1
00:00:03,300 --> 00:00:04,930
‫آنچه در "راه بازگشت به خانه" گذشت...

2
00:00:04,970 --> 00:00:07,470
‫- این دیگه چه کوفتیه؟
‫- فکر می‌کنی دیدیش؟

3
00:00:07,510 --> 00:00:10,350
‫یه بار یکی تماس گرفت.
‫من چیزهای وحشتناکی به کت گفتم.

4
00:00:10,390 --> 00:00:13,350
‫- یه سری از زخم‌ها عمیقن.
‫- مثل لینگرمور؟

5
00:00:13,390 --> 00:00:15,520
‫من و مادرت 17 سال با هم حرف نزدیم.

6
00:00:15,560 --> 00:00:18,820
‫نمی‌تونی با کت بری، خب؟
‫اون باید با بِرِیدی ازدواج کنه.

7
00:00:18,860 --> 00:00:19,980
‫خداحافظ، آلیس.

8
00:00:20,030 --> 00:00:21,440
‫کافیه!

9
00:00:21,490 --> 00:00:23,150
‫مامان!

10
00:00:24,070 --> 00:00:27,030
‫کت! کت!

11
00:00:27,070 --> 00:00:28,280
‫مامان!

12
00:00:28,330 --> 00:00:29,950
‫اون حالش خوبه؟!

13
00:00:29,990 --> 00:00:31,370
‫الیوت، یه کاری بکن!

14
00:00:31,410 --> 00:00:33,080
‫با اورژانس تماس گرفتید،
‫چه مشکلی پیش اومده؟

15
00:00:33,120 --> 00:00:35,580
‫سلام، توی لینگرمور یه اتفاقی افتاده.

16
00:00:35,620 --> 00:00:37,540
‫- الیوت!
‫- لطفاً عجله کنید.

17
00:00:39,920 --> 00:00:42,550
‫من چی‌کار کردم؟!

18
00:00:42,590 --> 00:00:45,010
‫باید اوضاع رو درست کنم،
‫باید برگردیم.

19
00:00:45,050 --> 00:00:46,470
‫چرا مجبورم کردی برم؟

20
00:00:46,510 --> 00:00:48,470
‫پلیس داشت از همه بازجویی می‌کرد.

21
00:00:48,510 --> 00:00:50,390
‫- باید از اونجا می‌زدی بیرون.
‫- من حرف گوش ندادم

22
00:00:50,430 --> 00:00:52,560
‫و الان اوضاع عوض شده.
‫قرار نبود این اتفاق بیفته!

23
00:00:52,600 --> 00:00:55,270
‫الیوت، باهام حرف بزن.
‫چه اتفاقی افتاد؟

24
00:00:55,310 --> 00:00:57,560
‫کت یهو بین‌مون قرار گفت و من...

25
00:00:57,610 --> 00:00:59,400
‫ببین، من داشتم...
‫من داشتم با بِرِیدی دعوا می‌کردم!

26
00:00:59,440 --> 00:01:02,230
‫چی؟ چرا؟
‫تو که همچین آدمی نیستی، پسر.

27
00:01:02,280 --> 00:01:04,900
‫تو نمی‌فهمی، نیک!
‫من امشب همه‌چی رو خراب کردم!

28
00:01:14,120 --> 00:01:16,750
‫کت... معذرت می‌خوام، کت.

29
00:01:16,790 --> 00:01:18,710
‫الیوت.

30
00:01:18,750 --> 00:01:21,090
‫الیوت.

31
00:01:21,130 --> 00:01:22,670
‫الیوت!

32
00:01:22,710 --> 00:01:25,720
‫رفیق، باهام حرف بزن!
‫بهم بگو این کتاب چیه!

33
00:01:25,760 --> 00:01:28,010
‫پس تو تموم سفرهای آلیس رو نوشته بودی؟

34
00:01:28,050 --> 00:01:29,890
‫می‌دونستی چه اتفاقی قراره بیفته؟

35
00:01:29,930 --> 00:01:32,600
‫- چی؟
‫- من فقط چیزی که آلیس تجربه کرد رو می‌دونم، نه کل داستان رو.

36
00:01:32,640 --> 00:01:35,100
‫کافیه! شماها دارین در مورد چی حرف می‌زنید؟

37
00:01:35,140 --> 00:01:37,230
‫یه شوخی مسخره‌ست، نه؟

38
00:01:37,270 --> 00:01:38,730
‫تو که داری بهم نمی‌گی...

39
00:01:38,770 --> 00:01:40,820
‫بچه‌ی کت
‫و آلیسی من می‌شناختم یه نفرن.

40
00:01:40,860 --> 00:01:43,780
‫آره. همین رو داریم می‌گیم.

41
00:01:43,804 --> 00:01:50,804
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

42
00:01:58,580 --> 00:02:01,250
‫اوه، واسه "نامه به مامان" خیلی زوده.

43
00:02:01,290 --> 00:02:03,340
‫خب، پسرت سحرخیزه.

44
00:02:03,380 --> 00:02:06,340
‫نمی‌دونم اینش به کی رفته.

45
00:02:06,380 --> 00:02:09,220
‫امروز چی داریم، هان؟

46
00:02:09,260 --> 00:02:12,430
‫نقشه‌ی چیزیه که وقتی کشاورز شدم
‫قراره اینجا بکارم.

47
00:02:12,470 --> 00:02:15,680
‫و این فروچاله رو تبدیل به یه
‫استخر ماهی بزرگ می‌کنم.

48
00:02:15,730 --> 00:02:20,360
‫باید بهت یادآوری کنم که اون دریاچه
‫حتی واسه ما کشاورزها هم ممنوعه.

49
00:02:20,600 --> 00:02:22,060
‫وقتی من رئیس بشم، دیگه نیست!

50
00:02:22,110 --> 00:02:24,610
‫که این‌طور؟
‫حتماً همین‌طوره که تو می‌گی، هان؟

51
00:02:41,460 --> 00:02:43,710
‫سلام کت، منم آلیس.

52
00:02:44,550 --> 00:02:47,760
‫بابت امشب واقعاً متأسفم.

53
00:02:47,800 --> 00:02:49,800
‫باید یه‌جور دیگه می‌شد.

54
00:02:50,930 --> 00:02:53,100
‫ما باید مثل قبل‌مون...

55
00:02:53,140 --> 00:02:56,310
‫با هم حرف می‌زدیم،
‫چون واقعاً دلم براش تنگ شده.

56
00:02:58,890 --> 00:03:00,690
‫و ام...

57
00:03:01,400 --> 00:03:02,860
‫من واقعاً ترسیدم،

58
00:03:02,900 --> 00:03:06,530
‫چون همه‌چی وارونه شده و من...

59
00:03:06,570 --> 00:03:08,990
‫تو بهم نگفته بودی هیچ‌کدوم از اینا
‫اتفاق افتاده،

60
00:03:09,030 --> 00:03:12,660
‫واسه همین نمی‌دونم این اتفاقات افتاده
‫و تو فقط ازم پنهانش کردی، یا اینکه...

61
00:03:12,700 --> 00:03:14,870
‫قوانین...

62
00:03:14,910 --> 00:03:16,990
‫دارن تغییر می‌کنن.

63
00:03:18,000 --> 00:03:19,960
‫و اگه دارن تغییر می‌کنن، پس...

64
00:03:20,960 --> 00:03:22,920
‫چه اتفاقی واسه من می‌افته؟

65
00:03:25,090 --> 00:03:26,750
‫واسه ما؟

66
00:03:27,960 --> 00:03:29,760
‫خواهش می‌کنم، مامان!

67
00:03:31,430 --> 00:03:33,550
‫تو شجاع‌ترین کسی هستی که می‌شناسم،

68
00:03:33,590 --> 00:03:35,600
‫پس باید الان شجاع باشی، خب؟

69
00:03:35,640 --> 00:03:38,930
‫باید مبارزه کنی،
‫چون من ازت می‌خوام.

70
00:03:40,600 --> 00:03:42,940
‫می‌دونین، چون مدتی می‌شه که
‫کسی نیومده،

71
00:03:42,980 --> 00:03:44,650
‫واسه همین خواستم مطمئن بشم.

72
00:03:46,270 --> 00:03:48,610
‫آره، فقط همین. ممنونم.

73
00:03:51,110 --> 00:03:55,200
‫دل رفت خونه لباس عوض کنه،
‫ولی من اینجام.

74
00:04:01,370 --> 00:04:03,790
‫من جایی نمیرم، باشه؟

75
00:04:09,630 --> 00:04:11,260
‫آلیس؟

76
00:04:11,300 --> 00:04:14,140
‫بِرِیدی، سلام. غافلگیرم کردی.

77
00:04:14,180 --> 00:04:17,300
‫بهت زنگ زدم که بگم دارم میام،
‫ولی اصلاً جواب ندادی.

78
00:04:17,350 --> 00:04:19,310
‫می‌تونستی پیغام بذاری.

79
00:04:19,350 --> 00:04:21,890
‫گذاشتم، اگه گوش می‌دادی می‌فهمیدی.

80
00:04:21,930 --> 00:04:23,600
‫اشکال نداره، ام...

81
00:04:23,640 --> 00:04:26,980
‫دل قرارداد فروش رو برام فرستاد
‫که یه نگاهی بهش بندازم

82
00:04:27,020 --> 00:04:28,820
‫و نمی‌دونم،

83
00:04:28,860 --> 00:04:31,320
‫با خودم گفتم بهتره حضوری انجامش بدم.

84
00:04:31,360 --> 00:04:33,280
‫اوه.

85
00:04:33,320 --> 00:04:36,030
‫- بِرِیدی! اومدی!
‫- آره. بهم نگفته بودی.

86
00:04:36,070 --> 00:04:37,870
‫اوه، خب...

87
00:04:37,910 --> 00:04:40,790
‫تو فرصت گفتنش رو بهم ندادی، کاترین.

88
00:04:40,830 --> 00:04:43,710
‫لازم نبود این‌همه راه بیای،
‫ولی واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم که اومدی.

89
00:04:43,750 --> 00:04:45,620
‫البته که میام، دل.
‫این...

90
00:04:45,670 --> 00:04:47,790
‫- خانواده مهمه، درسته؟
‫- اوهوم.

91
00:04:47,840 --> 00:04:49,960
‫حالا که حرفش شد، آلیس کجاست؟

92
00:04:50,000 --> 00:04:53,590
‫اوه، رفته خونه‌ی یکی دوست‌های مدرسه‌اش.

93
00:04:53,630 --> 00:04:56,140
‫باشه، پس می‌شه واسه شام
‫برنامه بچینیم؟

94
00:04:56,180 --> 00:04:58,300
‫آره، آره! شاید.

95
00:04:58,350 --> 00:05:00,560
‫امیدوارم.

96
00:05:03,020 --> 00:05:04,850
‫خوشحالم اینجام!

97
00:05:05,900 --> 00:05:07,690
‫پس اسم آلیس رو از روی خودش گذاشتن.

98
00:05:07,730 --> 00:05:10,480
‫- آره.
‫- کت تا پارسال نفهمید که بچه‌ی خودش...

99
00:05:10,520 --> 00:05:12,940
‫دقیقاً شبیه دوست قدیمیشه؟

100
00:05:12,990 --> 00:05:16,030
‫- اوهوم.
‫- و دل هم هنوز متوجه نیست.

101
00:05:16,070 --> 00:05:19,330
‫- آره.
‫- آخه... چطوری؟

102
00:05:19,370 --> 00:05:20,830
‫خودتم متوجه نشدی.

103
00:05:20,870 --> 00:05:22,660
‫خاطرات ثبات ندارن.

104
00:05:22,700 --> 00:05:25,620
‫اونا مطابق با داستانی هستن که
‫در مورد زندگی به خودمون می‌گیم.

105
00:05:25,660 --> 00:05:28,080
‫نه، همه‌ی اینا غیرممکنه.

106
00:05:28,130 --> 00:05:30,170
‫این سؤالاتی که کل امشب ازم پرسیدی،

107
00:05:30,210 --> 00:05:33,380
‫از سال 1999 توی ذهنمه و منو عذاب میده.

108
00:05:33,420 --> 00:05:36,380
‫و تموم این مدت بچه‌ی کت بوده؟

109
00:05:37,590 --> 00:05:41,220
‫وای خدا، الیوت! اون خیلی سنش کمه!

110
00:05:41,260 --> 00:05:43,220
‫اون موقع هم‌سن بودین!

111
00:05:43,270 --> 00:05:46,310
‫با این حال! وقتی می‌دونستی آلیس کیه
‫چرا گذاشتی عاشقش بشم؟

112
00:05:46,350 --> 00:05:48,150
‫به نظرت به حرفم گوش می‌کردی؟

113
00:05:55,190 --> 00:05:57,820
‫وای خدای من. کت.

114
00:05:57,860 --> 00:05:59,410
‫سلام.

115
00:05:59,450 --> 00:06:02,200
‫چی شد؟ اینجا چی‌کار می‌کنی؟

116
00:06:02,240 --> 00:06:04,250
‫من چرا اینجام؟

117
00:06:04,290 --> 00:06:06,080
‫یادت نمیاد چه اتفاقی افتاد؟

118
00:06:06,120 --> 00:06:07,670
‫جشن لینگرمور؟

119
00:06:07,710 --> 00:06:09,580
‫من و الیوت دعوا کردیم.

120
00:06:09,630 --> 00:06:12,210
‫دعوا؟ چرا؟ الیوت حالش خوبه؟

121
00:06:12,250 --> 00:06:13,500
‫اون حالش خوبه.

122
00:06:13,550 --> 00:06:15,880
‫تویی که برام مهمی.

123
00:06:15,920 --> 00:06:18,130
‫آخرین چیزی که یادته چیه؟

124
00:06:18,180 --> 00:06:22,220
‫جشن رو یادمه
‫و اینکه با الیوت در موردِ...

125
00:06:22,260 --> 00:06:24,560
‫اشکال نداره.

126
00:06:26,560 --> 00:06:28,520
‫مهم نیست.

127
00:06:28,560 --> 00:06:30,690
‫یادمه پیش الیوت بودم.
‫این آخرین چیزه.

128
00:06:30,730 --> 00:06:33,070
‫تو کِی اومدی اونجا؟

129
00:06:33,110 --> 00:06:35,570
‫حتما بعد از همون بوده.

130
00:06:35,610 --> 00:06:39,110
‫- دیدم داشتی با یه دختره حرف می‌زدی.
‫- یادم نمیاد.

131
00:06:40,280 --> 00:06:42,410
‫خب خب، ببین کی بیدار شده؟

132
00:06:42,450 --> 00:06:44,240
‫چه احساسی داری، کاترین؟

133
00:06:44,290 --> 00:06:47,620
‫گیجم. ولی فکر کنم خوب باشم.

134
00:06:47,660 --> 00:06:50,210
‫خیلی بد افتادی
‫ولی شانس آوردی.

135
00:06:50,250 --> 00:06:52,210
‫تو و بچه حالتون خوبه.

136
00:06:52,250 --> 00:06:54,880
‫بچه؟

137
00:06:54,920 --> 00:06:58,380
‫متأسفم، نمی‌دونستم خبر ندارین.

138
00:06:58,420 --> 00:07:00,720
‫تو حامله‌ای.

139
00:07:01,930 --> 00:07:05,260
‫چطوره تنهاتون بذارم؟

140
00:07:05,310 --> 00:07:07,270
‫آره.

141
00:07:07,310 --> 00:07:09,770
‫خدای من، بِرِیدی.

142
00:07:13,770 --> 00:07:16,070
‫قراره بچه‌دار بشیم.

143
00:07:16,110 --> 00:07:18,150
‫چه حسی داری؟

144
00:07:18,190 --> 00:07:21,160
‫ترسیدم، هیجان‌زده‌ام.

145
00:07:22,160 --> 00:07:24,870
‫منم. کاملاً.

146
00:07:24,910 --> 00:07:27,200
‫خدای من، یه بچه.

147
00:07:28,870 --> 00:07:32,290
‫کت، این دفعه دیگه واقعی
‫باهام ازدواج می‌کنی؟

148
00:07:32,330 --> 00:07:34,000
‫هر کاری که بخوای...

149
00:07:35,000 --> 00:07:37,050
‫انجام میدم.

150
00:07:37,090 --> 00:07:40,840
‫من فقط اینو می‌خوام. خودمون رو می‌خوام.

151
00:07:43,340 --> 00:07:45,390
‫آره.

152
00:07:45,430 --> 00:07:47,560
‫- آره؟
‫- آره.

153
00:07:47,600 --> 00:07:50,810
‫زندگی با همدیگه چیزیه که درسته.

154
00:07:50,850 --> 00:07:53,900
‫این چیزیه که انتخاب می‌کنم، باشه؟
‫عاشقتم.

155
00:08:01,360 --> 00:08:03,450
‫وایسا، وایسا. من...

156
00:08:03,490 --> 00:08:07,490
‫یه خوابی دیدم و آلیس توش بود.

157
00:08:07,540 --> 00:08:10,250
‫- اونو یادته؟
‫- آره.

158
00:08:10,290 --> 00:08:12,580
‫باعث شد حس امنیت بهم دست بده.

159
00:08:12,620 --> 00:08:15,130
‫حس شادی.

160
00:08:16,590 --> 00:08:18,710
‫پس اگه دختر باشه...

161
00:08:18,750 --> 00:08:21,050
‫می‌شه اسمش رو آلیس بذاریم؟

162
00:08:23,470 --> 00:08:26,680
‫داریم بچه‌دار می‌شیم.

163
00:08:41,150 --> 00:08:44,490
‫پس نیک رفت.
‫نمی‌دونم کجاست،

164
00:08:44,530 --> 00:08:46,740
‫ولی باید به آلیس بگیم که اون می‌دونه، نه؟

165
00:08:46,780 --> 00:08:50,950
‫خب، آلیس باید اینجا باشه که
‫بتونیم بهش بگیم.

166
00:08:52,330 --> 00:08:55,210
‫واسه همین اومدم.
‫وقتی آلیس توی لینگرمور بود،

167
00:08:55,250 --> 00:08:57,040
‫باهات حرف زد.

168
00:08:57,080 --> 00:08:59,550
‫در نتیجه، فکر کرد که قوانین دریاچه
‫دارن عوض می‌شن.

169
00:08:59,590 --> 00:09:02,630
‫اومد از من کمک بگیره
‫و من بهش بی‌محلی کردم.

170
00:09:02,670 --> 00:09:04,380
‫من خودخواه بودم.

171
00:09:04,430 --> 00:09:06,180
‫اوه، من...

172
00:09:06,220 --> 00:09:09,970
‫من اونجا ندیدمش.
‫وگرنه یادم می‌موند.

173
00:09:10,010 --> 00:09:12,730
‫اگه یادت باشه،
‫سرت آسیب دیده بود.

174
00:09:12,770 --> 00:09:15,230
‫تو خیلی از اتفاقات
‫اون شب رو یادت نمیاد، کت.

175
00:09:15,270 --> 00:09:17,560
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

176
00:09:17,610 --> 00:09:20,070
‫باید خودم رو به آلیس برسونم.

177
00:09:20,110 --> 00:09:23,240
‫اون رفته اونجا و فکر می‌کنه
‫کل دنیاش داره از هم می‌پاشه.

178
00:09:34,960 --> 00:09:36,420
‫اوه!

179
00:09:36,460 --> 00:09:38,580
‫وایسا، نه، نه!

180
00:09:38,630 --> 00:09:40,420
‫من نباید اینجا باشم.

181
00:09:40,460 --> 00:09:42,840
‫چرا؟ زمان‌بندیت حرف نداره.

182
00:09:42,880 --> 00:09:44,670
‫چی؟

183
00:09:44,720 --> 00:09:47,010
‫وایسا ببینم، چرا قایم نشدین؟

184
00:09:47,050 --> 00:09:50,930
‫توماس معجزه کرده
‫و تونسته با سایرس معامله کنه.

185
00:09:50,970 --> 00:09:54,100
‫اون پیشنهاد داده که در ازای جون جیکوب
‫تمام و کمال در خدمتش باشه.

186
00:09:54,140 --> 00:09:55,430
‫این حقیقت داره؟

187
00:09:55,480 --> 00:09:57,850
‫ما داریم جیکوب رو میاریم خونه، کاترین.

188
00:09:59,900 --> 00:10:02,690
‫بهم گفتن که واسه نجات من
‫تا کجاها پیش رفتی.

189
00:10:04,030 --> 00:10:05,740
‫ممنونم.

190
00:10:06,990 --> 00:10:08,910
‫اوه!

191
00:10:17,960 --> 00:10:19,750
‫آلیس! تو برگشتی!

192
00:10:19,790 --> 00:10:22,960
‫حالت خوبه؟
‫کت رو ندیدی؟

193
00:10:23,000 --> 00:10:25,380
‫آره، دیدم. خیلی چیزها دیدم، الیوت.
‫و می‌دونی چیه؟

194
00:10:25,420 --> 00:10:27,930
‫هشداری که بهم دادی رو یادته؟
‫حق با تو بود.

195
00:10:27,970 --> 00:10:31,260
‫همه‌چی عوض شده. من...
‫فقط باید با مامانم حرف بزنم.

196
00:10:31,300 --> 00:10:33,220
‫ولی اون رفته...

197
00:10:33,260 --> 00:10:36,020
‫آلیس! وایسا! خواهش می‌کنم!

198
00:10:36,060 --> 00:10:38,060
‫تو سعی کردی منو حذف کنی، الیوت!

199
00:10:39,190 --> 00:10:41,310
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌خوام باهات حرف بزنم.

200
00:10:52,320 --> 00:10:54,240
‫اوه، خدا رو شکر.

201
00:10:58,750 --> 00:11:01,290
‫خدای من.

202
00:11:03,500 --> 00:11:05,670
‫از دیدنت خوشحالم، پدر.

203
00:11:05,710 --> 00:11:07,880
‫سلام!

204
00:11:07,920 --> 00:11:09,800
‫- اون اومده خونه.
‫- اون اومده خونه!

205
00:11:13,350 --> 00:11:15,180
‫ممنونم.

206
00:11:19,204 --> 00:11:22,404
‫[مامان، کجایی؟ مامان؟]
‫[کجایی؟ باید حرف بزنیم!]

207
00:11:24,190 --> 00:11:26,440
‫- آلیس، اینجایی.
‫- بابا.

208
00:11:26,480 --> 00:11:28,860
‫- کجا بودی؟
‫- منو ولش، مامان کجاست؟

209
00:11:28,900 --> 00:11:31,740
‫کت باز رفته؟

210
00:11:31,780 --> 00:11:34,280
‫- چی شده؟
‫- باید حرف بزنیم.

211
00:11:34,330 --> 00:11:38,040
‫یه کوچولو نگران اینم که
‫مامانت تو رو در اولویت قرار نمیده.

212
00:11:38,080 --> 00:11:40,160
‫- آره، شاید نباید قرار بده.
‫- چی؟

213
00:11:40,210 --> 00:11:42,750
‫بابا، تو و مامان فقط به خاطر من
‫ازدواج کردین؟

214
00:11:42,790 --> 00:11:44,790
‫کت چی بهت گفته؟

215
00:11:44,840 --> 00:11:46,500
‫هیچی، مشکل همینه!

216
00:11:46,550 --> 00:11:49,340
‫چرا توی این خانواده هیچ‌کس
‫اون‌قدری شجاع نیست که حقیقت رو بهم بگه؟

217
00:11:49,380 --> 00:11:51,260
‫خیلی‌خب...

218
00:11:53,430 --> 00:11:56,390
‫ببین، قبلاً هم اینو بهت گفتم، خب؟

219
00:11:56,430 --> 00:11:59,890
‫وقتی من و مامات از اومدن تو باخبر شدیم،
‫مجبور شدیم خیلی سریع بزرگ بشیم.

220
00:11:59,930 --> 00:12:03,400
‫ولی ما این کار رو کردیم و راستش واقعاً
‫ارزشش رو داشت.

221
00:12:03,440 --> 00:12:06,320
‫بابا، این نشد جواب سؤالم.
‫خیلی وکیل‌بازی درمیاری!

222
00:12:06,360 --> 00:12:07,860
‫خیلی‌خب، باشه.

223
00:12:07,900 --> 00:12:10,280
‫نه، خب؟ نمی‌دونم اگه تو نمی‌اومدی...

224
00:12:10,320 --> 00:12:12,780
‫چه اتفاقی می‌افتاد، ولی...

225
00:12:12,820 --> 00:12:14,820
‫ولی آلیس، تو اومدی.

226
00:12:14,870 --> 00:12:16,490
‫به خاطر من از خیلی چیزها گذشتی.

227
00:12:16,530 --> 00:12:19,160
‫مثلاً مامان بی‌خیال دانشگاه لندن شد...

228
00:12:20,790 --> 00:12:24,290
‫درسته، آره...
‫خب ما یه چیزهایی رو فدا کردیم.

229
00:12:25,420 --> 00:12:28,960
‫ولی آلیس...
‫عشق جبرانش کرد.

230
00:12:29,000 --> 00:12:32,010
‫اگه می‌تونستی ببینیش،
‫حرفم رو باور می‌کردی.

231
00:12:32,050 --> 00:12:34,390
‫باشه، خب...

232
00:12:34,430 --> 00:12:37,890
‫اگه من اونجا بودم،
‫می‌خواستی چی رو ببینم؟

233
00:12:37,930 --> 00:12:41,350
‫اینکه مامانت مجبور نبود
‫منو انتخاب کنه،

234
00:12:41,390 --> 00:12:43,850
‫ولی کرد.

235
00:12:43,890 --> 00:12:46,860
‫بعدش تو اومدی و...

236
00:12:46,900 --> 00:12:49,230
‫و چیزی که با هم داشتیم رو
‫بهمون یادآوری کردی.

237
00:12:49,280 --> 00:12:51,070
‫عشق بزرگ...

238
00:12:51,110 --> 00:12:54,740
‫و زیبایی که خواستیم تقدیمت کنیم.

239
00:12:54,764 --> 00:12:59,764
ا‌را‌ئه‌ا‌ی ا‌ز وب‌‌گا‌ه ب‍ا‌‌م‍ا‌ب‍ی‍ن

240
00:13:04,790 --> 00:13:09,130
‫مجموعه‌ای جدید از افسانه‌‌ها
‫که توسط دو برادر به اسم گریم جمع‌آوری شده.

241
00:13:09,170 --> 00:13:12,210
‫- اوه.
‫- توماس خوب بلده با پول دوست بخره.

242
00:13:13,170 --> 00:13:16,760
‫جیکوب زندگی قشنگی داره.

243
00:13:16,800 --> 00:13:19,680
‫می‌دونی، و یه خانواده‌ی خارق‌العاده.

244
00:13:19,720 --> 00:13:22,520
‫تو الان عضوی از این خانواده‌ای.

245
00:13:22,560 --> 00:13:24,560
‫خیلی بیشتر از این حرف‌هاست.

246
00:13:25,520 --> 00:13:27,360
‫من یه لندری‌ام.

247
00:13:28,360 --> 00:13:30,270
‫و جیکوب هم همین‌طور.

248
00:13:30,320 --> 00:13:33,360
‫ما نسل آینده هستیم.

249
00:13:33,400 --> 00:13:34,990
‫جیکوب...

250
00:13:35,030 --> 00:13:37,110
‫تمام این مدت
‫اونا واقعاً خانواده‌اش بودن؟

251
00:13:37,160 --> 00:13:39,950
‫توی زمان ما
‫اون توی همین مزرعه بزرگ شد

252
00:13:39,990 --> 00:13:42,290
‫و من هنوزم اینجا زندگی می‌کنم.

253
00:13:42,330 --> 00:13:46,830
‫این شومینه مرکز خونه‌ی منم هست.

254
00:13:46,870 --> 00:13:49,500
‫پس طنین‌هامون همیشه اطرافت بوده.

255
00:13:50,920 --> 00:13:53,550
‫و چیزی که الایژا ساخت مهم بود.

256
00:13:56,630 --> 00:14:00,010
‫ببخشید خانم‌ها،
‫ولی من با کاترین کار دارم.

257
00:14:01,600 --> 00:14:04,390
‫هی، رفیق. اینجایی.

258
00:14:07,810 --> 00:14:09,520
‫خوبی؟

259
00:14:10,900 --> 00:14:13,110
‫فکر می‌کردم از تموم رازهات
‫خبر دارم الیوت،

260
00:14:13,150 --> 00:14:15,150
‫ولی گمونم ندارم.

261
00:14:15,190 --> 00:14:18,990
‫بعد از تموم چیزهایی که
‫پشت سر گذاشتیم،

262
00:14:19,030 --> 00:14:22,030
‫- حس می‌کنم اصلاً نمی‌شناسمت.
‫- بی‌خیال!

263
00:14:22,080 --> 00:14:24,040
‫من هنوز خودمم، نیک.

264
00:14:24,080 --> 00:14:25,870
‫نمی‌دونم، رفیق.

265
00:14:25,910 --> 00:14:28,040
‫تموم اینا بی‌رحمانه‌ست.

266
00:14:28,080 --> 00:14:31,500
‫بخشی از وجودت از دونستن این راز
‫احساس خاصی می‌کرد؟

267
00:14:31,540 --> 00:14:35,130
‫ساده‌لوحی و
‫بی‌خبری بقیه رو تماشا می‌کردی؟

268
00:14:35,170 --> 00:14:37,170
‫باعث شد حس کنی باهوش‌تری؟

269
00:14:37,220 --> 00:14:39,260
‫من از دونستن این راز متنفر بودم.

270
00:14:39,300 --> 00:14:41,390
‫شرمنده رفیق، ولی من باورم نمی‌شه.

271
00:14:41,430 --> 00:14:43,970
‫به نظرم دوست داشتی
‫احساس برتر بودن کنی.

272
00:14:44,020 --> 00:14:47,520
‫می‌دونی این منو یاد کی می‌ندازه؟
‫ویکتور.

273
00:14:53,820 --> 00:14:56,240
‫به نظرم حالا که جیکوب برگشته...

274
00:14:57,360 --> 00:14:59,360
‫می‌خوام بدونم بعدش
‫چه اتفاقی می‌افته.

275
00:14:59,410 --> 00:15:03,280
‫خب، این بستگی به این داره که اون موقع...

276
00:15:04,950 --> 00:15:06,750
‫...چه اتفاقی افتاده.

277
00:15:11,170 --> 00:15:13,460
‫اولین بار که اومدی اینجا...

278
00:15:15,630 --> 00:15:20,260
‫بهم گفتی این کتاب ممکنه به درد بخوره.

279
00:15:21,680 --> 00:15:24,680
‫حق با تو بود.

280
00:15:24,720 --> 00:15:28,430
‫معلوم شد که سال 1814
‫واسه خانواده‌ام سال سرنوشت‌سازی بوده.

281
00:15:28,480 --> 00:15:32,560
‫و من خواستم یادش رو گرامی بدارم
‫و اسامی،

282
00:15:32,610 --> 00:15:36,400
‫تاریخ مرگ و تولدمون رو ثبت کردم...
‫راهی واسه نشون دادن رشد شجره‌نامه‌مون.

283
00:15:36,440 --> 00:15:38,690
‫چرا اسم جیکوب رو اینجا ننوشتی؟

284
00:15:38,740 --> 00:15:40,240
‫چرا اسم اونو به‌عنوان پسرت ننوشتی؟

285
00:15:40,280 --> 00:15:42,240
‫چون داستان جیکوب،

286
00:15:42,280 --> 00:15:46,240
‫اینکه چطور اومد پیشمون،
‫سزاوار بیشتر از یه خطه.

287
00:15:46,290 --> 00:15:49,710
‫هر خانواده‌ای به یه شروع نیاز داره،
‫به یه افسانه.

288
00:15:49,750 --> 00:15:51,870
‫جیکوب افسانه‌ی ماست.

289
00:15:53,250 --> 00:15:55,380
‫و من اینو اینجا نوشتم.

290
00:15:59,470 --> 00:16:02,090
‫من و ربکا وقتی به اینجا اومدیم
‫سرشار از امید بودیم.

291
00:16:02,130 --> 00:16:05,300
‫زمین پیدا کردیم،
‫ربکا باردار بود،

292
00:16:05,350 --> 00:16:07,100
‫داشتیم آینده رو می‌ساختیم.

293
00:16:07,140 --> 00:16:10,390
‫ولی تب پسرمون رو از پا درآورد

294
00:16:10,430 --> 00:16:12,770
‫و اون آینده از دست رفت.

295
00:16:14,310 --> 00:16:17,360
‫ربکا خواست بره ولی اولش
‫رفت به دریاچه سر بزنه.

296
00:16:19,070 --> 00:16:20,900
‫به خاطر بچه‌ای که از دست دادیم
‫اونجا گریه کرد.

297
00:16:22,570 --> 00:16:24,870
‫و بعد یه پسربچه پیداش شد...

298
00:16:26,410 --> 00:16:29,620
‫و به ربکا می‌گفت که اسمش
‫جیکوب لندری‌ه.

299
00:16:29,660 --> 00:16:31,460
‫لندری.

300
00:16:31,500 --> 00:16:35,170
‫این پسر فامیلی ما رو می‌دونست
‫و می‌گفت فامیلی خودشم همینه.

301
00:16:35,210 --> 00:16:38,670
‫اینکه این زمین، زمین ما،
‫خونه‌ی اون بوده.

302
00:16:40,590 --> 00:16:43,470
‫ربکا فکر کرد دریاچه
‫آرزوش رو برآورده کرده، یه پسر.

303
00:16:43,510 --> 00:16:47,300
‫اون راز اینکه جیکوب
‫از کجا اومده رو مخفی کرد.

304
00:16:47,350 --> 00:16:50,850
‫فقط بهم گفت که پسربچه رو
‫تنها توی جنگل پیدا کرده.

305
00:16:51,930 --> 00:16:54,100
‫جیکوب معجزه‌ی ما بود.

306
00:16:54,150 --> 00:16:56,940
‫فرستاده شد که مرهم دردمون بشه.

307
00:16:56,980 --> 00:17:00,110
‫جیکوب دلیلیه که ما توی پورت هیون موندیم.

308
00:17:00,150 --> 00:17:03,450
‫دریاچه تو رو به جایی می‌بره
‫که نیازه بری.

309
00:17:05,160 --> 00:17:08,910
‫ربکا در بستر مرگ حقیقت رو
‫راجع به جیکوب و دریاچه بهم گفت.

310
00:17:08,950 --> 00:17:12,370
‫متوجه نشده بودم،
‫تا اینکه تو رو دیدم،

311
00:17:12,410 --> 00:17:15,670
‫درست مثل جیکوب

312
00:17:15,710 --> 00:17:19,460
‫موش آب کشیده با لباس‌های عجیب
‫از توی جنگل ظاهر شدی،

313
00:17:20,590 --> 00:17:23,470
‫و بعد ادعا کردی که خواهرشی.

314
00:17:24,590 --> 00:17:28,470
‫تو از یه دنیای دیگه اومدی، مگه نه؟

315
00:17:30,010 --> 00:17:31,930
‫اومدی جیکوب رو ببری خونه.

316
00:17:33,060 --> 00:17:35,390
‫تو حقیقت رو می‌دونستی.

317
00:17:35,440 --> 00:17:36,850
‫پسرم.

318
00:17:37,900 --> 00:17:39,860
‫و مادر می‌دونست؟

319
00:17:39,900 --> 00:17:43,240
‫24 سال اینو ازم مخفی کردین،

320
00:17:43,280 --> 00:17:46,280
‫ولی توی کتابت می‌نویسیش؟!
‫که همه بدونن؟!

321
00:17:46,320 --> 00:17:48,990
‫تو حق نداری این داستان رو تعریف کنی،
‫این زندگی منه.

322
00:17:50,160 --> 00:17:52,240
‫جیکوب...

323
00:18:08,264 --> 00:18:09,564
‫[مامان]

324
00:18:16,020 --> 00:18:18,810
‫شروع تابستون‌مونه.
‫این شب مورد علاقه‌امه،

325
00:18:18,850 --> 00:18:22,320
‫چون می‌تونم مثل بزرگترها تا دیروقت بیدار بمونم
‫و کنار خانواده‌ام باشم.

326
00:18:22,360 --> 00:18:24,740
‫و همینه که مهمه، هان؟
‫خانواده.

327
00:18:25,780 --> 00:18:28,110
‫عزیزم، ولی چرا اسمش رو گذاشتی
‫"نامه به مامان"؟

328
00:18:28,160 --> 00:18:31,120
‫چون دارم برات پیغام می‌فرستم
‫که بدونی من اینجام،

329
00:18:31,160 --> 00:18:32,700
‫و اینکه دوستت دارم.

330
00:18:32,740 --> 00:18:34,870
‫چی شد که انقدر شانس آوردم؟

331
00:18:37,670 --> 00:18:40,040
‫اونا عاشق رقصیدن بودن، نه؟

332
00:18:41,290 --> 00:18:43,130
‫آره.

333
00:18:43,170 --> 00:18:45,130
‫ما خانواده بودیم.

334
00:18:45,170 --> 00:18:47,510
‫بودیم، هستیم،

335
00:18:47,550 --> 00:18:50,220
‫ولی اگه تو توی دریاچه نمی‌افتادی،

336
00:18:50,260 --> 00:18:52,720
‫این خانواده به وجود نمی‌اومد.

337
00:18:52,760 --> 00:18:56,350
‫دلیل اینکه الایژا و ربکا
‫زندگی‌شون رو اینجا ساختن تویی.

338
00:18:56,390 --> 00:19:00,100
‫تو دلیل وجود خانواده‌مونی.

339
00:19:00,150 --> 00:19:02,150
‫شاید همه‌ی اینا اجتناب‌ناپذیر بوده.

340
00:19:03,980 --> 00:19:07,320
‫این... اینجا،
‫یادمه اینجا صدام می‌زد.

341
00:19:08,990 --> 00:19:10,410
‫اجازه نداشتم،

342
00:19:10,450 --> 00:19:12,160
‫ولی به هر حال می‌اومدم.

343
00:19:14,080 --> 00:19:16,330
‫نتونستم جلوی خودم رو بگیرم.

344
00:19:16,370 --> 00:19:18,410
‫ولی من داشتم نقش بازی می‌کردم.

345
00:19:19,870 --> 00:19:24,340
‫طبق داستانی که پدر و مادرم...

346
00:19:24,380 --> 00:19:26,800
‫ در مورد اینکه کی بودم
‫و از کجا اومدم نقش بازی کردم،

347
00:19:26,840 --> 00:19:29,430
‫و چون عاشقشون بودم
‫حرفشون رو باور کردم.

348
00:19:31,430 --> 00:19:33,600
‫من واقعاً عاشقشونم.

349
00:19:34,640 --> 00:19:37,180
‫باهام بیا خونه، جیکوب.

350
00:19:37,220 --> 00:19:39,390
‫مامان...

351
00:19:39,440 --> 00:19:42,360
‫اون خیلی وقته که منتظره.

352
00:19:42,400 --> 00:19:44,770
‫- و بابا؟
‫- اون...

353
00:19:48,280 --> 00:19:50,450
‫پس یکی دیگه از عزیزانم رو از دست دادم.

354
00:19:50,490 --> 00:19:52,740
‫اون تا لحظه‌ی آخر دنبالت گشت.

355
00:19:52,780 --> 00:19:55,580
‫بابا هیچ‌وقت امیدش رو از دست نداد
‫که تو به خونه نمیای.

356
00:19:55,620 --> 00:19:58,790
‫من...
‫من برنمی‌گردم، کت.

357
00:19:58,830 --> 00:20:00,290
‫چی؟

358
00:20:00,330 --> 00:20:01,920
‫ولی تو حقیقت رو می‌دونی.

359
00:20:01,960 --> 00:20:06,250
‫حقیقت؟ حقیقت اینه که
‫من بیشتر عمرم رو اینجا گذروندم.

360
00:20:06,300 --> 00:20:08,460
‫اینجا جاییه که بهش تعلق دارم.

361
00:20:09,970 --> 00:20:12,640
‫اگه بپرم، اگه اونجا رو ببینم،

362
00:20:12,680 --> 00:20:14,800
‫نمی‌دونم چه اتفاقی می‌افته.

363
00:20:17,560 --> 00:20:19,480
‫حس می‌کنم...

364
00:20:19,520 --> 00:20:21,600
‫حس می‌کنم از هم بپاشم.

365
00:20:21,640 --> 00:20:26,400
‫جیک، من تازه به دستت آوردم، باشه؟
‫خواهش می‌کنم.

366
00:20:26,440 --> 00:20:28,190
‫هر وقت خواستی بیا اینجا.

367
00:20:29,820 --> 00:20:31,490
‫اینجا وقت بگذرون.

368
00:20:32,660 --> 00:20:34,700
‫همین باید کافی باشه.

369
00:20:37,240 --> 00:20:39,080
‫متأسفم.

370
00:20:39,120 --> 00:20:40,750
‫چی... باشه، خب...

371
00:20:40,790 --> 00:20:42,870
‫به مامان چی بگم؟

372
00:20:44,630 --> 00:20:46,880
‫اون درک می‌کنه.

373
00:20:47,590 --> 00:20:49,510
‫از این بابت مطمئن می‌شم.

374
00:20:59,020 --> 00:21:00,520
‫جیکوب.

375
00:21:06,520 --> 00:21:08,570
‫داری چی‌کار می‌کنی، جیکوب؟

376
00:21:08,610 --> 00:21:10,480
‫یادته راجع به ستاره‌ها حرف زدیم؟

377
00:21:10,530 --> 00:21:12,900
‫چیزی که در مورد جهانگردها بهم گفتی؟

378
00:21:12,950 --> 00:21:14,780
‫معلومه.

379
00:21:19,040 --> 00:21:21,250
‫چرا اینو می‌نویسی؟

380
00:21:21,290 --> 00:21:23,540
‫که واسه مادرم نامه بفرستم.

381
00:21:24,620 --> 00:21:26,790
‫که بفهمه من اینجام.

382
00:21:28,670 --> 00:21:30,920
‫و اینکه دوستش دارم.

383
00:21:44,060 --> 00:21:47,020
‫اونجایی که ازش اومدی چه شکلیه؟

384
00:21:47,060 --> 00:21:49,690
‫خب، خیلی چیزها هست.

385
00:21:50,780 --> 00:21:54,400
‫پیچیده‌ست، بهم ریخته‌
‫و ناامیدکننده‌ست،

386
00:21:54,450 --> 00:21:56,910
‫ولی می‌تونه خیلی قشنگ باشه.

387
00:21:56,950 --> 00:21:59,700
‫پس فرق زیادی با این زمان نداره.

388
00:21:59,740 --> 00:22:02,410
‫- نه...
‫- جز اینکه...

389
00:22:02,450 --> 00:22:04,540
‫زنان اونجا...

390
00:22:04,580 --> 00:22:06,920
‫بیشتر شبیه تو هستن؟

391
00:22:06,960 --> 00:22:08,290
‫آره.

392
00:22:12,000 --> 00:22:15,130
‫پس من می‌خوام به دنیای جیکوب بیام.

393
00:22:15,170 --> 00:22:17,050
‫باهام میای؟

394
00:22:17,090 --> 00:22:18,930
‫پشیمون نمی‌شی.

395
00:22:18,970 --> 00:22:22,350
‫تو واسه دوران من ساخته شدی،
‫حسم اینو بهم می‌گه.

396
00:22:22,390 --> 00:22:24,430
‫مغازه رو بستی؟

397
00:22:24,480 --> 00:22:26,140
‫نمی‌خوای با بقیه خداحافظی کنی؟

398
00:22:26,190 --> 00:22:28,440
‫نه، من فقط می‌خوام بپرم، کاترین.

399
00:22:28,480 --> 00:22:30,230
‫باشه! باشه.

400
00:22:47,870 --> 00:22:50,040
‫متأسفم، سوزانا.

401
00:22:50,080 --> 00:22:53,750
‫نمی‌فهمم چرا دریاچه انتخاب می‌کنه
‫که کی ازش رد بشه.

402
00:22:53,800 --> 00:22:56,300
‫در جایگاهی نیستم که
‫جادوش رو زیر سؤال ببرم.

403
00:22:56,340 --> 00:22:58,260
‫تو جادویی هستی.

404
00:22:58,300 --> 00:23:00,930
‫تو جادو می‌کنی.

405
00:23:00,970 --> 00:23:03,310
‫حتی وارونه می‌نویسی!

406
00:23:03,350 --> 00:23:06,270
‫این کار رو کردم تا چشمان کنجکاو
‫مردم شهر رو گیج کنم.

407
00:23:06,310 --> 00:23:07,940
‫واسه حفاظت.

408
00:23:07,980 --> 00:23:10,600
‫از اینکه نمی‌تونی اینجا
‫کسی که هستی باشی متنفرم.

409
00:23:10,650 --> 00:23:12,820
‫تو لایق تموم چیزهایی که می‌خوای هستی.

410
00:23:12,860 --> 00:23:15,230
‫و من نتونستم اینو بهت بدم.

411
00:23:15,280 --> 00:23:17,610
‫نه، هیچ‌وقت فکر نکن که...

412
00:23:17,650 --> 00:23:19,570
‫تو چیزی بهم نبخشیدی، کاترین.

413
00:23:19,610 --> 00:23:21,570
‫تو بهم دوستی،

414
00:23:21,620 --> 00:23:25,450
‫محبت و الهام بخشیدی.

415
00:23:25,490 --> 00:23:28,660
‫- این مثل یه افسانه بوده.
‫- ولی چطوری؟

416
00:23:28,710 --> 00:23:31,670
‫تو چطور باید
‫به پایان خوشت برسی؟

417
00:23:31,710 --> 00:23:34,880
‫با جیکوب ازدواج کنی
‫فقط واسه اینکه در امان باشی؟

418
00:23:34,920 --> 00:23:37,510
‫نه، نه، نمی‌ذارم جیکوب
‫با من ازدواج کنه.

419
00:23:37,550 --> 00:23:40,180
‫واسه جفت‌مون منصفانه نیست.

420
00:23:40,970 --> 00:23:43,470
‫هر چقدر بیشتر با این دنیا آشنا می‌شم،

421
00:23:43,510 --> 00:23:47,680
‫بیشتر متقاعد می‌شم که هرگز مردی رو نمی‌بینم
‫که واقعاً دوستش داشته باشم.

422
00:23:48,520 --> 00:23:50,480
‫می‌شم خانم خونه‌ی خودم.

423
00:23:50,520 --> 00:23:52,690
‫این جمله برام آشناست.

424
00:23:52,730 --> 00:23:54,980
‫یه نقل قول از کتاب مورد علاقه‌امه.

425
00:23:55,020 --> 00:23:57,900
‫توماس اینو از سفرهاش آورده.

426
00:23:59,200 --> 00:24:01,820
‫نویسنده‌اش ناشناسه،
‫ولی مطمئناً یه زنه

427
00:24:01,860 --> 00:24:03,700
‫و اون باهوشه.

428
00:24:03,740 --> 00:24:05,580
‫باعث می‌شه دلم بخواد بنویسم.

429
00:24:05,620 --> 00:24:07,700
‫و شاید همین کار هم بکنم.

430
00:24:07,750 --> 00:24:09,830
‫ولی اگه بنویسم،

431
00:24:09,870 --> 00:24:12,330
‫می‌خوام اسمم روی داستان باشه.

432
00:24:12,380 --> 00:24:14,380
‫بدون هیچ نماد یا نام مستعاری.

433
00:24:15,540 --> 00:24:18,380
‫می‌خوام کل دنیا بدونه که
‫من کی هستم.

434
00:24:19,880 --> 00:24:22,340
‫و به خاطر تو،
‫می‌دونم که این ممکنه.

435
00:24:22,390 --> 00:24:24,300
‫این...

436
00:24:24,350 --> 00:24:26,510
‫چیزی که ما داریم،

437
00:24:26,560 --> 00:24:28,850
‫من توی زمان خودم بهش نیاز دارم.

438
00:24:30,350 --> 00:24:32,230
‫پس دلت برام تنگ می‌شه.

439
00:24:32,270 --> 00:24:34,860
‫و وقتی دلت برام تنگ شد...

440
00:24:34,900 --> 00:24:37,230
‫برو پیش شومینه.

441
00:24:38,610 --> 00:24:41,700
‫بین تموم تغییرات،
‫اون چیزیه که برامون همیشگیه

442
00:24:41,740 --> 00:24:44,700
‫و منم مثل قبل کنارتم.

443
00:24:44,740 --> 00:24:47,580
‫دست‌هامون در طول زمان
‫به هم می‌رسن.

444
00:24:50,500 --> 00:24:53,170
‫حدس می‌زدم اینجا پیدات کنم.

445
00:24:53,210 --> 00:24:55,210
‫خوبی؟

446
00:24:56,420 --> 00:24:58,380
‫الان آره.

447
00:24:59,920 --> 00:25:02,050
‫ممنونم که مراقب جیکوب بودی.

448
00:25:02,090 --> 00:25:04,680
‫تمام این مدت ازش محافظت کردی.

449
00:25:04,720 --> 00:25:07,430
‫پشت تموم اون دروغ‌ها
‫و دغل‌کاری‌ها،

450
00:25:07,470 --> 00:25:10,980
‫گمونم ظاهراً یه قلب اونجا باشه؟

451
00:25:12,770 --> 00:25:15,190
‫شاید.

452
00:25:15,230 --> 00:25:19,440
‫ولی لطفاً به کسی نگو.
‫اعتبارم از بین میره.

453
00:25:20,480 --> 00:25:23,360
‫من... به‌زودی برمی‌گردم.

454
00:25:23,400 --> 00:25:27,830
‫هر چی نباشه الان بخشی از قلبم اینجاست.

455
00:25:28,950 --> 00:25:31,120
‫جیکوب در امانه.

456
00:25:33,120 --> 00:25:37,920
‫ولی شاید بهم اجازه بدی
‫بخشی از قلبت رو حمل کنم.

457
00:25:37,960 --> 00:25:41,260
‫همین قلبی که ادعا می‌کنی صاحبشم.

458
00:25:44,220 --> 00:25:46,510
‫و مطمئنی که می‌شه به سایرس
‫اعتماد کرد؟

459
00:25:46,550 --> 00:25:48,600
‫سایرش عاشق معامله‌ست.

460
00:25:48,640 --> 00:25:50,220
‫منم همین کار رو کردم.

461
00:25:50,260 --> 00:25:54,230
‫پس فعلاً وقت خداحافظیه.

462
00:25:54,270 --> 00:25:56,310
‫فعلاً.

463
00:26:11,660 --> 00:26:14,210
‫مامان.

464
00:26:14,250 --> 00:26:17,630
‫کت، خوبی؟
‫داره بارون میاد؟

465
00:26:17,670 --> 00:26:20,040
‫آلیس، حالت خوبه؟

466
00:26:20,090 --> 00:26:23,340
‫آره.
‫مامان، خیلی دلم برات تنگ شده بود.

467
00:26:23,380 --> 00:26:26,010
‫منم دلم برات تنگ شده بود عزیزم، بیا اینجا.

468
00:26:32,495 --> 00:26:34,495
‫هنوزم می‌تونی جیکوب رو ببینی.

469
00:26:34,520 --> 00:26:37,140
‫دریاچه تو رو می‌بره اونجا.
‫آخرش که نیست.

470
00:26:37,190 --> 00:26:39,730
‫آره، و چطوری به مامان بگم؟

471
00:26:39,770 --> 00:26:43,440
‫"بچه‌ات زنده‌ست، ولی شرمنده...
‫اون نمی‌خواد بیاد خونه."

472
00:26:43,480 --> 00:26:46,570
‫می‌دونی؟ بچه‌ها
‫تموم دنیای پدر و مادرشونن، آلیس.

473
00:26:46,610 --> 00:26:48,320
‫و امیدوارم حرفم رو باور کنی،

474
00:26:48,360 --> 00:26:51,740
‫داشتن تو
‫بهترین تصمیمی بود که تا حالا گرفتم.

475
00:26:51,780 --> 00:26:54,660
‫خب، پس لندن چی؟
‫و الیوت؟

476
00:26:54,700 --> 00:26:58,540
‫ما هنوز بچه بودیم و داشتیم با افکار بسته‌مون
‫تصمیمات بزرگی می‌گرفتیم.

477
00:26:58,580 --> 00:27:01,340
‫آره، کاش الیوت یه‌کم بیشتر به فکر من بود.

478
00:27:01,380 --> 00:27:06,090
‫اون کم‌سن بود، آلیس.
‫ولی اون بزرگ شده، درسته؟

479
00:27:06,130 --> 00:27:09,010
‫- و اون خیلی بهت اهمیت میده.
‫- گمونم.

480
00:27:10,300 --> 00:27:11,970
‫مامان...

481
00:27:12,010 --> 00:27:15,850
‫دل بهم گفت که آخر هفته‌ی لینگرمور
‫آخرین باری بوده که...

482
00:27:15,890 --> 00:27:18,940
‫با هم حرف زدین. چرا؟

483
00:27:18,980 --> 00:27:21,900
‫اگه انقدر خبر خوبی بوده، پس...

484
00:27:21,940 --> 00:27:24,570
‫چرا پایان خوشی نداشت؟

485
00:27:25,820 --> 00:27:28,200
‫تو پایان خوش من بودی، آلیس.

486
00:27:28,240 --> 00:27:31,200
‫همیشه. همیشه هم می‌مونی.

487
00:27:31,240 --> 00:27:34,040
‫درست توی همین اتاق،

488
00:27:34,080 --> 00:27:37,120
‫توی همین تختخواب، امن و امان.

489
00:27:45,630 --> 00:27:47,550
‫می‌شه لطفاً در مورد این حرف بزنیم؟

490
00:27:47,590 --> 00:27:50,010
‫من می‌دونم اون آخر هفته
‫توی لینگرمور چه اتفاقی افتاد.

491
00:27:50,050 --> 00:27:53,850
‫چرا انقدر بد تموم شد و چرا شماها
‫سعی نکردین به خاطر من حلش کنید؟

492
00:27:53,890 --> 00:27:57,350
‫- آلیس، الان وقتش نیست.
‫- خب، هیچ‌وقت وقتش نیست.

493
00:28:00,020 --> 00:28:02,150
‫شاید بهتر باشه
‫ما هم در موردش حرف بزنیم.

494
00:28:02,190 --> 00:28:04,070
‫الان دیگه چیزی واسه از دست دادن
‫وجود نداره.

495
00:28:04,110 --> 00:28:05,480
‫اوه، هیچی؟

496
00:28:05,520 --> 00:28:08,360
‫نه بعد از اینکه
‫اون قرارداد فروش رو امضا کردی.

497
00:28:10,320 --> 00:28:12,530
‫به نظرم خانواده‌ی گودوین
‫باهامون منصفانه رفتار می‌کنن.

498
00:28:12,570 --> 00:28:16,490
‫تو همیشه بیش از حد به اینکه خانواده‌ی گودوین
‫ چه فکری در موردمون می‌کنن اهمیت دادی.

499
00:28:16,540 --> 00:28:19,500
‫گیریم که اِوِلین قبول کرد اسمی ازمون نبره.

500
00:28:19,540 --> 00:28:21,080
‫تو هنوز مدیونش نیستی.

501
00:28:29,220 --> 00:28:31,510
‫مرسی که اومدی منو ببینی، اِوِلین.

502
00:28:31,550 --> 00:28:33,970
‫خب، اگه اومدی اینجا
‫که به خاطر دخترت

503
00:28:34,010 --> 00:28:36,140
‫و اون پسره آگوستین
‫تقاضای بخشش کنی،

504
00:28:36,180 --> 00:28:38,520
‫به خودت زحمت نده.
‫دارم شکایت می‌کنم.

505
00:28:38,560 --> 00:28:41,560
‫اونا فقط بچه‌ان. اشتباه کردن.

506
00:28:41,600 --> 00:28:44,150
‫این شهر مثل قبلش نیست، دل.

507
00:28:44,190 --> 00:28:46,070
‫الان دیگه اتفاقات بدی اینجا می‌افته.

508
00:28:48,860 --> 00:28:50,700
‫نه فقط الان.

509
00:28:51,900 --> 00:28:53,200
‫لطفاً شکایت نکن، اِوِلین.

510
00:28:53,240 --> 00:28:55,830
‫اونا بچه‌ان.
‫این آینده‌شون رو نابود می‌کنه.

511
00:28:55,870 --> 00:28:58,580
‫می‌دونم اصلاً مدیونم نیستی،
‫ولی این کار رو به خاطر کولتون انجام بده.

512
00:28:58,620 --> 00:29:00,540
‫پای دخترش وسطه.

513
00:29:00,580 --> 00:29:02,420
‫باشه.

514
00:29:03,540 --> 00:29:04,790
‫به خاطر کولتون.

515
00:29:06,000 --> 00:29:09,380
‫می‌دونی، هر چقدر زمان بیشتری می‌گذره

516
00:29:09,420 --> 00:29:13,590
‫بیشتر احساس امنیت می‌کنم که
‫با خاطرات توی خونه بمونم.

517
00:29:16,720 --> 00:29:21,100
‫حتماً حس خوبی داری که توسط
‫زمین‌های کولتون احاطه شدی.

518
00:29:21,140 --> 00:29:23,810
‫من بهت حسودیم می‌شه، دل.

519
00:29:25,940 --> 00:29:28,980
‫متوجهی که الان بهم مدیونی.

520
00:29:29,030 --> 00:29:31,610
‫- حالا نیست که قبلاً نبودی.
‫- هوف...

521
00:29:34,570 --> 00:29:37,200
‫- سلام.
‫- سلام.

522
00:29:37,240 --> 00:29:40,290
‫داشتم یه سری چیزها رو جمع می‌کردم.

523
00:29:41,620 --> 00:29:45,580
‫امیدوارم بتونیم یه برنامه‌ای
‫واسه بازسازی بچینیم.

524
00:29:48,340 --> 00:29:51,670
‫در مورد چیزی که گفتی فکر کردم...

525
00:29:51,710 --> 00:29:53,800
‫اینکه من مثل پدرمم.

526
00:29:53,840 --> 00:29:57,390
‫- واقعاً معذرت می‌خوام که اینو گفتم.
‫- نه، حق با تو بود.

527
00:29:58,260 --> 00:30:00,600
‫بیشتر بزرگسالیم رو صرف تلاش...

528
00:30:00,640 --> 00:30:03,230
‫برای آزاد شدن از چنگش کردم.

529
00:30:04,100 --> 00:30:06,600
‫ولی گمونم این توی خونم باشه.

530
00:30:06,650 --> 00:30:08,400
‫چه خوشم بیاد و چه نیاد.

531
00:30:09,270 --> 00:30:12,190
‫واسه همین هیچ‌وقت اینو درستش نکردم

532
00:30:12,230 --> 00:30:15,490
‫تا یادم نره که توانایی اینو داشتم که
‫مثل اون بشم.

533
00:30:16,490 --> 00:30:18,660
‫تو ویکتور نیستی.
‫تو مهربونی

534
00:30:18,700 --> 00:30:20,080
‫و اهمیت میدی.

535
00:30:20,120 --> 00:30:23,200
‫شاید بیش از حد.
‫ببین، رفیق

536
00:30:23,250 --> 00:30:25,830
‫از خدامه بمونم و واسه نوسازی کمکت کنم،

537
00:30:25,870 --> 00:30:28,290
‫ولی باید برم خونه.

538
00:30:28,330 --> 00:30:31,460
‫برگردم پیش کلیر و به زندگی عادیم برسم.

539
00:30:31,500 --> 00:30:33,090
‫می‌فهمم.

540
00:30:33,130 --> 00:30:36,340
‫به خاطر سلامت روان خودتم شده،
‫یکی رو پیدا کن این دیوار رو بریزه.

541
00:30:38,260 --> 00:30:40,390
‫می‌دونی؟ دلم واسه کولتون تنگ شده.

542
00:30:41,720 --> 00:30:44,140
‫اون پدری بود که من می‌خواستم...

543
00:30:44,180 --> 00:30:46,810
‫و نفهمیدم که دارمش.

544
00:30:46,850 --> 00:30:48,480
‫ دیدی که نسبت بهم داشت،

545
00:30:48,520 --> 00:30:50,650
‫وقتی داشتیم اون اتاقک رو می‌ساختیم،

546
00:30:50,690 --> 00:30:52,480
‫تموم چیزهایی که بهم یاد داد...

547
00:30:52,530 --> 00:30:54,570
‫هیچ‌وقت اهمیت ندادم
‫اینا رو به یاد بیارم،

548
00:30:54,610 --> 00:30:56,650
‫چون فکر می‌کردم اون همیشه اینجاست.

549
00:30:58,240 --> 00:31:00,160
‫و قصد ندارم...

550
00:31:00,200 --> 00:31:02,660
‫دوستی‌مون رو ساده بشمارم، رفیق.

551
00:31:02,700 --> 00:31:04,950
‫تو همیشه در هر شرایطی
‫کنارم بودی.

552
00:31:05,000 --> 00:31:07,120
‫اوه، الیوت.

553
00:31:07,160 --> 00:31:11,210
‫تو همیشه، همیشه برادرم می‌مونی.

554
00:31:12,130 --> 00:31:14,880
‫این هیچ‌وقت عوض نمی‌شه،
‫هیچ‌وقت.

555
00:31:20,890 --> 00:31:22,350
‫- سلام.
‫- سلام.

556
00:31:22,390 --> 00:31:24,350
‫اگه دنبال آلیس می‌گردی،
‫اون اینجا نیست.

557
00:31:24,390 --> 00:31:26,520
‫راستش خودمم مطمئن نیستم اون کجاست.

558
00:31:26,560 --> 00:31:29,730
‫راستش اومدم تو رو ببینم.
‫باید یه اعترافی بکنم.

559
00:31:29,770 --> 00:31:32,610
‫می‌خواستم از آلیس بخوام
‫که باهام به مینیاپولیس برگرده.

560
00:31:32,650 --> 00:31:35,070
‫چی؟ نباید در موردش حرف می‌زدیم؟

561
00:31:35,110 --> 00:31:36,440
‫آره، باید می‌زدیم.

562
00:31:36,490 --> 00:31:38,360
‫ولی من در دسترس نیستم، نه؟

563
00:31:38,400 --> 00:31:40,280
‫نه کت، قرار نیست این اتفاق بیفته.

564
00:31:40,320 --> 00:31:42,370
‫پیوند بین مادر و دختر،

565
00:31:42,410 --> 00:31:43,780
‫نمی‌تونم با همچین چیزی دربیفتم.

566
00:31:43,830 --> 00:31:46,540
‫کت، تو مادر فوق‌العاده‌ای هستی.
‫همیشه بودی.

567
00:31:46,580 --> 00:31:48,210
‫ممنونم.

568
00:31:48,250 --> 00:31:50,460
‫آره، واقعاً نیاز داشتم که اینو بشنوم.

569
00:31:54,710 --> 00:31:56,710
‫بذار ازت بپرسم...

570
00:31:56,760 --> 00:31:58,920
‫چرا هیچ‌وقت در مورد لندن بهم نگفتی؟

571
00:31:59,800 --> 00:32:01,550
‫ام،

572
00:32:01,590 --> 00:32:05,720
‫چون یهو اون دیگه
‫بخشی از زندگیم نبود.

573
00:32:05,770 --> 00:32:10,850
‫زندگیم درست همون‌جا
‫توی اتاق بیمارستان بود.

574
00:32:16,110 --> 00:32:18,690
‫کت! هی!

575
00:32:18,740 --> 00:32:20,450
‫اینجایی!

576
00:32:20,490 --> 00:32:22,410
‫تو... حالت خوبه!

577
00:32:22,450 --> 00:32:24,490
‫منظورم اینه، حالت خوبه؟

578
00:32:24,530 --> 00:32:26,580
‫آره، الیوت. خوب می‌شم.

579
00:32:26,620 --> 00:32:29,750
‫ببین، به نظرم باید
‫در مورد اتفاقی که افتاد حرف بزنیم...

580
00:32:29,790 --> 00:32:32,330
‫اشکال نداره. حس می‌کنم
‫واسه میلیون‌ها سال پیشه

581
00:32:32,380 --> 00:32:35,090
‫و همین الانشم
‫چی زیادی ازش یادم نمیاد، پس...

582
00:32:35,130 --> 00:32:38,050
‫می‌شه لطفاً در موردش حرف نزنیم؟

583
00:32:38,090 --> 00:32:40,470
‫و من باید برم مامان رو ببینم، پس...

584
00:32:41,590 --> 00:32:44,970
‫باشه، ام...
‫پس می‌بینمت دیگه؟

585
00:32:45,010 --> 00:32:47,100
‫ما به‌زودی می‌ریم.

586
00:32:47,140 --> 00:32:49,640
‫ولی خوب شد که دیدمت.

587
00:32:54,650 --> 00:32:55,820
‫هی، الیوت.

588
00:32:57,610 --> 00:32:59,070
‫متأسفم.

589
00:33:00,820 --> 00:33:02,240
‫خداحافظ.

590
00:33:11,660 --> 00:33:15,000
‫اوه، کاترین، عزیزم،
‫حالت چطوره؟

591
00:33:15,040 --> 00:33:17,420
‫خوشحالم از بیمارستان مرخص شدم.

592
00:33:17,460 --> 00:33:20,170
‫اوه عزیزم، بهتره...
‫بهتره برم جواب بدم.

593
00:33:20,210 --> 00:33:23,050
‫چطوره شما دوتا بیاین داخل، باشه؟

594
00:33:23,090 --> 00:33:26,100
‫ام... بمون.

595
00:33:26,140 --> 00:33:28,600
‫چطوره تو توی ماشین بمونی؟

596
00:33:28,640 --> 00:33:30,930
‫به نظرم می‌خوام این کار رو تنها انجام بدم.

597
00:33:30,980 --> 00:33:33,140
‫بعدش می‌تونیم در مورد بچه
‫به مامان بگیم.

598
00:33:33,190 --> 00:33:35,060
‫باشه. هر چی که بخوای، من همینجام.

599
00:33:35,100 --> 00:33:37,440
‫کافیه. تمومش کن دیگه!

600
00:33:37,480 --> 00:33:39,860
‫نه، تو جیکوب رو ندیدی،
‫این یه خواب بوده.

601
00:33:39,900 --> 00:33:44,110
‫و بهت که گفتم،
‫من پول ندارم مژدگانی بدم!

602
00:33:46,200 --> 00:33:48,330
‫اوه، اومدی.

603
00:33:48,370 --> 00:33:50,950
‫بذار بهت برسم،
‫برات شام درست می‌کنم.

604
00:33:51,000 --> 00:33:53,500
‫و با اِوِلین حرف زدم.

605
00:33:53,540 --> 00:33:55,500
‫لازم نیست نگران اون فاجعه باشی.

606
00:33:55,540 --> 00:33:58,000
‫اون عصبانی بود
‫ولی من تونستم آرومش کنم.

607
00:33:58,040 --> 00:34:00,960
‫اون کسیه که نگرانش بودی؟
‫اِوِلین؟

608
00:34:01,010 --> 00:34:03,220
‫نه! این منصفانه نیست.

609
00:34:03,260 --> 00:34:05,680
‫ببین، قبل از اینکه
‫دوباره دعوامون بشه،

610
00:34:05,720 --> 00:34:07,890
‫باید یه چیزی رو بهت بدم.

611
00:34:11,970 --> 00:34:13,390
‫بِرِیدی با پدر و مادرش صحبت کرد.

612
00:34:13,430 --> 00:34:15,690
‫اونا بهت پول میدن
‫که مزرعه رو نگه داری، مامان.

613
00:34:15,730 --> 00:34:17,810
‫چی... این یعنی
‫داری برمی‌گردی خونه؟

614
00:34:17,860 --> 00:34:21,780
‫چی؟ نه، نه، زندگی من با بِرِیدی
‫توی مینیاپولیسه.

615
00:34:22,610 --> 00:34:24,900
‫که این‌طور. پس نمی‌خوامش.

616
00:34:28,570 --> 00:34:31,790
‫اینجا خیلی سخته، مامان.

617
00:34:31,830 --> 00:34:33,370
‫و...

618
00:34:33,410 --> 00:34:35,160
‫و کنار اومدن با تو خیلی سخته.

619
00:34:35,210 --> 00:34:36,920
‫من؟

620
00:34:36,960 --> 00:34:38,380
‫خب، خودت چی؟

621
00:34:38,420 --> 00:34:40,290
‫خوبه.

622
00:34:40,340 --> 00:34:42,380
‫خوبه، مرسی که حرفم رو تأیید کردی.

623
00:34:42,420 --> 00:34:44,470
‫جیکوب باید اینجا می‌بود.

624
00:34:44,510 --> 00:34:47,550
‫اون باید واسه نجات مزرعه
‫مبارزه می‌کرد.

625
00:34:48,640 --> 00:34:50,890
‫باید جیکوب می‌بود.

626
00:34:56,770 --> 00:34:59,440
‫- کاترین، داری چی‌کار می‌کنی؟
‫- من یکی از یادگارهای بابا رو با خودم می‌برم،

627
00:34:59,480 --> 00:35:01,610
‫و دیگه هیچ‌وقت برنمی‌گردم اینجا.

628
00:35:01,650 --> 00:35:04,570
‫چون باید اون می‌بود.

629
00:35:06,030 --> 00:35:08,820
‫اوه... اوه، خدا... کاترین.

630
00:35:12,080 --> 00:35:14,700
‫هی. چی شد؟

631
00:35:15,540 --> 00:35:17,710
‫در مورد بچه به دل گفتی؟

632
00:35:19,960 --> 00:35:22,500
‫لیاقتش رو نداره که اونو بشناسه.

633
00:35:33,310 --> 00:35:35,390
‫- الیوت.
‫- آلیس؟

634
00:35:35,430 --> 00:35:37,440
‫دیدم چه اتفاقی افتاد.

635
00:35:37,480 --> 00:35:39,150
‫می‌دونم که مامانم هیچ‌وقت
‫برنگشت اینجا، من...

636
00:35:40,650 --> 00:35:43,270
‫واقعاً متأسفم. شماها اون روز
‫خیلی چیزها رو از دست دادین و...

637
00:35:43,320 --> 00:35:44,900
‫من می‌بخشمت، باشه؟

638
00:35:44,940 --> 00:35:48,200
‫راستش شاید نبخشی.
‫نیک اینجاست و...

639
00:35:48,240 --> 00:35:50,280
‫من می‌دونم، آلیس.

640
00:35:56,120 --> 00:36:00,420
‫گمونم واسه همین هیچ‌وقت نتونستم
‫توی فیس‌بوک پیدات کنم، هان؟

641
00:36:05,130 --> 00:36:09,050
‫قبلاً فکر می‌کردم
‫همه‌جا می‌بینمت،

642
00:36:09,090 --> 00:36:12,220
‫ولی من واقعاً همه‌جا می‌دیدمت؟

643
00:36:12,260 --> 00:36:16,720
‫نه. نه، ام... مگر اینکه
‫منظورت لینگرمور باشه،

644
00:36:16,770 --> 00:36:19,890
‫چون، آره.
‫اون من بودم.

645
00:36:19,940 --> 00:36:23,770
‫اصلاً ماسکت رو برنداشتی،
‫فرار کردی.

646
00:36:23,810 --> 00:36:26,940
‫متوجه شدم که ما خیلی
‫از هم فاصله داریم،

647
00:36:26,980 --> 00:36:29,280
‫اونم از جهات زیادی.

648
00:36:32,070 --> 00:36:33,910
‫گمونم...

649
00:36:33,950 --> 00:36:37,620
‫من فقط به این فکر کردم که
‫همه‌ی اینا چقدر واسه من سخت بوده،

650
00:36:38,910 --> 00:36:41,960
‫ولی... مطمئنم به تو هم
‫خیلی سخت گذشته، هان؟

651
00:36:43,330 --> 00:36:45,710
‫آره، یکی از سخت‌ترین کارهایی بود که
‫مجبور شدم انجام بدم.

652
00:36:45,750 --> 00:36:47,090
‫خداحافظی کردن.

653
00:36:47,130 --> 00:36:49,470
‫کاش یکی بهم می‌گفت.

654
00:36:49,510 --> 00:36:53,090
‫این باعث نمی‌شد آسون‌تر بشه.

655
00:36:53,140 --> 00:36:55,720
‫من متعلق به اونجا نبودم،

656
00:36:55,760 --> 00:36:58,640
‫و گمونم این مشکل سفر به زمان باشه.

657
00:36:58,680 --> 00:37:01,230
‫هر جا هم که هم بری،
‫سنت به اونجا نمی‌خوره.

658
00:37:02,940 --> 00:37:06,770
‫توی سال 2007 زیادی کوچیک بودم و الان
‫حس می‌کنم واسه آدم‌های اینجا زیادی پیرم.

659
00:37:06,820 --> 00:37:11,950
‫حقته که اینجا توی زمان خودت
‫یکی رو پیدا کنی.

660
00:37:11,990 --> 00:37:14,410
‫هوف... خیلی‌خب...

661
00:37:14,450 --> 00:37:17,790
‫رسماً عجیب‌ترین مکالمه‌ایه که
‫توی کل عمرم داشتم،

662
00:37:17,830 --> 00:37:19,450
‫و حس می‌کنم داره
‫عجیب و عجیب‌تر می‌شه.

663
00:37:19,500 --> 00:37:21,250
‫آره، پس... من باید برم.

664
00:37:21,290 --> 00:37:24,170
‫واقعاً از دیدن دوباره‌ات خوشحال شدم، آلیس.

665
00:37:27,090 --> 00:37:30,590
‫نیک؟ اون شب توی خلیج،

666
00:37:30,630 --> 00:37:32,630
‫من همه رو طبق همون سنجیدم.

667
00:37:32,680 --> 00:37:35,890
‫پس خیلیه هم چیز افتضاحی نبوده.

668
00:37:47,610 --> 00:37:49,360
‫- امضا کردی؟
‫- آره.

669
00:37:50,900 --> 00:37:53,240
‫این الان دیگه زمین گودوینه.

670
00:37:53,280 --> 00:37:56,950
‫مادربزرگ، من می‌دونم چی باعث جدایی
‫تو و مامان شد.

671
00:37:56,990 --> 00:37:59,160
‫مامانت بهت گفت.

672
00:37:59,200 --> 00:38:02,870
‫نه، نگفت.
‫نه از قصد.

673
00:38:02,910 --> 00:38:05,750
‫تمام اون حرف‌هایی که سال‌ها پیش...

674
00:38:05,790 --> 00:38:08,090
‫به مادرت زدم...

675
00:38:09,130 --> 00:38:11,340
‫ازشون منظوری نداشتم.

676
00:38:11,380 --> 00:38:15,050
‫ولی اون موقع زمین رو نفروختی. چرا؟

677
00:38:15,090 --> 00:38:18,720
‫واسی آلیسی حفظش کردم که ندیده بودمش.

678
00:38:20,010 --> 00:38:24,350
‫می‌خوام بدونی که من
‫تموم تلاشم رو کردم

679
00:38:24,390 --> 00:38:26,560
‫که این زمین رو نگه دارم.

680
00:38:26,600 --> 00:38:30,780
‫ولی ما همیشه این خونه رو داریم،

681
00:38:30,820 --> 00:38:33,360
‫این تاریخ

682
00:38:33,400 --> 00:38:35,400
‫و همدیگه رو داریم.

683
00:38:38,740 --> 00:38:41,620
‫جیکوب کمکم کرد اینو به یاد بیارم.

684
00:38:41,660 --> 00:38:45,000
‫زمین میره و میاد.

685
00:38:48,170 --> 00:38:50,800
‫خانواده‌ست که همیشگیه.

686
00:38:53,590 --> 00:38:56,180
‫پس نیک رفت، هان؟

687
00:38:56,220 --> 00:38:58,470
‫بعد از تجدید دیدارش با آلیس
‫فلنگ رو بست.

688
00:38:58,510 --> 00:39:02,810
‫و تو اونجا بودی که روی این ملاقات
‫نظارت کنی، درسته؟

689
00:39:02,850 --> 00:39:05,690
‫اوه، آره. منظره خوبی
‫از پله‌ها داشتم.

690
00:39:05,730 --> 00:39:08,020
‫اوه، عالیه. ممنونم.

691
00:39:12,980 --> 00:39:15,320
‫خواستم باهات برم لندن.

692
00:39:15,360 --> 00:39:18,200
‫چیز زیادی از اون شب یادم نمیاد،

693
00:39:18,240 --> 00:39:21,580
‫ولی روی پله‌ها که بودم،
‫دیدمت الیوت

694
00:39:21,620 --> 00:39:25,620
‫و یه کوچولو عاشق شدم.

695
00:39:25,660 --> 00:39:28,420
‫و متأسفم که بعدش خیلی رفتارم سرد شد،

696
00:39:28,460 --> 00:39:31,710
‫من ترسیده بودم و معذب بودم

697
00:39:31,750 --> 00:39:33,710
‫و بچه‌ی احمقی بیش نبودم.

698
00:39:33,750 --> 00:39:36,550
‫بچه‌ی احمقی که واقعاً می‌خواست
‫باهام فرار کنه، هان؟

699
00:39:36,590 --> 00:39:38,180
‫آره.

700
00:39:39,300 --> 00:39:42,560
‫ولی مثل بوسه‌ی اون شب

701
00:39:42,600 --> 00:39:45,850
‫قبل از اینکه شروع بشه تموم شد.

702
00:39:46,560 --> 00:39:48,940
‫منظورم اون بوسه بود، کت.

703
00:39:48,980 --> 00:39:52,270
‫ولی می‌خوام هم‌نظر باشیم.
‫دیگه راز بی راز.

704
00:39:52,310 --> 00:39:54,320
‫پس...

705
00:39:55,780 --> 00:39:57,320
‫این مال توئه.

706
00:39:58,650 --> 00:40:02,160
‫از این حرکتت ممنونم،
‫جدی می‌گم.

707
00:40:03,240 --> 00:40:05,040
‫ولی من می‌دونم
‫داستان چطوری تموم می‌شه.

708
00:40:06,330 --> 00:40:08,750
‫مامان زمین رو فروخت

709
00:40:08,790 --> 00:40:10,960
‫و جیکوب نمیاد خونه.

710
00:40:11,000 --> 00:40:12,960
‫واقعاً متأسفم، کت.

711
00:40:13,000 --> 00:40:15,800
‫- سعی کردم سوزانا رو برگردونم.
‫- چی؟

712
00:40:15,840 --> 00:40:18,800
‫با خودم گفتم اگه فین تونسته
‫با یه لندری سفر کنه،

713
00:40:18,840 --> 00:40:21,390
‫پس شاید یه انسان هم بتونه.

714
00:40:21,430 --> 00:40:23,180
‫این... احمقانه‌ست.

715
00:40:23,220 --> 00:40:24,680
‫آره.

716
00:40:24,720 --> 00:40:26,770
‫احمقانه‌ست.

717
00:40:26,810 --> 00:40:29,770
‫ریتا کلی داستان جادوگر سفیدپوش رو
‫آب و تاب داده، هان؟

718
00:40:29,810 --> 00:40:32,360
‫اون‌جوری که نیک می‌گفت، ما بهترین قسمت تور
‫فانوس دریایی رو از دست دادیم.

719
00:40:32,400 --> 00:40:34,900
‫مثل اینکه ریتا زنجیر پلاستیکی آورده بود

720
00:40:34,940 --> 00:40:37,150
‫و اونا رو به همدیگه می‌زده
‫و وانمود می‌کرده که روحه.

721
00:40:37,190 --> 00:40:41,160
‫آره، می‌گفتن فانوس دریایی توسط روحِ...

722
00:40:41,200 --> 00:40:44,410
‫یه مجرم فراری تسخیر شده

723
00:40:44,450 --> 00:40:48,830
‫که حین جنگ سال 1812 به خاطر قاچاق
‫دستگیر شده بود

724
00:40:48,870 --> 00:40:52,710
‫و اون توسط سربازهای بریتانیایی...

725
00:40:52,750 --> 00:40:57,090
‫اعدام شد.

726
00:40:58,130 --> 00:41:00,800
‫- وای خدای من.
‫- چیه؟

727
00:41:04,220 --> 00:41:06,180
‫کت، باهام حرف بزن.
‫چی شده؟

728
00:41:06,220 --> 00:41:08,720
‫داستان روح همیشه در مورد زدن زنجیرها
‫به هم بوده، اینکه چیز جدیدی نیست.

729
00:41:08,770 --> 00:41:11,940
‫اگه زنجیر نبودن چی، الیوت؟
‫اگه سکه بودن چی؟

730
00:41:11,980 --> 00:41:14,190
‫فقط باید مطمئن بشم که اسم توماس
‫اینجا نیست.

731
00:41:14,230 --> 00:41:15,610
‫توماس؟

732
00:41:19,530 --> 00:41:21,900
‫وای خدا.

733
00:41:21,950 --> 00:41:23,780
‫کت، کت، بمون.

734
00:41:23,820 --> 00:41:25,910
‫می‌دونی که نمی‌تونی جلوی
‫این اتفاق رو بگیری، درسته؟

735
00:41:25,950 --> 00:41:28,080
‫ولی حداقل می‌تونم خداحافظی کنم.

736
00:41:28,090 --> 00:41:35,090
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده