1
00:00:02,906 --> 00:00:04,706
‫آنچه در "راه بازگشت به خانه" گذشت...

2
00:00:04,730 --> 00:00:07,730
‫- سم بیشاپ هستم.
‫- کیسی... گودوین.

3
00:00:07,770 --> 00:00:09,530
‫واسه کارآموزی اومدی؟

4
00:00:09,570 --> 00:00:11,440
‫از پارسال که توی راکسی دیدمت یادمه.

5
00:00:11,490 --> 00:00:13,820
‫اون همچنان برمی‌گرده، مگه نه؟
‫یعنی می‌بینه...؟

6
00:00:13,860 --> 00:00:15,870
‫توماس همون مردیه که
‫بهم شلیک کرد؟

7
00:00:15,910 --> 00:00:19,200
‫یکی از گذشته نقاشیت رو کِشیده
‫و تو رو "کاترین من" صدا می‌زده.

8
00:00:19,240 --> 00:00:23,210
‫جیکوبِ این زمان
‫یه پسر کوچولو نیست، کاترین.

9
00:00:23,250 --> 00:00:25,210
‫رفته واسه جنگ یه کشتی تحویل بده.

10
00:00:25,250 --> 00:00:27,250
‫این فرصت رو دارم که واقعاً بیارمش خونه!

11
00:00:27,290 --> 00:00:29,590
‫آخه این کار کِی جواب داده؟!

12
00:01:08,250 --> 00:01:10,290
‫درسته پیر شدم ولی از پا نیفتادم.

13
00:01:10,340 --> 00:01:13,090
‫دارم دردش رو از بین می‌برم
‫و اینم جای تشکرشه.

14
00:01:13,130 --> 00:01:15,930
‫آره، داره غرورمم از بین می‌بره.

15
00:01:15,970 --> 00:01:17,550
‫من طرف کسی رو نمی‌گیرم.

16
00:01:17,590 --> 00:01:20,720
‫باید بری سر زمین.
‫چیزی به برداشت نمونده.

17
00:01:20,760 --> 00:01:23,770
‫- خب، تو که نمی‌تونی...
‫- تو فقط ویلیام رو نداری.

18
00:01:23,810 --> 00:01:25,980
‫منو داری. و همین‌طور کاترین.

19
00:01:26,020 --> 00:01:29,110
‫درضمن، من به پسرت قول دادم

20
00:01:29,150 --> 00:01:32,440
‫که مراقبتم تا اون برگرده
‫و قصد دارم سر قولم بمونم.

21
00:01:32,480 --> 00:01:35,650
‫هی! هی!

22
00:01:39,160 --> 00:01:42,540
‫کاترین. برو انبار و همون‌جا بمون.

23
00:01:42,580 --> 00:01:43,830
‫چرا؟

24
00:01:43,870 --> 00:01:45,290
‫برو!

25
00:01:54,300 --> 00:01:56,220
‫سایرس. باعث افتخاره.

26
00:01:56,260 --> 00:01:59,760
‫الایژا. دوشیزه آگوستین.
‫صبح بخیر.

27
00:01:59,800 --> 00:02:01,720
‫چی شده بهمون افتخار دادین؟

28
00:02:01,760 --> 00:02:05,430
‫اجازه ندارم به دوستان قدیمیم سر بزنم،
‫دوشیزه آگوستین؟

29
00:02:05,470 --> 00:02:08,140
‫نگران اوضاع اینجا بودم.

30
00:02:08,190 --> 00:02:10,980
‫حالا که جیکوب نیست
‫به افرادم برای برداشت محصول نیاز داری؟

31
00:02:11,020 --> 00:02:14,400
‫لطف داری. ولی نه.

32
00:02:15,530 --> 00:02:19,660
‫یه لندری این محصولات رو کاشته
‫و یه لندری هم برداشت می‌کنه.

33
00:02:20,530 --> 00:02:24,200
‫- خبری از بازگشت جیکوب نیست؟
‫- اون به‌زودی میاد خونه.

34
00:02:24,240 --> 00:02:27,040
‫امیدوارم به خاطر همه‌ی ما هم که شده
‫همین‌طور باشه.

35
00:02:27,080 --> 00:02:29,330
‫خصوصاً به خاطر شما، دوشیزه آگوستین.

36
00:02:29,370 --> 00:02:32,170
‫حتماً خیلی دلتنگ عشق‌تون هستین.

37
00:02:32,210 --> 00:02:35,170
‫امر دیگه‌ای ندارین، جناب گودوین؟

38
00:02:35,210 --> 00:02:37,090
‫حق با دوشیزه آگوستینه.

39
00:02:37,130 --> 00:02:40,090
‫بهتره برم تا زودتر
‫به تدارکات برداشت محصول رسیدگی کنید.

40
00:02:40,130 --> 00:02:42,220
‫- الایژا.
‫- سایرس.

41
00:02:46,770 --> 00:02:50,020
‫می‌بینم که همچنان با مرهمت
‫بیماری‌ها رو درمان می‌کنی.

42
00:02:51,770 --> 00:02:53,860
‫واقعاً جادویی هستن.

43
00:02:53,900 --> 00:02:57,360
‫مراقب باش. اگه مردم ازشون خبردار بشن،
‫همه دربه‌در دنبالت می‌گردن.

44
00:03:02,570 --> 00:03:05,740
‫جیکوب که برگشت بهم خبر بده.

45
00:03:05,790 --> 00:03:09,080
‫از سایرس گودوین بیزارم.

46
00:03:09,120 --> 00:03:12,500
‫جوری میاد مزرعه و در مورد جیکوب می‌پرسه
‫که انگاری ازمون جواب طلب داره.

47
00:03:12,540 --> 00:03:14,630
‫ولی چرا بهم گفتی قایم بشم؟

48
00:03:14,670 --> 00:03:16,750
‫چون دانش واسه سایرس یعنی قدرت.

49
00:03:16,800 --> 00:03:19,720
‫هر چقدر کمتر در مورد ماها بدونه بهتره.
‫بهم اعتماد کن.

50
00:03:19,760 --> 00:03:22,890
‫به‌علاوه، همین‌جوری
‫بدون دخالت‌های سایرس هم...

51
00:03:22,930 --> 00:03:24,720
‫نگران الایژام.

52
00:03:24,760 --> 00:03:26,970
‫خب، تو خیلی هوای الایژا رو داری.

53
00:03:27,010 --> 00:03:29,100
‫اون خوش‌شانسه که تو رو داره.

54
00:03:29,140 --> 00:03:32,060
‫تا منتظریم جیکوب بیاد خونه،
‫یکی باید مراقبش باشه.

55
00:03:32,100 --> 00:03:34,690
‫می‌تونم تماس بگیرم یا پیام بفرستم یا حتی
‫این بازی اعتیادآور که اسمش "مار" هست رو بازی کنم.

56
00:03:34,730 --> 00:03:37,900
‫علاقه‌ات به اون وسیله
‫دقیقاً مثل سال 2024 می‌مونه.

57
00:03:37,940 --> 00:03:41,650
‫خب، این اولیمه. تابستون از خونه مراقبت کردم
‫و دستمزدش عالی بود.

58
00:03:41,700 --> 00:03:44,530
‫- از خونه مراقبت کردی؟
‫- آره، خونه‌ی بزرگی که بالای تپه‌ست. لینگرمور.

59
00:03:44,570 --> 00:03:46,910
‫- صبر کن ببینم... اون خونه‌ی
‫اِولین گودوینه، مگه نه؟

60
00:03:46,950 --> 00:03:50,200
‫آره، رفته اروپا مسافرت
‫و منم در نبودش...

61
00:03:50,250 --> 00:03:52,460
‫مراقب خونه‌ام. خانواده‌هامون
‫در گذشته همدیگه رو می‌شناختن.

62
00:03:52,500 --> 00:03:55,790
‫با این حال تابستون 2002 که فاجعه بود.

63
00:03:55,840 --> 00:03:59,090
‫فقط باید "روز بنیان‌گذار" بگذره
‫و بعدش دیگه... مشکلی نیست.

64
00:03:59,130 --> 00:04:01,720
‫این قراره زمان من اتفاق بیفته.

65
00:04:01,760 --> 00:04:06,550
‫متأسفم که اینو می‌شنوم
‫چون واقعاً افتضاحه، ولی...

66
00:04:06,600 --> 00:04:09,890
‫من و کت قبلاً
‫آلاچیق رو تزئین می‌کردیم،

67
00:04:09,930 --> 00:04:13,060
‫و به تست صدای
‫گروه موسیقی گوش می‌دادیم، ولی...

68
00:04:13,100 --> 00:04:15,480
‫دیگه تموم شده.

69
00:04:16,480 --> 00:04:19,530
‫ام...
‫این خیلی خاصه.

70
00:04:19,570 --> 00:04:24,070
‫خب... گمونم دیگه وقت رفتنه.

71
00:04:25,410 --> 00:04:28,830
‫شاید دفعه‌ی بعد که همدیگه رو می‌بینیم
‫جیکوب خونه باشه.

72
00:04:30,870 --> 00:04:33,210
‫همون‌طور که گفتی دریاچه همیشه
‫تو رو به جایی می‌بره که نیازه بری.

73
00:04:33,250 --> 00:04:35,120
‫آره.

74
00:04:35,170 --> 00:04:38,630
‫من می‌ترسم، کاترین...
‫به خاطر جیکوب.

75
00:04:38,670 --> 00:04:41,300
‫تا الان باید می‌اومد خونه،
‫ولی هیچ خبری نیست.

76
00:04:41,340 --> 00:04:43,800
‫حتی خبری از یه یادداشت در مورد کشتی‌ای که
‫داره باهاش برمی‌گرده هم نیست.

77
00:04:43,840 --> 00:04:45,470
‫گوش کن.

78
00:04:45,510 --> 00:04:48,550
‫بهت قول میدم که دارم
‫تمام تلاشم رو...

79
00:04:48,600 --> 00:04:51,060
‫واسه پیدا کردن جیکوب می‌کنم.
‫به خاطر جفت‌مون.

80
00:04:55,190 --> 00:04:57,310
‫ممنونم.

81
00:04:59,860 --> 00:05:01,860
‫آره.

82
00:05:01,884 --> 00:05:08,884
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

83
00:05:30,350 --> 00:05:31,850
‫از منظره لذت می‌بری؟

84
00:05:31,890 --> 00:05:35,810
‫شرمنده، منم قصد داشتم
‫اینجا یه آبی به سر و صورتم بزنم،

85
00:05:35,850 --> 00:05:38,270
‫ولی شما اینجایی و منم نمی‌تونم.
‫پس ممنون می‌شم زودتر تمومش کنی.

86
00:05:38,310 --> 00:05:40,820
‫خب، شاید بهتر باشه بعداً برگردی.

87
00:05:40,860 --> 00:05:44,190
‫مگر اینکه برات مهم نباشه.
‫آب حرف نداره.

88
00:05:44,240 --> 00:05:47,740
‫خوابش رو ببینی، رفیق.

89
00:05:49,570 --> 00:05:52,740
‫پس تو خواهر گمشده‌ی جیکوبی.

90
00:05:52,790 --> 00:05:56,250
‫اوه، فکر کردی این یه رازه؟
‫توی پورت هیون راز معنایی نداره.

91
00:05:56,290 --> 00:05:58,210
‫یا حداقل واسه من رازی وجود نداره.

92
00:05:58,250 --> 00:06:01,000
‫چون تو فضول همه‌چی هستی، مگه نه؟

93
00:06:01,040 --> 00:06:04,090
‫ازقضا برادرت دوست خوب منه.

94
00:06:04,130 --> 00:06:07,260
‫اوه! باشه...
‫واقعاً؟

95
00:06:07,300 --> 00:06:10,470
‫فکر نمی‌کردم اصلاً دوستی داشته باشی.

96
00:06:10,510 --> 00:06:15,100
‫می‌دونی، خصوصاً چون
‫هم توی جبهه‌ی دوستی و هم دشمن.

97
00:06:15,140 --> 00:06:18,140
‫یه نصیحتی بهتون کنم، دوشیزه...؟

98
00:06:18,190 --> 00:06:21,060
‫کاترین. کت.

99
00:06:21,110 --> 00:06:25,360
‫آدم‌هایی که نمی‌شناسی رو
‫قضاوت نکن، کت.

100
00:06:25,400 --> 00:06:28,070
‫ممکنه یه روزی
‫تو رو به دردسر بندازه.

101
00:06:28,110 --> 00:06:30,240
‫از صحنه‌ی روزگار محوت کنه.

102
00:06:30,280 --> 00:06:32,620
‫من ازت نمی‌ترسم، جناب کویل.

103
00:06:32,660 --> 00:06:34,910
‫چون می‌دونم تو چی هستی.

104
00:06:34,950 --> 00:06:37,500
‫تو یه دروغگو و یه دزدی.

105
00:06:37,540 --> 00:06:40,580
‫در موردم اشتباه فکر کردی.

106
00:06:40,620 --> 00:06:41,920
‫اوه.

107
00:06:41,960 --> 00:06:44,130
‫و من فضول همه‌چی نیستم.

108
00:06:44,170 --> 00:06:47,340
‫نه، من توی کسب‌وکار امن‌تری هستم
‫و اون کار...

109
00:06:47,380 --> 00:06:49,380
‫به دست آوردن چیزهاست.

110
00:06:49,430 --> 00:06:51,640
‫باشه. پس برادرم رو بیار.

111
00:06:51,680 --> 00:06:54,850
‫- دارم روش کار می‌کنم.
‫- خوبه. خب، زمان حمام به اتمام رسیده.

112
00:06:54,890 --> 00:06:56,600
‫منو باش که فکر می‌کردم
‫بانوی متشخصی باشی.

113
00:06:56,640 --> 00:06:58,640
‫و اگه تو مرد متشخصی باشی،

114
00:06:58,680 --> 00:07:00,770
‫پس باید پای حرفت بمونی.

115
00:07:00,810 --> 00:07:03,560
‫خصوصاً با توجه به اینکه
‫بهم شلیک کردی.

116
00:07:03,610 --> 00:07:05,940
‫می‌تونستم ولت کنم
‫و بذارم توی دریاچه غرق بشی.

117
00:07:05,980 --> 00:07:10,400
‫ولی نه، موش آبکشیده بودی
‫با وجود وزن زیادت کولت کردم.

118
00:07:12,070 --> 00:07:14,160
‫با پای پیاده
‫تا شهر آوردمت...

119
00:07:14,200 --> 00:07:16,620
‫راستش یادم نمیاد بابت
‫این نجات قهرمانانه‌ام ازم تشکر کرده باشی.

120
00:07:16,660 --> 00:07:20,000
‫چطوره جل و پلاست رو جمع کنی...
‫و بری؟

121
00:07:27,090 --> 00:07:29,010
‫قلم‌موی نقاشی؟

122
00:07:33,390 --> 00:07:36,010
‫این شما و اینم دریاچه...

123
00:07:37,520 --> 00:07:40,140
‫کاترین من.

124
00:07:45,650 --> 00:07:50,190
‫می‌دونم، می‌دونم.
‫خیلی خوشتیپم، مگه نه؟

125
00:07:53,660 --> 00:07:55,830
‫باورت می‌شه تابستون تموم شده؟

126
00:07:55,870 --> 00:07:58,330
‫محصولات واسه برداشت آماده‌ان.

127
00:07:58,370 --> 00:08:00,750
‫دیگه چیزی نمونده هنک از مزرعه بره.

128
00:08:00,790 --> 00:08:03,370
‫خب، هنوز تصمیمی نگرفتی؟

129
00:08:03,420 --> 00:08:08,500
‫قبل از اینکه مسئولیت‌های سپتامبر
‫از راه برسه، یه‌کم خوش بگذرون.

130
00:08:08,550 --> 00:08:12,550
‫- درسته. خوش گذرونی توی "روز بنیان‌گذار".
‫- اوه، تمومش کن.

131
00:08:12,590 --> 00:08:15,550
‫من و اعضای کمیته
‫قراره امسال سنگ تموم بذاریم

132
00:08:15,590 --> 00:08:17,890
‫و برگردیم به دهه 1800،
‫تولد شهرمون.

133
00:08:17,930 --> 00:08:20,020
‫گردشگرهای تابستونی عاشقش می‌شن.

134
00:08:20,060 --> 00:08:22,100
‫بهترین راه واسه خداحافظی
‫با این فصله.

135
00:08:22,140 --> 00:08:24,850
‫آره و اینکه تا قرون آخر
‫جیب‌شون رو بزنیم.

136
00:08:26,650 --> 00:08:29,400
‫اوه، حالا که حرفش شد...

137
00:08:29,440 --> 00:08:31,900
‫واسه تو که توی این روز بزرگ بپوشیش.

138
00:08:31,940 --> 00:08:34,240
‫اوه. هر سال دارن بزرگ‌تر می‌شن.

139
00:08:35,910 --> 00:08:38,160
‫اوه، اوه. ببین، ببین، ببین.

140
00:08:38,200 --> 00:08:41,120
‫سم بیشاپ داره تمام تلاشش رو می‌کنه
‫که از تنهایی بیرون بیاد.

141
00:08:41,160 --> 00:08:43,960
‫بوی ناامیدی تا اینجا میاد، مگه نه؟

142
00:08:47,330 --> 00:08:50,170
‫مانیکا، تو عضو کمیته‌ی
‫"روز بنیان‌گذار" هستی.

143
00:08:50,210 --> 00:08:51,420
‫اوهوم.

144
00:08:51,460 --> 00:08:53,170
‫شماها هنوزم...

145
00:08:53,220 --> 00:08:55,800
‫داوطلب قبول می‌کنین
‫که واسه مراسم آلاچیق رو تزئین کنن؟

146
00:08:55,840 --> 00:08:57,760
‫البته، چطور مگه؟
‫می‌خوای داوطلب بشی؟

147
00:08:57,800 --> 00:09:00,220
‫- آره، اسم منو بنویس.
‫- عالیه.

148
00:09:00,260 --> 00:09:03,350
‫اینم به مناسبت "روز بنیان‌گذار"!

149
00:09:03,390 --> 00:09:07,360
‫دویستمین سالگرده
‫و یعنی باید 200برابر بیشتر جشن گرفت.

150
00:09:07,400 --> 00:09:09,980
‫واسه نورافکنی آگوستینی
‫آماده‌ای، الیوت؟

151
00:09:10,020 --> 00:09:11,980
‫شاید خیلی به میل خودم
‫آماده نباشم...

152
00:09:12,030 --> 00:09:15,950
‫می‌شه همون همیشگی رو
‫آماده کنی ببرم لطفاً؟

153
00:09:15,990 --> 00:09:18,200
‫وایسا.

154
00:09:18,240 --> 00:09:20,240
‫قبل از اینکه بری...

155
00:09:21,200 --> 00:09:23,410
‫"در مورد خانواده‌ام ازم بپرس."

156
00:09:23,450 --> 00:09:25,370
‫مشتاقانه منتظرم.

157
00:09:26,960 --> 00:09:30,710
‫از رزرو مصاحبه
‫واسه چاپ "روز بنیان‌گذار" عقب موندیم.

158
00:09:30,750 --> 00:09:34,010
‫همچنین تابستون تموم شده و این یعنی
‫این هفته‌ی آخرمه، به خاطرِ... مدرسه.

159
00:09:34,050 --> 00:09:36,550
‫- اوه، درسته.
‫- کاش می‌تونستم اینجا بمونم و باهات کار کنم...

160
00:09:36,590 --> 00:09:40,600
‫- ولی نمی‌تونم.
‫- چی شده؟

161
00:09:40,640 --> 00:09:45,060
‫اون... خانم موقرمز ترسناکی که اداره‌ی
‫روز بنیان‌گذار با اونه، سر راهم سبز شد.

162
00:09:45,100 --> 00:09:47,810
‫- باید ارائه بدم.
‫- ریتا اینو گفته؟

163
00:09:47,850 --> 00:09:52,780
‫مادربزرگم به شهر پول اهدا کرده
‫که کتابخونه یا یه همچین چیزی بسازن...

164
00:09:52,820 --> 00:09:55,360
‫و اونا می‌خوان یکی از اعضای
‫خانواده‌ی گودوین چک رو به نمایش بذاره،

165
00:09:55,400 --> 00:09:59,660
‫ولی وقتی به اون خانم موقرمز گفتم
‫که پدرم نمی‌تونه این کار رو کنه، منو مجبور کرد.

166
00:09:59,700 --> 00:10:02,280
‫"در مورد خانواده‌ام ازم بپرس."

167
00:10:02,330 --> 00:10:04,450
‫من خانواده‌ام رو نمی‌شناسم.

168
00:10:04,500 --> 00:10:06,620
‫نه خانواده‌ی بنیان‌گذارم رو.

169
00:10:06,660 --> 00:10:09,170
‫آخه من حتی اسمش رو هم نمی‌دونم.

170
00:10:09,210 --> 00:10:11,420
‫سایرس گودوین.

171
00:10:11,460 --> 00:10:14,170
‫آره. باید اصل و نسبم رو پیدا کنم.

172
00:10:14,210 --> 00:10:15,880
‫به اجدادم افتخار کنم.

173
00:10:15,920 --> 00:10:18,090
‫"افتخار" کلمه‌ی بزرگیه.

174
00:10:18,130 --> 00:10:20,050
‫آره، ولی فکر کنم
‫من واسه همین اینجام.

175
00:10:20,090 --> 00:10:23,180
‫اینکه بدونم از کجا اومدم.

176
00:10:43,450 --> 00:10:47,910
‫امروز روز بزرگداشت اسم‌مونه، پسرم.
‫بزرگداشت میراث‌مون.

177
00:10:47,960 --> 00:10:51,040
‫"روز بنیان‌گذار" تنها روز در ساله...

178
00:10:51,080 --> 00:10:54,170
‫که پورت هیون
‫احترامی که لایقش هستیم رو بهمون میده.

179
00:10:54,210 --> 00:10:57,720
‫روزیه که اونا به یاد میارن
‫که ما هم به تأسیس این شهر کمک کردیم.

180
00:11:01,300 --> 00:11:02,640
‫آخ.

181
00:11:02,680 --> 00:11:05,350
‫مرد باش، پسر.

182
00:11:05,390 --> 00:11:07,810
‫اینو باید با غرور بپوشی.

183
00:11:07,834 --> 00:11:09,834
ا‌را‌ئه‌ا‌ی ا‌ز وب‌‌گا‌ه ب‍ا‌‌م‍ا‌ب‍ی‍ن

184
00:11:17,940 --> 00:11:19,700
‫یه چیزی رو متوجه شدم.

185
00:11:19,740 --> 00:11:21,780
‫پیغام جیک کاملاً با اون مطابقت داره.

186
00:11:21,820 --> 00:11:23,780
‫یعنی داره از کسی
‫قایمش می‌کنه؟

187
00:11:23,820 --> 00:11:26,160
‫مامان، راستش نمی‌دونم.

188
00:11:26,200 --> 00:11:29,460
‫یکی از سال 1814 بهم گفت که اگه
‫با آدم‌های اشتباهی دربیفتی،

189
00:11:29,500 --> 00:11:32,380
‫از صحنه‌ی روزگار محوت می‌کنن،
‫پس همین اتفاق واسه جیکوب افتاده؟

190
00:11:32,420 --> 00:11:34,840
‫واسه همین اون توی هیچ‌کدوم
‫از کتاب‌های تاریخی نیست؟

191
00:11:34,880 --> 00:11:36,800
‫کیه که همچین اخطار شومی بهت میده؟

192
00:11:36,840 --> 00:11:38,960
‫ولش کن.
‫من هیچی نمی‌دونم.

193
00:11:39,010 --> 00:11:40,760
‫خب، یه چیزهایی رو می‌دونیم.

194
00:11:40,800 --> 00:11:42,590
‫جیکوب یه هنرمنده

195
00:11:42,640 --> 00:11:45,350
‫و این یعنی اون نقاشیت رو کِشیده
‫و این یعنی اینکه اون میاد خونه.

196
00:11:45,390 --> 00:11:48,020
‫خیلی‌خب، ولی اگه اون نقاشی رو
‫نکِشیده باشه چی؟

197
00:11:49,680 --> 00:11:51,100
‫ولش کن... معذرت می‌خوام،

198
00:11:51,140 --> 00:11:52,690
‫فقط دارم در مورد خودم حرف می‌زنم.

199
00:11:52,730 --> 00:11:54,190
‫از سفرت بهم بگو.

200
00:11:54,230 --> 00:11:56,110
‫کسل‌کننده بود.
‫حتی تو اونجا نبودی.

201
00:11:56,150 --> 00:12:00,530
‫خواهش می‌کنم بهم قول بده
‫که اگه چیز ناراحت‌کننده‌ای دیدی،

202
00:12:00,570 --> 00:12:02,240
‫بهم می‌گی، باشه؟

203
00:12:02,280 --> 00:12:04,370
‫شماها اون بالایین؟
‫شام آماده‌ست!

204
00:12:05,280 --> 00:12:07,200
‫الیوت اینجا چی‌کار می‌کنه؟

205
00:12:07,240 --> 00:12:11,290
‫من واسه شام دعوتش کردم.
‫یالا، فین. بیا بریم.

206
00:12:11,330 --> 00:12:12,790
‫اوه!

207
00:12:12,830 --> 00:12:15,880
‫- نوش.
‫- نوش.

208
00:12:17,500 --> 00:12:20,970
‫پس... "روز بنیان‌گذار".

209
00:12:21,010 --> 00:12:23,090
‫حتماً حسابی براش مشتاقی، مامان.

210
00:12:23,130 --> 00:12:25,220
‫آخه نوجوون که بودم
‫عاشقش بودی.

211
00:12:25,260 --> 00:12:27,470
‫می‌دونی واسه چی مشتاقم؟

212
00:12:27,510 --> 00:12:30,140
‫اینکه امسال تو و آلیس رو دارم.

213
00:12:30,180 --> 00:12:33,350
‫لندری واقعی شماها هستین.
‫من فقط اسمش رو یدک می‌کِشم.

214
00:12:33,390 --> 00:12:35,900
‫بیخیال، مامان‌بزرگ...
‫خودت خوب می‌دونی که از همه‌ی ما لندری‌تری.

215
00:12:35,940 --> 00:12:38,360
‫- موافقم.
‫- اوه! ام...

216
00:12:38,400 --> 00:12:41,030
‫مانیکا متقاعدم کرد
‫واسه این کار داوطلب بشم،

217
00:12:41,070 --> 00:12:43,700
‫ولی من قراره آلاچیق رو تزئین کنم.

218
00:12:43,740 --> 00:12:45,990
‫اوه، ما همیشه این کار رو می‌کردیم!

219
00:12:46,030 --> 00:12:49,490
‫یادته اونجا می‌نشستیم
‫و تمرین گروه رو گوش می‌دادیم؟

220
00:12:49,540 --> 00:12:52,160
‫- انگار کنسرت خصوصی خودمون بود.
‫- و نورهای چشمک‌زن؟

221
00:12:52,200 --> 00:12:54,460
‫آره. واقعاً... عالی بود.

222
00:12:58,000 --> 00:13:00,250
‫اون خیلی باهوش و بااستعداده.

223
00:13:00,300 --> 00:13:02,720
‫می‌دونی، چیزی که سوزانا
‫راجع‌به طبیعت می‌دونه

224
00:13:02,760 --> 00:13:06,930
‫و اینکه چطوری ازش برای درمان
‫استفاده می‌کنه واقعاً تحسین‌برانگیزه.

225
00:13:09,010 --> 00:13:14,020
‫باعث افتخارمه که
‫می‌ذاره رازهاش رو بدونم،

226
00:13:14,060 --> 00:13:17,440
‫برخلاف اون یکی آگوستینی که می‌شناسم.

227
00:13:17,480 --> 00:13:19,570
‫- کت...
‫- نه، بیخیال.

228
00:13:19,610 --> 00:13:24,240
‫چطور تونستی بهم نگی
‫که آلیس توی اون آشفته‌بازار اونجا بوده؟

229
00:13:24,280 --> 00:13:25,950
‫اگه قبلاً می‌دونستی،
‫کمکی بهت می‌کرد؟

230
00:13:25,990 --> 00:13:28,320
‫دریاچه داره به یه دلیلی
‫اونو به اونجا می‌بره.

231
00:13:28,370 --> 00:13:32,330
‫ما فقط باید امید داشته باشیم
‫که دلیل خوبی واسه این کار داره.

232
00:13:33,410 --> 00:13:35,330
‫واقعاً؟

233
00:13:36,330 --> 00:13:39,130
‫چون هنوزم سر در نیاوردم
‫که چرا دریاچه فکر کرده که...

234
00:13:39,170 --> 00:13:42,000
‫بردن جیکوب به دهه‌ 1800
‫فکر خوبی بوده.

235
00:13:44,050 --> 00:13:46,300
‫حالا که حرفش شد...

236
00:13:46,340 --> 00:13:51,220
‫دنبال فهرست مسافران و محموله‌ کشتی‌ای که
‫پدرم درگیرش بود گشتم.

237
00:13:51,260 --> 00:13:53,100
‫- واقعاً؟
‫- اوهوم.

238
00:13:53,140 --> 00:13:55,940
‫- و؟
‫- تونستم به سه کشتی‌ محدودش کنم...

239
00:13:55,980 --> 00:13:57,850
‫که جیکوب می‌تونسته
‫در اون بازه زمانی...

240
00:13:57,900 --> 00:13:59,270
‫به پورت هیون ببره.

241
00:13:59,310 --> 00:14:02,650
‫ولی جیکوب توی هیچ‌کدوم از
‫فهرست‌ها نبود.

242
00:14:02,690 --> 00:14:05,490
‫- پس رسیدیم به یه بن‌بست دیگه.
‫- آره.

243
00:14:05,530 --> 00:14:07,240
‫اشکال نداره.

244
00:14:08,240 --> 00:14:10,120
‫راستش...

245
00:14:11,450 --> 00:14:13,660
‫می‌شه دوباره چک کنی،

246
00:14:13,700 --> 00:14:16,660
‫و ببینی کسی به اسم توماس کویل
‫داخل فهرسته یا نه.

247
00:14:16,710 --> 00:14:18,210
‫توماس کویل کیه؟

248
00:14:18,250 --> 00:14:21,210
‫شخص خاصی نیست، فقط...
‫یه حدسه.

249
00:14:21,250 --> 00:14:23,250
‫حتماً.

250
00:14:26,630 --> 00:14:29,140
‫خیلی‌خب، وایسا، تکون نخور... تکون نخور.
‫این...

251
00:14:29,180 --> 00:14:32,100
‫- خیلی‌خب!
‫- ...خیلی خطرناکه. اینم از این.

252
00:14:32,140 --> 00:14:34,520
‫بفرما.

253
00:14:34,560 --> 00:14:36,430
‫می‌بینی؟ عالی شد.

254
00:14:36,480 --> 00:14:39,150
‫اولین روزی که به
‫"روز بنیان‌گذار" اومدی رو یادته؟

255
00:14:39,190 --> 00:14:41,560
‫آره، یادمه. ازش متنفر بودم.

256
00:14:41,610 --> 00:14:43,270
‫حس کردم یه دغل‌باز تمام‌عیارم.

257
00:14:43,320 --> 00:14:48,320
‫آخی... تو یه لندری تمام‌عیاری، دلی.

258
00:14:48,360 --> 00:14:51,240
‫و همیشه هم می‌مونی.

259
00:14:56,250 --> 00:14:59,000
‫مادربزرگم چیزهای عجیب و غریبی
‫نگه می‌داشته.

260
00:14:59,040 --> 00:15:02,170
‫خیلی‌خب. مثلاً چی؟

261
00:15:03,590 --> 00:15:05,380
‫سوابق اعدام؟

262
00:15:05,420 --> 00:15:07,630
‫می‌دونستی اون دوران
‫توی شهر...

263
00:15:07,670 --> 00:15:09,430
‫به جرم خیانت
‫واقعاً به آدم‌ها شلیک می‌کردن؟

264
00:15:09,470 --> 00:15:12,220
‫آره، اونا دهه 1800
‫خیلی بی‌رحم بودن.

265
00:15:12,260 --> 00:15:14,470
‫در مورد سایرس گودوین تحقیق کردم.

266
00:15:14,510 --> 00:15:18,310
‫مثل اینکه که اون دوران جنگ 1812
‫خیلی با بریتانیا صمیمی بوده.

267
00:15:18,350 --> 00:15:20,980
‫واسه نیروی دریایی‌شون
‫کلی کشتی ساخته...

268
00:15:21,020 --> 00:15:23,440
‫و اونا رو به کانادای علیا فرستاده.

269
00:15:23,480 --> 00:15:25,270
‫- آهان.
‫- خوبی؟

270
00:15:25,320 --> 00:15:30,110
‫شرمنده، فقط...
‫یکی از آشناهام...

271
00:15:30,150 --> 00:15:34,240
‫فکر کنم اون به ساخت یکی از اون
‫کشتی‌ها کمک کرده و تحویلش داده.

272
00:15:34,280 --> 00:15:37,450
‫فقط نمی‌دونستم که
‫واسه سایرس بوده.

273
00:15:37,500 --> 00:15:40,620
‫حالا ببین بریتانیا
‫درعوض چی به سایرس داده.

274
00:15:44,000 --> 00:15:47,090
‫- مدرک تحصیلیه؟
‫- اجازه‌نامه‌ست.

275
00:15:47,130 --> 00:15:50,010
‫اساساً می‌تونی باهاش هر چیزی رو...

276
00:15:50,050 --> 00:15:51,800
‫از هر کسی بدزدی و به غارت ببری.

277
00:15:51,840 --> 00:15:54,300
‫خانواده‌ام این‌جوری
‫پول‌شون رو به دست آوردن؟

278
00:15:54,350 --> 00:15:56,890
‫ما واقعاً این‌جوری شکل گرفتیم؟

279
00:15:56,930 --> 00:16:00,140
‫ببین... من نمی‌دونم، باشه؟

280
00:16:00,180 --> 00:16:02,940
‫ولی ما خودمون تاریخ خودمون رو می‌سازیم.

281
00:16:02,980 --> 00:16:05,610
‫آره، آره... می‌تونیم از گذشته
‫درس بگیریم،

282
00:16:05,650 --> 00:16:08,360
‫ولی لطفاً نذار این موضوع
‫روی آینده‌ات تأثیری بذاره.

283
00:16:10,110 --> 00:16:13,200
‫فقط می‌خوام بگم که...

284
00:16:13,240 --> 00:16:16,830
‫جدا از اینکه فهمیدم
‫ممکنه خانواده‌ام واقعاً مزخرف باشن،

285
00:16:16,870 --> 00:16:20,790
‫اینجا پیش تو کار کردن
‫واقعاً فوق‌العاده‌ست.

286
00:16:20,830 --> 00:16:23,120
‫همین‌طوره. اوه!

287
00:16:23,170 --> 00:16:25,330
‫باید یه عکس با هم بگیریم.

288
00:16:25,380 --> 00:16:27,290
‫که بذارمش روی هرالد.

289
00:16:27,340 --> 00:16:29,170
‫- مطمئنی؟
‫- خب تو اولین کارآموز من هستی!

290
00:16:29,210 --> 00:16:31,220
‫- یالا دیگه! بیا.
‫- نه آخه... مطمئنی؟

291
00:16:31,260 --> 00:16:33,050
‫- آره!
‫- آخه از عکس گرفتن متنفرم.

292
00:16:33,090 --> 00:16:35,260
‫خب نباید متنفر باشی،
‫چون خیلی خوشگلی. آماده‌ای؟

293
00:16:35,300 --> 00:16:37,100
‫خیلی‌خب، سه، دو...

294
00:16:38,850 --> 00:16:41,850
‫هی. میزت دلش برات تنگ شده بود.

295
00:16:41,890 --> 00:16:45,150
‫اوه، شرمنده. من باید...

296
00:16:45,374 --> 00:16:46,074
‫[سلام! الیوت داره چراغ‌های
‫آلاچیق رو راست و ریست می‌کنه...]

297
00:16:46,098 --> 00:16:47,609
‫[- ازم خواست بهت بگم که می‌تونی بری کمکش کنی؟]
‫[- باشه. اگه ازم کمک بخواد، میرم.]

298
00:16:47,610 --> 00:16:50,610
‫- بذار حدس بزنم، فقط قهوه؟
‫- اوه، خودم میارم.

299
00:16:50,650 --> 00:16:55,030
‫مانیکا، دو نفر دیگه رو هم پیدا کردم
‫که به تزئین کردن آلاچیق علاقه دارن.

300
00:16:55,070 --> 00:16:58,830
‫نگران نباش، این دو نفر
‫قبلاً این کار رو کردن.

301
00:16:58,870 --> 00:17:01,830
‫اگه داری کاری رو می‌کنی
‫که من فکر می‌کنم...

302
00:17:01,870 --> 00:17:04,120
‫پس منم همه‌جوره پایه‌ام.

303
00:17:05,370 --> 00:17:07,920
‫پس برم برات قهوه بیارم؟

304
00:17:07,960 --> 00:17:09,670
‫بزرگ باشه.

305
00:17:09,710 --> 00:17:12,010
‫آخر فصله و منم دارم
‫دو شیفت کار می‌کنم.

306
00:17:12,050 --> 00:17:15,050
‫صبر کن ببینم،
‫مگه جایی کار می‌کنی؟

307
00:17:15,090 --> 00:17:18,430
‫فکر کردی کل تابستونم رو
‫بی‌هدف توی شهر پرسه زدم؟

308
00:17:18,470 --> 00:17:20,310
‫ام، آره.

309
00:17:20,350 --> 00:17:22,810
‫امشب اگه بیای دریا
‫و گذرگاه ساحلی منو می‌بینی،

310
00:17:22,850 --> 00:17:25,230
‫البته اگه واسه شاغل بودنم
‫مدرک بخوای.

311
00:17:29,520 --> 00:17:31,860
‫خیلی‌خب، توماس کویل.

312
00:17:31,900 --> 00:17:34,360
‫تو کجایی...

313
00:17:34,400 --> 00:17:36,570
‫هر کسی که هستی.

314
00:17:37,870 --> 00:17:39,910
‫اینا، ببین...
‫پیداش کردم!

315
00:17:39,950 --> 00:17:41,200
‫ببین، همین‌جاست.

316
00:17:41,240 --> 00:17:43,870
‫سیاه و سفید.
‫ساموئل آگوستین،

317
00:17:43,910 --> 00:17:46,040
‫بنیان‌گذارمون.

318
00:17:46,080 --> 00:17:48,080
‫اون با بقیه‌شون اومده!

319
00:17:48,130 --> 00:17:50,170
‫می‌بینی؟

320
00:17:50,210 --> 00:17:52,550
‫ما هم به خوبی خانواده‌ی لندری
‫و گودوین هستیم.

321
00:17:52,590 --> 00:17:55,380
‫درسته. آره، فهمیدم.
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

322
00:17:55,420 --> 00:17:57,550
‫فقط صبر کن.

323
00:17:57,590 --> 00:18:00,100
‫دیگه نوبت ماست.

324
00:18:14,820 --> 00:18:17,240
‫وای خدای من. توماس کویل.

325
00:18:25,870 --> 00:18:27,870
‫هوف!

326
00:18:27,920 --> 00:18:30,580
‫نمی‌تونم این ریسمان مزخرف رو روشن کنم.

327
00:18:31,920 --> 00:18:34,300
‫باید ببینی کدوم لامپ خرابه.

328
00:18:34,340 --> 00:18:38,130
‫مرسی که واسه کمک داوطلب شدی.

329
00:18:38,180 --> 00:18:40,970
‫همیشه فکر می‌کردم
‫از "روز بنیان‌گذار" متنفری.

330
00:18:41,010 --> 00:18:45,020
‫وایسا ببینم...
‫مگه تو داوطلب نشدی و کمک نخواستی؟

331
00:18:45,060 --> 00:18:47,060
‫این چیزیه که آلیس بهم گفت.

332
00:18:47,100 --> 00:18:49,850
‫نه... نه، اون گفت که
‫تو به کمک من نیاز داری.

333
00:18:51,770 --> 00:18:53,820
‫- یعنی دخترم...
‫- ما رو گول زده؟

334
00:18:53,860 --> 00:18:56,440
‫- آره. همین کار رو کرده.
‫- آره.

335
00:19:02,830 --> 00:19:04,620
‫دیدی؟

336
00:19:04,660 --> 00:19:08,330
‫فقط کافی بود یه چیز کوچیک درست بشه
‫تا همه‌چی دوباره روشن بشه.

337
00:19:11,670 --> 00:19:14,590
‫هی، ببخشید؟
‫واسه تست صدا اومدیم.

338
00:19:14,630 --> 00:19:16,920
‫- اوه، ام...
‫- عالیه.

339
00:19:16,960 --> 00:19:18,760
‫اشکالی نداره همین‌طور که داریم
‫اینو درست می‌کنیم گوش بدیم؟

340
00:19:18,800 --> 00:19:20,470
‫آره، حتماً.

341
00:19:25,100 --> 00:19:28,100
‫هی، اومدی.

342
00:19:28,140 --> 00:19:30,850
‫- ممنونم.
‫- خواهش می‌کنم.

343
00:19:30,900 --> 00:19:33,940
‫پس تو واسه والی کار می‌کنی؟

344
00:19:33,980 --> 00:19:38,570
‫آره، البته ترجیح میدم بگی
‫"با" والی کار می‌کنم. اون پدربزرگمه.

345
00:19:38,610 --> 00:19:42,200
‫وای. آشنای یه سلبریتی بودن
‫چه حسی داره؟

346
00:19:42,240 --> 00:19:46,160
‫اگه انقدر بهم شیفت شب نده،
‫حس بهتری بهم دست میده.

347
00:19:51,330 --> 00:19:53,040
‫وای.

348
00:19:53,080 --> 00:19:54,840
‫واقعاً حال بهم زنه.

349
00:19:54,880 --> 00:19:58,340
‫چی؟ من خوشم میاد. بذار زندگی کنم.

350
00:20:00,420 --> 00:20:02,840
‫پس تو می‌خوای سرآشپز بشی؟

351
00:20:02,890 --> 00:20:04,930
‫خدای من، نه. ام...

352
00:20:06,640 --> 00:20:09,640
‫من عاشق پدربزرگمم
‫ولی از این شغل متنفرم.

353
00:20:09,680 --> 00:20:12,650
‫پس مشغول این کاری
‫تا دانشگاه شروع بشه؟

354
00:20:12,690 --> 00:20:16,440
‫توی آمریکا واسه شنا
‫بورسیه گرفتی، درسته؟

355
00:20:18,030 --> 00:20:22,110
‫معذرت می‌خوام، من معمولاً در مورد
‫کسایی که نمی‌شناسم اظهار نظر نمی‌کنم،

356
00:20:22,150 --> 00:20:25,410
‫فقط آخه اونا موقع فارغ‌التحصیلی
‫خیلی در موردش آب و تاب دادن، واسه همین...

357
00:20:25,450 --> 00:20:28,200
‫آره، نه، نه. می‌دونم.
‫می‌دونم شلوغش کردن. ولی، ام...

358
00:20:28,240 --> 00:20:31,160
‫من اون بورسیه رو نگرفتم.

359
00:20:31,210 --> 00:20:35,500
‫چی؟ ولی تو که شنات خیلی خوبه.

360
00:20:35,540 --> 00:20:37,460
‫نکته این‌جاست که وقتی دبیرستانت
‫توی یه شهر کوچیک باشه...

361
00:20:37,500 --> 00:20:41,010
‫همه بهت می‌گن که کارت حرف نداره.
‫مشکل اینه که این دبیرستان توی یه شهر کوچیکه.

362
00:20:41,050 --> 00:20:43,220
‫مشخص شد که توی دنیای واقعی،

363
00:20:43,260 --> 00:20:46,680
‫من مثل یه ماهی خیلی کوچیک
‫توی یه دریاچه‌ی خیلی بزرگ بودم.

364
00:20:49,010 --> 00:20:51,270
‫متأسفم.

365
00:20:51,310 --> 00:20:53,810
‫خب حالا چی می‌شه؟

366
00:20:53,850 --> 00:20:55,400
‫فردا توی پوینت قهوه می‌خورم؟

367
00:20:55,440 --> 00:20:57,520
‫نمی‌دونم.

368
00:20:57,570 --> 00:21:00,030
‫نمی‌دونم، حقیقت اینه.

369
00:21:00,070 --> 00:21:02,320
‫خیلی‌خب، پس...

370
00:21:02,360 --> 00:21:04,570
‫به سیب‌زمینی سرخ‌شده خردل می‌زنی.

371
00:21:04,610 --> 00:21:07,370
‫خوشمزه‌ست.
‫امتحان کن شاید مشتری بشی.

372
00:21:13,000 --> 00:21:15,170
‫خب...

373
00:21:15,210 --> 00:21:18,420
‫این بدترین چیزیه که خوردم.

374
00:21:19,750 --> 00:21:22,670
‫چیز دیگه‌ای برات بیارم، دل؟
‫واسه دسر پای بیارم؟

375
00:21:22,720 --> 00:21:25,300
‫این بهترین پایان
‫واسه کسیه که تک و تنها اومده بیرون.

376
00:21:25,340 --> 00:21:26,470
‫حله.

377
00:21:26,510 --> 00:21:28,680
‫عصر بخیر!
‫هر جایی که دوست دارید بشینید!

378
00:21:28,720 --> 00:21:30,640
‫خیلی ممنونم.

379
00:21:30,680 --> 00:21:32,480
‫دل.

380
00:21:33,810 --> 00:21:36,310
‫اوه! سلام، دل.

381
00:21:36,350 --> 00:21:38,020
‫چه تصادفی.

382
00:21:38,060 --> 00:21:39,570
‫عصر بخیر، دل.

383
00:21:39,610 --> 00:21:41,530
‫عصر شما هم بخیر باشه.

384
00:21:41,570 --> 00:21:44,950
‫- من...
‫- آره، آره.

385
00:21:47,110 --> 00:21:49,450
‫پس تو هم می‌خوای
‫شانست رو با سم امتحان کنی.

386
00:21:49,490 --> 00:21:52,120
‫اوه، بیخیال.
‫عشق که آدم رو صدا بزنه،

387
00:21:52,160 --> 00:21:55,080
‫من کی باشم که نادیده‌اش بگیرم؟
‫برام آرزوی موفقیت کن.

388
00:21:58,500 --> 00:22:01,130
‫- اگه دوست داشتی، بهمون ملحق شو.
‫- وای نه، ممنونم.

389
00:22:01,170 --> 00:22:02,920
‫دارم آماده می‌شم که برم خونه.

390
00:22:02,960 --> 00:22:04,760
‫یه تیکه پای ریواس.

391
00:22:04,800 --> 00:22:07,930
‫عزیزم، یادت رفت؟
‫می‌خواستم با خودم ببرمش خونه.

392
00:22:07,970 --> 00:22:11,680
‫ام... درسته!
‫بمون بذارمش توی ظرف.

393
00:22:24,150 --> 00:22:26,450
‫مثل قدیم‌هاست، مگه نه؟

394
00:22:26,490 --> 00:22:28,950
‫آره! اصلاً کی به دریاچه نیاز داره؟

395
00:22:38,370 --> 00:22:42,630
‫فکر کردیم داریم اینجا
‫دوران جوونی‌مون رو مرور می‌کنیم.

396
00:22:42,670 --> 00:22:45,170
‫الیوتِ نوجوون هیچ‌وقت ازم
‫درخواست رقص نکرد.

397
00:22:45,210 --> 00:22:47,590
‫خب... باید می‌کرد.

398
00:22:47,630 --> 00:22:51,010
‫اینو خوب اومدی.
‫خوب حرفی زدی.

399
00:22:52,930 --> 00:22:55,560
‫داریم چی‌کار می‌کنیم، الیوت؟

400
00:22:56,350 --> 00:22:59,850
‫نمی‌دونم.
‫فقط می‌خوام تجربه‌اش کنم.

401
00:23:00,940 --> 00:23:04,900
‫ظاهراً سوزانا
‫تنها آگوستینی نیست که طلسم کردن بلده.

402
00:23:04,940 --> 00:23:09,660
‫از داشتن جفت‌تون توی هر دو دوره
‫واقعاً خوشحالم.

403
00:23:09,700 --> 00:23:12,030
‫این حمایت...

404
00:23:12,070 --> 00:23:15,490
‫توی این مسیری که پشت سر گذاشتم
‫برام مثل غریق نجات می‌مونه.

405
00:23:15,540 --> 00:23:19,870
‫ببخشید... مگه سوزانا می‌دونه
‫که تو از آینده به گذشته سفر کردی؟

406
00:23:21,920 --> 00:23:24,420
‫آره. چیه مگه؟

407
00:23:24,460 --> 00:23:26,460
‫چطور...
‫چطور تونستی این کار رو کنی، کت؟

408
00:23:26,510 --> 00:23:29,800
‫- اینکه گذاشتی از این راز باخبر بشه.
‫- خب من به کمک نیاز داشتم.

409
00:23:29,840 --> 00:23:32,680
‫به این فکر نکردی این روی زندگی
‫زمان اون چه تأثیری می‌ذاره؟

410
00:23:32,720 --> 00:23:34,720
‫من انتخاب زیادی نداشتم.

411
00:23:34,760 --> 00:23:38,230
‫اون خنجر کشید روم، رسماً مجبورم کرد
‫که بهش بگم.

412
00:23:38,270 --> 00:23:40,140
‫چرا هی این بلا سرمون میاد؟

413
00:23:40,190 --> 00:23:42,860
‫تو از یکی دیگه از
‫اعضای خانواده‌ام استفاده کردی!

414
00:23:42,900 --> 00:23:45,860
‫نه... تو خودت مایل به این کار بودی، خب؟

415
00:23:45,900 --> 00:23:50,280
‫حتی وقتی سعی کردم تو رو از این موضوع
‫دور نگه دارم، خودت اومدی سراغم. یادته دیگه؟

416
00:23:50,320 --> 00:23:53,120
‫نمی‌فهمی با درگیر کردن سوزانا توی این قضیه
‫چه بلایی سرش میاد؟

417
00:23:53,160 --> 00:23:55,580
‫طبق تجربه باید بگم که
‫به معنای واقعی زندگیش رو نابود می‌کنه، کت!

418
00:23:55,620 --> 00:23:58,620
‫تمومش کن. تو پشت این قوانینی
‫که ازش دَم می‌زنی...

419
00:23:58,660 --> 00:24:01,040
‫و گفتن اینکه دریاچه قوانین خودش رو داره
‫قایم شدی.

420
00:24:01,080 --> 00:24:02,880
‫ولی خودت هیچ‌وقت تجربه‌اش نکردی.

421
00:24:02,920 --> 00:24:06,210
‫پس حق نداری چیزی که
‫درک نمی‌کنی رو قضاوت کنی.

422
00:24:06,250 --> 00:24:10,220
‫نمی‌دونم چرا همیشه "روز بنیان‌گذار"
‫اخلاقت این‌جوری می‌شه،

423
00:24:10,260 --> 00:24:14,180
‫ولی چطوره دیگه نقاط ضعف خانواده‌ات رو
‫سر من خالی نکنی؟

424
00:24:15,600 --> 00:24:17,770
‫توماس کویل رو پیدا کردم،
‫گرچه نمی‌دونم کدوم خریه.

425
00:24:17,810 --> 00:24:20,480
‫اولین روز برداشت سال 1814

426
00:24:20,520 --> 00:24:22,400
‫سوار کشتی‌ای به اسم بلادونا
‫از راه می‌رسه.

427
00:24:22,440 --> 00:24:24,360
‫سلامم رو به جیکوب برسون.

428
00:24:33,320 --> 00:24:35,370
‫صبح بخیر.

429
00:24:35,410 --> 00:24:38,040
‫واسه رفتن آماده‌ای؟

430
00:24:38,080 --> 00:24:40,500
‫- ام...
‫- اون چیه؟

431
00:24:40,540 --> 00:24:44,170
‫- موضوع جیکوبه. اون داره میاد خونه.
‫- چی؟ منظورت چیه؟

432
00:24:44,210 --> 00:24:46,420
‫ببین.

433
00:24:46,460 --> 00:24:49,170
‫از کجا می‌دونی که جیکوب
‫همین توماس کویلی هست که اینجا نوشته شده؟

434
00:24:49,210 --> 00:24:51,090
‫توی سال 1814 می‌شناسمش.

435
00:24:51,130 --> 00:24:54,430
‫گفت داره واسه آوردن جیکوب به خونه
‫تلاش می‌کنه،

436
00:24:54,470 --> 00:24:56,140
‫و فکر کنم داره این‌جوری انجامش میده.

437
00:24:56,180 --> 00:24:57,600
‫کِی قراره برگردی؟

438
00:24:57,640 --> 00:24:59,970
‫مامان می‌خواد "روز بنیان‌گذار"
‫اونجا باشیم.

439
00:25:00,020 --> 00:25:03,270
‫و ببین، واقعاً باید واسه سخنرانی الیوت
‫اونجا باشم،

440
00:25:03,310 --> 00:25:07,060
‫اگرچه الان اوضاع بین‌مون
‫زیاد خوب نیست.

441
00:25:07,110 --> 00:25:09,860
‫پس گمونم نقشه‌ام برعکس جواب داد؟

442
00:25:09,900 --> 00:25:13,650
‫آخه چرا نقشه کشیدی؟
‫چرا خواستی ما همدیگه رو ببینیم؟

443
00:25:13,700 --> 00:25:16,030
‫من دنبال یه هدفم، مامان.

444
00:25:16,070 --> 00:25:19,660
‫هدف تو اینه که جیکوب رو بیاری خونه
‫و من نمی‌دونم چرا دارم به اونجا فرستاده می‌شم.

445
00:25:19,700 --> 00:25:22,960
‫الیوت در مورد آلاچیق
‫سال 2002 بهم گفت،

446
00:25:23,000 --> 00:25:26,830
‫و منم با خودم گفتم شاید دریاچه داره بهم نشون میده
‫که این‌جوری شما دوتا رو به همدیگه برسونم.

447
00:25:26,880 --> 00:25:29,250
‫ولی این کار وظیفه‌ی تو نیست.

448
00:25:29,300 --> 00:25:33,010
‫پس فقط برو، مامان!
‫برو جیکوب رو بیار، باشه؟ منتظر چی هستی؟

449
00:25:44,980 --> 00:25:47,940
‫هی، می‌خوای حرف بزنیم؟

450
00:25:49,570 --> 00:25:51,900
‫چی شده، دلی؟

451
00:25:56,410 --> 00:25:59,160
‫بازم حس یه دغل‌باز رو دارم.

452
00:26:00,620 --> 00:26:04,660
‫وقتی لندریم رفته
‫چطور می‌تونم خودم رو یه لندری بدونم؟

453
00:26:06,210 --> 00:26:09,340
‫و زمینش هم ممکنه بره.

454
00:26:09,380 --> 00:26:12,000
‫حس می‌کنم دارم ناامیدت می‌کنم.

455
00:26:14,130 --> 00:26:16,760
‫تو بهم افتخار نمی‌کنی.

456
00:26:16,800 --> 00:26:21,100
‫من هر روز بهت افتخار می‌کنم.

457
00:26:21,140 --> 00:26:23,680
‫با نگاه کردن بهت. با کارهایی که کردی.

458
00:26:23,720 --> 00:26:26,190
‫تو دوباره خانواده‌مون رو ساختی.

459
00:26:26,230 --> 00:26:28,440
‫تو این کار رو کردی.

460
00:26:28,480 --> 00:26:30,650
‫- دخترمون رو آوردی خونه.
‫- اوهوم.

461
00:26:30,690 --> 00:26:32,730
‫و همین‌طور نوه‌ی فوق‌العاده‌مون رو.

462
00:26:34,530 --> 00:26:38,030
‫اون فوق‌العاده‌ست، مگه نه؟

463
00:26:38,070 --> 00:26:40,120
‫آره.

464
00:26:40,160 --> 00:26:42,410
‫اون منو یاد تو می‌ندازه.

465
00:26:42,450 --> 00:26:46,000
‫تو همه‌چیزی رو
‫واسه افتخار کردن داری،

466
00:26:46,040 --> 00:26:48,620
‫و حتی بیشتر.

467
00:27:08,600 --> 00:27:11,400
‫- اینم از این.
‫- یه‌کم زیادی... شلوغش کردن.

468
00:27:11,440 --> 00:27:13,820
‫لقب ریتاست دیگه.

469
00:27:13,860 --> 00:27:16,360
‫همگی پشت همیم، درسته؟

470
00:27:16,400 --> 00:27:18,950
‫معلومه. همیشه.

471
00:27:18,990 --> 00:27:21,570
‫دل، دل، دل!
‫اینجا! یالا!

472
00:27:21,620 --> 00:27:24,290
‫- ای وای.
‫- موفق باشی!

473
00:27:24,330 --> 00:27:29,290
‫و محض اطلاع باید بگم که
‫دهه 1800 اصلاً این شکلی نیست.

474
00:27:30,500 --> 00:27:33,750
‫راستش... من باید برم،

475
00:27:33,790 --> 00:27:37,260
‫- ولی اشکال نداره امروز به‌جای ما سال 1814 رو انتخاب کنی.
‫- باشه.

476
00:27:40,590 --> 00:27:42,140
‫سلام!

477
00:27:43,970 --> 00:27:46,970
‫خوب گروهیه، هان؟ اگه جرئتش رو داری،
‫برو بالا و بهشون ملحق شو.

478
00:27:47,020 --> 00:27:50,100
‫تو هم اگه جرئتش رو داری،
‫اون کلاه مسخره رو از سرت بردار.

479
00:27:51,810 --> 00:27:53,900
‫این شما و این "جی‌جی و پیلارز"!
‫خوش اومدین!

480
00:27:53,940 --> 00:27:56,780
‫به "روز بنیان‌گذار" پورت هیون
‫خوش اومدین!

481
00:27:56,820 --> 00:27:59,280
‫روز بزرگداشت تاریخ شهرمون!

482
00:27:59,320 --> 00:28:01,660
‫یوهو!

483
00:28:01,700 --> 00:28:04,740
‫همین‌طور که می‌دونین امسال
‫عضو مهمی ازش رو از دست دادیم.

484
00:28:04,780 --> 00:28:06,620
‫اِولین گودوین.

485
00:28:06,660 --> 00:28:10,080
‫باعث افتخارمه که جوون‌ترین
‫عضو خانواده‌ی گودوین رو بهتون معرفی کنم...

486
00:28:10,120 --> 00:28:14,750
‫تا مبلغ اهدایی که میراثی از اِولین هست رو
‫به نمایش بذاره.

487
00:28:14,790 --> 00:28:17,880
‫کیسی گودوین!
‫کجایی، بچه جون؟

488
00:28:17,920 --> 00:28:21,340
‫وای خدای من! اینجا رو نگاه کنین!

489
00:28:21,380 --> 00:28:22,800
‫ایول، کیسی!

490
00:28:22,840 --> 00:28:25,180
‫چی؟ خیلی ممنونم!

491
00:28:40,570 --> 00:28:42,030
‫سلام.

492
00:28:42,070 --> 00:28:43,950
‫س... سلام.

493
00:28:45,370 --> 00:28:48,120
‫فکر می‌کردم الان دیگه باید دریاچه باشی.

494
00:28:48,160 --> 00:28:51,500
‫خب خواستم از خانواده‌ام
‫حمایت کنم.

495
00:28:51,540 --> 00:28:53,370
‫و از تو.

496
00:28:53,420 --> 00:28:55,540
‫لازم نبود.

497
00:28:56,500 --> 00:28:59,630
‫مرسی که بهم یادآوری کردی
‫باید کجا باشم...

498
00:28:59,670 --> 00:29:02,760
‫و اون اینجا... نیست.

499
00:29:26,740 --> 00:29:29,490
‫- وای خدا.
‫- بعضی‌ها عجله دارن.

500
00:29:29,540 --> 00:29:31,160
‫لطفاً فقط بهم بگو...

501
00:29:31,200 --> 00:29:34,460
‫بلادونا رسید؟
‫جیکوب اینجاست؟

502
00:29:34,500 --> 00:29:36,670
‫از کجا در مورد بلادونا می‌دونی؟

503
00:29:36,710 --> 00:29:39,300
‫چرا جیکوب واسه اومدن به خونه
‫از اسم تو استفاده کرده؟

504
00:29:39,340 --> 00:29:42,090
‫برادرم رو توی چه دردسری انداختی؟

505
00:29:43,050 --> 00:29:45,010
‫اوه، شرمنده...

506
00:29:45,050 --> 00:29:47,850
‫از بس از خیلی چیزها خبر داشتی،
‫فکر کردم استفهام انکاریه.

507
00:29:47,890 --> 00:29:50,350
‫فقط...

508
00:29:50,390 --> 00:29:54,850
‫ببین، جیکوب خواست خودش
‫قایق رو به نیروی دریایی تحویل بده...

509
00:29:54,890 --> 00:29:57,980
‫- تا باعث افتخار الایژا بشه.
‫- قایق سایرس گودوین.

510
00:29:58,560 --> 00:30:00,780
‫آره.

511
00:30:00,820 --> 00:30:02,860
‫ولی نتونست هزینه‌ی
‫بازگشت به خونه رو بپردازه.

512
00:30:02,900 --> 00:30:05,780
‫من می‌تونستم و واسه همین هزینه رو پرداخت کردم
‫و به همین دلیل به اسم منه.

513
00:30:08,120 --> 00:30:09,870
‫چرا این‌جوری نگاهم می‌کنی؟

514
00:30:09,910 --> 00:30:13,160
‫کار خوبی کردی.

515
00:30:13,200 --> 00:30:15,040
‫به برادرم کمک کردی.

516
00:30:15,080 --> 00:30:17,120
‫پس... ازت ممنونم.

517
00:30:19,250 --> 00:30:22,800
‫- به این زودی داری می‌ری؟
‫- باید برم الایژا رو ببینم.

518
00:30:22,840 --> 00:30:25,880
‫اون پیرمرد با وجود تذکرهای همه
‫رفته مزرعه.

519
00:30:25,930 --> 00:30:28,010
‫اون اولین روز برداشت رو از دست نمیده.

520
00:30:28,050 --> 00:30:31,390
‫- امروز اولین روز برداشته؟
‫- آره.

521
00:30:31,430 --> 00:30:33,930
‫پس جیکوب داره میاد خونه.

522
00:30:44,110 --> 00:30:47,740
‫محبوب‌ترین عضو خاندان
‫آگوستین رو به استیج دعوت می‌کنم.

523
00:30:47,780 --> 00:30:49,570
‫الیوت آگوستین!

524
00:30:49,620 --> 00:30:52,280
‫یه کف مرتب بزنین! الیوت!

525
00:30:54,160 --> 00:30:55,830
‫ممنونم.

526
00:30:56,750 --> 00:30:58,540
‫بیا. باشه.

527
00:30:58,580 --> 00:31:00,880
‫سلام.

528
00:31:00,920 --> 00:31:03,420
‫بدون فوت وقت شروع می‌کنم.

529
00:31:10,140 --> 00:31:13,430
‫بیاین به افتخار "روز بنیان‌گذار" سال 1999
‫دست بزنیم، هان؟

530
00:31:13,470 --> 00:31:15,430
‫بعدش گروه موسیقی قراره...

531
00:31:15,470 --> 00:31:17,770
‫- یه لحظه صبر کن! آقای ام‌سی!
‫- هی...

532
00:31:17,810 --> 00:31:19,560
‫می‌خوام چند کلمه‌ای حرف بزنم.

533
00:31:19,600 --> 00:31:21,770
‫حتماً، باشه.
‫شما چی می‌گین، رفقا؟

534
00:31:21,810 --> 00:31:24,030
‫یه کف مرتب به افتخار کولتون لندری!

535
00:31:24,070 --> 00:31:26,320
‫آره، کولتون!

536
00:31:27,400 --> 00:31:30,740
‫می‌دونین که من و کولتون
‫با همدیگه بزرگ شدیم؟

537
00:31:30,780 --> 00:31:34,740
‫ولی پیش خودتون فکر نکنین که خانواده‌های
‫بنیان‌گذارمون با هم رفیق جون‌جونی بودن.

538
00:31:34,790 --> 00:31:37,750
‫نه، نه. می‌دونین...

539
00:31:37,790 --> 00:31:39,920
‫خاندان گودوین در رأس بودن...

540
00:31:39,960 --> 00:31:41,960
‫و بعد خاندان لندری.

541
00:31:42,000 --> 00:31:44,960
‫و بعدش اون تهِ ته...

542
00:31:45,000 --> 00:31:47,630
‫خاندان آگوستین رو
‫با خاک یکسان می‌کردن.

543
00:31:47,670 --> 00:31:51,300
‫- فکر کنم دیگه کافی باشه.
‫- اِولین روی تپه توی عمارتش

544
00:31:51,340 --> 00:31:54,640
‫و کولتون روی هکتارها
‫زمین طلاییش،

545
00:31:54,680 --> 00:31:57,060
‫در حالی که ویکتور...

546
00:31:57,100 --> 00:31:59,270
‫وسط اقیانوس
‫تا کمر توی آت و آشغال ماهی‌هاست!

547
00:31:59,310 --> 00:32:02,150
‫- فکر کنم وقت رفتنه.
‫- اوه! نگاه کنین، رفقا.

548
00:32:02,190 --> 00:32:04,860
‫یه لندری از این که مدت زیادی
‫از مرکز توجه دور باشه متنفره.

549
00:32:06,780 --> 00:32:09,860
‫هیچ‌کدوم از شماها
‫خبر نداشتین، مگه نه؟

550
00:32:10,740 --> 00:32:13,530
‫این شهر با خانواده‌ی من
‫مثل آشغال رفتار کرده!

551
00:32:13,570 --> 00:32:15,790
‫اونم تا 200 سال!

552
00:32:15,830 --> 00:32:17,500
‫باشه. باشه، دیگه کافیه. یالا.

553
00:32:17,540 --> 00:32:20,160
‫به افتخار "روز بنیان‌گذار" دست بزنید!

554
00:32:26,800 --> 00:32:30,550
‫مثل روز روشنه که
‫ارتباط خانواده‌ام با پورت هیون...

555
00:32:30,590 --> 00:32:32,390
‫پیچیده‌ست.

556
00:32:32,430 --> 00:32:34,850
‫ما مثل خاندان گودوین
‫معمار و سازنده نبودیم.

557
00:32:34,890 --> 00:32:36,810
‫مثل خاندان لندری کشاورز نبودیم.

558
00:32:36,850 --> 00:32:39,060
‫ما نظارت کردیم.

559
00:32:40,310 --> 00:32:43,850
‫ولی چیزهایی که دیدیم رو نوشتیم...

560
00:32:43,900 --> 00:32:47,400
‫و شدیم حافظان تاریخ شهرمون.

561
00:32:47,440 --> 00:32:49,320
‫ولی نسل‌ها می‌گذرن...

562
00:32:49,360 --> 00:32:53,950
‫و اهمیت این مشارکت کمتر و کمتر می‌شه.

563
00:32:53,990 --> 00:32:55,830
‫این آخر هفته همیشه بهش سخت می‌گذره.

564
00:32:55,870 --> 00:32:57,790
‫می‌دونم این اسم...

565
00:32:57,830 --> 00:33:01,040
‫برای یه عده سربار بوده.

566
00:33:02,420 --> 00:33:05,500
‫انگاری سایه‌ی بزرگ
‫و تعیین‌کننده‌ای روی زندگی‌شون انداخت

567
00:33:05,540 --> 00:33:11,010
‫و بزرگ یا کوچیک بودن اون زندگی رو
‫براشون تعیین می‌کرد.

568
00:33:12,090 --> 00:33:17,180
‫ولی عضوی از خاندان آگوستین بودن
‫یه سایه نیست.

569
00:33:18,600 --> 00:33:20,470
‫نوره.

570
00:33:20,520 --> 00:33:23,520
‫ما با نوشتن داستان
‫چیزی که مهمه رو ثبت و ضبط می‌کنیم.

571
00:33:23,560 --> 00:33:25,730
‫و هنوزم این کار رو می‌کنیم.

572
00:33:25,770 --> 00:33:27,650
‫من می‌کنم.

573
00:33:28,770 --> 00:33:30,900
‫چون آگوستین بودن...

574
00:33:30,940 --> 00:33:33,900
‫آره، این یه مسئولیته.

575
00:33:33,950 --> 00:33:36,200
‫ولی مهم‌تر اینکه...

576
00:33:37,450 --> 00:33:40,040
‫... این یه افتخاره.

577
00:33:40,080 --> 00:33:41,450
‫ممنونم.

578
00:33:41,500 --> 00:33:43,540
‫با این سخنرانیش
‫رو دست ویکتور زد، مگه نه؟

579
00:33:43,580 --> 00:33:45,750
‫- ویکتور؟
‫- بابای الیوت.

580
00:33:45,790 --> 00:33:47,750
‫یه آدم دمدمی مزاجی بود که نگو.

581
00:33:47,790 --> 00:33:51,090
‫بدبختی‌ها همیشه روی دوش الیوت بود،
‫خصوصاً نزدیک‌های "روز بنیان‌گذار".

582
00:33:52,470 --> 00:33:56,470
‫ام... من باید برم.
‫اشکالی نداره؟

583
00:33:57,800 --> 00:33:59,430
‫باشه. حتماً.

584
00:33:59,470 --> 00:34:01,430
‫ممنون.

585
00:34:01,470 --> 00:34:03,640
‫خب.

586
00:34:08,150 --> 00:34:11,650
‫کاترین! بیا کمکمون کن!

587
00:34:16,660 --> 00:34:18,570
‫بفرمایین.

588
00:34:20,080 --> 00:34:22,750
‫- می‌شه به منم یه امضا بدی؟
‫- سلام، سم.

589
00:34:24,580 --> 00:34:27,290
‫"در مورد خانواده‌ام ازم بپرس"، هان؟

590
00:34:27,330 --> 00:34:29,880
‫اگه اشکالی نداره،
‫ترجیح میدم در مورد خودت سؤال بپرسم.

591
00:34:29,920 --> 00:34:33,170
‫- چی می‌خوای بدونی؟
‫- روبه‌راهی؟

592
00:34:34,970 --> 00:34:36,880
‫زیاده‌روی کردم؟

593
00:34:36,930 --> 00:34:39,100
‫نه، نه... فقط...

594
00:34:39,140 --> 00:34:41,930
‫مدتی می‌شه کسی اینو
‫ازم نپرسیده.

595
00:34:41,970 --> 00:34:44,230
‫اگه بخوام راستش رو بگم،

596
00:34:44,270 --> 00:34:46,060
‫خسته شدم.

597
00:34:46,100 --> 00:34:48,020
‫از؟

598
00:34:48,060 --> 00:34:50,770
‫از همین.
‫از نقش بازی کردن.

599
00:34:50,820 --> 00:34:53,980
‫خب نکن!
‫اون نشان مسخره رو بردار.

600
00:34:54,030 --> 00:34:55,650
‫انقدر برات آسونه؟

601
00:34:55,700 --> 00:34:57,990
‫تو می‌تونی هر کاری بخوای
‫انجام بدی،

602
00:34:58,030 --> 00:35:00,030
‫هر وقت و با هر کسی که بخوای
‫سر و کله بزنی.

603
00:35:00,070 --> 00:35:02,160
‫من همچین مزیتی رو ندارم.

604
00:35:02,200 --> 00:35:04,620
‫حداقل اینجا نه.

605
00:35:04,660 --> 00:35:06,500
‫واسه من خیلی آسون نیست.

606
00:35:06,540 --> 00:35:09,170
‫منظورم این نبود که آسونه، دل.

607
00:35:09,210 --> 00:35:11,790
‫خیلی از کارها
‫ارزش انجام دادن ندارن، مگه نه؟

608
00:35:11,840 --> 00:35:15,510
‫منم قبلاً یکی از این نشان‌ها داشتم.
‫نشان وکیل شهر بزرگ.

609
00:35:15,550 --> 00:35:19,340
‫هر روز می‌زدمش به کتم
‫و می‌رفتم پِی کار،

610
00:35:19,390 --> 00:35:22,220
‫تا اینکه یه روز
‫دیگه جونم به لبم رسید

611
00:35:22,260 --> 00:35:24,520
‫و اون نشان مسخره رو درآوردم
‫و دیگه هرگز به عقب نگاه نکردم،

612
00:35:24,560 --> 00:35:27,350
‫و توی عمرم هیچ‌وقت انقدر
‫حس آزادی نکردم.

613
00:35:27,390 --> 00:35:31,690
‫به این می‌گن بازنشستگی، دوست من.
‫دام دارا دام.

614
00:35:31,730 --> 00:35:33,980
‫نمی‌ذاری یه آب خوش
‫از گلوم پایین بره، مگه نه دل؟

615
00:35:34,030 --> 00:35:35,820
‫- نخیر.
‫- خوبه.

616
00:35:37,190 --> 00:35:39,410
‫می‌خوای از اینجا بزنیم بیرون؟

617
00:35:39,450 --> 00:35:40,910
‫- آره.
‫- آره؟

618
00:35:40,950 --> 00:35:43,410
‫آره. آره.

619
00:35:51,420 --> 00:35:52,880
‫هی.

620
00:35:52,920 --> 00:35:56,300
‫سلام. الیوت خونه‌ست؟

621
00:35:56,340 --> 00:35:58,590
‫تو دوست بچه‌ی منی؟

622
00:35:58,630 --> 00:36:01,720
‫- آره، آره. دوستشم.
‫- پس از دیدنت خوشحالم. ویک هستم.

623
00:36:01,760 --> 00:36:04,060
‫- آلیس هستم. سلام.
‫- آهان.

624
00:36:04,100 --> 00:36:07,430
‫آلیس، یعنی "روز بنیان‌گذار"
‫بهمون ملحق می‌شی؟

625
00:36:07,480 --> 00:36:09,730
‫هر چی نباشه بزرگ‌ترین رویداد ساله.

626
00:36:09,770 --> 00:36:12,650
‫آره، آره. اگه الیوت بخواد، حتماً میام.

627
00:36:12,690 --> 00:36:14,230
‫آلیس؟

628
00:36:14,270 --> 00:36:16,780
‫- اینجا چی‌کار می‌کنی؟
‫- با دوستت آشنا شدم.

629
00:36:16,820 --> 00:36:18,530
‫آفرین، پسر.

630
00:36:18,570 --> 00:36:21,110
‫ناسلامتی عضوی از خاندان آگوستینی.

631
00:36:21,740 --> 00:36:25,240
‫چطوره شما دوتا رو ببرم جشن؟
‫ولی هی...

632
00:36:25,280 --> 00:36:28,120
‫عجله نکن.

633
00:36:30,540 --> 00:36:33,250
‫می‌خوای از اینجا بریم؟

634
00:36:33,290 --> 00:36:35,750
‫آره واقعاً. ممنونم.

635
00:36:37,510 --> 00:36:40,260
‫آستین پاورز جدید رو دیدی؟
‫مثل اینکه بیانسه توش بازی می‌کنه،

636
00:36:40,300 --> 00:36:42,590
‫در حالی که کِلی داره
‫با نِلی موزیک مسخره می‌سازه.

637
00:36:42,640 --> 00:36:44,760
‫همونی که با اکسل
‫براش پیام می‌فرسته، مگه نه؟

638
00:36:44,800 --> 00:36:47,520
‫آره، آره، دیدیش.
‫فکر کردم فقط خودم اینو فهمیدم.

639
00:36:47,560 --> 00:36:49,180
‫هی، الیوت.

640
00:36:49,230 --> 00:36:50,940
‫در مورد بابات نمی‌دونستم.

641
00:36:50,980 --> 00:36:53,060
‫در مورد اینکه اون چطوریه.

642
00:36:53,100 --> 00:36:56,820
‫و هیچ‌وقت به فکرم نرسید که بپرسم،
‫واقعاً... واقعاً معذرت می‌خوام.

643
00:36:56,860 --> 00:36:58,940
‫همین که اینجایی کافیه.

644
00:36:58,980 --> 00:37:01,780
‫فقط لطفاً هیچ‌وقت به کت نگو.

645
00:37:01,820 --> 00:37:03,490
‫آخه اون چطوری نمی‌دونه؟

646
00:37:03,530 --> 00:37:06,780
‫اون می‌دونه که بابام زیاد پیداش نیست،
‫ولی نمی‌دونه که...

647
00:37:06,830 --> 00:37:08,950
‫نمی‌دونه که اوضاع چقدر بده.

648
00:37:08,990 --> 00:37:10,960
‫ولی اون بهترین دوستته.

649
00:37:11,000 --> 00:37:13,040
‫نمی‌خوای در مورد همه‌ی اینا
‫بهش بگی؟

650
00:37:13,080 --> 00:37:15,670
‫نه، من هیچ‌وقت نمی‌خوام
‫که کت دلش به حالم بسوزه.

651
00:37:15,710 --> 00:37:21,300
‫می‌تونه دوستم داشته باشه یا ازم متنفر باشه،
‫یا شایدم یه روزی عاشقم باشه،

652
00:37:21,340 --> 00:37:24,970
‫ولی ترحم هرگز. اینو نمی‌تونم تحمل کنم.

653
00:37:25,010 --> 00:37:27,470
‫رازت پیش من جاش امنه.

654
00:37:27,510 --> 00:37:29,520
‫بریم.

655
00:38:08,260 --> 00:38:09,720
‫سگ کوچولو!

656
00:38:14,640 --> 00:38:18,610
‫یه قایق! یه قایق نزدیک بندره!

657
00:38:19,900 --> 00:38:22,490
‫کاترین. جیکوب اومده خونه.

658
00:38:32,540 --> 00:38:35,160
‫همه رو میاری اینجا؟

659
00:38:35,210 --> 00:38:37,330
‫همه‌ رو؟

660
00:38:37,380 --> 00:38:40,000
‫به نظرت چند نفرن، دل؟

661
00:38:40,040 --> 00:38:42,710
‫نمی‌خواد بشمری.
‫وگرنه کل هفته رو اینجا موندگاریم.

662
00:38:44,840 --> 00:38:48,340
‫به نظرم باید قبل از شنا،
‫اول انگشتت رو به آب بزنی.

663
00:38:48,390 --> 00:38:52,520
‫و من هنوزم می‌خوام شنا کنم.

664
00:38:52,560 --> 00:38:54,270
‫تو نمی‌خوای؟

665
00:39:01,110 --> 00:39:03,690
‫معلومه داری چی‌کار می‌کنی؟

666
00:39:03,730 --> 00:39:06,610
‫از بس حرف شنا شد
‫دلم خواست بپرم توی آب.

667
00:39:07,700 --> 00:39:11,870
‫جدی که نمی‌گی!
‫لباست رو بپوش.

668
00:39:11,910 --> 00:39:15,290
‫بیخیال دل، یه نگاه به آب بنداز،
‫حرف نداره.

669
00:39:15,330 --> 00:39:17,710
‫اقیانوس یه چیزیش خاصه
‫که نمی‌دونم چیه.

670
00:39:17,750 --> 00:39:21,290
‫خیلی سریع و بی‌کرانه.

671
00:39:21,340 --> 00:39:23,500
‫می‌دونی چیش خاصه؟

672
00:39:24,670 --> 00:39:26,630
‫آزادی‌بخشه.

673
00:39:26,670 --> 00:39:28,010
‫یخه!

674
00:39:28,050 --> 00:39:30,390
‫یالا، مگه نمی‌خوای شنا کنی دل؟

675
00:39:34,640 --> 00:39:37,020
‫خودشه!

676
00:39:37,060 --> 00:39:39,100
‫زندگی همینه، دل!
‫یوهو!

677
00:39:39,150 --> 00:39:41,940
‫عاشقش می‌شی! یوهو!

678
00:39:43,610 --> 00:39:45,360
‫دل، یالا!

679
00:39:54,080 --> 00:39:56,080
‫بجنب! خودشه!

680
00:39:56,120 --> 00:39:58,410
‫یوهو!

681
00:39:59,210 --> 00:40:01,670
‫یوهو!

682
00:40:04,960 --> 00:40:07,340
‫ببین! ایناهاشن!

683
00:40:13,390 --> 00:40:15,890
‫خودشه، کاترین. حسش می‌کنم.

684
00:40:42,040 --> 00:40:43,920
‫جیکوب.

685
00:40:43,960 --> 00:40:45,710
‫جیکوب!

686
00:40:47,170 --> 00:40:48,670
‫جیکوب!

687
00:40:55,300 --> 00:40:58,020
‫هی! جیکوب لندری!

688
00:40:58,060 --> 00:41:00,270
‫به جرم خیانت به کشور بازداشتی!

689
00:41:00,310 --> 00:41:03,020
‫صبر کن ببینم، چی؟ وایسا!

690
00:41:04,360 --> 00:41:07,650
‫جیکوب، نه! صبر کنید!

691
00:41:07,690 --> 00:41:10,570
‫نبرینش!

692
00:41:12,490 --> 00:41:15,240
‫هی!

693
00:41:15,280 --> 00:41:18,330
‫جیکوب!
‫ولش کنین!

694
00:41:18,370 --> 00:41:20,620
‫نه!

695
00:41:22,670 --> 00:41:24,830
‫جیکوب!

696
00:41:38,440 --> 00:41:45,440
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده