1
00:00:04,230 --> 00:00:05,440
‫آنچه در "راه بازگشت به خانه" گذشت...

2
00:00:06,110 --> 00:00:07,520
‫مامان، کجایی؟!

3
00:00:07,570 --> 00:00:09,530
‫من و مامان با همدیگه پریدیم
‫و بعدش به معنای واقعی...

4
00:00:09,570 --> 00:00:11,360
‫- دریاچه ما رو از هم جدا کرد.
‫- اگه دل مزرعه رو...

5
00:00:11,400 --> 00:00:13,490
‫به خاطر من از دست بده،
‫هیچ‌وقت خودم رو نمی‌بخشم.

6
00:00:13,530 --> 00:00:15,280
‫رفتم چون نتونستم
‫با مرگ کولتون و اینکه تو...

7
00:00:15,320 --> 00:00:16,740
‫توش دخیل بودی کنار بیام.

8
00:00:16,780 --> 00:00:17,990
‫قرار بود اینم درست کنی کت،

9
00:00:18,030 --> 00:00:19,540
‫ولی خرابش کردی.

10
00:00:20,790 --> 00:00:22,290
‫جیکوب لندری رو می‌شناسی؟

11
00:00:22,330 --> 00:00:24,120
‫- می‌شناسم.
‫- اون... اون کجاست؟

12
00:00:24,170 --> 00:00:26,460
‫داستان بعدیت رو پیدا کردم.

13
00:00:28,840 --> 00:00:30,130
‫جیکوب؟

14
00:00:40,260 --> 00:00:43,390
‫کودکی با سیمایی پاک
‫و روشن

15
00:00:43,430 --> 00:00:45,100
‫و چشمانی پر از شگفتی.

16
00:00:45,140 --> 00:00:46,560
‫وایسا، جیکوب؟

17
00:00:46,600 --> 00:00:49,070
‫گرچه زمان سریع می‌گذرد
‫و من و تو...

18
00:00:49,110 --> 00:00:51,650
‫نیمی از زندگی از هم فاصله داریم،

19
00:00:51,690 --> 00:00:54,070
‫پژواک‌هایش همچنان
‫در خاطره‌ها باقی می‌ماند،

20
00:00:54,110 --> 00:00:56,610
‫گرچه سال‌های حسود می‌گوید
‫که فراموش کن.

21
00:00:57,950 --> 00:00:58,950
‫نه آن صورت آفتابی را دیدم،

22
00:00:58,990 --> 00:01:00,910
‫و نه خنده‌ی سیمین فامت را.

23
00:01:00,950 --> 00:01:02,240
‫جیکوب!

24
00:01:03,750 --> 00:01:05,290
‫ولی در ذهنم نمی‌گنجد که
‫که زندگی پس از جوانی...

25
00:01:05,330 --> 00:01:07,630
‫چگونه خواهد بود.

26
00:01:08,710 --> 00:01:11,250
‫خیلی معذرت می‌خوام.

27
00:01:12,340 --> 00:01:14,170
‫با یکی دیگه اشتباه گرفتمت.

28
00:01:21,510 --> 00:01:24,310
‫خانم؟ کمک می‌خواین؟

29
00:01:24,350 --> 00:01:26,350
‫- نه.
‫- نه، نه، نه...

30
00:01:26,390 --> 00:01:28,150
‫لازم نیست ازم بترسین.

31
00:01:29,480 --> 00:01:32,110
‫اتفاقاً منم که باید
‫بهتون مشکوک باشم.

32
00:01:32,150 --> 00:01:34,650
‫هر چی نباشه، شما توی زمین من هستین.

33
00:01:35,440 --> 00:01:36,700
‫زمین شما؟

34
00:01:36,740 --> 00:01:38,200
‫آره.

35
00:01:39,530 --> 00:01:40,910
‫الایژا لندری هستم.

36
00:01:42,990 --> 00:01:44,500
‫شما کی باشین؟

37
00:01:46,250 --> 00:01:48,540
‫کا... کاترین.

38
00:01:48,580 --> 00:01:50,920
‫فقط... کاترین.

39
00:01:50,944 --> 00:01:57,944
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

40
00:02:00,140 --> 00:02:03,720
‫مادربزرگ، صبر کن!
‫بذار کمکت کنم.

41
00:02:03,760 --> 00:02:05,770
‫ممنونم، عزیزم.
‫دارم میرم بازار...

42
00:02:05,810 --> 00:02:08,640
‫- و یه غرفه‌ی خوب قاپ بزنم.
‫- منم باهات میام.

43
00:02:08,690 --> 00:02:11,230
‫هر کمکی لازم داشته باشی، من هستم.
‫هر وقت که بخوای.

44
00:02:11,270 --> 00:02:15,780
‫باشه. سریع بپر بالا.
‫قراره بقیه رو شکست بدیم.

45
00:02:17,530 --> 00:02:19,860
‫آروم برو، جیکوب.
‫اون کاریت نداره.

46
00:02:21,910 --> 00:02:23,660
‫یا حداقل من این‌طور فکر کردم.

47
00:02:23,700 --> 00:02:26,540
‫نه. نه، نه، نه، البته که نه، نه.
‫من...

48
00:02:26,580 --> 00:02:30,880
‫معذرت می‌خوام من فقط... گیج شدم.
‫اسمش جیکوبه؟

49
00:02:30,920 --> 00:02:32,670
‫آره، نوه‌ام.

50
00:02:34,210 --> 00:02:35,920
‫می‌شه بپرسم چی شد که
‫اومدی پیش ما؟

51
00:02:36,880 --> 00:02:38,630
‫من مسافرم.

52
00:02:38,670 --> 00:02:42,470
‫و راه درازی رو اومدم
‫تا یکی رو پیدا کنم.

53
00:02:42,510 --> 00:02:44,180
‫فکر کنم اشتباه اومدم.

54
00:02:44,220 --> 00:02:46,520
‫اینش رو نمی‌دونم.

55
00:02:46,560 --> 00:02:49,980
‫انگاری با طوفان مبارزه کردی...

56
00:02:50,020 --> 00:02:51,600
‫و طوفان برنده شده.

57
00:02:53,060 --> 00:02:55,780
‫خونه‌ی گرمی دارم. غذا واسه خوردن دارم.

58
00:02:55,820 --> 00:02:58,610
‫به نظر من که راه رو درست اومدی.

59
00:02:59,650 --> 00:03:01,660
‫اون جیکوبه.
‫با پسرم، ویلیام.

60
00:03:01,700 --> 00:03:04,580
‫اینجا... اینجا خونه‌ست.

61
00:03:13,130 --> 00:03:14,500
‫کت؟

62
00:03:25,010 --> 00:03:27,260
‫صبح بخیر، الیوت!

63
00:03:27,310 --> 00:03:29,060
‫امیدوارم گرسنه باشی.
‫دل داره...

64
00:03:29,100 --> 00:03:31,390
‫واسه یه ارتش پنکیک درست می‌کنه.

65
00:03:32,940 --> 00:03:34,440
‫سلام، الیوت!

66
00:03:35,150 --> 00:03:36,320
‫علف توی موهاته.

67
00:03:37,480 --> 00:03:40,240
‫باز توی اون انبار بوگندو خوابیدی؟

68
00:03:40,280 --> 00:03:41,950
‫داشتم ستاره‌ها رو تماشا می‌کردم
‫که خوابم برد.

69
00:03:43,530 --> 00:03:46,330
‫باید برم خونه.
‫قایق بابا امروز صبح حرکت می‌کنه.

70
00:03:46,370 --> 00:03:48,450
‫ویکتور باز داره میره؟

71
00:03:48,490 --> 00:03:51,210
‫همیشه برات یه صندلی
‫پشت میزمون هست.

72
00:03:51,250 --> 00:03:52,790
‫قدمت روی چشم، الیوت.

73
00:03:53,790 --> 00:03:55,170
‫به کت بگو بیاد ایستگاه اتوبوس
‫منو ببینه.

74
00:03:55,210 --> 00:03:56,670
‫نمی‌خوایم واسه اردوی امروز مدرسه
‫دیر کنیم.

75
00:03:56,710 --> 00:03:57,670
‫می‌گم بهش.

76
00:04:04,720 --> 00:04:07,810
‫بفرمایین نمونه‌های عسل
‫خانۀ آبی رو امتحان کنین.

77
00:04:07,850 --> 00:04:09,680
‫این بیسکویت‌ها تازه‌ان
‫و همین امروز صبح درست شدن.

78
00:04:09,720 --> 00:04:11,980
‫به نظرت این نمونه‌ها
‫یه‌کم زیاد نیستن؟

79
00:04:12,020 --> 00:04:14,520
‫اگه مردم بخوان امتحان کنن،
‫باید پولش رو بدن.

80
00:04:14,560 --> 00:04:16,770
‫تحویل ویژه
‫برای دو مشتری عزیزم.

81
00:04:16,810 --> 00:04:18,610
‫ممنونم، مانیکا.

82
00:04:18,650 --> 00:04:20,070
‫امروز صبح کسب‌وکار چطوره، خانم‌ها؟

83
00:04:20,110 --> 00:04:21,690
‫خوبه. ولی بد نیست به آلیس...

84
00:04:21,740 --> 00:04:23,990
‫یه‌چیزهایی در مورد اقتصاد رفتاری
‫یاد بدی.

85
00:04:24,030 --> 00:04:25,780
‫نظرت چیه مشغول بشی؟

86
00:04:25,820 --> 00:04:27,320
‫حالا که تابستون رو اینجایی،

87
00:04:27,370 --> 00:04:29,120
‫من شدیداً کمبود پرسنل دارم.

88
00:04:29,160 --> 00:04:31,370
‫خصوصاً که اسپنسر رفته ایتالیا.

89
00:04:31,410 --> 00:04:33,870
‫ممنونم. خیلی دوست دارم،
‫ولی... نمی‌دونم...

90
00:04:33,910 --> 00:04:35,460
‫چقدر وقت داشته باشم.

91
00:04:35,500 --> 00:04:37,130
‫خب، بهم بگو که
‫در موردش فکر می‌کنی؟

92
00:04:37,170 --> 00:04:38,920
‫حتماً. ممنونم.

93
00:04:38,960 --> 00:04:41,510
‫نمی‌تونی کار توی پوینت رو رد کنی.

94
00:04:41,550 --> 00:04:44,930
‫اینجا این واسه یه نوجوون
‫موفقیت بزرگیه.

95
00:04:44,970 --> 00:04:47,220
‫آره ولی... مهمه که
‫توی مزرعه بهت کمک کنم.

96
00:04:47,260 --> 00:04:48,720
‫فکر می‌کنی چقدر به کمک نیاز دارم؟

97
00:04:52,180 --> 00:04:55,140
‫بیا. خودتو کنار آتیش گرم کن.

98
00:04:55,190 --> 00:04:56,900
‫یه‌چیزی درست می‌کنم بخوری.

99
00:05:16,370 --> 00:05:17,710
‫داری خشک می‌شی؟

100
00:05:19,590 --> 00:05:21,500
‫آره. آره، ممنونم.

101
00:05:21,550 --> 00:05:24,220
‫ممنونم. چرا...

102
00:05:24,260 --> 00:05:26,430
‫همچین بنای سنگی‌ای واقعاً...

103
00:05:26,470 --> 00:05:28,140
‫خوب دوام میاره.

104
00:05:29,390 --> 00:05:31,680
‫به همین امید ساختمش،

105
00:05:31,720 --> 00:05:33,770
‫اینکه مدت‌ها بعد از مرگم
‫باقی بمونه.

106
00:05:34,560 --> 00:05:37,020
‫ولی حتی بهترین طرح‌ها هم
‫ممکنه اشتباه از آب دربیان.

107
00:05:38,100 --> 00:05:39,900
‫می‌بینی که، سنگ‌ها همه‌اش شل می‌شن.

108
00:05:39,940 --> 00:05:42,110
‫اینجا همیشه یه چیزی
‫واسه تعمیر کردن پیدا می‌شه.

109
00:05:45,070 --> 00:05:47,070
‫خونه‌ی قشنگی دارین.

110
00:05:48,990 --> 00:05:50,780
‫1814.

111
00:05:51,870 --> 00:05:53,700
‫عجب سالی بوده امسال، نه؟

112
00:05:53,740 --> 00:05:55,870
‫تا اینجا که این‌طور بوده.
‫ببینیم فصل برداشت محصول چطوره.

113
00:05:57,120 --> 00:05:58,540
‫با وجود تمام
‫ضررهایی که برام داشته،

114
00:05:58,580 --> 00:05:59,920
‫ممکنه اینم هیچ و پوچ بشه.

115
00:05:59,960 --> 00:06:02,550
‫نمی‌دونم.
‫ممکنه فواید خودش رو داشته باشه.

116
00:06:03,880 --> 00:06:07,130
‫متأسفانه چیز زیادی
‫واسه پذیرایی از مهمان ندارم.

117
00:06:08,260 --> 00:06:09,890
‫ببخشید که ساده‌ست.

118
00:06:09,930 --> 00:06:12,600
‫- نه.
‫- زمستون پارسال زنم فوت کرد،

119
00:06:12,640 --> 00:06:14,430
‫و خیلی چیزها هست که باید یاد بگیرم.

120
00:06:14,470 --> 00:06:16,020
‫واقعاً متأسفم.

121
00:06:16,060 --> 00:06:18,520
‫من و بک سال‌های شاد زیادی رو
‫کنار هم گذروندیم.

122
00:06:19,400 --> 00:06:21,440
‫و باز همدیگه رو می‌بینیم.

123
00:06:22,110 --> 00:06:23,440
‫یه روزی.

124
00:06:24,280 --> 00:06:25,610
‫هوم.

125
00:06:28,150 --> 00:06:30,030
‫کار پسرمه.

126
00:06:30,910 --> 00:06:32,780
‫استعداد داره.

127
00:06:35,450 --> 00:06:36,950
‫این فانوس دریایی پورت هیونه.

128
00:06:39,620 --> 00:06:41,580
‫عجیبه که می‌شناسیش.

129
00:06:43,000 --> 00:06:44,460
‫گفته بودی اهل اینجا نیستی.

130
00:06:44,500 --> 00:06:47,470
‫یه مدتی اینجا بودم.

131
00:06:47,510 --> 00:06:49,800
‫می‌دونین...
‫سرسری رد شدم.

132
00:06:51,090 --> 00:06:54,930
‫خب، این افتخار جامعه‌ی کوچیک ماست.

133
00:06:54,970 --> 00:06:56,470
‫ساخته‌ی دست خانوادۀ لندری.

134
00:06:56,520 --> 00:06:58,060
‫پسرتون توی ساخت اونم
‫کمک کرده؟

135
00:06:58,100 --> 00:07:01,440
‫طراحیشم کرده.
‫اون پسر واسه خودش یه‌پا هنرمنده.

136
00:07:01,480 --> 00:07:03,650
‫نمی‌دونم از کی به ارث برده.

137
00:07:03,690 --> 00:07:05,110
‫هوم.

138
00:07:08,860 --> 00:07:11,200
‫- اون چیه؟
‫- جدیدترین نبوغم،

139
00:07:11,240 --> 00:07:12,660
‫دخترها. گردشگران تابستونی...

140
00:07:12,700 --> 00:07:14,450
‫عاشقش می‌شن،
‫ببین، ببین، ببین!

141
00:07:14,490 --> 00:07:17,540
‫گذشته‌ی مخوف مدفون
‫پورت هیون رو کشف کنین.

142
00:07:17,580 --> 00:07:20,620
‫فقط 45دلار!
‫واسه خانم‌های لندری...

143
00:07:20,660 --> 00:07:22,830
‫- سه‌تا بلیت کنار می‌ذارم، باشه؟
‫- مگه چاره دیگه‌ای هم داریم؟

144
00:07:22,880 --> 00:07:24,630
‫- آخی!
‫- به نظرت یه‌کم...

145
00:07:24,670 --> 00:07:27,420
‫گرون نیست؟
‫خصوصاً الان؟

146
00:07:27,460 --> 00:07:29,720
‫نرخ روز همینه!

147
00:07:29,760 --> 00:07:32,300
‫ولی وایسین ببینم، چی شده؟
‫مشکل مالی دارین؟

148
00:07:32,340 --> 00:07:34,890
‫نه! مشکلی نداریم.
‫درسته که گسترشِ...

149
00:07:34,930 --> 00:07:37,010
‫کسب‌وکار عسل یه‌کم ما رو عقب انداخت،

150
00:07:37,060 --> 00:07:39,600
‫ولی تا آخر فصل جبرانش می‌کنم.

151
00:07:39,640 --> 00:07:41,020
‫- باشه، باشه.
‫- نمونه؟

152
00:07:41,060 --> 00:07:42,600
‫- سلام! یکی از اینا برمی‌دارم!
‫- عسل خوشمزه.

153
00:07:42,650 --> 00:07:44,150
‫- یه نمونه بردارین.
‫- مادربزرگ،

154
00:07:44,190 --> 00:07:45,980
‫نمی‌خواد به خاطر من تظاهر کنی
‫که همه‌چی روبه‌راهه،

155
00:07:46,020 --> 00:07:48,190
‫باشه؟ من اون‌قدری بزرگ شدم
‫که حقیقت رو بفهمم.

156
00:07:48,230 --> 00:07:50,070
‫چی داری می‌گی؟
‫از صبح...

157
00:07:50,110 --> 00:07:51,740
‫رفتارت عجیب شده.

158
00:07:51,780 --> 00:07:53,530
‫چون داریم مزرعه رو از دست می‌دیم!

159
00:07:54,200 --> 00:07:55,530
‫وایسا، چی؟

160
00:08:00,660 --> 00:08:03,500
‫مطمئنم که بهتر از اینم خوردی،
‫ولی...

161
00:08:03,540 --> 00:08:05,250
‫این غذا حسابی بهت مزه می‌کنه.

162
00:08:16,640 --> 00:08:18,010
‫ما قهرمان می‌شیم،

163
00:08:18,060 --> 00:08:21,350
‫و قهرمان‌ها همیشه
‫نشان‌ خاص خودشون رو دارن. می‌بینی؟

164
00:08:21,390 --> 00:08:24,650
‫"جی" و "کِی" به نجات‌تون میان!

165
00:08:32,030 --> 00:08:35,200
‫چطوری...
‫از کجا این شعر رو بلدین؟

166
00:08:35,240 --> 00:08:36,820
‫هوم؟

167
00:08:36,870 --> 00:08:38,450
‫اوه!

168
00:08:38,490 --> 00:08:40,660
‫اوه...

169
00:08:40,700 --> 00:08:44,000
‫پسرم کوچولو که بود
‫همیشه زمزمه‌اش می‌کرد.

170
00:08:44,040 --> 00:08:46,580
‫ویلیام؟
‫پسرتون فانوس دریایی رو ساخته؟

171
00:08:46,630 --> 00:08:52,340
‫نه. نه، اون یکی پسرم.

172
00:08:53,760 --> 00:08:55,760
‫یه پسر دیگه هم دارین؟

173
00:08:55,800 --> 00:08:58,390
‫دارم. حدوداً...

174
00:08:58,430 --> 00:09:01,140
‫بیست سال و خرده‌ای پیش
‫به فرزندی قبولش کردیم.

175
00:09:01,180 --> 00:09:03,230
‫ولی اون یه لندری تمام عیاره.

176
00:09:03,270 --> 00:09:05,560
‫ویلیام حتی اسم پسرش رو
‫از روی اسم اون گذاشته.

177
00:09:05,600 --> 00:09:07,230
‫از روی اسم جیکوب‌مون.

178
00:09:08,360 --> 00:09:12,190
‫و... اون جیکوب الان کجاست؟

179
00:09:13,070 --> 00:09:14,530
‫متأسفانه باید بگم که رفته.

180
00:09:14,570 --> 00:09:16,530
‫- رفته؟
‫- آره.

181
00:09:16,570 --> 00:09:18,070
‫به کانادای علیا.

182
00:09:19,120 --> 00:09:21,160
‫رفته واسه جنگ
‫یه کشتی تحویل بده.

183
00:09:21,200 --> 00:09:23,950
‫پس اون...
‫اون برمی‌گرده؟

184
00:09:24,910 --> 00:09:26,080
‫البته.

185
00:09:27,250 --> 00:09:29,210
‫اینجا خونه‌اشه.

186
00:09:30,670 --> 00:09:33,710
‫کاوشگر راه بازگشت
‫به خونه‌اش رو پیدا کرده...

187
00:09:34,800 --> 00:09:36,130
‫از کجا این شعر رو می‌شناسی، کاترین؟

188
00:09:38,050 --> 00:09:41,140
‫همونی که جیکوبم
‫بچه که بود می‌خوند؟

189
00:09:42,810 --> 00:09:46,390
‫بهتون گفتم اومدم اینجا...
‫دنبال کسی بگردم.

190
00:09:48,350 --> 00:09:49,980
‫دنبال برادر کوچیکم.

191
00:09:51,480 --> 00:09:53,320
‫اسمش... اسمش...

192
00:09:55,190 --> 00:09:57,860
‫...جیکوب بود.

193
00:09:58,990 --> 00:10:00,370
‫و من...

194
00:10:00,410 --> 00:10:05,160
‫24ساله که دارم می‌گردم.

195
00:10:08,250 --> 00:10:11,290
‫و فکر کنم بالأخره پیداش کردم.

196
00:10:11,960 --> 00:10:13,380
‫24سال؟

197
00:10:17,050 --> 00:10:19,260
‫همیشه می‌دونستیم
‫یکی میاد دنبالش.

198
00:10:22,760 --> 00:10:24,810
‫اگه تو خواهر جیکوبی...

199
00:10:31,520 --> 00:10:33,440
‫...پس تو هم
‫عضوی از خانواده‌ای.

200
00:10:42,120 --> 00:10:44,700
‫امروز همچنان داره
‫بهتر و بهتر می‌شه.

201
00:10:49,670 --> 00:10:52,130
‫هی...
‫بابت یه‌کم پیش معذرت می‌خوام.

202
00:10:52,170 --> 00:10:54,920
‫سعی داشتم
‫باهات حرف بزنم و...

203
00:10:54,960 --> 00:10:56,960
‫- یهو منفجر شدم.
‫- نمی‌تونستی یه‌جای خلوت‌تری...

204
00:10:57,010 --> 00:10:58,970
‫منفجر بشی؟
‫با حرفی که تو زدی...

205
00:10:59,010 --> 00:11:01,260
‫کبریت گرفتی زیر آتیش شایعات.
‫و اصلاً چرا فکر کردی که...

206
00:11:01,300 --> 00:11:03,140
‫ما قراره مزرعه رو از دست بدیم؟

207
00:11:03,180 --> 00:11:05,180
‫از هنک شنیدم.
‫گفتش که تو...

208
00:11:05,220 --> 00:11:07,930
‫وابسته به پولی هستی که اون
‫از اجاره بهت میده...

209
00:11:07,980 --> 00:11:09,690
‫وایسا ببینم، پس قرار نیست
‫مزرعه رو از دست بدیم؟

210
00:11:09,730 --> 00:11:11,690
‫نه! چون هنک زمینش رو فروخته،

211
00:11:11,730 --> 00:11:14,690
‫باید مشکل زمین رو حل کنم،
‫فقط همین.

212
00:11:14,730 --> 00:11:17,940
‫پس لطفاً دیگه سرخود واسه خودت
‫نتیجه‌گیری نکن!

213
00:11:17,990 --> 00:11:19,990
‫پس... می‌خوای چی‌کار کنی؟

214
00:11:20,030 --> 00:11:21,990
‫الان می‌خوام به نوه‌ام
‫درس ارزشمندی از زندگی بدم...

215
00:11:22,030 --> 00:11:25,740
‫که چطوری لاستیک ماشین رو عوض کنه.

216
00:11:25,790 --> 00:11:27,830
‫البته اگه بتونم آچار چرخم رو پیدا کنم!

217
00:11:29,370 --> 00:11:31,420
‫اوه، جود!

218
00:11:31,460 --> 00:11:33,920
‫می‌دونستم اگه بهش قرض بدم،
‫دیگه رنگش رو نمی‌بینم.

219
00:11:35,710 --> 00:11:37,170
‫سلام.

220
00:11:37,210 --> 00:11:40,090
‫شما خانم‌ها گیر افتادین
‫یا دارین از منظره لذت می‌برین؟

221
00:11:41,260 --> 00:11:42,510
‫کدوم منظره؟

222
00:11:42,550 --> 00:11:44,510
‫منظره‌ای که من دارم می‌بینم...

223
00:11:44,550 --> 00:11:46,220
‫واقعاً خیره‌کننده‌ست.

224
00:11:47,930 --> 00:11:49,850
‫اون لاستیک دیگه عمرش رو کرده.
‫اگه لاستیک زاپاس رو بهم بدی،

225
00:11:49,890 --> 00:11:51,350
‫توی یه چشم بهم زدن
‫به جاده برمی‌گردی.

226
00:11:51,390 --> 00:11:53,900
‫لازم نیست،
‫ولی اگه تو آچارت رو بهم قرض بدی،

227
00:11:53,940 --> 00:11:56,730
‫- خودم از پس بقیه‌اش برمیام.
‫- مطمئنم که می‌تونی.

228
00:11:56,770 --> 00:11:58,650
‫شنیدی که؟

229
00:11:58,690 --> 00:12:00,700
‫یه دست صدا نداره.

230
00:12:00,740 --> 00:12:02,570
‫اینش رو نمی‌دونم.

231
00:12:02,610 --> 00:12:03,990
‫اوه، بی‌خیال.

232
00:12:04,030 --> 00:12:05,570
‫باید توی روستا...

233
00:12:05,620 --> 00:12:07,240
‫هوای همدیگه رو داشته باشیم.
‫بد می‌گم؟

234
00:12:08,790 --> 00:12:11,620
‫درسته. ولی رانندگی با ماشین شیک

235
00:12:11,660 --> 00:12:14,580
‫اونم واسه چند هفته توی تابستون،
‫شامل زندگی واقعی...

236
00:12:14,630 --> 00:12:16,920
‫توی روستا نمی‌شه؛ پس همون‌طور که گفتم،

237
00:12:16,960 --> 00:12:18,920
‫خودمون از پسش برمیایم،
‫و شما هم می‌تونی به راهت ادامه بدی...

238
00:12:18,960 --> 00:12:21,760
‫و اینو به ما محلی‌ها بسپاری.

239
00:12:21,800 --> 00:12:25,340
‫راستش، خودم محلی‌ام.
‫اونم کل سال.

240
00:12:25,390 --> 00:12:27,010
‫تازه بازنشسته شدم و اومدم پورت هیون

241
00:12:27,050 --> 00:12:29,470
‫و واقعاً امیدوارم به‌زودی
‫باز گذرمون به همدیگه بخوره.

242
00:12:32,100 --> 00:12:33,020
‫وای خدا.

243
00:12:36,980 --> 00:12:40,690
‫هی! کجا اینو پس بدم؟

244
00:12:43,360 --> 00:12:45,280
‫به نظر آدم... خوبی میاد!

245
00:12:58,290 --> 00:12:59,590
‫بابا؟

246
00:12:59,630 --> 00:13:01,760
‫بابا، هنوز اینجایی؟

247
00:13:01,800 --> 00:13:03,300
‫خوابم برد!

248
00:13:17,355 --> 00:13:17,955
‫[جمعه برمی‌گردم]

249
00:13:17,980 --> 00:13:19,520
‫هفته‌ی بعد می‌بینمت، بابا.

250
00:13:23,320 --> 00:13:25,950
‫وقتی جیکوب رو پیدا کردی
‫چی بهت گفت؟

251
00:13:26,490 --> 00:13:28,620
‫هیچی.

252
00:13:28,660 --> 00:13:30,280
‫اصلاً نمی‌تونست حرف بزنه،
‫چه برسه که بخواد بگه...

253
00:13:30,330 --> 00:13:31,830
‫چه اتفاقی براش افتاده.

254
00:13:31,870 --> 00:13:35,160
‫اینکه چطوری
‫از خانواده‌اش جدا شده.

255
00:13:36,620 --> 00:13:39,840
‫ولی... مگه تو ازش نپرسیدی؟
‫یعنی نخواستی بدونی؟

256
00:13:39,880 --> 00:13:44,090
‫خواستم احساس امنیت کنه.
‫و همین‌طور هم بود.

257
00:13:45,630 --> 00:13:49,850
‫من و ربکا همیشه حس می‌کردیم
‫تقدیر این بوده که پیداش کنیم.

258
00:13:50,890 --> 00:13:52,560
‫و اینجا خیلی بهش محبت کردیم، کاترین.

259
00:13:53,520 --> 00:13:57,020
‫و من... من خیلی خوشحالم.

260
00:13:57,060 --> 00:14:01,360
‫باورم نمی‌شه که ما اونو
‫به شما باختیم.

261
00:14:02,190 --> 00:14:03,530
‫می‌دونم.

262
00:14:05,530 --> 00:14:07,070
‫آیا ما به تو می‌بازیمش؟

263
00:14:12,870 --> 00:14:15,290
‫- تو؟
‫- سوزانا. تو کاترین رو می‌شناسی؟

264
00:14:15,330 --> 00:14:17,620
‫توی شهر باهاش آشنا شدم،

265
00:14:17,670 --> 00:14:19,290
‫گرچه اسمش رو نگفته بود.

266
00:14:19,330 --> 00:14:22,750
‫کاترین، ایشون آگوستین هستن.

267
00:14:22,800 --> 00:14:26,840
‫- نامزد جیکوب.
‫- نامزد، یعنی قراره ازدواج کنن؟

268
00:14:26,880 --> 00:14:28,430
‫معنیش همینه، آره.

269
00:14:28,470 --> 00:14:30,850
‫و تو اینجا
‫پیش الایژا هستی چون...؟

270
00:14:30,890 --> 00:14:32,890
‫چون من خواهر نامزدتم.

271
00:14:33,930 --> 00:14:37,940
‫خب. پس خیلی حرف‌ها
‫واسه گفتن داریم.

272
00:14:37,980 --> 00:14:39,650
‫بذار تا اتاقت همراهیت کنم.

273
00:14:39,690 --> 00:14:41,190
‫می‌تونیم با همدیگه آشنا بشیم.

274
00:14:41,230 --> 00:14:43,480
‫راستش دوست دارم بمونم
‫با الایژا صحبت کنم و...

275
00:14:43,520 --> 00:14:45,570
‫اصرار می‌کنم.
‫جاده واسه بانوانی که...

276
00:14:45,610 --> 00:14:47,360
‫تنها سفر می‌کنن خطرناکه.

277
00:14:47,400 --> 00:14:50,410
‫ما که نمی‌خوایم خواهر عزیز جیکوب
‫صدمه‌ای ببینه.

278
00:14:52,990 --> 00:14:54,700
‫آره، بابت نگرانیت ممنونم

279
00:14:54,740 --> 00:14:56,160
‫ولی همه‌اش یه سوءتفاهمه.

280
00:14:56,200 --> 00:14:59,670
‫اوضاع‌مون عالیه،
‫اوضاع مزرعه عالیه.

281
00:14:59,710 --> 00:15:02,630
‫به‌زودی قهوه می‌خوریم.
‫عالیه، ممنونم.

282
00:15:04,130 --> 00:15:05,550
‫خیلی‌خب،
‫در مورد شرایط زمین...

283
00:15:05,590 --> 00:15:07,840
‫- با مامان حرف می‌زنی؟
‫- البته. باهاش حرف می‌زنم.

284
00:15:07,880 --> 00:15:09,930
‫بعد از اینکه با تمومِ
‫شهروندان نگران پورت هیون...

285
00:15:09,970 --> 00:15:11,800
‫دونه‌دونه سر و کله زدم،
‫به مامانت می‌گم.

286
00:15:11,840 --> 00:15:13,640
‫وای خدای من.

287
00:15:13,680 --> 00:15:15,930
‫بقیه رو می‌ذارم بره روی پیغام‌گیر.

288
00:15:16,680 --> 00:15:18,020
‫اوه!

289
00:15:18,060 --> 00:15:19,440
‫باید به روزم برسم.

290
00:15:37,120 --> 00:15:40,580
‫سلام! آماده‌ای منو ببینی، هان؟

291
00:15:41,620 --> 00:15:43,460
‫وای. از آشنایی باهات خوشبختم.

292
00:15:44,960 --> 00:15:46,460
‫خدای من، چقدر خوشگلی آخه!

293
00:15:48,260 --> 00:15:51,630
‫خیلی‌خب، فقط...
‫دقیقاً داری چی‌کار می‌کنی؟

294
00:15:51,680 --> 00:15:53,180
‫تو بهم بگو. دفعۀ آخر که...

295
00:15:53,220 --> 00:15:54,970
‫آوردمت اینجا غیبت زد.

296
00:15:55,010 --> 00:15:56,930
‫هر حقه‌ای که سعی داری پیاده کنی...

297
00:15:56,970 --> 00:15:59,350
‫نه، نه، نه، در موردم اشتباه می‌کنی.

298
00:15:59,390 --> 00:16:01,190
‫آخرین بار که همدیگه رو دیدیم،
‫بهم گفتی که...

299
00:16:01,230 --> 00:16:03,310
‫دنبال بچه‌ای به اسم جیکوب لندری هستی.

300
00:16:03,350 --> 00:16:05,610
‫- آره، بودم. ولی...
‫- ولی!

301
00:16:05,650 --> 00:16:08,530
‫حالا ادعا می‌کنی که
‫خواهر گمشده‌ی جیکوب منی.

302
00:16:08,570 --> 00:16:13,360
‫جیکوب یه مَرده، نه یه پسربچه.
‫پس کدومش؟

303
00:16:13,410 --> 00:16:15,160
‫جفتش. باشه؟
‫آخرین باری که...

304
00:16:15,200 --> 00:16:17,620
‫پیش جیکوب بودم،
‫اون یه پسربچه بود.

305
00:16:17,660 --> 00:16:18,790
‫من خیلی وقته که جیکوب رو می‌شناسم...

306
00:16:18,830 --> 00:16:21,250
‫و اون هرگز نگفته که خواهری داره.

307
00:16:22,250 --> 00:16:24,710
‫حتماً... یه دلیلی داشته.

308
00:16:24,750 --> 00:16:27,460
‫توی جنگل با لباس‌های مردونه
‫اینور و اونور میری.

309
00:16:27,500 --> 00:16:29,670
‫مجرم‌هایی مثل توماس کویل
‫به دلایلی...

310
00:16:29,710 --> 00:16:31,470
‫که نمی‌تونی توضیح بدی
‫بهت شلیک می‌کنن.

311
00:16:31,510 --> 00:16:33,220
‫اونه که باید دلیل کاری که
‫کرده رو توضیح بده.

312
00:16:33,260 --> 00:16:35,300
‫- اینو یه هشدار در نظر بگیر.
‫- وای.

313
00:16:35,340 --> 00:16:37,600
‫سوزانا.
‫هی، تو جونم رو نجات دادی.

314
00:16:37,640 --> 00:16:41,310
‫و بابتش خیلی ازت ممنونم، باشه؟
‫بهم اعتماد کن، من قصد ندارم آسیبی برسونم.

315
00:16:41,350 --> 00:16:44,020
‫فقط واسه جیکوب اینجام.
‫سوزانا!

316
00:16:44,060 --> 00:16:47,150
‫دارم واسه آخرین بار
‫بهت فرصت میدم.

317
00:16:47,190 --> 00:16:49,400
‫تو کی هستی و چی...

318
00:16:49,440 --> 00:16:51,990
‫از خانوادۀ لندری می‌خوای؟
‫چی از جیکوب می‌خوای؟

319
00:16:52,030 --> 00:16:53,700
‫باشه، می‌خوای بدونی من کی هستم؟

320
00:16:55,570 --> 00:16:56,700
‫خودت خواستی.

321
00:17:11,380 --> 00:17:12,300
‫این کیه؟

322
00:17:12,340 --> 00:17:13,920
‫خوبه، تو هم می‌تونی ببینیش.

323
00:17:13,970 --> 00:17:16,470
‫دیگه داشتم فکر می‌کردم توهم زدم.

324
00:17:16,510 --> 00:17:18,930
‫- ولی اون از کجا اومده؟
‫- نمی‌دونم.

325
00:17:18,970 --> 00:17:20,770
‫ولی مطمئناً مال کسیه.

326
00:17:20,810 --> 00:17:23,060
‫پرس‌وجو می‌کنم.

327
00:17:23,100 --> 00:17:25,440
‫تا اون موقع توی طویله نگهش می‌دارم.

328
00:17:25,480 --> 00:17:27,150
‫جالبش اینجاست که
‫اون دقیقاً شبیه اسبیه که...

329
00:17:27,190 --> 00:17:30,190
‫وقتی بچه بودم داشتم.
‫آذرخش.

330
00:17:30,230 --> 00:17:33,320
‫خیلی دوستش داشتم.

331
00:17:33,360 --> 00:17:34,950
‫پاک یادم رفته بود که
‫تو عشقِ اسب بودی.

332
00:17:34,990 --> 00:17:36,700
‫- مگه بده؟
‫- نه.

333
00:17:36,740 --> 00:17:37,910
‫اگه تو و کولتون انقدر عاشق اسب بودین،

334
00:17:37,950 --> 00:17:40,160
‫پس چرا اسب نداشتین؟

335
00:17:41,240 --> 00:17:43,370
‫آخه...
‫برامون معقول نبود.

336
00:18:09,940 --> 00:18:11,440
‫پیداش کردم!

337
00:18:12,020 --> 00:18:13,360
‫اون زنده‌ست!

338
00:18:13,400 --> 00:18:16,780
‫- چی؟
‫- جیکوب! اون زنده‌ست!

339
00:18:18,610 --> 00:18:20,200
‫تو موفق شدی، کت.

340
00:18:20,950 --> 00:18:23,160
‫تو موفق شدی.

341
00:18:24,620 --> 00:18:26,250
‫حق با تو بود.

342
00:18:26,960 --> 00:18:28,370
‫بیا، بیا، بیا.

343
00:18:34,590 --> 00:18:38,220
‫الایژا و ربکا لندری
‫جیکوب رو قبول کردن...

344
00:18:38,260 --> 00:18:41,510
‫و اونا عاشقش شدن.
‫و خونه، خونه‌ی خودمونه.

345
00:18:41,550 --> 00:18:45,220
‫خونۀ روستایی قدیمی.
‫با همون شومینه...

346
00:18:45,270 --> 00:18:47,980
‫و همون زمین‌ها.
‫منظورم اینه که...

347
00:18:48,020 --> 00:18:50,230
‫اینجا جایی هست که جیکوب بزرگ شده،
‫می‌دونی؟

348
00:18:50,270 --> 00:18:53,400
‫و... با اینکه کنارمون نبود،

349
00:18:53,440 --> 00:18:55,400
‫ولی همچنان یه لندری بود. و من...

350
00:18:55,440 --> 00:18:57,610
‫بهت که گفتم، اون حتی
‫فانوس دریایی رو ساخته.

351
00:18:59,070 --> 00:19:01,200
‫- چیه؟
‫- تو جیکوب رو پیدا کردی.

352
00:19:01,240 --> 00:19:04,700
‫این خارق‌العاده‌ست.
‫ولی اون رفته جنگ.

353
00:19:04,740 --> 00:19:06,580
‫نه. نه، نرفته جنگ.

354
00:19:06,620 --> 00:19:09,170
‫رفته یه کشتی رو
‫واسه جنگ تحویل بده.

355
00:19:09,210 --> 00:19:11,000
‫پس اصلاً چرا
‫دریاچه تو رو برد اونجا؟

356
00:19:11,040 --> 00:19:13,130
‫- در صورتی که اون رفته؟
‫- نمی‌دونم.

357
00:19:13,170 --> 00:19:16,050
‫شاید واسه اینکه بتونم
‫با خانواده‌اش آشنا بشم....

358
00:19:16,090 --> 00:19:18,170
‫که نشونم بده
‫راه رو درست اومدم.

359
00:19:18,220 --> 00:19:20,340
‫و حالا تو می‌دونی
‫اون خانواده‌ای داره که دوستش دارن.

360
00:19:20,380 --> 00:19:22,930
‫نامزد داره. و بیشتر عمرش رو
‫توی اون زمان گذرونده...

361
00:19:22,970 --> 00:19:26,520
‫تا اینجا، فقط...
‫اگه دیدیش، اینو یادت باشه.

362
00:19:26,560 --> 00:19:29,600
‫اگه؟ معلومه که می‌بینمش.
‫بی‌خیال.

363
00:19:29,640 --> 00:19:31,270
‫و بعدش چی؟

364
00:19:31,310 --> 00:19:33,270
‫اون دیگه یه بچه کوچولو نیست، کت.

365
00:19:33,310 --> 00:19:35,520
‫ازش انتظار داری تموم چیزی که
‫می‌دونه رو کنار بذاره؟

366
00:19:35,570 --> 00:19:37,650
‫به نظرت همه‌ی اینا
‫به خاطر چی بوده؟

367
00:19:38,610 --> 00:19:41,950
‫جیکوب متعلق به اینجاست.

368
00:19:41,990 --> 00:19:45,370
‫پیش ما، اینجا، در این زمان.

369
00:19:47,200 --> 00:19:49,040
‫می‌دونی چیه؟

370
00:19:49,080 --> 00:19:50,790
‫فراموشش کن. واقعاً که.

371
00:19:57,130 --> 00:19:59,090
‫24 ساله که پیشم نیست.

372
00:19:59,130 --> 00:20:01,090
‫نمی‌دونم چرا فکر کردم دریاچه...

373
00:20:01,130 --> 00:20:03,800
‫جیک رو توی همون سنی که بود
‫بهم برمی‌گردونه.

374
00:20:05,180 --> 00:20:06,970
‫مشخصه که این دست‌خط یه بچه نیست.

375
00:20:07,010 --> 00:20:08,430
‫اون دیگه واسه خودش مَردی شده.

376
00:20:10,180 --> 00:20:11,730
‫متأسفم، مامان.

377
00:20:11,770 --> 00:20:15,150
‫ولی تو پیداش کردی
‫و اون زنده‌ست، خب؟

378
00:20:15,190 --> 00:20:17,480
‫- این اتفاق بزرگیه.
‫- واقعاً فکر می‌کردم که...

379
00:20:17,530 --> 00:20:19,740
‫اسم جیکوب قراره اینجا باشه.

380
00:20:19,780 --> 00:20:22,410
‫ولی الایژا و ربکا
‫فقط اسم پسرشون،

381
00:20:22,450 --> 00:20:24,990
‫ویلیام، رو نوشتن.

382
00:20:25,030 --> 00:20:27,830
‫اون و پسر کوچولوش، جیکوب، رو دیدم.

383
00:20:27,870 --> 00:20:30,580
‫ولی پس جیکوب ما چی؟

384
00:20:31,830 --> 00:20:34,460
‫اگه واقعاً اونو مثل
‫بچه‌ی خودشون دوست داشتن...

385
00:20:34,500 --> 00:20:36,340
‫چرا توی سال‌نما
‫اسمی ازش نیاوردن؟

386
00:20:38,800 --> 00:20:40,340
‫وایسا ببینم.

387
00:20:41,800 --> 00:20:46,180
‫یه نقاشی دیدم که
‫جیکوب از فانوس دریایی کشیده بود.

388
00:20:46,220 --> 00:20:48,220
‫اون یه هنرمند بود.

389
00:20:48,260 --> 00:20:50,180
‫به نظرت اون نقاشیت رو کشیده؟

390
00:20:50,220 --> 00:20:52,480
‫نمی‌دونم. نمی‌شه اینو...

391
00:20:52,520 --> 00:20:55,190
‫با یه طراحی مقایسه کرد.

392
00:20:55,230 --> 00:20:56,860
‫حتماً خودش کشیده.

393
00:20:56,900 --> 00:20:58,520
‫امیدت رو از دست نده، مامان. باشه؟

394
00:20:58,570 --> 00:21:00,990
‫اگه اون تو رو کشیده،
‫پس تو می‌بینیش.

395
00:21:01,030 --> 00:21:02,820
‫حق با توئه.

396
00:21:02,860 --> 00:21:04,780
‫بی‌خیال چیزهایی که الیوت گفت.

397
00:21:04,820 --> 00:21:07,240
‫گفتی الیوت؟

398
00:21:07,280 --> 00:21:09,370
‫مامان، من اینجا داشتم از نگرانی...

399
00:21:09,410 --> 00:21:11,870
‫خل می‌شدم، بعد تو رفتی اول
‫به الیوت گفتی؟

400
00:21:11,910 --> 00:21:15,210
‫نه نه...
‫نه از قصد، خب؟

401
00:21:15,250 --> 00:21:17,880
‫اون اونجا بود و منم هیجان‌زده بودم
‫و بعدش...

402
00:21:17,920 --> 00:21:20,880
‫ای بابا، اصلاً نباید هیچی بهش می‌گفتم.

403
00:21:20,920 --> 00:21:22,670
‫کِی قراره برگردیم؟

404
00:21:22,720 --> 00:21:26,010
‫مامان. می‌خوام وقتی می‌بینیش
‫منم اونجا باشم، باشه؟

405
00:21:26,050 --> 00:21:28,640
‫بذار حداقل سعی کنم!
‫شاید دریاچه فقط همون یه‌بار...

406
00:21:28,680 --> 00:21:30,680
‫- خواسته ما رو از هم جدا کنه.
‫- آلیس...

407
00:21:30,720 --> 00:21:32,980
‫حتی اگه دریاچه بذاره که بری...

408
00:21:34,440 --> 00:21:36,230
‫من نمی‌ذارم.

409
00:21:36,270 --> 00:21:40,360
‫متأسفم عزیزم،
‫ولی خیلی خطرناکه.

410
00:21:41,150 --> 00:21:42,940
‫باشه.

411
00:21:42,990 --> 00:21:44,610
‫میرم که بخوابی.

412
00:21:54,120 --> 00:21:57,080
‫می‌دونم که دیشب
‫خیلی ذهنم درگیر بود،

413
00:21:57,120 --> 00:21:59,750
‫ولی از کِی تا حالا
‫اسب گرفتی؟

414
00:21:59,790 --> 00:22:02,130
‫دیدم تک و تنها
‫توی مزرعه سرگردونه.

415
00:22:02,170 --> 00:22:04,510
‫- سلام.
‫- منم آوردمش داخل.

416
00:22:04,550 --> 00:22:06,930
‫مطمئنم به‌زودی
‫یکی میاد دنبالش.

417
00:22:06,970 --> 00:22:09,510
‫- وای خدا، چقدر خوشگله.
‫- آره.

418
00:22:09,550 --> 00:22:11,220
‫ام...

419
00:22:11,260 --> 00:22:13,100
‫باید راه بیفتم.

420
00:22:13,140 --> 00:22:14,560
‫- باشه.
‫- آره.

421
00:22:15,310 --> 00:22:16,770
‫پسر خوبم.

422
00:22:16,810 --> 00:22:19,650
‫عجب پسر خوشگل
‫و خوشتیپی هستی!

423
00:22:21,770 --> 00:22:23,150
‫چیه، کاترین؟

424
00:22:23,190 --> 00:22:25,900
‫هیچی، فقط...
‫خوشحال به نظر می‌رسی.

425
00:22:26,950 --> 00:22:28,410
‫آره.

426
00:22:30,320 --> 00:22:32,370
‫نمی‌دونم اسمت چیه.

427
00:22:32,410 --> 00:22:35,620
‫به نظرم... "طوفانی" بهت میاد.

428
00:22:35,660 --> 00:22:37,790
‫اگه اشکالی نداره،
‫به همین اسم صدات می‌کنم.

429
00:22:37,830 --> 00:22:39,710
‫تا وقتی صاحبت رو پیدا کنم.

430
00:22:42,170 --> 00:22:44,840
‫خوب شد این حصار رو نگه داشتیم.

431
00:22:45,920 --> 00:22:48,300
‫خرابش کن. بذار فضا باز بشه.

432
00:22:48,340 --> 00:22:49,720
‫از کِی دیگه اسب نداشتی؟

433
00:22:49,760 --> 00:22:52,260
‫- قبل از اینکه به دنیا بیای.
‫- نه، دارم پس‌انداز می‌کنم...

434
00:22:52,300 --> 00:22:55,810
‫- که یکی برات بخرم.
‫- من نیازی به اسب ندارم.

435
00:22:55,850 --> 00:22:59,310
‫باید واقع‌بین باشیم، کولتون لندری.

436
00:22:59,350 --> 00:23:01,480
‫بی‌خیال. من بهت وعده سر خرمن دادم، دلی.

437
00:23:01,520 --> 00:23:03,860
‫حداقل باید یه اسب ناقابل
‫برات بخرم.

438
00:23:04,980 --> 00:23:06,530
‫به اندازۀ کافی بهم لطف کردی.

439
00:23:07,990 --> 00:23:10,570
‫نمی‌شه توی این خانواده
‫دوتا رؤیاپرداز داشته باشیم.

440
00:23:13,870 --> 00:23:15,370
‫بیا اینجا.

441
00:23:17,790 --> 00:23:21,420
‫هی! صبح بخیر!

442
00:23:22,170 --> 00:23:23,880
‫من...

443
00:23:23,920 --> 00:23:26,010
‫با هدیه‌ها اومدم.

444
00:23:26,050 --> 00:23:27,340
‫دوستت کیه؟

445
00:23:27,380 --> 00:23:29,760
‫خب، به نظر میاد
‫اون عشق جدیدم باشه.

446
00:23:30,550 --> 00:23:32,510
‫انگاری یکی مُرده.

447
00:23:32,550 --> 00:23:34,640
‫خب، مردم خواستن نشون بدن
‫وقتی که دستت خالیه،

448
00:23:34,680 --> 00:23:36,640
‫بهت اهمیت میدن، دل.

449
00:23:36,680 --> 00:23:38,730
‫ولی من دستم خالی نیست،
‫همه‌اش یه سوءتفاهمه.

450
00:23:38,770 --> 00:23:41,520
‫که البته اگه گوشیت رو جواب می‌دادی،
‫می‌تونستی توضیح بدی.

451
00:23:41,560 --> 00:23:43,150
‫می‌دونی که وقتی قطار غذا راه بیفته،

452
00:23:43,190 --> 00:23:46,650
‫- امکان نداره بشه جلوش رو گرفت.
‫- فقط سعی داشتم... کمک کنم.

453
00:23:46,690 --> 00:23:48,360
‫ببین، از اینکه شما دوتا
‫می‌خواین کمک کنین ممنونم

454
00:23:48,400 --> 00:23:50,070
‫و ظاهراً کل شهر هم قصدشون همینه،

455
00:23:50,110 --> 00:23:52,530
‫ولی این چیزیه که
‫خودم باید حلش کنم.

456
00:23:52,570 --> 00:23:54,240
‫این هنوز گرمه.

457
00:23:54,280 --> 00:23:56,740
‫نمی‌فهمم واسه چی ناراحتی.
‫غذای مجانیه دیگه.

458
00:23:56,790 --> 00:23:59,830
‫ضمناً، یه‌جایی رو پیدا کن
‫که اینا رو اهدا کنیم.

459
00:23:59,870 --> 00:24:02,670
‫و تو... جای اینکه نگران من باشی،
‫یه چیزی پیدا کن...

460
00:24:02,710 --> 00:24:04,540
‫که وقتت رو باهاش پر کنی.

461
00:24:04,590 --> 00:24:08,090
‫به نظرم یه شغل تابستونی
‫گزینه‌ی خیلی مناسبی باشه.

462
00:24:09,050 --> 00:24:10,630
‫حالا چخه.

463
00:24:11,510 --> 00:24:13,550
‫وای خدا، چقدر خوبن.

464
00:24:13,590 --> 00:24:16,180
‫نانسی خوب بلده لازانیا درست کنه ها!

465
00:24:16,220 --> 00:24:17,770
‫وای خدا.

466
00:24:23,650 --> 00:24:24,520
‫اوه!

467
00:24:24,560 --> 00:24:26,730
‫- سلام.
‫- سلام.

468
00:24:26,770 --> 00:24:28,980
‫سلام. ببخشید، نمی‌دونستم
‫باید در بزنم یا...

469
00:24:29,030 --> 00:24:32,410
‫همین‌جوری بیام داخل و...
‫مشخصه که انتخاب اشتباهی کردم.

470
00:24:32,450 --> 00:24:35,620
‫کمکی از دستم برمیاد؟

471
00:24:35,660 --> 00:24:38,830
‫به نظرم این منم که باید
‫اینو بپرسم.

472
00:24:39,790 --> 00:24:41,710
‫من جوون‌ترین ویراستار منتخب...

473
00:24:41,750 --> 00:24:44,500
‫واسه مقاله‌ی آنلاین مدرسه‌ام شدم.
‫تعریف از خود نباشه.

474
00:24:44,540 --> 00:24:47,290
‫و آرزومه که رسانه‌های چاپی رو...

475
00:24:47,340 --> 00:24:50,630
‫قبل از اینکه نابود بشن
‫تجربه کنم.

476
00:24:52,680 --> 00:24:56,680
‫پس دنبال کارآموزی هستی؟

477
00:24:56,720 --> 00:24:59,430
‫هر کاری باشه می‌کنم.
‫حتی لازم نیست بهم حقوق بدین.

478
00:24:59,470 --> 00:25:01,680
‫می‌دونم که اینجا فقط
‫بودجه‌ی یه نفر رو داره.

479
00:25:01,730 --> 00:25:03,600
‫خوب تحقیق کردی.

480
00:25:03,640 --> 00:25:05,770
‫کیسی... گودوین.

481
00:25:05,810 --> 00:25:08,730
‫گودوین؟
‫پس تو نوه‌ی اِولین هستی.

482
00:25:08,770 --> 00:25:11,780
‫آره. نوه‌اش می‌شم.

483
00:25:11,820 --> 00:25:13,950
‫- آهان.
‫- تابستون رو اینجام...

484
00:25:13,990 --> 00:25:15,990
‫تا بابام کارهای
‫ملک اِولین رو انجام بده.

485
00:25:16,030 --> 00:25:19,790
‫خب... می‌تونم از کمکت
‫استفاده کنم؛

486
00:25:19,830 --> 00:25:22,790
‫خصوصاً با وجود اقلام اهدایی خیلی زیادی...

487
00:25:22,830 --> 00:25:25,620
‫که اِولین به بایگانی شهر کرده.

488
00:25:25,670 --> 00:25:27,500
‫- برات عجیب که نیست؟
‫- من...

489
00:25:27,540 --> 00:25:30,800
‫- من خوب نمی‌شناختمش.
‫- اوه. متأسفم.

490
00:25:30,840 --> 00:25:33,340
‫پیش میاد.
‫خانواده‌ها متلاشی می‌شن.

491
00:25:33,380 --> 00:25:34,760
‫آره.

492
00:25:35,430 --> 00:25:36,970
‫ولی شاید با کار کردن اینجا...

493
00:25:37,010 --> 00:25:40,680
‫بتونم خانواده‌ام رو
‫با روش جدیدی بشناسم.

494
00:25:40,720 --> 00:25:41,970
‫هوم.

495
00:25:43,020 --> 00:25:44,310
‫لطفاً؟

496
00:25:44,350 --> 00:25:45,730
‫خوش اومدی، کیسی.

497
00:25:45,770 --> 00:25:47,150
‫ممنونم.

498
00:25:47,190 --> 00:25:48,400
‫ام... اوه.

499
00:25:48,440 --> 00:25:50,110
‫باید جواب بدم.
‫می‌تونی از جعبه‌هایی که...

500
00:25:50,150 --> 00:25:51,320
‫اون پشته شروع کنی؟

501
00:25:51,360 --> 00:25:52,690
‫- باشه.
‫- ممنون.

502
00:25:55,450 --> 00:25:57,820
‫سلام، دان.

503
00:25:57,870 --> 00:26:00,910
‫آره، مرسی که
‫باهام تماس گرفتی...

504
00:26:00,950 --> 00:26:03,250
‫خواستم بپرسم می‌تونم...

505
00:26:03,290 --> 00:26:04,910
‫واسه رندرینگ پیشروی سنی
‫مزاحمت بشم؟

506
00:26:06,170 --> 00:26:11,800
‫نه. داستان نیست،
‫شخصیه.

507
00:26:11,840 --> 00:26:15,220
‫آره، داداشم رو که یادته؟
‫جیکوب؟

508
00:26:16,840 --> 00:26:18,760
‫عالیه، الان عکس‌ها رو برات می‌فرستم.

509
00:26:18,800 --> 00:26:20,930
‫باشه، ایول. ممنونم.

510
00:26:25,770 --> 00:26:27,020
‫الیوت.

511
00:26:27,060 --> 00:26:29,190
‫دیگه سر از قوانین در نمیارم.

512
00:26:29,230 --> 00:26:31,520
‫الان دیگه در مورد سفر به گذشته
‫با مامانم صحبت می‌کنی و با من نه؟

513
00:26:31,570 --> 00:26:33,610
‫من که هیچ‌وقت با مامانت قراری نذاشتم.

514
00:26:33,650 --> 00:26:35,610
‫چی؟ اینکه توی لینگرمور سرم هوار بکشی...

515
00:26:35,650 --> 00:26:37,240
‫که دست از سرت بردارم که
‫قول و قرار حساب نمی‌شه.

516
00:26:37,280 --> 00:26:38,700
‫بی‌خیالش.

517
00:26:40,030 --> 00:26:41,120
‫نباید اون‌جوری ذوقت رو کور می‌کردم.

518
00:26:41,160 --> 00:26:42,540
‫شرمنده.

519
00:26:42,580 --> 00:26:44,790
‫مشخص شد که اصلاً بلد نیستم
‫حد و مرزها رو مشخص کنم.

520
00:26:44,830 --> 00:26:47,710
‫برخلاف دریاچه که دیگه اصلاً کاری
‫به کارم نداره.

521
00:26:48,540 --> 00:26:50,130
‫من اینجا منتظرم،

522
00:26:50,170 --> 00:26:53,090
‫در حالی که مامانم داره
‫کار فوق‌العاده‌ای انجام میده.

523
00:26:54,170 --> 00:26:56,630
‫تو چطوری انجامش دادی؟

524
00:26:57,340 --> 00:26:58,760
‫چطوری انتظار کشیدی؟

525
00:26:58,800 --> 00:27:01,220
‫سفر به گذشته رو می‌گم!

526
00:27:02,510 --> 00:27:04,010
‫وقتی مسافر زمان
‫برات اهمیت داشته باشه،

527
00:27:04,060 --> 00:27:06,100
‫یه راهی پیدا می‌کنی
‫که کنارشون باشی.

528
00:27:07,020 --> 00:27:08,350
‫یا سعی می‌کنی.

529
00:27:09,770 --> 00:27:10,940
‫حتی وقتی مدام ازت خواسته دارن...

530
00:27:10,980 --> 00:27:13,110
‫- و هیچ‌وقت تشکر نمی‌کنن.
‫- درسته.

531
00:27:14,570 --> 00:27:17,900
‫بابت نصیحتت... ممنونم.

532
00:27:17,950 --> 00:27:20,410
‫همیشه گفتم که هر کاری
‫واسه خانوادۀ لندری می‌کنم، نگفتم؟

533
00:27:27,830 --> 00:27:29,750
‫خیلی‌خب، مامان.
‫کارآموز دوره تابستونیت اینجاست...

534
00:27:29,790 --> 00:27:31,960
‫و آماده‌ی انجام وظیفه‌ست.

535
00:27:33,710 --> 00:27:36,590
‫نمی‌دونستم کت
‫بیشتر از یه کارآموز نیاز داره.

536
00:27:36,630 --> 00:27:38,840
‫ولی... عالیه. یه جعبه بردار.

537
00:27:38,880 --> 00:27:41,260
‫ببخشید، شما؟

538
00:27:41,300 --> 00:27:43,930
‫کیسی گودوین.
‫تو باید آلیس باشی.

539
00:27:43,970 --> 00:27:47,220
‫- کت در موردت بهم گفته.
‫- مامانم کجاست؟

540
00:27:47,270 --> 00:27:48,520
‫واسه یه داستانی زد بیرون.

541
00:27:48,560 --> 00:27:50,140
‫یه چیزهایی در مورد رأی اضطراری...

542
00:27:50,190 --> 00:27:52,060
‫واسه گذاشتن یه نیمکت جدید
‫توی خیابون اصلی.

543
00:27:52,100 --> 00:27:54,860
‫اینم از یه روز دیگه
‫توی پورت هیون بیت، مگه نه؟

544
00:27:55,860 --> 00:27:56,900
‫آره.

545
00:27:57,780 --> 00:27:59,740
‫پس گمونم قراره اینجا...

546
00:27:59,780 --> 00:28:01,240
‫زیاد با هم وقت بگذرونیم؟

547
00:28:01,280 --> 00:28:03,870
‫اوه، نه. من فقط...

548
00:28:03,910 --> 00:28:05,120
‫نمی‌دونستم که مامانم...

549
00:28:05,160 --> 00:28:07,500
‫یکی رو آورده، پس...

550
00:28:07,540 --> 00:28:09,620
‫من یه‌جورهایی التماسش کردم.

551
00:28:09,660 --> 00:28:11,710
‫هر کاری کردم تا تابستون رو
‫از دست بابام قسر در برم.

552
00:28:12,790 --> 00:28:14,460
‫گرچه واقعاً مزخرفه که توی شهر
‫تازه‌وارد باشی.

553
00:28:14,500 --> 00:28:16,380
‫اینکه کسی هم‌سن خودتو نشناسی.

554
00:28:16,420 --> 00:28:18,630
‫ولی... تو که می‌دونی چطوریه.

555
00:28:18,670 --> 00:28:21,510
‫آره...
‫دیگه باید راه بیفتم.

556
00:28:21,550 --> 00:28:24,680
‫باشه. می‌بینمت، آلیس.

557
00:28:24,704 --> 00:28:26,704
ا‌را‌ئه‌ا‌ی ا‌ز وب‌‌گا‌ه ب‍ا‌م‍ا‌ب‍ی‍ن

558
00:28:29,350 --> 00:28:30,350
‫- ام...
‫- سلام!

559
00:28:30,390 --> 00:28:32,310
‫سلام. مشخص شد که
‫اون‌جوری که فکر می‌کردم...

560
00:28:32,350 --> 00:28:33,480
‫سرم شغول نیست،

561
00:28:33,520 --> 00:28:34,860
‫پس اگه هنوزم استخدام می‌کنی...

562
00:28:34,900 --> 00:28:36,230
‫پس شانس با جفتمون یاره.

563
00:28:36,270 --> 00:28:39,740
‫به بهترین شغل تابستونی
‫در پورت هیون خوش اومدی.

564
00:28:40,360 --> 00:28:42,030
‫بیا.

565
00:28:51,660 --> 00:28:53,790
‫ببخشید، یه لحظه.

566
00:28:55,630 --> 00:28:57,170
‫ام... بفرمایین.

567
00:28:57,670 --> 00:28:59,000
‫وای خدای من.

568
00:28:59,050 --> 00:29:01,380
‫ببخشید، ام...
‫براتون یه دستمال میارم.

569
00:29:01,420 --> 00:29:03,340
‫شاید بیشتر از یکی نیاز باشه.

570
00:29:03,380 --> 00:29:05,850
‫آره، آره. یه لحظه.

571
00:29:05,890 --> 00:29:09,600
‫هی. پس شد چهارتا آیس ماچا،

572
00:29:09,640 --> 00:29:12,270
‫- دوتا با سس سویا، یکی وانیلی...
‫- کدوم بدون کافئینه؟

573
00:29:12,310 --> 00:29:14,770
‫و اونم جو دوسره، نه سس سویا.

574
00:29:14,810 --> 00:29:16,980
‫آره. الان درست‌شون می‌کنم.

575
00:29:17,020 --> 00:29:19,690
‫شیرینی رو مهمون ما باشید.

576
00:29:20,530 --> 00:29:22,070
‫و بفرمایید.

577
00:29:27,120 --> 00:29:28,830
‫واقعاً معذرت می‌خوام.
‫خیلی کارم افتضاحه.

578
00:29:28,870 --> 00:29:30,750
‫نه عزیزم. خب اولین روزته.

579
00:29:30,790 --> 00:29:32,910
‫باورم نمی‌شه که روی نوآ لبلانک
‫قهوه ریختم.

580
00:29:34,370 --> 00:29:36,580
‫- محبوب‌ترین پسر مدرسه؟
‫- خب اون دیگه فارغ‌التحصیل شده،

581
00:29:36,630 --> 00:29:38,340
‫پس فکر نکنم دیگه
‫این لقب روش باشه.

582
00:29:39,800 --> 00:29:41,710
‫خودتو نباز. قلقش دستت میاد،
‫نگران نباش.

583
00:29:41,760 --> 00:29:43,920
‫در عین حال داشتم
‫به این فکر می‌کردم که چطوره...

584
00:29:43,970 --> 00:29:45,890
‫اجرای زنده داشته باشیم؟
‫اگه پرسنل اجرا کنن که...

585
00:29:45,930 --> 00:29:48,890
‫قدمشون روی چشمه.
‫نظرت چیه؟

586
00:29:48,930 --> 00:29:50,770
‫- خوبه.
‫- باشه. چطوره...

587
00:29:50,810 --> 00:29:52,730
‫بری یه‌کم روی ایوان...

588
00:29:52,770 --> 00:29:54,640
‫استراحت کنی؟
‫روز خیلی قشنگیه.

589
00:29:54,690 --> 00:29:56,850
‫- باشه.
‫- یه لطفی بهم بکن...

590
00:29:56,900 --> 00:29:58,810
‫و حالا که قراره بری اونجا،
‫آدامس‌ها رو...

591
00:29:58,860 --> 00:30:00,780
‫- از زیر میز پاک کن، باشه؟
‫- باشه.

592
00:30:12,410 --> 00:30:13,870
‫سلام.

593
00:30:15,790 --> 00:30:18,710
‫چطوری، پسر؟
‫چقدر قشنگی آخه!

594
00:30:18,750 --> 00:30:20,500
‫بیا با همدیگه آشنا بشیم، باشه؟

595
00:30:21,460 --> 00:30:22,800
‫باشه؟

596
00:30:23,920 --> 00:30:25,880
‫آفرین. پسر خوب.

597
00:30:25,930 --> 00:30:27,890
‫حرکت کن. حرکت کن.

598
00:30:27,930 --> 00:30:30,050
‫حرکت کن. آفرین.

599
00:30:36,270 --> 00:30:37,770
‫پسر خوب!

600
00:30:39,150 --> 00:30:41,070
‫ببخشید، یه لحظه.

601
00:30:41,110 --> 00:30:42,570
‫هی، فکر کنم سفارشم رو
‫اشتباه آورده باشین.

602
00:30:42,610 --> 00:30:45,150
‫- آره، ببخشید.
‫- آلیس.

603
00:30:45,190 --> 00:30:48,280
‫هی، نمی‌دونستم
‫اینجا کار می‌کنی. دنیای کوچیکیه.

604
00:30:48,320 --> 00:30:49,910
‫شهر کوچیکیه.

605
00:30:49,950 --> 00:30:51,370
‫حتماً می‌دونی مامانت چه قهوه‌ای
‫سفارش میده.

606
00:30:51,410 --> 00:30:54,080
‫آره، تریپل آمریکانو
‫و روشم شیر جو دوسر.

607
00:30:54,120 --> 00:30:56,040
‫آره، آره. معذرت می‌خوام.

608
00:30:56,080 --> 00:30:58,080
‫- ام... خیلی‌خب.
‫- بعداً بیام؟

609
00:30:58,120 --> 00:30:59,880
‫- مطمئنم که مامانت چیزی نمی‌گه.
‫- نه، مشکلی نیست.

610
00:30:59,920 --> 00:31:01,920
‫- اشکال نداره. اشکال نداره.
‫- ببخشید!

611
00:31:01,960 --> 00:31:03,500
‫حداقل بذار کمکت کنم.

612
00:31:03,550 --> 00:31:05,130
‫نمی‌خواد.

613
00:31:05,170 --> 00:31:06,170
‫- اَه...
‫- هی!

614
00:31:09,890 --> 00:31:12,260
‫- واقعاً معذرت می‌خوام.
‫- مشکلی ندارم.

615
00:31:12,300 --> 00:31:16,480
‫- برات دستمال بیارم یا...
‫- من خوبم. مشکلی نیست. ممنون.

616
00:31:17,520 --> 00:31:18,940
‫خب، می‌تونست بدتر باشه.

617
00:31:18,980 --> 00:31:22,770
‫حداقل... چیلی نبود.

618
00:31:22,820 --> 00:31:26,400
‫آره... گمونم.

619
00:31:28,400 --> 00:31:30,780
‫فردا حتماً بارونی می‌پوشم.

620
00:31:30,820 --> 00:31:33,530
‫می‌دونی؟ محض احتیاط.

621
00:31:40,710 --> 00:31:43,960
‫چندبار باید به این اردوی علمی
‫خسته‌کننده بیایم...

622
00:31:44,000 --> 00:31:46,960
‫و هر دفعه به داستان مسخره‌ی
‫همیشگی ارواح گوش بدیم؟

623
00:31:47,010 --> 00:31:49,630
‫"صدها ساله که روح رنجوری
‫فانوس دریایی پوینت رو...

624
00:31:49,680 --> 00:31:51,090
‫تسخیر کرده

625
00:31:51,140 --> 00:31:53,390
‫و منتظره تا انتقام اعدامش رو بگیره."

626
00:31:53,430 --> 00:31:56,810
‫"شب‌ها هنوزم می‌شه صدای جلنگ جلنگ
‫زنجیرهاش رو شنید،

627
00:31:56,850 --> 00:31:58,100
‫گویی حتی مرگ هم...

628
00:31:58,140 --> 00:32:00,100
‫...نتونسته این مجرم رو آزاد کنه!"

629
00:32:05,070 --> 00:32:06,980
‫صحبت از چیزهای همیشگی شد.

630
00:32:07,030 --> 00:32:10,610
‫بازم ساندویچ کره بادوم‌زمینی و مربا؟

631
00:32:10,650 --> 00:32:12,910
‫ویکتور می‌دونه که وقتی نیستی
‫غذات اینه؟

632
00:32:14,200 --> 00:32:18,200
‫آره، من اسیر عادتم.
‫می‌دونم چی دوست دارم.

633
00:32:19,080 --> 00:32:20,540
‫امشب شام بیا.

634
00:32:20,580 --> 00:32:23,170
‫لطفاً؟ مامانم باید تو رو ببینه
‫که حداقل یه سبزیجاتی چیزی می‌خوری.

635
00:32:23,210 --> 00:32:25,170
‫- همین امروز صبح اونجا بودم.
‫- خب که چی؟

636
00:32:25,210 --> 00:32:26,670
‫بیا دیگه.
‫چه دلت بخواد و چه نخواد،

637
00:32:26,710 --> 00:32:28,210
‫تو عضوی از خانواده‌ای، الیوت.

638
00:32:30,550 --> 00:32:31,550
‫الیوت؟

639
00:32:33,470 --> 00:32:35,890
‫جفت‌مون می‌دونیم که من چرا اینجام.

640
00:32:37,720 --> 00:32:39,230
‫بهونه‌ی تو چیه؟

641
00:32:40,520 --> 00:32:42,480
‫چون می‌دونستم تو میای.

642
00:32:48,280 --> 00:32:50,950
‫اون‌همه سال رفتیم اردو.

643
00:32:52,320 --> 00:32:55,370
‫ولی هیچ‌وقت ندونستیم که
‫چیش از همه مهم‌تره.

644
00:32:55,410 --> 00:32:57,490
‫جیکوب اینو ساخته.

645
00:32:57,540 --> 00:32:59,910
‫که ثابت می‌کنه اون زندگی کرده.

646
00:32:59,950 --> 00:33:02,080
‫ولی اینم ثابت می‌کنه که اون بزرگ شده.

647
00:33:03,330 --> 00:33:04,880
‫و من همه‌ی اینا رو از دست دادم.

648
00:33:04,920 --> 00:33:06,250
‫گوش کن.

649
00:33:07,380 --> 00:33:08,960
‫چیزی که باید قبلش
‫بهت می‌گفتم اینه که آره،

650
00:33:09,000 --> 00:33:10,550
‫جیکوب دیگه بچه نیست،

651
00:33:12,260 --> 00:33:14,300
‫ولی اون همیشه برادر کوچیکت می‌مونه، کت.

652
00:33:14,340 --> 00:33:17,600
‫و منم همیشه همون خواهری‌ام که
‫ناامیدش کرده. خواهری که گمش کرد.

653
00:33:18,850 --> 00:33:20,890
‫نه، این کار رو با خودت نکن.

654
00:33:20,930 --> 00:33:22,600
‫تو بهترین خواهر بودی.

655
00:33:22,640 --> 00:33:24,690
‫می‌دونی از کجا اینو می‌دونم؟

656
00:33:24,730 --> 00:33:26,690
‫چون من شاهد بودم.

657
00:33:26,730 --> 00:33:28,730
‫با چشم خودم دیدم.

658
00:33:28,770 --> 00:33:30,530
‫حسش کردم.

659
00:33:30,570 --> 00:33:34,070
‫چون تو همیشه با من
‫مثل عضوی از خانواده‌ات رفتار می‌کردی.

660
00:33:34,110 --> 00:33:37,950
‫اتفاقاً از این کارت متنفر بودم،
‫چون می‌خواستم که تو...

661
00:33:40,040 --> 00:33:41,540
‫به چشم دیگه‌ای بهم نگاه کنی.

662
00:33:43,500 --> 00:33:45,420
‫این حرف‌ها دیگه از کجا میاد؟

663
00:33:47,460 --> 00:33:50,170
‫هیچ‌وقت نباید اون حرف‌ها رو
‫در مورد مرگ کولتون می‌زدم.

664
00:33:51,630 --> 00:33:53,670
‫معذرت می‌خوام.
‫حقت نبود.

665
00:33:54,380 --> 00:33:56,590
‫من...

666
00:33:56,640 --> 00:33:58,930
‫داغون بودم و...

667
00:33:58,970 --> 00:34:01,470
‫فکر کردم می‌تونم
‫از همه‌ی اینا فرار کنم.

668
00:34:03,020 --> 00:34:04,980
‫ولی اون درد منتظرم بود که برگردم.

669
00:34:07,060 --> 00:34:09,610
‫و من باید چیزی که هیچ‌وقت نشد...

670
00:34:09,650 --> 00:34:13,110
‫به کولتون یا جیک بگم رو،

671
00:34:13,150 --> 00:34:16,990
‫به تو و دل و آلیس بگم.

672
00:34:18,700 --> 00:34:20,660
‫شما خانواده‌ای هستین که هیچ‌وقت نداشتم.

673
00:34:25,370 --> 00:34:27,540
‫حالا که داریم...

674
00:34:27,580 --> 00:34:29,500
‫عذرخواهی می‌کنیم...

675
00:34:31,500 --> 00:34:33,590
‫معذرت می‌خوام.

676
00:34:33,630 --> 00:34:35,300
‫بابت قبل متأسفم.

677
00:34:35,340 --> 00:34:38,970
‫آخه... می‌دونم نمی‌خوای
‫کاری به گذشته داشته باشی.

678
00:34:39,010 --> 00:34:42,100
‫ولی... ولی من نمی‌تونم.

679
00:34:42,850 --> 00:34:45,230
‫نه تا وقتی که جیکوب رو بیارم خونه.

680
00:34:45,270 --> 00:34:47,020
‫می‌دونم.

681
00:34:48,600 --> 00:34:51,070
‫ولی نمی‌تونم تو رو هم از دست بدم.

682
00:34:52,940 --> 00:34:54,530
‫نه دوباره.

683
00:34:56,240 --> 00:34:58,820
‫پس شاید بهتر باشه
‫حد و حدودی بذاریم، باشه؟

684
00:34:58,860 --> 00:35:01,410
‫دیگه در مورد سفر به گذشته حرف نزنیم.

685
00:35:03,040 --> 00:35:04,750
‫و من بهت قول میدم که...

686
00:35:04,790 --> 00:35:09,130
‫تمام تلاشم رو می‌کنم که بشه.

687
00:35:12,340 --> 00:35:13,500
‫پس...

688
00:35:14,800 --> 00:35:17,550
‫دوباره... دوست هم باشیم؟

689
00:35:20,680 --> 00:35:22,050
‫البته.

690
00:35:23,260 --> 00:35:24,390
‫همیشه.

691
00:35:27,560 --> 00:35:30,100
‫متأسفم که روز اولی بهت سخت گذشت.

692
00:35:30,150 --> 00:35:32,650
‫هنوزم فکر می‌کنم که اون کار
‫برات خوبه.

693
00:35:32,690 --> 00:35:35,570
‫حتی اگه اون تابستون جادویی‌ای نباشه
‫که انتظارش رو داشتی.

694
00:35:35,610 --> 00:35:37,280
‫هنوزم خوشحالم که اینجام.

695
00:35:37,320 --> 00:35:40,410
‫و خیلی خیلی خوشحالم که
‫قرار نیست مزرعه رو از دست بدیم.

696
00:35:41,910 --> 00:35:43,870
‫وقتی هم‌سن تو بودم،

697
00:35:43,910 --> 00:35:46,540
‫پدرم به مشکل مالی برخورد

698
00:35:46,580 --> 00:35:48,290
‫و ما همه‌چی رو از دست دادیم.

699
00:35:48,330 --> 00:35:50,210
‫حتی اسبم، آذرخش، رو هم از دست دادم.

700
00:35:50,250 --> 00:35:52,040
‫به خودم قول دادم که...

701
00:35:52,080 --> 00:35:54,750
‫دیگه هیچ‌وقت این اتفاق
‫برام نیفته.

702
00:35:55,960 --> 00:35:57,760
‫من همیشه آدم واقع‌بینی بودم.

703
00:35:58,800 --> 00:36:01,010
‫و می‌دونم با وجود شرایط اجاره...

704
00:36:01,050 --> 00:36:04,180
‫منطقیش اینه که...

705
00:36:04,220 --> 00:36:06,100
‫بی‌خیال زمین بشم.

706
00:36:07,220 --> 00:36:10,770
‫ولی کولتون رؤیاهای بزرگی
‫واسه مزرعه داشت.

707
00:36:12,560 --> 00:36:16,730
‫میراثی برای نسل بعدی.

708
00:36:18,570 --> 00:36:21,610
‫فکر نکنم دلش رو داشته باشم
‫که این رؤیا رو ول کنم.

709
00:36:22,490 --> 00:36:25,120
‫به‌عنوان نسل بعد
‫باید بگم که...

710
00:36:25,160 --> 00:36:27,290
‫به نظرم باید حرف دلت رو گوش کنی.

711
00:36:27,330 --> 00:36:29,910
‫یادمه که تو
‫نمی‌خواستی کشاورز بشی.

712
00:36:32,040 --> 00:36:33,880
‫هیچ‌وقت این خاطرۀ خجالت‌آور
‫از یادم نمیره، مگه نه؟

713
00:36:41,550 --> 00:36:43,300
‫هی، پسر.

714
00:36:43,340 --> 00:36:45,510
‫فکر مسخره‌ای به سرم زده.

715
00:36:46,510 --> 00:36:48,810
‫به نظرت می‌تونی
‫بهم اعتماد کنی؟ هوم؟

716
00:36:54,480 --> 00:36:55,730
‫آروم.

717
00:36:57,400 --> 00:36:58,530
‫بمون.

718
00:37:21,510 --> 00:37:24,220
‫از کِی تا حالا مربی اسب‌سواری شدی؟

719
00:37:24,260 --> 00:37:26,430
‫یه‌کم از یادم رفته، ولی...

720
00:37:26,470 --> 00:37:28,100
‫گفتم یه امتحانی بکنم.

721
00:37:28,140 --> 00:37:29,430
‫سلام.

722
00:37:30,430 --> 00:37:32,640
‫زمان زیادی ازش می‌گذره.

723
00:37:34,190 --> 00:37:35,810
‫حس می‌کنم دوباره بچه شدم.

724
00:37:37,230 --> 00:37:39,320
‫می‌دونی، حس آزادی و امکان‌پذیری.

725
00:37:39,360 --> 00:37:41,780
‫- آره.
‫- یه عده مثل بابات،

726
00:37:41,820 --> 00:37:45,070
‫این حس کل عمر همراهشونه.

727
00:37:45,110 --> 00:37:48,330
‫اکثریت‌مون زیر بار فشار دنیا
‫تاب و تحمل‌مون رو از دست می‌دیم.

728
00:37:48,370 --> 00:37:50,450
‫تا ابد که نمی‌تونیم بچه بمونیم، می‌تونیم؟

729
00:37:50,490 --> 00:37:52,870
‫نمی‌دونم. شاید اگه...

730
00:37:52,910 --> 00:37:55,960
‫در اعماق کندوکاو کنیم،
‫بتونیم کودک درون‌مون رو پیدا کنیم.

731
00:38:05,840 --> 00:38:09,560
‫می‌دونم برات آسون نیست،
‫خصوصاً از اونجایی که پابند اینجا شدی.

732
00:38:09,600 --> 00:38:12,220
‫حتی اگه نتونم
‫اونجا کنارت باشم،

733
00:38:12,270 --> 00:38:14,060
‫می‌خوام کمکت کنم
‫جیکوب رو برگردونی خونه.

734
00:38:14,100 --> 00:38:17,020
‫و من قول میدم تو اولین نفری باشی که...

735
00:38:17,060 --> 00:38:19,150
‫از همه‌چیز باخبر بشی.

736
00:38:19,190 --> 00:38:21,070
‫خصوصاً چون با الیوت
‫قول و قرار گذاشتم...

737
00:38:21,110 --> 00:38:23,650
‫که در مورد سفر به گذشته
‫حرف نزنیم.

738
00:38:23,690 --> 00:38:25,150
‫قول و قرار؟

739
00:38:25,200 --> 00:38:26,780
‫ولی من...

740
00:38:26,820 --> 00:38:29,410
‫از همکارم خواستم
‫یه لطفی در حقم بکنه.

741
00:38:29,450 --> 00:38:32,540
‫پیشروی سنی روی جیکوب.

742
00:38:32,580 --> 00:38:34,960
‫این‌جوری، چه می‌دونم...
‫شاید من...

743
00:38:35,000 --> 00:38:37,380
‫بدونم باید دنبال کی باشم،
‫می‌دونی؟

744
00:38:37,420 --> 00:38:39,170
‫یا حداقل این حقیقت رو قبول کنم که...

745
00:38:39,210 --> 00:38:41,550
‫اون دیگه یه پسربچه‌ی 8ساله نیست.

746
00:38:42,840 --> 00:38:45,510
‫هنوز نتونستم خودمو متقاعد کنم...

747
00:38:45,550 --> 00:38:48,840
‫که ببینمش و...

748
00:38:48,890 --> 00:38:52,890
‫- می‌شه با هم ببینیم؟
‫- آره. البته.

749
00:38:56,890 --> 00:38:58,650
‫نظرت چیه؟

750
00:38:58,690 --> 00:39:00,480
‫وای خدای من.

751
00:39:02,230 --> 00:39:03,900
‫هنوزم جیکوب خودمونه.

752
00:39:12,580 --> 00:39:14,330
‫خب، خب. ببین کی اینجاست.

753
00:39:14,370 --> 00:39:16,960
‫امیدوارم بودم به‌زودی
‫اتفاقی گذرم بهت بخوره...

754
00:39:17,000 --> 00:39:18,620
‫و بالأخره شد.

755
00:39:18,670 --> 00:39:20,920
‫خب، نمی‌شه اسمش رو اتفاق گذاشت چون...

756
00:39:20,960 --> 00:39:22,750
‫اینجا اصطبل منه.

757
00:39:23,500 --> 00:39:26,050
‫اومدی آچارت رو پس بگیری؟

758
00:39:26,090 --> 00:39:27,970
‫نه، نه، دیگه گفتم وقتشه که...

759
00:39:28,010 --> 00:39:31,220
‫با همسایه‌هام آشنا بشم.
‫سم بیشاپ هستم.

760
00:39:31,260 --> 00:39:34,220
‫مزرعه‌ی هنک رو من خریدم.

761
00:39:34,270 --> 00:39:36,100
‫پس شما باید دلایلا لندری باشین.

762
00:39:36,140 --> 00:39:37,730
‫درسته.

763
00:39:39,190 --> 00:39:40,560
‫یه‌کم ضایع‌ست، نیست؟

764
00:39:40,600 --> 00:39:42,900
‫چرا؟ چون تو همونی هستی که
‫اجاره‌ی زمینم رو...

765
00:39:42,940 --> 00:39:45,650
‫- فسخ کردی؟
‫- نه.

766
00:39:45,690 --> 00:39:48,650
‫چون از قرار معلوم
‫تو اسبم رو دزدیدی.

767
00:39:49,610 --> 00:39:50,950
‫اوه...

768
00:40:03,460 --> 00:40:05,460
‫وای خدا.

769
00:40:30,150 --> 00:40:31,780
‫دریاچه‌ست.

770
00:40:45,500 --> 00:40:46,800
‫آلیس.

771
00:40:47,760 --> 00:40:49,920
‫ببین، واقعاً روز طولانی‌ای داشتم.

772
00:40:49,970 --> 00:40:51,090
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

773
00:40:51,130 --> 00:40:52,510
‫ما قول و قراری نذاشتیم.

774
00:40:52,550 --> 00:40:54,680
‫- بله؟
‫- قبلاً.

775
00:40:54,720 --> 00:40:56,470
‫گفتی که قرار گذاشتیم که دیگه...

776
00:40:56,510 --> 00:40:58,310
‫در مورد سفرهام صحبت نکنیم، ولی...

777
00:40:58,350 --> 00:41:00,810
‫همچین مکالمه‌ای
‫باید یادم مونده باشه.

778
00:41:00,850 --> 00:41:04,060
‫مگر اینکه فعلاً واسه من
‫اتفاق نیفتاده باشه.

779
00:41:05,690 --> 00:41:07,110
‫پس...

780
00:41:07,150 --> 00:41:09,570
‫حتما در گذشته
‫یه‌جور قول و قراری باهات گذاشتم،

781
00:41:09,610 --> 00:41:11,650
‫این یعنی من بازم برمی‌‌گردم.

782
00:41:11,700 --> 00:41:13,780
‫ولی مامان می‌گه که
‫اون دیگه هیچ‌وقت منو ندیده،

783
00:41:13,820 --> 00:41:15,620
‫پس دریاچه ازم می‌خواد
‫چی‌کار کنم؟

784
00:41:15,660 --> 00:41:17,870
‫حتی اگه می‌خواستم هم
‫نمی‌تونستم بهت بگم.

785
00:41:19,250 --> 00:41:22,670
‫ولی از من به تو نصیحت، آلیس...

786
00:41:22,710 --> 00:41:24,880
‫برای پریدن توی دریاچه
‫عجله نکن.

787
00:41:24,920 --> 00:41:26,590
‫آخه چرا؟

788
00:41:26,630 --> 00:41:28,840
‫هیچ‌وقت نمی‌تونی شرایط رو
‫به حالت قبل برگردونی.

789
00:41:29,510 --> 00:41:31,470
‫آدم‌ها... بزرگ می‌شن.

790
00:41:32,550 --> 00:41:34,340
‫و تموم چیزهایی که
‫در مورد بچه‌هایی که...

791
00:41:34,390 --> 00:41:36,050
‫قبلاً بودیم می‌دونستی...

792
00:41:36,100 --> 00:41:37,760
‫قراره تغییر کنه.

793
00:41:37,784 --> 00:41:44,784
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده