1
00:00:02,880 --> 00:00:04,300
‫آنچه در "راه بازگشت به خانه" گذشت...

2
00:00:04,340 --> 00:00:07,600
‫همین‌جا با یه فرد خاصی آشنا شدم

3
00:00:07,640 --> 00:00:10,140
‫و نمی‌خوام اون فکر کنه که
‫یکی از چند نفره.

4
00:00:10,680 --> 00:00:14,980
‫کشف گذشته‌ی مدفون مخوف پورت هیون.
‫فقط 45 دلار!

5
00:00:15,020 --> 00:00:16,560
‫اِوِلین بیچاره.

6
00:00:16,610 --> 00:00:18,320
‫چون خونه توی جشن داغون شد؟

7
00:00:18,360 --> 00:00:20,030
‫آره. اوضاع از کنترل خارج شد.

8
00:00:20,070 --> 00:00:21,440
‫وایسا ببینم، اون خونه؟

9
00:00:22,570 --> 00:00:23,700
‫الیوت؟

10
00:00:28,910 --> 00:00:30,120
‫کت؟

11
00:00:33,540 --> 00:00:35,420
‫یادمه افتادم توی دریاچه.

12
00:00:36,670 --> 00:00:38,290
‫به اعماق...

13
00:00:38,340 --> 00:00:42,090
‫به اعماق کشیده شدم و انگاری داشتم...
‫غرق می‌شدم.

14
00:00:43,550 --> 00:00:45,090
‫و بعدش...

15
00:00:47,050 --> 00:00:49,260
‫...جنگل.

16
00:00:50,640 --> 00:00:52,770
‫فقط جنگل بود.

17
00:00:55,100 --> 00:00:56,850
‫تمومی نداشت.

18
00:00:57,690 --> 00:00:59,360
‫هیچ مسیری نبود.

19
00:01:00,070 --> 00:01:02,110
‫اصلاً برام آشنا نبودن. من...

20
00:01:03,240 --> 00:01:05,490
‫من نتونستم راه بازگشت به خونه رو پیدا کنم.

21
00:01:07,700 --> 00:01:10,660
‫حتماً همون موقع الایژا

22
00:01:10,700 --> 00:01:12,240
‫و ربکا پیدات کردن؟

23
00:01:13,290 --> 00:01:17,630
‫آره، اون بود. مامانم.

24
00:01:21,460 --> 00:01:22,920
‫اصلاً سعی کردی بهشون بگی...

25
00:01:22,960 --> 00:01:25,930
‫که از کجا اومدی؟

26
00:01:25,970 --> 00:01:28,050
‫حتماً واسه اونا هم عجیب بوده
‫و سؤالاتی داشتن.

27
00:01:28,090 --> 00:01:29,970
‫لباست، کفشت...

28
00:01:30,550 --> 00:01:33,390
‫می‌دونی باهاشون چی‌کار کردن؟

29
00:01:33,850 --> 00:01:36,520
‫نمی‌دونم.

30
00:01:43,030 --> 00:01:45,150
‫دیگه نمی‌دونم چی واقعیه و چی نیست.

31
00:01:50,870 --> 00:01:52,830
‫قبلاً اینو می‌کِشیدی.

32
00:01:55,450 --> 00:02:00,880
‫و این ماییم.
‫"جی" و "کی" برای نجات.

33
00:02:01,460 --> 00:02:04,960
‫و دیدم که همین رو
‫روی میز الایژا حک کرده بودی.

34
00:02:05,010 --> 00:02:08,430
‫شاید می‌خواستی یه‌جوری
‫ما رو توی خاطرت نگه داری؟

35
00:02:09,010 --> 00:02:10,640
‫من بچه بودم.

36
00:02:12,050 --> 00:02:13,600
‫از کجا معلوم.

37
00:02:14,520 --> 00:02:16,640
‫هیچ‌وقت حرف گوش نمیدی، لندری.

38
00:02:18,060 --> 00:02:20,060
‫حتی مرگ هم حریفت نشد.

39
00:02:20,100 --> 00:02:21,690
‫فکر کردی می‌میرم
‫و می‌ذارم کل سود...

40
00:02:21,730 --> 00:02:23,860
‫- به تو برسه؟
‫- آدمی به امید زنده‌ست.

41
00:02:23,900 --> 00:02:25,740
‫مرگ رو به چشم دیدی

42
00:02:25,780 --> 00:02:27,280
‫و حالا با پوزخند ازش یاد می‌کنی.

43
00:02:27,320 --> 00:02:30,240
‫تا گودوین برنگشته و کارت رو تموم نکرده
‫برگرد داخل.

44
00:02:30,280 --> 00:02:32,580
‫اگه به خاطر تو نبود،
‫طاقت نمی‌آوردم.

45
00:02:32,620 --> 00:02:34,240
‫اوه، جیکوب.

46
00:02:37,200 --> 00:02:39,420
‫من دیگه باید برم.

47
00:02:39,460 --> 00:02:41,330
‫همین الانشم غیبتم طولانی شده.

48
00:02:41,380 --> 00:02:44,380
‫ولی برمی‌گردم. به‌زودی.

49
00:02:46,460 --> 00:02:47,590
‫بجنب.

50
00:02:52,050 --> 00:02:54,220
‫به‌زودی می‌بینمت.

51
00:03:04,230 --> 00:03:06,480
‫چرا زودتر نیومدی دنبالم؟

52
00:03:06,504 --> 00:03:13,504
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

53
00:03:16,120 --> 00:03:17,500
‫خب؟

54
00:03:18,250 --> 00:03:20,830
‫به جیکوب گفتم که زودی برمی‌گردم.

55
00:03:20,870 --> 00:03:24,290
‫ولی دریاچه پیچیده‌تر از
‫این حرف‌هاست.

56
00:03:24,340 --> 00:03:27,210
‫ممکنه یه روز نباشم،
‫ولی اینجا هفته‌ها

57
00:03:27,250 --> 00:03:30,010
‫ماه‌ها یا سال‌ها بگذره.

58
00:03:30,050 --> 00:03:31,880
‫نگران نباش، کاترین.

59
00:03:34,220 --> 00:03:36,850
‫من مراقبشم تا تو برگردی پیشمون.

60
00:03:38,430 --> 00:03:40,430
‫سعی کن خودتم به کُشتن ندی.

61
00:03:56,280 --> 00:03:58,450
‫بابت این ممنونم.

62
00:03:58,490 --> 00:04:01,410
‫هم‌خونه‌ی جدید؟ توی به‌روزرسانی
‫لیست مواد غذایی اصلاً تعریفی نداره.

63
00:04:01,460 --> 00:04:04,380
‫بذار برات دونه‌ی قهوه بیارم
‫که ببری به نیک بدی.

64
00:04:04,420 --> 00:04:06,170
‫واسه قهوه اومدی
‫یا اینکه از مامان خبر بگیری؟

65
00:04:06,210 --> 00:04:09,260
‫- هنوز خبری ازش نشده؟
‫- نمی‌خواد پچ‌ پچ کنید،

66
00:04:09,300 --> 00:04:12,930
‫می‌دونم در مورد کی دارین حرف می‌زنید.

67
00:04:12,970 --> 00:04:15,090
‫چه حلال‌زاده.

68
00:04:15,140 --> 00:04:16,300
‫سلام.

69
00:04:17,430 --> 00:04:20,100
‫- حق دارم بپرسم؟
‫- مامان، من یه عذرخواهی بهت بدهکارم.

70
00:04:20,140 --> 00:04:22,440
‫لازم نیست. نمی‌خواد.

71
00:04:22,480 --> 00:04:24,600
‫اگه می‌خوای با ماشین
‫برسونمت مدرسه

72
00:04:24,650 --> 00:04:26,440
‫60ثانیه وقت داری بیای بیرون.

73
00:04:30,320 --> 00:04:32,150
‫مامان! چی شد؟

74
00:04:32,190 --> 00:04:36,070
‫- جیکوب حالش خوبه؟
‫- اون زنده‌ست و داره درمان می‌شه.

75
00:04:36,120 --> 00:04:38,410
‫این چند روز خیلی دیر گذشت، بچه جون.

76
00:04:38,450 --> 00:04:41,620
‫آره، باید راه بیفتی.

77
00:04:41,660 --> 00:04:43,660
‫مامان، نه. نمی‌تونم این‌جوری
‫ولت کنم.

78
00:04:43,710 --> 00:04:46,210
‫نه خواهش می‌کنم، تا مامان
‫از خیر جفت‌مون نگذشته برو.

79
00:04:46,250 --> 00:04:47,710
‫جیکوب مخفی شده.

80
00:04:47,750 --> 00:04:49,920
‫اون پیش سوزانا و توماس
‫جاش امنه.

81
00:04:52,590 --> 00:04:54,840
‫قول میدم امشب همه‌چی رو بهت بگم.

82
00:04:55,970 --> 00:04:57,470
‫خیلی خوشحالم که خونه‌ای.

83
00:05:03,850 --> 00:05:06,940
‫جیکوب انقدر از اتفاقی که
‫براش افتاد شوکه شده بود

84
00:05:06,980 --> 00:05:11,730
‫که رسماً ما رو از حافظه‌اش پاک کرده.

85
00:05:13,530 --> 00:05:15,990
‫ما می‌گیم که دریاچه
‫برای هر کاری که می‌کنه

86
00:05:16,030 --> 00:05:18,200
‫یه دلیلی داره.

87
00:05:18,240 --> 00:05:21,580
‫ولی آخه برای جدا کردن
‫یه بچه از خانواده‌اش...

88
00:05:21,620 --> 00:05:24,750
‫چه دلیلی می‌تونسته داشته باشه؟

89
00:05:24,790 --> 00:05:26,790
‫کاش جوابش رو می‌دونستم.

90
00:05:26,830 --> 00:05:29,920
‫اگه فقط می‌تونستم
‫زندگی‌ای که باهامون داشت رو یادش بیارم،

91
00:05:29,960 --> 00:05:31,170
‫اون موقع شاید...

92
00:05:31,210 --> 00:05:32,800
‫اون انتخاب می‌کرد که برگرده؟

93
00:05:32,840 --> 00:05:36,010
‫آخه اونجا به‌عنوان یه فرد تحت تعقیب
‫چی براش باقی مونده؟

94
00:05:36,050 --> 00:05:38,680
‫اون داره زیرزمین می‌پوسه.

95
00:05:38,720 --> 00:05:41,930
‫و سوزانا و توماس دارن
‫جونشون رو به خطر می‌ندازن

96
00:05:41,970 --> 00:05:44,060
‫تا اونو مخفی نگه دارن.

97
00:05:44,100 --> 00:05:48,810
‫آره. سوزانا... و توماس؟

98
00:05:48,850 --> 00:05:51,020
‫همون اسمی که
‫داخل لیست مسافران کشتی بود؟

99
00:05:52,780 --> 00:05:54,240
‫الیوت! فکر کردم اومدی...

100
00:05:54,280 --> 00:05:56,610
‫قهوه بگیری.
‫چرا انقدر طولش دادی؟

101
00:05:56,650 --> 00:05:59,700
‫سلام، لندری! برگشتی!

102
00:05:59,740 --> 00:06:02,540
‫آخی... نیکولاس.

103
00:06:02,580 --> 00:06:05,370
‫حالا داستان بزرگی که دنبالشی چی هست؟

104
00:06:05,410 --> 00:06:07,370
‫آره، نه... من...

105
00:06:07,420 --> 00:06:08,670
‫راستش خیلی دلم می‌خواد
‫با هم حرف بزنیم،

106
00:06:08,710 --> 00:06:10,920
‫ولی باید برم واسه کار آماده بشم.

107
00:06:10,960 --> 00:06:12,210
‫- باشه.
‫- آره.

108
00:06:12,250 --> 00:06:15,210
‫درسته. کار.
‫منم باید برم.

109
00:06:15,260 --> 00:06:17,090
‫فکر کردم وقت آزاد داری!

110
00:06:18,840 --> 00:06:20,850
‫باشه. بیاین فردا شب
‫همدیگه رو ببینیم.

111
00:06:20,890 --> 00:06:23,640
‫- یه برنامه‌ی حسابی می‌چینم.
‫- عالیه! آره.

112
00:06:23,680 --> 00:06:25,100
‫- عالیه.
‫- نمی‌تونم صبر کنم!

113
00:06:32,940 --> 00:06:35,360
‫پس تصمیم گرفتی چیزی که بین‌مونه رو
‫مخفی نگه داری؟

114
00:06:35,400 --> 00:06:37,820
‫این‌همه راه اومدیم که
‫همدیگه رو ببینیم.

115
00:06:37,860 --> 00:06:40,070
‫باور کن حالم از هر چی رازه بهم می‌خوره.

116
00:06:40,110 --> 00:06:42,320
‫- آهان؟
‫- به‌علاوه،

117
00:06:42,370 --> 00:06:44,080
‫دیگه همه در مورد ما می‌دونن.

118
00:06:44,120 --> 00:06:46,830
‫پس یه چیزهایی واسه دونستن هست، هان؟

119
00:06:48,540 --> 00:06:50,370
‫اشکالی نداره...

120
00:06:50,420 --> 00:06:52,500
‫- سریع جواب بدم؟
‫- بفرما.

121
00:06:53,920 --> 00:06:55,420
‫الو؟

122
00:06:55,460 --> 00:06:57,170
‫بله، خودمم.

123
00:06:58,630 --> 00:07:01,470
‫حس کردم فضای اونجا خیلی سنگینه.

124
00:07:02,300 --> 00:07:05,430
‫یالا، رفیق. منم دیگه، بریز بیرون.

125
00:07:05,470 --> 00:07:06,930
‫بین شماها چه خبره؟

126
00:07:06,970 --> 00:07:09,940
‫فکر کردم راه برگشت
‫پیش همدیگه رو پیدا کردیم،

127
00:07:09,980 --> 00:07:13,480
‫ولی انگاری فقط داریم
‫از هم دورتر می‌شیم.

128
00:07:14,610 --> 00:07:17,820
‫اون الان دیگه سرگرم دنیای خودشه

129
00:07:17,860 --> 00:07:23,070
‫و من بخشی ازش نیستم.
‫تجربیات جدید، آدم‌های جدید...

130
00:07:24,200 --> 00:07:25,830
‫شرمنده، رفیق.

131
00:07:28,200 --> 00:07:31,040
‫می‌دونی به چی نیاز دارم؟
‫یه پروژه.

132
00:07:31,710 --> 00:07:34,420
‫چهار سال پیش
‫اینجا رو از پدرم خریدم.

133
00:07:34,460 --> 00:07:36,050
‫فکر کنم وقتشه به میل خودم
‫درستش کنم.

134
00:07:36,090 --> 00:07:37,590
‫به فکر بازسازی هستی؟

135
00:07:37,630 --> 00:07:39,380
‫چون من الان تا دلت بخواد زمان دارم.

136
00:07:39,970 --> 00:07:43,840
‫هان. باید فضای اینجا رو باز کنی.

137
00:07:43,890 --> 00:07:45,510
‫اگه این دیوار رو بریزی،

138
00:07:45,550 --> 00:07:47,470
‫دیگه لازم نیست نگران
‫تعمیر کردن فرورفتگی توی دیوار باشی.

139
00:07:47,520 --> 00:07:50,020
‫آره، یه تیر و دو نشون.

140
00:07:53,730 --> 00:07:56,190
‫این دیوار باربره یا نه؟

141
00:07:56,230 --> 00:07:57,900
‫چی؟ نمی‌شنوم چی می‌گی!

142
00:07:57,940 --> 00:08:00,650
‫دقیقاً! واسه همین
‫به آشپزخونۀ باز نیاز داری!

143
00:08:11,540 --> 00:08:15,540
‫اوه، رفیق. فقط تویی که کتاب‌های درسی
‫20 سال پیش رو نگه می‌داری.

144
00:08:19,130 --> 00:08:20,920
‫هی، چکش داری؟

145
00:08:22,800 --> 00:08:25,680
‫مثل اینکه پسرِ اِوِلین دیگه نمی‌خواد...

146
00:08:25,720 --> 00:08:27,640
‫لینگرمور رو بفروشه.

147
00:08:27,680 --> 00:08:29,520
‫قصد داره زمین بخره
‫و می‌خواد واسه زمینم

148
00:08:29,560 --> 00:08:31,520
‫یه مبلغی بهم پیشنهاد بده.

149
00:08:31,560 --> 00:08:33,390
‫عالیه، مشکل تو حل می‌شه

150
00:08:33,440 --> 00:08:35,770
‫ما هم یه‌کم شراب محلی اعلا می‌زنیم به بدن.

151
00:08:35,810 --> 00:08:38,020
‫گمونم اینم یه گزینه باشه.

152
00:08:38,070 --> 00:08:40,070
‫مشخصه خیلی قانع نشدی.

153
00:08:40,110 --> 00:08:42,700
‫نه، این راه‌حل خوبیه.
‫فقط اینکه من باید...

154
00:08:42,740 --> 00:08:45,070
‫قید رؤیای محالم رو بزنم.

155
00:08:45,110 --> 00:08:47,280
‫لطفاً برام تعریف کن.

156
00:08:49,330 --> 00:08:50,870
‫خب...

157
00:08:50,910 --> 00:08:53,750
‫این زمین طی این سال‌ها
‫خیلی برام خانواده‌ام...

158
00:08:53,790 --> 00:08:55,670
‫برکت داشته.

159
00:08:55,710 --> 00:08:58,710
‫ولی دیگه از بین ما
‫کشاورزی باقی نمونده.

160
00:08:59,920 --> 00:09:01,960
‫دوست دارم جوری
‫به سنت‌شون ادامه بدم

161
00:09:02,010 --> 00:09:05,550
‫که به نفع مردم اینجا باشه.

162
00:09:05,590 --> 00:09:09,720
‫و شورای شهر
‫از پیشنهادم حمایت نکرد.

163
00:09:09,760 --> 00:09:12,100
‫خب اگه تو بخوای،
‫دوست دارم بخونمش.

164
00:09:12,140 --> 00:09:13,850
‫- واقعاً؟ باشه.
‫- آره.

165
00:09:14,770 --> 00:09:16,600
‫ولی به نظرم این یه نشونه‌ست

166
00:09:16,650 --> 00:09:19,360
‫تا سرم رو از ابرها بیرون بیارم.

167
00:09:29,450 --> 00:09:32,200
‫پس...

168
00:09:32,240 --> 00:09:34,080
‫تو، ام...

169
00:09:34,120 --> 00:09:37,670
‫فرصت کردی در مورد
‫اون عکس عجیب از مامانت بپرسی؟

170
00:09:37,710 --> 00:09:40,800
‫نه. نه هنوز. ولی به‌زودی می‌پرسم.

171
00:09:42,420 --> 00:09:45,340
‫- قهوه می‌خوای یا...
‫- نه. ببین.

172
00:09:45,380 --> 00:09:48,430
‫آلیس، من بابت دیروز معذرت می‌خوام.

173
00:09:48,470 --> 00:09:49,890
‫اون بوسه نباید اتفاق می‌افتاد.

174
00:09:49,930 --> 00:09:51,470
‫می‌دونی چیه، اشکالی نداره.

175
00:09:51,510 --> 00:09:53,810
‫بندازش گردن گروه بَکسْتریت بویز.

176
00:09:53,850 --> 00:09:56,140
‫می‌شه فراموشش کنیم؟

177
00:09:56,980 --> 00:09:59,650
‫برم یه سری به ایوان بزنم.

178
00:10:04,190 --> 00:10:05,990
‫- اوه، سلام!
‫- سلام!

179
00:10:06,820 --> 00:10:09,570
‫- چطوری؟
‫- خوبم!

180
00:10:09,620 --> 00:10:12,790
‫آره، خیلی خوبم.
‫تو چطوری؟

181
00:10:13,410 --> 00:10:14,790
‫خوبم.

182
00:10:15,330 --> 00:10:17,160
‫راستی، خوب مشاوره‌ای بهم دادی.

183
00:10:23,130 --> 00:10:24,760
‫باید یه شب بزنم بیرون.

184
00:10:24,800 --> 00:10:26,880
‫الیوت و کت هم بهش نیاز دارن.

185
00:10:26,920 --> 00:10:28,470
‫فردا شب چی‌کاره‌ای؟

186
00:10:28,510 --> 00:10:30,760
‫کاش وقت داشتم،
‫ولی با تهدید و اجبار

187
00:10:30,800 --> 00:10:33,720
‫درگیر تور ارواح ریتا شدم.

188
00:10:33,760 --> 00:10:36,680
‫- تور ارواح؟ ریتا میزبانشه؟
‫- اوهوم، آره.

189
00:10:36,730 --> 00:10:38,520
‫روی منم حساب کن.
‫روی همه‌مون حساب کن.

190
00:11:18,390 --> 00:11:20,230
‫اول زمین رو دو برابرش می‌کنیم

191
00:11:20,270 --> 00:11:22,150
‫و بعدش گله رو.

192
00:11:22,190 --> 00:11:23,810
‫وقتی به دست شما بچه‌ها بسپاریمش،

193
00:11:23,860 --> 00:11:26,190
‫اینجا می‌شه بهترین مزرعۀ لبنی ایالت.

194
00:11:26,230 --> 00:11:28,490
‫لازم نیست همچین رؤیای بزرگی
‫داشته باشی، کول.

195
00:11:28,530 --> 00:11:30,700
‫ما از چیزی که داریم راضی هستیم.

196
00:11:32,160 --> 00:11:34,280
‫به حرف مادرتون توجهی نکنید، بچه‌ها.

197
00:11:34,330 --> 00:11:35,790
‫اگه بزرگ رؤیاپردازی نمی‌کردم که...

198
00:11:35,830 --> 00:11:38,000
‫هرگز فکرش رو نمی‌کردم که بتونم
‫مامانتون رو به دست بیارم.

199
00:11:43,500 --> 00:11:45,210
‫- کاترین.
‫- وای خدا!

200
00:11:45,250 --> 00:11:46,630
‫باید حرف بزنیم.

201
00:11:46,670 --> 00:11:49,760
‫معذرت می‌خوام.
‫باید برم اداره.

202
00:11:49,800 --> 00:11:53,340
‫خانواده‌ی گودوین پیشنهاد دادن
‫زمین رو بخرن. پیشنهاد خوبی هم دادن.

203
00:11:53,390 --> 00:11:55,260
‫و قبول نکردنش عقلانی نیست.

204
00:11:55,300 --> 00:11:57,310
‫مامان... نه!

205
00:11:57,350 --> 00:11:59,310
‫نه، نه، نه،
‫خاندان لندری صدها سال...

206
00:11:59,350 --> 00:12:02,060
‫سر این زمین عرق ریختن و زحمت کشیدن!

207
00:12:02,100 --> 00:12:03,940
‫صرفاً از روی ادب
‫دارم بهت اطلاع میدم،

208
00:12:03,980 --> 00:12:06,320
‫چرا پیش خودت فکر می‌کنی
‫حق اظهار نظر داری؟

209
00:12:06,360 --> 00:12:09,740
‫من و آلیس هم عضوی از خاندان لندری هستیم
‫و حق اظهار نظر داریم.

210
00:12:09,780 --> 00:12:13,320
‫این چیزیه که بابا می‌خواست.
‫این میراثشه.

211
00:12:13,360 --> 00:12:14,910
‫اون وقت تو می‌خوای باهاش چی‌کار کنی؟

212
00:12:14,950 --> 00:12:18,240
‫مامان، تو نمی‌تونی زمین‌مون رو
‫به یه گودوین بفروشی.

213
00:12:18,290 --> 00:12:21,290
‫چرا که نه؟
‫به نظرم خیلی هم کار درستیه.

214
00:12:21,330 --> 00:12:24,830
‫همیشه حس می‌کردم
‫مدیون اِوِلین هستیم.

215
00:12:24,880 --> 00:12:28,500
‫بعد از تموم کارهایی که
‫سال‌ها پیش برامون کرد.

216
00:12:28,550 --> 00:12:30,550
‫کم پیش میاد آدم انقدر بخشنده باشه.

217
00:12:31,510 --> 00:12:35,140
‫نمی‌تونم الان دِیْنم رو پس بدم.

218
00:12:35,850 --> 00:12:37,180
‫حداقل کاری که می‌تونم بکنم اینه که...

219
00:12:37,220 --> 00:12:38,890
‫پیشنهاد سخاوتمندانه‌ی پسرش رو
‫در نظر بگیرم.

220
00:12:38,930 --> 00:12:40,730
‫سخاوت...

221
00:12:40,770 --> 00:12:44,600
‫باشه، پس وقتی از طرف خانواده باشه
‫اسمش می‌شه صدقه

222
00:12:44,650 --> 00:12:48,650
‫ولی وقتی یه گودوین پیشنهادش بده
‫می‌شه سخاوت؟

223
00:12:55,320 --> 00:12:56,870
‫مادربزرگ.

224
00:12:57,990 --> 00:12:59,660
‫دِیْنت به اِوِلین گودوین...

225
00:12:59,700 --> 00:13:03,250
‫ربطی به سال 2007 لینگرمور داره؟

226
00:13:03,290 --> 00:13:05,620
‫محض رضای خدا، آلیس.
‫نباید فال‌گوش بمونی.

227
00:13:05,670 --> 00:13:07,500
‫شاید اگه تو و مامان
‫مثل یه بچه باهام رفتار نمی‌کردین،

228
00:13:07,540 --> 00:13:09,250
‫مجبور نمی‌شدم این کار رو کنم.
‫و بهم نگو که...

229
00:13:09,300 --> 00:13:10,670
‫این بحث بین شما دو نفره،

230
00:13:10,710 --> 00:13:12,590
‫چون منم بخشی از این خانواده‌ام.

231
00:13:13,550 --> 00:13:15,890
‫معلومه که هستی، عزیزم.

232
00:13:15,930 --> 00:13:18,970
‫و واقعاً متأسفم که
‫وسط این قضیه گیر افتادی.

233
00:13:19,010 --> 00:13:21,060
‫فکر می‌کردم من و مادرت می‌تونیم
‫گذشته رو پشت سر بذاریم

234
00:13:21,100 --> 00:13:23,770
‫ولی... یه‌سری از زخم‌ها عمیقن.

235
00:13:23,810 --> 00:13:24,810
‫مثل لینگرمور؟

236
00:13:26,230 --> 00:13:28,060
‫چه اتفاقی افتاده که حتی الانم نمی‌تونی
‫در موردش حرف بزنی؟

237
00:13:29,070 --> 00:13:30,730
‫موضوع دردناکیه.

238
00:13:30,780 --> 00:13:32,490
‫ولی آخه چرا؟

239
00:13:33,280 --> 00:13:34,490
‫چون بعد از اون من و مادرت...

240
00:13:34,530 --> 00:13:36,700
‫تا 17 سال با هم حرف نزدیم.

241
00:13:49,090 --> 00:13:50,710
‫آلیس!

242
00:13:51,090 --> 00:13:52,630
‫وایسا!

243
00:13:54,840 --> 00:13:55,970
‫هی!

244
00:13:57,180 --> 00:13:59,600
‫داری چی‌کار می‌کنی؟
‫باید بری مدرسه.

245
00:13:59,640 --> 00:14:02,060
‫آره، از اینکه منتظر جوابم
‫حالم بهم می‌خوره.

246
00:14:02,100 --> 00:14:05,100
‫و می‌دونم دروغ گفتی که
‫توی لینگرمور نبودی.

247
00:14:05,140 --> 00:14:06,560
‫مامان هم اونجا بود، مگه نه؟

248
00:14:06,600 --> 00:14:08,440
‫- تو از کجا... ؟
‫- یه عکس از عینکت...

249
00:14:08,480 --> 00:14:11,110
‫و یه‌عالمه خون پیدا کردم.

250
00:14:11,150 --> 00:14:12,610
‫شماها چی‌کار کردین؟

251
00:14:13,650 --> 00:14:16,530
‫یه چیزهایی هستن که...

252
00:14:16,570 --> 00:14:18,700
‫- خیلی بهشون افتخار نمی‌کنیم.
‫- آره، مامان و دل هنوزم...

253
00:14:18,740 --> 00:14:21,280
‫دارن به خاطرش دعوا می‌کنن،
‫پس...

254
00:14:21,330 --> 00:14:24,330
‫شاید اگه برگردم و خودم
‫با چشم‌های خودم ببینمش،

255
00:14:24,370 --> 00:14:26,250
‫بتونم کمک کنم اوضاعِ الان درست بشه.

256
00:14:28,330 --> 00:14:31,540
‫همین؟ نمی‌خوای سعی کنی
‫منصرفم کنی یا... ؟

257
00:14:31,590 --> 00:14:32,880
‫فایده‌اش چیه؟

258
00:14:34,090 --> 00:14:35,670
‫من که می‌دونم تو برمی‌گردی.

259
00:14:35,720 --> 00:14:38,130
‫داشتی در مورد همین
‫بهم هشدار می‌دادی، مگه نه؟

260
00:14:39,140 --> 00:14:40,640
‫نمی‌دونم گفتنش فایده‌ای داره یا نه...

261
00:14:42,220 --> 00:14:44,640
‫ولی امیدوارم بتونی منو ببخشی.

262
00:14:52,270 --> 00:14:55,480
‫چطور تونستی بدون اینکه اول
‫با من مشورت کنی این کار رو کنی؟

263
00:14:55,530 --> 00:14:57,570
‫آخرین بار کِی اومدی خونه؟

264
00:14:57,610 --> 00:15:00,910
‫بی‌خبر سر و کله‌ات پیدا شده.
‫فکر می‌کنی حق اظهار نظر داری؟

265
00:15:01,990 --> 00:15:04,540
‫من حق دارم هر وقت که بخوام بیام خونه.

266
00:15:04,580 --> 00:15:07,160
‫گرچه فکر کنم اینجا برای مدت زیادی
‫خونه باقی نمی‌مونه.

267
00:15:07,200 --> 00:15:09,670
‫گوش کن، کاترین.
‫من تموم تلاشم رو کردم

268
00:15:09,710 --> 00:15:11,380
‫که بدون پدرت و گله
‫مزرعه رو نگه دارم.

269
00:15:11,420 --> 00:15:12,880
‫قابل تحمل نیست.

270
00:15:12,920 --> 00:15:16,210
‫این تموم چیزیه که
‫ازشون باقی مونده، مامان!

271
00:15:16,260 --> 00:15:20,300
‫شاید تو آماده باشی که بابا
‫و جیک رو فراموش کنی، ولی من نیستم.

272
00:15:20,340 --> 00:15:22,260
‫اگه انقدر برات مهمه،
‫پس چرا به خودت زحمت نمیدی

273
00:15:22,300 --> 00:15:23,510
‫که بیشتر بیای خونه؟

274
00:15:23,550 --> 00:15:25,260
‫چون تو سختش می‌کنی.

275
00:15:44,884 --> 00:15:52,684
‫[برای فروش]

276
00:15:57,550 --> 00:15:58,920
‫یا الان یا هیچ‌وقت.

277
00:16:01,720 --> 00:16:03,220
‫برام آرزوی موفقیت می‌کنی، دلی؟

278
00:16:03,260 --> 00:16:05,640
‫عزیزم. تو به شانس نیازی نداری.

279
00:16:05,680 --> 00:16:08,350
‫هیچ بانکی واسه وام
‫روت رو زمین نمی‌زنه.

280
00:16:09,230 --> 00:16:10,890
‫نه با این کت‌وشلوار.

281
00:16:17,114 --> 00:16:19,714
‫[شام؟]

282
00:16:21,838 --> 00:16:24,138
‫[حتماً!]

283
00:16:34,460 --> 00:16:35,790
‫وای خدای من!

284
00:16:35,840 --> 00:16:37,290
‫چرا داد می‌زنی؟

285
00:16:37,340 --> 00:16:38,670
‫آلیس؟

286
00:16:38,710 --> 00:16:40,840
‫تو...
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

287
00:16:40,880 --> 00:16:43,010
‫منتظر تو بودم،
‫ولی کتاب‌های فلسفه‌ات...

288
00:16:43,050 --> 00:16:45,220
‫از بس کسل‌کننده‌ان
‫باعث شدن خوابم ببره.

289
00:16:45,260 --> 00:16:47,470
‫پنج سال گذشته!

290
00:16:47,510 --> 00:16:50,600
‫پس سال 2007ئه؟
‫ماه اکتبر؟

291
00:16:50,640 --> 00:16:52,020
‫وایسا ببینم، چرا این‌جوری گفتی؟

292
00:16:52,060 --> 00:16:53,520
‫فراموشش کن.
‫چه خبر شده؟

293
00:16:53,560 --> 00:16:54,850
‫دل نباید مزرعه رو بفروشه!

294
00:16:54,900 --> 00:16:56,190
‫گمونم نمی‌فروشه،

295
00:16:56,230 --> 00:16:57,690
‫چون تو در آینده اونجا زندگی می‌کنی.

296
00:16:57,730 --> 00:16:59,940
‫درسته. ولی کت اینو نمی‌دونه

297
00:16:59,980 --> 00:17:01,650
‫و احتمالاً الان
‫با ماشین توی جاده‌ست

298
00:17:01,690 --> 00:17:03,450
‫و رد داده.

299
00:17:03,490 --> 00:17:04,860
‫هی الیوت، اون بالایی؟

300
00:17:04,910 --> 00:17:07,950
‫یا... اینکه درست اون بیرونه.

301
00:17:07,990 --> 00:17:09,540
‫باشه، همون‌جا بمون.
‫من میام پیشت.

302
00:17:09,580 --> 00:17:11,790
‫آره، ایول.
‫فقط...

303
00:17:11,830 --> 00:17:13,910
‫- ام...
‫- باید همین الان قایم بشی،

304
00:17:13,960 --> 00:17:15,620
‫باشه؟ اون هفت ساله که
‫تو رو ندیده،

305
00:17:15,670 --> 00:17:17,670
‫و قصد جسارت ندارم ولی...
‫انگاری دوازده سالته.

306
00:17:17,710 --> 00:17:20,130
‫آره، فکر نکن اون دو خال سبیلی

307
00:17:20,170 --> 00:17:22,380
‫که پشت لبت سبز شده
‫سنت رو بالا برده.

308
00:17:22,420 --> 00:17:24,180
‫آلیس، برو دیگه!

309
00:17:25,430 --> 00:17:26,640
‫دارم میام بالا!

310
00:17:26,680 --> 00:17:28,140
‫قایم شو! اون طرف!

311
00:17:31,520 --> 00:17:32,810
‫اینجایی.

312
00:17:32,850 --> 00:17:34,850
‫مامانم کلاً عقلش رو از دست داده.

313
00:17:34,890 --> 00:17:36,270
‫چرا همین که تابلوی
‫فروش خونه رو دیدی

314
00:17:36,310 --> 00:17:37,310
‫بهم زنگ نزدی؟

315
00:17:39,190 --> 00:17:42,650
‫همین‌طور که وارد
‫دنیای مردگان پورت هیون می‌شیم،

316
00:17:42,690 --> 00:17:44,450
‫از هم دور نشید دوستان من،

317
00:17:44,490 --> 00:17:46,660
‫چون ارواح امشب خیلی بی‌قرارن!

318
00:17:46,700 --> 00:17:48,240
‫شاید فکر کنید که جادوگر سفیدپوش...

319
00:17:48,280 --> 00:17:53,500
‫فقط یه داستان ترسناک
‫واسه ترسوندن کوچیک‌ترهاست، ولی نخیر!

320
00:17:53,540 --> 00:17:56,170
‫اون براساس واقعیته...

321
00:17:56,210 --> 00:17:58,080
‫نمی‌دونستم قراره
‫انقدر حرف بزنه.

322
00:17:59,590 --> 00:18:02,510
‫بعد از اتفاق دیروز
‫آلیس حالش چطوره؟

323
00:18:02,550 --> 00:18:04,670
‫به نظر خیلی ناراحت می‌اومد.

324
00:18:04,720 --> 00:18:06,800
‫امیدوارم زیاد به نوآ وابسته نشه.

325
00:18:06,840 --> 00:18:08,640
‫اون پسر به جایی نمی‌رسه.

326
00:18:08,680 --> 00:18:10,850
‫وایسا ببینم، نوآ کیه؟

327
00:18:11,970 --> 00:18:13,390
‫اوه...

328
00:18:13,430 --> 00:18:14,890
‫فکر کردم در موردش بهت گفته.

329
00:18:15,850 --> 00:18:19,690
‫ولی گمونم هر اتفاقی هم افتاده باشه
‫دیگه تموم شده.

330
00:18:19,730 --> 00:18:23,030
‫بفرما. جمع بشید.
‫جمع بشید!

331
00:18:23,070 --> 00:18:25,740
‫- شبح، شبح، شبح!
‫- همه‌چی روبه‌راهه؟

332
00:18:26,240 --> 00:18:28,200
‫نه، نیست. وقتی مامانم باهام حرف نمی‌زنه،

333
00:18:28,240 --> 00:18:31,870
‫من چرا به این شبح‌گردی احمقانه اومدم؟

334
00:18:31,910 --> 00:18:33,870
‫مگه نه؟ جیک فکر می‌کنه که من
‫پاک اونو فراموش کردم...

335
00:18:33,910 --> 00:18:35,410
‫- هیس.
‫- ... که اصلاً مسخره‌ست،

336
00:18:35,450 --> 00:18:36,870
‫چون دقیقاً برعکسشه.

337
00:18:36,910 --> 00:18:39,830
‫و الان هم اصلاً نمی‌دونم
‫آلیس داره چی‌کار می‌کنه.

338
00:18:40,420 --> 00:18:42,420
‫آره، در این مورد...

339
00:18:42,460 --> 00:18:45,460
‫بچه‌ها! بیاین دیگه! یالا!

340
00:18:45,510 --> 00:18:48,680
‫ما الان توی جنگل جادوگر سفیدپوش هستیم.

341
00:18:48,720 --> 00:18:50,890
‫اون ترجیح میده بچه‌ها رو آب‌پز کنه،

342
00:18:50,930 --> 00:18:52,810
‫ولی اگه عجوزه‌ی پیر
‫خیلی گرسنه‌اش باشه،

343
00:18:52,850 --> 00:18:56,980
‫با کمال میل شما رو...
‫یه لقمه‌ی چپ می‌کنه!

344
00:18:57,020 --> 00:18:58,560
‫ریتا. کل این داستان که...

345
00:18:58,600 --> 00:19:01,310
‫جادوگر سفیدپوش بچه‌ها رو می‌خوره
‫مزخرفی بیش نیست.

346
00:19:01,360 --> 00:19:03,110
‫پدر و مادرها فقط خواستن
‫بچه‌ها رو بترسونن...

347
00:19:03,150 --> 00:19:04,730
‫که نرن توی جنگل بازی کنن، خب؟

348
00:19:04,780 --> 00:19:06,150
‫و در واقع این اصلاً تا دهه 60...

349
00:19:06,190 --> 00:19:07,400
‫بخشی از افسانه نبود.

350
00:19:07,450 --> 00:19:09,700
‫اتفاقاً خوشحال می‌شیم
‫در مورد این تور نظر بدید،

351
00:19:09,740 --> 00:19:11,530
‫ولی لطفاً بذارینش
‫واسه آخر کار، باشه؟

352
00:19:11,570 --> 00:19:14,740
‫خیلی ممنونم.
‫کجا بودم؟

353
00:19:14,790 --> 00:19:16,040
‫آره، آره، آره.
‫آب‌پز کردن بچه‌ها.

354
00:19:16,080 --> 00:19:17,750
‫بی‌خیال بابا. اون داره اسم منو...

355
00:19:17,790 --> 00:19:20,250
‫لکه‌دار می‌کنه.
‫"عجوزه‌ی پیر".

356
00:19:20,290 --> 00:19:22,840
‫شرمنده... اسم تو؟

357
00:19:22,880 --> 00:19:24,920
‫اوه... خدای من. آره.

358
00:19:24,960 --> 00:19:27,300
‫یادم رفت این بخشش رو بهت بگم.

359
00:19:27,340 --> 00:19:29,010
‫وقتی داشتم سعی می‌کردم جیکوب رو نجات بدم،

360
00:19:29,050 --> 00:19:30,930
‫یه‌جورهایی خودم باعث شروع
‫افسانه‌ی جادوگر سفیدپوش شدم.

361
00:19:30,970 --> 00:19:33,100
‫- وای، باشه.
‫- آره.

362
00:19:33,140 --> 00:19:34,640
‫از خدامه که

363
00:19:34,680 --> 00:19:36,390
‫در موردش بشنوم.
‫ولی به نظرم واقعاً نیازه که...

364
00:19:36,430 --> 00:19:38,520
‫- در مورد آلیس حرف بزنیم.
‫- مگه آلیس چی شده؟

365
00:19:38,560 --> 00:19:41,810
‫اون برگشته. رفته لینگرمور.

366
00:19:46,730 --> 00:19:48,990
‫هر دفعه که میام خونه...

367
00:19:49,030 --> 00:19:50,740
‫کنار اومدن با مامان سخت‌تر می‌شه.

368
00:19:51,780 --> 00:19:54,240
‫این هفته می‌شه
‫هشتمین سالی که...

369
00:19:54,280 --> 00:19:56,790
‫- جیکوب...
‫- آره، می‌دونم.

370
00:19:58,540 --> 00:20:01,250
‫به اندازه‌ی سنی که داشت
‫دیگه کنارمون نیست.

371
00:20:01,290 --> 00:20:03,080
‫فکر می‌کردم من و مامان
‫بالأخره می‌تونیم...

372
00:20:03,130 --> 00:20:06,960
‫در موردش حرف بزنیم،
‫ولی مشخصه که قرار نیست این اتفاق بیفته.

373
00:20:07,000 --> 00:20:08,840
‫دل اینجا رو نمی‌فروشه.

374
00:20:10,590 --> 00:20:12,430
‫بیا امشب یه کاری کنیم.

375
00:20:12,470 --> 00:20:15,470
‫خواهش می‌کنم، نیاز دارم حواسم
‫از همه‌ی این مسائل پرت بشه.

376
00:20:15,510 --> 00:20:17,930
‫حتماً. فقط باید اول
‫گل‌های لینگرمور رو آب بدم

377
00:20:17,970 --> 00:20:20,270
‫و بعدش می‌تونم بیام.

378
00:20:20,310 --> 00:20:22,140
‫صبر کن، صبر کن.
‫تو باز داری از خونه‌ی اِوِلین...

379
00:20:22,190 --> 00:20:23,850
‫- مراقبت می‌کنی؟
‫- اوهوم.

380
00:20:23,900 --> 00:20:26,690
‫الیوت، این عالیه!
‫این آخر هفته هالووینه.

381
00:20:26,730 --> 00:20:29,530
‫دیگه چه جایی بهتر
‫واسه مهمونی گرفتن؟

382
00:20:29,570 --> 00:20:31,450
‫آره، نه. شرمنده،
‫نمی‌شه این کار رو کرد.

383
00:20:31,490 --> 00:20:33,740
‫اجازه ندارم
‫کسی رو ببرم اونجا. و...

384
00:20:33,780 --> 00:20:36,030
‫آخه اِوِلین خونه‌اش رو
‫به من سپرده.

385
00:20:36,080 --> 00:20:37,990
‫فقط یه شب‌نشینی کوچیک.

386
00:20:38,040 --> 00:20:41,500
‫می‌تونیم لباس خوشگل بپوشیم
‫و فقط رفقای قدیمی رو دعوت کنیم.

387
00:20:41,540 --> 00:20:43,000
‫و بِرِیدی، درسته؟

388
00:20:46,290 --> 00:20:49,000
‫من، ام...

389
00:20:49,800 --> 00:20:53,590
‫- من ترکش کردم.
‫- خدای من، تو... تو چی‌کار کردی؟

390
00:20:53,630 --> 00:20:55,850
‫همه‌چی خیلی سریع اتفاق افتاد

391
00:20:55,890 --> 00:20:58,390
‫و پیش خودم فکر کردم اگه بیام اینجا،
‫کمکم می‌کنه ذهنم آزاد بشه،

392
00:20:58,430 --> 00:21:01,810
‫ولی خب... این یه اشتباه بود.

393
00:21:01,850 --> 00:21:03,810
‫خب، ام...

394
00:21:03,850 --> 00:21:06,860
‫یه دورهمی کوچیک که
‫اشکالی نداره.

395
00:21:06,900 --> 00:21:09,730
‫می‌دونی؟ فقط دوستان،
‫یه‌کم شراب و...

396
00:21:09,780 --> 00:21:11,650
‫تو بهترینی! ممنونم!

397
00:21:11,690 --> 00:21:13,360
‫می‌گم همه ساعت 9 بیان، باشه؟

398
00:21:13,400 --> 00:21:14,860
‫باشه.

399
00:21:14,884 --> 00:21:19,884
ا‌را‌‌ئه‌ا‌ی ا‌ز وب‌‌‌گا‌ه ب‍ا‌‌‌م‍ا‌ب‍ی‍ن

400
00:21:22,330 --> 00:21:24,250
‫- من میام.
‫- نه، نمیای.

401
00:21:24,290 --> 00:21:25,540
‫تو واسه خودت یه‌پا دوریان گری هستی.

402
00:21:25,580 --> 00:21:27,790
‫خودم می‌دونستم.

403
00:21:28,880 --> 00:21:30,760
‫کت! ام...

404
00:21:31,880 --> 00:21:34,010
‫حالا که بهش فکر می‌کنم،
‫چون هالووینه و این حرف‌ها...

405
00:21:35,720 --> 00:21:38,220
‫چطوره بالماسکه باشه؟

406
00:21:38,260 --> 00:21:41,310
‫عاشقشم! مثل "دختر سخن‌چین".

407
00:21:41,350 --> 00:21:43,930
‫امشب می‌تونیم
‫هر کسی که دلمون می‌خواد باشیم!

408
00:21:44,940 --> 00:21:47,900
‫من به لباس نیاز دارم.

409
00:21:49,860 --> 00:21:53,030
‫آیا اعدام قانونی بود

410
00:21:53,070 --> 00:21:57,070
‫یا سرپوش گذاشتن
‫بر یک قتل انتقام‌جویانه؟

411
00:21:58,450 --> 00:22:02,540
‫جوابش فقط در دستان
‫روح فانوس دریایی پوینته.

412
00:22:02,580 --> 00:22:04,870
‫اگه گوش‌هاتون رو تیز کنید،

413
00:22:04,910 --> 00:22:06,870
‫صدای بهم خوردن زنجیرهاش
‫توی ساحل رو می‌شنوین...

414
00:22:06,920 --> 00:22:08,960
‫و اونجا کمین کرده تا
‫لاشه‌های قایق رو غارت کنه...

415
00:22:09,000 --> 00:22:10,710
‫موندی تا الان بهم بگی؟

416
00:22:10,750 --> 00:22:12,300
‫من که نمی‌دونستم...

417
00:22:12,340 --> 00:22:13,590
‫- اون دقیقاً کِی میره.
‫- حتی سعی نکردی...

418
00:22:13,630 --> 00:22:15,340
‫جلوی آلیس رو بگیری؟

419
00:22:15,380 --> 00:22:16,800
‫بهت که گفتم،
‫اون شب اون اونجا بود.

420
00:22:16,840 --> 00:22:18,550
‫چرا باید سعی کنم جلوی چیزی که
‫اجتناب‌ناپذیره رو بگیرم؟

421
00:22:18,590 --> 00:22:21,140
‫- خواستم خودم اول باهاش حرف بزنم!
‫- هی، بچه‌ها.

422
00:22:21,180 --> 00:22:22,060
‫چیه؟!

423
00:22:22,100 --> 00:22:23,390
‫ام...

424
00:22:23,430 --> 00:22:24,890
‫آخرهای توره.

425
00:22:24,930 --> 00:22:26,350
‫دعواتون تموم نشد؟
‫چون می‌خوایم...

426
00:22:26,390 --> 00:22:27,730
‫یه سر بریم اسناگ.

427
00:22:27,770 --> 00:22:29,360
‫اصلاً حس و حال بیرون رفتن ندارم.

428
00:22:29,400 --> 00:22:30,610
‫باشه، پس...

429
00:22:30,650 --> 00:22:32,400
‫می‌ریم خونه‌ی تو.

430
00:22:32,440 --> 00:22:34,860
‫مانیکا!
‫مهمونی آخر شبی خونه‌ی الیوت!

431
00:22:42,030 --> 00:22:44,290
‫شرمنده. ببخشید.

432
00:22:48,330 --> 00:22:51,000
‫بچه‌ها، کفش‌هاتون رو دربیارید.
‫نباید کفپوش کثیف بشه.

433
00:22:51,040 --> 00:22:53,590
‫الیوت! چه خبر شده؟
‫اینا دیگه کی هستن؟

434
00:22:53,630 --> 00:22:55,300
‫خودمم نمی‌دونم.

435
00:22:55,340 --> 00:22:57,430
‫رفیق، کی دعوتت کرده؟
‫اصلاً کی...؟

436
00:22:57,470 --> 00:22:59,640
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب...
‫این یه کابوسه.

437
00:22:59,680 --> 00:23:02,010
‫من تموم این کارها رو واسه کت کردم
‫و اون حتی اینجا نیست.

438
00:23:28,660 --> 00:23:31,330
‫الیوت، داشتم دنبالت می‌گشتم.

439
00:23:31,380 --> 00:23:33,790
‫این خیلی عجیبه.

440
00:23:33,840 --> 00:23:36,760
‫معذرت می‌خوام، قسم می‌خورم که فقط
‫واسه دوست‌هامون دعوت‌نامه فرستادم.

441
00:23:36,800 --> 00:23:39,180
‫مشکلی نیست.
‫فقط خوشحالم تو اینجایی.

442
00:23:39,220 --> 00:23:41,010
‫نوشیدنی می‌خوری؟

443
00:23:41,640 --> 00:23:43,350
‫آره. آره، حتماً.

444
00:23:46,850 --> 00:23:51,190
‫راستی، خیلی جذاب شدی.
‫کت‌وشلوار قشنگیه.

445
00:23:56,530 --> 00:23:58,900
‫اوه، اوه، اوه!

446
00:23:59,700 --> 00:24:03,490
‫خانم اینجاست!
‫کت لندری توی خونه!

447
00:24:03,530 --> 00:24:05,160
‫عجب جشنی، بچه‌ها!

448
00:24:05,200 --> 00:24:08,250
‫گرچه یه عده نگرفتن که
‫این یه جشن بالماسکه‌ست.

449
00:24:08,290 --> 00:24:11,170
‫ضدحال‌ها.
‫حتی تم جشن رو رعایت نمی‌کنن.

450
00:24:11,210 --> 00:24:13,920
‫می‌دونی که باید دعوت فیس‌بوکت رو
‫به حالت خصوصی دربیاری؟

451
00:24:13,960 --> 00:24:15,960
‫وگرنه همه می‌تونن به اشتراک بذارنش.

452
00:24:16,000 --> 00:24:18,670
‫وای خدای من.
‫الیوت، همه‌اش تقصیر منه.

453
00:24:18,710 --> 00:24:20,720
‫- اشکالی نداره. تو که نمی‌دونستی.
‫- الیوت!

454
00:24:20,760 --> 00:24:23,510
‫شاید امشب واقعاً رقصیدنت رو ببینم.

455
00:24:23,550 --> 00:24:25,100
‫ولی باید این دختره رو
‫یه کوچولو ازت بدزدم.

456
00:24:25,140 --> 00:24:28,390
‫خیلی چیزها هست که باید
‫در موردشون حرف بزنیم. خیلی‌خب، یالا.

457
00:24:34,310 --> 00:24:36,570
‫گفته بودم فقط لیوان‌ یکبارمصرف!

458
00:24:36,610 --> 00:24:38,030
‫انقدر حرص نخور.

459
00:24:39,110 --> 00:24:40,860
‫بچه‌ها، التماستون می‌کنم!
‫خواهش می‌کنم!

460
00:24:40,900 --> 00:24:42,700
‫زیردستی یادتون نره!

461
00:24:42,740 --> 00:24:45,070
‫زیردستی بردار!

462
00:24:45,910 --> 00:24:48,120
‫- ممنونم، نیک.
‫- خواهش.

463
00:24:50,160 --> 00:24:53,870
‫- زیردستی یادت نره.
‫- درسته، آره. شرمنده، رفیق.

464
00:24:53,920 --> 00:24:55,960
‫کس دیگه‌ای قرار نیست بیاد؟

465
00:24:56,960 --> 00:25:00,340
‫مطمئن نیستم.
‫جزئیات جشن رو توی فیس‌بوک گذاشتی؟

466
00:25:01,090 --> 00:25:03,220
‫البته که باید بحثش رو امشب
‫پیش می‌کشیدی.

467
00:25:03,260 --> 00:25:05,640
‫مانیکا، چطوره موزیک بهتری
‫انتخاب کنی و...

468
00:25:05,680 --> 00:25:07,010
اسپرسو مارتینی می‌خوری؟

469
00:25:07,050 --> 00:25:08,850
‫آبجو برداشتی
اسپرسو مارتینی می‌خوای؟

470
00:25:08,890 --> 00:25:10,560
‫- آره، لطفاً.
‫- حله. یکی می‌خوای؟

471
00:25:10,600 --> 00:25:11,890
‫آره.

472
00:26:09,620 --> 00:26:11,660
‫خیلی‌خب، این یکی رو یادتونه؟

473
00:26:11,700 --> 00:26:13,950
‫آره، نه. این منو یاد عصر...

474
00:26:14,000 --> 00:26:15,920
‫اوه، ممنونم.
‫...خون‌آشام‌های درخشان می‌ندازه.

475
00:26:17,380 --> 00:26:18,540
‫- بفرما.
‫- نوش.

476
00:26:20,040 --> 00:26:21,670
‫آخرین بار کِی این‌جوری
‫دور هم جمع بودیم؟

477
00:26:21,710 --> 00:26:26,010
‫اوه، نه از وقتی که...
‫لینگرمور بودیم، درسته؟

478
00:26:27,510 --> 00:26:29,800
‫حرفم رو نشنیده بگیرین.
‫کی نوشیدنی می‌خواد؟ تو می‌خوای؟

479
00:26:29,850 --> 00:26:31,430
‫- من لطفاً!
‫- میرم بیارم.

480
00:26:36,020 --> 00:26:38,310
‫در مورد اون شب، ام...

481
00:26:38,350 --> 00:26:43,980
‫من به جفت‌تون
‫یه عذرخواهی قدیمی بدهکارم، چون...

482
00:26:45,400 --> 00:26:49,910
‫من بودم که دعوت‌نامه‌ی فیس‌بوک رو
‫علنی کردم.

483
00:26:50,240 --> 00:26:51,700
‫چی؟

484
00:26:51,740 --> 00:26:54,080
‫مانیکا، من 16 سال
‫خودم رو به خاطرش...

485
00:26:54,120 --> 00:26:56,540
‫سرزنش کردم!

486
00:26:56,580 --> 00:26:57,920
‫می‌دونم، متأسفم.
‫اصلاً فکرش رو نمی‌کردم...

487
00:26:57,960 --> 00:27:00,080
‫باعث همچین افتضاحی بشه.

488
00:27:00,130 --> 00:27:02,460
‫بی‌خیال... من 24 سالم بود
‫و حوصله‌ام سر رفته بود.

489
00:27:02,500 --> 00:27:04,670
‫- فکر کردم خنده‌داره.
‫- آره، به هیچ وجه...

490
00:27:04,710 --> 00:27:08,340
‫- خنده‌دار نبود.
‫- آره، معذرت می‌خوام. ببخشید.

491
00:27:11,890 --> 00:27:14,470
‫خب. الان فقط یه کار می‌شه کرد.

492
00:27:16,390 --> 00:27:17,520
‫مانیکا.

493
00:27:19,190 --> 00:27:21,480
‫مسابقه‌ی رقص،
‫من و تو همین الان.

494
00:27:21,520 --> 00:27:24,110
‫وای خدای من. نوشیدنیم رو نگه دار.
‫نوشیدنیم رو نگه دار. نوشیدنیم رو نگه دار.

495
00:27:24,150 --> 00:27:25,400
‫بالأخره!

496
00:27:26,360 --> 00:27:27,740
‫خودشه.

497
00:27:27,780 --> 00:27:30,200
‫الیوت آگوستین روی پیست رقص.

498
00:27:30,240 --> 00:27:32,160
‫ببینم چه حرکاتی بلدی، دوست من!

499
00:27:32,200 --> 00:27:33,490
‫بزن بریم!

500
00:27:41,580 --> 00:27:42,880
‫اوه!

501
00:27:42,920 --> 00:27:46,010
‫خب، اینم یه راه
‫واسه تسویه حسابه.

502
00:27:48,010 --> 00:27:50,800
‫مرسی که امشب ما رو
‫دور هم جمع کردی.

503
00:27:50,840 --> 00:27:52,550
‫بیشتر از چیزی که فکرش رو می‌کردم
‫بهش نیاز داشتم.

504
00:27:52,600 --> 00:27:55,430
‫منم همین‌طور.
‫خیلی دوست‌تون دارم.

505
00:27:55,470 --> 00:27:58,020
‫امیدوارم اوضاع بین‌تون حل بشه.

506
00:27:58,640 --> 00:28:02,610
‫اوه. تو در موردش می‌دونی.

507
00:28:02,650 --> 00:28:04,440
‫آره. الیوت اومد روی قایق
‫بهم سر زد

508
00:28:04,480 --> 00:28:06,940
‫و اون داغون بود.
‫وقتی بی‌خیال سفر طولانیش شد

509
00:28:06,980 --> 00:28:09,900
‫- که بیاد خونه و دلت رو به دست بیاره...
‫- اون... اون چی؟

510
00:28:09,950 --> 00:28:13,030
‫اوه، تو نمی‌دونی. ام...

511
00:28:13,070 --> 00:28:14,580
‫می‌شه لطفا چیزی که گفتم رو فراموش کنی؟

512
00:28:20,830 --> 00:28:22,420
‫آره.

513
00:28:24,880 --> 00:28:27,000
‫می‌خواستم بعد از شام
‫بهت قهوه بدم

514
00:28:27,050 --> 00:28:30,380
‫ولی آخرین دونه‌های قهوه‌ام رو
‫به الیوت دادم.

515
00:28:30,420 --> 00:28:32,800
‫این جاش رو پر می‌کنه.

516
00:28:32,840 --> 00:28:35,180
‫نمی‌شه بهش نه گفت.

517
00:28:35,220 --> 00:28:38,350
‫داشتم از مجموعه آلبوم‌هات لذت می‌بردم.

518
00:28:38,390 --> 00:28:40,350
‫اوه، ام...

519
00:28:40,390 --> 00:28:42,980
‫راستش اون واسه کولتونه.

520
00:28:43,020 --> 00:28:44,520
‫اوه، متأسفم.

521
00:28:44,560 --> 00:28:45,980
‫- نه، نه، اشکالی نداره.
‫- باید اول می‌پرسیدم.

522
00:28:46,020 --> 00:28:47,610
‫- نه، نه، اشکال نداره.
‫- مطمئنی؟

523
00:28:47,650 --> 00:28:48,900
‫- آره.
‫- خوبه، چون الان دلم می‌خواد

524
00:28:48,940 --> 00:28:52,240
اون قدر شراب هست که
‫مثل یه احمق برقصم.

525
00:28:52,280 --> 00:28:53,610
‫نظرت چیه؟

526
00:28:53,660 --> 00:28:54,870
‫- حتماً.
‫- آره؟

527
00:28:54,910 --> 00:28:55,990
‫آره.

528
00:29:13,180 --> 00:29:15,470
‫معذرت می‌خوام، من... من...

529
00:29:15,510 --> 00:29:17,930
‫یذره سرگیجه دارم. فقط...

530
00:29:17,970 --> 00:29:20,890
‫میرم بیرون یه هوایی
‫به سرم بخوره. من...

531
00:29:20,930 --> 00:29:22,770
‫باشه.

532
00:29:22,810 --> 00:29:24,850
‫- معذرت می‌خوام.
‫- اشکال نداره.

533
00:29:38,950 --> 00:29:41,040
‫فکر می‌کردم وام رو بهم بدن.

534
00:29:41,080 --> 00:29:43,250
‫امیدت رو از دست نده، کول.

535
00:29:43,290 --> 00:29:44,920
‫همچنان پس‌انداز می‌کنیم.

536
00:29:44,960 --> 00:29:47,840
‫و بیا تا اون موقع
‫به چیزی که داریم راضی باشیم.

537
00:29:47,880 --> 00:29:50,170
‫حق با توئه. حق با توئه.

538
00:29:51,170 --> 00:29:54,380
‫کل عمرمون رو وقت داریم
‫که میراث لندری رو برنامه‌ریزی کنیم.

539
00:29:55,130 --> 00:29:56,840
‫به‌علاوه، یه سورپرایز برات دارم.

540
00:29:56,890 --> 00:29:58,680
‫این آخر هفته جشنواره پاییزه‌ست

541
00:29:58,720 --> 00:30:01,180
‫و من واسه تانک دانک ثبت‌نامت کردم.

542
00:30:01,220 --> 00:30:04,020
‫نه، نکردی!

543
00:30:29,670 --> 00:30:33,670
‫این‌جوری نیست که
‫دوستش ندارم. فقط...

544
00:30:34,170 --> 00:30:37,340
‫یهویی حس می‌کنم انگاری کل زندگیم رو
‫برام از پیش تعیین کردن.

545
00:30:37,390 --> 00:30:40,390
‫می‌تونم تصور کنم.

546
00:30:40,430 --> 00:30:41,850
‫انگار...

547
00:30:41,890 --> 00:30:44,480
‫من و بِرِیدی ازدواج کردیم،

548
00:30:44,520 --> 00:30:47,140
‫پدر و مادرش برامون خونه خریدن،

549
00:30:47,190 --> 00:30:50,650
‫بِرِیدی توی مؤسسه حقوقی
‫عموش کار می‌کنه، ما...

550
00:30:50,690 --> 00:30:54,690
‫یکی دوتا بچه داریم،
‫و... همین.

551
00:30:54,740 --> 00:30:56,740
‫دیگه سورپرایزی وجود نداره.

552
00:31:00,030 --> 00:31:01,370
‫جز اینکه...

553
00:31:02,950 --> 00:31:04,910
‫تازگی واسه دوره آموزشی روزنامه‌نگاری

554
00:31:04,950 --> 00:31:08,370
‫قبول شدم. توی لندن.

555
00:31:10,290 --> 00:31:13,090
‫- کت، این خارق‌العاده‌ست!
‫- و من فکر می‌کردم مینیاپولیس...

556
00:31:13,130 --> 00:31:14,590
‫شروع جدیدمه.

557
00:31:14,630 --> 00:31:17,170
‫و دوره آموزشیش هم خیلی رقابتیه.

558
00:31:17,220 --> 00:31:20,140
‫حتی به هیچ‌کس نگفتم
‫که دارم درخواست میدم.

559
00:31:20,180 --> 00:31:21,930
‫خصوصاً به بِرِیدی.

560
00:31:21,970 --> 00:31:25,470
‫مهاجرت به بریتانیا
‫بخشی از برنامه‌ی پنج ساله‌اش نیست.

561
00:31:26,310 --> 00:31:29,850
‫امروز صبح سعی داشتم
‫شجاعت به خرج بدم

562
00:31:29,900 --> 00:31:33,690
‫و بهش بگم. به‌جاش...

563
00:31:33,730 --> 00:31:36,990
‫هول شدم، حلقه رو گذاشتم
‫و اومدم خونه.

564
00:31:39,160 --> 00:31:41,660
‫نمی‌دونم بزرگ‌ترین اشتباه زندگیم رو
‫مرتکب شدم

565
00:31:41,700 --> 00:31:43,870
‫یا اینکه شاید...

566
00:31:48,000 --> 00:31:50,540
‫تقدیر همین بوده.

567
00:31:50,580 --> 00:31:52,380
‫کت، تو باید بری.

568
00:31:53,750 --> 00:31:55,250
‫این آرزوته.

569
00:31:58,220 --> 00:32:00,130
‫کاش من می‌تونستم
‫یه همچین کاری کنم.

570
00:32:02,430 --> 00:32:04,260
‫باهام بیا، الیوت.

571
00:32:05,060 --> 00:32:07,730
‫خواهش می‌کنم.
‫می‌تونیم با همدیگه فرار کنیم.

572
00:32:07,770 --> 00:32:10,440
‫توی یه جای جدید
‫یه زندگی جدیدی رو شروع کنیم.

573
00:32:10,480 --> 00:32:13,110
‫هر کی که می‌خوایم باشیم،
‫نه فقط واسه یه شب.

574
00:32:13,900 --> 00:32:16,570
‫واقعاً می‌خوای بیام؟

575
00:32:16,610 --> 00:32:19,110
‫معلومه. تو بهترین دوستمی.

576
00:32:21,450 --> 00:32:24,450
‫باشه. من پایه‌ام.
‫بیا انجامش بدیم.

577
00:32:24,490 --> 00:32:28,750
‫باشه. وای، باشه. من...

578
00:32:28,790 --> 00:32:31,250
‫کاش می‌شد همین امشب بریم.

579
00:32:31,290 --> 00:32:33,130
‫چرا که نه؟

580
00:32:33,170 --> 00:32:35,000
‫جدی می‌گم. برو خونه وسایلت رو جمع کن
‫و من میرم ماشینم رو میارم

581
00:32:35,040 --> 00:32:37,590
‫- و با هم می‌ریم فرودگاه.
‫- پس این جشن چی می‌شه؟

582
00:32:37,630 --> 00:32:39,010
‫نیک کمکم می‌کنه جمعش کنم.

583
00:32:39,050 --> 00:32:41,340
‫اگه همه‌چی رو روبه‌راه کنم،

584
00:32:41,380 --> 00:32:42,800
‫تا نیمه‌شب آماده‌ای؟

585
00:32:43,260 --> 00:32:46,010
‫- باشه. بیا انجامش بدیم.
‫- بیا انجامش بدیم.

586
00:32:47,430 --> 00:32:48,850
‫باشه.

587
00:33:03,530 --> 00:33:06,120
‫خیلی بهتر شدم. معذرت می‌خوام.

588
00:33:06,160 --> 00:33:07,620
‫نمی‌خواد معذرت بخوای.

589
00:33:09,870 --> 00:33:12,330
‫دل، یه چیزی برات دارم.

590
00:33:17,840 --> 00:33:19,130
‫پیشنهادت رو خوندم،

591
00:33:19,170 --> 00:33:21,220
‫به نظرم طرح خیلی خوبیه.

592
00:33:21,260 --> 00:33:23,010
‫اصلاً کی نیازی به شورای شهر داره، مگه نه؟

593
00:33:23,050 --> 00:33:25,720
‫سم، نمی‌تونم پولت رو قبول کنم.

594
00:33:25,760 --> 00:33:27,100
‫چرا که نه؟

595
00:33:27,760 --> 00:33:30,310
‫دل، من که نمی‌خوام بهت ببخشمش.
‫دارم سرمایه‌گذاری می‌کنم.

596
00:33:30,350 --> 00:33:33,980
‫به نظرم آرزوت برای
‫استفاده از زمین خلاقانه‌ست

597
00:33:34,020 --> 00:33:37,110
‫و منم می‌خوام بخشی ازش باشم،
‫فقط همین.

598
00:33:44,160 --> 00:33:46,120
‫برام مهم نیست
‫اسمش رو چی بذاری، سم.

599
00:33:46,160 --> 00:33:48,030
‫من پولت رو قبول نمی‌کنم.

600
00:33:48,580 --> 00:33:49,950
‫دل.

601
00:33:51,250 --> 00:33:53,870
‫نذار غرورت جلوی چیز خوبی رو بگیره.

602
00:33:54,750 --> 00:33:57,290
‫تو منو نمی‌شناسی، سم.

603
00:33:57,330 --> 00:33:58,960
‫جوری رفتار نکن که می‌شناسی.

604
00:33:59,380 --> 00:34:00,630
‫باشه.

605
00:34:02,720 --> 00:34:04,130
‫معذرت می‌خوام.

606
00:34:04,970 --> 00:34:06,800
‫به خاطرش هیجان‌زده شدم و...

607
00:34:06,840 --> 00:34:09,060
‫خواستم بهت نشون بدم که
‫بهت باور دارم.

608
00:34:09,100 --> 00:34:11,560
‫ولی حق با توئه،
‫پام رو از گلیمم درازتر کردم.

609
00:34:13,390 --> 00:34:15,020
‫شرمنده.

610
00:34:24,320 --> 00:34:25,610
‫آره!

611
00:34:26,910 --> 00:34:28,740
‫بچه‌ها، کلیره.
‫کلیر داره زنگ می‌زنه.

612
00:34:28,780 --> 00:34:30,580
‫- چی‌کار کنم؟
‫- جواب بده!

613
00:34:30,620 --> 00:34:32,450
‫یالا، بریم طبقه بالا
‫و یه جای خلوت پیدا کن

614
00:34:32,500 --> 00:34:34,000
‫که باهاش حرف بزنی.

615
00:34:51,060 --> 00:34:52,600
‫الان داری به چی فکر می‌کنی؟

616
00:34:54,430 --> 00:34:56,440
‫ام...

617
00:34:56,480 --> 00:35:00,060
‫فقط دارم سعی می‌کنم بفهمم که...

618
00:35:00,110 --> 00:35:03,030
‫توی همه‌چی چند چندیم.

619
00:35:03,070 --> 00:35:05,440
‫اوه... بستگی داره.

620
00:35:06,360 --> 00:35:08,280
‫تو با این یارو توماس چند چندی؟

621
00:35:08,780 --> 00:35:10,530
‫این دیگه از کجا اومد؟

622
00:35:10,570 --> 00:35:11,780
‫باهام روراست باش.

623
00:35:11,830 --> 00:35:13,490
‫تو در مورد سفرت به گذشته
‫همه‌چی رو بهم می‌گی.

624
00:35:13,540 --> 00:35:17,500
‫در مورد جیکوب، سوزانا، الایژا...

625
00:35:17,540 --> 00:35:19,420
‫چطوریه که نمی‌خوای
‫در مورد توماس حرف بزنی؟

626
00:35:20,960 --> 00:35:22,290
‫محض اطلاع،

627
00:35:24,840 --> 00:35:27,130
‫هیچ اتفاقی نیفتاده.

628
00:35:27,170 --> 00:35:29,340
‫و می‌دونی چیه؟
‫تو اصلاً حق نداری...

629
00:35:29,390 --> 00:35:31,260
‫در مورد همچین چیزی
‫ازم سؤال بپرسی،

630
00:35:31,300 --> 00:35:35,310
‫چون خودت همه‌چی رو تمومش کردی.
‫یادته دیگه؟

631
00:35:38,770 --> 00:35:40,600
‫من، ام...

632
00:35:40,650 --> 00:35:42,360
‫بهتره که برم خونه.

633
00:35:46,400 --> 00:35:48,990
‫برو. برو باهاش حرف بزن.

634
00:35:53,660 --> 00:35:55,790
‫- الیوت رو ندیدی؟
‫- کی؟

635
00:35:58,000 --> 00:36:00,210
‫شرمنده، ندیدمت.

636
00:36:01,290 --> 00:36:02,750
‫آلیس؟

637
00:36:12,300 --> 00:36:16,470
‫وای خدای من. تو کجا بودی؟
‫خیلی دلم برات تنگ شده بود!

638
00:36:16,520 --> 00:36:18,270
‫منم دلم برات تنگ شده بود!

639
00:36:19,020 --> 00:36:22,440
‫واقعاً معذرت می‌خوام که فرصت نشد
‫باهات خداحافظی کنم.

640
00:36:22,480 --> 00:36:24,570
‫نمی‌دونستم که قرار نیست برگردم.

641
00:36:24,610 --> 00:36:25,780
‫اشکال نداره. اشکال نداره.
‫اشکال نداره.

642
00:36:25,820 --> 00:36:30,070
‫خیلی چیزها هست که
‫باید در موردش صحبت کنیم، ولی...

643
00:36:30,110 --> 00:36:33,950
‫من باید برم.
‫من و الیوت داریم...

644
00:36:34,530 --> 00:36:36,950
‫خب، راستش عمراً باورت بشه،

645
00:36:36,990 --> 00:36:39,870
‫ولی ما قراره با هم
‫به لندن فرار کنیم.

646
00:36:40,660 --> 00:36:42,250
‫اون همیشه برام مثل برادرم بوده،

647
00:36:42,290 --> 00:36:46,710
‫ولی شاید الان بتونیم
‫چیز بیشتری باشیم؟

648
00:36:46,750 --> 00:36:49,090
‫پس بِرِیدی چی می‌شه؟

649
00:36:49,130 --> 00:36:52,800
‫می‌دونم، می‌دونم. از 16 سالگی
‫می‌خواستم با بِرِیدی ازدواج کنم.

650
00:36:53,390 --> 00:36:55,430
‫یعنی کامل رد دادم؟

651
00:36:55,470 --> 00:36:56,930
‫کت؟

652
00:36:56,970 --> 00:36:58,100
‫کت اینجاست؟

653
00:36:58,140 --> 00:36:59,270
‫- وای خدا.
‫- کت!

654
00:36:59,310 --> 00:37:00,520
‫آلیس، یه دقیقه بمون.

655
00:37:00,560 --> 00:37:02,020
‫کت رو ندیدی؟

656
00:37:02,770 --> 00:37:04,650
‫- هی.
‫- چه خبر شده؟

657
00:37:05,190 --> 00:37:06,690
‫همگی گوش کنید!

658
00:37:06,730 --> 00:37:11,990
‫جشن تمومه!
‫همگی جمع کنید و برید خونه! همین الان!

659
00:37:12,030 --> 00:37:14,490
‫الیوت! فکر کنم قوانین نقض شدن.

660
00:37:14,530 --> 00:37:15,950
‫هیچ‌کدوم از اینا نباید اتفاق بیفته.

661
00:37:15,990 --> 00:37:18,790
‫شرایط داره تغییر می‌کنه
‫و نمی‌دونم چرا یا چطوری،

662
00:37:18,830 --> 00:37:20,870
‫ولی داره خیلی تغییر می‌کنه.

663
00:37:20,910 --> 00:37:22,080
‫آلیس، چی داری می‌گی؟

664
00:37:22,120 --> 00:37:24,250
‫تو نمی‌تونی با کت بری، خب؟

665
00:37:24,290 --> 00:37:25,460
‫اون باید با بِرِیدی ازدواج کنه.

666
00:37:25,500 --> 00:37:27,420
‫داشتی به حرف‌هامون گوش می‌دادی؟

667
00:37:27,840 --> 00:37:30,510
‫کت گفت می‌خواد باهام بیاد، خب؟

668
00:37:30,550 --> 00:37:32,840
‫اون می‌خواد باهام به لندن بره.

669
00:37:32,880 --> 00:37:35,140
‫و اگه این کار رو کنه،
‫اگه اون بِرِیدی رو ترک کنه

670
00:37:35,180 --> 00:37:37,720
‫و باهات بره،
‫پس چه اتفاقی واسه من می‌افته؟

671
00:37:37,760 --> 00:37:38,970
‫یعنی من حذف می‌شم؟

672
00:37:39,020 --> 00:37:40,810
‫آلیس، اینکه فیلم "بازگشت به آینده" نیست!

673
00:37:40,850 --> 00:37:43,480
‫باشه، پس چیه؟
‫چون تو مدام بهم می‌گی که

674
00:37:43,520 --> 00:37:45,650
‫نمی‌تونم گذشته رو تغییر بدم،

675
00:37:45,690 --> 00:37:47,520
‫ولی شرایط داره تغییر می‌کنه، خب؟

676
00:37:47,570 --> 00:37:49,110
‫و فقط تویی که می‌تونی کمکم کنی.

677
00:37:49,150 --> 00:37:52,070
‫چرا همیشه من باید بهت کمک کنم؟

678
00:37:54,240 --> 00:37:56,820
‫خواهش می‌کنم، الیوت.
‫بِرِیدی اونجا پیش کت‌ه.

679
00:37:56,870 --> 00:37:58,580
‫- وایسا ببینم، بِرِیدی اینجاست؟
‫- الیوت، خواهش می‌کنم. باشه؟

680
00:37:58,620 --> 00:38:01,870
‫بذار اون برنده بشه.
‫فقط همین یه‌بار، التماست می‌کنم.

681
00:38:04,460 --> 00:38:06,960
‫متأسفم، آلیس.

682
00:38:07,000 --> 00:38:10,760
‫ولی تو که شنیدی کت چی گفت.
‫اون می‌خواد با من بیاد.

683
00:38:11,800 --> 00:38:13,720
‫دیگه شانسم رو از دست نمیدم.

684
00:38:15,050 --> 00:38:16,300
‫خداحافظ، آلیس.

685
00:38:26,980 --> 00:38:30,440
‫الان زمان و جاش نیست، بِرِیدی.

686
00:38:30,480 --> 00:38:32,070
‫اصلاً از کجا فهمیدی من اینجام؟

687
00:38:32,110 --> 00:38:34,400
‫همین که یادداشتت رو دیدم
‫اومدم پورت هیون

688
00:38:34,450 --> 00:38:38,320
‫و بعدش عکس‌های جشن رو
‫توی فیس‌بوک دیدم.

689
00:38:38,370 --> 00:38:39,740
‫نباید می‌اومدی.

690
00:38:39,780 --> 00:38:41,370
‫چطور می‌تونی زندگی‌مون رو رها کنی

691
00:38:41,410 --> 00:38:44,580
‫و بعدش جشن راه بندازی؟
‫انگاری که هیچ اتفاقی نیفتاده!

692
00:38:45,540 --> 00:38:48,540
‫حداقل تا باهام حرف نزنی
‫از اینجا نمیرم.

693
00:38:48,580 --> 00:38:49,960
‫بِرِیدی!

694
00:38:50,000 --> 00:38:52,380
‫اون گفت ازت می‌خواد که بری.

695
00:38:52,420 --> 00:38:53,630
‫دخالت نکن، الیوت.

696
00:38:53,670 --> 00:38:55,930
‫الیوت، برگرد داخل.

697
00:38:59,930 --> 00:39:03,100
‫وای خدای من. می‌شه لطفاً
‫برگردی داخل؟

698
00:39:04,890 --> 00:39:07,140
‫چرا ازم خواستی
‫باهات به لندن فرار کنم؟

699
00:39:08,440 --> 00:39:11,020
‫چی؟ اون واسه یه عمر پیش بود.

700
00:39:11,070 --> 00:39:12,440
‫آخه اون چه ربطی...

701
00:39:12,480 --> 00:39:14,070
‫به دعوای الان‌مون داره؟

702
00:39:14,110 --> 00:39:16,820
‫چون نمی‌دونم اصلاً هیچ‌وقت قراره
‫انتخاب اولت باشم،

703
00:39:16,860 --> 00:39:19,820
‫یا اینکه من برات فقط یه زاپاسم

704
00:39:19,870 --> 00:39:22,910
‫قبل از اینکه به سمت چیزهای بهتر
‫و بزرگ‌تری بری.

705
00:39:22,950 --> 00:39:25,410
‫وقتی نمی‌دونم چه حسی داری

706
00:39:25,450 --> 00:39:27,920
‫چطور باید انتخابت کنم؟

707
00:39:27,960 --> 00:39:30,080
‫بچه که بودیم بهم نگفتی.

708
00:39:30,130 --> 00:39:33,500
‫و حالا نیک می‌گه
‫این تابستون اومدی خونه که...

709
00:39:33,550 --> 00:39:35,340
‫دلم رو به دست بیاری.

710
00:39:35,380 --> 00:39:38,630
‫آخه چرا این اولین باره که
‫اینو می‌شنوم؟

711
00:39:39,010 --> 00:39:41,510
‫پیچیده‌تر از این حرف‌هاست.

712
00:39:41,550 --> 00:39:46,140
‫می‌دونی چیه؟
‫شاید حالم از اینکه...

713
00:39:46,180 --> 00:39:49,100
‫همیشه اوضاع بین‌مون
‫پیچیده‌ست بهم می‌خوره.

714
00:39:49,150 --> 00:39:52,310
‫بیا باهاش مواجه بشیم،
‫ما هی فرصت‌هامون رو از دست می‌دیم.

715
00:39:52,360 --> 00:39:54,570
‫شاید بهتر باشه فقط دوست باشیم.

716
00:39:54,610 --> 00:39:56,570
‫واقعاً این چیزیه که می‌خوای؟

717
00:40:04,240 --> 00:40:08,330
‫اگه کسی باید بره، اون تویی بِرِیدی.
‫پس گورت رو گم کن.

718
00:40:09,580 --> 00:40:10,880
‫هی، گوش کن.

719
00:40:10,920 --> 00:40:12,290
‫دخالت نکن رفیق، حله؟

720
00:40:12,330 --> 00:40:13,960
‫- بِرِیدی!
‫- آخه معلومه...

721
00:40:14,000 --> 00:40:15,420
‫- چه مرگته؟
‫- کافیه!

722
00:40:15,460 --> 00:40:17,010
‫رفتار جفت‌تون احمقانه‌ست!

723
00:40:17,050 --> 00:40:19,840
‫- دعوا! دعوا! دعوا!
‫- هی بچه‌ها، تمومش کنید! تمومش کنید!

724
00:40:19,880 --> 00:40:21,470
‫چرا سرت توی کار خودت نیست؟

725
00:40:21,510 --> 00:40:23,680
‫- جرئت داری مجبورم کنی؟
‫- فقط آدرس جایی که هستی رو

726
00:40:23,720 --> 00:40:24,890
‫بهم بده و من میام پیشت

727
00:40:24,930 --> 00:40:26,350
‫و با هم حرف می‌زنیم.

728
00:40:26,390 --> 00:40:29,020
‫هر کاری می‌کنم تا حلش کنم، کلیر.

729
00:40:30,140 --> 00:40:32,190
‫باشه، بذار کاغذ بردارم...

730
00:40:42,870 --> 00:40:44,200
‫خیلی خوشحالم که زنگ زدی.

731
00:40:44,830 --> 00:40:46,490
‫به‌زودی می‌بینمت.

732
00:40:47,370 --> 00:40:48,870
‫دوستت دارم.

733
00:41:02,430 --> 00:41:04,850
‫هی، شرمنده که مزاحم شدم،

734
00:41:04,890 --> 00:41:06,890
‫ولی این چه کوفتیه؟

735
00:41:11,940 --> 00:41:14,520
‫فکر می‌کنی واسه خودت کسی هستی؟
‫هان؟ دلت دعوا می‌خواد؟

736
00:41:14,560 --> 00:41:15,940
‫- کافیه!
‫- می‌خوای دعوا کنی؟

737
00:41:15,980 --> 00:41:19,070
‫- این چیزیه که می‌خوای؟
‫- کافیه!

738
00:41:19,110 --> 00:41:23,570
‫کافیه! کافیه! کافیه!
‫گفتم کافیه!

739
00:41:26,490 --> 00:41:27,540
‫کت!

740
00:41:27,580 --> 00:41:28,990
‫مامان!

741
00:41:29,014 --> 00:41:36,014
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده