1
00:00:02,940 --> 00:00:04,770
‫آنچه در "راه بازگشت به خانه" گذشت...

2
00:00:04,810 --> 00:00:08,520
‫برگشتن به اینجا خیلی برات خوبه...
‫برای جفت‌مون.

3
00:00:08,570 --> 00:00:09,980
‫به مزرعه‌ی لندری خوش اومدی.

4
00:00:15,200 --> 00:00:16,660
‫کاترین لندری هستم.

5
00:00:16,700 --> 00:00:18,030
‫من به زمان سفر کردم.

6
00:00:18,080 --> 00:00:20,870
‫و من دوستِ مامانم، آلیس، هستم
‫ولی همچنین...

7
00:00:20,910 --> 00:00:22,330
‫خودمم آلیسم...

8
00:00:22,370 --> 00:00:24,750
‫نمی‌تونم پیداش کنم.
‫اون رفته.

9
00:00:24,790 --> 00:00:27,250
‫- جیکوب!
‫- جیکوب!

10
00:00:27,290 --> 00:00:28,420
‫جیکوب!

11
00:00:32,590 --> 00:00:34,130
‫هی، کاترین.

12
00:00:35,430 --> 00:00:37,550
‫باید فصل جدیدی رو شروع کنم.

13
00:00:37,600 --> 00:00:40,470
‫باید ببینم سرنوشت خودم
‫منو به کجا می‌کشونه.

14
00:00:40,510 --> 00:00:43,230
‫می‌دونستی جهانگردها
‫وقتی گم می‌شدن...

15
00:00:43,270 --> 00:00:45,390
‫با استفاده از ستاره‌ها
‫راه خونه‌شون رو پیدا می‌کردن؟

16
00:00:45,440 --> 00:00:48,060
‫وایسا! سگ کوچولو!

17
00:00:48,110 --> 00:00:49,900
‫شبی که فکر کردم
‫جیکوب رو نجات دادم،

18
00:00:49,940 --> 00:00:51,820
‫اون دنبال فین رفته توی دریاچه.

19
00:01:06,870 --> 00:01:10,210
‫بیا. می‌دونم تو رو صدا می‌زنه.

20
00:01:12,630 --> 00:01:14,630
‫چیزی که گفتم رو یادت بمونه،

21
00:01:14,670 --> 00:01:17,640
‫"همیشه تو رو به جایی می‌بره
‫که نیازه بری."

22
00:01:20,050 --> 00:01:22,260
‫ولی فعلاً باید اینجا بمونی.

23
00:01:23,470 --> 00:01:25,850
‫مامان، فکر کنم بدونم
‫چه اتفاقی واسه جیکوب افتاده.

24
00:01:27,400 --> 00:01:29,610
‫شنیدی چی گفتم؟ گفتم
‫می‌دونم چه اتفاقی واسه جیکوب افتاده.

25
00:01:29,650 --> 00:01:32,650
‫کافیه! فکر کردم اوضاع‌مون داره
‫بهتر می‌شه،

26
00:01:32,690 --> 00:01:34,940
‫- چرا نمی‌تونی بی‌خیالش بشی؟
‫- مامان، این فرق می‌کنه، باشه؟

27
00:01:34,990 --> 00:01:36,530
‫خواهش می‌کنم به حرفم گوش کن.

28
00:01:36,570 --> 00:01:41,530
‫نه! آخه حرفی که قراره بزنی
‫چه کمکی می‌تونه بهمون بکنه؟

29
00:01:42,120 --> 00:01:44,540
‫نه...

30
00:01:47,540 --> 00:01:49,290
‫متأسفم.

31
00:02:13,020 --> 00:02:14,440
‫مامان!

32
00:02:15,740 --> 00:02:17,740
‫مامان! مامان، نکن، باشه؟ وایسا!

33
00:02:17,780 --> 00:02:20,280
‫اون یه‌جایی اون بیرون
‫گم شده، آلیس.

34
00:02:26,580 --> 00:02:28,210
‫مامان؟

35
00:02:54,820 --> 00:02:55,940
‫آلیس؟

36
00:02:57,190 --> 00:02:59,280
‫آلیس؟

37
00:03:00,030 --> 00:03:01,570
‫وای خدا.

38
00:03:16,050 --> 00:03:18,090
‫وای خدا.

39
00:03:18,130 --> 00:03:20,050
‫کمکم کنین!

40
00:03:20,090 --> 00:03:21,930
‫یکی کمک کنه!

41
00:03:22,840 --> 00:03:25,010
‫خیلی‌خب. عزیزم، خواهش می‌کنم.

42
00:03:25,050 --> 00:03:26,890
‫خواهش می‌کنم بیدار شو،
‫خواهش می‌کنم.

43
00:03:26,930 --> 00:03:28,680
‫خواهش می‌کنم بیدار شو.

44
00:03:28,720 --> 00:03:31,560
‫خواهش می‌کنم. آلیس، خواهش می‌کنم.

45
00:03:31,600 --> 00:03:32,900
‫خواهش می‌کنم بیدار شو.

46
00:03:32,940 --> 00:03:35,060
‫وای خدا.

47
00:03:35,110 --> 00:03:36,900
‫حالت خوبه؟

48
00:03:36,940 --> 00:03:39,320
‫عزیز دلم، واقعاً معذرت می‌خوام.

49
00:03:39,360 --> 00:03:41,740
‫چیزی نیست، چیزی نیست.

50
00:03:41,780 --> 00:03:43,660
‫خیلی معذرت می‌خوام.

51
00:03:43,684 --> 00:03:50,684
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

52
00:03:58,308 --> 00:04:02,408
‫[کت]

53
00:04:10,730 --> 00:04:12,810
‫خیلی‌خب...

54
00:04:33,000 --> 00:04:34,790
‫پس...

55
00:04:34,830 --> 00:04:38,090
‫- تو فکر می‌کنی که فین... اون...
‫- آره، به زمان سفر کرده.

56
00:04:38,130 --> 00:04:41,420
‫مطمئنم.
‫چون شبی که...

57
00:04:41,460 --> 00:04:43,010
‫جیکوب رو از کارناوال
‫آوردم خونه،

58
00:04:43,050 --> 00:04:46,470
‫صدای پارسش رو شنیدم. جیکوب حتماً
‫دنبال فین توی دریاچه رفته...

59
00:04:46,510 --> 00:04:49,140
‫و بعدش افتاده داخل.

60
00:04:49,180 --> 00:04:52,480
‫پس... اون باید یه‌جایی
‫اون بیرون باشه.

61
00:04:52,520 --> 00:04:54,310
‫مامان، فقط باید یه چند ماهی صبر کنیم...

62
00:04:54,350 --> 00:04:57,190
‫- تا یخ آب بشه...
‫- نه. نه.

63
00:04:57,230 --> 00:05:01,400
‫دریاچه دیگه کاری به کارمون نداره.
‫آلیس، ما هم باید کاری به کاریش نداشته باشیم.

64
00:05:02,400 --> 00:05:04,360
‫من نزدیک بود از دستت بدم.

65
00:05:05,400 --> 00:05:06,820
‫پس بیا یه قراری بذاریم.

66
00:05:07,660 --> 00:05:10,580
‫دیگه دریاچه
‫و گذشته ممنوع.

67
00:05:11,200 --> 00:05:14,620
‫ما اینجا و الان زندگی می‌کنیم.

68
00:05:27,644 --> 00:05:30,644
‫[پورت هیون، نیوبرانزویک]
‫[هفت ماه بعد]

69
00:06:38,290 --> 00:06:40,250
‫سلام، پسر.

70
00:06:40,290 --> 00:06:41,710
‫تو کی هستی؟

71
00:06:47,340 --> 00:06:48,550
‫روز قشنگیه، مگه نه؟

72
00:06:48,590 --> 00:06:50,590
‫روز آخر مدرسه معمولاً قشنگه.

73
00:06:50,630 --> 00:06:53,010
‫همیشه اینو گفتم و می‌گم:
‫"فصل تابستون جادوییه."

74
00:06:53,050 --> 00:06:54,720
‫خصوصاً توی پورت هیون.

75
00:06:55,680 --> 00:06:57,350
‫این نکته هم امروز ثابت شد.

76
00:06:58,980 --> 00:07:00,100
‫- سلام، آلیس!
‫- سلام!

77
00:07:00,140 --> 00:07:02,560
‫در چه حالی، داوان؟

78
00:07:02,610 --> 00:07:04,190
‫هر چقدر زودتر روزمون رو شروع کنیم،
‫زودتر هم تموم می‌شه.

79
00:07:04,230 --> 00:07:05,190
‫دارم میام!

80
00:07:06,320 --> 00:07:07,940
‫دوستت دارم، عزیز دلم.

81
00:07:07,990 --> 00:07:09,280
‫منم دوستت دارم، مامان‌بزرگ.

82
00:07:11,240 --> 00:07:14,330
‫- سلام، اسپنسر.
‫- سلام! آره!

83
00:07:14,370 --> 00:07:16,450
‫حدس بزن چی شده؟
‫توی دوره آشپزی ثبت‌نام کردم.

84
00:07:16,490 --> 00:07:18,160
‫توی توسکانی؟ نه بابا!

85
00:07:23,580 --> 00:07:26,460
‫وای خدا، خیلی وقته که
‫موقع فصل گردشگری توی شهر نبودم.

86
00:07:26,500 --> 00:07:28,630
‫یادم رفته بود جمعیت چطوری
‫سرازیر می‌شه.

87
00:07:28,670 --> 00:07:30,630
‫فکر کردی واسه چی
‫دنبال مجوزم؟

88
00:07:30,670 --> 00:07:33,180
‫این مردم مرفه عشقِ تابستونن
‫و می‌خوان همیشه خوش بگذرونن.

89
00:07:33,220 --> 00:07:35,760
‫آره، خب شاید نه فقط کسایی که
‫عاشق تابستونن.

90
00:07:35,810 --> 00:07:38,140
‫اوه، درسته.
‫آلیس کِی میره؟

91
00:07:38,180 --> 00:07:40,060
‫هوف... یه چند روز دیگه.

92
00:07:40,100 --> 00:07:41,810
‫آره، مشکل حضانت مشترک اینه که...

93
00:07:41,850 --> 00:07:44,400
‫بالأخره باید به اشتراک بذاری.

94
00:07:44,440 --> 00:07:45,650
‫خب، بِرِیدی حتماً گل از گلش شکفته.

95
00:07:45,690 --> 00:07:47,820
‫کل تابستون آلیس توی مینیاپولیسه.

96
00:07:47,860 --> 00:07:49,650
‫آره، آره، بایدم کبکش خروس بخونه.
‫ریچل هم همین‌طور.

97
00:07:49,690 --> 00:07:52,610
‫هوف! خیلی‌خب.
‫انتخاب بعدیت رو من باید تأیید کنم.

98
00:07:52,660 --> 00:07:55,280
‫این دوتای آخری اصلاً
‫چنگی به دل نمی‌زنن.

99
00:07:55,320 --> 00:07:58,830
‫خیلی‌خب، برِیدی فقط
‫چند سال آخر رو گند زد، درسته؟

100
00:07:58,870 --> 00:08:00,830
‫ما...
‫ما در مورد الیوت حرف نمی‌زنیم.

101
00:08:00,870 --> 00:08:02,370
‫این راز همچنان...

102
00:08:02,420 --> 00:08:03,960
‫- ...جاش پیش من امنه.
‫- ممنونم.

103
00:08:04,000 --> 00:08:05,330
‫- اووه!
‫- آهان.

104
00:08:05,380 --> 00:08:06,840
‫پلاک جدید از راه رسید!

105
00:08:06,880 --> 00:08:08,960
‫ببخشید.

106
00:08:10,510 --> 00:08:11,800
‫هرالد.

107
00:08:13,050 --> 00:08:14,760
‫عذر می‌خوام، کدوم مؤسسه حقوقی؟

108
00:08:17,010 --> 00:08:18,560
‫کِی فوت کرده؟

109
00:08:19,390 --> 00:08:21,180
‫اوه، روز غم‌انگیزیه.

110
00:08:21,230 --> 00:08:23,020
‫اِولین گودوین
‫قدیمی‌ترین عضوِ...

111
00:08:23,060 --> 00:08:25,400
‫مشهورترین
‫خانواده‌ی این شهر بود.

112
00:08:25,440 --> 00:08:26,810
‫حالا اینکه پولدارترین بود بماند.

113
00:08:26,860 --> 00:08:28,650
‫اون بنیان‌گذار پورت هیون بود.

114
00:08:28,690 --> 00:08:30,530
‫به نظرت چه اتفاقی
‫واسه لینگرمور می‌افته؟

115
00:08:30,570 --> 00:08:32,530
‫سلام!

116
00:08:32,570 --> 00:08:34,240
‫سلام! روز آخرت مبارک باشه، بچه جون.

117
00:08:34,280 --> 00:08:37,660
‫ممنونم. نامه‌ها رو برداشتم.
‫مامان، این واسه توئه.

118
00:08:37,700 --> 00:08:41,000
‫یه نامه‌ی دیگه از طرف الیوت.
‫مکزیک.

119
00:08:41,040 --> 00:08:43,540
‫می‌گه:
‫"با آرزوی بهترین‌ها برای خانواده،

120
00:08:43,580 --> 00:08:45,920
‫و تبریک به آلیس
‫بابت پایان سال تحصیلی."

121
00:08:45,960 --> 00:08:48,420
‫هنوزم باورم نمی‌شه
‫که الیوت خودمون...

122
00:08:48,460 --> 00:08:49,750
‫این همه‌جا رو رفته.

123
00:08:49,800 --> 00:08:52,340
‫همین رو بگو. انگاری
‫حسابی داره بهش خوش می‌گذره.

124
00:08:55,180 --> 00:08:56,890
‫اسپنسر می‌گفت که اِولین...

125
00:08:56,930 --> 00:08:59,310
‫یه‌جورهایی گوشه‌گیر بوده،
‫ولی اون‌طور که ریتا می‌گفت...

126
00:08:59,350 --> 00:09:01,220
‫انگاری واسه خودش کسی بوده.

127
00:09:01,270 --> 00:09:04,940
‫اوه، همین‌طوره.
‫خانواده‌اش پورت هیون رو تأسیس کردن.

128
00:09:04,980 --> 00:09:07,190
‫اونا کارخونه چوب‌بُری باز کردن،
‫کشتی ساختن.

129
00:09:07,230 --> 00:09:09,360
‫بزرگ‌شدن توی لینگرمور مثلِ...

130
00:09:09,400 --> 00:09:11,730
‫- بزرگ شدن توی یه قصر بالای تپه بود.
‫- آره.

131
00:09:11,780 --> 00:09:13,780
‫این شهر خانواده‌ی بنیان‌گذارش رو
‫از دست داده.

132
00:09:13,820 --> 00:09:18,780
‫نه، اجداد ما هم بنیان‌گذار بودن.

133
00:09:18,820 --> 00:09:21,490
‫الایژا و ربکا لندری
‫با خانوادۀ گودوین به اینجا اومدن.

134
00:09:21,540 --> 00:09:24,160
‫و اونا این مزرعه رو
‫از صفر ساختن.

135
00:09:24,210 --> 00:09:26,620
‫حتی حرف اول اسم‌شون رو
‫روی شومینه حک کردن.

136
00:09:26,670 --> 00:09:30,170
‫درست مثل کولتون حرف می‌زنی.

137
00:09:30,210 --> 00:09:34,510
‫اون واسه هر موقعیتی
‫یه حکایت از خانوادۀ لندری داشت.

138
00:09:34,550 --> 00:09:38,010
‫باید بگم حتی بیشتر از آواز خوندن،
‫این چیزها رو تعریف می‌کرد.

139
00:09:39,600 --> 00:09:42,640
‫فکر نمی‌کردم تو
‫مورخ بعدی خانواده باشی.

140
00:09:42,680 --> 00:09:45,060
‫خب، یکی باید داستان‌ها رو
‫به نسل بعد منتقل کنه، مگه نه؟

141
00:09:45,100 --> 00:09:47,600
‫- و اونا رو گرامی بداره.
‫- حالا که حرفش شد،

142
00:09:47,650 --> 00:09:50,820
‫به فکر اینم یه جشن راه بندازم.

143
00:09:50,860 --> 00:09:52,570
‫به تابستون خوش‌آمد بگیم...

144
00:09:52,610 --> 00:09:54,110
‫و درست حسابی آلیس رو بدرقه کنیم.

145
00:09:54,150 --> 00:09:56,610
‫یادته؟ هر سال جشن می‌گرفتیم.

146
00:09:56,650 --> 00:09:58,200
‫وای خدا، خیلی کیف می‌داد.

147
00:09:58,240 --> 00:10:00,620
‫و البته من...

148
00:10:00,660 --> 00:10:02,830
‫من خفن‌ترین مهمونی آخر شب رو
‫توی خلیج برگزار می‌کردم.

149
00:10:02,870 --> 00:10:04,500
‫به این می‌گفتن
‫یه خوش‌آمدگویی خفن واسه تابستون.

150
00:10:04,540 --> 00:10:06,160
‫- هی!
‫- خب، نه، نه، نه.

151
00:10:06,210 --> 00:10:07,790
‫واسه تو هم عالی بود.

152
00:10:07,830 --> 00:10:10,080
‫خب، ما داریم در مورد
‫تابستون حرف می‌زنیم

153
00:10:10,130 --> 00:10:11,630
‫و سرود تابستون نهایی پخش می‌شه.

154
00:10:11,670 --> 00:10:12,800
‫ببینین آخه، کار سرنوشته.

155
00:10:12,840 --> 00:10:14,210
‫- باشه.
‫- بزن بریم.

156
00:10:14,260 --> 00:10:15,970
‫باشه، باشه.

157
00:10:17,130 --> 00:10:19,010
‫بی‌خیال.
‫هیچ‌کس این قسمت رو یادش نیست.

158
00:10:19,050 --> 00:10:20,590
‫بلد نیستم. شرمنده.

159
00:10:20,640 --> 00:10:23,640
‫♪ ب-ع-د-اً همون هفته ♪

160
00:10:23,680 --> 00:10:25,810
‫اوه، این شعر واسه وقتیه که
‫تو نوجوون بودی!

161
00:10:25,850 --> 00:10:27,600
‫- آره!
‫- یکسره همین آهنگ رو می‌ذاشتی.

162
00:10:27,640 --> 00:10:30,060
‫کمتر حرف بزنین و بیشتر برقصین.

163
00:10:30,100 --> 00:10:32,770
‫هی، این قسمتش رو بلدی،
‫می‌دونم که بلدی.

164
00:10:32,820 --> 00:10:35,530
‫خیلی‌خب، آماده شو،
‫آماده شو.

165
00:10:35,570 --> 00:10:38,650
‫♪ می‌دونم دست خودمه ♪

166
00:10:38,700 --> 00:10:40,700
‫♪ که تو آفتابم رو بدزدی ♪

167
00:10:44,330 --> 00:10:45,620
‫♪ اگه آفتابم رو بدزدی ♪

168
00:10:45,660 --> 00:10:47,370
‫سلام! بابا؟

169
00:10:50,460 --> 00:10:52,840
‫ام، آره، آره.
‫تقریباً وسایلم رو جمع کردم.

170
00:10:52,880 --> 00:10:55,500
‫من...
‫منم خیلی هیجان‌زده‌ام.

171
00:11:09,890 --> 00:11:12,190
‫خب؟ توی نامه چی نوشته بود؟

172
00:11:12,230 --> 00:11:14,570
‫از طرف انجمن تاریخی بود، درسته؟

173
00:11:14,610 --> 00:11:16,530
‫یه بن‌بست دیگه.

174
00:11:16,570 --> 00:11:18,530
‫اون نبود.

175
00:11:18,570 --> 00:11:20,910
‫هوف! توی گواهی فوت بنجامین لندری

176
00:11:20,950 --> 00:11:23,450
‫نوشته شده که چشم‌های سبز...

177
00:11:23,490 --> 00:11:26,700
‫و موهای بوری داشته.

178
00:11:26,740 --> 00:11:28,410
‫واقعاً متأسفم، مامان.

179
00:11:28,450 --> 00:11:30,660
‫یه روزی،

180
00:11:30,710 --> 00:11:33,040
‫فقط یه اسم باقی می‌مونه

181
00:11:33,080 --> 00:11:34,420
‫و اون اسم جیکه.

182
00:11:34,460 --> 00:11:36,420
‫و ما می‌فهمیم که اون
‫سر از کجا در آورده.

183
00:11:36,460 --> 00:11:38,210
‫پس در حال حاضر...

184
00:11:38,260 --> 00:11:40,220
‫من فقط باید
‫روی حقایق تمرکز کنم.

185
00:11:40,260 --> 00:11:43,220
‫وقتی سال‌نما وجود داشته
‫جیکوب اونجا بوده

186
00:11:43,260 --> 00:11:45,430
‫تا بتونه پیغامش رو
‫داخلش بنویسه.

187
00:11:45,470 --> 00:11:48,180
‫این یعنی اون حتماً
‫به خانواده ملحق شده.

188
00:11:48,220 --> 00:11:50,230
‫مامان، هفت ماه گذشته.

189
00:11:50,270 --> 00:11:51,810
‫می‌تونیم این کار رو
‫به روش آسونش انجام بدیم.

190
00:11:51,850 --> 00:11:54,110
‫نه. نه.

191
00:11:54,150 --> 00:11:57,070
‫الیوت همیشه می‌گفت که
‫حتماً یه راه دیگه‌ای...

192
00:11:57,110 --> 00:11:59,900
‫برای حل معماها وجود داره و من...

193
00:11:59,940 --> 00:12:01,490
‫- من بهش باور دارم.
‫- آره، خب...

194
00:12:01,530 --> 00:12:02,740
‫الیوت دیگه نیست که...

195
00:12:02,780 --> 00:12:04,120
‫سخنان گوهربارش رو به خوردمون بده.

196
00:12:04,160 --> 00:12:05,700
‫کِی می‌خوای بی‌خیال
‫این قضیه بشی؟

197
00:12:05,740 --> 00:12:07,740
‫الیوت قول داد که همیشه
‫بهمون کمک می‌کنه.

198
00:12:07,790 --> 00:12:09,500
‫و وقتی که بیشتر از همیشه
‫بهش نیاز داشتیم،

199
00:12:09,540 --> 00:12:12,790
‫بعد از چیزهایی که سرمون اومد،
‫بعد از چیزهایی که از دست دادیم،

200
00:12:12,830 --> 00:12:14,250
‫اون جا زد.

201
00:12:26,640 --> 00:12:30,980
‫سلام به مردی که
‫داره بچه‌ام رو می‌دزده.

202
00:12:31,020 --> 00:12:32,690
‫آره، درسته.
‫خودت این جنگ رو شروع کردی،

203
00:12:32,730 --> 00:12:34,600
‫اونم وقتی که تنها دخترمون رو...

204
00:12:34,650 --> 00:12:36,310
‫فوراً بردی یه کشور دیگه.

205
00:12:36,360 --> 00:12:37,980
‫نمی‌دونم، حس می‌کنم
‫چندتا تابستون که بگذره...

206
00:12:38,020 --> 00:12:39,690
‫- حساب بی‌حساب بشیم.
‫- ام... باشه.

207
00:12:39,730 --> 00:12:41,320
‫تند نرو،
‫چون قرار نیست هر سال...

208
00:12:41,360 --> 00:12:43,490
‫ماه‌های باحال به تو برسه.

209
00:12:44,740 --> 00:12:46,280
‫گوش کن، اتاق مهمان کاملاً آماده‌ست.

210
00:12:46,320 --> 00:12:48,280
‫ریچل حتی کمک کرد
‫و یه سری کالای خواب جدید انتخاب کرد.

211
00:12:48,330 --> 00:12:50,370
‫خب، از طرف من ازش تشکر کن.

212
00:12:50,410 --> 00:12:52,200
‫ولی زیادی دنجش نکن،
‫چون سیگنال وای‌فای تو انقدر قویه

213
00:12:52,250 --> 00:12:54,500
‫که همین باعث می‌شه نگران بشم...

214
00:12:54,540 --> 00:12:56,290
‫آلیس دیگه برنگرده.

215
00:12:57,880 --> 00:13:00,170
‫گوش کن، فقط خواستم بگم
‫خیلی ازت ممنونم که...

216
00:13:00,210 --> 00:13:01,960
‫در مورد این قضیه خوب رفتار می‌کنی.

217
00:13:02,010 --> 00:13:04,590
‫شاید این برای تو و مامانت خوب باشه.

218
00:13:04,630 --> 00:13:07,300
‫بهتون این فرصت رو میده که
‫بدون هیچ حواس‌پرتی با همدیگه جور بشید.

219
00:13:07,340 --> 00:13:09,600
‫آلیس باعث حواس‌پرتی‌مون نیست، برِیدی.

220
00:13:09,640 --> 00:13:11,430
‫اون... اون چسبیه که
‫ما رو کنار هم نگه می‌داره.

221
00:13:12,680 --> 00:13:13,980
‫هی، برو جواب بده.

222
00:13:14,020 --> 00:13:15,190
‫ممکنه خبر فوری باشه.

223
00:13:15,230 --> 00:13:16,770
‫نمکدون.

224
00:13:16,810 --> 00:13:18,360
‫خیلی‌خب، بعداً حرف می‌زنیم.
‫خداحافظ.

225
00:13:19,770 --> 00:13:21,150
‫با هرالد تماس گرفتین.

226
00:13:22,030 --> 00:13:24,400
‫اون هرالد رو
‫توی وصیت‌نامه‌اش گذاشته؟

227
00:13:24,450 --> 00:13:26,910
‫آره. ظاهراً اِولین گودوین...

228
00:13:26,950 --> 00:13:28,910
‫هنوزم چندتایی حقه
‫توی آستینش داره.

229
00:13:28,950 --> 00:13:31,620
‫و اون چه وسایل تاریخی‌ای رو
‫از بایگانی به‌جا گذاشته؟

230
00:13:31,660 --> 00:13:33,700
‫و مهم‌تر از همه،
‫چقدر می‌ارزن؟

231
00:13:34,960 --> 00:13:37,290
‫نمی‌دونم. باید برم دنبالشون.

232
00:13:38,130 --> 00:13:40,380
‫می‌خوای بری لینگرمور؟

233
00:13:40,420 --> 00:13:41,590
‫آره.

234
00:13:41,630 --> 00:13:44,050
‫تعجبی نداره چرا
‫روزنامه رو هفتگی کردی.

235
00:13:44,090 --> 00:13:46,010
‫همیشه اینجایی.

236
00:13:46,050 --> 00:13:48,180
‫خب، در واقع...

237
00:13:48,220 --> 00:13:53,520
‫من قراره واسه کار
‫به جایی برم.

238
00:13:53,560 --> 00:13:55,020
‫کجا بری؟

239
00:13:55,060 --> 00:13:56,440
‫به بالای تپه.

240
00:13:58,230 --> 00:13:59,980
‫باهات میام.

241
00:14:05,950 --> 00:14:07,700
‫خانم لندری،
‫تلفنی با هم حرف زدیم.

242
00:14:08,950 --> 00:14:10,070
‫من وکیلی هستم که انحلالِ

243
00:14:10,120 --> 00:14:11,870
‫دارایی خانم گودوین رو زیر نظر دارم.

244
00:14:11,910 --> 00:14:13,200
‫انحلال؟

245
00:14:13,240 --> 00:14:15,200
‫پسر خانم گودوین برنامه داره که
‫اینجا رو بفروشه،

246
00:14:15,250 --> 00:14:17,040
‫البته اول باید یه دستی
‫به اینجا بکشن.

247
00:14:17,080 --> 00:14:18,830
‫وسایل خونه هم قراره
‫به فروش برسه.

248
00:14:18,870 --> 00:14:20,080
‫خانواده‌ی ایشون
‫خارج از ایالت زندگی می‌کنن

249
00:14:20,130 --> 00:14:21,880
‫و هیچ تمایلی
‫برای نگه داشتن اینجا ندارن.

250
00:14:21,920 --> 00:14:24,210
‫ملک لینگرمور خیلی وقته که
‫متعلق به خانوادۀ گودوینه، از زمانِ...

251
00:14:24,260 --> 00:14:27,340
‫از وقتی که پورت هیون وجود داشته.

252
00:14:27,380 --> 00:14:29,720
‫از دست دادن این‌همه تاریخ
‫مایۀ تأسفه.

253
00:14:32,640 --> 00:14:34,180
‫خانم لندری؟

254
00:14:35,810 --> 00:14:37,440
‫لطف کنین همراهم بیاین.

255
00:14:37,480 --> 00:14:39,150
‫باشه.

256
00:14:45,150 --> 00:14:47,320
‫اِولین هر چیزی که
‫مربوط به خانواده‌اش بود رو نگه می‌داشت...

257
00:14:47,360 --> 00:14:49,740
‫تا سرآخر به موزه تبدیل بشه.

258
00:14:49,780 --> 00:14:53,740
‫خواست حکومت گودوین
‫در تاریخ پورت هیون رو گرامی بداره.

259
00:14:53,780 --> 00:14:55,160
‫متأسفانه زمان امان نداد.

260
00:14:55,200 --> 00:14:58,250
‫حالا، این واسه شماست.

261
00:14:59,710 --> 00:15:03,590
‫ام... فکر کردم فقط
‫چندتا جعبه باشه.

262
00:15:03,630 --> 00:15:06,170
‫این مثل آخر فیلم ایندیانا جونزه.

263
00:15:06,840 --> 00:15:08,470
‫خوش بگذره.

264
00:15:32,320 --> 00:15:35,030
‫- نباید می‌اومدی اینجا.
‫- برو بیرون.

265
00:15:51,300 --> 00:15:52,760
‫خیلی وقته همدیگه رو ندیده بودیم، هان؟

266
00:15:54,010 --> 00:15:57,310
‫فقط اومدم خداحافظی کنم

267
00:15:57,350 --> 00:16:00,640
‫چون قراره یه مدتی نباشم
‫و من...

268
00:16:00,690 --> 00:16:02,310
‫دلم برات تنگ می‌شه.

269
00:16:03,230 --> 00:16:04,690
‫واقعاً دلم برات تنگ شده.

270
00:16:38,180 --> 00:16:39,720
‫اوه، اِولین...

271
00:17:28,230 --> 00:17:29,770
‫کاترین؟ کجایی؟

272
00:17:29,820 --> 00:17:34,280
‫من... اینجام.
‫الان میام پیشت.

273
00:18:27,290 --> 00:18:29,040
‫چی؟

274
00:18:35,630 --> 00:18:36,970
‫اوه، کت لندری.

275
00:18:38,430 --> 00:18:41,390
‫اوه، الیوت آگوستین.

276
00:18:41,430 --> 00:18:43,390
‫به خونه خوش اومدی.

277
00:18:43,430 --> 00:18:46,270
‫نمی‌دونستم که برگشتی.

278
00:18:47,440 --> 00:18:49,650
‫الان دیگه می‌دوئی؟

279
00:18:49,690 --> 00:18:52,400
‫آره. آره، خوبه برام.

280
00:18:52,440 --> 00:18:53,940
‫می‌دونی، روان‌پاک‌سازه.

281
00:18:55,860 --> 00:18:57,700
‫و تو؟

282
00:18:57,740 --> 00:18:59,700
‫تو هم عوض شدی.

283
00:18:59,740 --> 00:19:02,280
‫ممنون. فکر کنم...

284
00:19:02,320 --> 00:19:06,250
‫نه، نه. عالیه،
‫به نظر... سالم و تندرستی.

285
00:19:07,620 --> 00:19:10,250
‫تازه از کارائیب اومدم
‫و کلی ویتامین دی گرفتم.

286
00:19:11,750 --> 00:19:13,290
‫پس روبه‌راهی؟

287
00:19:13,340 --> 00:19:17,010
‫آره، آره.
‫آره، سفر...

288
00:19:17,050 --> 00:19:19,630
‫خارق‌العاده بود.
‫با آدم‌های فوق‌العاده‌ای آشنا شدم،

289
00:19:19,680 --> 00:19:23,550
‫یه‌عالمه مناظر الهام‌بخش دیدم.

290
00:19:23,600 --> 00:19:26,060
‫- تو چی؟
‫- اوه، عالی‌ام.

291
00:19:26,100 --> 00:19:30,140
‫راستش دیگه از این بهتر نمی‌شه،
‫چون الان دیگه اداره‌ی روزنامه با منه.

292
00:19:30,190 --> 00:19:32,100
‫این... این عالیه.

293
00:19:32,150 --> 00:19:33,440
‫- آره.
‫- تبریک می‌گم.

294
00:19:33,480 --> 00:19:36,860
‫و دل هم کسب‌وکار
‫عسل رو گسترش داده.

295
00:19:36,900 --> 00:19:39,610
‫و آلیس، اون...

296
00:19:39,650 --> 00:19:41,660
‫اون اوضاعش خیلی خوبه.

297
00:19:41,700 --> 00:19:42,910
‫خوبه.

298
00:19:42,950 --> 00:19:44,240
‫مشتاقم که ببینم‌شون.

299
00:19:44,280 --> 00:19:45,830
‫خب، بهتره هر چه زودتر دست به کار بشی

300
00:19:45,870 --> 00:19:48,200
‫چون آلیس قراره تابستون رو
‫با برِیدی بگذرونه.

301
00:19:50,120 --> 00:19:54,420
‫راستش مامان داره امشب
‫جشن خداحافظی می‌گیره.

302
00:19:54,460 --> 00:19:56,300
‫- نمی‌خوام خودم رو تحمیل کنم.
‫- نه. نه، نه، نه.

303
00:19:56,340 --> 00:19:59,220
‫نه، بیای عالی می‌شه.
‫منظورم اینه...

304
00:19:59,260 --> 00:20:01,010
‫بدون تو مثل همیشه نیست.

305
00:20:01,720 --> 00:20:02,970
‫پس میام.

306
00:20:03,010 --> 00:20:04,140
‫- ممنون.
‫- عالیه.

307
00:20:04,180 --> 00:20:05,720
‫- آره، خواهش.
‫- آره.

308
00:20:05,760 --> 00:20:08,850
‫من...
‫مشتاقم که...

309
00:20:08,890 --> 00:20:10,770
‫من میرم...

310
00:20:10,810 --> 00:20:12,600
‫به دویدنم برسم.

311
00:20:12,650 --> 00:20:14,440
‫میرم...

312
00:20:14,480 --> 00:20:15,980
‫ایول.

313
00:20:17,070 --> 00:20:19,280
‫وایسا ببینم،
‫تو واقعاً دعوتش کردی؟

314
00:20:19,320 --> 00:20:21,110
‫آره خب، هر چی نباشه

315
00:20:21,150 --> 00:20:23,280
‫- اون عضوی از خانواده‌ست.
‫- آره، اعضای این خانواده...

316
00:20:23,320 --> 00:20:26,080
‫خوب بلدن رابطه‌شون رو
‫با همدیگه قطع کنن، پس...

317
00:20:27,330 --> 00:20:29,660
‫ببخشید، فراموشش کن.

318
00:20:31,120 --> 00:20:32,670
‫اصلاً تو کتم نمیره چرا

319
00:20:32,710 --> 00:20:34,630
‫از مسافرت رفتن الیوت ناراحت شده.

320
00:20:34,670 --> 00:20:37,710
‫آره، نوجوونن دیگه.
‫همه‌شون عجیب و غریبن.

321
00:20:38,460 --> 00:20:39,760
‫ولی من درکت می‌کنم.

322
00:20:39,800 --> 00:20:42,470
‫و واقعاً بهت افتخار می‌کنم که
‫بزرگواری به خرج میدی.

323
00:20:43,430 --> 00:20:46,470
‫- جانم؟
‫- یه مادر دخترش رو می‌شناسه.

324
00:20:46,510 --> 00:20:49,850
‫چند ماه پیش یه اتفاقاتی
‫بین تو و الیوت افتاد.

325
00:20:49,890 --> 00:20:51,890
‫و به نظرم حتی قبل از اینکه
‫شروع بشه تموم شد.

326
00:20:51,930 --> 00:20:55,440
‫ولی الان اوضاعت خیلی بهتره.

327
00:20:55,480 --> 00:20:57,650
‫دیگه درگیر گذشته نیستی

328
00:20:57,690 --> 00:20:59,320
‫و الیوت متوجه این موضوع می‌شه.

329
00:20:59,360 --> 00:21:02,570
‫مامان، من دنبال این نیستم که
‫چیزی رو از سر بگیرم.

330
00:21:02,610 --> 00:21:06,530
‫حتی اگه چیزی...
‫از اولشم شروع شده باشه.

331
00:21:07,870 --> 00:21:09,490
‫- منظورت چیه؟
‫- منظورم اینه که...

332
00:21:09,540 --> 00:21:10,700
‫بی‌خیالش.

333
00:21:14,080 --> 00:21:16,380
‫- نوش.
‫- نوش!

334
00:21:16,420 --> 00:21:17,840
‫- آره.
‫- نوش.

335
00:21:17,880 --> 00:21:19,960
‫اوه، خیلی وقت بود که این دستبند رو
‫دستت نمی‌نداختی.

336
00:21:20,000 --> 00:21:21,840
‫دیگه کم‌کم داشتم فکر می‌کردم
‫که گمش کردی.

337
00:21:21,880 --> 00:21:23,220
‫عصر همگی بخیر.

338
00:21:24,550 --> 00:21:26,340
‫هی، ایناهاش.

339
00:21:26,390 --> 00:21:29,510
‫فکر کنم باید آتیش روشن کنم، درسته؟

340
00:21:29,560 --> 00:21:30,680
‫اوهوم.

341
00:21:31,560 --> 00:21:33,810
‫اوه، برگشتی.

342
00:21:33,850 --> 00:21:36,400
‫قراره... جالب باشه.

343
00:21:37,730 --> 00:21:39,690
‫الیوت، به خونه خوش اومدی.

344
00:21:39,730 --> 00:21:41,980
‫از خوندن نامه‌هات لذت بردم.

345
00:21:42,030 --> 00:21:43,650
‫بذار برات نوشیدنی بیارم،
‫با رفتاری که اینا

346
00:21:43,690 --> 00:21:44,860
‫از خودشون نشون میدن نیازت می‌شه.

347
00:21:46,990 --> 00:21:49,200
‫اینو واسه تو گرفتم.

348
00:21:49,240 --> 00:21:51,240
‫خب، بعضی‌ها حسابی تغییر کردن.

349
00:21:52,500 --> 00:21:54,080
‫به قول بچه‌های امروزی
‫انگاری الیوت...

350
00:21:54,120 --> 00:21:55,870
‫داره در لحظه زندگی می‌کنه.
‫می‌گیری چی می‌گم؟

351
00:21:55,920 --> 00:21:58,210
‫- اوه، ریتا...
‫- چیه؟

352
00:21:58,234 --> 00:22:00,234
ا‌را‌‌ئ‍ه‌ا‌‌ی ا‌ز وب‌‌‌گا‌ه ب‍ا‌‌م‍اب‍ی‍ن

353
00:22:04,760 --> 00:22:07,010
‫پس...

354
00:22:07,050 --> 00:22:08,550
‫همچین خوش‌آمدگویی گرمی هم نبود.

355
00:22:08,590 --> 00:22:11,430
‫و اون‌وقت منظورت چیه؟

356
00:22:14,100 --> 00:22:17,310
‫اگه فکر می‌کنی به آلیس گفتم که
‫چرا رفتی،

357
00:22:17,350 --> 00:22:19,360
‫در اشتباهی. من هرگز...

358
00:22:19,400 --> 00:22:21,230
‫این‌جوری نظرش رو
‫نسبت به تو عوض نمی‌کنم.

359
00:22:21,270 --> 00:22:24,240
‫تو خودت این کار رو کردی.

360
00:22:24,280 --> 00:22:27,410
‫پس اون راجع به ما نمی‌دونه؟

361
00:22:27,450 --> 00:22:30,950
‫می‌دونی، به نظرم گفتنش درست نبود.

362
00:22:30,990 --> 00:22:34,830
‫به‌علاوه، آخه اصلاً مایی وجود نداره.

363
00:22:34,870 --> 00:22:35,910
‫مگه نه؟

364
00:22:39,000 --> 00:22:41,250
‫ببین، آلیس به زمان نیاز داره.

365
00:22:41,290 --> 00:22:42,750
‫اون حس کرد تو ولش کردی.

366
00:22:42,800 --> 00:22:45,170
‫آخه تو حتی بدون خداحافظی رفتی، الیوت.

367
00:22:46,550 --> 00:22:48,590
‫هی، آلیس...

368
00:22:48,630 --> 00:22:49,840
‫باشه.

369
00:22:49,890 --> 00:22:51,470
‫اینا رو می‌برم بیرون.

370
00:22:51,510 --> 00:22:52,680
‫باشه.

371
00:22:54,470 --> 00:22:56,930
‫- جشن حرف نداره، دل. ممنون.
‫- خواهش.

372
00:23:00,350 --> 00:23:02,060
‫بهتره بری بیرون و خرچنگ بخوری...

373
00:23:02,110 --> 00:23:03,770
‫تا ریتا دخل همه‌شون رو نیاورده.

374
00:23:03,820 --> 00:23:06,780
‫مامان گفت خانواده‌مون
‫حرف اول اسم‌شون رو...

375
00:23:06,820 --> 00:23:09,780
‫- روی شومینه نوشتن.
‫- آهان، آره.

376
00:23:09,820 --> 00:23:11,950
‫الایژا و ربکا لندری.

377
00:23:11,990 --> 00:23:13,530
‫اونا شروعش کردن.

378
00:23:14,290 --> 00:23:17,120
‫عزیزم، جریان چیه؟

379
00:23:17,160 --> 00:23:19,250
‫من نمی‌خوام برم.

380
00:23:19,290 --> 00:23:21,630
‫تو گفتی تابستون جادوییه
‫و اگه جادویی وجود داشته باشه،

381
00:23:21,670 --> 00:23:24,550
‫همین‌جا اتفاق می‌افته؛
‫پس اگه برم، از دستش میدم.

382
00:23:25,670 --> 00:23:28,300
‫یادته بار اول که اومدی اینجا،

383
00:23:28,340 --> 00:23:30,970
‫من مزرعه رو بهت نشون دادم؟

384
00:23:31,010 --> 00:23:32,470
‫گفتم نمی‌خوام کشاورز بشم.

385
00:23:32,510 --> 00:23:34,930
‫و منم بهت گفتم که...

386
00:23:34,970 --> 00:23:37,520
‫این مزرعه نسل‌هاست که
‫واسه این خانواده‌‌ست.

387
00:23:37,560 --> 00:23:40,980
‫و همیشه اینجا منتظرت می‌مونه.

388
00:23:41,020 --> 00:23:45,570
‫حالا، وقتی امروز هنوز تموم نشده،
‫نگران فردا نباش.

389
00:23:47,570 --> 00:23:49,450
‫یه سورپرایز دارم!

390
00:23:49,490 --> 00:23:52,660
‫این به افتخار شوهر عزیزمه.

391
00:23:52,700 --> 00:23:55,120
‫و همچنین نوه‌ی عزیزم که قراره
‫اون‌قدری دلم براش تنگ بشه...

392
00:23:55,160 --> 00:23:56,580
‫که قابل وصف نیست.

393
00:23:57,950 --> 00:24:02,380
‫کولتون همیشه آخرش
‫آتیش‌بازی می‌کرد.

394
00:24:03,880 --> 00:24:07,630
‫و حالا که بعد از مدت‌ها
‫داریم انجامش می‌دیم،

395
00:24:07,670 --> 00:24:12,130
‫امیدوارم همگی حس کنین که
‫اون اینجا کنارمونه.

396
00:24:15,850 --> 00:24:17,350
‫اون واقعاً عاشقش می‌شد.

397
00:24:36,370 --> 00:24:39,540
‫بچرخ، بچرخ. آفرین!

398
00:24:39,580 --> 00:24:42,620
‫خیلی‌خب، شروع شد، بچه‌ها.
‫آتیش‌بازی نهایی بزرگ!

399
00:24:53,010 --> 00:24:54,590
‫واای!

400
00:24:59,220 --> 00:25:01,640
‫آره!

401
00:25:19,950 --> 00:25:21,910
‫نمایش آتیش‌بازی امسال چطور بود، هان؟

402
00:25:21,950 --> 00:25:25,120
‫عالی بود، بازم ممنونم
‫که دعوتم کردین.

403
00:25:26,290 --> 00:25:28,090
‫خوبه یه وقت‌هایی آدم از واقعیت دور باشه.

404
00:25:29,590 --> 00:25:32,210
‫ویکتور در چه حاله؟

405
00:25:32,260 --> 00:25:34,760
‫خب، بابا فهمید
‫من پس‌انداز سال‌های تحصیلیم رو...

406
00:25:34,800 --> 00:25:37,300
‫صرف خرید تلسکوپ جدید کردم و...

407
00:25:37,340 --> 00:25:39,100
‫زیاد خوشحال نبود.

408
00:25:40,510 --> 00:25:42,890
‫خب، همیشه توی کلوپ
‫براش جا هست.

409
00:25:42,930 --> 00:25:45,100
‫حالا می‌تونی شب
‫یا روز ازش استفاده کنی، چون...

410
00:25:46,560 --> 00:25:48,110
‫چراغ داره. چی...

411
00:25:48,150 --> 00:25:50,320
‫- چی...
‫- یه یارویی رو از شهر آوردم...

412
00:25:50,360 --> 00:25:53,240
‫و کمکم کرد که واسه امشب...

413
00:25:53,280 --> 00:25:54,990
‫و تابستون آماده بشه.

414
00:25:55,030 --> 00:25:56,410
‫نمی‌دونم چی بگم.

415
00:25:56,450 --> 00:25:58,280
‫کولتون، ممنونم.

416
00:25:58,320 --> 00:26:00,990
‫واسه همین اینجا رو ساختیم،
‫مگه نه؟

417
00:26:01,040 --> 00:26:02,910
‫که تو همیشه
‫یه جایی داشته باشی.

418
00:26:04,000 --> 00:26:05,620
‫حتی وقتی کت بره کمپ هم...

419
00:26:05,660 --> 00:26:07,500
‫اشکالی نداره از کلوپ استفاده کنم؟

420
00:26:08,420 --> 00:26:09,880
‫معلومه.

421
00:26:11,000 --> 00:26:13,420
‫ولی کت هنوز نرفته.

422
00:26:13,460 --> 00:26:15,090
‫وقت تلف نکن، بچه جون.

423
00:26:15,130 --> 00:26:17,260
‫چون هیچ‌وقت تضمینی نیست.

424
00:26:19,850 --> 00:26:21,510
‫شنیدین؟

425
00:26:21,560 --> 00:26:24,270
‫یالا، اِل.
‫خلیج منتظره!

426
00:26:25,600 --> 00:26:27,480
‫بهتون خوش بگذره.

427
00:26:27,520 --> 00:26:29,310
‫در لحظه زندگی کنید!

428
00:26:30,860 --> 00:26:33,860
‫هی، مگه قرار نیست اسپنسر رو
‫توی خلیج ببینی؟

429
00:26:33,900 --> 00:26:36,570
‫آره، میرم ژاکتم رو بردارم.

430
00:26:38,110 --> 00:26:40,990
‫دیگه باید برم.
‫می‌بینمت، مانیکا.

431
00:26:41,030 --> 00:26:42,240
‫کت...

432
00:26:50,840 --> 00:26:53,340
‫دیدم تو و الیوت
‫چطوری همدیگه رو نگاه می‌کردین.

433
00:26:53,380 --> 00:26:54,960
‫خبریه؟

434
00:26:56,550 --> 00:26:57,930
‫نه.

435
00:27:00,300 --> 00:27:02,010
‫ولی... خبری بود.

436
00:27:04,640 --> 00:27:07,020
‫بعد از میلیون‌ها سال دوستی.

437
00:27:08,060 --> 00:27:10,480
‫من... پیش خودمون گفتیم
‫شاید بشه.

438
00:27:10,520 --> 00:27:13,270
‫اینکه شاید بشه تا ابد
‫کنار هم باشیم.

439
00:27:13,320 --> 00:27:16,320
‫منظورت از تا ابد اینه که
‫عاشق همدیگه بودین؟

440
00:27:16,360 --> 00:27:18,200
‫دووم نیاورد.

441
00:27:18,240 --> 00:27:20,740
‫نشد. نه بعد از تموم اتفاقاتی که...

442
00:27:20,780 --> 00:27:22,830
‫- پشت سر گذاشتیم.
‫- پس داری می‌گی...

443
00:27:22,870 --> 00:27:24,740
‫بعد از تموم اتفاقات وحشتناکی که افتاد،

444
00:27:24,790 --> 00:27:26,330
‫الیوت تو رو قال گذاشت؟
‫بعد از اینکه کولتون...

445
00:27:26,370 --> 00:27:31,540
‫نه. الیوت 20 سال از زندگیش رو
‫با دونستن آینده‌اش گذروند.

446
00:27:33,090 --> 00:27:36,260
‫واسه همین وقتی تموم پیشگویی‌ها
‫به حقیقت تبدیل شد، به فضا نیاز داشت.

447
00:27:36,300 --> 00:27:38,880
‫و من نتونستم بی‌خیال گذشته بشم.

448
00:27:38,920 --> 00:27:43,010
‫اون نیاز داشت که ازش رها بشه...
‫از من.

449
00:27:44,930 --> 00:27:47,560
‫می‌دونی، لطفاً از دستش ناراحت نباش.

450
00:27:47,600 --> 00:27:49,140
‫باشه؟ این تقصیر منه.

451
00:27:49,190 --> 00:27:51,690
‫- نه، تقصیر منه.
‫- چی؟

452
00:27:51,730 --> 00:27:53,310
‫تموم پیشگویی‌هایی که الیوت

453
00:27:53,360 --> 00:27:54,860
‫منتظر بود از دست‌شون خلاص بشه،

454
00:27:54,900 --> 00:27:56,190
‫من اونا رو گفتم.

455
00:27:56,230 --> 00:27:58,440
‫آلیس، می‌دونی که
‫انقدرها هم ساده نیست.

456
00:27:58,490 --> 00:28:01,240
‫باشه، می‌دونی چیه؟
‫باید برم جشن...

457
00:28:03,370 --> 00:28:05,410
‫من اینو واسه همه خراب کردم،
‫مگه نه؟

458
00:28:19,220 --> 00:28:21,720
‫- سلام! خانم تشریف آورد.
‫- سلام.

459
00:28:21,760 --> 00:28:23,300
‫- بالأخره.
‫- ممنون.

460
00:28:24,760 --> 00:28:25,890
‫تابستون!

461
00:28:27,600 --> 00:28:28,680
‫آزادی!

462
00:28:28,720 --> 00:28:29,680
‫نوش.

463
00:28:29,730 --> 00:28:31,270
‫نوش.

464
00:28:57,000 --> 00:28:59,260
‫- هوم.
‫- دیدم چراغ روشنه.

465
00:28:59,300 --> 00:29:00,920
‫نه، نه، نه، نه. اشکال نداره.
‫اشکال نداره.

466
00:29:00,970 --> 00:29:02,470
‫گفتم شاید...

467
00:29:03,720 --> 00:29:05,970
‫ببخشید یه‌کم پیش یهو رفتم.

468
00:29:06,970 --> 00:29:08,680
‫انگاری این روزها این کار عادتت شده.

469
00:29:10,270 --> 00:29:13,140
‫درسته. شاید من
‫دست به رفتنم خوب باشه، ولی...

470
00:29:13,190 --> 00:29:15,310
‫بازگشت، نه زیاد.

471
00:29:17,900 --> 00:29:19,980
‫آخرین تابستونی که
‫توی فضای باز مهمونی گرفتیم رو یادته؟

472
00:29:21,030 --> 00:29:23,280
‫آره، امشب بهش فکر کردم.

473
00:29:23,320 --> 00:29:26,620
‫دو هفته بعدش
‫آلیس رو دیدیم؟

474
00:29:26,660 --> 00:29:28,280
‫آره.

475
00:29:28,330 --> 00:29:29,540
‫فکر کنم اون آخرین باری بود که...

476
00:29:29,580 --> 00:29:32,080
‫مثل سابق همگی
‫کنار هم بودیم.

477
00:29:32,120 --> 00:29:35,120
‫قبل از اینکه... همه‌چی عوض بشه.

478
00:29:35,170 --> 00:29:37,590
‫و حالا انگار
‫همه‌چی دوباره داره عوض می‌شه.

479
00:29:37,630 --> 00:29:40,670
‫اوهوم. اوضاع عوض می‌شه.

480
00:29:42,760 --> 00:29:44,760
‫یه چیزی هست که
‫می‌خوام ازت بپرسم.

481
00:29:44,800 --> 00:29:46,430
‫تمام این مدت در سفر بودم

482
00:29:46,470 --> 00:29:50,470
‫و همه‌اش برام سؤال بود که...

483
00:29:50,510 --> 00:29:55,270
‫شاید تو هم رفته باشی سفر.

484
00:29:59,190 --> 00:30:00,270
‫نه.

485
00:30:01,400 --> 00:30:02,990
‫نرفتم.

486
00:30:03,030 --> 00:30:05,950
‫کل این مدت نرفتی؟

487
00:30:05,990 --> 00:30:07,950
‫نیاز داشتیم که التیام پیدا کنیم.

488
00:30:07,990 --> 00:30:09,530
‫واسه همین داشتیم سعی می‌کردیم.

489
00:30:11,410 --> 00:30:13,000
‫وقتی امروز صبح برگشتم...

490
00:30:13,040 --> 00:30:15,410
‫و اون یادداشت هنوز
‫روی درم چسبیده بود.

491
00:30:16,710 --> 00:30:18,250
‫کت، من...

492
00:30:19,290 --> 00:30:21,750
‫من... معذرت می‌خوام که
‫خداحافظی نکردم.

493
00:30:21,800 --> 00:30:25,260
‫می‌دونستم اگه...

494
00:30:25,300 --> 00:30:27,430
‫اگه ببینمت، نمی‌رم.

495
00:30:27,470 --> 00:30:29,760
‫- و نیاز داشتم که...
‫- بسه.

496
00:30:31,390 --> 00:30:32,560
‫کافیه.

497
00:30:33,640 --> 00:30:35,430
‫داریم موزیک گوش می‌دیم،

498
00:30:36,600 --> 00:30:38,270
‫این تموم چیزیه که الان نیاز دارم.

499
00:31:09,340 --> 00:31:11,640
‫من خیلی... خیلی متأسفم.

500
00:31:11,680 --> 00:31:13,930
‫نمی‌خواستم
‫این اتفاق بیفته.

501
00:31:16,350 --> 00:31:19,190
‫تو در جریان خیلی چیزها نیستی.

502
00:31:22,020 --> 00:31:25,440
‫می‌تونی برام تعریف کنی.
‫من اینجام.

503
00:31:29,490 --> 00:31:31,490
‫من دیگه مشکلت نیستم.

504
00:31:37,620 --> 00:31:39,290
‫شب خوش.

505
00:31:39,330 --> 00:31:40,620
‫ام...

506
00:31:44,050 --> 00:31:45,630
‫به خونه خوش اومدی.

507
00:31:51,800 --> 00:31:55,140
‫رفیق، انقدر وقت تلف نکن.

508
00:31:55,180 --> 00:31:58,730
‫پدرش بهت چراغ‌ سبز نشون داده.
‫حتماً موفق می‌شی.

509
00:31:58,770 --> 00:32:01,310
‫فقط برو به کت بگو چه حسی داری.

510
00:32:01,350 --> 00:32:05,150
‫اگه جواب رد شنیدی،
‫کل تابستون رو وقت داری که روبه‌راه بشی.

511
00:32:05,190 --> 00:32:06,530
‫منم می‌شم رفیقت.

512
00:32:06,570 --> 00:32:09,820
‫کسی رو ندارم
‫و آماده‌ام که یه تکونی به خودم بدم.

513
00:32:11,160 --> 00:32:13,780
‫نیک، ممکنه دوستی‌مون
‫کاملاً نابود بشه.

514
00:32:13,820 --> 00:32:17,700
‫یا... ممکنه اوضاع
‫میلیون‌ها بار بهتر بشه.

515
00:32:17,750 --> 00:32:20,410
‫الیوت، امید داشته باش.

516
00:32:23,000 --> 00:32:24,790
‫- حق با توئه.
‫- می‌دونم.

517
00:32:26,130 --> 00:32:28,260
‫حق با توئه، میرم بگم.

518
00:32:28,300 --> 00:32:30,760
‫هی اِل، دیروقته.
‫باید برم.

519
00:32:30,800 --> 00:32:32,550
‫مشکلی نیست.
‫فردا می‌بینمت، کت.

520
00:32:36,390 --> 00:32:38,470
‫بعداً بهش می‌گم.

521
00:32:38,520 --> 00:32:40,560
‫بعد از اینکه از کمپ برگشت.

522
00:32:41,810 --> 00:32:43,230
‫سردته؟

523
00:32:43,270 --> 00:32:46,150
‫- اوه.
‫- اوه، مشکلی نیست.

524
00:32:49,190 --> 00:32:52,240
‫- بفرما. مشکلی نیست. خب؟
‫- ممنون.

525
00:32:58,200 --> 00:33:00,200
‫آلیس.
‫گیتارت رو آوردی؟

526
00:33:00,250 --> 00:33:01,830
‫اجرای خداحافظی می‌خوایم.

527
00:33:01,870 --> 00:33:03,960
‫ام...

528
00:33:08,130 --> 00:33:10,670
‫- آلیس!
‫- آره، آلیس!

529
00:33:12,470 --> 00:33:17,260
‫معذرت می‌خوام، من...
‫باید برم.

530
00:33:23,020 --> 00:33:24,350
‫دیگه داشتم فکر می‌کردم در رفتی که...

531
00:33:24,400 --> 00:33:25,810
‫مهمونی آخر شب خودت رو شروع کنی.

532
00:33:25,860 --> 00:33:28,190
‫نه، نه دقیقاً.

533
00:33:28,230 --> 00:33:29,690
‫می‌خوای بهم ملحق بشی؟

534
00:33:30,780 --> 00:33:31,860
‫آره.

535
00:33:33,400 --> 00:33:35,530
‫داشتم به این فکر می‌کردم که
‫آلیس کل تابستون رو نیست

536
00:33:35,570 --> 00:33:38,580
‫و تصمیم گرفتم که
‫ما باید روبه‌راه باشیم.

537
00:33:39,410 --> 00:33:42,160
‫هستیم، نیستیم؟

538
00:33:42,200 --> 00:33:43,830
‫شاید در مورد قضیه‌ی الیوت...

539
00:33:43,870 --> 00:33:45,750
‫یه‌کم زیاده‌روی کرده باشم.

540
00:33:46,750 --> 00:33:48,670
‫ولی...

541
00:33:48,710 --> 00:33:51,510
‫به خاطر اینه که ازت می‌خوام
‫منو بپذیری.

542
00:33:53,840 --> 00:33:56,340
‫می‌دونی عزیزم، ذهنم همه‌اش
‫درگیر لینگرموره،

543
00:33:56,390 --> 00:33:59,140
‫اون جای افتضاح تسخیرشده.

544
00:33:59,180 --> 00:34:00,850
‫اِولین با دنیا قطع رابطه کرد.

545
00:34:00,890 --> 00:34:02,850
‫انقدر گذشته رو
‫دور خودش تلنبار کرد...

546
00:34:02,890 --> 00:34:05,140
‫که جلوی نور رو گرفت.

547
00:34:05,190 --> 00:34:07,610
‫حالا...

548
00:34:09,230 --> 00:34:11,280
‫این باعث می‌شه
‫چه فکری کنی؟

549
00:34:11,860 --> 00:34:13,490
‫یا بهتره بگم تو رو یاد کی می‌ندازه؟

550
00:34:14,450 --> 00:34:16,820
‫مامان، تو هیچیت شبیه اِولین نیست.

551
00:34:16,860 --> 00:34:18,240
‫حداقل تو مرامش رو داشتی...

552
00:34:18,280 --> 00:34:20,120
‫که جعبه‌ها رو
‫توی زیرزمین نگه داری.

553
00:34:23,750 --> 00:34:24,910
‫جدی می‌گم.

554
00:34:26,290 --> 00:34:28,540
‫دنیای اِولین داشت
‫کوچیک و کوچیک‌تر می‌شد و...

555
00:34:28,580 --> 00:34:32,510
‫خدای من، من می‌خوام دنیای خودم
‫بازِ باز باشه.

556
00:34:33,300 --> 00:34:35,090
‫و به نظرم این با ما شروع می‌شه.

557
00:34:35,130 --> 00:34:37,550
‫اینجا توی خونه.

558
00:34:38,640 --> 00:34:40,300
‫می‌خوام رابطه‌مون رو
‫بازسازی کنم.

559
00:34:42,140 --> 00:34:44,680
‫می‌خوام دوباره بشناسمت.

560
00:34:46,850 --> 00:34:48,810
‫منم اینو می‌خوام.

561
00:34:48,850 --> 00:34:51,070
‫و همیشه می‌خواستم.

562
00:34:51,110 --> 00:34:56,700
‫و از شنیدن اینکه اسم جیکوب
‫و بابا رو میاری خوشحالم.

563
00:34:57,570 --> 00:35:00,990
‫نه از روی ترس یا غم،

564
00:35:01,030 --> 00:35:03,450
‫بلکه جوری که...

565
00:35:03,490 --> 00:35:06,790
‫اونا رو به آغوشت کشیدی
‫و عاشقشون هستی.

566
00:35:06,830 --> 00:35:08,080
‫آره.

567
00:35:08,120 --> 00:35:09,830
‫با خودمون شروع می‌شه.

568
00:35:11,420 --> 00:35:13,170
‫فقط کاش یه چیزهایی...

569
00:35:13,210 --> 00:35:14,300
‫جور دیگه‌ای پیش می‌رفت.

570
00:35:14,340 --> 00:35:16,670
‫دیگه پشیمونی کافیه، فقط شروع دوباره.

571
00:35:17,680 --> 00:35:20,340
‫باید اتفاقی که افتاده رو قبول کنیم،

572
00:35:20,390 --> 00:35:22,010
‫چون نمی‌شه تغییرش داد.

573
00:35:24,520 --> 00:35:26,230
‫دوستت دارم، عزیزم.

574
00:35:26,270 --> 00:35:27,850
‫دوست دارم، مامان.

575
00:35:32,150 --> 00:35:33,480
‫شب بخیر.

576
00:35:43,030 --> 00:35:44,950
‫وقت تلف نکن، بچه جون.

577
00:35:44,990 --> 00:35:46,870
‫چون هیچ‌وقت تضمینی نیست.

578
00:35:49,500 --> 00:35:51,250
‫شنیدی؟

579
00:35:51,290 --> 00:35:53,960
‫یالا اِل، خلیج منتظره.

580
00:35:54,000 --> 00:35:57,340
‫بهتون خوش بگذره.
‫در لحظه زندگی کنید!

581
00:35:57,380 --> 00:35:58,880
‫سلام، رفیق.

582
00:36:07,180 --> 00:36:08,850
‫سلام.

583
00:36:08,890 --> 00:36:10,690
‫سلام.

584
00:36:10,730 --> 00:36:13,520
‫کاش یه عکس گروهی داشتیم، می‌دونی؟

585
00:36:13,560 --> 00:36:15,820
‫این‌جوری مطمئن می‌شدم
‫واقعاً اتفاق افتاده.

586
00:36:15,860 --> 00:36:18,360
‫چون دیگه دارم حس می‌کنم
‫همه‌اش یه رؤیا بوده.

587
00:36:19,360 --> 00:36:21,570
‫اتفاق افتاده بچه جون، قول میدم.

588
00:36:22,740 --> 00:36:25,410
‫می‌دونم یه قراری گذاشتیم
‫و خیلی دارم سعی می‌کنم...

589
00:36:25,450 --> 00:36:27,790
‫که سر قولم بمونم، ولی...

590
00:36:27,830 --> 00:36:30,330
‫دلم تنگ می‌شه. دلم برای گذشته تنگ می‌شه.

591
00:36:30,370 --> 00:36:32,210
‫و مدام بهش فکر می‌کنم.

592
00:36:32,250 --> 00:36:34,290
‫ببین... درکت می‌کنم.

593
00:36:34,340 --> 00:36:36,630
‫واقعاً می‌گم، آلیس.
‫ولی ما نمی‌تونیم.

594
00:36:37,510 --> 00:36:40,380
‫اون روز نزدیک بود بپرم.

595
00:36:41,510 --> 00:36:43,180
‫- چی‌کار کردی؟
‫- ولی دریاچه جلوم رو گرفت،

596
00:36:43,220 --> 00:36:44,930
‫و اینو بهم داد.

597
00:36:46,260 --> 00:36:47,600
‫نه، من اینو بهت دادم.

598
00:36:47,640 --> 00:36:50,850
‫آره، می‌دونم...
‫ولی من...

599
00:36:50,890 --> 00:36:52,980
‫گمش کردم.

600
00:36:53,020 --> 00:36:55,440
‫راستش، این حقیقت نداره.

601
00:36:55,480 --> 00:36:59,240
‫اون موقع که واسه اولین بار
‫اومدیم اینجا...

602
00:36:59,280 --> 00:37:01,650
‫و تو بهم گفتی که تو و بابا جدا شدین،
‫انداختمش توی دریاچه.

603
00:37:01,700 --> 00:37:05,240
‫و بعد که سعی کردم بردارمش،
‫افتادم توی دریاچه و...

604
00:37:05,280 --> 00:37:06,950
‫و همون موقع همه‌ی اینا شروع شد.

605
00:37:06,990 --> 00:37:09,870
‫به خاطر این دستبند
‫سفر به زمان رو شروع کردم

606
00:37:09,910 --> 00:37:11,870
‫و بعدش دریاچه
‫بهم پسش داد

607
00:37:11,910 --> 00:37:13,960
‫و انگاری گفت: "دیگه کارم تمومه".

608
00:37:14,000 --> 00:37:16,380
‫ولی ما قبلشم اینو می‌دونستیم، آلیس.

609
00:37:16,420 --> 00:37:19,800
‫- تو هیچ‌وقت برنگشتی.
‫- می‌دونم. می‌دونم.

610
00:37:20,670 --> 00:37:22,760
‫ولی از اونجایی که
‫داریم صداقت به خرج می‌دیم،

611
00:37:22,800 --> 00:37:24,680
‫دیگه نباید رازی در کار باشه.

612
00:37:31,020 --> 00:37:34,230
‫مامان، این... این تویی.

613
00:37:34,270 --> 00:37:36,520
‫می‌دونم. می‌دونم، من پیداش کردم.

614
00:37:36,560 --> 00:37:38,270
‫توی لینگرمور آویزون بود.

615
00:37:38,320 --> 00:37:39,610
‫و من... نمی‌دونم چرا،

616
00:37:39,650 --> 00:37:41,900
‫یا چطوری یا اصلاً
‫ربطی به جیکوب داره یا نه،

617
00:37:41,940 --> 00:37:43,900
‫ولی فقط یه راه وجود داره...

618
00:37:43,950 --> 00:37:46,950
‫که من توی نقاشی‌ای باشم
‫که 200 سال پیش کشیده شده.

619
00:37:48,660 --> 00:37:51,160
‫- من برمی‌گردم.
‫- خارق‌العاده‌ست.

620
00:37:51,200 --> 00:37:53,160
‫این چیزیه که
‫تو رو به جیکوب می‌رسونه.

621
00:37:53,210 --> 00:37:54,460
‫حسش می‌کنم.

622
00:37:54,500 --> 00:37:56,960
‫ولی فقط منم با خودت ببر.

623
00:37:57,000 --> 00:37:58,460
‫اصلاً حرفشم نزن.

624
00:37:58,500 --> 00:38:00,960
‫آخرین باری که پریدی
‫نزدیک بود بمیری.

625
00:38:01,010 --> 00:38:04,340
‫نه، منتظر می‌مونم
‫تا صحیح و سالم بری پیش پدرت.

626
00:38:04,380 --> 00:38:06,390
‫مامان خواهش می‌کنم، باشه؟

627
00:38:06,430 --> 00:38:08,550
‫می‌شه واسه آخرین بار
‫با همدیگه سفر بریم؟

628
00:38:08,600 --> 00:38:11,560
‫به خاطر من.
‫و به خاطر جیکوب.

629
00:38:18,860 --> 00:38:20,020
‫بجنب!

630
00:38:21,110 --> 00:38:22,610
‫وایسا دیگه!

631
00:38:45,510 --> 00:38:47,050
‫سلام، همسایه.

632
00:38:47,090 --> 00:38:48,510
‫بابت سر و صدای دیشب
‫معذرت می‌خوام.

633
00:38:48,550 --> 00:38:50,390
‫باید یه خبری می‌دادم.

634
00:38:50,430 --> 00:38:52,010
‫آتیش‌بازی
‫یه سنت خانوادگی بود.

635
00:38:52,060 --> 00:38:55,730
‫نه دل، اشکال نداره.

636
00:38:56,770 --> 00:38:59,900
‫خوبه که اینجا یه‌کم شلوغ بشه.

637
00:39:01,730 --> 00:39:03,400
‫اومدم یه سری بزنم،

638
00:39:03,440 --> 00:39:05,490
‫چون خواستم تو اول از همه بدونی...

639
00:39:05,530 --> 00:39:07,110
‫که من مزرعه رو فروختم.

640
00:39:07,150 --> 00:39:09,200
‫نمی‌دونستم واسه فروش گذاشتی.

641
00:39:09,240 --> 00:39:10,660
‫خودمم نمی‌دونستم.

642
00:39:10,700 --> 00:39:12,660
‫ولی یه خریداری پیداش شد

643
00:39:12,700 --> 00:39:15,410
‫و پیشنهادش انقدر خوب بود
‫که نمی‌شد ردش کرد.

644
00:39:17,420 --> 00:39:20,080
‫ام...

645
00:39:20,130 --> 00:39:24,380
‫جالب اینجاست که این خریدار...

646
00:39:24,420 --> 00:39:26,760
‫نمی‌خواد اجاره‌ی من
‫واسه زمین‌هات رو بر‌ عهده بگیره.

647
00:39:28,090 --> 00:39:30,300
‫شهرنشینن دیگه، می‌دونی؟

648
00:39:30,340 --> 00:39:32,050
‫می‌تونم سعی کنم
‫یکی رو پیدا کنم تا...

649
00:39:32,100 --> 00:39:33,470
‫نه، نه.

650
00:39:33,510 --> 00:39:36,560
‫بیست ساله که
‫تو روی زمین‌مون کار می‌کنی.

651
00:39:36,600 --> 00:39:39,770
‫نمی‌ذارم هر کسی انجامش بده.

652
00:39:41,270 --> 00:39:42,570
‫خودم ترتیبش رو میدم.

653
00:39:42,610 --> 00:39:44,230
‫اگه کس دیگه‌ای رو پیدا نکنی،

654
00:39:44,280 --> 00:39:45,570
‫اصلاً دوست ندارم که...

655
00:39:45,610 --> 00:39:47,900
‫نمی‌فروشمش.
‫نسل‌هاست که این مزارع...

656
00:39:47,950 --> 00:39:51,240
‫واسه این خانواده‌ست.
‫این قرار نیست تغییری کنه.

657
00:39:51,280 --> 00:39:52,780
‫حرف حق جواب نداره.

658
00:39:53,870 --> 00:39:56,040
‫و بازم می‌گم، من...

659
00:39:56,080 --> 00:39:57,960
‫- معذرت می‌خوام.
‫- اشکالی نداره.

660
00:40:15,140 --> 00:40:16,270
‫نگران نباش، مامان.

661
00:40:16,310 --> 00:40:18,230
‫ما رو به جایی می‌بره
‫که نیازه بریم.

662
00:40:29,990 --> 00:40:31,950
‫نمی‌خوای بدونی اون کیه؟

663
00:40:32,450 --> 00:40:33,820
‫نمی‌خوام.

664
00:40:44,170 --> 00:40:46,170
‫مامان!

665
00:40:46,840 --> 00:40:48,010
‫مامان!

666
00:40:50,930 --> 00:40:52,760
‫مامان، کجایی؟

667
00:40:57,060 --> 00:40:58,140
‫مامان!

668
00:40:59,310 --> 00:41:00,640
‫مامان!

669
00:41:01,940 --> 00:41:03,690
‫- مامان؟
‫- آلیس؟

670
00:41:07,980 --> 00:41:09,240
‫آلیس!

671
00:41:11,240 --> 00:41:12,280
‫آلیس!

672
00:41:17,370 --> 00:41:18,870
‫وای خدا.

673
00:41:19,540 --> 00:41:20,910
‫تو کجایی؟!

674
00:41:20,934 --> 00:41:27,934
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده