1
00:00:03,070 --> 00:00:04,450
‫آنچه در "راه بازگشت به خانه" گذشت...

2
00:00:04,490 --> 00:00:06,370
‫وقتی عضو جدیدی از خانواده
‫به دنیا میومد،

3
00:00:06,410 --> 00:00:08,660
‫اونا اسمش رو به لیست اضافه می‌کردن
‫و وقتی می‌مُردن،

4
00:00:08,700 --> 00:00:11,540
‫تاریخش رو اینجا می‌نوشتن،
‫کتاب رو می‌بستن و به زندگی‌شون ادامه می‌دادن.

5
00:00:11,580 --> 00:00:13,960
‫توی زندگی به هر جایی که رسیدیم،
‫بیا قول بدیم

6
00:00:14,000 --> 00:00:15,840
‫این تاریخ توی راکسی همدیگه رو ببینیم.

7
00:00:15,880 --> 00:00:17,380
‫منهای پسر خیره‌سری که

8
00:00:17,420 --> 00:00:18,770
‫- دقیقه نود تصمیم گرفت نیاد...
‫- خیلی خب، باشه!

9
00:00:18,800 --> 00:00:21,670
‫نیاز داشتم یکی بغلم کنه.
‫نیاز داشتم یکی ببوسه‌م.

10
00:00:21,720 --> 00:00:24,090
‫من 20 ساله که
‫منتظرم جیکوب از اون در بیاد داخل

11
00:00:24,140 --> 00:00:25,650
‫و اون قرار نیست بیاد خونه.

12
00:00:25,680 --> 00:00:28,100
‫اگه می‌تونستم باهاش حرف بزنم چی؟

13
00:00:28,140 --> 00:00:29,430
‫یه جورهایی بهش هشدار بدم.

14
00:01:15,900 --> 00:01:16,900
‫سلام.

15
00:01:18,020 --> 00:01:19,230
‫سلام.

16
00:01:19,270 --> 00:01:20,940
‫مگه به اندازه‌ی کافی کار نکردی؟

17
00:01:20,980 --> 00:01:24,110
‫ام... نه، نه. مشکلی ندارم.

18
00:01:24,150 --> 00:01:25,990
‫خب، من می‌خوام برم خونه.

19
00:01:27,450 --> 00:01:30,030
‫باشه. من فقط می‌خوام...

20
00:01:30,080 --> 00:01:31,790
‫یذره دیگه کار کنم.

21
00:01:33,410 --> 00:01:37,040
‫- خب، یادت نره...
‫- رفتم بیرون در رو قفل کنم.

22
00:01:37,080 --> 00:01:39,380
‫آره، قفل می‌کنم، نگران نباش.

23
00:01:40,880 --> 00:01:42,420
‫فردا می‌بینمت.

24
00:01:43,170 --> 00:01:44,840
‫- شب خوش.
‫- شب بخیر، بایرن.

25
00:01:55,180 --> 00:01:57,520
‫من هشت سالمه.
‫می‌خوام تنهایی سوار بشم.

26
00:01:57,560 --> 00:01:59,210
‫یادت باشه پیاده که شدی
‫منتظرمون بمونی، باشه؟

27
00:01:59,230 --> 00:02:00,940
‫جیکوب؟ کجایی؟!

28
00:02:00,980 --> 00:02:02,530
‫جیکوب!

29
00:02:02,554 --> 00:02:09,554
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

30
00:02:32,640 --> 00:02:35,020
‫ببین. دو تا سنگ سیاه پیدا کردم.

31
00:02:41,900 --> 00:02:46,440
‫هفته‌ی بعد
‫به یه جشنی دعوت شدم.

32
00:02:46,490 --> 00:02:49,280
‫و خواستم بدونم
‫تو هم باهام میای یا نه.

33
00:02:49,320 --> 00:02:51,450
‫نمی‌دونم.

34
00:02:51,490 --> 00:02:52,950
‫می‌خوای بیام؟

35
00:02:52,990 --> 00:02:55,330
‫اگه نمی‌خواستم که
‫دعوتت نمی‌کردم.

36
00:02:55,370 --> 00:02:58,210
‫نیک... ما داریم چی کار می‌کنیم؟

37
00:02:58,250 --> 00:03:00,210
‫منظورت چیه؟

38
00:03:00,250 --> 00:03:02,290
‫منظورم اینه...

39
00:03:02,340 --> 00:03:04,000
‫چه حسی در موردم داری؟

40
00:03:04,880 --> 00:03:06,460
‫تو که می‌دونی چه حسی دارم.

41
00:03:06,510 --> 00:03:09,220
‫- می‌دونم؟
‫- آره!

42
00:03:09,260 --> 00:03:11,470
‫من خیلی ازت خوشم میاد.

43
00:03:11,510 --> 00:03:13,560
‫بعدها چی؟

44
00:03:15,850 --> 00:03:18,270
‫ببخشید.
‫مجبور نیستی جواب بدی.

45
00:03:18,310 --> 00:03:19,890
‫باشه.

46
00:03:21,350 --> 00:03:23,190
‫مشکلی نیست.

47
00:03:24,320 --> 00:03:25,690
‫نیک...

48
00:03:27,400 --> 00:03:29,200
‫چی شده؟

49
00:03:30,110 --> 00:03:31,410
‫هیچی.

50
00:03:31,450 --> 00:03:34,280
‫روز قشنگیه
‫و همه کنار ساحلیم.

51
00:03:34,330 --> 00:03:37,000
‫دارم سعی می‌کنم به شما دو نفر
‫یذره زمان بدم.

52
00:03:37,040 --> 00:03:39,120
‫پس چرا ازش استفاده نمی‌کنی؟

53
00:03:40,160 --> 00:03:42,330
‫نمی‌دونم... فقط...

54
00:03:42,380 --> 00:03:43,920
‫چه فایده‌ای داره؟

55
00:03:43,960 --> 00:03:45,500
‫نیک اصلا قابل اعتماد نیست.

56
00:03:45,550 --> 00:03:47,260
‫می‌گه میاد،
‫ولی سر و کله‌اش پیدا نمی‌شه.

57
00:03:47,300 --> 00:03:49,880
‫آخه کِی قول داده و نیومده؟

58
00:03:49,920 --> 00:03:51,800
‫مسخره‌ست. ولش کن.

59
00:03:52,760 --> 00:03:54,850
‫کاش اوضاع همین‌جوری می‌موند.

60
00:03:57,680 --> 00:03:59,850
‫اون دو تا دیگه شورش رو درآوردن.

61
00:03:59,890 --> 00:04:03,520
‫جیکوب! دنی!
‫از آب فاصله بگیرین!

62
00:04:03,560 --> 00:04:05,270
‫من برنده می‌شم!

63
00:04:11,950 --> 00:04:14,160
‫خواستم بدونی،

64
00:04:14,200 --> 00:04:17,450
‫دارم رأی‌گیری می‌کنم
‫که کارناوال پاییزی دوباره برگزار بشه.

65
00:04:17,490 --> 00:04:19,450
‫نخواستم یهو غافلگیرت کنم.

66
00:04:19,500 --> 00:04:21,830
‫می‌دونی که من نسبت به
‫احساساتت حساسم.

67
00:04:21,870 --> 00:04:26,880
‫ولی دیگه وقتش بود.
‫دل، باهام تماس بگیر، خواهش می‌کنم.

68
00:04:44,230 --> 00:04:45,560
‫باورت می‌شه؟

69
00:04:45,610 --> 00:04:48,070
‫حالا که مانیکا رئیس اتحادیه شده،

70
00:04:48,110 --> 00:04:50,940
‫فکر می‌کنه گل سر سبده.

71
00:04:50,990 --> 00:04:53,110
‫با اینکه از بلاهایی که سرت اومده
‫خبر داره،

72
00:04:53,150 --> 00:04:54,490
‫با چه رویی داره این کار رو می‌کنه؟

73
00:04:54,530 --> 00:04:56,660
‫پوسترهای کارناوال
‫توی کل شهر پخش شدن.

74
00:04:56,700 --> 00:05:00,160
‫آره. و همونطور که گفتم،
‫آخه که می‌خوادش؟ مگه نه؟

75
00:05:00,200 --> 00:05:01,290
‫صبح بخیر، آلی.

76
00:05:04,370 --> 00:05:06,050
‫بازم سبد گرد داری، دل؟

77
00:05:06,080 --> 00:05:07,250
‫بازم می‌خوای؟

78
00:05:07,290 --> 00:05:09,460
‫وقت نکردم سفارش بدم.

79
00:05:09,500 --> 00:05:11,020
‫می‌خواستم یه سبد دیگه
‫ببرم توی مرغدونی.

80
00:05:11,050 --> 00:05:12,920
‫ولی...

81
00:05:16,510 --> 00:05:19,140
‫سلام، بایرن. ام، ببین...

82
00:05:19,180 --> 00:05:22,180
‫الان نمی‌تونم حرف بزنم.
‫می‌شه بعدا باهات تماس بگیرم؟ باشه.

83
00:05:23,730 --> 00:05:26,150
‫دوباره بایرن رو دست به سر کردی؟

84
00:05:26,190 --> 00:05:27,920
‫حس و حال حرف زدن نداشتم،
‫همین.

85
00:05:27,940 --> 00:05:29,330
‫می‌تونم اونجا
‫از کمکت استفاده کنم...

86
00:05:29,360 --> 00:05:30,820
‫نه، من فقط...

87
00:05:30,860 --> 00:05:33,240
‫نمی‌دونم. شما دو تا رو
‫توی جشن بازنشستگی دیدم.

88
00:05:33,280 --> 00:05:34,240
‫انگار خیلی با همدیگه جور بودین.

89
00:05:34,280 --> 00:05:36,030
‫خیلی خب، ریتا، لطفا.

90
00:05:36,070 --> 00:05:37,530
‫- همین‌جوری می‌گم.
‫- خیلی خب! کافیه!

91
00:05:37,570 --> 00:05:40,540
‫یذره سکوت خواسته‌ی زیادیه؟

92
00:05:40,580 --> 00:05:43,910
‫یذره خلوت؟ که بتونم
‫توی خونه‌ی خودم فکر کنم؟

93
00:05:43,960 --> 00:05:47,040
‫قهوه‌ام رو برمی‌دارم
‫و می‌رم بیرون.

94
00:05:47,080 --> 00:05:49,090
‫و امیدوارم شماها
‫مشکلی با این قضیه نداشته باشین؟

95
00:05:52,550 --> 00:05:55,090
‫نه.

96
00:06:02,470 --> 00:06:05,980
‫هی، ال، وایسا.
‫هی، به نصیحتت نیاز دارم.

97
00:06:06,020 --> 00:06:08,480
‫نصیحتت که کردم.
‫نیست که خیلی گوش می‌دی.

98
00:06:08,520 --> 00:06:10,320
‫منظورت چیه؟

99
00:06:11,730 --> 00:06:13,900
‫منظورت بریدی‌ئه، مگه نه؟

100
00:06:13,940 --> 00:06:16,740
‫خیلی خب، فقط می‌خوام بدونی
‫هر چیزی که بین ما اتفاق افتاد،

101
00:06:16,780 --> 00:06:18,160
‫یه اشتباه بزرگ بود.

102
00:06:18,200 --> 00:06:19,740
‫می‌دونی، تو دیگه یه آدم بالغی.

103
00:06:19,780 --> 00:06:22,200
‫می‌تونی هر کاری بخوای انجام بدی.

104
00:06:22,240 --> 00:06:24,410
‫آره. می‌تونم.

105
00:06:24,450 --> 00:06:26,830
‫به من هیچ ربطی نداره، کت.

106
00:06:27,580 --> 00:06:29,710
‫الیوت! هی، وایسا!

107
00:06:29,750 --> 00:06:31,250
‫ببین، باید باهات حرف بزنم.

108
00:06:31,290 --> 00:06:33,170
‫باشه؟ این واقعا مهمه.

109
00:06:33,210 --> 00:06:34,760
‫می‌خوام جیکوب رو ببینم.

110
00:06:34,800 --> 00:06:37,590
‫- کت، ما در موردش حرف زدیم.
‫- ولی من نقشه دارم، ال،

111
00:06:37,630 --> 00:06:40,390
‫و واقعا به کمکت نیاز دارم.

112
00:06:42,310 --> 00:06:43,770
‫خواهش می‌کنم.

113
00:06:45,230 --> 00:06:47,690
‫ترسیدم پیغامم به دستت نرسه.

114
00:06:47,730 --> 00:06:49,270
‫چند روز پیش برات پیغام گذاشتم.

115
00:06:49,310 --> 00:06:51,940
‫- سرم شلوغ بود.
‫- ببین، دل...

116
00:06:51,980 --> 00:06:53,690
‫دوست ندارم بحثش رو پیش بکشم
‫چون می‌دونم

117
00:06:53,730 --> 00:06:55,240
‫چه حسی داری،

118
00:06:55,280 --> 00:06:56,570
‫ولی کارناوال،

119
00:06:56,610 --> 00:06:59,030
‫این واسه اقتصاد شهرمون
‫خیلی خوب بود.

120
00:06:59,070 --> 00:07:01,120
‫باعث می‌شد گردشگرها
‫بیشتر توی شهر موندگار بشن.

121
00:07:01,160 --> 00:07:02,780
‫و...

122
00:07:02,830 --> 00:07:04,540
‫خودت رو یادته؟

123
00:07:04,580 --> 00:07:06,750
‫اون موقع خیلی
‫درگیر کارناوال بودی.

124
00:07:06,790 --> 00:07:08,620
‫رسما خودت ترتیبش رو دادی.

125
00:07:08,670 --> 00:07:10,420
‫و مطمئنا خودت بیشترین پول رو
‫جمع می‌کردی.

126
00:07:13,000 --> 00:07:14,920
‫خیلی خب...

127
00:07:14,960 --> 00:07:18,340
‫با توجه به
‫اتفاقاتی که برات افتاد...

128
00:07:18,380 --> 00:07:20,220
‫می‌دونم نظرت در این رابطه چیه.

129
00:07:20,260 --> 00:07:22,800
‫و من دلم برات می‌سوزه، واقعا می‌گم،
‫ولی...

130
00:07:23,810 --> 00:07:25,310
‫چی می‌خوای بگی؟

131
00:07:25,350 --> 00:07:27,730
‫یه سری از پوسترهام رو
‫همه‌اش پاره می‌کنن.

132
00:07:27,770 --> 00:07:29,020
‫و فکر می‌کنی کار منه؟

133
00:07:29,060 --> 00:07:30,520
‫توی این شهر فقط تویی که

134
00:07:30,560 --> 00:07:33,020
‫حس بدی بهشون داری.

135
00:07:35,650 --> 00:07:38,570
‫اه، دنی... سلام.

136
00:07:38,610 --> 00:07:40,210
‫می‌رم پوسترهای اضافه رو
‫برات بیارم.

137
00:07:40,240 --> 00:07:42,200
‫واقعا شرمنده‌ام مجبوری
‫مدام اونایی که پاره می‌شن رو

138
00:07:42,240 --> 00:07:45,080
‫جایگزین کنی.

139
00:07:50,420 --> 00:07:51,960
‫سلام، دنی.

140
00:07:52,540 --> 00:07:53,710
‫چطوری؟

141
00:07:53,750 --> 00:07:55,380
‫خوب. خوبم.

142
00:07:55,420 --> 00:07:57,510
‫ببین، فقط می‌خوام بدونی،

143
00:07:57,550 --> 00:07:58,880
‫مهم نیست بقیه چی می‌گن،

144
00:07:58,920 --> 00:08:01,090
‫من پوسترها رو پاره نمی‌کنم.

145
00:08:01,130 --> 00:08:02,140
‫تو که منو می‌شناسی.

146
00:08:02,180 --> 00:08:04,100
‫من هرگز همچین کاری نمی‌کنم.

147
00:08:05,390 --> 00:08:06,430
‫ممنون.

148
00:08:07,810 --> 00:08:09,350
‫مراقب خودت باش، عزیزم.

149
00:08:16,110 --> 00:08:18,650
‫خیلی خب، اینا رو
‫کنار هم قرار دادم

150
00:08:18,690 --> 00:08:20,820
‫که از بازه‌ی زمانی‌شون سر در بیارم

151
00:08:20,860 --> 00:08:23,620
‫یه جوابی اینجاست.
‫این رو می‌دونم.

152
00:08:23,660 --> 00:08:25,130
‫خیلی خب، در حال حاضر
‫دو نظریه موجوده.

153
00:08:25,160 --> 00:08:27,830
‫یکی اینکه جیکوب رو بردن،
‫یعنی دزدیدنش.

154
00:08:27,870 --> 00:08:29,720
‫و دوم اینکه از صخره افتاده باشه

155
00:08:29,750 --> 00:08:31,040
‫توی اقیانوس.

156
00:08:31,080 --> 00:08:33,370
‫ولی من باید
‫همه‌ی احتمالات رو درنظر بگیرم،

157
00:08:33,420 --> 00:08:34,830
‫حتی نظریه‌های عجیب و غریب،

158
00:08:34,880 --> 00:08:37,340
‫مثل نظریه "جادوگر سفید".

159
00:08:37,380 --> 00:08:39,460
‫- مسخره‌ست.
‫- می‌دونم،

160
00:08:39,510 --> 00:08:41,760
‫ولی افسانه‌های محلی
‫به یه دلیلی وجود دارن.

161
00:08:41,800 --> 00:08:44,590
‫و معمای دوچرخه‌ی جیکوب هم هست.

162
00:08:44,640 --> 00:08:47,390
‫بریدی من و جیکوب رو
‫به کارناوال رسوند.

163
00:08:47,430 --> 00:08:51,020
‫پس دوچرخه‌اش
‫جلوی ورودی کارناوال چی کار می‌کرد؟

164
00:08:51,060 --> 00:08:52,730
‫هیچ کسی ازش سر درنیاورد.

165
00:08:52,770 --> 00:08:54,600
‫برای همین... من باید این کار رو کنم!

166
00:08:54,650 --> 00:08:56,270
‫ولی نمی‌تونی.

167
00:08:57,020 --> 00:08:58,110
‫چرا؟

168
00:08:58,150 --> 00:08:59,480
‫من روزنامه‌نگارم.

169
00:08:59,530 --> 00:09:01,280
‫مگه نه؟ من تحقیق می‌کنم.

170
00:09:01,320 --> 00:09:02,450
‫دنبال سرنخ می‌رم.

171
00:09:02,490 --> 00:09:05,570
‫- اطلاعات جمع می‌کنم و...
‫- و...؟

172
00:09:05,620 --> 00:09:07,330
‫و از اون اطلاعات استفاده می‌کنم

173
00:09:07,370 --> 00:09:10,250
‫تا جیکوب رو در گذشته نجات بدم. باشه؟

174
00:09:10,290 --> 00:09:12,580
‫به اون روز برمی‌گردم،
‫روز کارناوال.

175
00:09:12,620 --> 00:09:14,420
‫و می‌خوام جلوی هر اتفاقی که

176
00:09:14,460 --> 00:09:15,670
‫برای جیکوب افتاده رو بگیرم.

177
00:09:16,920 --> 00:09:18,710
‫چیه؟ چیه؟ نه! چیه؟

178
00:09:18,750 --> 00:09:20,630
‫چطوری می‌تونی انتظار داشته باشی

179
00:09:20,670 --> 00:09:22,760
‫دقیقا به همون زمان کارناوال برگردی؟

180
00:09:22,800 --> 00:09:24,260
‫دریاچه قوانین خودش رو داره.

181
00:09:24,300 --> 00:09:27,180
‫می‌دونی چیه، شاید دریاچه ازم می‌خواد
‫که جیکوب رو پیدا کنم؟

182
00:09:27,220 --> 00:09:29,760
‫منظورم اینه داره بهم اجازه می‌ده
‫به گذشته سفر کنم.

183
00:09:29,810 --> 00:09:31,850
‫حتما یه دلیلی داره، ال.
‫خودتم این رو می‌دونی.

184
00:09:31,890 --> 00:09:33,480
‫کت، خواهش می‌کنم...

185
00:09:33,520 --> 00:09:36,770
‫فقط اینکه... نمی‌تونه
‫به همین سادگی‌ها باشه!

186
00:09:36,810 --> 00:09:38,480
‫و این...

187
00:09:38,520 --> 00:09:40,570
‫راستش، این طبیعی نیست.

188
00:09:42,530 --> 00:09:45,490
‫فراموش کردنه که طبیعی نیست.

189
00:10:03,840 --> 00:10:06,050
‫چیه؟ چرا اونجوری نگاهم می‌کنی؟

190
00:10:06,090 --> 00:10:08,260
‫بهم بگو چی توی سرته.

191
00:10:08,300 --> 00:10:09,970
‫بابا اینجا بود.

192
00:10:10,010 --> 00:10:11,850
‫شماها خیلی با همدیگه
‫وقت گذروندین.

193
00:10:11,890 --> 00:10:13,980
‫- اوهوم.
‫- خبریه؟

194
00:10:14,020 --> 00:10:16,730
‫نه. نه.
‫هیچ خبری نیست.

195
00:10:16,770 --> 00:10:18,900
‫باشه. الیوت چی؟

196
00:10:18,940 --> 00:10:21,940
‫رقصیدن باهاش هم
‫بخشی از وظایفت به عنوان همراه بود؟

197
00:10:21,980 --> 00:10:24,990
‫فقط داشتیم خوش می‌گذروندیم. باشه؟

198
00:10:25,030 --> 00:10:27,450
‫و یه دقیقه وایسا ببینم،
‫خودت و اسپنسر چی؟

199
00:10:27,490 --> 00:10:30,280
‫شماها هم خیلی با همدیگه
‫وقت گذروندین.

200
00:10:30,330 --> 00:10:33,330
‫توی دنیای "عشق و عاشقیت"

201
00:10:33,370 --> 00:10:35,830
‫خبریه؟

202
00:10:35,870 --> 00:10:38,580
‫عشق و عاشقی؟ نخیر.

203
00:10:38,630 --> 00:10:41,090
‫در این مورد چیزی برای گفتن ندارم.

204
00:10:41,130 --> 00:10:44,550
‫خب، اگه یه وقت خواستی
‫در مورد چیزی حرف بزنی،

205
00:10:44,590 --> 00:10:48,760
‫در مورد هر پسری،
‫می‌تونی باهام حرف بزنی.

206
00:10:48,800 --> 00:10:51,100
‫می‌دونی، قول می‌دم گوش بدم.
‫بدون اینکه قضاوت کنم.

207
00:10:51,140 --> 00:10:53,100
‫اسپنسر دوست‌دختر داره، خب؟

208
00:10:53,140 --> 00:10:54,850
‫بفرما. حالا شد.

209
00:10:54,890 --> 00:10:56,850
‫این شروع خیلی خوبیه.

210
00:10:56,890 --> 00:10:58,730
‫هی. شام تقریبا آماده‌ست.

211
00:10:58,770 --> 00:11:01,860
‫واقعا ممنونم.
‫روز سختی داشتم.

212
00:11:01,900 --> 00:11:04,900
‫- کجا غیبت زد؟
‫- رفتم شهر.

213
00:11:04,940 --> 00:11:08,070
‫مانیکا ناراحته چون یکی داره
‫پوسترهاش رو پاره می‌کنه.

214
00:11:08,110 --> 00:11:09,740
‫باور کن خودمم وسوسه شدم
‫این کار رو کنم.

215
00:11:09,780 --> 00:11:11,780
‫خب، اون رسما منو متهم کرد.

216
00:11:11,820 --> 00:11:13,090
‫باعث شده همه توی شهر
‫فکر کنن که من

217
00:11:13,120 --> 00:11:15,040
‫اون کوفتی‌ها رو پاره کردم.

218
00:11:16,000 --> 00:11:17,960
‫- تو کردی؟
‫- اگه کرده باشی هم حق داری.

219
00:11:18,000 --> 00:11:19,580
‫بهشون دست هم نزدم.

220
00:11:20,330 --> 00:11:23,380
‫بیچاره دنی رو مجبور کرده
‫دوباره اونا رو جایگزین کنه.

221
00:11:23,420 --> 00:11:25,800
‫- اون رو که یادته.
‫- آره. آره، آره.

222
00:11:25,840 --> 00:11:26,970
‫چند باری دیدمش.

223
00:11:27,010 --> 00:11:29,050
‫اون دیگه واسه خودش مرد جوونی شده.

224
00:11:29,090 --> 00:11:31,300
‫سرش توی لاک خودشه.

225
00:11:51,820 --> 00:11:53,530
‫واقعا متاسفیم، کولتون.

226
00:11:53,580 --> 00:11:56,910
‫دنی و جیکوب،
‫اونا بهترین دوست‌های همدیگه بودن.

227
00:11:56,950 --> 00:11:58,830
‫ما می‌بریمش خونه، باشه؟

228
00:11:58,870 --> 00:12:00,580
‫دنی، پیش من بمون.

229
00:12:10,050 --> 00:12:12,680
‫بیا داخل!

230
00:12:15,760 --> 00:12:19,480
‫- منم.
‫- اوه. سلام.

231
00:12:21,440 --> 00:12:23,440
‫ببین، ام...

232
00:12:23,480 --> 00:12:27,610
‫بابت اون شب توی جشن تئاتر
‫واقعا معذرت می‌خوام.

233
00:12:27,650 --> 00:12:29,610
‫غروب پراحساسی بود.

234
00:12:29,650 --> 00:12:32,700
‫تماشای خاموش شدن اون چراغ‌ها
‫برای آخرین بار

235
00:12:32,740 --> 00:12:34,950
‫واقعا قلبم رو به درد آورد.

236
00:12:34,990 --> 00:12:36,530
‫امیدوارم درک کنی.

237
00:12:36,580 --> 00:12:38,450
‫لازم نیست عذرخواهی کنی.

238
00:12:38,490 --> 00:12:40,540
‫برای این نیومدم اینجا.

239
00:12:40,580 --> 00:12:42,500
‫نگران کتم.

240
00:12:45,960 --> 00:12:48,340
‫کاترین! اونجایی؟

241
00:12:54,510 --> 00:12:56,260
‫کاترین؟

242
00:13:00,810 --> 00:13:02,770
‫کاترین؟

243
00:13:25,460 --> 00:13:27,090
‫مامان...

244
00:13:32,630 --> 00:13:33,930
‫این چیه؟

245
00:13:33,970 --> 00:13:35,510
‫هنوزم داری روی اون کتاب کار می‌کنی؟

246
00:13:35,550 --> 00:13:37,470
‫- فکر کردم بی‌خیالش شدی.
‫- بی‌خیالش شدم.

247
00:13:37,510 --> 00:13:39,510
‫چرا؟ این حماقته، کاترین.

248
00:13:39,560 --> 00:13:41,830
‫و بایرن می‌گه هر روز می‌ری دفتر

249
00:13:41,850 --> 00:13:44,060
‫و یه چیزهایی از توی بایگانی
‫برمی‌داری.

250
00:13:44,100 --> 00:13:46,310
‫برنمی‌دارم.
‫فقط قرض گرفتم، مامان.

251
00:13:46,350 --> 00:13:48,270
‫میام خونه دنبالت بگردم

252
00:13:48,310 --> 00:13:50,280
‫که این رو پیدا کنم؟

253
00:13:50,320 --> 00:13:52,860
‫لعنتی، کاترین!
‫فراموشش کن!

254
00:13:52,900 --> 00:13:55,610
‫فکر می‌کنی تلاش نکردم؟

255
00:13:55,660 --> 00:13:57,200
‫ولی این جیکوبه، مامان!

256
00:13:57,240 --> 00:13:59,030
‫نمی‌تونم فراموشش کنم.

257
00:13:59,080 --> 00:14:02,500
‫و اینجا نمی‌ذاره فراموشش کنم.

258
00:14:02,540 --> 00:14:05,960
‫من تمام این مقالات
‫و مصاحبه‌ها رو

259
00:14:06,000 --> 00:14:08,500
‫بارها و بارها خوندم و مطمئنم

260
00:14:08,540 --> 00:14:11,170
‫یه چیزی این وسط جا مونده.

261
00:14:11,210 --> 00:14:13,340
‫و بعدش تو حرف دنی سایر رو پیش کشیدی.

262
00:14:13,380 --> 00:14:15,150
‫مگه یادت نمیاد
‫بعد از اینکه جیکوب ناپدید شد

263
00:14:15,170 --> 00:14:18,050
‫- چقدر داغون شد؟
‫- بایدم می‌شد!

264
00:14:18,090 --> 00:14:19,800
‫کدوم پسر هشت ساله‌ای نمی‌شه؟

265
00:14:19,850 --> 00:14:22,770
‫بهترین دوستش یهو ناپدید شده.

266
00:14:22,810 --> 00:14:24,980
‫درسته. ولی بعدش
‫پلیس ازش بازجویی کرد

267
00:14:25,020 --> 00:14:27,150
‫و اون همه‌اش حرفش رو عوض می‌کرد.

268
00:14:27,190 --> 00:14:28,480
‫واسه همین... ببین، دقیقا همینجا.

269
00:14:28,520 --> 00:14:31,150
‫اون گزارش پلیسه.
‫نباید دست تو باشه!

270
00:14:31,190 --> 00:14:32,690
‫کارت خبرنگاری به همین درد می‌خوره.

271
00:14:32,730 --> 00:14:36,780
‫ببین، و بعدش... دنی
‫مدام داستان رو عوض کرده.

272
00:14:36,820 --> 00:14:39,160
‫درسته، پس...
‫اول به پلیس گفته

273
00:14:39,200 --> 00:14:40,910
‫اصلا اونجا نبوده.

274
00:14:40,950 --> 00:14:42,580
‫و بعدش به خبرنگار گفته که...

275
00:14:42,620 --> 00:14:44,540
‫اون شوکه شده بود.

276
00:14:44,580 --> 00:14:46,120
‫- شوکه شده بود!
‫- آره، ولی به نظرم

277
00:14:46,160 --> 00:14:47,920
‫قضیه بیشتر از این حرف‌هاست.

278
00:14:47,960 --> 00:14:50,590
‫حتما بیشتر از این حرف‌هاست.

279
00:14:51,210 --> 00:14:52,880
‫می‌خوام برم با دنی حرف بزنم.

280
00:14:52,920 --> 00:14:54,340
‫اون مرد بیچاره رو به حال خودش بذار.

281
00:14:54,380 --> 00:14:57,590
‫اون هشت سالش بود.
‫آخه چی ممکنه یادش باشه؟

282
00:14:57,630 --> 00:14:59,510
‫اینش رو قراره بفهمم.

283
00:14:59,550 --> 00:15:01,110
‫خب، اگه می‌خوای بری
‫دنی رو ببینی،

284
00:15:01,140 --> 00:15:03,680
‫- منم باهات میام.
‫- چی؟ نه. نه، نه.

285
00:15:03,720 --> 00:15:05,600
‫فکر نکنم ایده‌ی خوبی باشه.

286
00:15:05,640 --> 00:15:08,000
‫برام مهم نیست چه فکری می‌کنی.
‫من از تو بهتر می‌شناسمش.

287
00:15:08,020 --> 00:15:09,690
‫اون زودرنجه.

288
00:15:09,730 --> 00:15:12,020
‫احتمالا با توپ پر می‌خوای برای سراغش

289
00:15:12,070 --> 00:15:13,860
‫و سوالات آزاردهنده و بی‌رحمانه‌ای
‫ازش بپرسی.

290
00:15:13,900 --> 00:15:16,030
‫"آزاردهنده و بی‌رحمانه"؟

291
00:15:16,070 --> 00:15:18,780
‫فکر می‌کنی کار یه روزنامه‌نگار اینه؟

292
00:15:18,820 --> 00:15:20,450
‫شاید.

293
00:15:20,490 --> 00:15:23,030
‫شایدم نه، ولی مطمئنم
‫تو این کار رو می‌کنی.

294
00:15:29,330 --> 00:15:31,290
‫خوشحالم که می‌بینم برگشتی.

295
00:15:31,330 --> 00:15:33,800
‫ولی... نیک رو ندیدی؟

296
00:15:33,840 --> 00:15:34,960
‫نه.

297
00:15:35,000 --> 00:15:37,170
‫هنوزم "غیرقابل اعتماد"ئه، هان؟

298
00:15:37,220 --> 00:15:39,550
‫ای بابا، شما دو تا خیلی به همدیگه میومدین.

299
00:15:39,590 --> 00:15:41,760
‫اگه قرار باشه کسی غیرقابل اعتماد باشه،
‫اون تویی!

300
00:15:41,800 --> 00:15:43,510
‫چی؟ نه، من غیرقابل اعتماد نیستم!

301
00:15:43,560 --> 00:15:46,060
‫و من تازه...
‫کنار ساحل دیدمش، یادته؟

302
00:15:46,100 --> 00:15:48,020
‫آلیس. اون واسه یه ماه پیش بود.

303
00:15:48,060 --> 00:15:50,480
‫- یه ماه؟!
‫- بله. یه ماه.

304
00:15:50,520 --> 00:15:53,020
‫گفتی زودی برمی‌گردی.

305
00:15:53,060 --> 00:15:54,650
‫تعریف جالبی از کلمات داری.

306
00:15:54,690 --> 00:15:57,610
‫خیلی خب، ام... معذرت می‌خوام.
‫گیج شدم.

307
00:15:57,650 --> 00:16:00,530
‫اشکال نداره. بریدی سعی داره
‫واسه کارناوال پاییزی بیاد.

308
00:16:00,570 --> 00:16:03,240
‫- تو هم باهامون بیا.
‫- وایسا... کارناوال؟

309
00:16:03,280 --> 00:16:05,160
‫- کِی هست؟
‫- همین آخر هفته.

310
00:16:05,200 --> 00:16:06,760
‫بابا بالاخره قایق رو انداخت
‫توی آب،

311
00:16:06,790 --> 00:16:09,710
‫واسه همین قراره همگی با قایق بریم
‫و آتیش‌بازی رو تماشا کنیم.

312
00:16:09,750 --> 00:16:11,920
‫آره، ام...

313
00:16:11,960 --> 00:16:13,540
‫خیلی خب، باید برم.

314
00:16:14,250 --> 00:16:17,420
‫جدی؟ الان؟ چرا؟

315
00:16:18,300 --> 00:16:20,800
‫کارناوال همین آخر هفته‌ست، الیوت!

316
00:16:20,840 --> 00:16:22,590
‫باید اینجا باشم.

317
00:16:22,640 --> 00:16:24,010
‫ولی جفت‌مون می‌دونیم که نمی‌تونم بمونم.

318
00:16:24,050 --> 00:16:25,760
‫باید برگردم.
‫چاره‌ای ندارم!

319
00:16:25,810 --> 00:16:27,100
‫خیلی خب. پس همین کار رو کن.

320
00:16:27,140 --> 00:16:29,270
‫حالا مگه چی می‌شه
‫کارناوال رو نیای؟

321
00:16:29,310 --> 00:16:31,190
‫الکی شلوغش کردن!
‫به هر حال چیز مزخرفیه.

322
00:16:31,230 --> 00:16:32,690
‫الیوت، خواهش می‌کنم! باشه...

323
00:16:32,730 --> 00:16:34,520
‫اگه موفق نشدم
‫به موقع برگردم،

324
00:16:34,560 --> 00:16:36,270
‫بهم قول بده مراقب جیکوب باشی!

325
00:16:36,320 --> 00:16:37,980
‫باشه؟ لطفا!

326
00:16:38,030 --> 00:16:39,440
‫چرا؟

327
00:16:39,490 --> 00:16:41,700
‫قضیه پیچیده‌ست. باشه؟
‫ولی فقط بهم قول بده.

328
00:16:41,740 --> 00:16:44,120
‫بهم قول بده هر اتفاقی هم بیفته،

329
00:16:44,160 --> 00:16:45,740
‫تحت هر شرایطی،

330
00:16:45,780 --> 00:16:47,550
‫نمی‌ذاری جیکوب توی کارناوال
‫یه لحظه هم از چشمت دور بشه،

331
00:16:47,580 --> 00:16:50,330
‫تا من برسم اونجا.
‫البته اگه برسم.

332
00:16:50,370 --> 00:16:52,330
‫باشه. قول می‌دم.

333
00:16:52,370 --> 00:16:54,420
‫باشه. ممنونم.

334
00:17:03,180 --> 00:17:05,140
‫معذرت می‌خوام، فکرش رو نمی‌کردم
‫کسی بیاد.

335
00:17:05,180 --> 00:17:06,890
‫اوه، نه. خیلی هم خوبه.

336
00:17:06,930 --> 00:17:09,850
‫خوبه که بعد از بازنشستگی پدر و مادرت

337
00:17:09,890 --> 00:17:12,690
‫توی خونه‌ی خانوادگی‌تون موندی.
‫حالشون چطوره؟

338
00:17:12,730 --> 00:17:15,860
‫خوبن. عاشق فلوریدان.

339
00:17:16,940 --> 00:17:19,400
‫خب، دنی...

340
00:17:19,440 --> 00:17:22,950
‫ممنونم که قبول کردی منو ببینی.
‫ام... ما رو.

341
00:17:22,990 --> 00:17:27,080
‫خواستم در مورد اتفاقی که افتاده
‫حرف بزنیم،

342
00:17:27,120 --> 00:17:29,700
‫در مورد اون روزی که
‫جیکوب ناپدید شد.

343
00:17:29,740 --> 00:17:33,620
‫می‌دونم حافظه می‌تونه
‫چیز عجیب و غریبی باشه.

344
00:17:33,670 --> 00:17:37,670
‫و درک می‌کنیم اگه نخوای
‫به گذشته فکر کنی.

345
00:17:37,710 --> 00:17:41,170
‫ولی ممنون می‌شم
‫یه چیزهایی رو برام روشن کنی.

346
00:17:41,210 --> 00:17:43,130
‫من الان توی دفتر روزنامه کار می‌کنم.

347
00:17:43,170 --> 00:17:46,140
‫برای همین به بایگانی‌ها دسترسی دارم.

348
00:17:46,180 --> 00:17:49,510
‫و گزارشات پلیس و مقالات زیادی

349
00:17:49,560 --> 00:17:51,720
‫از اون موقع خوندم

350
00:17:51,770 --> 00:17:56,440
‫و متوجه شدم تو داستانت رو
‫زیاد عوض کردی.

351
00:17:56,480 --> 00:17:59,520
‫که البته قابل درکه.
‫تو هشت سالت بود.

352
00:18:01,280 --> 00:18:03,400
‫وقتی پلیس برای اولین بار
‫باهات مصاحبه کرد،

353
00:18:03,440 --> 00:18:06,360
‫گفته بودی اون روز
‫به کارناوال نرفته بودی.

354
00:18:06,410 --> 00:18:08,030
‫ولی بعدش، توی یه مصاحبه‌ی دیگه،

355
00:18:08,070 --> 00:18:10,790
‫گفتی اونجا بودی،
‫ولی جیکوب رو ندیدی.

356
00:18:11,700 --> 00:18:15,500
‫ولی شاهدینی بودن که
‫شما دو تا رو با همدیگه دیدن.

357
00:18:15,540 --> 00:18:17,630
‫یکی گفته داشتین با همدیگه دعوا می‌کردین.

358
00:18:17,670 --> 00:18:19,460
‫اون یکی قسم خورده که

359
00:18:19,500 --> 00:18:22,010
‫دیده تو دزدکی
‫وارد یکی از وسایل‌های بازی شدی.

360
00:18:22,050 --> 00:18:25,930
‫می‌تونی بهم بگی حقیقت چیه؟

361
00:18:27,140 --> 00:18:30,430
‫بهش فرصت بده فکر کنه.
‫قضیه واسه خیلی وقت پیشه.

362
00:18:30,470 --> 00:18:34,520
‫مامان، به نظرم شاید بهتر باشه...
‫تنها با دنی صحبت کنم.

363
00:18:34,560 --> 00:18:38,100
‫اگه مشکلی نداری،
‫واقعا ترجیح می‌دم اینجا باشم.

364
00:18:38,150 --> 00:18:40,480
‫شرمنده، ولی مشکل دارم.

365
00:18:40,520 --> 00:18:43,780
‫نمی‌تونم... از شرش خلاص بشم.

366
00:18:43,820 --> 00:18:46,070
‫خوابش رو می‌بینم.

367
00:18:46,110 --> 00:18:47,990
‫و مطمئنم در قبال احساسی که

368
00:18:48,030 --> 00:18:50,700
‫تو و دل دارین،
‫احساس من هیچی نیست.

369
00:18:54,410 --> 00:18:56,210
‫اون همه آدم
‫ازم سوال می‌پرسیدن،

370
00:18:56,250 --> 00:18:59,460
‫خصوصا پلیس،
‫اونا باعث شدن بترسم.

371
00:18:59,500 --> 00:19:02,090
‫و می‌دونم که حقیقت رو نگفتم.

372
00:19:02,130 --> 00:19:03,500
‫نتونستم.

373
00:19:03,550 --> 00:19:06,420
‫- چرا؟
‫- پدر و مادرم...

374
00:19:06,470 --> 00:19:08,760
‫نخواستم بفهمن رفتم کارناوال.

375
00:19:08,800 --> 00:19:11,350
‫نخواستم توی دردسر بیفتم.

376
00:19:11,390 --> 00:19:13,770
‫چرا توی دردسر می‌افتادی؟

377
00:19:13,810 --> 00:19:16,600
‫چون بهم گفته بودن حق ندارم برم.

378
00:19:17,770 --> 00:19:20,730
‫چون کارهای خونه رو انجام نداده بودم،
‫اینجوری تنبیهم کردن.

379
00:19:21,480 --> 00:19:23,780
‫بعدش توی همه‌ی روزنامه‌ها پخش شد.

380
00:19:24,780 --> 00:19:27,900
‫همه‌ی این آدم‌ها می‌گفتن
‫که منو اونجا دیدن

381
00:19:27,950 --> 00:19:31,160
‫و پدر و مادرم روزنامه رو خوندن
‫و به هر حال فهمیدن.

382
00:19:34,040 --> 00:19:35,540
‫رفتم کارناوال

383
00:19:35,580 --> 00:19:37,500
‫چون می‌دونستم جیک اونجاست.

384
00:19:38,670 --> 00:19:40,710
‫کل خانواده‌تون اونجا بودن.

385
00:19:42,420 --> 00:19:44,550
‫وقتی پیداش کردم،
‫دیدم یه جایزه برده.

386
00:19:44,590 --> 00:19:46,840
‫یه سگ عروسکی گنده.

387
00:19:50,010 --> 00:19:52,180
‫ما داشتیم خوش می‌گذروندیم.
‫مثل همیشه.

388
00:19:52,220 --> 00:19:56,720
‫منم دنبالش کردم و سگه رو گرفتم
‫و بعدش فرار کردم.

389
00:19:57,350 --> 00:20:00,190
‫سر از لبه‌ی صخره درآوردیم.

390
00:20:02,940 --> 00:20:05,280
‫جیکوب سعی کرد پسش بگیره.
‫ولی من...

391
00:20:06,940 --> 00:20:09,860
‫پرتش کردم لبه‌ی صخره
‫و افتاد توی اقیانوس.

392
00:20:13,410 --> 00:20:17,750
‫شوخی مسخره‌ای بود.
‫ولی اون خیلی عصبانی شد.

393
00:20:20,080 --> 00:20:22,540
‫گفت می‌خواد بره لبه‌ی صخره
‫و بیارتش.

394
00:20:22,580 --> 00:20:25,630
‫من حرفش رو باور نکردم.
‫واسه همین گفتم اگه جرأتش رو داره بره.

395
00:20:29,050 --> 00:20:31,380
‫و بعدش، فکر کردم
‫ماشین پدر و مادرم رو دیدم.

396
00:20:31,430 --> 00:20:33,010
‫و ترسیدم.

397
00:20:33,050 --> 00:20:35,720
‫ترسیدم بفهمن که من اونجا بودم.

398
00:20:35,760 --> 00:20:37,140
‫واسه همین فرار کردم.

399
00:20:42,310 --> 00:20:44,310
‫بالای صخره ولش کردم.

400
00:20:44,360 --> 00:20:46,610
‫و اون آخرین باری بود که دیدمش.

401
00:20:54,120 --> 00:20:56,160
‫این همه سال
‫می‌تونستیم جلوتر از این حرف‌ها

402
00:20:56,200 --> 00:20:58,910
‫جای درستی رو بگردیم.

403
00:21:12,590 --> 00:21:16,220
‫ممنونم... که انقدر روراست بودی.

404
00:21:16,260 --> 00:21:18,560
‫از صمیم قلبم ازت ممنونم.

405
00:21:18,600 --> 00:21:21,230
‫باید کنارش می‌موندم.

406
00:21:21,270 --> 00:21:24,150
‫احتمالا از صخره رفته پایین.
‫احتمالا پاش لیز خورده و غرق شده،

407
00:21:24,190 --> 00:21:25,980
‫و همه‌اش تقصیر منه!

408
00:21:26,020 --> 00:21:29,230
‫نه، دنی. ما هرگز نمی‌فهمیم
‫چه اتفاقی افتاده.

409
00:21:29,280 --> 00:21:30,900
‫ولی دیگه کاریه که شده.

410
00:21:30,940 --> 00:21:34,610
‫نباید بذاری عذاب وجدان
‫زندگیت رو کنترل کنه.

411
00:21:34,660 --> 00:21:36,660
‫دیگه باید فراموش کنیم.

412
00:21:37,490 --> 00:21:39,120
‫با همدیگه.

413
00:22:01,640 --> 00:22:03,520
‫خیلی خب، پس فهمیدیم چه اتفاقی افتاده.

414
00:22:03,560 --> 00:22:06,600
‫من باید برگردم.
‫باید اونجا باشم.

415
00:22:06,650 --> 00:22:09,440
‫فرصت دارم دوباره این صحنه رو زندگی کنم

416
00:22:09,480 --> 00:22:10,820
‫و شاید بتونم اوضاع رو تغییر بدم.

417
00:22:10,860 --> 00:22:12,780
‫من با آلیس تجربه‌اش کردم.

418
00:22:12,820 --> 00:22:15,450
‫- و اونم سعی خودش رو کرد.
‫- واقعا؟

419
00:22:15,490 --> 00:22:16,990
‫آره. ولی جواب نداد.

420
00:22:17,030 --> 00:22:19,120
‫چون چیزی که اتفاق افتاده
‫همیشه اتفاق می‌افته.

421
00:22:19,160 --> 00:22:21,370
‫خیلی خب، ولی شاید من استثنا باشم، درسته؟

422
00:22:21,410 --> 00:22:22,790
‫یه عامل جدید.

423
00:22:22,830 --> 00:22:26,080
‫ببین، کت،
‫منم می‌خوام حق با تو باشه.

424
00:22:26,120 --> 00:22:27,790
‫باشه، پس ال،
‫خواهش می‌کنم.

425
00:22:28,590 --> 00:22:30,710
‫وانمود کن حق با منه.

426
00:22:32,260 --> 00:22:34,470
‫باشه.

427
00:22:34,510 --> 00:22:36,800
‫خب، جفت‌مون می‌دونیم

428
00:22:36,840 --> 00:22:39,300
‫روزی که جیکوب ناپدید شد،
‫آلیس اونجا بود.

429
00:22:40,100 --> 00:22:42,470
‫توی سال 1999،
‫وقت‌هایی که میومد رو ثبت می‌کردم.

430
00:22:42,520 --> 00:22:44,100
‫حالا که توی این قسمت از ماجرام،

431
00:22:44,140 --> 00:22:45,940
‫دارم همه‌شون رو چک می‌کنم.

432
00:22:45,980 --> 00:22:47,900
‫خیلی خب.
‫پس آلیس الان کجاست؟

433
00:22:47,940 --> 00:22:50,520
‫می‌خواد برای
‫کارناوال پاییزی بیاد.

434
00:22:50,570 --> 00:22:52,940
‫راستش الانم اونجاست.

435
00:22:55,700 --> 00:22:57,860
‫فقط الکی امیدوار نشو!

436
00:23:11,790 --> 00:23:13,670
‫من، جیکوب، بریدی...

437
00:23:13,710 --> 00:23:15,230
‫باید اون بیرون دنبالش بگردیم.

438
00:23:26,390 --> 00:23:27,890
‫الیوت!

439
00:23:28,690 --> 00:23:30,270
‫همین الان اونجا بودی و دوباره،
‫برگشتی؟

440
00:23:30,310 --> 00:23:31,980
‫کِی بود؟ چه ماهی؟

441
00:23:32,020 --> 00:23:34,360
‫زمان یه ماه به جلو اومده، الیوت.
‫یه ماه!

442
00:23:34,400 --> 00:23:35,990
‫کارناوال همین آخر هفته‌ست!

443
00:23:36,030 --> 00:23:37,610
‫- همین آخر هفته...
‫- باید برگردم.

444
00:23:37,650 --> 00:23:39,030
‫فقط باید بدونم کِی باید برم.

445
00:23:39,070 --> 00:23:42,080
‫اون موقع بهت گفتم
‫حسابی حواست به جیکوب باشه

446
00:23:42,120 --> 00:23:43,120
‫تا من برگردم.

447
00:23:43,160 --> 00:23:44,700
‫ولی بعدش
‫بازم اون ناپدید شد. چرا؟

448
00:23:44,740 --> 00:23:46,060
‫اگه بدونم بار اول
‫چه اتفاقی افتاده،

449
00:23:46,080 --> 00:23:47,710
‫این دفعه می‌تونم درستش کنم.

450
00:23:47,750 --> 00:23:49,140
‫فقط بهم بگو اون روز
‫چه اتفاقی افتاد!

451
00:23:49,170 --> 00:23:50,890
‫خیلی خب. من قرار بود
‫با مامانت، جیکوب

452
00:23:50,920 --> 00:23:52,170
‫و بریدی با همدیگه بریم کارناوال.

453
00:23:52,210 --> 00:23:54,050
‫و بعدش، دقیقه آخری
‫بریدی منو قال گذاشت.

454
00:23:54,090 --> 00:23:56,880
‫و بعدش تو سر و کله‌ات پیدا شد.
‫جفت‌مون دیر کرده بودیم.

455
00:23:56,920 --> 00:23:58,340
‫وقتی رسیدیم کارناوال،

456
00:23:58,380 --> 00:23:59,880
‫جیکوب دیگه گم شده بود.

457
00:23:59,930 --> 00:24:01,430
‫اتفاقی که افتاده
‫همیشه می‌افته.

458
00:24:01,470 --> 00:24:02,890
‫همه‌اش این رو می‌گی، ولی...

459
00:24:02,930 --> 00:24:04,390
‫این یعنی تو همیشه دیر می‌کنی.

460
00:24:05,970 --> 00:24:07,600
‫همین الانشم شروع شده، آلیس.

461
00:24:07,640 --> 00:24:09,140
‫- تو از کجا می‌دونی؟
‫- می‌دونم دیگه.

462
00:24:09,190 --> 00:24:11,940
‫- پس برگردم؟
‫- آره، برو! همین الان!

463
00:24:28,750 --> 00:24:33,290
‫من بودم. من اینجا بودم.
‫من همیشه اینجا بودم.

464
00:24:47,990 --> 00:24:48,990
‫الیوت!

465
00:24:50,020 --> 00:24:51,020
‫اونا بدون من رفتن!

466
00:24:51,020 --> 00:24:52,730
‫می‌دونم بهم گفتی
‫حواسم به جیکوب باشه،

467
00:24:52,770 --> 00:24:54,370
‫ولی اون با کت و بریدی رفته،
‫پس...

468
00:24:54,400 --> 00:24:56,860
‫پس من دیر کردم،
‫همون‌جوری که گفتی.

469
00:24:56,900 --> 00:24:58,290
‫چی داری می‌گی؟
‫تو دیر نکردی.

470
00:24:58,320 --> 00:25:00,050
‫- تقصیر اون بریدی احمق بود.
‫- ولش کن، ولش کن.

471
00:25:00,070 --> 00:25:01,780
‫- هنوز می‌تونیم تغییرش بدیم!
‫- چی رو تغییر بدیم؟

472
00:25:01,820 --> 00:25:03,320
‫جیکوب توی کارناوال ناپدید می‌شه.

473
00:25:03,360 --> 00:25:05,240
‫یکی اون رو می‌بره
‫یا یه اتفاقی می‌افته،

474
00:25:05,280 --> 00:25:07,040
‫ولی اون دیگه هرگز برنمی‌گرده،
‫هرگز، می‌فهمی؟!

475
00:25:07,080 --> 00:25:08,830
‫باید همین الان یه کاری کنیم!

476
00:25:08,870 --> 00:25:10,960
‫داری می‌گی دیگه هرگز
‫کسی اون رو نمی‌بینه؟

477
00:25:11,000 --> 00:25:13,540
‫- دارم همین رو می‌گم!
‫- چرا بهم نگفتی؟

478
00:25:13,580 --> 00:25:15,590
‫زود باش!

479
00:25:16,750 --> 00:25:18,170
‫بجنب!

480
00:25:18,200 --> 00:25:19,200
‫باشه!

481
00:25:25,930 --> 00:25:29,220
‫و ایناهاش، دوستان!

482
00:25:29,270 --> 00:25:32,060
‫دوباره به اعماق دریا بفرستیمش؟

483
00:25:32,100 --> 00:25:35,270
‫- حالا نوبت کیه؟
‫- اه، بی‌خیال دل! رحم داشته باش!

484
00:25:35,310 --> 00:25:37,770
‫شرمنده، عزیزم!
‫برو که رفتیم!

485
00:25:37,820 --> 00:25:40,280
‫- نمی‌تونه بزنه.
‫- یوهوو!

486
00:25:47,660 --> 00:25:50,160
‫هر دفعه جایزه ببرین!
‫بیاین جلو!

487
00:25:50,200 --> 00:25:52,060
‫جیکوب! وایسا! قراره بریم
‫چرخ‌وفلک سوار بشیم!

488
00:25:52,080 --> 00:25:54,710
‫همونی که دوست داری!
‫می‌خوام اول جایزه ببرم!

489
00:26:14,850 --> 00:26:16,440
‫خیلی خب، جایزه هم بُردی.

490
00:26:16,460 --> 00:26:17,560
‫بله که بردم.

491
00:26:25,860 --> 00:26:27,530
‫یادت باشه محکم سر جات بشینی.

492
00:26:27,570 --> 00:26:28,830
‫چیزیم نمی‌شه.

493
00:26:28,870 --> 00:26:30,080
‫می‌تونم کنارت بشینم.

494
00:26:30,120 --> 00:26:32,830
‫من هشت سالمه.
‫می‌خوام تنهایی سوار بشم.

495
00:26:32,870 --> 00:26:34,140
‫حله، رفیق.
‫وقتی پیاده شدی

496
00:26:34,160 --> 00:26:36,120
‫- همینجا منتظرمون بمون. باشه؟
‫- باشه.

497
00:26:36,150 --> 00:26:37,150
‫خوش بگذره!

498
00:26:42,340 --> 00:26:46,010
‫بعدی نوبت ماست!
‫پفیلات نیفته.

499
00:27:20,540 --> 00:27:21,790
‫نه!

500
00:27:26,880 --> 00:27:29,680
‫کت! کت، سگم!

501
00:27:33,720 --> 00:27:35,680
‫کت، سگم از دستم افتاد!

502
00:27:36,790 --> 00:27:38,460
‫کت!

503
00:27:56,540 --> 00:27:57,750
‫جیکوب!

504
00:28:20,440 --> 00:28:22,560
‫اون کجاست؟
‫بهش گفتم منتظرمون بمونه!

505
00:28:22,610 --> 00:28:24,320
‫احتمالا مونده یه دور دیگه سوار بشه.

506
00:28:24,360 --> 00:28:25,320
‫من همیشه این کار رو می‌کردم.

507
00:28:25,360 --> 00:28:26,570
‫می‌مونیم وایسه

508
00:28:26,610 --> 00:28:28,110
‫و مردم پیاده بشن.

509
00:28:33,240 --> 00:28:35,240
‫جیکوب؟ تو کجایی؟

510
00:28:35,290 --> 00:28:36,740
‫جیکوب!

511
00:28:44,960 --> 00:28:46,420
‫هی! چی شده؟
‫چه اتفاقی افتاده؟

512
00:28:46,460 --> 00:28:48,090
‫نمی‌دونم جیکوب کجاست.

513
00:28:48,130 --> 00:28:49,840
‫اون اینجا بود.
‫و الان غیبش زده.

514
00:28:49,880 --> 00:28:51,050
‫چطوری تونستی ولم کنی؟!

515
00:28:51,090 --> 00:28:53,430
‫برنامه داشتیم!
‫قرار بود با همدیگه بیایم!

516
00:28:53,470 --> 00:28:55,430
‫اصلا می‌دونی چی کار کردی؟!

517
00:28:55,470 --> 00:28:57,240
‫هی، هی! کوتاه بیا، رفیق.
‫تو جا موندی.

518
00:28:57,270 --> 00:28:59,180
‫خب که چی؟ چیزی نشده که.

519
00:28:59,230 --> 00:29:00,940
‫شاید برگشته پیش مامان و بابام.

520
00:29:00,980 --> 00:29:02,900
‫بریم!

521
00:29:02,920 --> 00:29:04,920
‫یالا! بیاین بریم!

522
00:29:28,050 --> 00:29:31,260
‫آخرین فرصته، دوستان!
‫برای امر خیره.

523
00:29:31,300 --> 00:29:33,130
‫اینجا نیست. بچه‌ها، اینجا هم نیست.

524
00:29:33,180 --> 00:29:34,800
‫پس بیاین دنبالش بگردیم.

525
00:29:42,850 --> 00:29:45,900
‫سلام، جیک. مگه بچه‌ای که هنوزم
‫عروسک دستت می‌گیری؟

526
00:29:45,940 --> 00:29:49,400
‫- پسش بده، مال منه!
‫- نمی‌دم.

527
00:29:53,990 --> 00:29:55,990
‫دست بردار، دنی!

528
00:29:56,030 --> 00:29:58,160
‫هاها! نمی‌تونی منو بگیری!

529
00:29:58,200 --> 00:30:00,290
‫اگه جرأتش رو داری،
‫برو توی جنگل تسخیر شده!

530
00:30:00,330 --> 00:30:02,260
‫هی، هی! بچه‌ها، وایسین!

531
00:30:08,500 --> 00:30:09,600
‫ببخشید، ببخشید!

532
00:30:09,630 --> 00:30:11,420
‫هی! هی، هی! خانم!

533
00:30:23,060 --> 00:30:24,810
‫جیکوب!

534
00:30:24,850 --> 00:30:26,650
‫اینجایی؟

535
00:30:29,020 --> 00:30:30,190
‫نمی‌دونم چی کار کنم!

536
00:30:30,230 --> 00:30:31,420
‫ببین، باید به پدر و مادرت بگیم.

537
00:30:31,440 --> 00:30:33,150
‫زوده بخوایم الان بقیه رو دلواپس کنیم.

538
00:30:33,190 --> 00:30:35,660
‫نه، کت، به حرفم گوش کن.
‫لطفا به پدر و مادرت بگو.

539
00:30:35,700 --> 00:30:37,320
‫- چرا الان نگرانشون کنیم؟
‫- حق با اونه.

540
00:30:37,370 --> 00:30:39,200
‫جیکوب یه جایی همین جاهاست.
‫بیاین تقسیم بشیم.

541
00:30:39,240 --> 00:30:41,580
‫یکی‌مون حتما پیداش می‌کنه.

542
00:30:43,580 --> 00:30:46,210
‫ببخشید. من دنبال
‫داداش کوچیکه‌ی دوستم می‌گردم.

543
00:30:46,250 --> 00:30:48,750
‫- قدرش انقدره.
‫- اوه، آره، دیدیمش.

544
00:30:48,790 --> 00:30:50,590
‫بدون اینکه پول بده
‫با رفیقش رفت داخل.

545
00:30:50,630 --> 00:30:52,420
‫- بچه فضول.
‫- امروز سه‌تا در رفتن.

546
00:30:52,460 --> 00:30:53,340
‫ممنون.

547
00:30:53,380 --> 00:30:55,340
‫- هی، هی!
‫- چی...

548
00:30:56,090 --> 00:30:57,890
‫و شدن چهارتا.

549
00:31:01,260 --> 00:31:03,930
‫جیکوب، صدام رو می‌شنوی؟
‫منم آلیس!

550
00:31:03,980 --> 00:31:05,560
‫جیکوب!

551
00:31:05,600 --> 00:31:07,020
‫صدام رو می‌شنوی؟

552
00:31:08,060 --> 00:31:09,520
‫جیکوب، منم آلیس!

553
00:31:19,490 --> 00:31:21,280
‫جیکوب؟

554
00:31:30,290 --> 00:31:32,670
‫آروم باش، آروم باش.

555
00:31:32,710 --> 00:31:34,260
‫منظورت چیه جیکوب رو گم کردی؟

556
00:31:34,300 --> 00:31:36,010
‫وقتی از چرخ‌وفلک پیاده شدیم،

557
00:31:36,050 --> 00:31:38,050
‫اون اونجا نبود.
‫ما همه‌جا رو گشتیم.

558
00:31:38,090 --> 00:31:39,800
‫خیلی خب، گوش کنین،
‫تقسیم بشین.

559
00:31:39,840 --> 00:31:42,180
‫شماها از اون سمت برید،
‫ما هم می‌ریم اینور.

560
00:31:42,220 --> 00:31:43,870
‫پسرمون رو ندیدین؟
‫قدش انقدره.

561
00:31:43,890 --> 00:31:44,970
‫هشت سالشه.

562
00:31:45,020 --> 00:31:46,120
‫یه گرمکن آبی تنشه.

563
00:31:46,140 --> 00:31:47,810
‫شلوار جین آبی...

564
00:31:50,100 --> 00:31:51,270
‫جیکوب؟

565
00:31:53,940 --> 00:31:55,440
‫جیکوب؟!

566
00:31:56,820 --> 00:31:58,610
‫باید اینجا باشه.

567
00:32:02,940 --> 00:32:04,980
‫من بالای صخره ولش کردم.

568
00:32:05,020 --> 00:32:07,110
‫و اون آخرین باری بود که دیدمش.

569
00:32:19,380 --> 00:32:21,680
‫خیلی دیر کردم.

570
00:32:36,860 --> 00:32:38,780
‫هی. وایسا!

571
00:32:38,820 --> 00:32:41,030
‫وایسا، صبر کن!

572
00:32:42,700 --> 00:32:44,620
‫جیکوب!

573
00:32:56,460 --> 00:32:58,880
‫- حالت خوبه؟
‫- خوبم.

574
00:32:58,920 --> 00:33:02,010
‫وایسا! من مامانِ آلیسم.

575
00:33:02,050 --> 00:33:05,430
‫آلیس رو که می‌شناسی...
‫دوستِ خواهرت؟

576
00:33:05,470 --> 00:33:07,100
‫من مامانشم.

577
00:33:08,140 --> 00:33:10,600
‫آهان. سلام.

578
00:33:11,810 --> 00:33:13,610
‫سلام.

579
00:33:14,980 --> 00:33:16,520
‫دارم می‌رم خونه.

580
00:33:16,570 --> 00:33:19,990
‫ام... می‌دونی
‫پدر و مادرت کجان؟

581
00:33:20,030 --> 00:33:21,990
‫اونا اینجان، مگه نه؟

582
00:33:22,030 --> 00:33:24,160
‫چطوره بریم پیداشون کنیم؟

583
00:33:24,200 --> 00:33:26,450
‫نه. می‌خوام برم خونه.

584
00:33:26,490 --> 00:33:30,160
‫باشه. خب...
‫اشکالی نداره.

585
00:33:30,210 --> 00:33:34,000
‫اشکالی نداره...
‫منم باهات قدم بزنم؟

586
00:33:36,840 --> 00:33:38,170
‫باشه.

587
00:33:40,670 --> 00:33:42,880
‫بیا ببریمت خونه.

588
00:33:49,100 --> 00:33:50,730
‫کت، برو خونه.

589
00:33:50,770 --> 00:33:52,980
‫- ولی مامان...
‫- برو خونه، شاید جیکوب اونجا باشه.

590
00:33:53,020 --> 00:33:55,480
‫ممکنه یکی از دوست‌هاش
‫اون رو برده باشن خونه.

591
00:33:55,520 --> 00:33:57,650
‫- ولی اگه نبرده باشن چی؟
‫- اگه خونه نبود، منتظرش بمون.

592
00:33:57,690 --> 00:33:59,420
‫ولی می‌خوام اینجا بمونم
‫و دنبالش بگردم.

593
00:33:59,440 --> 00:34:01,240
‫به حرف مامانت گوش کن
‫و برو خونه، کت.

594
00:34:01,280 --> 00:34:03,200
‫بریدی، لطفا ببرش خونه.
‫باشه؟

595
00:34:03,240 --> 00:34:05,070
‫نگران نباش. حق با مامانته.

596
00:34:05,110 --> 00:34:07,330
‫بهتره بری خونه
‫و همونجا منتظرش بمونی. باشه؟

597
00:34:07,370 --> 00:34:09,080
‫- همین حالا.
‫- باشه.

598
00:34:09,120 --> 00:34:11,540
‫باشه. بیا بریم، بریدی.

599
00:34:11,580 --> 00:34:12,790
‫ممنونم عزیزم.

600
00:34:14,580 --> 00:34:17,130
‫باید بگردیم.
‫باید پیداش کنیم.

601
00:34:19,000 --> 00:34:20,170
‫جیکوب!

602
00:34:20,210 --> 00:34:22,170
‫پس، ام...

603
00:34:22,220 --> 00:34:25,340
‫آلیس بهم می‌گه
‫که تو می‌خوای عکاس بشی؟

604
00:34:25,390 --> 00:34:28,640
‫آره.
‫همین الانم کارم حرف نداره.

605
00:34:29,720 --> 00:34:32,180
‫من و کت قراره همکار بشیم.

606
00:34:32,230 --> 00:34:34,350
‫اون خبرنگار معروفی می‌شه

607
00:34:34,390 --> 00:34:36,810
‫و منم همه‌ی عکس‌هاش رو می‌گیرم.

608
00:34:36,850 --> 00:34:40,230
‫اوه، چه نقشه‌ی فوق‌العاده‌ای.

609
00:34:41,280 --> 00:34:42,860
‫می‌دونی، آلیس اینم بهم گفته که

610
00:34:42,900 --> 00:34:48,240
‫خواهرت خیلی خیلی دوستت داره.

611
00:34:49,410 --> 00:34:52,700
‫مطمئنم تو بهترین
‫رفیق کت هستی، هان؟

612
00:34:52,750 --> 00:34:55,710
‫- آره، بله که هستم.
‫- آره.

613
00:34:55,750 --> 00:34:58,960
‫و می‌دونی چیه،
‫به نظرم همیشه بهترین رفیقش می‌مونی، جیکوب.

614
00:34:59,000 --> 00:35:01,250
‫راستش، من این رو می‌دونم.

615
00:35:06,630 --> 00:35:08,510
‫خیلی خب. رسیدیم.

616
00:35:08,550 --> 00:35:12,850
‫و خواهرت هم خونه‌ست.

617
00:35:12,890 --> 00:35:17,150
‫پس به نظرم...
‫به نظرم دیگه در امانی.

618
00:35:17,190 --> 00:35:20,980
‫می‌دونی چیه؟
‫شاید فردا ببینمت.

619
00:35:21,020 --> 00:35:22,860
‫حتما. تا بعد.

620
00:35:25,570 --> 00:35:27,360
‫خداحافظ تا بعد.

621
00:35:44,800 --> 00:35:47,470
‫خب، همونطور که همه‌تون می‌دونین،
‫واگن چیپ والی مال منه.

622
00:35:47,510 --> 00:35:49,340
‫43 ساله که برقراره.

623
00:35:49,390 --> 00:35:53,600
‫از اینکه پورت هیون موقع پاییز
‫تبدیل به شهر ارواح می‌شه خسته شدم.

624
00:35:53,640 --> 00:35:57,600
‫برای همین نیازه کارناوال رو برگردونیم.

625
00:35:57,640 --> 00:35:59,980
‫اینم از رأی من.

626
00:36:00,900 --> 00:36:03,110
‫کس دیگه‌ای دوست داره صحبت کنه؟

627
00:36:12,630 --> 00:36:13,790
‫جیکوب؟

628
00:36:13,830 --> 00:36:15,790
‫جیکوب!

629
00:36:20,750 --> 00:36:22,710
‫باید یه چیزی بگم.

630
00:36:22,750 --> 00:36:24,060
‫البته که چیزی برای گفتن دارم.

631
00:36:24,090 --> 00:36:25,550
‫کِی بوده که
‫حرفی برای گفتن نداشته باشم؟

632
00:36:27,510 --> 00:36:28,930
‫جیکوب؟

633
00:36:30,550 --> 00:36:32,470
‫جیکوب!

634
00:36:32,510 --> 00:36:34,310
‫متوجه هستم که این شهر
‫از اون روز در سال 1999

635
00:36:34,350 --> 00:36:36,600
‫چه چیزهایی رو پشت سر گذاشته.

636
00:36:36,640 --> 00:36:38,940
‫الان بیشتر از هر وقتی می‌دونم

637
00:36:38,980 --> 00:36:41,730
‫که من ناپدید شدن جیکوب رو
‫تنهایی به دوش نکشیدم.

638
00:36:41,770 --> 00:36:44,150
‫هیچی عوض نشده؟

639
00:36:45,400 --> 00:36:47,240
‫کل این جمع

640
00:36:47,280 --> 00:36:50,910
‫تحت تاثیر اتفاقی قرار گرفتن
‫که برای خانواده‌ام افتاد.

641
00:36:51,490 --> 00:36:53,780
‫باید این رو اعتراف کنم.

642
00:36:53,830 --> 00:36:57,080
‫و می‌خوام بدونین بابت حمایت‌تون
‫واقعا ازتون ممنونم

643
00:36:57,120 --> 00:36:59,660
‫و همچنان قدردان‌تون هستم.

644
00:37:02,460 --> 00:37:03,880
‫لطفا، لطفا، لطفا...

645
00:37:03,920 --> 00:37:06,710
‫نمی‌دونم بدون شماها
‫باید چی کار می‌کردم.

646
00:37:14,180 --> 00:37:17,680
‫ولی نیازه که التیام پیدا کنیم.
‫نمی‌تونیم توی گذشته غرق بشیم.

647
00:37:17,720 --> 00:37:20,180
‫و نمی‌تونیم گذشته رو تغییر بدیم.

648
00:37:21,020 --> 00:37:23,400
‫باید روی آینده تمرکز کنیم.

649
00:37:24,810 --> 00:37:31,070
‫برای همین پیشنهاد می‌کنم رأی بدیم
‫که کارناوال برگرده.

650
00:37:32,030 --> 00:37:36,330
‫واقعا باور داریم
‫این بهترین انتخابه.

651
00:37:36,370 --> 00:37:39,410
‫شجاعانه‌ترین انتخاب.

652
00:37:40,620 --> 00:37:42,960
‫پس بیاین با همدیگه انجامش بدیم.

653
00:37:49,260 --> 00:37:51,470
‫واقعا کارت عالی بود.

654
00:38:05,980 --> 00:38:07,020
‫جیکوب؟

655
00:38:08,230 --> 00:38:10,110
‫جیک؟

656
00:38:10,150 --> 00:38:11,610
‫هی، رفیق...

657
00:38:11,650 --> 00:38:13,450
‫کولتون!

658
00:38:13,490 --> 00:38:15,530
‫کول، این رو توی ساحل پیدا کردم.

659
00:38:18,790 --> 00:38:21,540
‫طناب رو باز کن.
‫طناب رو باز کن!

660
00:38:45,810 --> 00:38:47,900
‫می‌دونم ناراحتی.

661
00:38:47,940 --> 00:38:50,980
‫ماجرای برگردوندن کارناوال...

662
00:38:52,900 --> 00:38:55,070
‫همه‌ی صحبت‌هایی که در مورد جیکوب شد...

663
00:38:56,870 --> 00:39:01,830
‫باعث شده...
‫خاطرات واقعا دردناکی زنده بشن.

664
00:39:03,750 --> 00:39:06,080
‫واقعا معذرت می‌خوام.

665
00:39:08,080 --> 00:39:09,630
‫نتونستم نجاتش بدم.

666
00:39:11,340 --> 00:39:13,920
‫و واقعا سعی خودم رو کردم.

667
00:39:13,970 --> 00:39:16,340
‫واقعا سعی کردم.

668
00:39:17,300 --> 00:39:19,140
‫عزیزم.

669
00:39:55,420 --> 00:39:57,090
‫نمی‌تونم پیداش کنم.

670
00:39:58,340 --> 00:40:00,390
‫اون... اون رفته...

671
00:40:12,650 --> 00:40:14,320
‫من جیکوب رو رسوندم خونه.

672
00:40:15,530 --> 00:40:18,200
‫و دیدم که داخل خونه رفت.

673
00:40:18,240 --> 00:40:20,030
‫جاش امن بود!

674
00:40:21,910 --> 00:40:24,040
‫چرا نشد؟

675
00:40:25,790 --> 00:40:27,660
‫نمی‌دونم.

676
00:40:38,840 --> 00:40:40,470
‫متاسفم.

677
00:41:00,820 --> 00:41:03,320
‫ما از دستش دادیم، عزیزم.

678
00:41:06,080 --> 00:41:10,040
‫من... تو رو دیدم.

679
00:41:10,750 --> 00:41:13,330
‫توی آینه؟
‫تو اونجا بودی.

680
00:41:16,380 --> 00:41:19,010
‫چند وقته داری بهم دروغ می‌گی؟

681
00:41:19,840 --> 00:41:21,760
‫آلیس...

682
00:41:22,760 --> 00:41:26,140
‫- واقعا متاسفم. بیا اینجا.
‫- نه!

683
00:41:27,970 --> 00:41:29,520
‫آلیس!

684
00:41:29,540 --> 00:41:36,540
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده