1
00:00:11,200 --> 00:00:14,480
‫الان دیگه باید با فکرِ رفتن از اینجا کنار بیاید.

2
00:00:14,520 --> 00:00:16,200
‫کلِ این شهر قراره بره زیرِ آب.

3
00:00:16,230 --> 00:00:18,760
‫ما دیوار رو می‌سازیم، دیوار رو تموم می‌کنیم

4
00:00:18,800 --> 00:00:20,720
‫و همین دیوار از شهر محافظت می‌کنه.

5
00:00:25,040 --> 00:00:28,280
‫خیلی متأسفم که باید این رو بهتون بگم...

6
00:00:28,320 --> 00:00:29,800
‫ولی همین الآن «کفین» رو پیدا کردم.

7
00:00:31,160 --> 00:00:33,280
‫توی یه کانالِ فاضلاب پیداش کردم.

8
00:00:33,320 --> 00:00:35,640
‫فکر کنم غرق شده، «شِل».

9
00:00:36,720 --> 00:00:39,360
‫نذار این اتفاق دوباره تو رو یادِ اون قضایا بندازه، «جکی».

10
00:00:40,000 --> 00:00:43,920
‫- «نسا تامانه»؟
‫- نه. مذکر.

11
00:00:44,680 --> 00:00:48,000
‫«کفین» صمیمی‌ترین دوستمه. تو دیروز بعد از مدرسه پیشش بودی؟

12
00:00:48,720 --> 00:00:51,720
‫- بودی؟ بعد از مدرسه؟
‫- تو آدمِ مناسبی واسه این کار نیستی.

13
00:00:51,760 --> 00:00:54,840
‫تو با اون بازجویی‌ت همین الانش هم یه خونواده رو نابود کردی.

14
00:00:54,880 --> 00:00:56,880
‫- حروم‌زاده!
‫- «دیلان»، تمومش کن!

15
00:00:56,920 --> 00:00:59,200
‫- تو هیچ‌وقت نباید اداره رو ول می‌کردی.
‫- شریکم،

16
00:00:59,240 --> 00:01:03,040
‫کسی که کلِ زندگیم رو بهش اعتماد داشتم،
‫وقتی بهم خیانت کرد همه‌چی رو به گا داد.

17
00:01:03,080 --> 00:01:08,160
‫نمونه‌ی آب، آبِ دریاست. ولی آبی که توی ریه‌هاشه آبِ شیرینه.

18
00:01:08,200 --> 00:01:10,240
‫اون کانال جایی نیست که «کفین» توش مرده باشه.

19
00:01:32,280 --> 00:01:36,560
‫خب، شنیدم یه نظریاتی در موردِ بچه‌ها داری، «اوشان».

20
00:01:39,120 --> 00:01:41,120
‫نباید بچه‌دار شد.

21
00:01:42,640 --> 00:01:46,640
‫بچه‌دار شدن بشریت رو محکوم به یه آینده‌ی جهنمی می‌کنه.

22
00:01:52,750 --> 00:01:56,960
‫باشه. می‌شه لطفاً بهم بگی روزِ پنج‌شنبه،

23
00:01:57,000 --> 00:01:58,800
‫بعد از اون اتفاقی که توی زمینِ بازی افتاد، کجا بودی؟

24
00:02:02,400 --> 00:02:04,000
‫من اینجا بودم.

25
00:02:05,280 --> 00:02:07,600
‫منم تمامِ روز همین‌جا بودم.

26
00:02:07,640 --> 00:02:11,840
‫خیلی‌ها برادرم رو دیدن، یعنی «گت مورگانِ» شورا رو.

27
00:02:13,560 --> 00:02:17,040
‫فکر می‌کنی بلایی که سرِ «نسا» اومد هم همین بود؟

28
00:02:19,320 --> 00:02:21,600
‫ما هنوز نمی‌دونیم این «بلا» دقیقاً چیه.

29
00:02:22,600 --> 00:02:25,360
‫چون همه دارن از خودشون می‌پرسن که آیا باید نگرانِ این باشیم

30
00:02:25,400 --> 00:02:27,840
‫که یکی از خودمون از پسِ همچین کاری برمی‌آد یا نه.

31
00:02:29,400 --> 00:02:32,480
‫تو فکر می‌کنی یکی از شماها واقعاً عرضه انجامِ همچین کاری رو داره؟

32
00:02:34,320 --> 00:02:36,320
‫اوه، فکر کنم همه‌مون داریم.

33
00:02:37,440 --> 00:02:41,680
‫اگه شرایطش جور باشه، هر کسی از پسِ هر کاری برمی‌آد.

34
00:02:44,840 --> 00:02:48,200
‫ولی من به شخصه بیشتر نگرانِ فروچاله‌ها هستم.

35
00:02:48,240 --> 00:02:50,240
‫اونا چیزایی‌ان که باید حواست بهشون باشه.

36
00:02:59,700 --> 00:03:02,459
‫{\an8}♪   شب بعد از غم ♪

37
00:03:02,460 --> 00:03:05,539
‫{\an8}♪ تو آواز منی ♪

38
00:03:05,540 --> 00:03:08,339
‫{\an8}♪ تارها به هم می‌خورن ♪

39
00:03:08,340 --> 00:03:11,140
‫{\an8}♪ ما از هم پاشیدیم ♪

40
00:03:11,940 --> 00:03:14,819
‫{\an8}♪ آب‌ها رو تیره کن ♪

41
00:03:14,820 --> 00:03:18,259
‫{\an8}♪ پشیمونی‌ها رو عمیق ♪

42
00:03:18,260 --> 00:03:20,619
‫{\an8}♪ بهتره که یادت بمونه ♪

43
00:03:20,620 --> 00:03:23,460
‫{\an8}♪ یا بهتره که فراموش کنی. ♪

44
00:03:36,800 --> 00:03:40,800
<font color="#ffff00">« زیرِ مردابِ نمک »</font>

45
00:03:40,824 --> 00:03:45,824
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

46
00:04:10,640 --> 00:04:13,440
‫به این زودیا قصد نداری تمومش کنی؟
‫همه‌مون داریم فکر می‌کنیم...

47
00:04:13,480 --> 00:04:17,000
‫- انگار فعلاً تموم نمی‌شه، نه؟
‫- این شهر خیلی سختی کشیده.

48
00:04:17,040 --> 00:04:19,440
‫یادت هست؟
‫امیدوار بودیم دیگه ریختت رو نبینیم.

49
00:04:24,560 --> 00:04:27,800
‫خب، دکوراسیونِ داخلی دیگه بسه، مرسی.

50
00:04:27,840 --> 00:04:31,480
‫راه بیفتیم. کارآگاه «دِنگ»، می‌شه لطفاً ارائه بدی؟ نوبتِ منه؟

51
00:04:45,440 --> 00:04:47,520
‫اوه.
‫سلام جکی.

52
00:04:47,560 --> 00:04:51,760
‫من فقط...
‫می‌خواستم ببینم حالِ «جیمز» چطوره.

53
00:04:52,560 --> 00:04:54,320
‫از پا دراومده.

54
00:04:54,360 --> 00:04:56,560
‫می‌دونی که...
‫تمامِ شب کابوس می‌دید.

55
00:04:57,600 --> 00:04:59,800
‫برادرم اومده تا حواسش رو پرت کنه.

56
00:05:01,320 --> 00:05:03,120
‫بیا تو.

57
00:05:05,320 --> 00:05:09,320
‫«کفین هیل» ساعت ۳:۳۰ همراهِ «جیمز ریس» از مدرسه خارج شد.

58
00:05:09,360 --> 00:05:13,480
‫مسیرِ همیشگی‌شون تا سرِ نبشه، همون‌جا از هم جدا می‌شن.

59
00:05:13,520 --> 00:05:16,240
‫شاهدهایی داریم که می‌گن اونا از درِ مدرسه به سمتِ این نبش رفتن

60
00:05:16,280 --> 00:05:20,200
‫ولی هیچ شاهدی نیست که بعد از اون دیده باشدشون.

61
00:05:20,240 --> 00:05:22,840
‫ساعت پنج، «جیمز ریس» برگشت خونه.

62
00:05:22,880 --> 00:05:26,920
‫جنازه‌ی «کفین» ساعت ۷:۳۰ شب توی یه کانال پیدا شد.

63
00:05:26,960 --> 00:05:28,840
‫جنازه سالم بود ولی یه جفت چکمه‌ی لاستیکیِ آبی،

64
00:05:28,880 --> 00:05:32,440
‫سایزِ دو، پاش نبود.

65
00:05:32,480 --> 00:05:37,560
‫حالا نکته اینجاست که توی کانال آبِ شور بود ولی اون توی آبِ شیرین غرق شده،

66
00:05:37,600 --> 00:05:39,280
‫پس می‌دونیم جنازه جابه‌جا شده.

67
00:05:40,040 --> 00:05:43,320
‫احتمال می‌دیم از مسیرِ پیاده‌رو آوردنش.

68
00:05:43,360 --> 00:05:47,280
‫- هیچ دوربینِ مداربسته‌ای نداریم...
‫- چیزی که نداریم، محلِ اصلیِ وقوعِ جُرمه.

69
00:05:48,760 --> 00:05:52,280
‫و زمانِ خیلی کمی داریم تا هر مدرکِ جرم‌شناسی‌ای که می‌شه

70
00:05:52,320 --> 00:05:55,280
‫- از کسی که جنازه رو جابه‌جا کرده پیدا کنیم.
‫- اون ردِ دست رو لبه‌ی کانال داریم.

71
00:05:55,320 --> 00:05:57,360
‫که ناقص و نامشخصه.

72
00:05:57,400 --> 00:06:00,040
‫ببینید، بزرگ‌ترین سرنخِ ما هنوز همون آبِ شیرینه، افتاد؟

73
00:06:00,080 --> 00:06:03,200
‫این شاملِ آبشخورِ گوسفندا، مخزن‌های آب، حوض‌های تزئینی،

74
00:06:03,240 --> 00:06:05,680
‫استخرهای باغچه و هر چیزی می‌شه که بشه با شیلنگ پُرش کرد.

75
00:06:05,720 --> 00:06:08,080
‫حالا، چون بعد از مدرسه کسی اونا رو ندیده،

76
00:06:08,120 --> 00:06:10,240
‫پس احتمالاً یه جای پرت بودن.

77
00:06:10,280 --> 00:06:13,360
‫خب، این مسیرِ پیاده‌رو از شهر و از وسطِ مرداب رد می‌شه

78
00:06:13,400 --> 00:06:17,640
‫و می‌رسه به محله‌ی «جزیره‌ی عنکبوت» توی این منطقه‌ی جزر و مدیِ پهناور.

79
00:06:17,680 --> 00:06:21,800
‫مزرعه‌ی «سلیمان بوان» هم هست، یعنی پدربزرگِ «کفین».

80
00:06:21,840 --> 00:06:24,120
‫و بعدش هم اینجا، «کوید مور» رو داریم.

81
00:06:26,760 --> 00:06:30,040
‫یعنی همون جنگلی که «نسا تامان» توش ناپدید شد.

82
00:06:33,150 --> 00:06:36,150
‫اگه مدرکی پیدا کنیم که اینا رو به هم ربط بده، ربطشون می‌دیم.

83
00:06:37,680 --> 00:06:40,240
‫ولی تا اون موقع، می‌شه لطفاً فقط روی این تمرکز کنیم

84
00:06:40,280 --> 00:06:42,240
‫که «کفین هیل» چطوری مُرد و کی دست داشته؟

85
00:06:42,280 --> 00:06:45,800
‫آخرهفته‌ست، بهترین وقت واسه پرس‌وجو و دید و بازدیده. بیاید شروع کنیم.

86
00:06:45,840 --> 00:06:48,080
‫ممنون. «دِنگ»؟ «دِنگ»؟

87
00:06:48,120 --> 00:06:50,400
‫آره، آره.
‫برادرزاده یا خواهرزاده داری؟

88
00:06:50,440 --> 00:06:52,760
‫آره، یه برادرزاده دارم، دو سالشه.
‫باشه.

89
00:06:52,800 --> 00:06:54,880
‫تو می‌ری سراغِ بازجوییِ «جیمز ریس».

90
00:06:54,920 --> 00:06:57,320
‫منم می‌رم آمارِ اون خطِ لوله رو دربیارم.

91
00:06:59,000 --> 00:07:00,280
‫حله.

92
00:07:16,120 --> 00:07:19,160
‫تمامِ روز رو قراره تلویزیون ببینیم، مگه نه پسر؟

93
00:07:26,000 --> 00:07:27,920
‫«جیمز»، می‌تونم یه چیزی نشونت بدم؟

94
00:07:29,240 --> 00:07:31,240
‫بیا، یه لحظه نگهش دار.

95
00:07:32,040 --> 00:07:34,080
‫این...

96
00:07:36,120 --> 00:07:38,040
‫..یه چیزیه که «کفین» کشیده.

97
00:07:43,360 --> 00:07:45,760
‫می‌دونی این چیه؟

98
00:07:45,800 --> 00:07:47,760
‫این مردِ زنبوریه.

99
00:07:49,800 --> 00:07:51,560
‫ببین. تقریباً خوب شده.

100
00:07:52,800 --> 00:07:55,040
‫خوبه. خوشحالم.

101
00:07:56,800 --> 00:07:58,760
‫مردِ زنبوری؟

102
00:08:00,400 --> 00:08:02,120
‫اسمی هم داره؟

103
00:08:02,920 --> 00:08:04,560
‫«کیرن».

104
00:08:08,760 --> 00:08:11,160
‫«کیرن بنبو»؟

105
00:08:11,200 --> 00:08:12,960
‫فکر کنم.

106
00:08:16,160 --> 00:08:19,600
‫«کفین» می‌شناختش؟ واسه تولدِ «کفین» بهش کادو داد.

107
00:08:20,640 --> 00:08:23,120
‫کادو؟

108
00:08:30,000 --> 00:08:32,000
‫«جیمز»...

109
00:08:33,000 --> 00:08:35,880
‫..تو و «کفین»، روزِ پنج‌شنبه بعد از مدرسه پیشِ «کیرن» بودید؟

110
00:08:36,720 --> 00:08:38,720
‫داری ازش بازجویی می‌کنی؟

111
00:08:39,640 --> 00:08:41,760
‫اگه مهم نبود نمی‌پرسیدم.

112
00:08:42,790 --> 00:08:44,320
‫واسه کی؟

113
00:08:45,200 --> 00:08:47,200
‫واسه کی مهمه؟

114
00:08:47,240 --> 00:08:49,080
‫بیا اینجا. بدو بیا.

115
00:08:55,240 --> 00:08:58,400
‫اون «کیرن» رو از کجا می‌شناسه؟ چرا داره می‌ره «جزیره‌ی عنکبوت»؟

116
00:08:58,440 --> 00:09:00,960
‫- چرا گذاشتی همچین کاری بکنه
‫-  آروم باش «جکی».

117
00:09:02,800 --> 00:09:06,200
‫«کیرن بنبو» یکی از مظنون‌های ناپدید شدنِ «نسا» بود، «دیلان».

118
00:09:07,360 --> 00:09:10,120
‫اون مالِ سال‌ها پیشه. من می‌رم باهاش حرف می‌زنم.

119
00:09:11,040 --> 00:09:14,520
‫- «جکی»، بی‌خیال، این کار رو نکن.
‫- به ذهنت نرسیده

120
00:09:14,560 --> 00:09:17,760
‫بلایی که سرِ «کفین» اومده ممکنه به «نسا» ربط داشته باشه؟

121
00:09:33,680 --> 00:09:36,360
‫من هیچی در موردش نمی‌دونم. مالِ شورا نیست.

122
00:09:36,400 --> 00:09:38,400
‫خب، پس این خطِ لوله مالِ کیه؟

123
00:09:38,440 --> 00:09:41,200
‫اگه از اون بالا میاد، پس لابد مالِ «جزیره‌ی عنکبوته».

124
00:09:42,080 --> 00:09:44,440
‫- اون بالا؟
‫- هی، هی، هی، وایسا، وایسا، وایسا.

125
00:09:44,480 --> 00:09:46,480
‫- چی شده؟
‫- اونجا رو ببین.

126
00:09:46,520 --> 00:09:48,080
‫- کجا؟
‫- اونجا، نگاه کن.

127
00:09:48,920 --> 00:09:50,640
‫- تخم‌های پرنده‌ی «آبچلیک».
‫- اوه، آره.

128
00:09:50,680 --> 00:09:54,200
‫عجیبه. اونا نباید توی ماهِ اکتبر لونه‌سازی کنن.

129
00:09:56,560 --> 00:09:58,080
‫ام...

130
00:09:59,880 --> 00:10:02,840
‫افسرهات که نمی‌خوان کلِ اینجا رو قرق کنن، می‌خوان؟

131
00:10:02,880 --> 00:10:05,280
‫آخه اینجا کلی پرنده‌ی مردابیِ کمیاب هست.

132
00:10:05,320 --> 00:10:08,000
‫بهشون می‌گم مراقب باشن. خب فکر می‌کنی

133
00:10:08,040 --> 00:10:09,800
‫این خطِ لوله چند وقته اینجاست؟

134
00:10:09,840 --> 00:10:13,320
‫می‌گم شاید دو هفته‌ای بشه، وگرنه تا الان دیده بودمش.

135
00:10:13,360 --> 00:10:15,760
‫خونه‌های «جزیره‌ی عنکبوت» وضعیتشون خیلی لرزان و داغونه،

136
00:10:15,800 --> 00:10:17,600
‫جزر و مد هم خیلی زیاد بوده، واسه

137
00:10:17,640 --> 00:10:19,640
‫همین فکر کنم اون لوله رو کار گذاشتن.

138
00:10:21,200 --> 00:10:22,920
‫همه‌ی اینا، آره.

139
00:10:22,960 --> 00:10:24,960
‫همه‌ی اینا به‌زودی می‌ره زیرِ آب.

140
00:10:26,720 --> 00:10:29,480
‫اون توده‌ی هوایی توی خلیجِ مکزیک چه خبره؟

141
00:10:29,520 --> 00:10:31,520
‫خب، غیرقابلِ پیش‌بینیه.

142
00:10:31,560 --> 00:10:34,080
‫یه لحظه شبیه یه افتِ فشارِ
‫گرمسیریِ عادیه، همه‌چی نرماله،

143
00:10:34,120 --> 00:10:37,080
‫ولی لحظه‌ی بعد می‌بینی تبدیل شده به یه
‫طوفانِ تمام‌عیار با بادهایی که سرعتشون ۲۰۰ کیلومتره.

144
00:10:37,120 --> 00:10:39,120
‫فکر می‌کنی روی ما هم اثر بذاره؟

145
00:10:39,160 --> 00:10:41,560
‫جریان‌های هوایی که ازش جدا می‌شن طوفان‌های دیگه‌ای درست می‌کنن

146
00:10:41,600 --> 00:10:43,680
‫و اون طوفان‌ها به اروپای غربی می‌خورن،

147
00:10:43,720 --> 00:10:46,160
‫فقط دقیقاً نمی‌دونیم کِی یا کجا.

148
00:10:47,840 --> 00:10:49,440
‫آره.

149
00:10:49,480 --> 00:10:51,440
‫گوش کن، می‌خواستم...

150
00:10:52,120 --> 00:10:55,280
‫ببخشید اگه دیروز... یهو گذاشتمت توی عملِ انجام شده.

151
00:10:55,320 --> 00:10:57,400
‫می‌دونم به خاطرِ شغلت اینجایی

152
00:10:57,440 --> 00:11:00,040
‫و اصلاً نمی‌خواستم باعث بشم معذب بشی.

153
00:11:00,080 --> 00:11:02,080
‫فقط، می‌دونی...

154
00:11:03,200 --> 00:11:05,200
‫..دیدنِ دوباره‌ت یه غافلگیریِ قشنگ بود.

155
00:11:11,040 --> 00:11:13,040
‫درسته.
‫خب، ببین، من دیگه باید...

156
00:11:13,080 --> 00:11:15,400
‫آره، حله. باشه پس. به کارت برس.

157
00:12:17,840 --> 00:12:19,880
‫هیچ‌کس دلش نمی‌خواد بیاد این‌طرفا.

158
00:12:21,120 --> 00:12:23,520
‫لابد واسه همینه که عاشقِ «جزیره‌ی عنکبوت» هستن.

159
00:12:26,440 --> 00:12:28,920
‫اگه مجبور بشیم «مورفا» رو ترک کنیم، تو هم به اونا ملحق می‌شی؟

160
00:12:28,960 --> 00:12:30,920
‫اصلاً دلم نمی‌خواد با اون جماعت زندگی کنم.

161
00:12:30,960 --> 00:12:33,240
‫مگه بعضی‌هاشون رو نمی‌شناسی؟ «جین»، «کیرن».

162
00:12:34,440 --> 00:12:36,320
‫«کیرن بنبو».

163
00:12:40,080 --> 00:12:42,720
‫همه‌ی این قضایای پسرخاله «کفین» و حادثه‌ش...

164
00:12:46,040 --> 00:12:48,120
‫من رو یادِ وقتی می‌ندازه که «نسا» ناپدید شد.

165
00:12:50,160 --> 00:12:51,640
‫از چه لحاظ؟

166
00:12:52,600 --> 00:12:54,680
‫نمی‌دونم. فقط حالم رو بد می‌کنه.

167
00:12:56,440 --> 00:12:58,520
‫حسِ گناه، می‌دونی؟

168
00:13:01,800 --> 00:13:04,000
‫لازم نیست احساسِ گناه کنی، «کتی».

169
00:13:04,920 --> 00:13:08,480
‫این رو بذار به عهده‌ی بزرگترا. دو ساعت، باشه؟

170
00:13:55,360 --> 00:13:57,040
‫«کیرن»؟

171
00:14:37,680 --> 00:14:40,680
‫باید صادق باشم. این تنها کاریه که از دستم برمی‌آد، «شِل».

172
00:14:43,400 --> 00:14:45,400
‫گوه توش.

173
00:14:56,480 --> 00:14:58,480
‫بله؟

174
00:15:09,800 --> 00:15:12,200
‫تو اینجا چه گوهی می‌خوری؟

175
00:15:12,240 --> 00:15:16,360
‫تو اینجا چه کار می‌کنی؟ داری بازداشتش می‌کنی؟

176
00:15:16,400 --> 00:15:19,080
‫باید به جرمِ ورودِ غیرقانونی بازداشتت کنم.

177
00:15:19,120 --> 00:15:22,480
‫خودت رو الکی کفری نکن، «بول». «جکی»، باید بکشی عقب.

178
00:15:22,520 --> 00:15:24,920
‫شنیدی چی گفتم؟ حله؟

179
00:15:26,000 --> 00:15:27,520
‫«کیرن».

180
00:15:28,400 --> 00:15:31,520
‫من چیزی واسه پنهان کردن ندارم. آره، یه لحظه با من بیا، می‌شه؟

181
00:15:34,320 --> 00:15:37,840
‫ببین، مشکلی نداری بریم ایستگاه یه گپی بزنیم؟ حله؟

182
00:16:25,800 --> 00:16:28,200
‫- چطوری، «دنی».
‫- هی، «جکی».

183
00:16:28,240 --> 00:16:30,560
‫«شِل» خونه‌ست؟

184
00:16:30,600 --> 00:16:32,280
‫نه.

185
00:16:33,920 --> 00:16:35,960
‫با بقیه‌ی خونواده بالای مزرعه‌ست.

186
00:16:36,000 --> 00:16:41,560
‫امروز صبح رفت اونجا. آره، من فقط... فقط... نمی‌تونستم باهاش روبرو بشم.

187
00:16:45,520 --> 00:16:49,920
‫خب، پلیس امروز صبح اومد. ام...

188
00:16:51,240 --> 00:16:53,600
‫یه سری چیزا از اتاقِ خوابِ «کفین» برد.

189
00:16:53,640 --> 00:16:59,080
‫اونا... گفتن چیزی نگیم

190
00:16:59,120 --> 00:17:01,120
‫ولی می‌دونن...

191
00:17:02,160 --> 00:17:04,160
‫..می‌دونن که یکی جنازه رو جابه‌جا کرده.

192
00:17:04,830 --> 00:17:07,800
‫چی؟
‫آره. یکی همین‌جا.

193
00:17:08,800 --> 00:17:11,040
‫احتمالاً.

194
00:17:12,110 --> 00:17:13,720
‫کسی که همین‌جا زندگی می‌کنه.

195
00:17:14,920 --> 00:17:17,310
‫آخه چرا باید همچین کاری بکنن؟

196
00:17:17,350 --> 00:17:19,350
‫نمی‌دونم، «دنی».

197
00:17:21,440 --> 00:17:22,680
‫آره.

198
00:17:24,800 --> 00:17:29,480
‫هی، ببین، ام، ما که مغازه رو باز نمی‌کنیم و فریزر هم پُره، واسه همین...

199
00:17:29,520 --> 00:17:31,560
‫بیا، این رو بگیر ببر.

200
00:17:32,560 --> 00:17:35,960
‫ام، اینا... اینا خوبن. من گوشت نمی‌خورم، ولی مرسی.

201
00:17:36,000 --> 00:17:39,520
‫می‌تونی اینا رو ببری و... نمی‌تونم اینا رو بریزم دور.

202
00:17:39,560 --> 00:17:41,600
‫ام... می‌شه...

203
00:17:41,640 --> 00:17:43,920
‫می‌خوای یه کم ببری... می‌خوای...

204
00:17:45,040 --> 00:17:47,560
‫ببین، چرا یه کم واسه بابات نمی‌بری؟ ها؟

205
00:17:56,720 --> 00:17:59,120
‫نمی‌تونم نفس بکشم.
‫چیزی نیست.

206
00:17:59,160 --> 00:18:02,960
‫بیا اینجا. سعی کن از دماغت نفس بکشی.

207
00:18:03,000 --> 00:18:05,400
‫از دماغ بده تو...

208
00:18:05,440 --> 00:18:08,200
‫..بعدش از دهن بده بیرون. آروم.

209
00:18:08,240 --> 00:18:10,360
‫دوباره انجامش بده.

210
00:18:10,400 --> 00:18:13,160
‫خودشه، آفرین.

211
00:18:13,200 --> 00:18:15,880
‫یه بارِ دیگه. از دماغ بده تو.

212
00:18:15,920 --> 00:18:18,480
‫متأسفم. ببخشید!
‫طوری نیست.

213
00:18:19,480 --> 00:18:21,440
‫ببخشید.
‫بیا اینجا.

214
00:18:22,800 --> 00:18:25,320
‫ببخشید.
‫اشکالی نداره.

215
00:18:25,360 --> 00:18:27,360
‫شرمنده‌م.

216
00:18:31,360 --> 00:18:32,800
‫«جکی»، تو...

217
00:18:34,280 --> 00:18:37,400
‫..اگه چیزی شنیدی، هر چیزی، بهم می‌گی، مگه نه؟

218
00:18:37,440 --> 00:18:39,640
‫بهم خبر می‌دی، نه؟

219
00:18:39,680 --> 00:18:42,000
‫اونا دیگه هیچی به من نمی‌گن.

220
00:18:42,040 --> 00:18:44,880
‫آره.
‫ولی خب من...

221
00:18:46,640 --> 00:18:47,960
‫چی؟

222
00:18:50,440 --> 00:18:52,640
‫اونا...

223
00:18:52,680 --> 00:18:55,920
‫دارن دوباره از همه بازجویی می‌کنن، درسته؟ این کار رو می‌کنن.

224
00:18:55,960 --> 00:18:58,760
‫آره؟ ولی شنیدم دارن با «کیرن» حرف می‌زنن، «کیرن بنبو».

225
00:19:02,680 --> 00:19:04,200
‫چرا «کیرن بنبو»؟

226
00:19:04,240 --> 00:19:07,040
‫پرونده‌ی «نسا» رو یادت هست؟

227
00:19:07,080 --> 00:19:11,000
‫آره - همون صبحی که ناپدید شد، توی جنگل دیده شده بود.

228
00:19:11,040 --> 00:19:14,440
‫چندین بار دیده شده بود، می‌دونی کجا، همون‌جا که تابِ بچه‌هاست.

229
00:19:14,480 --> 00:19:18,280
‫و حالا هم شنیدم که با «کفین» وقت می‌گذرونده.

230
00:19:21,520 --> 00:19:23,600
‫نه، اون...

231
00:19:24,560 --> 00:19:26,720
‫با «کفین» وقت نمی‌گذروند.

232
00:19:27,920 --> 00:19:29,920
‫بهش یه کادو داد.

233
00:19:29,960 --> 00:19:31,520
‫چی؟ چه جور کادویی؟

234
00:19:33,760 --> 00:19:36,160
‫چه کادویی، «جکی»؟
‫نمی‌دونم.

235
00:19:36,200 --> 00:19:37,760
‫ام...

236
00:19:41,760 --> 00:19:44,840
‫ببخشید، نباید چیزی در موردِ «کیرن» می‌گفتم. فقط...

237
00:19:44,880 --> 00:19:46,880
‫می‌دونم پلیس وقتی از یه چیزی مطمئن بشه میاد باهات حرف می‌زنه،

238
00:19:46,920 --> 00:19:49,840
‫می‌دونم این کار رو می‌کنن.

239
00:19:54,240 --> 00:19:56,000
‫معذرت می‌خوام.

240
00:20:55,680 --> 00:21:00,840
‫- آخرین باری که اینجا بودم، توی یه خونه‌ی ویلاییِ لبِ ساحل زندگی می‌کردی.
‫- آره.

241
00:21:02,160 --> 00:21:05,840
‫شورا خریدش و تقریباً یه سال پیش تخریبش کرد.

242
00:21:05,880 --> 00:21:09,120
‫حله، پس پول رو گرفتی و اومدی توی این جهنم‌دره، درسته؟

243
00:21:09,160 --> 00:21:12,280
‫- چند نفر توی «جزیره‌ی عنکبوت» زندگی می‌کنن؟
‫- ۱۶ نفریم.

244
00:21:12,320 --> 00:21:14,960
‫ما یه جامعه‌ایم که در هماهنگیِ کامل با محیطِ زیست زندگی می‌کنیم.

245
00:21:15,000 --> 00:21:18,720
‫اون‌وقت هماهنگی با محیطِ زیست چطوری شاملِ ریختنِ آبِ شور

246
00:21:18,760 --> 00:21:21,920
‫- توی شهری می‌شه که همین الانش هم نصفش غرق شده؟
‫- مسخره‌م نکن.

247
00:21:21,960 --> 00:21:25,080
‫هی، بشین. «کیرن»، بشین. ما فقط داریم یه گپِ دوستانه می‌زنیم.

248
00:21:25,120 --> 00:21:27,120
‫من می‌دونم گپ‌های دوستانه‌ی شما چطوری پیش می‌ره.

249
00:21:27,160 --> 00:21:30,360
‫من هر روز دارم با همون گپِ دوستانه‌ای که سه سال پیش داشتیم زندگی می‌کنم.

250
00:21:31,800 --> 00:21:33,840
‫مثلِ یه بوی گند می‌مونه.

251
00:21:33,880 --> 00:21:35,880
‫مردم ازم دوری می‌کنن.

252
00:21:35,920 --> 00:21:39,880
‫می‌دونم که می‌دونی، چون دارم می‌بینم مردم اینجا چطوری بهت نگاه می‌کنن.

253
00:21:41,440 --> 00:21:44,320
‫یه جنازه‌ی بچه پیدا شده

254
00:21:44,360 --> 00:21:47,600
‫توی همون کانالی که تو توش آبِ شور خالی می‌کنی.

255
00:21:48,760 --> 00:21:50,760
‫جای نیشِ زنبور هم روی گردنش بود.

256
00:21:51,960 --> 00:21:54,080
‫فکر کنم بهتره بشینی، نه؟

257
00:22:00,160 --> 00:22:01,520
‫مرسی.

258
00:22:02,440 --> 00:22:05,520
‫عصرِ پنج‌شنبه داشتی به کندوهای زنبورت می‌رسیدی، درسته؟

259
00:22:05,560 --> 00:22:08,440
‫- آره. - «کفین هیل» پیشت بود؟
‫- نه، نبود.

260
00:22:09,440 --> 00:22:12,680
‫- ولی «کفین هیل» رو می‌شناسی دیگه؟
‫- می‌دونم کیه.

261
00:22:14,480 --> 00:22:17,080
‫چون اون و صمیمی‌ترین دوستش، «جیمز ریس»...

262
00:22:18,080 --> 00:22:21,280
‫- ..هردوشون جای نیشِ زنبور داشتن.
‫- اینجا تا دلت بخواد زنبور هست.

263
00:22:22,480 --> 00:22:24,760
‫- اونا موجوداتِ تدافعی‌ای هستن.
‫- واقعاً؟

264
00:22:24,800 --> 00:22:28,160
‫آره. وقتی احساسِ خطر کنن نیش می‌زنن.

265
00:22:28,200 --> 00:22:31,280
‫من بدونِ حضورِ وکیل حرف نمی‌زنم.

266
00:22:32,200 --> 00:22:34,760
‫من فقط قبول کردم که در موردِ خطِ لوله باهاتون صحبت کنم.

267
00:22:35,960 --> 00:22:39,520
‫باشه، حله.
‫فقط در موردِ خطِ لوله حرف می‌زنیم.

268
00:22:40,960 --> 00:22:42,880
‫چطوری کار می‌کنه؟

269
00:22:42,920 --> 00:22:46,560
‫ژنراتوری که به تمامِ قایق‌ها سرویس می‌ده داره غرق می‌شه.

270
00:22:46,600 --> 00:22:48,680
‫ما داریم زیرِ سطحِ دریا زندگی می‌کنیم.

271
00:22:48,720 --> 00:22:51,240
‫داریم هر کاری از دستمون برمی‌آد می‌کنیم تا زنده بمونیم.
‫آره، می‌فهمم.

272
00:22:51,280 --> 00:22:54,520
‫خب، پس می‌شه بی‌‌زحمت یه لیست از
‫تمامِ کسایی که از این موضوع خبر دارن بنویسی؟

273
00:22:54,560 --> 00:22:56,200
‫دقیقاً همین‌جا.

274
00:23:04,480 --> 00:23:06,840
‫لیست تمام کسایی که توی «جزیره عنکبوت»

275
00:23:06,880 --> 00:23:09,000
‫از قضیه خط لوله خبر داشتن رو دارم.

276
00:23:09,040 --> 00:23:11,040
‫لطفاً از همه‌شون اظهارات بگیرید.

277
00:23:19,760 --> 00:23:22,040
‫جیمز اصلاً با من حرف نزد.

278
00:23:22,080 --> 00:23:24,400
‫هیچی نگفت، حتی اسمش رو.

279
00:23:31,520 --> 00:23:33,400
‫فکر نکنم بتونیم یه بار دیگه باهاش بازجویی کنیم.

280
00:23:33,440 --> 00:23:35,480
‫مجبوریم این کار رو بکنیم.

281
00:23:35,520 --> 00:23:37,520
‫طفلکی خیلی ترسیده بود.

282
00:23:43,480 --> 00:23:45,440
‫راستی، قبل از اینکه بیام «مورفا»، یادداشت‌های

283
00:23:45,480 --> 00:23:48,520
‫شما رو درباره پرونده «نسا تامن» خوندم.

284
00:23:48,560 --> 00:23:51,000
‫یه سری ارتباط‌ها وجود داره.

285
00:23:51,040 --> 00:23:54,880
‫شما هم با «اوسیان نورتام»

286
00:23:54,920 --> 00:23:56,800
‫مصاحبه کردید و هم با «کیرن بنبو».

287
00:23:56,840 --> 00:24:00,000
- ‫و... یه کارگر مزرعه هم توی خانواده ‫«بوان» بود.
- «آگوست آنتونوف».

288
00:24:00,040 --> 00:24:02,600
‫- یادتون هست؟
‫- آره، اومد که اظهاراتش رو ثبت کنه.

289
00:24:02,640 --> 00:24:05,080
‫خب نه، می‌خواست حرف بزنه ولی هیچ‌وقت نزد.

290
00:24:05,120 --> 00:24:08,560
‫اون موقع مترجم دمِ دست نبود و تا وقتی یکی رو پیدا

291
00:24:08,600 --> 00:24:11,040
‫کردن، دیگه پشیمون شده بود و نمی‌خواست حرف بزنه.

292
00:24:11,080 --> 00:24:12,920
‫ما اون موقع با کلی آدم حرف زدیم.

293
00:24:12,960 --> 00:24:15,840
‫هیچ مدرکی نیست که نشون بده اون از این پرونده چیزی می‌دونه.

294
00:24:15,880 --> 00:24:18,160
‫بله، ولی شاید بتونه کمک کنه که بفهمیم...

295
00:24:18,200 --> 00:24:20,760
‫راستی، سوابق تمام کارگرهایی که روی دیوار ساحلی کار می‌کردن

296
00:24:20,800 --> 00:24:22,840
‫- رو چک کردی؟
‫- نه.

297
00:24:23,640 --> 00:24:26,720
‫«مک جونز» هنوز لیست کسایی که اونجا کار می‌کردن رو به ما نداده.

298
00:24:26,760 --> 00:24:30,120
‫- گفت اول می‌خواد با خودِ شما حرف بزنه.
‫- چرا؟ - چیزی نگفت.

299
00:24:32,160 --> 00:24:33,720
‫باشه.

300
00:25:25,040 --> 00:25:26,440
‫آهای!

301
00:25:27,560 --> 00:25:29,280
‫اوه، کیر توش.

302
00:25:30,240 --> 00:25:32,240
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

303
00:25:33,320 --> 00:25:36,640
‫اینجا دیگه صحنه جرم نیست، بول. باید تمومش کنی الیس.

304
00:25:36,680 --> 00:25:39,520
‫تو داری دردسر درست می‌کنی. اگه بخوایم هر مدرکی رو از قایقِ «کیرن»

305
00:25:39,560 --> 00:25:42,360
‫برداریم، الان دیگه توی دادگاه قابل قبول نیست.

306
00:25:43,800 --> 00:25:47,520
‫یه لباس زنبورداری سایزِ بچه توی اون قایقه. باید ضبطش کنی.

307
00:25:48,840 --> 00:25:50,520
‫یا جدِ سادات!

308
00:25:50,560 --> 00:25:54,040
‫این به عنوان مدرک کاملاً به درد
‫می‌خوره. ولی همین الان باید ببریش.

309
00:25:54,080 --> 00:25:56,960
‫به من نگو چی کار کنم،

310
00:25:57,000 --> 00:25:58,560
فهمیدی؟

311
00:26:00,320 --> 00:26:02,400
‫شنیدم جنازه رو جابه‌جا کردن.

312
00:26:08,040 --> 00:26:10,040
‫نمی‌تونم خودم رو کنار بکشم، منم بخشی از این قضایام.

313
00:26:11,080 --> 00:26:13,600
‫- کصشره. معلومه که می‌تونی.
‫- این رو نگاه کن.

314
00:26:13,640 --> 00:26:15,000
‫خواهش می‌کنم.

315
00:26:17,560 --> 00:26:19,200
‫این رو «کفین» کشیده.

316
00:26:19,240 --> 00:26:21,480
‫این رو هم «نسا» کشیده بود. با سه سال فاصله.

317
00:26:22,200 --> 00:26:25,600
‫دقیقاً دو روز قبل از اینکه «کفین» بمیره و «نسا» ناپدید بشه.

318
00:26:25,640 --> 00:26:28,440
‫- فقط برو خونه الیس.
‫- نمی‌تونی بهم بگی اینا به هم ربط ندارن.

319
00:26:28,480 --> 00:26:31,720
‫باید دست از کارآگاه‌بازی برداری.
‫به خاطرِ خودت می‌گم، خب؟

320
00:26:31,760 --> 00:26:35,200
‫- صیکتیر.
‫به خاطر خودت می‌گم. تو الان توی وضعیتِ
‫خطرناکی هستی و خودت هم می‌دونی.

321
00:26:35,240 --> 00:26:37,280
‫همه رو اینجا می‌شناسی، کله‌خق بازی درمی‌آری، با

322
00:26:37,320 --> 00:26:39,680
‫مظنون‌ها حرف می‌زنی، می‌ری توی قایق‌های مردم.

323
00:26:39,720 --> 00:26:42,760
‫داری توی این پرونده دخالت می‌کنی و اگه

324
00:26:42,800 --> 00:26:44,880
‫تمومش نکنی، می‌دم بازداشتت کنن. حالیته؟

325
00:26:44,920 --> 00:26:46,960
‫نمی‌تونی بهم بگی اینا به هم وصل نیستن.

326
00:26:48,560 --> 00:26:50,080
‫برو خونه.

327
00:26:54,240 --> 00:26:56,600
‫باید روی هر دو تا پرونده تحقیق کنی، بول.

328
00:26:56,624 --> 00:27:01,624
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@

329
00:27:38,000 --> 00:27:41,160
‫خب، یه دلیل بیار که چرا باید پرونده «نسا تامن» رو...

330
00:27:42,160 --> 00:27:44,480
‫..به پرونده «کفین هیل» ربط بدیم.

331
00:27:48,640 --> 00:27:51,200
‫خب، روشِ کار مشابهه.

332
00:27:51,240 --> 00:27:54,480
‫هر دوتاشون بچه‌های نُه ساله بودن که توی شرایط مشابهی غیب شدن.

333
00:27:54,520 --> 00:27:58,200
‫ما نمی‌دونیم شرایط مشابه بوده یا نه،
‫چون جنازه «نسا» هیچ‌وقت پیدا نشد.

334
00:27:58,240 --> 00:28:01,200
‫اما بعیده که آدم‌ربایی بوده باشه و با توجه به سنش،

335
00:28:01,240 --> 00:28:04,560
‫- احتمالاً مُرده.
‫- شاید داریم با همون مظنون‌های قبلی حرف می‌زنیم،

336
00:28:04,600 --> 00:28:07,360
‫ولی هیچ لینکی توی مدارک یا اظهاراتِ

337
00:28:07,400 --> 00:28:09,560
‫شهود نیست، و روشِ کارِ تو هم زیرِ سواله.

338
00:28:13,880 --> 00:28:15,680
‫گل‌کلم و پنیرت چطوره؟

339
00:28:16,680 --> 00:28:18,360
‫بد نیست.

340
00:28:18,400 --> 00:28:20,400
‫تموم شد؟

341
00:28:25,360 --> 00:28:27,360
‫دمت گرم، مرسی.

342
00:28:34,240 --> 00:28:36,480
‫می‌دونم چرا نمی‌خوای این دو تا پرونده به هم ربط پیدا کنن.

343
00:28:37,800 --> 00:28:41,640
‫چون اون‌موقع معلوم می‌شه که در مورد خواهرِ
‫جکی الیس، یعنی «لیدیا تامن»، اشتباه کردی.

344
00:28:43,920 --> 00:28:46,640
‫می‌دونم اون موقع که بهش تهمت زدی، قضیه خیلی بزرگ شد.

345
00:28:50,360 --> 00:28:52,680
‫واسه همین بود که جکی الیس استعفا داد؟

346
00:28:54,040 --> 00:28:56,840
‫چون تو خواهرش رو متهم کردی که «نسا» رو کشته؟

347
00:28:58,960 --> 00:29:02,160
‫جکی الیس به خاطر «سوءرفتار شدید» معلق شده بود. واسه همین رفت.

348
00:29:02,200 --> 00:29:03,920
‫- سوءرفتار؟
‫- آره.

349
00:29:16,280 --> 00:29:18,280
‫♪ یه معجونِ عجیب ♪

350
00:29:19,560 --> 00:29:21,560
‫♪ اون یه جورایی واسه خودش شیطونیه ♪

351
00:29:21,600 --> 00:29:23,760
‫♪ که داره با چسب ور می‌ره ♪

352
00:29:23,800 --> 00:29:26,080
‫♪ اگه حواستو جمع نکنی ♪

353
00:29:26,120 --> 00:29:28,080
‫♪ به دست و پای تو هم می‌چسبه ♪

354
00:29:28,120 --> 00:29:29,680
‫♪ به خودِ تو ♪

355
00:29:31,480 --> 00:29:34,040
‫♪ آخه تو دیگه چه احمقی هستی؟ ♪

356
00:29:38,480 --> 00:29:40,480
‫♪ یه معجونِ عجیب ♪

357
00:29:40,520 --> 00:29:42,720
‫♪ که داره هر چی تو وجودته رو از بین می‌بره… ♪

358
00:32:18,640 --> 00:32:20,520
‫شل.

359
00:32:23,240 --> 00:32:25,480
‫دوباره اون منقارِ لعنتیت رو کردی توی کارِ بقیه.

360
00:32:25,520 --> 00:32:28,480
‫می‌دونی دیشب اولین شبی بود که توی این

361
00:32:28,520 --> 00:32:30,480
‫۱۶ سال، «دنی» توی خونه‌ی خودش نخوابید؟

362
00:32:30,520 --> 00:32:33,080
‫-اونقدر حالش بد بود.
‫- شل، درکت می‌کنم.

363
00:32:33,120 --> 00:32:35,120
‫- خیلی متأسفم...
‫- باید از دستت خیلی عصبانی باشم.

364
00:32:35,160 --> 00:32:37,000
‫می‌دونی، واقعاً هم هستم.

365
00:32:39,400 --> 00:32:43,720
‫به «دنی» نگفتم، ولی دیدمت که توی جزیره با «کیرن» بودی.

366
00:32:43,760 --> 00:32:47,160
‫تو خیلی آدمِ فضولی هستی جکی الیس.

367
00:32:47,200 --> 00:32:49,440
‫این هیچ ربطی به «کیرن» نداره.

368
00:32:49,480 --> 00:32:51,360
‫نه اون‌جوری که تو فکر می‌کنی.

369
00:32:51,400 --> 00:32:54,560
‫- خب پس چه جوریه؟
‫-  سرت تو کارِ خودت باشه.

370
00:32:54,600 --> 00:32:58,000
‫- هنوز باهاش در ارتباطی؟
‫- قضیه مالِ خیلی وقت پیشه.

371
00:33:02,760 --> 00:33:04,760
‫تمومش کن دیگه، باشه؟

372
00:33:04,800 --> 00:33:07,800
‫درست همون موقعی نبود که «کفین» به دنیا اومد، شل؟

373
00:33:12,240 --> 00:33:14,200
‫بکش بیرون از این قضیه.

374
00:33:51,400 --> 00:33:53,160
‫تو اینجا چه کار می‌کنی؟

375
00:33:56,040 --> 00:34:00,320
‫- خوابم نمی‌برد. خواهرم چی؟
‫پاشو برو خونه.

376
00:34:00,360 --> 00:34:03,400
‫- پیشِ اون و بچه‌ها باش.
‫- فکر کردی داری چه کار می‌کنی؟

377
00:34:04,240 --> 00:34:08,630
‫- اون حالش خوبه.
‫- نه بابا، اصلاً هم خوب نیست. بدو برو خونه. همین الان.

378
00:35:07,760 --> 00:35:10,480
‫اون مویی که روی جنازه پیدا کردیم مالِ «کفین» نیست.

379
00:35:11,200 --> 00:35:13,440
‫توی پایگاه داده چک کردیم، با هیچ‌کس جور درنیومد.

380
00:35:14,320 --> 00:35:15,880
‫باشه.

381
00:35:17,080 --> 00:35:20,800
‫- جزئیات دیگه‌ای هم هست؟
‫- آره، کوتاهه. متمایل به قهوه‌ای.

382
00:35:20,840 --> 00:35:22,600
‫درسته.

383
00:35:22,640 --> 00:35:26,000
‫تراشه‌های زیرِ ناخن...
‫آره... شاملِ الیافِ لاستیکِ

384
00:35:26,040 --> 00:35:29,240
‫بوتیل و الیافِ پلی‌اتیلن با چگالیِ بالاست. دی‌ان‌ای پیدا نشد.

385
00:35:30,160 --> 00:35:33,280
‫احتمالاً قاتل لباسِ محافظ و دستکش لاستیکی دستش بوده.

386
00:35:33,320 --> 00:35:35,560
‫از این دستکش‌های معمولیِ ظرفشویی هم نبوده.

387
00:35:35,600 --> 00:35:38,440
‫- قاتلِ من؟
‫- شک نکن. - گوه توش.

388
00:35:39,360 --> 00:35:41,480
‫«کفین» رو زیرِ آب نگه داشتن...

389
00:35:42,800 --> 00:35:45,120
‫..و اون دست‌وپا زده.

390
00:35:45,160 --> 00:35:47,520
‫پشتِ گردنش آثارِ کبودی هست.

391
00:35:47,560 --> 00:35:49,560
‫ردِ انگشته.

392
00:35:55,880 --> 00:35:57,880
‫ادامه بدم؟

393
00:35:57,920 --> 00:35:59,840
‫آره، بگو.

394
00:36:01,120 --> 00:36:04,880
‫ام، ما آثاری از «هیدروکسید سدیم» توی چشم‌های «کفین» پیدا کردیم.

395
00:36:04,920 --> 00:36:07,760
‫- ببخشید، سدیمِ چی؟
‫- سودِ پرک. همون چاه‌بازکنِ قوی.

396
00:36:07,800 --> 00:36:11,720
‫خیلی قلیایی و خورنده‌ست، بستگی داره چقدر غلیظ باشه.

397
00:36:12,720 --> 00:36:15,880
‫به نظر می‌رسه توی همون آبی بوده که توش غرق شده.

398
00:36:15,920 --> 00:36:18,680
‫با توجه به التهابِ دورِ چشم، بینی و دهنش،

399
00:36:18,720 --> 00:36:20,720
‫آخه چطوری اون ماده سر از آب درآورده؟

400
00:36:20,760 --> 00:36:22,760
‫اون‌طرفا جایی هست که زباله دفن کنن؟ (لندفیل)

401
00:36:22,800 --> 00:36:25,320
‫جای دفن زباله؟
‫اولین جاییه که من می‌گردم. باشه.

402
00:36:25,360 --> 00:36:27,040
‫خیلی خب، پس.

403
00:36:27,080 --> 00:36:29,880
‫ببین، چیزِ... دیگه‌ای هست که باید بدونم؟

404
00:36:29,920 --> 00:36:32,040
‫تماسِ مستقیم با هیدروکسید سدیم

405
00:36:32,080 --> 00:36:34,320
‫می‌تونه باعثِ سوختگی‌های شدیدی روی پوست بشه.

406
00:36:34,360 --> 00:36:37,160
‫- خب، «کفین» سوختگی داشت؟
‫- نه، ولی احتمالاً قاتلِت سوختگی داره.

407
00:36:37,200 --> 00:36:39,840
‫باشه. مرسی ایرین.
‫ممنون.

408
00:37:27,440 --> 00:37:29,440
‫جناب کارآگاه.
‫مک جونز.

409
00:37:32,160 --> 00:37:35,200
‫لیستِ تمامِ کارگرهایی که روزِ پنج‌شنبه کار می‌کردن رو لازم دارم.

410
00:37:35,240 --> 00:37:37,600
‫می‌خواستم قبل از اینکه لیست رو بهت بدم، باهات حرف بزنم.

411
00:37:37,640 --> 00:37:41,880
‫- لیست توی حیاطه، می‌خوای با من بیای اونجا؟
‫- باشه، حتماً.

412
00:37:41,920 --> 00:37:44,560
‫این چند وقته از شهر رفته بودی بیرون؟

413
00:37:45,400 --> 00:37:47,400
‫آره، باید می‌رفتم یه سری چیزها رو تحویل می‌گرفتم.

414
00:37:58,600 --> 00:38:00,760
‫یه لحظه صبر کن الان برمی‌گردم... دمت گرم.

415
00:38:11,840 --> 00:38:15,720
‫بفرما؛ اسم‌ها، آدرس‌ها، روزهایی که کار کردن، همه‌اش اینجاست.
‫هر کسی که برای من کار کرده.

416
00:38:15,760 --> 00:38:19,320
‫- می‌تونی از روش کپی بگیری.
‫- خیلی خب، باشه. فقط واسه اطمینان،

417
00:38:19,360 --> 00:38:21,600
‫شما روز پنج‌شنبه از ساعت ۴ بعد از ظهر

418
00:38:21,640 --> 00:38:24,040
‫- تا وقتی که ساعت ۷ رفتی جلسه شورای شهر، همین‌جا بودی؟
‫- بله، درسته.

419
00:38:24,080 --> 00:38:27,080
‫ببین، می‌خواستم یه چیزی رو بهت بگم... اون‌وری رو می‌بینی؟

420
00:38:27,120 --> 00:38:29,040
‫- کی رو؟ «دیلان ریس»؟
‫- آره.

421
00:38:29,080 --> 00:38:33,040
‫اون روزی که «کفین» مُرد، سرِ کار بود ولی
‫همین‌جا بود، تنها بود، توی سایتِ اصلی نبود.

422
00:38:34,120 --> 00:38:37,400
‫- در ضمن، سابقه هم داره.
‫- سابقه‌اش جزئیه، مال خیلی وقت پیشه.

423
00:38:37,440 --> 00:38:40,360
‫-  چند تا تلویزیون دزدیده بود و یه کم هم ماری‌جوانا همراهش بود.
‫- «دیلان ریس» رو می‌شناسم.

424
00:38:40,400 --> 00:38:43,080
‫خب، اون آدمِ احمقیه، ولی از اون احمق‌های خوب و بی‌خطره.

425
00:38:43,120 --> 00:38:46,680
‫می‌دونم سیستم شما چطوری کار می‌کنه و دنبال آدم‌های سابقه‌دار می‌گردید،

426
00:38:46,720 --> 00:38:48,760
‫ولی می‌خوام دوباره بگم که «دیلان» پسر خوبیه و هیچ ربطی به این ماجرا نداره.

427
00:38:48,800 --> 00:38:51,320
‫اگه سرِ زمین نبود، پس اینجا چی‌کار می‌کرد؟

428
00:38:51,360 --> 00:38:54,160
‫معمولاً یه نفر رو اینجا نگه می‌دارم که اگه باری رسید، تحویل بگیره.

429
00:38:56,840 --> 00:38:59,840
‫- راستی قضیه «سانی‌ساید» چی شد؟
‫- منتظر تاییدیه نقشه و ساخت‌وسازیم.

430
00:38:59,880 --> 00:39:02,840
‫آره؟ الان چهار ساله که همین‌طوری افتاده. اونجا دیگه مخروبه شده.

431
00:39:02,880 --> 00:39:06,160
‫آره، سال ۲۰۰۵ یه سیل بزرگ اومد و کل اون منطقه رو از بین برد.

432
00:39:07,000 --> 00:39:09,000
‫بچه که بودم همیشه می‌ومدم اینجا.

433
00:39:09,840 --> 00:39:11,520
‫فکر می‌کردم اینجا یه جای جادوییه.

434
00:39:11,560 --> 00:39:13,600
‫وقتی بازسازیش کنیم، مردم عاشقش می‌شن.

435
00:39:13,640 --> 00:39:16,200
‫فکر می‌کردم به همه‌تون توصیه
‫کردن که «مورفا» رو ترک کنید؟

436
00:39:16,240 --> 00:39:18,760
‫من عاشق اینجام. «نسا» رو همین‌جا دیدم.

437
00:39:18,800 --> 00:39:20,800
‫الان یه بچه یک‌ساله داریم.

438
00:39:21,560 --> 00:39:23,720
‫اینجا خونه‌ی ماست. همه‌مون همین حس رو داریم.

439
00:39:23,760 --> 00:39:26,600
‫و این دیوار ساحلی باعث می‌شه
‫دیگه مجبور نباشیم از اینجا بذاریم بریم.

440
00:39:27,320 --> 00:39:31,080
‫- دمت گرم بابت لیست. بهت برمی‌گردونمش.
‫- موفق باشی. - قربانت، فعلاً.

441
00:39:51,800 --> 00:39:54,480
‫- بیا، بریم سوار ماشین شیم.
‫- باشه.

442
00:40:10,800 --> 00:40:12,800
‫آهان، که این‌طور.

443
00:40:14,400 --> 00:40:16,360
‫یعنی هیچ مرکز دفن زباله‌ای متعلق
‫به شهرداری نیست؟

444
00:40:16,400 --> 00:40:18,400
‫اوکی.

445
00:40:19,360 --> 00:40:23,920
‫پس نزدیک‌ترین مرکز دفن زباله ۳۰ مایل
‫اون‌طرف‌تر توی خشکیه.

446
00:40:23,960 --> 00:40:26,640
‫خیلی دوره. با توجه به زمان مرگ و

447
00:40:26,680 --> 00:40:29,840
‫جزر و مد، اون بچه حتماً همین‌جا مرده.

448
00:41:05,280 --> 00:41:06,680
‫هی...

449
00:41:07,520 --> 00:41:09,400
‫«کیرن بنبو».

450
00:41:28,000 --> 00:41:30,520
‫- بابا!
‫- سلام عزیزم.

451
00:41:38,800 --> 00:41:41,520
‫هی. سلام.
‫ چطوری؟ سلام.

452
00:41:43,160 --> 00:41:45,560
‫سلام کوچولو.

453
00:41:47,400 --> 00:41:49,360
‫می‌خوام از همه‌تون تشکر کنم که اومدید

454
00:41:50,240 --> 00:41:55,320
‫تا به ما و به «کفین» ادای احترام کنید.

455
00:41:57,040 --> 00:41:59,040
‫«کفین» پسرِ فوق‌العاده‌ای بود...

456
00:42:00,840 --> 00:42:02,840
‫و عاشق این‌جا بود.

457
00:42:04,120 --> 00:42:05,760
‫عاشق این مردم و این شهر بود...

458
00:42:06,960 --> 00:42:10,960
‫و اصلاً دلش نمی‌خواست ببینه که ما این چیزها رو
‫از دست می‌دیم، می‌دونید، که همدیگه رو از دست بدیم

459
00:42:11,000 --> 00:42:12,600
‫اینجارو از دست بدیم.

460
00:42:13,560 --> 00:42:17,240
‫«مورفا هلن» تمام اون چیزی بود که «کفین» می‌شناخت و بهش عشق می‌ورزید.

461
00:42:19,400 --> 00:42:21,840
‫پس، هر اتفاقی که در آینده بیفته...

462
00:42:23,440 --> 00:42:25,440
‫باید همه کنار هم بمونیم و پُشت هم باشیم.

463
00:42:27,280 --> 00:42:29,840
‫پلیس با ما در تماس بوده...

464
00:42:31,120 --> 00:42:34,800
‫و اونا فکر نمی‌کنن مرگ «کفین» یه حادثه بوده باشه.

465
00:42:37,400 --> 00:42:40,200
‫ما فقط می‌خوایم بفهمیم چه
‫اتفاقی افتاده، می‌دونید چی می‌گم؟

466
00:42:42,440 --> 00:42:47,720
‫پس اگه کسی از شما چیزی می‌دونه یا چیزی شنیده

467
00:42:47,760 --> 00:42:50,440
‫و نمی‌خواد به پلیس بگه،

468
00:42:50,480 --> 00:42:52,360
‫بیاد پیشِ من، باشه؟

469
00:42:52,400 --> 00:42:53,720
‫قبوله؟

470
00:42:55,360 --> 00:42:57,360
‫منظورم اینه که ما فقط می‌خوایم...

471
00:43:08,160 --> 00:43:11,480
‫♪ ای بزرگایِ عالم، ای آدمای باسواد ♪

472
00:43:11,520 --> 00:43:14,480
‫♪ شما که همه‌چی رو می‌دونید، بهم بگید ♪

473
00:43:15,400 --> 00:43:18,280
‫♪ که اصلاً از چی ساخته شده؟ ♪

474
00:43:18,320 --> 00:43:21,960
‫♪ این حسِ لعنتیِ حسرت و دلتنگی… ♪

475
00:43:22,920 --> 00:43:26,240
‫♪ چه جنسی داره؟ چی توش ریختن؟ ♪

476
00:43:26,280 --> 00:43:30,400
‫♪ چه موادی قاطیش کردن؟ ♪

477
00:43:30,424 --> 00:43:34,324
♪ که چرا هر چی می‌گذره تموم نمی‌شه؟ ♪

478
00:43:34,400 --> 00:43:37,600
‫♪ حتی وقتی مثل لباس تنته و مدام باهاشی، چرا کهنه نمی‌شه؟ ♪

479
00:43:38,720 --> 00:43:41,600
‫♪ طلا بالاخره یه روزی تموم می‌شه ♪

480
00:43:41,640 --> 00:43:45,280
‫♪ نقره هم یه جا به آخر می‌رسه ♪

481
00:43:45,320 --> 00:43:48,960
‫♪ مخمل هم از سکه می‌افته و از بین می‌ره ♪

482
00:43:49,000 --> 00:43:53,160
‫♪ ابریشم هم یه روزی می‌پوسه و تموم می‌شه… (اما این دلتنگی نه) ♪

483
00:43:55,500 --> 00:43:57,500
{\an8}‫چیکار کردی؟ فقط اونجا واستادی نگاش کردی؟

484
00:43:57,524 --> 00:43:59,524
{\an8}‫دقیقاً داری چه پیشنهادی میدی اینجا، که تو...

485
00:43:59,548 --> 00:44:00,548
{\an8}‫که اون حرف زد...

486
00:44:00,572 --> 00:44:02,572
{\an8}‫چرا فکر می‌کنی من احساس گناه دارم...؟

487
00:44:02,596 --> 00:44:04,096
{\an8}‫کمکت می‌کنه یا چی...

488
00:44:04,120 --> 00:44:05,120
{\an8}‫شروع نکن

489
00:44:05,144 --> 00:44:06,144
{\an8}‫اینجا نه

490
00:44:06,168 --> 00:44:07,168
{\an8}‫خیلی‌خب!

491
00:44:07,192 --> 00:44:10,192
{\an8}‫بسه، دیگه بیشتر از این نمی‌خوام، خب!

492
00:44:10,216 --> 00:44:13,216
{\an8}‫تو، تو، با من، دیگه بسه، دیگه نه

493
00:44:24,360 --> 00:44:25,960
‫«کیرن»!

494
00:44:32,480 --> 00:44:34,360
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

495
00:44:34,400 --> 00:44:36,600
‫- اومدم ادای احترام کنم.
‫- فکر می‌کنی این کار احترامه؟

496
00:44:36,640 --> 00:44:39,240
‫اونم وقتی خانواده‌اش می‌دونن داری
‫بازجویی می‌شی پاشدی اومدی اینجا؟

497
00:44:39,280 --> 00:44:41,160
‫ببین، می‌دونم می‌خوای این قضیه رو بندازی گردن من.

498
00:44:41,200 --> 00:44:44,640
‫ولی من هیچ ربطی به «نسا» نداشتم و هیچ ربطی هم به این ماجرا ندارم.

499
00:44:46,560 --> 00:44:48,520
‫می‌دونم اون بچه، بچه‌ی تو بود.

500
00:44:49,280 --> 00:44:50,680
‫«کفین» رو می‌گم.

501
00:44:51,440 --> 00:44:53,400
‫تو از کدوم گوری می‌دونی؟

502
00:44:54,440 --> 00:44:56,480
‫کی بهت گفته؟

503
00:44:57,400 --> 00:44:58,960
‫«شِل» گفته؟

504
00:44:59,000 --> 00:45:00,840
‫جکی الیس هستم.

505
00:45:02,640 --> 00:45:04,360
‫کارآگاه «جس دنگ».

506
00:45:08,920 --> 00:45:10,840
‫من مسئولِ صحنه جرمِ «بول» هستم.

507
00:45:10,880 --> 00:45:12,920
‫برای این پرونده تعیین شدم، پارتنرش نیستم.

508
00:45:14,200 --> 00:45:16,440
‫شنیده بودم پلیسِ خوبی هستی.

509
00:45:17,200 --> 00:45:19,440
‫این اولین پرونده‌ته؟

510
00:45:19,480 --> 00:45:22,280
‫- لازم نیست نگران این موضوع باشی، ما کاملاً حواسمون به همه چی هست.
‫- آره.

511
00:45:22,320 --> 00:45:25,000
‫منم توی اولین پرونده‌ام همین‌قدر اعتمادبه‌نفس داشتم.

512
00:45:25,040 --> 00:45:29,360
‫ولی هیچ‌چیزی اون‌قدری که به نظر می‌رسه ساده نیست، کارآگاه.
‫باید به شک و تردیدهات گوش بدی.

513
00:45:29,400 --> 00:45:33,000
‫و اگه شک نداری، باید بگردی و پیداشون کنی.

514
00:45:33,040 --> 00:45:34,720
‫دنی!

515
00:45:40,400 --> 00:45:43,120
‫«شِل»، می‌دونم خیلی بهم ریخته‌ست.

516
00:45:44,440 --> 00:45:46,040
‫کجا داره می‌ره؟

517
00:45:46,960 --> 00:45:48,160
‫«شِل»؟

518
00:45:48,200 --> 00:45:50,120
‫داره می‌ره به «جزیره عنکبوت»؟

519
00:45:50,960 --> 00:45:53,720
‫برش گردون جکی، خواهش می‌کنم.

520
00:46:01,520 --> 00:46:03,560
‫کث! کث!

521
00:46:04,880 --> 00:46:07,760
‫ببین، یه لحظه اینجا منتظر می‌مونی؟ الان برمی‌گردم.

522
00:46:07,800 --> 00:46:09,600
‫آهای!

523
00:46:09,640 --> 00:46:12,600
‫اونا دارن کجا می‌رن؟
‫هان؟ دخترعموت کث و جکی دارن کجا می‌رن؟

524
00:46:12,640 --> 00:46:15,720
‫دارن می‌رن به «جزیره عنکبوت».

525
00:46:15,760 --> 00:46:17,280
‫گوه توش!

526
00:46:36,040 --> 00:46:38,120
‫نمی‌خوام به کسی آسیب بزنم، باشه؟

527
00:46:38,160 --> 00:46:41,480
‫فقط می‌خوام با «کیرن» حرف بزنم، همین.

528
00:46:41,520 --> 00:46:43,640
‫- دنی.
‫- جکی.

529
00:46:46,920 --> 00:46:48,920
‫می‌خوام کمکت کنم دنی.

530
00:46:50,000 --> 00:46:51,840
‫کاری از دستت برنمی‌آد.

531
00:46:51,880 --> 00:46:53,960
‫این یه قضیه بین من و «کیرن» هست.

532
00:46:55,000 --> 00:46:58,040
‫- برو پیِ کارت، خواهش می‌کنم.
‫- یکم بهش فضا بده.

533
00:46:58,080 --> 00:47:02,280
‫من می‌دونم... چرا مدام می‌رفتی به اون جنگل.

534
00:47:03,760 --> 00:47:05,720
‫اونجا بود که می‌دیدیش، درسته؟

535
00:47:07,800 --> 00:47:09,320
‫«شِل» بهم گفت.

536
00:47:11,000 --> 00:47:12,880
‫تمام این سال‌ها...

537
00:47:12,920 --> 00:47:16,080
‫می‌رفتی و با پسرِ من بازی می‌کردی...

538
00:47:16,960 --> 00:47:19,640
‫- انگار که پسرِ خودته.
‫- قضیه اون‌طوری نبود.

539
00:47:19,680 --> 00:47:22,400
‫- دنی، اون اسلحه رو بذار زمین. خواهش می‌کنم.
‫- اصلاً بهش گفتی؟

540
00:47:22,440 --> 00:47:24,880
‫- نه.
‫- دنی، می‌تونیم یه راهی براش پیدا کنیم.

541
00:47:24,920 --> 00:47:27,880
‫من فقط می‌خواستم گاهی وقت‌ها ببینمش، کل ماجرا همین بود.

542
00:47:27,920 --> 00:47:30,280
‫حالا که فهمیده ، همه چی عوض می‌شه.

543
00:47:30,320 --> 00:47:34,440
‫اون نمی‌دونست! چیزی رو که فکر می‌کنی دلم می‌خواد بشنوم به خوردِ من نده!

544
00:47:34,480 --> 00:47:36,640
‫- باشه.
‫- دنی.

545
00:47:36,680 --> 00:47:39,400
‫بسه دیگه. بذارش زمین.

546
00:47:42,880 --> 00:47:45,040
‫- تو کشتینش؟
‫- نه!

547
00:47:45,080 --> 00:47:47,720
‫اسلحه رو بذار زمین دنی، خواهش می‌کنم.

548
00:47:47,760 --> 00:47:49,120
‫من...

549
00:47:50,240 --> 00:47:52,400
‫من همیشه شک داشتم ولی هیچ‌وقت مطمئن نبودم.

550
00:47:53,320 --> 00:47:55,320
‫و...

551
00:47:55,360 --> 00:47:58,120
‫آره، وقتی زنده بود... اصلاً مهم نبود.

552
00:47:59,640 --> 00:48:01,640
‫واقعاً فرقی نمی‌کرد. اون فقط...

553
00:48:02,760 --> 00:48:06,400
‫اونجا بود، «کفینِ» قشنگِ من بود...

554
00:48:08,080 --> 00:48:10,080
‫و منم اونجا بودم و باباش بودم.

555
00:48:12,480 --> 00:48:15,560
‫اصلاً می‌فهمی چه حالی داره...

556
00:48:16,800 --> 00:48:18,880
‫که اونجا بایستی...

557
00:48:18,920 --> 00:48:20,560
‫جلوی...

558
00:48:21,560 --> 00:48:23,960
‫جلوی همه...

559
00:48:24,000 --> 00:48:25,840
‫دوستات بیان بهت دلداری بدن...

560
00:48:26,840 --> 00:48:29,200
‫...بیان تسلیت بگن به...

561
00:48:29,240 --> 00:48:31,240
‫پدرِ «کفین»؟

562
00:48:31,280 --> 00:48:33,840
‫و من همش دارم با خودم فکر می‌کنم «همه‌ی اینا یه دروغه».

563
00:48:36,680 --> 00:48:38,680
‫تو پدرِ اونی.

564
00:48:39,920 --> 00:48:41,880
‫واقعاً هستی. پس...

565
00:48:43,760 --> 00:48:45,760
‫پس من این وسط چی‌کاره‌ام؟

566
00:48:48,640 --> 00:48:50,600
‫یه آدمِ قلابی.

567
00:48:54,760 --> 00:48:56,040
‫کیر توش.

568
00:48:56,080 --> 00:48:57,320
‫نه، دنی!

569
00:48:57,360 --> 00:49:00,560
‫تو پدرشی دنی. به من نگاه کن.

570
00:49:00,600 --> 00:49:03,640
‫تو از وقتی به دنیا اومد، روز و شب مراقبش بودی.

571
00:49:03,680 --> 00:49:05,360
‫بهش عشق ورزیدی.

572
00:49:05,400 --> 00:49:07,200
‫باشه؟ خانواده یعنی همین.

573
00:49:07,240 --> 00:49:10,240
‫پدری کردن یعنی همین، به ژنتیکِ لعنتی ربطی نداره.

574
00:49:11,680 --> 00:49:13,680
‫واسه همینه که الان داری زجر می‌کشی.

575
00:49:13,720 --> 00:49:17,320
‫و تو کاملاً حق داری که عزادار باشی، چون اون عاشقت بود دنی.

576
00:49:18,360 --> 00:49:19,880
‫وای، خدای من.

577
00:49:21,360 --> 00:49:23,200
‫نه!

578
00:49:23,240 --> 00:49:25,240
‫چیزی نیست.

579
00:49:26,040 --> 00:49:27,880
‫متأسفم.

580
00:49:28,840 --> 00:49:30,840
‫- اشکالی نداره.
‫- متأسفم.

581
00:49:36,560 --> 00:49:39,640
‫واقعاً معذرت می‌خوام. اصلاً نمی‌دونم دارم چه غلطی می‌کنم.

582
00:49:48,680 --> 00:49:50,680
‫عیبی نداره.

583
00:49:53,040 --> 00:49:55,040
‫بیا بریم دیگه، دنی. پاشو.

584
00:49:57,840 --> 00:50:01,280
‫پس واسه همین بود اون روزی که «نسا» غیبش زد، تو توی جنگل بودی.

585
00:50:01,960 --> 00:50:04,000
‫داشتی با «کفین» وقت می‌گذروندی.

586
00:50:05,320 --> 00:50:07,480
‫من... می‌دونم فکر می‌کنی

587
00:50:07,520 --> 00:50:09,240
‫من دیدمش، ولی... ندیدم.

588
00:50:10,120 --> 00:50:12,920
‫اصلاً اونجا نبود. هیچ‌کس

589
00:50:14,080 --> 00:50:16,200
‫نبود. جنگل خالیِ خالی بود.

590
00:50:19,000 --> 00:50:20,880
‫شش تا از بچه‌های فامیلِ «بوان» گفتن

591
00:50:20,920 --> 00:50:23,240
‫که همون روز دیدنش که داشته توی جنگل بازی می‌کرده.

592
00:50:24,480 --> 00:50:26,480
‫اون شش تا بچه‌ی «بوان» دروغ گفتن.

593
00:50:39,400 --> 00:50:42,000
‫فقط حواست بهش باشه. دمت گرم.

594
00:50:42,040 --> 00:50:44,040
‫- باشه؟ شبت بخیر.
‫- برو داخل.

595
00:50:46,920 --> 00:50:48,920
‫هر جا می‌ریم هستی، نه؟

596
00:50:50,320 --> 00:50:53,320
‫«جکی الیس»، طبق معمول سرت توی کار همه‌ست.

597
00:50:53,360 --> 00:50:55,360
‫خب، خدا رو شکر که یکیمون اینجوریه.

598
00:50:58,480 --> 00:51:01,120
‫می‌دونی که مردم اینجا درِ خونه‌هاشون

599
00:51:01,160 --> 00:51:03,120
‫رو قفل نمی‌کنن چون به هم اعتماد دارن.

600
00:51:03,840 --> 00:51:06,880
‫به منم اعتماد دارن. حالا چی می‌خوای
‫بگی؟ که من به کمک تو احتیاج دارم؟

601
00:51:06,920 --> 00:51:08,600
‫آره. از من استفاده کن.

602
00:51:08,640 --> 00:51:12,000
‫ولی... این نباید یه جاده‌ی یک‌طرفه باشه.

603
00:51:13,360 --> 00:51:16,520
‫تو هم باید اطلاعاتت رو با من در میون بذاری. برخلافِ قوانینِ کوفتی‌تون.

604
00:51:16,560 --> 00:51:18,160
‫بچه نشو.

605
00:51:18,200 --> 00:51:20,600
‫همین الانشم کلی از مدارک با آب شسته شدن و رفتن.

606
00:51:20,640 --> 00:51:22,600
‫وقت نداریم واسه این قوانینِ کصشر.

607
00:51:34,160 --> 00:51:35,400
‫خب...

608
00:51:36,400 --> 00:51:38,000
‫این «کیرن بنبو»...

609
00:51:39,280 --> 00:51:42,680
‫اون گفت که «نسا» روزی که ناپدید شد اصلاً توی جنگل نبوده...

610
00:51:43,400 --> 00:51:45,680
‫و گفت هیچ‌کدوم از بچه‌ها هم اونجا نبودن.

611
00:51:45,720 --> 00:51:47,560
‫و اگه این حرف راست باشه...

612
00:51:48,280 --> 00:51:51,560
‫پس هر چی تا حالا در مورد آخرین لحظه‌های «نسا» می‌دونستیم،

613
00:51:51,600 --> 00:51:53,600
‫همه‌اش غلط بوده، نه؟

614
00:51:54,880 --> 00:51:57,320
‫یعنی همه‌ی اون بچه‌های فامیلِ «بوان» دارن مث سگ دروغ می‌گن.

615
00:51:58,600 --> 00:52:02,560
‫من فکر می‌کنم شاید «کفین» بعد از مدرسه رفته باشه مزرعه‌ی اونا.

616
00:52:03,960 --> 00:52:05,960
‫چرا همچین فکری می‌کنی؟

617
00:52:06,800 --> 00:52:08,800
‫همین‌طوری، یه حسی بهم می‌گه.

618
00:52:11,080 --> 00:52:13,080
‫تو از این حس‌ها نداشتی تا حالا.

619
00:52:16,160 --> 00:52:18,120
‫«جیمز» بهم گفت.

620
00:52:18,160 --> 00:52:20,760
‫توی ساحل بودیم، بهم گفت: «بعضی وقت‌ها من و کفین

621
00:52:20,800 --> 00:52:23,840
‫بعد از مدرسه می‌رفتیم مزرعه سلیمان بازی می‌کردیم.»

622
00:52:25,480 --> 00:52:27,880
‫ولی اون با «دنگ» حرف نمی‌زنه. منظورم اینه که تو معلمشی.

623
00:52:27,920 --> 00:52:30,920
‫شاید اگه موقع بازجویی کنارش باشی...

624
00:52:30,960 --> 00:52:32,680
‫نمی‌دونم، شاید بتونه بهمون کمک کنه.

625
00:52:32,720 --> 00:52:34,720
‫سلام. خوبی «شِل»؟

626
00:52:35,720 --> 00:52:40,120
‫بهم گفتن که توی شهر راه افتادی و سراغِ جایی رو می‌گیری که زباله دفن می‌کنن.

627
00:52:40,160 --> 00:52:42,640
‫- خب؟
‫- ببین، مطمئن نیستم،

628
00:52:42,680 --> 00:52:45,600
‫ولی فکر کنم توی اون معدن سنگِ قدیمی یه سری زباله دفن شده باشه.

629
00:52:47,400 --> 00:52:50,640
‫توی زمین‌های بابام، اون‌طرفِ مزرعه.

630
00:52:53,000 --> 00:52:55,000
‫خیلی خب. دمت گرم.

631
00:52:57,440 --> 00:52:59,560
‫ممکنه اینجا صحنه جرمِ اصلی‌مون باشه.

632
00:53:01,800 --> 00:53:03,680
‫بدو بریم.

633
00:53:03,720 --> 00:53:05,400
‫سوار شو.

634
00:53:31,320 --> 00:53:35,880
‫خب، «کفین» توی آبی خفه شده که توش
‫آثاری از «سود سوزآور» (هیدروکسید سدیم) بوده.

635
00:53:35,920 --> 00:53:39,360
‫«ایرین» می‌گه احتمالاً منبعش زباله‌های صنعتیه.

636
00:53:40,360 --> 00:53:44,360
‫«سلیمان» هیچ‌وقت اجازه نمی‌ده همچین چیزی توی زمینش باشه.
‫- - خب، بریم ببینیم چی به چیه.

637
00:53:51,640 --> 00:53:53,240
‫نگاه کن، اونجا بشکه‌ست.

638
00:54:01,320 --> 00:54:03,560
‫آخه «کفین» چرا باید این همه راه رو می‌اومد اینجا؟

639
00:54:03,584 --> 00:54:08,584
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده

640
00:54:08,608 --> 00:54:13,608
www.TalaFilm.Top