
‫این بهتره، مگه نه؟

337
00:18:20,850 --> 00:18:24,220
‫باید بگم این سالاد سیب‌زمینی
‫بهترین سالادیه که تا حالا خوردم، خانم لندری.

338
00:18:24,270 --> 00:18:26,890
‫مگه تا حالا چند بار
‫سالاد سیب‌زمینی خوردی؟

339
00:18:28,850 --> 00:18:31,520
‫بابا، بعد از شام
‫مجموعه‌ی آهنگ‌هات رو به بریدی نشون بده.

340
00:18:31,560 --> 00:18:35,690
‫- اونم خیلی اهل موزیکه.
‫- اوه، واقعا؟ چه آهنگی دوست داری؟

341
00:18:35,740 --> 00:18:38,530
‫ام، هفته‌ی پیش
‫با یه سری از دوست‌هام به میشیگان رفتیم

342
00:18:38,570 --> 00:18:40,870
‫و یه سری به اجرای
‫لیم بیزکیت زدیم.

343
00:18:40,910 --> 00:18:45,160
‫هوم. نمی‌دونم یه نفره یا یه گروهن...
‫ولی نمی‌شناسم‌شون.

344
00:18:45,200 --> 00:18:47,330
‫فکر کنم همون‌هایی هستن که
‫همه‌اش جیغ و داد می‌زنن.

345
00:18:47,370 --> 00:18:49,370
‫آره و متن موزیک‌هاشونم
‫ضد زنه.

346
00:18:49,420 --> 00:18:52,790
‫اوه، خب، همه که مثل من
‫سلیقه‌ی خوبی توی موزیک ندارن.

347
00:18:54,420 --> 00:18:58,130
‫حتما از مِین تا اینجا
‫خیلی راهه.

348
00:18:58,170 --> 00:19:02,100
‫خب، اگه شما راضی باشین،
‫خوشحال می‌شم زیاد بیام، خانم لندری.

349
00:19:02,640 --> 00:19:05,350
‫بهشون بگو اولین بار که اومدی اینجا
‫چه فکری کردی، بریدز.

350
00:19:07,140 --> 00:19:08,940
‫این... این عجیب به نظر می‌رسه.

351
00:19:10,440 --> 00:19:12,020
‫چون من هرگز
‫اینجا نیومده بودم.

352
00:19:12,060 --> 00:19:14,190
‫ولی وقتی وارد ورودی شهر شدم،

353
00:19:14,230 --> 00:19:18,700
‫یه حس عجیبی داشتم،
‫انگار...

354
00:19:18,740 --> 00:19:20,820
‫انگار داشتم میومدم خونه.

355
00:19:24,830 --> 00:19:28,660
‫منم اولین بار که اومدم اینجا
‫همین حس رو داشتم.

356
00:19:36,000 --> 00:19:38,510
‫معلمی شغل شریفیه.

357
00:19:38,550 --> 00:19:40,590
‫و مثل اینکه
‫از دل و جون مایه می‌ذاری.

358
00:19:40,630 --> 00:19:42,840
‫اوه، برای چیزهایی که ارزشش رو دارن،
‫چرا که نه.

359
00:19:45,430 --> 00:19:48,310
‫هنوزم با پدرت زندگی می‌کنی، درسته؟

360
00:19:48,350 --> 00:19:50,870
‫می‌دونی، واقعا خجالت‌آوره که
‫حقوق معلم‌هامون بیشتر نیست.

361
00:19:51,560 --> 00:19:53,810
‫راستش من خونه رو
‫از پدرم خریدم،

362
00:19:53,860 --> 00:19:56,520
‫که بتونه برای بازنشستگیش بره مکزیک.
‫تو چی، بریدی؟

363
00:19:56,570 --> 00:19:58,420
‫خونه‌ی مینیاپولیس رو که بفروشی
‫پولش توی جیب خودت می‌ره،

364
00:19:58,440 --> 00:20:00,780
‫یا باید پولش رو
‫به پدر و مادرت پس بدی؟

365
00:20:00,820 --> 00:20:02,530
‫آره...

366
00:20:02,570 --> 00:20:04,700
‫این روزها کتاب چی می‌خونین؟

367
00:20:04,740 --> 00:20:08,450
‫سوال خوبیه. هی، هنوزم
‫کتاب کمیک جمع می‌کنی، مگه نه الیوت؟

368
00:20:08,500 --> 00:20:10,710
‫آره، تک و توک.
‫تو چی، بریدی؟

369
00:20:10,750 --> 00:20:12,680
‫هنوزم فکر می‌کنی
‫لیمپ بیزکیت بهترین گروه دنیاست؟

370
00:20:12,710 --> 00:20:14,290
‫خب، به نظرم از گروهِ

371
00:20:14,330 --> 00:20:16,040
‫دیو میتوس بهترن، آره.

372
00:20:16,090 --> 00:20:18,090
‫- موافقم.
‫- خب... با اینکه

373
00:20:18,130 --> 00:20:20,550
‫تماشای دیدار مجدد شما سه نفر
‫واقعا لذت‌بخشه،

374
00:20:20,590 --> 00:20:24,840
‫می‌خوام از حضورتون مرخص بشم
‫و وقتم رو با یه آدم بالغ بگذرونم.

375
00:20:28,560 --> 00:20:29,720
‫نوش.

376
00:20:36,150 --> 00:20:37,480
‫بیاین شراب باز کنیم.

377
00:20:41,950 --> 00:20:48,080
‫اعتراف می‌کنم دوست نداشتم برای اولین بار
‫اینجوری غذا بخوریم.

378
00:20:48,120 --> 00:20:51,000
‫خب، شامه دیگه.

379
00:20:51,040 --> 00:20:54,500
‫ولی می‌خوام یه رازی
‫در مورد این شهر بهت بگم.

380
00:20:54,540 --> 00:20:57,000
‫هیچ کدوم از جاهای مجلل شهر

381
00:20:57,040 --> 00:20:59,710
‫انقدر دنج نیستن.

382
00:21:00,670 --> 00:21:04,180
‫گمونم این تازه‌وارد حقیر
‫قبل از اینکه

383
00:21:04,220 --> 00:21:06,180
‫تو به عنوان یکی از هم‌شهری‌هات قبولش کنی،
‫خیلی چیزها هست که باید یاد بگیره.

384
00:21:06,220 --> 00:21:08,180
‫خب، شاید یه ده سالی که اینجا بمونی،

385
00:21:08,220 --> 00:21:10,020
‫تو رو به گروه‌مون راه بدیم.

386
00:21:10,060 --> 00:21:14,020
‫می‌دونم ممکنه اینجا یذره منزوی به نظر برسه،
‫ولی امیدوارم بهت برنخورده باشه.

387
00:21:14,060 --> 00:21:17,440
‫اگه بهم برمی‌خورد،
‫خیلی وقت پیش بی‌خیال می‌شدم.

388
00:21:17,480 --> 00:21:21,230
‫من که نمی‌دونم بدون اینجا
‫باید چی کار می‌کردم.

389
00:21:21,280 --> 00:21:25,030
‫برای همین وقتی می‌بینم
‫یه چیزهاییش مثل تئاتر ناپدید می‌شه،

390
00:21:25,070 --> 00:21:26,870
‫واقعا ناراحت می‌شم.

391
00:21:26,910 --> 00:21:29,200
‫واقعا دلتنگش می‌شیم.

392
00:21:29,240 --> 00:21:34,160
‫اه... فردا شب قراره
‫به عنوان خداحافظی یه جشن کوچولو

393
00:21:34,210 --> 00:21:38,040
‫برگزار کنیم،
‫اگه دوست داری، می‌تونی باهام بیای.

394
00:21:38,080 --> 00:21:39,960
‫یعنی...

395
00:21:41,840 --> 00:21:44,300
‫مثل یه زوج.

396
00:21:45,300 --> 00:21:47,640
‫باورم نمی‌شه
‫این آخرین شبه که اینجایی.

397
00:21:47,680 --> 00:21:51,220
‫می‌دونم. زمان خیلی کمی باقی مونده.

398
00:21:51,260 --> 00:21:54,180
‫خیلی خب، من دیگه باید راه بیفتم.

399
00:21:54,230 --> 00:21:57,230
‫بی‌خیال! جفت‌تون
‫خیلی برام مهم هستین،

400
00:21:57,270 --> 00:21:59,400
‫و هیچ‌کدومتون رو نمی‌تونم
‫زیاد ببینم.

401
00:21:59,440 --> 00:22:01,400
‫می‌خوام با همدیگه دوست باشین.

402
00:22:01,440 --> 00:22:05,320
‫پس، آلیس،
‫تو به پورت هیون میای که مامانت رو ببینی

403
00:22:05,360 --> 00:22:06,990
‫و بعدش تمام این مدت اینجایی؟

404
00:22:07,030 --> 00:22:08,740
‫ام...

405
00:22:08,780 --> 00:22:12,080
‫آره، چون با من باشه بیشتر بهش خوش می‌گذره
‫تا مامانش.

406
00:22:12,120 --> 00:22:15,410
‫تو هم به نظر نمیاد با دور بودن از خانواده‌ات
‫مشکلی داشته باشی، بریدی.

407
00:22:15,460 --> 00:22:17,830
‫نه وقتی یکی حواسم رو پرت می‌کنه.

408
00:22:17,870 --> 00:22:19,670
‫خیلی خب، باید برم.

409
00:22:19,710 --> 00:22:20,960
‫وایسا، آلیس.

410
00:22:21,000 --> 00:22:22,420
‫هی، می‌شه یه لحظه وایسی؟

411
00:22:23,710 --> 00:22:29,430
‫خواستم تنها باشیم که بتونم...
‫این رو بهت بدم.

412
00:22:33,640 --> 00:22:35,560
‫اگه خوشت نمیاد،
‫مجبور نیستی دستت کنی.

413
00:22:35,600 --> 00:22:36,770
‫عاشقشم.

414
00:22:37,390 --> 00:22:39,060
‫هرگز درش نمیارم.

415
00:22:39,850 --> 00:22:42,980
‫خوبه، من همیشه
‫عاشقت می‌مونم، کت.

416
00:22:44,110 --> 00:22:47,950
‫از الان... تا ابد.

417
00:22:57,830 --> 00:23:01,290
‫- هی!
‫- سلام.

418
00:23:01,330 --> 00:23:04,170
‫- خوشحالم دیدمت.
‫- فکر کردم سر کاری.

419
00:23:04,210 --> 00:23:06,970
‫الیوت گفت اینجایی
‫و منم نخواستم از دستت بدم.

420
00:23:07,010 --> 00:23:08,550
‫گفتم شاید بخوای

421
00:23:08,590 --> 00:23:10,510
‫یه دوری بزنیم،
‫واسه همین گفتم الیوت جام بمونه.

422
00:23:12,550 --> 00:23:13,720
‫آره.

423
00:23:20,690 --> 00:23:25,690
‫هوف! خوش گذشت.
‫کی خسته‌ست؟

424
00:23:25,730 --> 00:23:28,190
‫درسته، احتمالا بهتره دیگه
‫راه بیفتم.

425
00:23:32,030 --> 00:23:33,370
‫ال.

426
00:23:34,870 --> 00:23:39,410
‫هی... به آلیس
‫بگو که... دلم براش تنگ شده.

427
00:23:39,460 --> 00:23:43,130
‫البته.
‫شب خوش، بریدی.

428
00:23:43,170 --> 00:23:44,880
‫شب بخیر، کت.

429
00:23:46,960 --> 00:23:48,510
‫خداحافظ، بریدی! خوشحال شدم.

430
00:23:54,550 --> 00:23:57,390
‫خب، خوبه که فهمیدم

431
00:23:57,430 --> 00:23:59,600
‫هنوزم با همدیگه جورین.

432
00:23:59,640 --> 00:24:01,690
‫نمی‌دونم چه مرگم شده بود.

433
00:24:01,730 --> 00:24:03,400
‫آره، حتما.

434
00:24:05,820 --> 00:24:10,360
‫هی، می‌خواستم ازت بپرسم...

435
00:24:10,400 --> 00:24:14,370
‫جمعه میای جشن.

436
00:24:15,080 --> 00:24:18,080
‫داری ازم می‌خوای
‫به جشن رقص دبیرستان بیام؟

437
00:24:18,120 --> 00:24:20,870
‫نه، منظورم اینه به عنوان همراه باهام بیای،
‫همین.

438
00:24:20,910 --> 00:24:23,380
‫اوه، پس نمی‌خوای برامون
‫لیموزین کرایه کنی؟

439
00:24:23,420 --> 00:24:25,920
‫بی‌خیال، حداقل گل لباس
‫دیگه باید باشه.

440
00:24:25,960 --> 00:24:29,300
‫می‌دونی چیه؟ ولش کن.
‫دعوت فسخ شد.

441
00:24:29,340 --> 00:24:32,510
‫نه! فسخش نکن.
‫نه، مسخره‌بازی درنیار.

442
00:24:32,550 --> 00:24:35,890
‫آره، معلومه.
‫همراهت میام.

443
00:24:35,930 --> 00:24:37,220
‫- اوه.
‫- اوهوم.

444
00:24:37,260 --> 00:24:39,390
‫- باشه.
‫- آره.

445
00:24:39,430 --> 00:24:42,520
‫عالیه. عالیه.

446
00:24:45,980 --> 00:24:48,440
‫می‌دونی، من...

447
00:24:48,480 --> 00:24:53,530
‫دوباره برگشتم که جیکوب رو ببینم.

448
00:24:55,120 --> 00:24:58,740
‫اوه. خیلی خب.

449
00:24:58,790 --> 00:25:02,540
‫نیاز داشتم. می‌دونی،
‫همه‌اش به این فکر می‌کنم که،

450
00:25:02,580 --> 00:25:07,250
‫چی می‌شه اگه می‌تونستم باهاش حرف بزنم،
‫می‌دونی؟ یه جورهایی بهش هشدار بدم.

451
00:25:07,290 --> 00:25:09,090
‫کت، بهت که گفتم،
‫تو نمی‌تونی...

452
00:25:09,130 --> 00:25:12,340
‫تو که این رو نمی‌دونی، ال.

453
00:25:12,380 --> 00:25:14,630
‫اون درست اون سمت دریاچه‌ست،

454
00:25:14,680 --> 00:25:16,930
‫خوشحاله و زنده‌ست.

455
00:25:16,970 --> 00:25:20,270
‫پس خدا رو شکر کن
‫که تونستی دوباره ببینیش.

456
00:25:20,310 --> 00:25:21,980
‫خب، خدا رو شکر می‌کنم.

457
00:25:22,020 --> 00:25:26,520
‫فقط... حتما می‌شه
‫کار دیگه‌ای هم کرد، مگه نه؟

458
00:25:27,860 --> 00:25:31,400
‫فکر کنم قرار نیست

459
00:25:31,440 --> 00:25:34,200
‫کل رازهای دنیا رو
‫امشب حل کنیم.

460
00:25:34,240 --> 00:25:37,780
‫باشه. برو بخواب، رفیق نیمه راه.

461
00:25:39,780 --> 00:25:42,500
‫کِی می‌تونم دوباره
‫گیتار زدنت رو بشنوم؟

462
00:25:42,540 --> 00:25:46,120
‫می‌دونی، یه درسی بهم دادی
‫که بی‌خیال موزیک شدم.

463
00:25:46,170 --> 00:25:48,710
‫وای نه، آرزوهات رو نابود کردم؟

464
00:25:48,750 --> 00:25:50,920
‫اوه، حسابی.

465
00:25:50,960 --> 00:25:55,680
‫ولی می‌تونم حداقل
‫امضات رو داشته باشم؟

466
00:25:55,720 --> 00:25:57,680
‫وقتی مشهور بشی می‌ارزه.

467
00:25:57,720 --> 00:26:00,220
‫داری سعی می‌کنی
‫از موفقیتم سود ببری؟

468
00:26:00,260 --> 00:26:01,850
‫منو رئیس باشگاه هوادارانت کن،

469
00:26:01,890 --> 00:26:04,060
‫فقط ده درصد به جیب می‌زنم.

470
00:26:04,100 --> 00:26:05,520
‫کاملا منصفانه‌ست.

471
00:26:06,560 --> 00:26:08,900
‫دیگه می‌خوای چه کاری
‫توی زندگیت انجام بدی؟

472
00:26:08,940 --> 00:26:13,150
‫هنوز نمی‌دونم،
‫ولی می‌دونم باید از این شهر

473
00:26:13,190 --> 00:26:15,490
‫بزنم بیرون، دنیا رو ببینم.

474
00:26:15,530 --> 00:26:17,660
‫می‌دونی، دورترین جایی که تا حالا رفتم

475
00:26:17,700 --> 00:26:22,080
‫یه دورهمی خانوادگی توی سادبری بوده.
‫نامردیه، نه؟

476
00:26:22,120 --> 00:26:25,870
‫نگران نباش. به نظرم به همه کارهایی که
‫می‌خوای انجام بدی می‌رسی.

477
00:26:29,880 --> 00:26:32,550
‫اگه بخوام هر از گاهی
‫بهت زنگ بزنم چی؟

478
00:26:34,460 --> 00:26:36,130
‫اوه، ام...

479
00:26:37,550 --> 00:26:41,470
‫نمی‌تونم.
‫شرایط... یه جورهایی پیچیده‌ست.

480
00:26:41,510 --> 00:26:44,430
‫الیوت یه چیزی در مورد خانواده‌ات گفت...

481
00:26:44,470 --> 00:26:49,190
‫- اینکه نمی‌ذارن با کسی آشنا بشی؟
‫- ام، آره، آره.

482
00:26:49,230 --> 00:26:50,650
‫مشکل همینه.

483
00:26:54,900 --> 00:26:59,240
‫خیلی خب، زیادی بهش فکر نکن،
‫ولی دستت رو بده به من.

484
00:27:03,540 --> 00:27:07,370
‫در نهایت توی زندگی به هر جایی که رسیدیم،

485
00:27:07,410 --> 00:27:11,580
‫بیا قول بدیم توی این تاریخ

486
00:27:11,630 --> 00:27:15,920
‫توی راکسی همدیگه رو ببینیم.

487
00:27:15,960 --> 00:27:22,390
‫چقدر تصادفی. چرا این تاریخ؟
‫اون موقع دیگه حسابی پیر شدیم.

488
00:27:22,430 --> 00:27:24,760
‫به نظرت یه جورهایی
‫عاشقانه نیست؟

489
00:27:24,810 --> 00:27:27,060
‫آینده‌ای دور و نامعلوم؟

490
00:27:27,100 --> 00:27:30,400
‫شاید بخوایم گذشته رو زنده کنیم.

491
00:27:30,440 --> 00:27:33,520
‫باشه. پس در آینده می‌بینمت.

492
00:28:07,720 --> 00:28:09,430
‫این واسه تو نیست، پسر.

493
00:28:14,360 --> 00:28:16,730
‫چیه؟ غذا به صورتم چسبیده؟

494
00:28:16,780 --> 00:28:19,400
‫همراه خیلی شیکی شدی.

495
00:28:20,200 --> 00:28:24,120
‫کت! کالسکه‌ات رسیده.

496
00:28:44,890 --> 00:28:47,100
‫خیلی وقته پاشنه‌بلند نپوشیدم.

497
00:28:47,140 --> 00:28:49,560
‫نه، تو... خوب به نظر میای.

498
00:28:49,600 --> 00:28:52,060
‫خوب. عالیه.

499
00:28:52,100 --> 00:28:55,900
‫وای خدای من، ال،
‫در مورد گل روی لباس شوخی کردم.

500
00:28:55,940 --> 00:28:58,900
‫البته منم این رو برای شوخی آوردم.

501
00:28:59,650 --> 00:29:01,360
‫دوست‌داشتنیه.

502
00:29:01,400 --> 00:29:02,860
‫قربان.

503
00:29:02,900 --> 00:29:07,700
‫دل. وای، معرکه شدی.

504
00:29:07,740 --> 00:29:09,870
‫- ممنون.
‫- آلیس زنگ زد،

505
00:29:09,910 --> 00:29:11,710
‫خواست قبل از اینکه برم فرودگاه

506
00:29:11,750 --> 00:29:14,370
‫- درست حسابی باهام خداحافظی کنه.
‫- اوه. خوشحالم.

507
00:29:14,420 --> 00:29:17,130
‫- آره.
‫- ولی ما باید زود بریم

508
00:29:17,170 --> 00:29:22,970
‫که به جشن برسیم،
‫پس... گمونم باید همینجا خداحافظی کنیم.

509
00:29:23,010 --> 00:29:24,430
‫گمونم.

510
00:29:25,640 --> 00:29:29,260
‫خیلی از دیدنت خوشحال شدم.
‫واقعا می‌گم.

511
00:29:29,310 --> 00:29:31,810
‫آره. منم همینطور.

512
00:29:37,860 --> 00:29:41,690
‫ام... آلیس هنوز داره
‫آماده می‌شه،

513
00:29:41,740 --> 00:29:45,820
‫پس آماده شو که
‫به وظایف پدریت برسی.

514
00:29:45,860 --> 00:29:48,950
‫اولین رقص دختر کوچولم، وای.

515
00:29:48,990 --> 00:29:51,580
‫دیره منم بخوام همراه باشم؟

516
00:29:51,620 --> 00:29:53,460
‫متاسفانه باید بگم آره.

517
00:29:55,540 --> 00:29:58,750
‫- خداحافظ بریدی.
‫- خداحافظ، کت.

518
00:30:04,050 --> 00:30:05,720
‫بفرمایین داخل.

519
00:30:08,510 --> 00:30:10,430
‫- سلام.
‫- سلام.

520
00:30:12,810 --> 00:30:16,140
‫وای. چه خاطراتی اینجا داشتم.

521
00:30:16,190 --> 00:30:18,360
‫بابا، کافیه.

522
00:30:19,770 --> 00:30:22,400
‫گوش کن، کل این قضایای
‫اسباب‌کشی

523
00:30:22,440 --> 00:30:23,940
‫و اینا سخت بوده،

524
00:30:23,990 --> 00:30:26,450
‫و واقعا خوشحالم که
‫اینجا روبه‌راهی.

525
00:30:26,490 --> 00:30:28,950
‫ممنونم. واقعا داره از اینجا خوشم میاد.

526
00:30:28,990 --> 00:30:30,830
‫واقعا بهت افتخار می‌کنم.

527
00:30:31,580 --> 00:30:33,410
‫حتی با اینکه دیگه دختر کوچولویی نیستی که

528
00:30:33,450 --> 00:30:35,000
‫فکر می‌کنه هیچ اشتباهی
‫از باباش سر نمی‌زنه.

529
00:30:35,040 --> 00:30:37,170
‫خب، همه‌اش بخشی از
‫بزرگ شدنه، مگه نه؟

530
00:30:37,210 --> 00:30:39,210
‫اینکه می‌فهمی پدر و مادرها
‫کامل نیستن.

531
00:30:40,750 --> 00:30:42,460
‫گفتی از نوجوونی تغییر چندانی نکردی،

532
00:30:42,500 --> 00:30:47,340
‫ولی عوض شدی. تو هم بزرگ شدی.

533
00:30:48,090 --> 00:30:51,220
‫اوه، ممنون.
‫وایسا ببینم، منظورت چیه؟

534
00:30:51,260 --> 00:30:53,810
‫اون موقع‌ها یه جورهایی
‫یه لاشی افاده‌ای بودی،

535
00:30:53,850 --> 00:30:56,350
‫البته بهت برنخوره.

536
00:30:56,390 --> 00:30:59,350
‫بهم برنخورد. این چیزیه که
‫مامانت بهت گفته؟

537
00:30:59,400 --> 00:31:01,060
‫نه، نه، اصلا.

538
00:31:01,110 --> 00:31:02,820
‫اون خیلی تو رو می‌پرستید،

539
00:31:02,860 --> 00:31:05,150
‫با اینکه اصلا لیاقتش رو نداشتی،
‫ولی...

540
00:31:05,820 --> 00:31:10,660
‫منظورم اینه که خوشحالم که الان
‫همچین آدمی هستی.

541
00:31:10,700 --> 00:31:14,240
‫آره، خب،
‫کت همیشه فقط خوبی‌هام رو می‌دید.

542
00:31:15,330 --> 00:31:18,580
‫و بعدش که تو وارد زندگی‌مون شدی،
‫دروغ ندارم بگم،

543
00:31:18,620 --> 00:31:20,130
‫مجبور شدم سریع بزرگ بشم.

544
00:31:20,750 --> 00:31:22,880
‫واقعا خواستم...

545
00:31:24,500 --> 00:31:27,420
‫مجبور شدم بهترین پدری بشم
‫که می‌تونم.

546
00:31:29,050 --> 00:31:31,010
‫تو بهترین بچه‌ی دنیایی.

547
00:31:39,480 --> 00:31:41,230
‫دوستت دارم، بچه جون.

548
00:31:41,270 --> 00:31:43,310
‫منم دوستت دارم، بابا.

549
00:31:56,700 --> 00:32:00,620
‫اوه، خانم‌ها!
‫چه خوشگل شدین!

550
00:32:00,670 --> 00:32:03,840
‫عالیه، خوش بگذره،
‫آب‌میوه هم بخورین!

551
00:32:12,800 --> 00:32:14,800
‫خب؟ اون امشب میاد؟

552
00:32:14,850 --> 00:32:17,560
‫خبری ازش نشنیدم.

553
00:32:17,600 --> 00:32:19,980
‫فقط لطفا الکی امیدوار نشو.

554
00:32:20,020 --> 00:32:21,100
‫ببین.

555
00:32:21,140 --> 00:32:24,190
‫یالا! بیا برقص!

556
00:32:24,230 --> 00:32:27,280
‫با دوست‌های هم‌سن خودت
‫توی جشنی.

557
00:32:27,320 --> 00:32:30,900
‫شاید بهتر باشه، چه می‌دونم،
‫یذره خوش بگذرونی.

558
00:32:45,380 --> 00:32:48,590
‫- ممنونم که جام رو نگه داشتی.
‫- خواهش می‌کنم.

559
00:32:50,720 --> 00:32:52,430
‫چه چیزهایی رو از دست دادم؟

560
00:32:52,470 --> 00:32:54,220
‫چیز زیادی رو از دست ندادی،
‫و با شناختی که از ریتا دارم

561
00:32:54,260 --> 00:32:56,010
‫یه ساعت دیگه هم اینجاییم.

562
00:32:56,050 --> 00:32:59,220
‫- خوبه که آماده اومدم.
‫- آره!

563
00:33:05,060 --> 00:33:07,400
‫خواهر خوبم، بهت افتخار می‌کنم.
‫واقعا قشنگ شده.

564
00:33:36,800 --> 00:33:39,680
‫انگار داره به آلیس خوش می‌گذره.

565
00:33:39,720 --> 00:33:43,520
‫خوش‌خیالیه اگه فکر کنم
‫کل شب رو همین‌جوری بمونه؟

566
00:33:43,560 --> 00:33:46,020
‫اوه، مطمئنا برنامه داره
‫بره دنبال نیک بگرده،

567
00:33:46,060 --> 00:33:48,730
‫و اگه اون سر و کله‌اش پیدا بشه،
‫بهتره آماده باشیم.

568
00:33:48,770 --> 00:33:52,530
‫بعید می‌دونم بفهمه آلیس کیه،
‫ولی بهتره محض احتیاط آماده باشیم.

569
00:33:52,570 --> 00:33:55,240
‫خب، اگه خوش‌شانس باشیم،
‫شاید آلیس یه نگاهی

570
00:33:55,280 --> 00:33:57,160
‫به چین و چروک
‫و موهای کم‌پشتش بندازه

571
00:33:57,200 --> 00:33:58,910
‫و بعدشم بی‌خیالش بشه.

572
00:33:58,950 --> 00:34:00,990
‫ام، ببخشیدا،
‫ولی ما هم باهاش هم‌سنیم.

573
00:34:01,040 --> 00:34:02,750
‫ولی به‌خاطر آلیس هم شده،

574
00:34:02,790 --> 00:34:04,250
‫امیدوارم حق با تو باشه.

575
00:34:05,040 --> 00:34:08,590
‫تو دوست خوبی براش بودی.

576
00:34:08,630 --> 00:34:11,500
‫خب، برای جفت‌مون. همیشه.

577
00:34:11,550 --> 00:34:14,220
‫چی می‌تونم بگم؟ تلاشم رو کردم.

578
00:34:14,260 --> 00:34:18,350
‫خیلی خب. شیفت همراهی‌مون
‫تقریبا تموم شده،

579
00:34:18,390 --> 00:34:23,140
‫پس نظرت چیه قبل از اینکه بریم راکسی
‫یه‌دور برقصیم؟

580
00:34:23,180 --> 00:34:24,860
‫عمرا، اینجا محل کارمه،

581
00:34:24,890 --> 00:34:27,600
‫- باید وقارم رو حفظ کنم.
‫- اوه، یالا!

582
00:34:27,650 --> 00:34:32,070
‫ببین، یا تنهایی از خودم یه احمق می‌سازم
‫یا می‌تونیم با همدیگه این کار رو کنیم.

583
00:34:32,110 --> 00:34:33,900
‫- باشه، یه‌دور.
‫- یه‌دور؟

584
00:34:33,940 --> 00:34:35,490
‫- باشه.
‫- باشه. خیلی خب.

585
00:34:35,530 --> 00:34:37,530
‫- تو چپ، من راست.
‫- یک، دو، سه، شروع.

586
00:34:37,570 --> 00:34:39,660
‫باشه.

587
00:34:39,700 --> 00:34:42,120
‫- دست‌ها بالا! دست‌ها بالا!
‫- و...

588
00:34:58,180 --> 00:35:00,800
‫خیلی خب، خیلی هم
‫بد نیست، مگه نه؟

589
00:35:00,850 --> 00:35:04,310
‫ولی اگه اون موقع‌ها به مراسم رقص میومدی،
‫می‌تونستم بهت یاد بدم.

590
00:35:04,350 --> 00:35:06,270
‫فکر نکنم الیوت نوجوون

591
00:35:06,310 --> 00:35:08,230
‫تحملش رو داشت
‫که باهات برقصه.

592
00:35:11,270 --> 00:35:16,440
‫سال 1999،
‫برگشتم تئاتر.

593
00:35:16,490 --> 00:35:23,160
‫تو و نیک،
‫شنیدم داشتین در مورد من حرف می‌زدین.

594
00:35:23,200 --> 00:35:25,870
‫- اوهوم.
‫- اوهوم.

595
00:35:25,910 --> 00:35:29,420
‫- شنیدی؟
‫- الیوت آگوستین.

596
00:35:31,380 --> 00:35:34,090
‫- آره.
‫- چیز خاصی شنیدی؟

597
00:35:34,130 --> 00:35:35,550
‫اشکال نداره مزاحم بشم؟

598
00:35:40,720 --> 00:35:45,140
‫بریدی... هی! این چه کاریه!

599
00:35:45,180 --> 00:35:47,730
‫چی انقدر مهمه که یهو

600
00:35:47,770 --> 00:35:50,020
‫به جشن دبیرستان دخترت اومدی؟

601
00:35:50,060 --> 00:35:52,270
‫می‌دونی چیه، کت؟
‫مشخصه بین تو و الیوت

602
00:35:52,310 --> 00:35:54,730
‫یه خبرهایی هست.

603
00:35:54,770 --> 00:35:59,030
‫چی؟ ما... ما فقط داشتیم می‌رقصیدیم.
‫و می‌دونی چیه؟

604
00:35:59,070 --> 00:36:01,320
‫اصلا این چه ربطی به تو داره؟

605
00:36:01,360 --> 00:36:02,930
‫بهم ربط داره چون نمی‌ذارم

606
00:36:02,950 --> 00:36:04,280
‫دختر خودم باهام بد بشه.

607
00:36:04,330 --> 00:36:06,490
‫چی داری می‌گی؟

608
00:36:06,540 --> 00:36:09,710
‫آلیس داشت
‫از بچگی‌هامون حرف می‌زد،

609
00:36:09,750 --> 00:36:12,290
‫و می‌گفت من یه آدم عوضی بودم
‫که اصلا لیاقت تو رو نداشتم.

610
00:36:12,330 --> 00:36:14,790
‫برام سواله، واقعا برام سواله
‫کی این رو بهش گفته.

611
00:36:14,840 --> 00:36:18,010
‫نمی‌دونم آلیس این رو
‫از کجا شنیده، ولی...

612
00:36:18,050 --> 00:36:21,130
‫- الیوت هرگز...
‫- اوه، بی‌خیال، کت.

613
00:36:21,180 --> 00:36:23,470
‫اون یارو از همون لحظه‌ای که همدیگه رو دیدیم
‫بهم حسودی می‌کرد!

614
00:36:23,510 --> 00:36:24,890
‫- واقعا؟
‫- آره.

615
00:36:24,930 --> 00:36:26,120
‫چون اونجوری که مشخصه،

616
00:36:26,140 --> 00:36:27,410
‫به نظر میاد تویی که حسودی.

617
00:36:27,430 --> 00:36:29,060
‫بله که حسودم!

618
00:36:29,100 --> 00:36:31,350
‫می‌تونم نباشم؟

619
00:36:31,980 --> 00:36:33,900
‫چی؟

620
00:36:33,940 --> 00:36:36,900
‫من... من دارم این وسط
‫خانواده‌ام رو از دست می‌دم

621
00:36:36,940 --> 00:36:39,070
‫و این یارو حسابی خودش رو آماده کرده

622
00:36:39,110 --> 00:36:40,630
‫که دست به کار بشه
‫و سعی کنه جای منو بگیره؟

623
00:36:40,650 --> 00:36:46,200
‫فکر کردی وقتی تو رو با ریچل دیدم
‫چه حسی بهم دست داد؟

624
00:36:46,240 --> 00:36:48,450
‫فکر می‌کنی من حسودی نکردم؟

625
00:36:48,500 --> 00:36:50,910
‫چی؟ هرگز این رو بهم نگفتی.

626
00:36:50,960 --> 00:36:54,130
‫چون خیلی وقت بود که
‫با همدیگه حرف نمی‌زدیم.

627
00:36:54,170 --> 00:36:56,460
‫خیلی قبل‌تر از اینکه ریچل بیاد.

628
00:36:56,500 --> 00:37:01,220
‫ما مثل دو تا سایه
‫توی یه خونه بودیم.

629
00:37:01,260 --> 00:37:04,220
‫هیچ کاری به کار همدیگه نداشتیم.

630
00:37:04,260 --> 00:37:07,010
‫ما حرف نمی‌زدیم.

631
00:37:07,060 --> 00:37:09,350
‫هیچی بین‌مون نبود!

632
00:37:09,390 --> 00:37:11,100
‫فکر کردی نمی‌خواستم؟

633
00:37:11,140 --> 00:37:13,060
‫پس چرا هیچ کاری نکردی؟!

634
00:37:13,100 --> 00:37:16,440
‫من بهش نیاز داشتم، بریدی.

635
00:37:16,480 --> 00:37:20,990
‫بهش نیاز داشتم. نیاز داشتم که نگهم داری.
‫اینکه دوستم داشته باشی.

636
00:37:21,030 --> 00:37:22,530
‫خدای من، حتی دیگه یادم نمیاد

637
00:37:22,570 --> 00:37:25,120
‫آخرین بار کی مثل یه زوج
‫با همدیگه حرف زدیم،

638
00:37:25,160 --> 00:37:29,660
‫و می‌دونی چیه؟
‫دیگه خیلی دیره!

639
00:37:30,790 --> 00:37:32,290
‫واقعا دیره؟

640
00:38:15,670 --> 00:38:18,250
‫- ما داریم چی کار می‌کنیم؟
‫- نمی‌دونم.

641
00:38:19,130 --> 00:38:21,210
‫قصد نداشتم
‫همچین اتفاقی بیفته.

642
00:38:22,340 --> 00:38:25,630
‫تو با ریچلی
‫و من...

643
00:38:25,680 --> 00:38:29,930
‫من دارم به زندگیم ادامه می‌دم.

644
00:38:32,140 --> 00:38:35,690
‫می‌دونم. می‌دونم.
‫ولی این...

645
00:38:37,900 --> 00:38:39,690
‫این ماییم.

646
00:38:40,980 --> 00:38:44,320
‫تو و من، از الان تا ابد،
‫این چیزیه که به همدیگه قول دادیم.

647
00:38:44,360 --> 00:38:50,330
‫آره. مدت زیادی امتحانش کردیم.

648
00:38:51,580 --> 00:38:54,870
‫ولی ما دیگه بچه‌های اون زمان نیستیم.

649
00:38:56,330 --> 00:38:59,540
‫و فکر نکنم اگر هم بخوایم،
‫بتونیم به گذشته برگردیم.

650
00:39:10,850 --> 00:39:14,810
‫می‌شه فقط... چند دقیقه دیگه
‫اینجا بمونیم؟

651
00:39:16,600 --> 00:39:17,890
‫آره.

652
00:39:29,360 --> 00:39:31,490
‫هی! واقعا خوش گذشت،

653
00:39:31,530 --> 00:39:33,790
‫ولی باید برم یه جایی.

654
00:39:33,830 --> 00:39:35,620
‫نمی‌تونی الان بری!

655
00:39:35,660 --> 00:39:37,580
‫هنوز ماکارنا نرقصیدیم.

656
00:39:39,080 --> 00:39:40,580
‫دفعه‌ی بعد.

657
00:39:44,500 --> 00:39:46,460
‫یه سخنرانی کوچیک کنیم؟

658
00:39:46,510 --> 00:39:47,880
‫- وقتشه.
‫- باشه.

659
00:39:49,050 --> 00:39:50,590
‫نمی‌شه با کلمات ابراز کرد

660
00:39:50,640 --> 00:39:54,260
‫که چقدر از همه‌تون ممنونم.

661
00:39:54,310 --> 00:39:56,730
‫و امشب انقدر خاصه

662
00:39:56,770 --> 00:39:59,100
‫که می‌تونیم با عزیزانمون
‫به اشتراک بذاریمش.

663
00:39:59,140 --> 00:40:01,440
‫خب، بیشتر عزیزانمون،

664
00:40:01,480 --> 00:40:05,400
‫منهای پسر خیره‌سری که
‫دقیقه نود تصمیم گرفت نیاد...

665
00:40:05,440 --> 00:40:08,990
‫خیلی خب، خیلی خب، گوش کنین.
‫واقعا باعث افتخارمونه

666
00:40:09,030 --> 00:40:11,070
‫که بخشی از این جمع بودیم.

667
00:40:11,110 --> 00:40:13,620
‫اینکه تونستیم خوشی‌ها

668
00:40:13,660 --> 00:40:16,870
‫و ناخوشی‌هامون رو
‫باهاتون سهیم بشیم.

669
00:40:16,910 --> 00:40:19,710
‫هیچی تا ابد موندگار نیست،

670
00:40:19,750 --> 00:40:21,920
‫ولی رها کردنش آسون‌تر نمی‌شه.

671
00:40:23,040 --> 00:40:24,790
‫اینکه قبول کنیم...

672
00:40:26,420 --> 00:40:28,590
‫این خداحافظیه.

673
00:40:28,630 --> 00:40:30,430
‫آخی...

674
00:40:30,470 --> 00:40:33,260
‫حس می‌کنم

675
00:40:33,300 --> 00:40:35,970
‫همه‌‌چی
‫توی یه چشم بهم زدن گذشت، مگه نه؟

676
00:40:36,010 --> 00:40:40,600
‫و به گذشته که نگاه می‌کنم، به این فکر می‌کنم که
‫نکنه قدرش رو ندونستیم؟

677
00:40:40,640 --> 00:40:42,940
‫امیدوارم متوجه شده باشیم
‫که چقدر خوش‌شانس بودیم.

678
00:40:42,980 --> 00:40:47,320
‫ولی اگه می‌تونستیم به گذشته برگردیم،
‫کار متفاوتی انجام می‌دادیم؟

679
00:40:47,360 --> 00:40:52,160
‫ولی این خاطرات
‫همیشه توی خاطرمون می‌مونه.

680
00:40:52,200 --> 00:40:53,950
‫خیلی خب!

681
00:40:55,830 --> 00:40:57,790
‫اینم از آخرش!

682
00:41:06,920 --> 00:41:10,050
‫می‌دونستی کاوشگرها وقتی گم می‌شدن

683
00:41:10,090 --> 00:41:12,590
‫با استفاده از ستاره‌ها
‫راه خونه رو پیدا می‌کردن؟

684
00:41:12,600 --> 00:41:19,600
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده