1
00:00:00,200 --> 00:00:10,000
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

2
00:00:10,030 --> 00:00:14,000
‫.:: برگردان به پارسی: مرتضی راکی ::.

3
00:00:16,620 --> 00:00:18,000
‫چیکار کردیم؟

4
00:00:21,410 --> 00:00:23,330
‫یه کار نابخشودنی.

5
00:00:25,660 --> 00:00:28,160
‫16 سال پیش، ما یه بچه رو دزدیدیم.

6
00:00:32,330 --> 00:00:36,200
‫واسه نگه داشتنش،
‫باید کارهای خیلی بدتری بکنیم.

7
00:00:43,870 --> 00:00:46,040
‫نقشه ات همیشه این بود که کاتیا رو ول کنی.

8
00:00:51,830 --> 00:00:52,870
‫یه نگاه به خودمون بنداز.

9
00:00:55,200 --> 00:00:56,290
‫ما دیگه پیر شدیم.

10
00:00:59,540 --> 00:01:00,910
‫این وضع باید تموم بشه.

11
00:01:04,540 --> 00:01:06,160
‫نقطه ضعف تویی.

12
00:01:07,040 --> 00:01:08,290
‫نه من.

13
00:01:30,330 --> 00:01:31,330
‫مامان؟

14
00:01:47,910 --> 00:01:51,410
‫- برو بخواب. فردا حرف میزنیم.
‫- اگه تا اون موقع مخت نترکیده باشه.

15
00:01:52,250 --> 00:01:54,500
‫اون زن، اون کیه؟

16
00:01:55,500 --> 00:01:57,540
‫برو بخواب. بدو.

17
00:01:58,870 --> 00:02:00,910
‫بابا، من دیگه بچه نیستم.

18
00:02:01,000 --> 00:02:02,660
‫پس مثل بچه ها هم رفتار نکن.

19
00:02:28,790 --> 00:02:29,790
‫تو…

20
00:02:34,120 --> 00:02:35,120
‫تو…

21
00:02:37,580 --> 00:02:38,580
‫تو…

22
00:02:40,500 --> 00:02:44,370
‫تو بچه منو دزدیدی.

23
00:02:44,870 --> 00:02:46,450
‫تو دزدیدی...

24
00:02:50,000 --> 00:03:05,000
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
@talafilm_top

25
00:03:05,750 --> 00:03:08,580
‫ببرش به خونه امن. من با نینا حرف میزنم.

26
00:03:32,100 --> 00:03:33,700
‫میفهمم که از دست ما عصبانی هستی.

27
00:03:36,620 --> 00:03:37,750
‫شاید…

28
00:03:38,910 --> 00:03:42,500
‫- سعی میکنم برات توضیح بدم.
‫- بابا تو سرش آنوریسم داره.

29
00:03:43,000 --> 00:03:45,500
‫ولی داره حماقت میکنه و نمیخواد عمل کنه.

30
00:03:45,580 --> 00:03:48,200
‫دیگه چی هست که بخوای بگی؟

31
00:03:52,620 --> 00:03:54,870
‫معلومه که عمل میکنه.

32
00:03:55,700 --> 00:04:00,330
‫فقط زمان لازم داشت تا دربارش فکر کنه.

33
00:04:01,910 --> 00:04:04,080
‫حالش خوب میشه.

34
00:04:05,540 --> 00:04:06,540
‫واقعا؟

35
00:04:07,950 --> 00:04:09,040
‫عزیزم.

36
00:04:09,750 --> 00:04:13,330
‫باید دست از این برداری
‫که مثل بچه ها باهام رفتار کنی.

37
00:04:16,660 --> 00:04:18,540
‫من تحمل شنیدن حقیقت رو دارم.

38
00:04:26,410 --> 00:04:27,410
‫چیه؟

39
00:04:41,040 --> 00:04:42,540
‫من قبلا یه برادر داشتم.

40
00:04:44,620 --> 00:04:46,500
‫7 سال از من بزرگتر بود.

41
00:04:49,620 --> 00:04:51,660
‫واسه اون، من فقط یه الف بچه بودم.

42
00:04:52,410 --> 00:04:54,950
‫ولی به نظر من اون معرکه بود.

43
00:04:57,910 --> 00:05:00,040
‫وقتی 15 سالم بود، غرق شد.

44
00:05:00,540 --> 00:05:01,540
‫توی دریاچه.

45
00:05:11,660 --> 00:05:14,540
‫دو سه سال قبل از اینکه بمیره،

46
00:05:14,620 --> 00:05:18,040
‫یه شب رفتم توی آشپزخونه
‫و اون اونجا توی تاریکی بود.

47
00:05:18,660 --> 00:05:19,870
‫داشت گریه میکرد.

48
00:05:22,870 --> 00:05:24,950
‫من فقط همونجا ایستادم و زل زدم.

49
00:05:27,080 --> 00:05:28,870
‫یهو گفت…

50
00:05:30,040 --> 00:05:31,500
‫میترسم.

51
00:05:32,750 --> 00:05:34,950
‫از زندگی خیلی میترسم.

52
00:05:45,950 --> 00:05:49,750
‫من یادداشتش رو پیدا کردم
‫و به پدر و مادرم نشون دادم.

53
00:05:50,750 --> 00:05:53,290
‫اونا گفتن یه تصادف بوده.

54
00:05:54,080 --> 00:05:55,700
‫با اینکه همه مون میدونستیم،

55
00:05:55,790 --> 00:05:58,580
‫اونا مدام میگفتن: یه تصادف بود.

56
00:06:20,950 --> 00:06:23,040
‫چیزی که بیشتر از همه تو وجودت دوست دارم…

57
00:06:25,040 --> 00:06:28,540
‫اینه که هیچوقت دروغ رو قبول نمیکنی.

58
00:06:30,870 --> 00:06:34,370
‫نمیدونم اینو از کی به ارث بردی.
‫از من که نه.

59
00:06:39,450 --> 00:06:42,370
‫بعضی وقتا فکر میکنم
‫کل وجودم از دروغ ساخته شده.

60
00:06:46,410 --> 00:06:47,660
‫منظورت چیه؟

61
00:07:03,500 --> 00:07:07,100
‫[ مراکش ]
‫17 سال قبل

62
00:07:39,080 --> 00:07:41,370
‫- دارم میرم هتل.
‫- خوبه.

63
00:07:41,950 --> 00:07:45,080
‫از کجا میدونی شیخ تنهاست؟

64
00:07:45,160 --> 00:07:47,870
‫هر روز صبح ساعت 8 شنا میکنه.

65
00:07:47,950 --> 00:07:50,660
‫اونجا تنها جاییه که محافظ نداره.

66
00:07:50,750 --> 00:07:52,040
‫کاملا تنهاست.

67
00:07:53,290 --> 00:07:55,290
‫انگار پولدارها هم با هیکلشون مشکل دارن.

68
00:07:56,870 --> 00:07:57,870
‫سلام، آقا.

69
00:07:59,200 --> 00:08:00,200
‫سلام.

70
00:08:14,660 --> 00:08:16,330
‫- سلام، زید.
‫- سلام، مادام.

71
00:08:18,870 --> 00:08:20,950
‫- سلام خانومها. بفرمایین.
‫- ممنون.

72
00:08:21,040 --> 00:08:23,080
‫- ممنون. چه مهربون.
‫- خواهش میکنم.

73
00:08:23,620 --> 00:08:26,290
‫وقتی کارم اینجا تموم بشه،
‫یه خواسته ای دارم.

74
00:08:28,200 --> 00:08:29,910
‫- دو هفته.
‫- کجا؟

75
00:08:30,540 --> 00:08:31,540
‫همینجا.

76
00:08:32,580 --> 00:08:33,950
‫باید یه چیزی رو حل و فصل کنم.

77
00:08:36,750 --> 00:08:38,370
‫شوهرت خبر داره؟

78
00:08:41,250 --> 00:08:43,580
‫- الان دیگه واردم.
‫- مراقب باش.

79
00:08:44,160 --> 00:08:45,870
‫اون طرف میبینمت.

80
00:11:17,950 --> 00:11:18,950
‫اوه، صبح بخیر.

81
00:11:19,450 --> 00:11:20,450
‫صبح بخیر.

82
00:11:23,290 --> 00:11:24,290
‫حق با تو بود.

83
00:11:25,790 --> 00:11:28,660
‫باید کلوئیف رو پیدا کنیم
‫و کارشو تموم کنیم. واسه همیشه.

84
00:11:29,790 --> 00:11:32,000
‫عالیه. برو تو کارش.

85
00:11:33,000 --> 00:11:34,200
‫کجا داری میری؟

86
00:11:34,290 --> 00:11:36,370
‫برم از یوناس آکن یه سری اطلاعات بگیرم.

87
00:11:38,160 --> 00:11:40,410
‫چرا باید به تو اطلاعات بده؟

88
00:11:41,660 --> 00:11:42,660
‫مِرت؟

89
00:11:49,950 --> 00:11:51,620
‫میدونستم میشناسیش.

90
00:11:54,340 --> 00:11:57,340
‫[ آژانس اطلاعات فدرال | شهر پولاخ ]
‫17 سال قبل

91
00:12:02,250 --> 00:12:04,040
‫قرار بود یکشنبه برگرده.

92
00:12:06,540 --> 00:12:07,660
‫دو هفته دیگه.

93
00:12:08,250 --> 00:12:09,620
‫اون که چیزی نیست.

94
00:12:10,620 --> 00:12:12,120
‫تو حق انتخاب نداری.

95
00:12:12,200 --> 00:12:13,700
‫آره، وقتی تو انتخاب میکنی.

96
00:12:15,750 --> 00:12:16,750
‫بله.

97
00:12:19,750 --> 00:12:21,120
‫اون مامور فوق العاده ایه.

98
00:12:22,040 --> 00:12:23,870
‫یکی از بهترین هایی که تا حالا داشتم.

99
00:12:25,910 --> 00:12:27,750
‫تنها نقطه ضعفش تویی.

100
00:12:32,000 --> 00:12:34,040
‫چرا نمیفهمی؟

101
00:12:34,540 --> 00:12:36,080
‫ازدواج شما دیگه تمومه.

102
00:12:39,160 --> 00:12:41,500
‫گریگور، تو خیلی عوضی هستی.

103
00:12:44,000 --> 00:12:45,330
‫حواستو جمع کن…

104
00:12:46,370 --> 00:12:48,830
‫آقای جراح.

105
00:12:51,700 --> 00:12:53,750
‫همه مون رازهای خودمون رو داریم.

106
00:13:06,910 --> 00:13:08,540
‫چرا فرستادیش بره؟

107
00:13:08,620 --> 00:13:09,830
‫من نفرستادمش.

108
00:13:11,120 --> 00:13:12,660
‫خودش ازم خواست.

109
00:13:59,620 --> 00:14:01,450
‫امیدوار بودم بتونیم در آرامش حرف بزنیم.

110
00:14:02,160 --> 00:14:04,080
‫بدون اینکه سعی کنی منو بکشی.

111
00:14:11,330 --> 00:14:13,620
‫نمیدونستم سوژه ماموریت تویی.

112
00:14:15,410 --> 00:14:16,410
‫واقعا.

113
00:14:21,870 --> 00:14:24,200
‫میتونستم دیروز کارت رو تموم کنم.

114
00:14:24,910 --> 00:14:25,910
‫ولی؟

115
00:14:27,160 --> 00:14:28,870
‫تصمیم گرفتم این کارو نکنم.

116
00:14:31,450 --> 00:14:33,410
‫سعی کردم بکشم کنار.

117
00:14:37,290 --> 00:14:38,290
‫نمیذارن.

118
00:14:47,120 --> 00:14:48,290
‫متاسفم.

119
00:14:49,410 --> 00:14:50,660
‫واقعا.

120
00:14:55,660 --> 00:14:57,200
‫داری میذاری بره؟

121
00:15:09,130 --> 00:15:11,130
‫[ هتل زیگنر بلیک ]

122
00:15:17,040 --> 00:15:21,370
‫رادیو برلین، اخبار برلین.

123
00:15:21,870 --> 00:15:26,080
‫صبح بخیر. دیشب حضور گسترده پلیس
‫در فرودگاه قدیمی تگل.

124
00:15:26,160 --> 00:15:27,330
‫پلیس فراخوانده شد…

125
00:15:31,330 --> 00:15:33,750
‫تا الان، هیچ بیانیه رسمی ای صادر نشده.

126
00:15:33,830 --> 00:15:35,700
‫ما پیگیر ماجرا هستیم.

127
00:15:38,950 --> 00:15:41,370
‫شاید گریگور بالاخره تونسته فرار کنه.

128
00:15:42,120 --> 00:15:44,040
‫اون نزدیک 70 سالشه.

129
00:15:46,660 --> 00:15:49,080
‫کار هلنا کوهن و کارل برمه به کجا رسید؟

130
00:15:49,160 --> 00:15:50,160
‫چی؟

131
00:15:52,120 --> 00:15:54,410
‫- با هویت های جدیدشون...
‫- تو دست اجراست.

132
00:15:54,500 --> 00:15:56,580
‫خوبه. در جریانم بذار.

133
00:15:59,290 --> 00:16:01,040
‫تماس های زیادی خواهیم داشت.

134
00:16:03,160 --> 00:16:05,040
‫بعد از این همه اتفاق،
‫نمیشه جلوشو گرفت.

135
00:16:10,790 --> 00:16:13,080
‫میدونم برات خیلی مهم بود.

136
00:16:13,160 --> 00:16:15,200
‫برات خیلی مهمه.

137
00:16:15,700 --> 00:16:16,750
‫واسه منم همینطور.

138
00:16:18,250 --> 00:16:20,450
‫اگه هنوز زنده باشه، پیداش میکنیم.

139
00:17:22,160 --> 00:17:23,870
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر، سرآشپز.

140
00:17:36,950 --> 00:17:40,000
‫فقط میخواستم بگم،
‫خوشحالم که به نینا گفتی.

141
00:17:41,950 --> 00:17:43,620
‫باید خیلی وقت پیش بهش میگفتم.

142
00:17:45,330 --> 00:17:46,330
‫فکر کردم تو...

143
00:17:46,410 --> 00:17:50,410
‫ولی تو هم باید به محض اینکه
‫فهمیدی اون برگشته برلین، به من میگفتی.

144
00:17:56,000 --> 00:17:57,160
‫ببخشید، سرآشپز.

145
00:17:58,080 --> 00:17:59,080
‫آره.

146
00:18:11,120 --> 00:18:12,120
‫ببین.

147
00:18:12,700 --> 00:18:14,040
‫غذاهای مورد علاقه ات.

148
00:18:16,040 --> 00:18:19,620
‫آخرین باری که اینا رو درست کردی،
‫نتونستی بیای تئاتر مدرسه ام.

149
00:18:20,910 --> 00:18:24,080
‫اون با دروغ گفتن درباره مریضی فرق داشت.

150
00:18:27,790 --> 00:18:29,290
‫من دروغ نگفتم.

151
00:18:30,910 --> 00:18:33,000
‫به مامانت هم نگفتم.

152
00:18:34,910 --> 00:18:38,370
‫اول باید با خودم کنار میومدم.

153
00:18:39,410 --> 00:18:40,500
‫خب؟

154
00:18:43,040 --> 00:18:45,370
‫عمل رو انجام میدم، اگه منظورت اونه.

155
00:18:47,580 --> 00:18:49,330
‫- باید نگران باشم؟
‫- نه.

156
00:18:49,910 --> 00:18:51,120
‫اصلا و ابدا.

157
00:18:52,000 --> 00:18:55,330
‫نمیترسم. یه عمل روتینه.

158
00:18:55,410 --> 00:18:57,160
‫دکترها همیشه انجامش میدن.

159
00:18:57,250 --> 00:18:58,660
‫حتی به سر هم دست نمیزنن.

160
00:18:58,750 --> 00:19:01,370
‫از توی پا با یه لوله انجامش میدن.

161
00:19:03,620 --> 00:19:04,620
‫باشه.

162
00:19:11,330 --> 00:19:12,370
‫بغل؟

163
00:19:13,830 --> 00:19:14,910
‫البته.

164
00:19:19,040 --> 00:19:20,080
‫قربون دخترم برم.

165
00:19:26,700 --> 00:19:28,700
‫[ اعلان امنیتی در اتاق: ۰۱ ]

166
00:19:28,750 --> 00:19:29,660
‫هی، من باید برم.

167
00:19:31,040 --> 00:19:34,160
‫به یول بگو اینا رو بذاره توی منوی امشب.

168
00:19:34,910 --> 00:19:37,080
‫- کجا داری میری؟
‫- اینا رو امتحان کن.

169
00:19:41,790 --> 00:19:43,040
‫عالیه.

170
00:21:15,370 --> 00:21:16,290
‫کاتیا…

171
00:21:17,000 --> 00:21:18,330
‫صبر کن.

172
00:21:25,500 --> 00:21:26,450
‫متاسفم.

173
00:21:31,910 --> 00:21:33,250
‫متاسفم.

174
00:21:44,700 --> 00:21:45,950
‫متاسفم.

175
00:23:43,410 --> 00:23:45,040
‫چجوری فرار کردی؟

176
00:23:47,540 --> 00:23:51,080
‫منظورت وقتیه که زنت
‫منو اونجا ول کرد تا بمیرم؟

177
00:23:59,160 --> 00:24:02,250
‫پلیس ها اومدن، کلوئیف در رفت.

178
00:24:02,870 --> 00:24:04,120
‫منم فرار کردم.

179
00:24:06,250 --> 00:24:08,250
‫خوشحالم که زنده موندی.

180
00:24:18,080 --> 00:24:19,080
‫سرت.

181
00:24:22,000 --> 00:24:23,410
‫سرت چشه؟

182
00:24:24,250 --> 00:24:25,330
‫آنوریسم.

183
00:24:26,370 --> 00:24:28,580
‫باید عمل کنم. ممکنه بترکه.

184
00:24:31,000 --> 00:24:32,000
‫کارماست؟

185
00:24:33,620 --> 00:24:35,620
‫قصه های غم انگیزت رو واسه من نگو.

186
00:24:46,160 --> 00:24:47,660
‫نینا هم همینجوری نگام میکنه.

187
00:24:59,790 --> 00:25:00,830
‫سم.

188
00:25:04,160 --> 00:25:06,370
‫سم. اون مریضش نکرد؟

189
00:25:10,200 --> 00:25:12,410
‫اولش فکر نمیکردیم، ولی بعدش…

190
00:25:13,580 --> 00:25:15,200
‫خیلی مریض شد.

191
00:25:15,700 --> 00:25:18,660
‫همینجوری ادامه داشت. نارسایی مزمن کلیه.

192
00:25:18,750 --> 00:25:22,620
‫واسه اهدای کلیه ثبت نام کردیم.
‫ولی ته لیست بودیم.

193
00:25:23,250 --> 00:25:25,760
‫حتی منی که دکتر بودم
‫هم کاری از دستم برنمیومد.

194
00:25:25,780 --> 00:25:27,910
‫تا اینکه بالاخره یه روز، یکی پیدا شد.

195
00:25:28,410 --> 00:25:32,290
‫بدنش کلیه رو قبول کرد،
‫بهترین درمان ها رو گرفت.

196
00:25:32,830 --> 00:25:36,250
‫هر کاری از دستمون براومد کردیم
‫تا بتونه یه زندگی معمولی داشته باشه.

197
00:25:38,830 --> 00:25:42,750
‫این چند سال اخیر، اصلا نمیتونستی
‫بفهمی که یه زمانی مریض بوده.

198
00:25:43,250 --> 00:25:44,830
‫این چند سال اخیر.

199
00:25:51,950 --> 00:25:55,370
‫تو این 16 سال اخیر،
‫من خودمو سرزنش کردم.

200
00:25:57,200 --> 00:25:59,620
‫همش از خودم میپرسیدم
‫چکار دیگه ای میتونستم بکنم.

201
00:25:59,700 --> 00:26:00,700
‫کاتیا…

202
00:26:01,290 --> 00:26:04,410
‫زندگی در حال فرار با نارسایی عضو،
‫چجوری میخواست پیش بره؟

203
00:26:04,500 --> 00:26:09,410
‫این توجیهته؟ که من نمیتونستم
‫اون زندگی رو براش فراهم کنم؟

204
00:26:09,500 --> 00:26:12,120
‫- تو باید بفهمی...
‫- نه، نمیفهمم. خفه شو!

205
00:26:12,200 --> 00:26:15,540
‫- مرت یه مادر فوق العاده هست.
‫- تمومش کن! اون مادرش نیست.

206
00:26:16,830 --> 00:26:20,660
‫اون بچه منه، و شما دزدیدینش.

207
00:26:40,660 --> 00:26:41,790
‫مرت…

208
00:26:42,290 --> 00:26:43,410
‫مرت؟

209
00:26:43,500 --> 00:26:44,500
‫گریگور؟

210
00:26:44,580 --> 00:26:47,330
‫کمک میخوام.

211
00:26:48,660 --> 00:26:50,290
‫چه خبره؟

212
00:26:51,950 --> 00:26:53,080
‫میخوام باهاش حرف بزنم.

213
00:26:53,160 --> 00:26:54,870
‫پلیس هم در کار نباشه.

214
00:27:00,910 --> 00:27:02,290
‫گریگور؟

215
00:27:02,370 --> 00:27:03,450
‫بذار باهاش حرف بزنم.

216
00:27:10,080 --> 00:27:12,040
‫الو؟ گریگور؟

217
00:27:12,120 --> 00:27:13,120
‫فکر کنم مُرده.

218
00:27:15,330 --> 00:27:18,410
‫باشه. جات رو برام بفرست. همین الان.

219
00:27:19,160 --> 00:27:20,370
‫میخوام ببینمش.

220
00:27:27,200 --> 00:27:28,580
‫بهم مدیونی.

221
00:28:12,160 --> 00:28:13,540
‫تو با سازمان اطلاعات هستی.

222
00:28:21,080 --> 00:28:23,410
‫از من استفاده کردی تا به شیخ فهد برسی.

223
00:28:29,500 --> 00:28:31,080
‫باید از مراکش بری بیرون.

224
00:28:38,750 --> 00:28:40,410
‫بیا با هم بریم.

225
00:28:46,450 --> 00:28:47,910
‫برگرد پیش شوهرت.

226
00:28:51,790 --> 00:28:53,120
‫پیش زندگی واقعیت.

227
00:28:53,200 --> 00:28:54,830
‫واقعیت اینجاست.

228
00:28:58,500 --> 00:29:00,450
‫حتی اسم واقعیت رو هم نمیدونم.

229
00:29:18,160 --> 00:29:19,160
‫هلنا.

230
00:29:23,330 --> 00:29:24,910
‫اسمم هلناست.

231
00:29:31,830 --> 00:29:34,120
‫برگشتی پیش شوهرت، درسته؟

232
00:29:37,700 --> 00:29:38,870
‫بچه داری؟

233
00:29:42,330 --> 00:29:43,500
‫آره، داری.

234
00:29:45,500 --> 00:29:47,910
‫بهم نمیگی چون میخوای ازشون محافظت کنی.

235
00:29:52,540 --> 00:29:53,620
‫من 3 تا دارم.

236
00:29:55,790 --> 00:29:57,410
‫کلوئیف اونا رو تهدید کرده؟

237
00:30:02,160 --> 00:30:03,160
‫تو،

238
00:30:03,660 --> 00:30:04,660
‫شوهرت،

239
00:30:05,500 --> 00:30:06,870
‫و گریگور کلاین.

240
00:30:08,540 --> 00:30:11,250
‫به ازای هر کدوم از شما که زنده بمونه،
‫اون یکی از بچه هام رو میکشه.

241
00:30:13,580 --> 00:30:15,410
‫فکر میکنی واقعا این کارو بکنه؟

242
00:30:22,700 --> 00:30:24,330
‫کمکم کن بگیریمش.

243
00:30:25,290 --> 00:30:27,660
‫وقتی اون بمیره،
‫بچه هات در امان میمونن.

244
00:30:31,330 --> 00:30:32,870
‫ممکنه بتونی کلوئیف رو بگیری.

245
00:30:34,580 --> 00:30:36,500
‫ولی پدرزنش، ساشا چی؟

246
00:30:36,580 --> 00:30:37,580
‫هیچوقت.

247
00:30:37,660 --> 00:30:39,290
‫منو دست کم نگیر.

248
00:30:40,410 --> 00:30:42,080
‫بهترین شانستم.

249
00:30:45,000 --> 00:30:46,500
‫بهترین شانس من

250
00:30:48,330 --> 00:30:51,250
‫اینه که همین الان تو رو بکشم.
‫یکی از شما در برابر یکی از مال من.

251
00:31:55,580 --> 00:31:58,790
‫- گریگور؟
‫- کمک میخوام.

252
00:31:58,870 --> 00:32:00,750
‫پلیس نیاد.

253
00:32:00,830 --> 00:32:03,450
‫جات رو برام بفرست. همین الان.

254
00:32:03,950 --> 00:32:05,040
‫خیلی خب.

255
00:32:09,500 --> 00:32:10,830
‫گریگور رو پیدا کردیم.

256
00:32:33,040 --> 00:32:34,790
‫هی! گریگور!

257
00:32:34,870 --> 00:32:36,040
‫هی، صدامو میشنوی؟

258
00:32:36,540 --> 00:32:37,700
‫گریگور.

259
00:32:46,290 --> 00:32:47,450
‫خون لازم داری.

260
00:32:54,120 --> 00:32:55,450
‫یه نفوذی.

261
00:32:55,540 --> 00:32:57,200
‫- چی؟
‫- کلوئیف…

262
00:32:57,910 --> 00:32:59,040
‫توی سازمان اطلاعاتی.

263
00:32:59,540 --> 00:33:01,700
‫- مطمئنی؟
‫- آره، یه نفوذی.

264
00:33:01,790 --> 00:33:03,370
‫نفوذی توی سازمان؟

265
00:33:06,040 --> 00:33:07,080
‫گریگور؟

266
00:33:07,160 --> 00:33:08,160
‫هی!

267
00:33:09,370 --> 00:33:10,370
‫صدامو میشنوی؟

268
00:33:11,040 --> 00:33:12,200
‫لعنتی.

269
00:33:20,040 --> 00:33:21,290
‫میتونی منو ببینی؟

270
00:33:26,580 --> 00:33:27,790
‫کاتیا…

271
00:33:29,250 --> 00:33:30,250
‫تو…

272
00:33:33,790 --> 00:33:35,620
‫هر کاری واست میکردم.

273
00:33:40,580 --> 00:33:42,660
‫سعی مو کردم.

274
00:33:46,620 --> 00:33:48,750
‫نه اونقدر که باید.

275
00:33:48,830 --> 00:33:50,790
‫لعنتی، خونریزیش خیلی زیاده.

276
00:33:59,870 --> 00:34:01,500
‫لعنتی.

277
00:34:16,250 --> 00:34:17,450
‫چیزی نیست.

278
00:34:24,410 --> 00:34:26,500
‫بچه من زنده هست.

279
00:35:40,830 --> 00:35:43,250
‫نمیذارم دوباره دخترم رو ازم بگیری.

280
00:35:56,450 --> 00:35:57,540
‫اون کارل برمه هست.

281
00:36:57,910 --> 00:37:00,370
‫ماشین به آدرس خونه ما ثبت شده.

282
00:37:00,950 --> 00:37:04,160
‫اگه توی سازمان نفوذی باشه،
‫پس کلوئیف میدونه ما کجا زندگی میکنیم.

283
00:37:06,830 --> 00:37:08,290
‫و میدونه نینا کجا زندگی میکنه.

284
00:37:24,200 --> 00:37:25,200
‫الان برمیگردم.

285
00:38:44,330 --> 00:38:45,330
‫بشین.

286
00:38:53,580 --> 00:38:55,000
‫شوهرت کجاست؟

287
00:39:26,120 --> 00:39:28,500
‫لعنتی، مرت، کجایی؟ لو رفتیم.

288
00:39:29,000 --> 00:39:31,750
‫آدرس رستوران گاردن رو میدونن.
‫ دارم میرم اونجا.

289
00:39:31,830 --> 00:39:34,160
‫بهم زنگ بزن، لعنتی! زنگ بزن!

290
00:39:44,370 --> 00:39:46,700
‫کجایی؟ متین بهم نگفت.

291
00:39:46,790 --> 00:39:49,080
‫هتل شونر بلیک. هلنا کوهن پیش منه.

292
00:39:49,160 --> 00:39:50,450
‫همینجا نگهش میدارم.

293
00:39:51,370 --> 00:39:53,580
‫باید بری به یه رستوران. اسمش گاردنه.

294
00:39:53,660 --> 00:39:54,950
‫کارل برمه اونجاست.

295
00:39:56,370 --> 00:39:57,450
‫داری شوخی میکنی؟

296
00:39:58,200 --> 00:40:01,410
‫نه. بگیرش، بعد بیا اینجا.

297
00:40:03,700 --> 00:40:05,040
‫مرتیکه عوضی.

298
00:40:09,870 --> 00:40:11,290
‫دخترم اونجاست.

299
00:40:16,200 --> 00:40:18,790
‫کلوئیف کاری به اون نداره.
‫فقط تو و کارل رو میخواد.

300
00:40:18,870 --> 00:40:21,250
‫واقعا فکر میکنی
‫اون یه شاهد از خودش باقی میذاره؟

301
00:40:36,120 --> 00:40:37,290
‫نقشه چیه؟

302
00:40:37,870 --> 00:40:39,000
‫نقشه ای ندارم.

303
00:40:39,660 --> 00:40:40,790
‫نینا رو بکش بیرون.

304
00:41:05,370 --> 00:41:06,500
‫تو همینجا منتظر بمون.

305
00:41:33,540 --> 00:41:34,540
‫بابا؟

306
00:41:36,040 --> 00:41:37,580
‫خیلی خب. باید بریم.

307
00:41:43,620 --> 00:41:46,250
‫باشه، بیا. از این طرف. بدو.

308
00:41:46,750 --> 00:41:47,950
‫بدو!

309
00:42:48,540 --> 00:42:49,540
‫بابا…

310
00:42:51,700 --> 00:42:52,500
‫از اون طرف.

311
00:42:55,370 --> 00:42:57,230
‫تو برو اون طرف. من اینجا رو چک میکنم.

312
00:43:18,450 --> 00:43:20,120
‫- بریم.
‫- بدو.

313
00:43:30,080 --> 00:43:32,370
‫- سازمان اطلاعاتی اون توئه.
‫- اون اینجا چیکار میکنه؟

314
00:43:33,830 --> 00:43:35,750
‫کلوئیف همین الان با آدم هاش رسید.

315
00:43:38,250 --> 00:43:39,250
‫باشه، بیا.

316
00:43:51,580 --> 00:43:52,700
‫سوار شو، زود باش.

317
00:43:52,790 --> 00:43:53,660
‫سوار شو!

318
00:43:56,700 --> 00:43:58,290
‫باید بهش بگی.

319
00:44:02,580 --> 00:44:06,200
‫بهت قول میدم. تا وقتی خودت آماده نباشی
‫چیزی نمیگم، باشه؟

320
00:44:07,750 --> 00:44:08,750
‫باشه.

321
00:45:00,870 --> 00:45:02,370
‫لعنتی!

322
00:45:07,910 --> 00:45:09,580
‫بهت چی گفت؟

323
00:45:15,580 --> 00:45:17,370
‫چی گفت؟

324
00:45:17,450 --> 00:45:19,790
‫میدونی که روسی من خوب نیست.

325
00:45:42,620 --> 00:45:43,620
‫الو؟

326
00:46:03,910 --> 00:46:05,000
‫ممنون. من…

327
00:46:07,000 --> 00:46:08,830
‫واقعا ممنونم.

328
00:46:25,080 --> 00:46:27,330
‫گریگور…

329
00:46:33,000 --> 00:46:35,580
‫اورژانس اعلام کرد که…

330
00:46:38,200 --> 00:46:39,450
‫توی صحنه تموم کرده.

331
00:46:44,540 --> 00:46:45,540
‫لعنتی.

332
00:46:49,660 --> 00:46:50,870
‫متاسفم.

333
00:46:55,040 --> 00:46:57,000
‫بیا اینجا.

334
00:46:57,500 --> 00:46:59,080
‫بیا اینجا.

335
00:47:44,870 --> 00:47:46,200
‫چیه؟

336
00:47:56,450 --> 00:47:57,450
‫مِرت؟

337
00:48:04,950 --> 00:48:06,540
‫بابا، مامان کجاست؟

338
00:48:10,950 --> 00:48:14,000
‫.:: برگردان به پارسی: مرتضی راکی ::.

339
00:48:14,030 --> 00:48:19,000
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top

340
00:48:19,030 --> 00:48:29,000
www.TalaFilm.Top