1
00:00:03,390 --> 00:00:05,100
‫آنچه در "راه بازگشت به خانه" گذشت...

2
00:00:05,150 --> 00:00:07,400
‫- باهام بیا خونه.
‫- من برنمی‌گردم خونه.

3
00:00:07,440 --> 00:00:09,900
‫- اینجا الان زمین گودوینه.
‫- معذرت می‌خوام.

4
00:00:11,070 --> 00:00:12,360
‫باید جیکوب می‌بود.

5
00:00:12,400 --> 00:00:13,900
‫در مورد بچه به دل گفتی؟

6
00:00:13,950 --> 00:00:15,530
‫لیاقتش رو نداره که اونو بشناسه.

7
00:00:15,570 --> 00:00:17,700
‫من نتونستم با مرگ کولتون

8
00:00:17,740 --> 00:00:19,490
‫- و اینکه تو توش دخیل بودی کنار بیام.
‫- فقط باید مطمئن بشم که...

9
00:00:19,540 --> 00:00:20,790
‫اسم توماس اینجا نیست.

10
00:00:20,830 --> 00:00:22,000
‫می‌دونی که نمی‌تونی
‫جلوی این اتفاق رو بگیری.

11
00:00:22,040 --> 00:00:23,710
‫ولی حداقل می‌تونم خداحافظی کنم.

12
00:00:34,010 --> 00:00:36,390
‫توماس! خدا رو شکر.

13
00:00:36,430 --> 00:00:37,720
‫کاترین؟

14
00:00:37,760 --> 00:00:39,180
‫نباید الان اینجا باشی.
‫باید بری.

15
00:00:39,220 --> 00:00:42,390
‫نه، گوش کن ببین چی می‌گم. بریتانیایی‌ها.
‫اونا می‌خوان تو رو بکشن.

16
00:00:42,430 --> 00:00:43,930
‫سربازها منو نمی‌کُشن، کت.

17
00:00:43,980 --> 00:00:45,730
‫نه، توماس. این توی اسناد جنگ هست.

18
00:00:45,770 --> 00:00:48,310
‫شاید، ولی کسی که ماشه رو می‌کشه...

19
00:00:48,360 --> 00:00:49,820
‫- سایرس گودوینه.
‫- نه.

20
00:00:49,860 --> 00:00:51,940
‫- تو باهاش معامله کردی!
‫- گودوین هیچ‌وقت نمی‌ذاشت...

21
00:00:51,980 --> 00:00:53,610
‫جیکوب زنده بمونه.

22
00:00:53,650 --> 00:00:55,700
‫من و برادرت از خیلی جهات
‫بهش بدی کردیم.

23
00:00:55,740 --> 00:00:57,780
‫بنابراین من خودم رو برای معامله پیشکش کردم

24
00:00:57,820 --> 00:00:59,910
‫- و سایرس با خوشحالی قبول کرد...
‫- نه. نه!

25
00:00:59,950 --> 00:01:01,290
‫می‌تونی فرار کنی.

26
00:01:01,330 --> 00:01:03,290
‫کاترین، اگه من فرار کنم
‫جیکوب می‌میره.

27
00:01:03,700 --> 00:01:06,870
‫من توی این قضیه بی‌گناه نیستم.
‫من نقش خودم رو بازی کردم.

28
00:01:06,920 --> 00:01:08,630
‫- نه.
‫- و باید واسه آخرین بار...

29
00:01:08,670 --> 00:01:09,920
‫یه اعترافی بهت بکنم.

30
00:01:09,960 --> 00:01:12,210
‫قصد نداشتم کنار دریاچه بهت شلیک کنم.

31
00:01:12,250 --> 00:01:14,420
‫- خدای من، اون مهم نیست.
‫- چرا، چرا هست.

32
00:01:14,460 --> 00:01:15,720
‫- نه.
‫- باید اینو بدونی که...

33
00:01:15,760 --> 00:01:17,340
‫من سایرس رو هدف گرفته بودم.

34
00:01:18,300 --> 00:01:19,850
‫اون روز توی جنگل تنها بود

35
00:01:19,890 --> 00:01:21,600
‫- و من اونو هدف قرار داده بودم.
‫- وایسا ببینم.

36
00:01:21,640 --> 00:01:23,930
‫اگه اونو می‌کُشتی،

37
00:01:23,970 --> 00:01:26,100
‫دیگه جیکوب و سوزانا در امان بودن.

38
00:01:26,140 --> 00:01:27,770
‫تو در امان بودی.

39
00:01:27,810 --> 00:01:29,690
‫خدای من، همه‌ی اینا تقصیر منه.

40
00:01:29,730 --> 00:01:31,610
‫نه! نه، کت.

41
00:01:31,650 --> 00:01:35,360
‫من هیچ‌وقت واسه اومدنت به زندگیم
‫سرزنشت نمی‌کنم.

42
00:01:35,400 --> 00:01:36,780
‫هیچ‌وقت.

43
00:01:36,820 --> 00:01:38,780
‫می‌بینمش! بگیرینش!

44
00:01:38,820 --> 00:01:40,740
‫ولی کاترین، الان باید بری.

45
00:01:40,780 --> 00:01:43,290
‫- من نمیرم.
‫- همون‌طور که قبلاً ازت خواستم،

46
00:01:43,330 --> 00:01:46,330
‫بهم اجازه میدی بخشی از
‫قلبت رو در قلبم داشته باشم؟

47
00:01:47,500 --> 00:01:49,920
‫پس لطفاً بخشی از منو
‫همراه خودت داشته باش.

48
00:01:49,960 --> 00:01:52,250
‫- نه.
‫- چیزی که باهاش منو به یاد بیاری.

49
00:01:53,670 --> 00:01:55,760
‫خواهش می‌کنم نکن... خواهش می‌کنم...

50
00:02:04,770 --> 00:02:06,850
‫نه، خواهش می‌کنم...

51
00:02:06,890 --> 00:02:09,140
‫- کاترین، دیگه باید بری!
‫- نه...

52
00:02:10,060 --> 00:02:11,480
‫کت، برو! فرار کن!

53
00:02:11,520 --> 00:02:13,860
‫و هر کاری که می‌کنی،
‫فقط پشت سرت رو نگاه نکن. برو!

54
00:02:13,884 --> 00:02:20,884
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

55
00:02:56,440 --> 00:02:58,070
‫از منظره لذت می‌بری؟

56
00:02:58,110 --> 00:03:00,530
‫شاید بهم اجازه بدی که بخشی از

57
00:03:00,570 --> 00:03:02,030
‫قلبت رو در قلبم داشته باشم.

58
00:03:02,070 --> 00:03:04,030
‫کت، برو! فرار کن!
‫و هر کاری که می‌کنی،

59
00:03:04,070 --> 00:03:05,240
‫به پشت سرت نگاه نکن.

60
00:03:06,080 --> 00:03:07,330
‫برو!

61
00:03:34,440 --> 00:03:35,900
‫اومدی.

62
00:03:38,780 --> 00:03:41,570
‫من کل صبح رو اینجا بودم.

63
00:03:41,610 --> 00:03:43,160
‫که یعنی بارها فنجون قهوه‌ام رو پر کردم.

64
00:03:43,200 --> 00:03:45,620
‫مانیکا چپکی نگاهم کرد،

65
00:03:45,660 --> 00:03:47,490
‫واسه همین کاملاً مطمئنم که
‫دیگه زیاد نمی‌تونم بیام اینجا،

66
00:03:47,530 --> 00:03:49,040
‫ولی می‌دونی چیه؟
‫حاضرم اینو...

67
00:03:49,080 --> 00:03:51,250
‫- به جون بخرم.
‫- لازم به این کار نیست.

68
00:03:51,290 --> 00:03:53,670
‫ما اصلاً همدیگه رو نمی‌شناسیم.
‫

69
00:03:53,710 --> 00:03:55,630
‫حق داری.
‫گمونم نگران بودم که اگه

70
00:03:55,670 --> 00:03:58,170
‫کامل با همدیگه آشنا بشیم،

71
00:03:58,210 --> 00:04:00,130
‫تو دیگه نخوای...

72
00:04:00,170 --> 00:04:01,880
‫منو بشناسی.

73
00:04:01,920 --> 00:04:04,180
‫خب، گمونم بهتر بود که خودم
‫توی این مورد حق انتخاب داشته باشم.

74
00:04:04,220 --> 00:04:07,010
‫هی. سفارش دادی یا...

75
00:04:07,050 --> 00:04:08,930
‫سلام، کیسی.
‫برگشتی شهر.

76
00:04:08,970 --> 00:04:10,640
‫آره. پیش بابامم.

77
00:04:10,680 --> 00:04:12,520
‫می‌بینمت، آلیس.

78
00:04:13,890 --> 00:04:16,520
‫- چیزی برات بیارم؟
‫- نه، فقط اومدم یه سلامی بگم،

79
00:04:16,560 --> 00:04:18,190
‫پس... سلام!

80
00:04:18,230 --> 00:04:21,990
‫سلام... آره، گمونم قراره زیاد...

81
00:04:22,030 --> 00:04:23,740
‫همدیگه رو ببینیم، درسته؟

82
00:04:23,780 --> 00:04:26,450
‫حالا که بابات
‫زمین‌مون رو خریده و این حرف‌ها.

83
00:04:27,410 --> 00:04:28,910
‫هی، فقط...

84
00:04:28,950 --> 00:04:30,910
‫می‌شه بهم قول بدی که
‫خوب ازش مراقبت کنی؟

85
00:04:30,950 --> 00:04:34,620
‫درسته، آره. قول میدم.

86
00:04:34,670 --> 00:04:36,880
‫ولی ام... راستش من باید برم،

87
00:04:36,920 --> 00:04:39,500
‫پس... بعداً می‌بینمت؟

88
00:04:40,170 --> 00:04:41,420
‫آره.

89
00:04:42,970 --> 00:04:44,130
‫- سلام.
‫- سلام.

90
00:04:44,170 --> 00:04:45,880
‫اوضاع خونه اصلاً خوب نیست.

91
00:04:45,930 --> 00:04:48,180
‫باشه. خب بعد از شیفتت
‫در موردش صحبت کنیم.

92
00:04:48,760 --> 00:04:51,060
‫یا می‌تونیم الان صحبت کنیم.

93
00:04:57,020 --> 00:04:58,860
‫"طوفان" خوب به نظر می‌رسه.

94
00:04:59,860 --> 00:05:01,570
‫مشخصه داری کارت رو
‫خوب انجام میدی.

95
00:05:01,610 --> 00:05:02,940
‫اگه اومدی اینجا که ببریش...

96
00:05:02,990 --> 00:05:05,070
‫نه. نه، البته که نه.

97
00:05:05,650 --> 00:05:07,700
‫اون دیگه متعلق به توئه.

98
00:05:07,740 --> 00:05:09,200
‫واسه همین به فکر اینم که
‫یکی دیگه بخرم.

99
00:05:09,240 --> 00:05:11,080
‫به نظرت این فکر خوبیه؟

100
00:05:11,120 --> 00:05:12,830
‫از پس این یکی برنیومدی.

101
00:05:12,870 --> 00:05:14,790
‫حق داری. ولی با خودم فکر کردم شاید...

102
00:05:14,830 --> 00:05:16,160
‫اگه تو بهم کمک کنی یکی رو انتخاب کنم...

103
00:05:16,210 --> 00:05:18,000
‫تو نیازی به کمک من نداری.

104
00:05:18,040 --> 00:05:21,500
‫تو "طوفان" رو انتخاب کردی
‫و اون حرف نداره.

105
00:05:21,550 --> 00:05:24,380
‫خیلی‎خب. گفتم بپرسم.

106
00:05:26,630 --> 00:05:28,300
‫می‌دونی، به اینم فکر کردم که بهتره...

107
00:05:28,340 --> 00:05:30,260
‫این بی‌محلی رو تمومش کنیم،

108
00:05:30,300 --> 00:05:31,560
‫ولی...

109
00:05:32,350 --> 00:05:33,930
‫ولی اشکالی نداره.

110
00:05:35,930 --> 00:05:37,980
‫هی، من...

111
00:05:38,020 --> 00:05:41,270
‫برگه‌ها رو امضا کردم.
‫برگه‌های قرارداد با گودوین. واسه زمین.

112
00:05:42,940 --> 00:05:44,570
‫فکر کنم خوشحالم.

113
00:05:44,610 --> 00:05:46,530
‫از اینکه خوشحالی خوشحالم، دل.

114
00:05:54,540 --> 00:05:57,210
‫وجود من باعث شد بیست سال...

115
00:05:57,250 --> 00:05:58,870
‫بین مامانم و دل بحث باشه.

116
00:05:58,920 --> 00:06:00,210
‫واسه همین دریاچه
‫هی منو به اونجا می‌فرسته؟

117
00:06:00,250 --> 00:06:01,960
‫که ببینم دلیل اینکه مامان دیگه هیچ‌وقت

118
00:06:02,000 --> 00:06:03,880
‫با دل حرف نزد
‫و نیومد خونه من بودم؟

119
00:06:03,920 --> 00:06:05,760
‫گوش کن...

120
00:06:05,800 --> 00:06:07,930
‫شاید تا قبل از اینکه تو
‫بیای اینجا

121
00:06:07,970 --> 00:06:09,550
‫کت با دل حرف نزده باشه،
‫ولی به این معنی نیست که...

122
00:06:09,590 --> 00:06:11,090
‫مامانت برنگشت.

123
00:06:11,140 --> 00:06:14,180
‫یا اینکه تو...
‫می‌دونی... تو هم برگشتی.

124
00:06:14,220 --> 00:06:16,560
‫کِی؟
‫دفتر ثبت وقایع رو داری دیگه؟

125
00:06:16,600 --> 00:06:19,020
‫آره. فقط دارم می‌گم که
‫واسه فهمیدن جزئیات...

126
00:06:19,060 --> 00:06:20,440
‫نیاز نیست خیلی منتظر بمونی.

127
00:06:21,650 --> 00:06:23,270
‫الیوت؟

128
00:06:24,570 --> 00:06:26,030
‫- سلام.
‫- آلیس؟

129
00:06:26,070 --> 00:06:28,200
‫- هیچ‌کس توی مزرعه نیست.
‫- یه سال گذشته.

130
00:06:28,240 --> 00:06:31,450
‫وایسا... چی؟ یه سال؟
‫فوری سال 2008 شد...

131
00:06:31,490 --> 00:06:33,080
‫چه خبر شده؟

132
00:06:33,120 --> 00:06:36,160
‫خب، من تازه دانشسرا رو تموم کردم،

133
00:06:36,200 --> 00:06:37,910
‫واسه همین...

134
00:06:37,960 --> 00:06:39,620
‫دلیلی نداره اینجا بمونم.

135
00:06:40,080 --> 00:06:41,500
‫دارم میرم، آلیس.

136
00:06:41,540 --> 00:06:43,750
‫کت می‌دونه؟ یا دل؟

137
00:06:43,790 --> 00:06:47,260
‫بعد از فاجعه‌ی لینگرمور...

138
00:06:48,130 --> 00:06:51,340
‫دیگه با کت حرف نزدم.
‫و دل هم رفته. اون...

139
00:06:51,390 --> 00:06:54,300
‫- رفته؟
‫- آره. چند هفته‌ای رو برگشته به خونه‌اش...

140
00:06:54,350 --> 00:06:56,470
‫در کارولینای شمالی،

141
00:06:56,520 --> 00:07:00,350
‫و اونم بعد از لینگرمور
‫با کت حرف نزده.

142
00:07:01,440 --> 00:07:02,980
‫پس...

143
00:07:03,690 --> 00:07:05,150
‫نمی‌دونم.

144
00:07:05,190 --> 00:07:07,900
‫شاید دریاچه تو رو آورده اینجا که بتونیم...

145
00:07:07,940 --> 00:07:09,990
‫از دل هم دربیاریم و...

146
00:07:10,030 --> 00:07:11,280
‫درست حسابی خداحافظی کنیم.

147
00:07:11,320 --> 00:07:13,820
‫نه. نه! باید...
‫باید بیشتر از این حرف‌ها باشه.

148
00:07:13,870 --> 00:07:15,410
‫سعی می‌کنم این حرفت رو
‫به خودم نگیرم.

149
00:07:15,450 --> 00:07:17,580
‫الیوت، خونه‌ای؟

150
00:07:17,620 --> 00:07:19,120
‫کت...

151
00:07:19,160 --> 00:07:21,540
‫ولش کن، حق با تو بود.
‫باید قایم بشی.

152
00:07:21,580 --> 00:07:23,710
‫می‌شه بیام داخل؟ دارم یخ می‌زنم.

153
00:07:23,750 --> 00:07:25,290
‫- سلام.
‫- سلام.

154
00:07:25,340 --> 00:07:27,460
‫- اینجا چی‌کار می‌کنی؟
‫- اشکالی که نداره؟

155
00:07:27,500 --> 00:07:31,170
‫نه، نه، اصلاً.
‫بیا، بشین.

156
00:07:32,550 --> 00:07:34,180
‫چایی درست می‌کنم.

157
00:07:39,680 --> 00:07:41,390
‫بابت چایی ممنونم.

158
00:07:42,520 --> 00:07:44,060
‫اتفاق افتاد.

159
00:07:46,440 --> 00:07:48,030
‫حکم توماس اجرا شد.

160
00:07:49,860 --> 00:07:52,110
‫ولی نه توسط سربازها.
‫کار سایرس بود.

161
00:07:52,950 --> 00:07:54,870
‫به خاطرِ... جیکوب.

162
00:07:54,910 --> 00:07:58,790
‫و... شایدم من.

163
00:07:59,700 --> 00:08:01,750
‫ولی تونستم باهاش حرف بزنم.

164
00:08:01,790 --> 00:08:04,420
‫می‌دونی، واسه آخرین بار
‫باهاش خداحافظی کردم.

165
00:08:05,670 --> 00:08:07,540
‫خوبه.

166
00:08:07,590 --> 00:08:09,880
‫توماس، اون...

167
00:08:09,920 --> 00:08:11,550
‫اون اینا رو بهم داد.

168
00:08:12,800 --> 00:08:14,430
‫ام...

169
00:08:15,390 --> 00:08:17,260
‫وااای.

170
00:08:17,300 --> 00:08:19,260
‫ اینا واسه سال 1800 هست؟

171
00:08:19,310 --> 00:08:22,230
‫می‌شه یه عکس ازشون بگیرم؟

172
00:08:23,770 --> 00:08:26,400
‫آره، موضوع سکه‌ها نیستن، الیوت.

173
00:08:27,060 --> 00:08:30,530
‫شرمنده. در مورد توماسه.

174
00:08:31,740 --> 00:08:33,700
‫حتی بیشتر متأسفم که
‫تو شاهد تموم اینا بودی.

175
00:08:33,740 --> 00:08:36,070
‫خب، حق با تو بود.
‫منظورم حرفیه که زدی.

176
00:08:37,740 --> 00:08:39,540
‫من سعی کردم...

177
00:08:40,620 --> 00:08:42,540
‫واقعاً سعی کردم اوضاع رو درست کنم،

178
00:08:43,500 --> 00:08:45,580
‫ولی عاقبت خرابشون کردم.

179
00:08:52,340 --> 00:08:55,840
‫می‌دونم، مدت زیادی گذشته.
‫من...

180
00:08:56,840 --> 00:09:00,430
‫در مورد چیزی که اون شب
‫توی لینگرمور گفتم خجالت‌زده بودم

181
00:09:00,470 --> 00:09:03,810
‫و بعدش... خیلی باهات بدرفتاری کردم.

182
00:09:05,350 --> 00:09:08,230
‫هر روزی که تماس نمی‌گرفتم
‫فقط بدترش می‌کرد، ولی...

183
00:09:08,270 --> 00:09:12,570
‫می‌خوام اوضاع رو با تو
‫و مامانم درست کنم، الیوت.

184
00:09:12,610 --> 00:09:14,150
‫خب...

185
00:09:14,190 --> 00:09:18,200
‫دل یه چند هفته‌ای بیرون از شهره.

186
00:09:18,240 --> 00:09:21,120
‫و من خودمم قراره به‌زودی برم.

187
00:09:21,830 --> 00:09:23,660
‫درست زمانی که به جفت‌تون نیاز دارم.

188
00:09:23,700 --> 00:09:26,830
‫خب، متأسفم که پورت هیون
‫زمان رو متوقف نمی‌کنه...

189
00:09:26,870 --> 00:09:28,880
‫تا کاترین لندری

190
00:09:28,920 --> 00:09:30,590
‫تصمیم بگیره که می‌خواد برگرده.

191
00:09:30,630 --> 00:09:32,050
‫می‌دونی...

192
00:09:32,090 --> 00:09:33,840
‫ما هم زندگی خودمون رو داریم.

193
00:09:33,880 --> 00:09:35,220
‫اینو می‌دونم.

194
00:09:35,260 --> 00:09:37,380
‫حالا که حرف از زندگی شد...

195
00:09:38,970 --> 00:09:41,850
‫اوضاع تو چطوره؟ بچه چطوره؟

196
00:09:41,890 --> 00:09:45,850
‫اون خیلی خوبه.
‫و خوشگله. ببین.

197
00:09:47,140 --> 00:09:48,770
‫الان پنج ماهشه.

198
00:09:51,820 --> 00:09:54,280
‫اووه.

199
00:09:54,320 --> 00:09:56,950
‫آلیس رو ببین.
‫ممنونم. اون خوشگله.

200
00:09:56,990 --> 00:09:59,620
‫پس چرا با خودت نیاوردیش؟

201
00:09:59,660 --> 00:10:01,950
‫اگه می‌خوای از دل مامانت دربیاری،

202
00:10:01,990 --> 00:10:03,740
‫آلیس قال قضیه رو می‌کنه.

203
00:10:03,790 --> 00:10:07,580
‫با اینکه آلیس همه‌چی‌تمومه،

204
00:10:07,620 --> 00:10:09,370
‫نیاز داشتم یه هوایی به سرم بخوره.

205
00:10:10,500 --> 00:10:14,760
‫بِرِیدی پدر فوق‌العاده‌ایه، ولی...

206
00:10:14,800 --> 00:10:17,090
‫شاید زیادی فوق‌العاده‌ست؟

207
00:10:17,130 --> 00:10:19,380
‫فقط حس می‌کنم
‫نمی‌تونم هیچ کاری رو درست انجام بدم.

208
00:10:19,430 --> 00:10:22,640
‫دیگه نمی‌دونم کی هستم، الیوت.

209
00:10:23,720 --> 00:10:25,720
‫حرفه‌ی شغلیم مشخص نیست.

210
00:10:25,770 --> 00:10:30,560
‫کل روز رو توی خونه تنهام
‫و حس می‌کنم...

211
00:10:30,600 --> 00:10:31,810
‫گیر افتادم.

212
00:10:32,440 --> 00:10:34,480
‫من توی مادر بودن
‫خودم رو گم کردم

213
00:10:34,530 --> 00:10:38,030
‫و به نظرم این باعث شده
‫مادر افتضاحی باشم.

214
00:10:38,070 --> 00:10:40,200
‫گوش کن، کت.

215
00:10:41,070 --> 00:10:44,700
‫تو مادر خارق‌العاده‌ای می‌شی.

216
00:10:46,200 --> 00:10:48,500
‫و قراره دختر شگفت‌انگیزی رو بزرگ کنی

217
00:10:48,540 --> 00:10:51,960
‫که عشقش به تو قابل وصف نیست.

218
00:10:52,710 --> 00:10:57,800
‫و وقتی بزرگ بشه
‫نه تنها دخترته، بلکه...

219
00:10:57,840 --> 00:10:59,420
‫بهترین دوستته.

220
00:11:00,550 --> 00:11:03,890
‫- چطور می‌تونی انقدر مطمئن باشی؟
‫- هستم دیگه.

221
00:11:05,060 --> 00:11:08,680
‫دارم سعی می‌کنم، الیوت.
‫جدی دارم سعی می‌کنم.

222
00:11:08,730 --> 00:11:09,980
‫گوش کن.

223
00:11:10,560 --> 00:11:14,310
‫آلیس و بِرِیدی بهت نیاز دارن.

224
00:11:15,480 --> 00:11:18,900
‫می‌دونم. حق با توئه.
‫ممنونم.

225
00:11:18,924 --> 00:11:20,924
ا‌را‌‌ئه‌ا‌ی ا‌ز وب‌‌‌گا‌‌ه ب‍ا‌‌م‍ا‌‌ب‍ی‍ن

226
00:11:26,200 --> 00:11:28,200
‫از دیدنت خوشحال شدم، کت.

227
00:11:29,000 --> 00:11:31,160
‫هی، الیوت.

228
00:11:31,210 --> 00:11:33,080
‫خواستم اینو به مامان بدم.

229
00:11:33,130 --> 00:11:35,540
‫ولی می‌شه لطفاً مطمئن بشی که
‫این به دستش می‌رسه؟

230
00:11:35,590 --> 00:11:37,840
‫بلیت هواپیماست.
‫به مینیاپولیس.

231
00:11:37,880 --> 00:11:39,260
‫می‌تونه هر زمانی که بخواد ازش استفاده کنه.

232
00:11:39,300 --> 00:11:42,220
‫و، ام... همین.

233
00:11:44,430 --> 00:11:47,680
‫می‌خوام مامانم برگرده، الیوت.

234
00:11:47,720 --> 00:11:49,980
‫می‌خوام آلیس رو بشناسه.

235
00:11:50,020 --> 00:11:54,310
‫از خدامه کت، ولی...
‫اون موقع من اینجا نیستم که اینو بهش بدم.

236
00:11:57,360 --> 00:12:01,360
‫خب. کت لندری، چطوری؟

237
00:12:01,400 --> 00:12:04,950
‫خوبم. راستش داشتم می‌رفتم.

238
00:12:04,990 --> 00:12:08,040
‫ام... ولی ویکتور...

239
00:12:08,080 --> 00:12:09,870
‫می‌شه یه لطف بزرگی در حقم بکنی؟

240
00:12:09,910 --> 00:12:12,210
‫البته، همیشه.
‫هر چیزی که بخوای انجام میدم.

241
00:12:12,750 --> 00:12:15,920
‫می‌شه لطفاً اینو به مامانم بدی؟
‫وقتی اومد خونه.

242
00:12:15,960 --> 00:12:17,590
‫باعث افتخارمه.

243
00:12:21,050 --> 00:12:24,380
‫خداحافظ، الیوت.
‫ممنونم.

244
00:12:33,270 --> 00:12:37,440
‫باز یه لندری ازمون می‌خواد
‫که یه لطفی در حقش بکنیم، هان؟

245
00:12:38,730 --> 00:12:40,280
‫توهین‌آمیزه.

246
00:12:44,280 --> 00:12:46,370
‫دیدم بار و بندیلت رو توی ماشین گذاشتی.

247
00:12:46,410 --> 00:12:48,160
‫می‌خواستی بهم بگی که
‫امروز قراره بری

248
00:12:48,200 --> 00:12:50,950
‫یا اینکه خواستی جیم بزنی؟

249
00:12:52,290 --> 00:12:54,080
‫پول جمع کردی که از شهر بری
‫و حالا واسه من...

250
00:12:54,120 --> 00:12:55,920
‫کسی شدی، هان؟

251
00:12:55,960 --> 00:12:58,920
‫حدس بزن چی؟
‫تو هیچ‌وقت از اینجا فرار نمی‌کنی.

252
00:13:00,130 --> 00:13:01,960
‫این توی خونته.

253
00:13:02,840 --> 00:13:04,050
‫خواهی دید.

254
00:13:24,320 --> 00:13:27,660
‫خداحافظ، الیوت.
‫به‌زودی می‌بینمت.

255
00:13:38,170 --> 00:13:40,590
‫تصمیم گرفتم توی زمین‌ها قدم بزنم.

256
00:13:40,630 --> 00:13:42,000
‫باورش سخته که دیگه...

257
00:13:42,050 --> 00:13:43,130
‫مال ما نیستن.

258
00:13:43,170 --> 00:13:44,590
‫نمی‌تونم قرارداد رو فسخ کنم.

259
00:13:44,630 --> 00:13:46,550
‫بِرِیدی می‌گه اون قرارداد قطعیه.

260
00:13:46,590 --> 00:13:48,590
‫پس واقعاً دودل شدی.

261
00:13:48,640 --> 00:13:51,010
‫البته که شدم.
‫فکر می‌کنی می‌خوام این اتفاق بیفته؟

262
00:13:51,050 --> 00:13:54,430
‫به خاطر فروش پشیمون می‌شی، مامان.
‫از من گفتن بود.

263
00:13:54,470 --> 00:13:56,390
‫اگه وام می‌گرفتیم چی؟

264
00:13:56,440 --> 00:14:01,190
‫نه. این کار رو با کول و پدرم کردم.

265
00:14:01,230 --> 00:14:02,730
‫و دیگه تکرارش نمی‌کنم.

266
00:14:02,770 --> 00:14:06,570
‫خیلی‌خب. باشه.
‫خدای من، خیلی لجبازی.

267
00:14:15,830 --> 00:14:18,170
‫الیوت؟

268
00:14:18,210 --> 00:14:19,580
‫آلیس؟

269
00:14:20,080 --> 00:14:21,880
‫- سلام.
‫- سلام.

270
00:14:24,210 --> 00:14:25,710
‫ممنونم.

271
00:14:25,760 --> 00:14:28,430
‫ام... خواهش می‌کنم. چرا؟

272
00:14:28,470 --> 00:14:32,050
‫واسه سال 2008. واسه اینکه به مامان گفتی
‫اون مادر خوبیه

273
00:14:32,100 --> 00:14:36,270
‫و کمکش کردی اینو توی خودش ببینه
‫و بیاد خونه پیشم.

274
00:14:36,310 --> 00:14:38,520
‫- من این کار رو کردم، مگه نه؟
‫- پس الان باید...

275
00:14:38,560 --> 00:14:40,310
‫فقط باید بفهمم که
‫ویکتور کِی اون بلیت هواپیما رو...

276
00:14:40,350 --> 00:14:41,900
‫- به دل داد.
‫- چی؟

277
00:14:41,940 --> 00:14:44,320
‫کت به بابات یه بلیت هواپیما داد
‫که اونو به دل بده

278
00:14:44,360 --> 00:14:46,240
‫چون دل خونه نبود
‫و تو داشتی می‌رفتی،

279
00:14:46,280 --> 00:14:48,200
‫ولی اون می‌تونست باعث بشه که

280
00:14:48,240 --> 00:14:49,490
‫اونا برگردن پیش هم،

281
00:14:49,530 --> 00:14:51,780
‫ولی دل ازش استفاده نکرد
‫و من باید چراش رو بدونم.

282
00:14:51,820 --> 00:14:53,870
‫متأسفم.
‫ببین، نمی‌دونم بابام کِی..

283
00:14:53,910 --> 00:14:56,620
‫اونو به دل داده. من دیگه رفته بودم.

284
00:14:57,160 --> 00:15:02,460
‫- اون چیه؟
‫- اوه، اون یه فرضیه‌ست.

285
00:15:02,500 --> 00:15:05,420
‫اسمش رو گذاشتم: "فاکتور فین".

286
00:15:05,460 --> 00:15:07,260
‫گوش کن.

287
00:15:07,300 --> 00:15:11,640
‫جیکوب داشت دنبال فین می‌رفت
‫و افتاد توی دریاچه، درسته؟

288
00:15:11,680 --> 00:15:13,350
‫ولی فین داشت دنبال کت می‌رفت.

289
00:15:13,390 --> 00:15:15,430
‫و با کت سر از زمان حال درآورد.

290
00:15:15,470 --> 00:15:17,600
‫این باعث شد فکر کنم که

291
00:15:17,640 --> 00:15:19,230
‫شاید بقیه هم بتونن...

292
00:15:19,270 --> 00:15:22,520
‫همزمان با یه لندری
‫به زمان سفر کنن؟

293
00:15:22,560 --> 00:15:25,900
‫ولی اولین باری که
‫دیدم سال 1999 پریدی توی دریاچه،

294
00:15:25,940 --> 00:15:28,440
‫درست مثل فین که دنبال کت رفت،
‫منم دنبالت اومدم،

295
00:15:28,490 --> 00:15:30,070
‫ولی نشد.

296
00:15:30,110 --> 00:15:33,160
‫و مامانت سعی کرد سوزانا رو
‫از سال 1814 برگردونه،

297
00:15:33,200 --> 00:15:34,740
‫نمی‌دونم بهت گفته یا نه،
‫ولی محض اطلاع

298
00:15:34,780 --> 00:15:38,080
‫اینم جواب نداد.
‫پس... ارتباط بینشون چیه؟

299
00:15:38,120 --> 00:15:42,370
‫چرا واسه من یا اجدادم توی سال 1814 نشد؟

300
00:15:42,420 --> 00:15:43,880
‫- و؟
‫- فکر کنم...

301
00:15:43,920 --> 00:15:46,250
‫دریاچه تو رو از زمانی که توش هستی...

302
00:15:46,300 --> 00:15:48,590
‫به آینده نمیاره،
‫ولی می‌تونه از زمانی که توش هستی...

303
00:15:48,630 --> 00:15:50,300
‫تو رو به گذشته ببره.

304
00:15:50,340 --> 00:15:54,090
‫درباره‌اش فکر کن.
‫دریاچه همه‌اش راجع به بازتابه.

305
00:15:54,140 --> 00:15:56,930
‫اینکه ببینیم چه اتفاقی افتاده
‫و ازشون درس بگیریم.

306
00:15:56,970 --> 00:15:59,430
‫پس چرا باید آینده‌ات رو
‫بهت نشون بده؟ نمیده.

307
00:15:59,470 --> 00:16:02,140
‫پس فرضاً، تو می‌تونی برگردی؟

308
00:16:02,190 --> 00:16:03,940
‫این فقط یه فرضیه‌ست، آلیس.

309
00:16:03,980 --> 00:16:06,320
‫آره، ولی فرضیه‌ها رو
‫باید آزمایش کرد، الیوت.

310
00:16:06,360 --> 00:16:08,610
‫نه، نمی‌خوام... من...

311
00:16:08,650 --> 00:16:11,610
‫من باهات میام.
‫شاید این هدیه‌ای باشه که..

312
00:16:11,650 --> 00:16:13,450
‫- بتونم بهت بدم؟
‫- به نظر نمیاد که دریاچه...

313
00:16:13,490 --> 00:16:15,570
‫واسه تو یا کت مثل یه هدیه بوده باشه.

314
00:16:15,620 --> 00:16:18,540
‫اولین بار که میای هست.
‫قول میدم.

315
00:16:23,210 --> 00:16:24,710
‫اگه نشد که هیچی.

316
00:16:24,750 --> 00:16:26,540
‫ولی حداقل باید امتحانش کنیم، مگه نه؟

317
00:16:28,170 --> 00:16:30,460
‫چرا... چرا...

318
00:16:30,510 --> 00:16:33,430
‫چرا وقتی هوا یخه فرضیه رو امتحان کنیم؟

319
00:16:33,470 --> 00:16:34,760
‫آخه...

320
00:16:34,800 --> 00:16:36,220
‫چه ضرری داره
‫تا تابستون منتظر بمونیم؟

321
00:16:36,260 --> 00:16:39,180
‫چیزی نمی‌شه، الیوت.
‫یالا.

322
00:16:53,150 --> 00:16:54,660
‫خیلی‌خب.

323
00:16:59,330 --> 00:17:01,620
‫- با شماره‌ی سه؟
‫- باشه.

324
00:17:02,370 --> 00:17:05,540
‫یک... دو... سه!

325
00:17:20,510 --> 00:17:21,930
‫اون دیگه چه کوفتی بود؟

326
00:17:29,270 --> 00:17:31,020
‫هر دفعه باید این کار رو کنی؟

327
00:17:31,070 --> 00:17:32,150
‫آره.

328
00:17:33,860 --> 00:17:35,900
‫انگاری آدم به سمت خلأ کشیده می‌شه.

329
00:17:46,460 --> 00:17:47,960
‫وای خدای من...

330
00:17:50,130 --> 00:17:53,630
‫آلیس... شد؟

331
00:17:54,340 --> 00:17:57,090
‫آره. فکر کنم شد.

332
00:18:02,180 --> 00:18:05,560
‫خیلی‌خب، توماس.
‫اونا چه بلایی سرت آوردن؟

333
00:18:11,480 --> 00:18:13,070
‫الایژا.

334
00:18:49,980 --> 00:18:52,270
‫وای خدای من.
‫کار سوزانا بود.

335
00:19:00,780 --> 00:19:04,280
‫اون... اون دوچرخه‌ی جیکوب
‫و ماشین کولتونه.

336
00:19:05,330 --> 00:19:07,250
‫خدای من.

337
00:19:07,290 --> 00:19:09,410
‫آلیس، من...

338
00:19:09,460 --> 00:19:12,960
‫- فکر نکنم بتونم از پسش بربیام.
‫- تو می‌تونی. تا اینجای راه رو اومدی.

339
00:19:25,390 --> 00:19:26,890
‫چی‌کار کنم؟

340
00:19:27,470 --> 00:19:28,770
‫برو.

341
00:19:45,700 --> 00:19:47,120
‫خب، سلام.

342
00:19:48,000 --> 00:19:49,290
‫کمکی از دستم برمیاد؟

343
00:19:50,160 --> 00:19:51,750
‫ببخشید.

344
00:19:51,790 --> 00:19:53,580
‫داشتم واسه خودم پرسه می‌زدم

345
00:19:53,630 --> 00:19:56,000
‫و سر از مزرعه‌ی شما درآوردم.

346
00:19:57,340 --> 00:19:59,340
‫می‌فهمم.

347
00:19:59,380 --> 00:20:02,510
‫خب اگه دنبال کار می‌گردی،
‫من کمک ‌لازمم.

348
00:20:02,550 --> 00:20:04,050
‫بابت زمانی که می‌ذاری بهت پول میدم.

349
00:20:06,390 --> 00:20:08,680
‫درسته. ممنونم.

350
00:20:09,770 --> 00:20:11,980
‫- از خدامه کمک کنم.
‫- خوبه.

351
00:20:12,020 --> 00:20:14,900
‫به فکر اینم تا اونجا رو برق‌کشی کنم.

352
00:20:14,940 --> 00:20:18,030
‫می‌خوام قبل از جشن امشب خانواده‌ام
‫راست و ریستش کنم،

353
00:20:18,070 --> 00:20:20,280
‫- به‌عنوان سورپرایز.
‫- امشب جشنه؟

354
00:20:20,320 --> 00:20:22,200
‫آره.

355
00:20:22,240 --> 00:20:25,370
‫هر سال انجامش می‌دیم.
‫یه‌جور شروع واسه تابستونه.

356
00:20:25,820 --> 00:20:27,280
‫گرچه امسال یه کوچولو فرق می‌کنه.

357
00:20:27,330 --> 00:20:29,160
‫دخترم داره میره کمپ

358
00:20:29,200 --> 00:20:31,080
‫و بهترین دوستش...

359
00:20:31,120 --> 00:20:33,830
‫خب، اون تنها می‌مونه.

360
00:20:34,370 --> 00:20:35,920
‫می‌دونی، با خودم گفتم...

361
00:20:35,960 --> 00:20:39,050
‫اون زمان زیادی رو
‫توی اتاق زیر شیروانی گذرونده،

362
00:20:39,090 --> 00:20:41,090
‫این کار شاید باعث بشه
‫بیشتر بهش حس خونه بودن بده.

363
00:20:42,800 --> 00:20:45,390
‫به نظرم...

364
00:20:45,430 --> 00:20:49,770
‫- به نظرم ایده‌ی فوق‌العاده‌ایه.
‫- خوبه. آره، اون بچه‌ی خوبیه.

365
00:20:50,850 --> 00:20:53,190
‫و مطمئنم با کمک تو می‌تونیم
‫فوراً تمومش کنیم.

366
00:20:55,810 --> 00:20:58,360
‫- تمام تلاشم رو می‌کنم، قربان.
‫- هیچ شکی ندارم.

367
00:20:59,070 --> 00:21:00,860
‫اوه، کولتون هستم.

368
00:21:04,450 --> 00:21:05,530
‫سلام.

369
00:21:05,570 --> 00:21:07,410
‫خیلی جذابه، دل.

370
00:21:07,450 --> 00:21:10,200
‫خوشحالم که نظرت عوض شد
‫و می‌خوای مهارتت رو به اشتراک بذاری.

371
00:21:10,240 --> 00:21:12,040
‫خب، الان اصل کار معرفی کردن‌شونه.

372
00:21:12,080 --> 00:21:14,000
‫- آهان.
‫- اگه بخوایم با هم کنار بیان،

373
00:21:14,040 --> 00:21:16,210
‫باید بهشون زمان بدیم.

374
00:21:16,250 --> 00:21:18,590
‫باید به همدیگه عادت کنن.

375
00:21:19,380 --> 00:21:22,550
‫ولی می‌بینی؟ آروم پیش رفتن
‫ممکنه جواب بده.

376
00:21:22,590 --> 00:21:24,550
‫چه سخنان حکیمانه‌ای.
‫به ذهن می‌سپارمش.

377
00:21:25,380 --> 00:21:27,930
‫فقط منظورم اینه که
‫با این کار از هر دعوا...

378
00:21:27,970 --> 00:21:31,060
‫یا تهاجمی پیشگیری می‌شه.

379
00:21:31,100 --> 00:21:32,560
‫دریافت شد.

380
00:21:32,600 --> 00:21:35,020
‫حالا که حرف از تهاجم شد، من...

381
00:21:35,060 --> 00:21:37,560
‫می‌خوام بابت رفتار اون شبم...

382
00:21:37,600 --> 00:21:39,020
‫وقتی اون چک رو بهم پیشنهاد دادی
‫معذرت بخوام.

383
00:21:39,060 --> 00:21:42,190
‫طبق چیزی که الان یاد گرفتم،

384
00:21:42,230 --> 00:21:45,320
‫همچین مقدمه‌ای رو
‫باید آروم‌تر بیان کرد.

385
00:21:45,360 --> 00:21:47,360
‫بذار اینو بهت بگم.

386
00:21:48,120 --> 00:21:51,660
‫بیا ببینیم این دوتا چطور با هم کنار میان
‫و از اونجا شروع می‌کنیم.

387
00:21:51,700 --> 00:21:53,160
‫خیلی‌خب.

388
00:21:54,620 --> 00:21:57,210
‫بچه که داشته باشی،

389
00:21:57,250 --> 00:22:01,590
‫سریع یاد می‌گیری که وقتی
‫شروع می‌کنن به بزرگ شدن،

390
00:22:01,630 --> 00:22:03,760
‫نیاز به چیزی دارن که
‫مال خودشون باشه.

391
00:22:03,800 --> 00:22:05,260
‫فضای شخصی خودشون.

392
00:22:05,300 --> 00:22:07,300
‫می‌شه چندتا اتصال‌دهنده سیم روپیچ بهم بدی؟

393
00:22:10,470 --> 00:22:13,180
‫شاید چیز زیادی به نظر نرسه،

394
00:22:13,220 --> 00:22:15,020
‫ولی مهمه.

395
00:22:15,060 --> 00:22:17,600
‫واسه دخترم، ولی به نظرم بیشتر...

396
00:22:17,640 --> 00:22:19,650
‫واسه بهترین دوستش که
‫در موردش گفتم.

397
00:22:19,690 --> 00:22:22,900
‫- چطور؟
‫- خب، اوضاع براش توی خونه...

398
00:22:24,860 --> 00:22:26,320
‫یه‌جورهایی سخت می‌گذره.

399
00:22:27,070 --> 00:22:29,030
‫باباش بهش سخت می‌گیره.

400
00:22:29,070 --> 00:22:31,450
‫واسه همین با خودم گفتم
‫اینجا بهش یه اتاق بدم.

401
00:22:31,950 --> 00:22:35,700
‫همه‌ی اینا رو واسه اون ساختین؟

402
00:22:35,750 --> 00:22:37,660
‫با خودش ساختم.

403
00:22:37,710 --> 00:22:40,330
‫می‌شه اون صفحه
‫و پیچ‌ گوشتی رو بهم بدی؟

404
00:22:43,750 --> 00:22:45,420
‫اسمش الیوته.

405
00:22:47,590 --> 00:22:49,800
‫با همدیگه روش کار کردیم.

406
00:22:49,840 --> 00:22:52,800
‫یکی از ارزشمندترین کارهاییه که
‫تا حالا انجام دادم.

407
00:22:52,850 --> 00:22:54,720
‫هیچ‌وقت فراموشش نمی‌کنم.

408
00:22:54,770 --> 00:22:58,140
‫اعتراف می‌کنم که مسخره‌ست

409
00:22:58,190 --> 00:23:01,020
‫آدم الان تازه برق‌کشی کنه.

410
00:23:01,060 --> 00:23:04,230
‫بچه‌ها امسال فارغ‌التحصیل می‌شن،

411
00:23:04,270 --> 00:23:06,690
‫بعدش وارد دنیا می‌شن

412
00:23:06,740 --> 00:23:08,610
‫و اصلاً نمی‌دونم اون موقع
‫باید چی‌کار کنم.

413
00:23:10,030 --> 00:23:13,580
‫فقط خواستم قدر این آخرین لحظه‌ای که
‫با همدیگه هستیم رو بدونم.

414
00:23:14,830 --> 00:23:17,330
‫فکر کنم موقع جشن فارغ‌التحصیلی

415
00:23:17,370 --> 00:23:19,750
‫ردیف اول بشینم و با صدای بلند تشویق کنم.

416
00:23:19,790 --> 00:23:21,920
‫یه لامپ بده بهم.

417
00:23:24,290 --> 00:23:26,170
‫کلاس 2000!

418
00:23:27,380 --> 00:23:29,130
‫نمی‌تونم صبر کنم.

419
00:23:30,880 --> 00:23:33,350
‫کولتون، گوش کن.

420
00:23:33,390 --> 00:23:35,560
‫هر کاری که می‌کنی فقط...

421
00:23:37,600 --> 00:23:39,520
‫فقط...

422
00:23:39,560 --> 00:23:42,230
‫یادت نره با خودت دوربین ببری.

423
00:23:44,480 --> 00:23:45,940
‫که بتونی همه‌چی رو به یاد بیاری.

424
00:23:45,980 --> 00:23:48,440
‫چون مطمئنم الیوت...

425
00:23:48,490 --> 00:23:51,240
‫مطمئنم الیوت همه‌چی رو یادش می‌مونه.

426
00:23:53,910 --> 00:23:55,530
‫بیا امتحانش کنیم.

427
00:23:59,790 --> 00:24:03,250
‫بذار نور بیاد.

428
00:24:21,560 --> 00:24:24,440
‫تو حتی وارونه می‌نویسی.

429
00:24:30,780 --> 00:24:33,280
‫آر-ال، ای-ال...

430
00:24:35,530 --> 00:24:38,910
‫این شومینه مرکز خونه‌ی منم هست.

431
00:24:38,950 --> 00:24:40,830
‫می‌بینی که سنگ‌هاش هی شل می‌شن.

432
00:24:40,870 --> 00:24:42,250
‫پس دلت برات تنگ می‌شه.

433
00:24:42,290 --> 00:24:44,630
‫و وقتی دلت برام تنگ شد،
‫بیا پیش شومینه.

434
00:25:12,990 --> 00:25:14,990
‫بنیان‌گذار پورت هیون؟

435
00:25:16,990 --> 00:25:18,780
‫برای کاترین من.

436
00:25:18,830 --> 00:25:20,660
‫الایژا گفت ما به یه شروع نیاز داریم.

437
00:25:20,700 --> 00:25:22,540
‫افسانه‌ای که بهش باور داشته باشیم.

438
00:25:22,580 --> 00:25:24,250
‫اینم از افسانه‌ی پورت هیون.

439
00:25:24,290 --> 00:25:28,210
‫من که نتونستم داستان‌مون رو بگم،
‫تو در زمان خودت داستان‌مون رو بازگو کن.

440
00:25:28,250 --> 00:25:30,630
‫دوستدار تو، سوزانا.

441
00:25:50,480 --> 00:25:52,860
‫خیلی‌خب! اینم از این، بچه‌ها!

442
00:25:52,900 --> 00:25:54,360
‫آخریش!

443
00:25:55,780 --> 00:25:58,370
‫اوه! داره میاد!

444
00:25:58,740 --> 00:26:00,280
‫- ایناهاش!
‫- یوهو!

445
00:26:00,330 --> 00:26:02,160
‫آره! واای!

446
00:26:03,120 --> 00:26:05,500
‫- معرکه‌ست!
‫- وای!

447
00:26:05,540 --> 00:26:06,710
‫واای!

448
00:26:11,380 --> 00:26:13,300
‫وای!

449
00:26:14,090 --> 00:26:15,380
‫منو ببین!

450
00:26:15,420 --> 00:26:16,470
‫اونجا نور داره!

451
00:26:16,510 --> 00:26:18,390
‫یه یارویی رو از شهر آوردم
‫که کمکم کنه

452
00:26:18,430 --> 00:26:20,010
‫تا واسه امشب آماده بشه.

453
00:26:20,050 --> 00:26:22,470
‫نمی‌دونم چی بگم، کولتون.
‫ممنونم.

454
00:26:22,510 --> 00:26:25,180
‫واسه همین اینجا رو ساختیم، درسته؟

455
00:26:25,230 --> 00:26:27,190
‫که همیشه یه جایی رو داشته باشی.

456
00:26:30,610 --> 00:26:32,070
‫شنیدی؟

457
00:26:32,110 --> 00:26:34,650
‫آره. باید بریم.
‫بریم، صدامون رو شنیدن.

458
00:26:34,690 --> 00:26:37,740
‫یالا، الیوت. خلیج منتظرمونه!

459
00:26:38,910 --> 00:26:42,410
‫بهتون خوش بگذره. در لحظه زندگی کنید!

460
00:26:42,450 --> 00:26:43,910
‫- هی، رفیق.
‫- سلام.

461
00:26:47,160 --> 00:26:49,880
‫آلیس...
‫حتی نمی‌دونم چی بگم.

462
00:26:49,920 --> 00:26:51,880
‫خارق‌العاده بود.

463
00:26:58,010 --> 00:27:00,550
‫یه لندری ازمون می‌خواد
‫یه لطفی در حقش بکنیم.

464
00:27:00,590 --> 00:27:02,100
‫توهین‌آمیزه.

465
00:27:05,390 --> 00:27:08,440
‫الیوت. وایسا،
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

466
00:27:24,700 --> 00:27:27,830
‫وای خدای من... خودشه.
‫پیداش کردی.

467
00:27:33,460 --> 00:27:35,340
‫بلیت هواپیما هیچ‌وقت به دست دل نرسید.

468
00:27:35,380 --> 00:27:38,510
‫و کت همیشه فکر کرده
‫انتخاب دل این بوده که ازش استفاده نکنه.

469
00:27:38,550 --> 00:27:41,840
‫الیوت، واسه همین دریاچه
‫هی منو برمی‌گردونه!

470
00:27:44,640 --> 00:27:45,890
‫من می‌تونم حلش کنم.

471
00:27:50,560 --> 00:27:52,770
‫اوه، با خودم گفتم خوبه که

472
00:27:52,810 --> 00:27:54,570
‫یه شام خانوادگی داشته باشیم.

473
00:27:54,610 --> 00:27:58,070
‫باشه؟ خیلی‌خب، عالیه.
‫یه جا برات کنار می‌ذارم، سم.

474
00:27:58,110 --> 00:27:59,610
‫می‌بینمت.

475
00:28:15,040 --> 00:28:16,630
‫باید اعتراف کنم که...

476
00:28:19,210 --> 00:28:21,260
‫از قدم بعدی می‌ترسم.

477
00:28:23,140 --> 00:28:26,600
‫مطمئن نیستم آماده باشم
‫بذارم بری، کول.

478
00:28:28,220 --> 00:28:30,140
‫مجبور نیستی.

479
00:28:30,850 --> 00:28:34,270
‫منو به یاد بیار. عاشقم باش.
‫دلتنگم شو.

480
00:28:35,440 --> 00:28:38,280
‫اصلاً اشکال نداره، دلی.

481
00:28:38,980 --> 00:28:40,610
‫من همیشه کنارتم.

482
00:28:42,530 --> 00:28:45,660
‫و قلبت...

483
00:28:45,700 --> 00:28:48,950
‫به اندازه کافی برای گذشته،

484
00:28:48,990 --> 00:28:51,460
‫حال...

485
00:28:51,500 --> 00:28:53,540
‫و آینده بزرگه.

486
00:29:02,170 --> 00:29:04,970
‫پیامت به دستم رسید. چه خبر؟

487
00:29:05,010 --> 00:29:06,800
‫آره، به منم دادی.
‫همه‌چی روبه‌راهه؟

488
00:29:06,850 --> 00:29:10,680
‫آره. فقط...
‫بشینید.

489
00:29:15,150 --> 00:29:16,650
‫ام...

490
00:29:16,690 --> 00:29:18,650
‫خیلی طول کشید این نامه
‫به دستت برسه،

491
00:29:18,690 --> 00:29:21,650
‫ولی... ایناهاش.

492
00:29:21,690 --> 00:29:24,280
‫وایسا ببینم، اینو از کجا...؟

493
00:29:26,030 --> 00:29:30,040
‫یه بلیته. یه بلیت به مینیاپولیس.

494
00:29:30,080 --> 00:29:32,000
‫این از کجا اومده؟

495
00:29:32,040 --> 00:29:34,160
‫داری می‌گی که
‫به دستت نرسیده بود؟

496
00:29:34,210 --> 00:29:36,960
‫نه، قبلاً توی عمرم ندیده بودمش.

497
00:29:37,000 --> 00:29:39,040
‫چون هیچ‌وقت به دستت نرسید.

498
00:29:39,090 --> 00:29:41,050
‫نه، ولی من...
‫من اینو به الیوت دادم.

499
00:29:41,090 --> 00:29:43,420
‫خواستی به اون بدی،
‫ولی اون داشت می‌رفت

500
00:29:43,470 --> 00:29:45,550
‫- واسه همین دادیش به...
‫- ویکتور.

501
00:29:46,550 --> 00:29:49,810
‫دادمش به ویکتور
‫که اینو به دستت برسونه، مامان.

502
00:29:49,850 --> 00:29:51,430
‫ولی تو بیرون از شهر بودی.

503
00:29:51,470 --> 00:29:53,600
‫هیچ‌وقت این به دستم نرسید، کاترین.

504
00:29:53,640 --> 00:29:55,480
‫چون ویکتور بهت ندادش.

505
00:29:59,480 --> 00:30:03,570
‫وای. بلیت ویژه‌ست.
‫(بلیتی که تاریخ مخصوصی نداره و در طول زمان مشخصی قابل استفاده‌ست.)

506
00:30:05,280 --> 00:30:08,950
‫منظورت اینه بعد از تموم چیزهایی که گفتیم
‫می‌خواستی منو ببینی؟

507
00:30:08,990 --> 00:30:10,450
‫دلم برات تنگ شده بود.

508
00:30:10,490 --> 00:30:13,200
‫و خواستم آلیس رو ببینی

509
00:30:13,250 --> 00:30:15,040
‫و خواستم اینو بدونی که...

510
00:30:15,080 --> 00:30:17,500
‫چه نوه‌ی خوشگلی داری.

511
00:30:17,540 --> 00:30:20,380
‫من اون موقع از وجود آلیس خبر داشتم.

512
00:30:20,420 --> 00:30:23,630
‫- پس چرا...
‫- اشتباه کردم.

513
00:30:24,880 --> 00:30:29,600
‫اوه عزیزم، بارها خواستم
‫بهت زنگ بزنم.

514
00:30:31,220 --> 00:30:33,850
‫که ببینم بچه‌ام داره مادری می‌کنه.

515
00:30:35,100 --> 00:30:37,940
‫ولی جلوی خودم رو گرفتم.

516
00:30:38,940 --> 00:30:41,400
‫- چرا؟
‫- چون...

517
00:30:42,610 --> 00:30:45,150
‫فکر نکردم لیاقتت رو داشته باشم.

518
00:30:45,190 --> 00:30:47,150
‫و نخواستم سربارت باشم.

519
00:30:47,200 --> 00:30:49,360
‫و خواستم بهت فرصت بدم که...

520
00:30:49,410 --> 00:30:52,370
‫زندگیت رو بدون من شروع کنی.

521
00:30:52,410 --> 00:30:54,620
‫اگه می‌دونستم که
‫دلت برام تنگ شده

522
00:30:54,660 --> 00:30:57,290
‫و می‌خواستی منو ببینی،
‫عزیزم...

523
00:30:57,330 --> 00:30:59,170
‫فکر کردم تو نمی‌خواستی ما رو ببینی.

524
00:30:59,210 --> 00:31:01,590
‫اوه خدا.
‫اگه اون بلیت به دستم می‌رسید،

525
00:31:01,630 --> 00:31:03,670
‫توی یه چشم بهم زدن اونجا بودم.

526
00:31:16,480 --> 00:31:19,560
‫ما گذاشتیم حرف‌های ناگفته
‫فضای زیادی رو اشغال کنه،

527
00:31:19,600 --> 00:31:20,650
‫مگه نه؟

528
00:31:21,310 --> 00:31:22,770
‫دیگه نه، مامان.

529
00:31:22,810 --> 00:31:25,570
‫♪ می‌تونم راه بازگشت
‫به خونه رو پیدا کنم ♪

530
00:31:26,610 --> 00:31:30,490
‫♪ و می‌دونی وقتی پیداش کنی ♪

531
00:31:30,530 --> 00:31:35,040
‫♪ هرگز تنها نمی‌مونی ♪

532
00:31:35,080 --> 00:31:37,080
‫- سلام.
‫- سلام!

533
00:31:37,120 --> 00:31:38,410
‫مادربزرگت اینجاست؟

534
00:31:38,460 --> 00:31:40,920
‫آره، فکر کنم اون...
‫اونجاست.

535
00:31:43,040 --> 00:31:44,590
‫چه به موقع.

536
00:31:47,340 --> 00:31:49,680
‫میرم اونور.

537
00:31:51,640 --> 00:31:53,140
‫خانم لندری؟

538
00:31:53,180 --> 00:31:55,560
‫- بله؟
‫- کیسی گودوین هستم.

539
00:31:55,600 --> 00:31:58,350
‫ببین کی اینجاست!
‫خیلی از دیدنت خوشحالم.

540
00:31:58,390 --> 00:32:00,140
‫- خوبه آدم دیده بشه.
‫- آره.

541
00:32:00,190 --> 00:32:02,860
‫ام... این برای شماست.

542
00:32:04,270 --> 00:32:06,650
‫- این چیه؟
‫- از طرف وکیل خانوادگی‌مونه.

543
00:32:06,690 --> 00:32:08,610
‫بابا متأسفه که
‫خودش نتونست انجامش بده،

544
00:32:08,650 --> 00:32:11,150
‫ولی مرد کار باید به کارش برسه.

545
00:32:11,200 --> 00:32:13,660
‫بگذریم، خرید زمین‌تون

546
00:32:13,700 --> 00:32:16,030
‫به گفته‌ی وکیل پدرم
‫دیگه معتبر نیست.

547
00:32:16,080 --> 00:32:19,040
‫واسه همین اون مجبوره
‫کل سند فروش رو پاره کنه.

548
00:32:19,080 --> 00:32:22,500
‫درک می‌کنه اگه بخواین شکایت کنید،
‫ولی این توش نوشته شده.

549
00:32:22,540 --> 00:32:25,340
‫خب، باید بگم خبر خوبی نیست...

550
00:32:25,380 --> 00:32:28,420
‫ولی می‌تونیم پشت سر بذاریمش، درسته؟

551
00:32:28,920 --> 00:32:30,840
‫آره، می‌تونیم.

552
00:32:30,880 --> 00:32:32,550
‫بهترین کارآموزی!

553
00:32:32,590 --> 00:32:34,220
‫تنها کارآموزت.

554
00:32:34,260 --> 00:32:35,720
‫خب، منصفانه‌ست.

555
00:32:40,060 --> 00:32:41,230
‫بهش می‌خوره.

556
00:32:41,270 --> 00:32:43,230
‫فقط کاش می‌تونستم به مامان نشونش بدم،

557
00:32:43,270 --> 00:32:44,650
‫می‌دونی؟ حقیقت رو بگم.

558
00:32:44,690 --> 00:32:46,320
‫با اون نامه که حل شد.

559
00:32:46,360 --> 00:32:48,610
‫آره. و ازت ممنونم که پیداش کردی.

560
00:32:48,650 --> 00:32:50,320
‫نمی‌دونم چطوری...

561
00:32:50,360 --> 00:32:53,280
‫من اونجا بودم. من...

562
00:32:53,320 --> 00:32:54,950
‫وقتی که به ویکتور دادیش دیدمت.

563
00:32:54,990 --> 00:32:58,700
‫وای خدای من. واقعاً متأسفم، آلیس.

564
00:32:58,740 --> 00:33:02,080
‫اون موقع در بدترین حالتم منو دیدی.

565
00:33:02,120 --> 00:33:05,080
‫- هوف، من...
‫- اشکالی نداره. خب؟

566
00:33:07,090 --> 00:33:08,630
‫باعث شد بیشتر قدرت رو بدونم.

567
00:33:08,670 --> 00:33:10,800
‫خدای من.

568
00:33:12,340 --> 00:33:13,760
‫بیا.

569
00:33:14,430 --> 00:33:17,720
‫مامان، عکسی از کیسی داری؟

570
00:33:17,760 --> 00:33:20,140
‫- چطور؟
‫- همین‌جوری پرسیدم.

571
00:33:20,180 --> 00:33:21,930
‫آره. اونی که گرفتم رو برات می‌فرستم.

572
00:33:22,430 --> 00:33:24,600
‫- اوه، دوستت دارم.
‫- دوستت دارم.

573
00:33:26,940 --> 00:33:29,360
‫خب، این بهترین خبریه که
‫بعد از مدت‌ها شنیدم.

574
00:33:29,400 --> 00:33:31,440
‫می‌دونم. نمی‌تونم از فکرش بیرون بیام.

575
00:33:37,740 --> 00:33:40,240
‫اوه... معذرت می‌خوام،
‫جای اشتباهی نشستم، نه؟

576
00:33:40,290 --> 00:33:41,950
‫نه، نه، خیلی هم خوبه.
‫بشین.

577
00:33:43,330 --> 00:33:44,580
‫بفرمایید.

578
00:33:45,710 --> 00:33:48,130
‫با اینکه تونستیم
‫زمین رو نگه داریم،

579
00:33:48,170 --> 00:33:49,500
‫هیچ پولی ندارم که توش چیزی بکارم.

580
00:33:49,550 --> 00:33:51,670
‫خب... هیچ‌وقت نگو نمی‌شه.

581
00:33:51,710 --> 00:33:53,590
‫چی؟

582
00:33:53,630 --> 00:33:56,760
‫دوست یکی از همکارانم
‫توی مدرسه روی سکه‌های...

583
00:33:56,800 --> 00:33:59,300
‫قدیمی‌ای که پیدا کردی
‫تحقیق کرده، کت.

584
00:33:59,350 --> 00:34:02,850
‫- اوهوم.
‫- و این یارو یه سکه‌شناسه.

585
00:34:02,890 --> 00:34:04,640
‫- اصلاً همچین کلمه‌ای وجود داره؟
‫- بله، وجود داره.

586
00:34:04,690 --> 00:34:07,860
‫یعنی کارشناس سکه‌ست.

587
00:34:09,730 --> 00:34:12,440
‫اوه، اینا واسه سال 1800 هستن.

588
00:34:12,480 --> 00:34:14,610
‫از کجا پیداشون کردی، کاترین؟

589
00:34:14,650 --> 00:34:17,780
‫فکر کنم از یه مزایده‌ای خریدمشون.

590
00:34:17,820 --> 00:34:19,740
‫یارو وقتی این عکس رو دید

591
00:34:19,780 --> 00:34:21,450
‫چشم‌هاش از حدقه زد بیرون
‫و البته

592
00:34:21,490 --> 00:34:23,200
‫اون می‌خواد خود واقعی‌شون رو ببینه.

593
00:34:23,250 --> 00:34:28,710
‫ولی ظاهراً این سکه‌ها کلی می‌ارزن.

594
00:34:29,330 --> 00:34:30,790
‫- چی؟
‫- حتی می‌تونی با پولش چند سالی...

595
00:34:30,840 --> 00:34:32,800
‫- مزرعه رو بکاری، دل.
‫- مطمئنی؟

596
00:34:32,840 --> 00:34:34,550
‫آره، کاملاً تأیید شده.
‫یارو سکه‌شناسه.

597
00:34:34,590 --> 00:34:35,800
‫از این کلمه خوشت اومده ها.

598
00:34:35,840 --> 00:34:37,180
‫آره. سکه...

599
00:34:37,220 --> 00:34:38,300
‫کافیه!

600
00:34:38,340 --> 00:34:40,850
‫- خدای من.
‫- زبونم بند اومده.

601
00:34:40,890 --> 00:34:42,470
‫و خوشحالم.

602
00:34:42,510 --> 00:34:45,600
‫و خیلی خوشحالم که کنارتونم. نوش!

603
00:34:46,060 --> 00:34:47,480
‫- نوش!
‫- نوش.

604
00:34:47,520 --> 00:34:48,810
‫نوش.

605
00:34:48,850 --> 00:34:49,770
‫نوش.

606
00:34:50,690 --> 00:34:53,150
‫تمیزکاری کافیه.
‫می‌خوام حرف بزنم.

607
00:34:55,530 --> 00:34:58,160
‫خیلی‌خب، بیا حرف بزنیم.

608
00:34:58,200 --> 00:34:59,780
‫از اینکه تو همسایه‌ام هستی خوشحالم.

609
00:35:02,530 --> 00:35:05,290
‫دوست دارم بدونم کنارمی.

610
00:35:07,500 --> 00:35:09,540
‫دوست دارم بشناسمت.

611
00:35:13,090 --> 00:35:14,920
‫سوزانا عمر طولانی‌ای داشته.

612
00:35:16,920 --> 00:35:21,350
‫ولی نه اون‌قدری که بتونه دنیایی رو ببینه
‫که بتونه توش

613
00:35:21,390 --> 00:35:23,970
‫با اسم یه زن کتاب بفروشه.

614
00:35:24,010 --> 00:35:25,390
‫بنابراین...

615
00:35:25,430 --> 00:35:27,270
‫می‌خوام از نو چاپش کنم.

616
00:35:28,690 --> 00:35:31,060
‫تا تاریخ رو درست ثبت کنم.

617
00:35:31,100 --> 00:35:32,690
‫بابت این کار ازت ممنونم.

618
00:35:34,570 --> 00:35:36,400
‫من به گذشته سفر کردم.

619
00:35:36,440 --> 00:35:37,950
‫چی؟

620
00:35:37,990 --> 00:35:39,530
‫به گذشته سفر کردم.

621
00:35:39,570 --> 00:35:42,370
‫- چطوری؟
‫- با آلیس.

622
00:35:42,410 --> 00:35:44,660
‫دریاچه ما رو به آخرین شروع تابستون‌مون...

623
00:35:44,700 --> 00:35:48,750
‫توی سال 1999 فرستاد
‫و من با کولتون حرف زدم.

624
00:35:50,170 --> 00:35:52,290
‫اوه، الیوت...

625
00:35:52,330 --> 00:35:54,210
‫پنج دقیقه بیشتری که می‌خواستم رو
‫به دست آوردم، کت.

626
00:35:56,090 --> 00:35:57,800
‫و زمانی که باهاش گذروندم
‫باعث شد بفهمم...

627
00:35:57,840 --> 00:35:59,420
‫که تو پارسال چی کشیدی.

628
00:35:59,470 --> 00:36:01,550
‫مجبور شدم جلوی خودم رو بگیرم
‫که هشداری بهش ندم.

629
00:36:01,590 --> 00:36:04,390
‫در مورد جیکوب،
‫در مورد جشنواره و...

630
00:36:04,430 --> 00:36:05,760
‫اون شبی که داشت با ماشین
‫برمی‌گشت خونه.

631
00:36:05,810 --> 00:36:08,600
‫خواستم سعی کنم و مثل تو
‫جلوی همه‌چی رو بگیرم.

632
00:36:09,770 --> 00:36:12,350
‫هیچ‌وقت نباید به خاطر اتفاقی که
‫واسه بابات افتاد سرزنشت می‌کردم.

633
00:36:13,190 --> 00:36:15,400
‫و من...

634
00:36:15,440 --> 00:36:17,940
‫هیچ‌وقت نباید شهر رو ترک می‌کردم.

635
00:36:22,450 --> 00:36:24,280
‫ازت می‌خوام منو انتخاب کنی.

636
00:36:38,260 --> 00:36:39,800
‫من...

637
00:36:41,930 --> 00:36:44,720
‫می‌شنوم چی می‌گی، می‌شنوم.

638
00:36:44,760 --> 00:36:47,430
‫فقط می‌خوام که...

639
00:36:47,470 --> 00:36:49,640
‫برام جا بیفته.

640
00:36:50,310 --> 00:36:51,850
‫اشکالی نداره؟

641
00:36:53,480 --> 00:36:55,150
‫البته.

642
00:37:07,700 --> 00:37:10,450
‫اگه زنده می‌موندم،

643
00:37:10,500 --> 00:37:12,160
‫چی‌کار می‌کردی؟

644
00:37:13,670 --> 00:37:15,130
‫نمی‌دونم.

645
00:37:18,670 --> 00:37:21,130
‫شاید من...

646
00:37:21,170 --> 00:37:23,010
‫می‌تونستم عاشقت باشم.

647
00:37:24,680 --> 00:37:26,760
‫ولی من یکی دیگه رو دوست دارم.

648
00:37:27,800 --> 00:37:29,810
‫و من و تو...

649
00:37:29,850 --> 00:37:31,680
‫فقط خیلی دیره.

650
00:37:38,440 --> 00:37:39,860
‫جیکوب!

651
00:37:41,190 --> 00:37:43,490
‫جیکوب، مراقب باش!

652
00:37:43,530 --> 00:37:44,950
‫جیکوب.

653
00:37:46,110 --> 00:37:47,990
‫جیکوب، هی.

654
00:37:48,030 --> 00:37:50,200
‫سلام. تو اینجایی.

655
00:37:51,620 --> 00:37:53,080
‫من اومدم خونه.

656
00:39:01,400 --> 00:39:02,860
‫بذار نور بیاد.

657
00:39:05,530 --> 00:39:06,860
‫حالت خوبه؟

658
00:39:07,740 --> 00:39:09,240
‫فکر کنم.

659
00:39:14,790 --> 00:39:16,250
‫اون خونه‌ست.

660
00:39:27,550 --> 00:39:29,890
‫- به نظرت مامان...
‫- اون داخله.

661
00:39:31,090 --> 00:39:33,970
‫وایسا، وایسا، وایسا. جیک، جیک.
‫جیک، فقط... بمون.

662
00:39:34,010 --> 00:39:36,230
‫کاملاً مطمئنی که

663
00:39:36,270 --> 00:39:38,100
‫می‌خوای این کار رو انجام بدی؟

664
00:39:38,140 --> 00:39:40,020
‫چون به محض اینکه
‫پات رو بذاری داخل...

665
00:39:40,060 --> 00:39:41,310
‫مطمئنم.

666
00:39:41,360 --> 00:39:43,400
‫الایژا و سوزانا...

667
00:39:43,440 --> 00:39:45,480
‫اونا تشویقم کردن که بیام.

668
00:39:45,530 --> 00:39:47,780
‫الایژا،

669
00:39:47,820 --> 00:39:50,280
‫فکر کنم اون همیشه می‌دونست که
‫من واقعاً به اینجا تعلق دارم.

670
00:39:52,780 --> 00:39:54,700
‫می‌دونی، حتی توماس بهم گفت که بیام.

671
00:39:54,740 --> 00:39:57,540
‫نه... جیکوب، من...

672
00:39:57,580 --> 00:39:59,120
‫من اونجا بودم.

673
00:39:59,790 --> 00:40:01,540
‫سایرس، من دیدم...

674
00:40:01,580 --> 00:40:04,880
‫کت، توماس زنده‌ست.

675
00:40:06,710 --> 00:40:09,880
‫اون تونست توی یکی از سفرهاش
‫در ازای چند بطری نوشیدنی

676
00:40:09,930 --> 00:40:11,510
‫زره تهیه کنه.

677
00:40:12,800 --> 00:40:16,890
‫مبادله‌ای که همون‌طور که معلومه
‫جونش رو نجات داد.

678
00:40:49,090 --> 00:40:51,090
‫کاش بابا اینجا بود
‫که اینو ببینه.

679
00:40:54,090 --> 00:40:58,020
‫بهتون خوش بگذره. در لحظه زندگی کنید!

680
00:40:58,060 --> 00:40:59,310
‫هی، رفیق.

681
00:41:02,690 --> 00:41:04,980
‫جیکوب! وقت خوابه!

682
00:41:05,020 --> 00:41:07,070
‫اوه، درسته. وقت رفتنه.

683
00:41:07,820 --> 00:41:09,610
‫- دوستت دارم.
‫- دوستت دارم.

684
00:41:17,120 --> 00:41:19,240
‫بیا. می‌دونم که صدات می‌زنه.

685
00:41:21,580 --> 00:41:23,250
‫چیزی که گفتم رو یادت باشه.

686
00:41:23,960 --> 00:41:27,040
‫همیشه تو رو به جایی می‌بره
‫که نیازه بری.

687
00:41:27,090 --> 00:41:29,250
‫ولی فعلاً باید اینجا بمونی.

688
00:41:29,300 --> 00:41:31,420
‫الان زمانت نیست.

689
00:41:31,470 --> 00:41:32,840
‫هنوز نه.

690
00:41:32,880 --> 00:41:35,640
‫ولی آخه چرا، مادربزرگ؟
‫می‌خوام امتحان کنم.

691
00:41:36,180 --> 00:41:37,890
‫باید صبور باشی،

692
00:41:38,390 --> 00:41:39,560
‫کولتون.

693
00:41:39,584 --> 00:41:46,584
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده