WEBVTT

00:00:00.060 --> 00:00:05.060
‫♪ Kasabian - Days Are Forgotten ♪

00:00:49.506 --> 00:00:53.325
« شرلوک جوان »

00:01:06.930 --> 00:01:08.180
‫بیتریس!

00:01:08.930 --> 00:01:10.600
‫بیتریس!

00:01:10.600 --> 00:01:12.270
‫بی!

00:01:17.140 --> 00:01:19.720
‫بیتریس!

00:01:21.823 --> 00:01:28.823
طلا فیلم تقدیم میکند
www.TalaFilm.Top

00:01:28.847 --> 00:01:35.847
اطلاع از آدرس جدید سایت در کانال تلگرامی
talafilm_top@

00:01:35.871 --> 00:01:42.871
‫مترجم: «محمدعلی sm »
‫در تلگرام mmli_Subs@

00:02:02.220 --> 00:02:06.100
‫- پسرم. شنیدم قراره بیفتی تو زحمت
‫- پدر

00:02:13.060 --> 00:02:16.140
‫خوش‌تیپیت کم‌کم داره به پای خودم می‌رسه

00:02:16.970 --> 00:02:20.100
‫- کی شما رو خبر کرد؟
‫- کراول بهم تلگراف زد. اخمات رو تو هم نکن

00:02:21.020 --> 00:02:23.000
‫قدردان باش

00:02:26.060 --> 00:02:27.970
‫- اوناهاش
‫- سایلس

00:02:28.440 --> 00:02:29.680
‫عشق من

00:02:34.680 --> 00:02:36.750
‫بذار نگاهت کنم

00:02:38.270 --> 00:02:39.810
‫آره، خیلی سرحال شدی

00:02:39.810 --> 00:02:42.970
‫حالم بهتره. حس می‌کنم قوی‌تر شدم

00:02:42.970 --> 00:02:47.060
‫دکتر مالتبی داروهام رو عوض کرده.
‫دیگه از اون گُنگی در اومدم

00:02:47.060 --> 00:02:49.890
‫چه خبر فوق‌العاده‌ای. خبر فوق‌العاده‌ایه

00:02:49.890 --> 00:02:53.060
‫با این‌حال، ظاهراً‌ هنوز از غافله عقبم

00:02:53.060 --> 00:02:54.890
‫یعنی همین‌طوری گذاشتن بری

00:02:54.890 --> 00:02:57.520
‫- نه راستش
‫- پس دقیقاً چطوری؟

00:02:59.470 --> 00:03:01.080
‫اون...

00:03:01.080 --> 00:03:02.430
‫راحت وارد شد

00:03:02.430 --> 00:03:06.560
‫دیوار رو خراب کرد و
خیلی راحت برم گردوند

00:03:06.560 --> 00:03:08.310
‫دیوار رو خراب کرد؟

00:03:08.310 --> 00:03:10.800
‫داشتن توی تیمارستان...

00:03:10.800 --> 00:03:12.040
‫صداش رو ضبط می‌کردن

00:03:12.040 --> 00:03:15.420
‫...و به تک تک حرفاش گوش می‌کردن،
‫عملاً جاسوسیش رو می‌کردن

00:03:15.420 --> 00:03:18.390
‫- ببخشید. ضبط؟ جاسوسی؟
‫- من واقعاً...

00:03:18.390 --> 00:03:19.770
‫تو کی هستی؟ این کیه؟

00:03:19.770 --> 00:03:20.930
‫ببخشید، پدر، ایشون...

00:03:20.930 --> 00:03:23.130
‫جیمز موریارتی هستم

00:03:23.130 --> 00:03:25.600
‫ایشون دوست شرلوک هستن

00:03:25.600 --> 00:03:27.640
‫آشنایی با شما مایه‌ی افتخاره، قربان

00:03:27.640 --> 00:03:28.680
‫بله

00:03:29.520 --> 00:03:32.680
‫پیش خودت چی فکر کردی؟
‫اونا برمی‌گردن سراغش

00:03:32.680 --> 00:03:36.430
‫حقیقتش، همین الان هم برگشتن.
‫ما هم ردشون کردیم رفتن

00:03:36.430 --> 00:03:39.020
‫- به زور اسلحه
‫- زور اسلحه

00:03:40.100 --> 00:03:41.180
‫شرلوک...

00:03:41.180 --> 00:03:44.180
‫پسر عزیزم، شاید بهتر باشه
‫این بحث رو ببریم به اتاق مطالعه

00:03:44.180 --> 00:03:46.810
‫تا لطف کنی و بهم توضیح بدی که

00:03:46.810 --> 00:03:48.930
‫- دقیقاً چه خبر شده
‫- الان نه

00:03:49.470 --> 00:03:52.350
‫- مادر، فکر می‌کنم مسئله‌ی مهمی باشه...
‫- بذاریدش واسه بعد

00:03:52.350 --> 00:03:56.100
‫می‌خوام کاری کنم که خیلی وقت بود
‫ازش محروم بودم

00:03:57.930 --> 00:04:00.150
‫می‌خوام بشینم و...

00:04:00.160 --> 00:04:02.310
‫کنار خانواده‌م...

00:04:02.310 --> 00:04:04.000
‫شام بخورم

00:04:04.000 --> 00:04:06.040
‫حق با مادرته

00:04:09.220 --> 00:04:10.890
‫اولویت با خانواده‌ست

00:04:11.520 --> 00:04:13.100
‫خانم کراول

00:04:13.100 --> 00:04:15.970
‫آقای هولمز! خوش برگشتید، قربان

00:04:15.970 --> 00:04:18.140
‫خب، تو انبار غذا چی داریم؟

00:04:18.140 --> 00:04:22.060
‫یکم کباب از ظهر مونده.
‫فکر نمی‌کردم مهمون بیاد

00:04:22.060 --> 00:04:24.810
‫فکرش هم نکن، فکرش هم نکن

00:04:24.810 --> 00:04:27.060
‫با همینا یه چیزی درست می‌کنیم

00:04:27.810 --> 00:04:28.810
‫پس...

00:04:30.100 --> 00:04:32.720
‫کیک گوشت درست می‌کنیم

00:04:32.720 --> 00:04:35.430
‫شما دو نفر، پوست بکنید.
‫بجنبید، بجنبید

00:04:35.430 --> 00:04:37.100
‫بهش می‌خوره خوشمزه باشه، قربان

00:04:37.100 --> 00:04:38.820
‫لطفاً بگو سایلاس

00:04:39.890 --> 00:04:41.640
‫چشم، آقای سایلاس

00:04:41.640 --> 00:04:44.560
‫راستی، شرلوک بهم گفته بود که
‫شما دانشمند هستید

00:04:44.560 --> 00:04:46.040
‫بله...

00:04:46.040 --> 00:04:47.820
‫یه دانشمند متواضع

00:04:50.020 --> 00:04:51.220
‫مشغول شید. مشغول شید

00:04:51.220 --> 00:04:53.390
‫- عزیزم، کجا داری میری؟
‫- فقط یه لحظه

00:04:53.390 --> 00:04:55.520
‫- واقعاً‌ معذرت می‌خوام
‫- شما مشغول صحبت شید

00:04:55.520 --> 00:04:56.520
‫بفرمایید

00:04:58.020 --> 00:05:00.720
‫این هم از این. شرمنده

00:05:00.720 --> 00:05:04.240
‫خب،‌این رو برگردوندم و...

00:05:07.270 --> 00:05:08.310
‫می‌خوام بدمش به تو

00:05:09.470 --> 00:05:11.270
‫- واقعاً
‫- سفرهای من دیگه تموم شدن

00:05:11.270 --> 00:05:12.430
‫بعید بدونم

00:05:12.430 --> 00:05:14.600
‫می‌خوام بمونم اینجا تا مراقبت باشم

00:05:14.600 --> 00:05:16.680
‫لازم نیست کسی مراقبم باشه. من...

00:05:16.680 --> 00:05:19.080
‫- یعنی می‌تونه بمونه؟
‫- معلومه که می‌تونه. نگاهش کن

00:05:19.090 --> 00:05:20.680
‫خیلی سرحال شده.
‫انگار جون گرفته

00:05:20.680 --> 00:05:24.420
‫کاملاً مشخصه که اینجا
معجزه‌ش رو نشون داده

00:05:25.890 --> 00:05:27.930
‫- من اینجام‌ها
‫- اوه، شرمنده

00:05:27.930 --> 00:05:29.100
‫شرمنده

00:05:29.100 --> 00:05:31.640
‫تو رو خدا میشه شروع کنیم؟

00:05:31.640 --> 00:05:34.060
‫- حتماً
‫- اجازه هست؟

00:05:34.890 --> 00:05:38.430
‫این سلاحیه که سرزمین‌های ناشناخته رو
‫ کشف می‌کنه، حرفم یادتون بمونه

00:05:38.430 --> 00:05:41.520
‫آخه از کجا معلوم معجزه‌ی بکری
‫اون بیرون نباشه؟

00:05:41.520 --> 00:05:43.560
‫شاید حتی یه سرده‌ی جدید

00:05:43.560 --> 00:05:47.850
‫با منابعی طبیعی که بتونه سل یا
‫حتی سرطان رو از پا در بیاره

00:05:47.850 --> 00:05:50.850
‫آخه... فکر می‌کنیم از تمومیِ
‫قوانین طبیعت سر در میاریم اما...

00:05:50.850 --> 00:05:52.890
‫هنوز قد یه سرسوزن هم نمی‌دونیم

00:05:52.890 --> 00:05:56.100
‫خب پس به سلامتی ذهن‌های بزرگی مثل شما که

00:05:56.100 --> 00:05:58.390
‫تلاش‌شون رو می‌کنن تا
‫بیشتر از یه سرسوزن بدونن

00:05:58.390 --> 00:05:59.390
‫احسنت

00:06:00.850 --> 00:06:03.680
‫شرلوک قبل از این که اصلاً‌ به
‫راه رفتن بیفته، ماجراجو بود

00:06:03.680 --> 00:06:06.020
‫دردبه‌در دنبال این بود که جا پای پدرش بذاره

00:06:06.020 --> 00:06:08.720
‫یه بار می‌گفت آفریقا،
‫یه بار نیوفاوندلند

00:06:08.720 --> 00:06:10.840
تا تهِ خیابون هم به‌زور می‌رفت

00:06:10.840 --> 00:06:13.430
‫یه بار با غرور اعلام کرد که
‫داره از خونه میره

00:06:13.430 --> 00:06:15.150
‫غیبش زده بود...

00:06:16.020 --> 00:06:17.930
‫فقط برای دو ساعت

00:06:17.930 --> 00:06:20.720
‫خیلی زود... توی انبار زغال پیداش کردیم...

00:06:31.390 --> 00:06:32.600
‫عزیزم؟

00:06:34.080 --> 00:06:36.020
‫پسر عزیزم، همه‌چی مرتبه؟

00:06:39.970 --> 00:06:42.020
‫ببخشید

00:06:44.430 --> 00:06:45.520
‫مایکرافت کجاست؟

00:06:45.520 --> 00:06:46.970
‫توی... آکسفورده

00:06:46.970 --> 00:06:48.880
‫باید پیش‌مون باشه

00:06:48.890 --> 00:06:51.020
‫باید اینجا باشه

00:06:52.970 --> 00:06:56.810
‫کاملاً درست میگی.
‫فردا اول صبح بهش تلگراف می‌زنم

00:07:05.810 --> 00:07:07.720
‫و حالا، جیمز

00:07:07.720 --> 00:07:12.970
‫قراره که شاهد یکی از سنت‌های دیرینه‌ی
‫خانواده‌ی هولمز باشی

00:07:12.970 --> 00:07:14.970
‫خانم کراول!

00:07:22.470 --> 00:07:23.470
‫جیمز

00:07:25.810 --> 00:07:27.310
‫شرلوک

00:07:27.310 --> 00:07:29.970
‫دلم واسه این کار تنگ شده بود

00:07:30.600 --> 00:07:31.950
‫پسر خودمه‌ها

00:07:34.350 --> 00:07:38.310
‫خب، این پروفسور مالک که میگی، مردی...

00:07:38.310 --> 00:07:40.430
‫- با چنگال پرنده
‫- با چنگال پرنده، دقیقاً

00:07:40.430 --> 00:07:43.060
‫اون بود که داشته صداش رو ضبط می‌کرده؟

00:07:43.060 --> 00:07:44.140
‫آره

00:07:44.140 --> 00:07:47.350
‫جگرز، اون بنده‌‌خدای بیچاره که...

00:07:47.350 --> 00:07:50.850
‫هنوز کامل نتونستم از نقش اون سر در بیارم

00:07:50.850 --> 00:07:52.970
‫حتماً صحنه‌ی وحشتناکی بوده

00:07:53.470 --> 00:07:56.100
‫باید بفهمیم چرا داشتن این کار رو با
‫مادرت می‌کردن، شرلوک

00:07:56.100 --> 00:07:58.890
‫چرا داشتن صداش رو ضبط می‌کردن

00:07:58.890 --> 00:08:00.600
‫این مسئله رو حل می‌کنیم

00:08:00.600 --> 00:08:01.670
‫با همدیگه

00:08:01.670 --> 00:08:04.140
‫بعد هم دوباره اینجا رو مثل خونه می‌کنیم

00:08:04.140 --> 00:08:05.680
‫از اول شروع می‌کنیم

00:08:07.200 --> 00:08:08.810
‫چی میگی؟

00:08:08.810 --> 00:08:11.060
‫من که میگم خیلی خوشم اومد

00:08:11.420 --> 00:08:12.890
‫تصویب شد

00:08:14.930 --> 00:08:16.850
‫می‌تونی بری یه بطری دیگه بیاری؟

00:08:16.850 --> 00:08:17.850
‫حتماً

00:08:18.640 --> 00:08:20.060
‫وقتی برگشتم...

00:08:21.060 --> 00:08:22.350
‫می‌خوام از وین برام بگی

00:08:22.350 --> 00:08:23.950
‫به روی چشم، پسرم

00:09:11.810 --> 00:09:12.970
‫شرلوک!

00:09:15.020 --> 00:09:16.020
‫اومدم

00:09:29.310 --> 00:09:31.060
‫پس بالأخره اومدی

00:09:31.060 --> 00:09:32.860
‫فکر کردم گم شدی

00:09:36.620 --> 00:09:38.040
‫آره

00:09:39.520 --> 00:09:43.020
‫آفرین. آفرین. بشین

00:09:44.850 --> 00:09:50.270
‫داشتم به شغلِ استادی توی آکسفورد...
‫فکر می‌کردم

00:09:50.270 --> 00:09:52.350
‫تا به خونه نزدیک‌تر باشم

00:09:54.020 --> 00:09:55.560
‫پسر نازنینم...

00:09:56.310 --> 00:09:58.310
‫انگار اصلاً حال و هوات عوض شد

00:09:58.890 --> 00:10:01.060
‫حدس می‌زنم که خسته باشی

00:10:01.850 --> 00:10:03.180
‫بله

00:10:04.810 --> 00:10:08.930
‫معذرت می‌خوام، پدر.
‫یه دفعه دیگه از وین برام بگو

00:10:09.810 --> 00:10:12.220
‫روز خیلی طولانی‌ای داشتم.
‫به‌گمونم دیگه برم بخوابم

00:10:12.220 --> 00:10:14.730
‫حتماً. باشه واسه یه وقت دیگه

00:10:19.810 --> 00:10:21.020
‫شب‌ خوش، پسرم

00:10:22.720 --> 00:10:23.720
‫شب به‌خیر

00:10:34.810 --> 00:10:39.100
‫این موتور بخار خورشیدیت
‫عمراً اگه کار می‌کرد

00:10:39.100 --> 00:10:41.850
‫می‌بخشمت.
‫به گمونم فقط یه بچه بودی

00:10:41.850 --> 00:10:46.890
‫یه سلول خورشیدی لازم داشتی که تو
‫سال ۱۸۳۹، ادمون بکرل معرفیش کرد

00:10:53.430 --> 00:10:54.930
‫اون دیگه چیه؟

00:11:08.270 --> 00:11:10.770
‫این رو تو اتاق مطالعه‌ی جگرز پیاد کردم،

00:11:10.770 --> 00:11:13.020
‫زیر جسدش که روی زمین بود

00:11:13.430 --> 00:11:17.520
‫توی کت پدرم هم، دقیقاً جای همین دکمه خالیه

00:11:20.850 --> 00:11:21.850
‫که این‌طور

00:11:25.140 --> 00:11:30.020
‫مطمئنم که دلیل کاملاً منطقی‌ای
‫پشت این ماجرا هست

00:11:30.020 --> 00:11:31.350
‫حتماً

00:11:31.350 --> 00:11:33.810
‫شاید توضیح اینجا باشه

00:11:33.810 --> 00:11:35.560
‫داشتم یه نگاهی بهش می‌نداختم

00:11:35.560 --> 00:11:38.930
‫خاطرات جناب وکیل، لاسن جگرز

00:11:38.930 --> 00:11:42.390
‫دوست ندارم پشت مُرده حرف بزنم اما
‫اون آدم شدیداً حوصله‌سربری بوده

00:11:42.390 --> 00:11:44.310
‫هر چی که می‌خریده رو ثبت می‌کرده

00:11:44.310 --> 00:11:45.640
‫فقط تو یه هفته...

00:11:45.640 --> 00:11:49.600
‫واسه خودش یه کت، کلاه، لباس،
‫کراوات و عصای جدید خریده

00:11:50.560 --> 00:11:53.260
‫شاید حوصله‌ش از حوصله‌سربودن
‫سر رفته بوده

00:11:54.270 --> 00:11:55.680
‫و هفته‌ی بعدش...

00:11:56.520 --> 00:12:00.600
‫با خانم شاو، خانم ترنر و
‫خانم مورگان قرار داشته

00:12:01.560 --> 00:12:04.000
‫توی قرارهاش اشاره‌ای به پدرت کرده؟

00:12:07.140 --> 00:12:08.470
‫چی از جونم می‌خوای؟

00:12:10.060 --> 00:12:11.060
‫جانم؟

00:12:18.020 --> 00:12:19.180
‫ذهنم...

00:12:23.640 --> 00:12:25.310
‫آشفته‌ست، جیمز

00:12:25.310 --> 00:12:27.560
‫لطفاً من رو ببخش.
‫میرم بخوابم

00:12:57.640 --> 00:12:59.020
‫تقصیر توئه

00:14:02.470 --> 00:14:04.810
‫شرلوک، پسر عزیزم

00:14:04.810 --> 00:14:06.060
‫خوب خوابیدی؟

00:14:08.640 --> 00:14:11.140
‫راستش رو بخوای، هی وسطش
‫بیدار می‌شدم، پدر

00:14:11.720 --> 00:14:13.390
‫ای بابا

00:14:13.390 --> 00:14:14.520
‫جیمز رو ندیدی؟

00:14:14.520 --> 00:14:16.970
‫چرا. اول صبح رفت

00:14:16.970 --> 00:14:19.020
‫از کراول سراغ اسب گرفت

00:14:19.020 --> 00:14:20.180
‫جداً؟

00:14:20.770 --> 00:14:22.440
‫می‌دونی کجا داشت می‌رفت؟

00:14:22.970 --> 00:14:24.680
‫روحم هم خبر نداره

00:14:24.680 --> 00:14:26.110
‫خب...

00:14:26.110 --> 00:14:28.430
‫من برم تیمارستان

00:14:28.430 --> 00:14:31.270
‫حق اون رئیس حروم‌زاده رو بذارم کف دستش

00:14:32.350 --> 00:14:34.850
‫خب، شاید بهتر باشه من هم باهات بیام

00:14:34.850 --> 00:14:37.060
‫آره! چه فکر بکری

00:14:37.060 --> 00:14:39.850
‫راستش، نه، حالا که فکرش رو می‌کنم...

00:14:39.890 --> 00:14:42.350
‫بهتره همین‌جا بمونی پیش مادرت

00:14:42.350 --> 00:14:43.840
‫لازمت داره

00:14:58.470 --> 00:14:59.770
‫سلام، قربان

00:14:59.770 --> 00:15:01.930
‫خواستم بدونم خانم ترنر خونه تشریف دارن؟

00:15:01.930 --> 00:15:03.020
‫شما؟

00:15:03.020 --> 00:15:06.100
‫اگه می‌تونستم هر کی که بخوام باشم،
حتماً جیمز موریارتی می‌شدم و

00:15:06.100 --> 00:15:07.850
‫و چه سعادتی که خودِ خودشم

00:15:07.850 --> 00:15:09.600
‫پس شاید بهتره بهشون بگید که اومدم

00:15:09.600 --> 00:15:11.520
‫خانم ترنر خونه نیستن

00:15:11.520 --> 00:15:13.520
‫گفتم این رو نگو، نابلز

00:15:13.520 --> 00:15:15.810
‫به جاش بگو سرم شلوغه

00:15:15.810 --> 00:15:17.390
‫سرشون شلوغه

00:15:17.390 --> 00:15:21.470
‫خب، وقتی سر خانم ترنر خلوت شد،

00:15:21.470 --> 00:15:25.520
‫بهش بگید که از طرف آقای لاسن جگرز اومدم

00:15:25.520 --> 00:15:27.890
‫خب، قصدم این بود که بگم...

00:15:28.930 --> 00:15:31.430
‫تعجب کرده بودم که چرا دیگه خبری ازش نشد

00:15:31.430 --> 00:15:34.680
‫بله، خب، از اون بابت...
‫ازتون معذرت می‌خوایم

00:15:35.890 --> 00:15:37.970
‫خود ایشون هم سرشون شلوغه

00:15:39.220 --> 00:15:40.430
‫شما منشی جدیدشون هستید؟

00:15:40.430 --> 00:15:42.680
‫صد البته، خانم ترنر

00:15:42.680 --> 00:15:45.850
‫نظرم رو بخواید،
‫از اون قبلی خیلی خوش‌تیپ‌ترید

00:15:45.850 --> 00:15:47.970
‫معلومه که نظرتون رو می‌خوام، خانم ترنر

00:15:49.330 --> 00:15:51.550
‫خب آقا رو راه بده بیان داخل، نابلز

00:15:54.020 --> 00:15:55.460
‫بله

00:15:56.140 --> 00:15:57.520
‫آقا رو راه بده بیان داخل...

00:15:58.430 --> 00:15:59.560
‫نابلز

00:16:11.220 --> 00:16:13.310
‫صبح به‌خیر

00:16:14.180 --> 00:16:15.560
‫کجا بودی؟

00:16:16.850 --> 00:16:18.180
‫دنبال جواب

00:16:19.470 --> 00:16:20.560
‫بوی عطر میدی

00:16:20.560 --> 00:16:23.560
‫باورت نمیشه واسه رسیدن به جواب
‫مجبور شدم چی‌کارها بکنم

00:16:23.560 --> 00:16:25.430
‫قانون حق مالکیت زنان متأهل؟

00:16:25.430 --> 00:16:26.770
‫بله

00:16:26.770 --> 00:16:28.520
‫آنچنان هیجان‌انگیز نیست، می‌دونم

00:16:28.520 --> 00:16:32.140
‫و برای همین بود که لاسن جگرز
‫به دیدن خانم ترنر رفته؟

00:16:32.140 --> 00:16:34.560
‫بله. همین‌طور بوده

00:16:34.560 --> 00:16:37.440
‫چون این قانون به زن‌های متأهل
‫اجازه می‌داد برای اولین بار

00:16:37.440 --> 00:16:39.120
‫- ملک خودشون رو داشته باشن
‫- چه انقلابی

00:16:39.145 --> 00:16:41.493
‫- جگرز هم دست‌به‌کار شده
‫- واسه همین هم لباس پلوخوری خریده

00:16:41.518 --> 00:16:45.180
‫دقیقاً. چون می‌تونست به
‫این زن‌های متأهل ثروتمند

00:16:45.180 --> 00:16:47.730
‫این فرصت رو بده تا با این قانون جدید

00:16:47.730 --> 00:16:50.060
‫از شوهرهاشون استقلال مالی پیدا کنن

00:16:50.060 --> 00:16:54.510
‫هر چند موضوع جذابیه اما همچنان
‫ربط این ماجرا به پدرم رو نمی‌فهمم

00:16:56.430 --> 00:16:58.100
‫از حرفی که قراره بزنم، خوشت نمیاد

00:16:58.100 --> 00:16:59.620
‫پس...

00:16:59.620 --> 00:17:01.680
‫پیشنهاد می‌کنم که نزنی

00:17:01.680 --> 00:17:04.060
‫- می‌زنم
‫- می‌زنی

00:17:05.310 --> 00:17:07.600
‫مادرت قبل از آشنایی با پدرت،
‫زن ثروتمندی بوده

00:17:07.600 --> 00:17:11.350
‫فهمیدم چی می‌خوای بگی،
‫بیا وقت همدیگه رو حروم نکنیم

00:17:11.350 --> 00:17:13.600
‫- زدی تو جاده خاکی
‫- داری احساسی میشی

00:17:13.600 --> 00:17:15.890
‫احساسی نشدم. تو داری اشتباه می‌کنی

00:17:15.890 --> 00:17:18.720
‫خب بفرما. تا الان چیا رو به قطع می‌دونیم؟

00:17:18.720 --> 00:17:21.970
‫می‌دونیم مادرت با جگرز ملاقات کرده و
‫می‌دونیم درمورد کار حرف زدن

00:17:21.970 --> 00:17:25.770
‫حالا این‌طور فرض می‌کنیم که پدرت
‫از این ملاقات خبردار شده و

00:17:25.770 --> 00:17:28.140
‫حالا باید از نقشه‌ی مادرت با جگرز خبردار شه

00:17:28.140 --> 00:17:30.020
‫چون باید هوای جیبش رو داشته باشه

00:17:30.020 --> 00:17:32.310
‫- فقط گمانه
‫- پس به رئیس تیمارستان پول میده تا

00:17:32.310 --> 00:17:35.770
‫صداش رو ضبط کنه اما حالا که
این قضیه لو رفته و

00:17:35.770 --> 00:17:38.560
‫جگرز هم مسئول این قضیه شناخته شده

00:17:38.560 --> 00:17:40.730
‫نباید صدایی ازش در بیاد

00:17:40.730 --> 00:17:42.640
‫و یعنی پدر من...

00:17:54.840 --> 00:17:59.720
‫یعنی پدر من لاسن جگرز رو به کشتن داده؟

00:17:59.720 --> 00:18:02.430
‫این‌طوری قضیه‌ی اون دکمه هم معلوم میشه

00:18:02.430 --> 00:18:05.680
‫- فرضیه‌ت واقعاً اینه؟
‫- وقتی تموم ناممکن‌ها رو کنار می‌ذاری

00:18:05.680 --> 00:18:08.770
‫هر چی که باقی بمونه، هر چند
‫دور از ذهن باشه، همون حقیقته

00:18:08.770 --> 00:18:10.770
‫اما یه نکته‌ی خیلی روشن رو نادیده گرفتی

00:18:10.770 --> 00:18:12.350
‫بفرما روشنم کن

00:18:12.350 --> 00:18:14.850
‫پدر من یه دانشمند برجسته‌ست که

00:18:14.850 --> 00:18:19.270
‫بعضی از بهترین دانشگاه‌های دنیا
‫روش سرمایه‌گذاری کردن

00:18:20.710 --> 00:18:23.180
‫این نظر که پول مادرم رو لازم داره،
‫کاملاً مسخره‌ست

00:18:23.180 --> 00:18:25.850
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- چون پدر خودم رو می‌شناسم

00:18:25.850 --> 00:18:27.350
‫واقعاً؟

00:18:27.890 --> 00:18:31.100
‫مردی که تقریباً تو ۱۲ سال اخیر
‫اصلاً تو زندگیت نبوده؟

00:18:31.100 --> 00:18:32.430
‫دلایل خودش رو داشته، جیمز

00:18:32.430 --> 00:18:35.520
‫اون داغ دختر دیده، من هم داغ خواهر

00:18:35.520 --> 00:18:38.680
‫من قصد ندارم رنجت رو
بی‌اهمیت جلوه بدم، شرلوک

00:18:38.680 --> 00:18:41.180
‫نه، اما می‌خوای از این ماجرا
‫بازی بسازی

00:18:41.180 --> 00:18:42.350
‫مثل بقیه‌ی ماجراها

00:18:42.350 --> 00:18:44.770
‫اگه واقعاً می‌‌خوای هیچ ابهامی باقی نمونه

00:18:44.770 --> 00:18:47.970
‫پیشنهاد می‌کنم یه نگاهی به
‫سوابق مالی پدرت بندازیم

00:18:49.880 --> 00:18:52.180
‫واقعاً فکر می‌کردم قصدت کمک به منه

00:18:52.180 --> 00:18:54.270
‫دارم بهت کمک می‌کنم، شرلوک

00:18:54.270 --> 00:18:57.810
‫چون این‌طور که پیداست،
‫خودت دست و پات رو جلوی پدرت گم کردی

00:18:58.890 --> 00:19:01.890
‫دارم با نشون دادن حقیقت کمکت می‌کنم،

00:19:01.890 --> 00:19:04.530
‫فرقی هم نمی‌کنه که چقدر ناراحت‌‌کننده باشه

00:19:07.860 --> 00:19:10.080
‫می‌دونم چرا داری این کار رو می‌کنی

00:19:10.680 --> 00:19:12.310
‫تو رو خدا از گمراهی درم بیار

00:19:12.310 --> 00:19:15.270
‫داری این کار رو می‌کنی چون
‫خودت هیچ خانواده‌ای نداری و

00:19:15.270 --> 00:19:17.060
‫می‌خوای مال من رو هم بپاشونی

00:19:17.060 --> 00:19:18.890
‫تو هیچی از خونواده‌ی من نمی‌دونی!

00:19:18.890 --> 00:19:20.810
‫داری عقلت رو هم از دست میدی

00:19:20.810 --> 00:19:24.040
‫اما می‌بخشمت چون کاملاً مشخصه که
‫این اخلاقت ارثیه

00:19:35.310 --> 00:19:38.970
‫حالا آقا پسر تصمیم می‌گیره
یه مشت حسابی بزنه

00:19:38.970 --> 00:19:40.220
‫از خونه‌ی من برو بیرون

00:19:40.220 --> 00:19:41.220
‫با کمال میل

00:19:47.270 --> 00:19:48.890
‫صبح به‌خیر، جیمز.
‫حالت چطوره؟

00:19:58.600 --> 00:20:00.100
‫مادرت باید استراحت کنه

00:20:27.020 --> 00:20:28.020
‫تو ناامیدش کردی

00:20:30.640 --> 00:20:32.350
‫شرلوک!

00:20:39.180 --> 00:20:41.430
‫شرلوک، پس اومدی

00:20:41.430 --> 00:20:44.810
‫می‌دونی همین حالا جیمز رو دیدم که
‫داشت با عصبانیت می‌زد به دل جاده؟

00:20:44.810 --> 00:20:47.310
‫آره، بعضی‌وقتا بدقلق میشه

00:20:47.850 --> 00:20:50.680
‫خب، گوش کن، گفتم بیای اینجا
‫چون یه خبر برات دارم

00:20:50.680 --> 00:20:53.970
‫ظاهراً تو تنها کسی نبودی که پروفسور مالک
‫داشته صداش رو ضبط می‌کرده

00:20:53.970 --> 00:20:56.680
انگار همه‌ش بخشی از
‫یه تحقیق به‌اصطلاح علمی بوده که

00:20:56.680 --> 00:21:00.770
‫بابتش هم حسابی سیبیل اون
‫رئیس کثافت تیمارستان رو چرب کردن

00:21:00.770 --> 00:21:04.770
‫مالک همه‌ی شماها رو
موش آزمایشگاهی خودش کرده بوده

00:21:04.770 --> 00:21:06.520
‫اون‌وقت جگرز کجای این ماجراس؟

00:21:06.520 --> 00:21:09.810
‫وکیل مالک بود. پوشش‌های قانونیِ
‫اون پروژه‌ی شیطانی رو جور می‌کرده

00:21:09.810 --> 00:21:13.850
‫وقتی می‌فهمه که لو رفتن و
‫زندگیش رسوا و نابود شده...

00:21:13.850 --> 00:21:14.970
‫خب...

00:21:16.020 --> 00:21:17.770
‫بقیه‌ش رو که خودت دیدی

00:21:17.780 --> 00:21:20.850
‫به پلیس تلگراف زدم.
‫باید یه اظهاریه بدی

00:21:20.850 --> 00:21:22.520
‫حتماً. هر کمکی از دستم بر میاد می‌کنم

00:21:22.520 --> 00:21:24.810
‫باز یه جنبه‌ی مثبت این مصیبت این بود که

00:21:24.810 --> 00:21:26.970
‫مامانت برگشت خونه

00:21:30.350 --> 00:21:31.890
‫الان فقط همینه که مهمه

00:21:31.890 --> 00:21:34.520
‫تا حالا به این فکر نیفتاده بودی که
‫زودتر بیاریش خونه؟

00:21:34.520 --> 00:21:35.890
‫جانم؟

00:21:35.890 --> 00:21:38.970
‫فقط... برام سؤال بود...

00:21:38.970 --> 00:21:40.470
‫که چنین اختیاری داشتی یا نه

00:21:42.140 --> 00:21:43.140
‫من...

00:21:43.890 --> 00:21:48.110
‫من به توصیه‌های پزشکی گوش کردم، شرلوک

00:21:51.020 --> 00:21:56.220
‫فکر می‌‌کنم دلیل این که رئیس تیمارستان
‫مادرت رو اونجا نگه داشته بود...

00:21:56.220 --> 00:21:58.890
‫این بود که خودم بهش گفتم
‫این کار به صلاحشه

00:21:59.813 --> 00:22:01.533
‫فکر می‌کنی وقتی فهمیدم که

00:22:01.557 --> 00:22:04.470
‫ اونجا چه خبر بوده،
‫خودم عذاب‌وجدان نگرفتم؟

00:22:04.797 --> 00:22:09.025
‫وای، سایلس، آخه تو روحت هم
‫خبر نداشته که اونجا چه خبر بوده

00:22:10.390 --> 00:22:12.040
‫واقعاً شرمنده‌م

00:22:13.890 --> 00:22:15.770
‫ممنونم، عشق من

00:22:16.130 --> 00:22:21.270
‫با این‌حال خواسته‌م اینه که رئیس اونجا
‫تقاص کارهایی که باهام کرده رو پس بده

00:22:21.270 --> 00:22:24.530
‫ترتیبش رو میدم که...

00:22:24.530 --> 00:22:26.000
‫پدرش رو در بیارن

00:24:34.770 --> 00:24:37.280
‫مهم نیست حقیقت چیه اما...

00:24:37.280 --> 00:24:38.680
‫باید ازش سر در بیارم

00:24:38.680 --> 00:24:41.140
‫الان مثلاً داری معذرت‌خواهی می‌کنی؟

00:24:41.140 --> 00:24:42.220
‫خب؟

00:24:42.220 --> 00:24:44.020
‫خب بهش نمی‌خوره معذرت‌خواهی باشه

00:24:44.020 --> 00:24:45.100
‫خب معذرت می‌خوام

00:24:45.100 --> 00:24:46.350
‫فقط همین؟

00:24:46.930 --> 00:24:49.560
‫- صادقانه معذرت می‌خوام؟
‫- به‌نظرم هنوز جا داره

00:24:49.560 --> 00:24:53.060
‫من، شرلوک هولمز، صادقانه ازت
‫معذرت می‌خوام، جیمز موریارتی

00:24:53.060 --> 00:24:54.810
‫وای، کارت عالی بود

00:24:56.220 --> 00:24:57.970
‫خیلی حال داد

00:24:58.470 --> 00:25:00.720
‫یه ایده‌ای برای دسترسی به

00:25:00.720 --> 00:25:02.560
‫سوابق مالی پدرم دارم

00:25:03.078 --> 00:25:10.078
« دی.جی.مو.وی.ز »

00:25:10.270 --> 00:25:12.770
‫- به نظرم یه کوچولو دیگه شکر می‌خواد
‫- آره. شکر

00:25:12.770 --> 00:25:15.180
‫موافقی؟

00:25:16.280 --> 00:25:18.370
‫می‌سپارمش به خودت

00:25:41.060 --> 00:25:43.430
‫آره، فکر کنم توی سالنه.
‫الان میرم پیداش می‌کنم

00:25:43.430 --> 00:25:45.480
‫کنار برندیه...

00:25:48.770 --> 00:25:49.770
‫آره

00:25:50.930 --> 00:25:52.350
‫ایناهاش

00:25:52.350 --> 00:25:53.470
‫پیداش کردم

00:26:04.390 --> 00:26:07.080
‫تو اتاق مطالعه‌ی من چی‌کار می‌کنی؟

00:26:07.430 --> 00:26:09.390
‫جایزه‌ی قیصر هند

00:26:10.220 --> 00:26:12.180
‫پروانه دم‌چلچله‌ای رو میگی؟

00:26:12.180 --> 00:26:14.100
‫آره، تک‌مقاله‌ای که درمورد پروانه‌ها نوشتی

00:26:14.100 --> 00:26:16.560
‫داشتم پیش جیمز حرفش رو می‌زدم و
‫خیلی براش جالب بود

00:26:16.560 --> 00:26:17.560
‫اوه

00:26:18.560 --> 00:26:19.560
‫دوست داره بخونتش؟

00:26:20.100 --> 00:26:21.180
‫اوهوم

00:26:21.180 --> 00:26:22.560
‫ببخشید، باید اجازه می‌گرفتم

00:26:22.560 --> 00:26:24.530
‫خب آره اما...

00:26:24.530 --> 00:26:27.530
‫هیچی بیشتر از این خوشحالم نمی‌کنه

00:26:29.390 --> 00:26:31.140
‫باید همین‌جاها باشه

00:26:32.600 --> 00:26:36.020
‫خیلی دلم می‌خواد نظرش رو درموردش بدونم

00:26:37.180 --> 00:26:38.810
‫مرد جوان و باهوشیه

00:26:39.470 --> 00:26:40.930
‫آینده‌ی درخشانی داره

00:26:43.430 --> 00:26:45.430
‫همیشه تشخیص میدم

00:26:46.020 --> 00:26:49.060
‫من و مادرت داریم
‫شربت آقطی سیاه درست می‌کنیم

00:26:49.060 --> 00:26:50.810
‫نباید بذاریم روحیه‌ش رو ببازه

00:26:51.770 --> 00:26:54.390
‫دلت می‌خوای بیای پیش‌مون؟

00:26:56.560 --> 00:26:58.100
‫حتماً. چرا که نه؟

00:27:09.420 --> 00:27:11.220
‫شرلوک؟

00:27:11.220 --> 00:27:12.770
‫یه چیزی رو جا گذاشتی

00:27:17.910 --> 00:27:20.930
‫کوردلیای نازنین، یکی اومده کمک‌مون

00:27:20.930 --> 00:27:23.720
‫دلت می‌خواد این شربت مرغوب رو تست کنی؟

00:27:32.850 --> 00:27:35.180
‫شربت اصیلِ کوردلیا

00:27:36.950 --> 00:27:38.170
‫به‌سلامتی

00:27:47.100 --> 00:27:49.240
‫این رو بخور که بشوره ببره پایین

00:27:50.560 --> 00:27:54.200
‫بوی گل‌های سفید فضای خونه رو پر کرده

00:27:58.140 --> 00:27:59.470
‫شیرین و خوشمزه

00:28:00.330 --> 00:28:04.020
‫عوضش برگ‌های تازه، بوی زننده‌ای دارن

00:28:04.720 --> 00:28:11.220
‫جزو معدود نهال‌هاییه که خرگوش‌ها
‫علاقه‌ای به...

00:28:11.220 --> 00:28:13.100
‫...جویدنش ندارن

00:28:14.470 --> 00:28:16.510
‫به مایکرافت تلگراف زدی؟

00:28:18.810 --> 00:28:19.810
‫پدر

00:28:20.890 --> 00:28:22.520
‫به مایکرافت تلگراف زدی؟

00:28:22.520 --> 00:28:25.015
‫گفتم همزمان با تلگراف زدن به پلیس،
به ‫اون هم می‌زنی

00:28:25.040 --> 00:28:26.140
‫فقط برام سؤال شد

00:28:26.140 --> 00:28:29.880
‫نه، سرم شلوغ بود. اما...

00:28:30.560 --> 00:28:32.730
‫حق با توئه. همین الان ترتیبش رو میدم

00:28:34.140 --> 00:28:35.520
‫کیف‌پولم کجاس؟

00:28:35.520 --> 00:28:37.350
‫عشقم، تو اتاق مطالعه‌ته

00:28:41.020 --> 00:28:42.060
‫خیلی طول نمی‌کشه

00:28:43.130 --> 00:28:45.180
‫می‌خوای قبلش یکم دیگه آقطی سیاه بخوری؟

00:28:45.180 --> 00:28:46.560
‫نه،‌ ممنون

00:28:46.560 --> 00:28:47.680
‫مطمئنی؟

00:28:50.040 --> 00:28:51.840
‫برو اون‌طرف

00:28:58.310 --> 00:29:01.310
‫برگشتن به اینجا باید برات خیلی سخت باشه

00:29:05.140 --> 00:29:06.140
‫آره

00:29:07.430 --> 00:29:10.930
‫آره، آره، همین‌طوره.
‫خیلی سخت‌ بوده

00:29:12.770 --> 00:29:15.970
‫با تک‌تک جاهای این خونه خاطره دارم

00:29:17.560 --> 00:29:19.470
‫خاطرات شاد و...

00:29:20.980 --> 00:29:22.580
‫ناخوشایند

00:29:22.930 --> 00:29:23.930
‫ممنون

00:29:27.390 --> 00:29:28.390
‫شرلوک

00:29:34.310 --> 00:29:37.970
‫ایده‌ی من نبود که بعد از مرگ خواهرت
‫مادرت رو بفرستم بره

00:29:40.560 --> 00:29:41.890
‫ایده‌ی خودش بود

00:29:43.430 --> 00:29:46.140
‫می‌گفت کمک می‌کنه که حالش خوب شه

00:29:51.720 --> 00:29:55.390
‫ممنون که درک می‌کنی

00:30:01.640 --> 00:30:03.930
‫وای، جیمز

00:30:04.770 --> 00:30:06.890
‫خب، خوشحالم که می‌بینم برگشتی

00:30:07.480 --> 00:30:09.470
‫خیلی نتونستم دور بمونم

00:30:09.470 --> 00:30:11.470
‫شیطان واسه آدم بی‌کار،
‫کار جور می‌کنه

00:30:12.000 --> 00:30:14.060
‫چه سخن حکیمانه‌ای

00:30:16.810 --> 00:30:17.810
‫خیلی خب

00:30:18.720 --> 00:30:19.930
‫چی پیدا کردی؟

00:30:22.680 --> 00:30:23.890
‫زود باش بگو، جیمز

00:30:25.180 --> 00:30:26.310
‫خیلی خب

00:30:26.890 --> 00:30:29.060
‫پدرت منافع تجاری زیادی داشته

00:30:29.060 --> 00:30:30.970
‫راستش وضعش هم خیلی خوبه

00:30:36.060 --> 00:30:39.040
‫- از این خبر نداشتی
‫- دانشمند بود

00:30:40.600 --> 00:30:41.970
‫تنها چیزیه که بهمون گفته

00:30:41.970 --> 00:30:43.770
‫خب، مسئله اینه، شرلوک

00:30:45.400 --> 00:30:49.040
‫یه دورانی بود که وضعش خیلی خوب نبوده

00:30:54.680 --> 00:30:59.060
‫چهارتا از شرکت‌هاش فقط توی یه سال،
‫اعلام ورشکستگی کردن، سال ۱۸۵۸

00:30:59.060 --> 00:31:03.520
‫و سال بعدش، وضع مالیش حسابی خوب شد

00:31:03.520 --> 00:31:05.020
‫۱۸۵۹

00:31:06.430 --> 00:31:07.770
‫سال که خواهرم مُرد

00:31:09.150 --> 00:31:13.100
‫هیچ مدرکی وجود نداره که ثابت کنه
‫این دو ماجرا به هم ربط داشتن

00:31:17.560 --> 00:31:19.310
‫این سند این خونه‌ست

00:31:19.310 --> 00:31:24.020
‫پدرت بزرگت برای تو و مایکرافت...

00:31:24.020 --> 00:31:26.060
‫گذاشتتش تو یه صندوق امانات

00:31:26.060 --> 00:31:29.220
‫تا ۱۲ سال پیش مسئولیتش
،به عهده‌ی مادرت بود

00:31:29.220 --> 00:31:31.600
‫تا این که پدرت وکالت‌نامه رو از مادرت گرفت

00:31:33.640 --> 00:31:35.970
‫اختیار کل ملک رو به دست گرفت

00:31:35.970 --> 00:31:38.270
‫چون مادرم گرفتار تیمارستان شده بود

00:31:42.560 --> 00:31:45.060
‫به‌خاطر غم و اندوه زیاد
‫دیوونه و روانی اعلام شد

00:31:48.020 --> 00:31:49.510
‫متأسفم، شرلوک

00:31:54.810 --> 00:31:57.220
‫یا پدرم از این اوضاع سوءاستفاده کرده

00:31:57.220 --> 00:31:59.890
‫یا اتفاقی که اون روز افتاده،
‫تصادفی نبوده

00:32:35.930 --> 00:32:37.020
‫مادر؟

00:32:37.020 --> 00:32:38.020
‫بله؟

00:32:38.850 --> 00:32:40.220
‫باید باهات حرف بزنم

00:32:41.560 --> 00:32:42.600
‫درمورد اون روز

00:32:44.850 --> 00:32:48.680
‫شرلوک! یالا، شرلوک.
‫بیا با همدیگه بازی کنیم

00:32:48.680 --> 00:32:50.060
‫یه دقیقه دیگه میام

00:32:50.060 --> 00:32:52.100
‫یه دقیقه دیگه نه، همین حالا

00:32:52.100 --> 00:32:53.350
‫بیتریس!

00:32:53.350 --> 00:32:55.600
‫این صحنه رو تو ذهنم مرور می‌کنم...

00:32:55.600 --> 00:32:57.393
‫یه دقیقه دیگه نه!

00:32:57.417 --> 00:33:00.285
‫- همین حالا باهام بازی کن!
‫- ...بارها و بارها و بارها

00:33:00.310 --> 00:33:02.970
‫می‌دونی تو این دنیا بیشتر از هر چی،
‫به چی فکر می‌کنم؟

00:33:04.970 --> 00:33:07.270
‫که اگه باهاش بازی می‌کردم،
‫چه اتفاقی می‌افتاد؟

00:33:09.350 --> 00:33:10.640
‫این که الان زنده بود یا نه

00:33:11.930 --> 00:33:13.930
‫شرلوک! بگیرش!

00:33:18.020 --> 00:33:19.390
‫شرلوک...

00:33:19.390 --> 00:33:22.040
‫من چندین ساله که دارم
‫خودم رو شکنجه می‌کنم...

00:33:23.560 --> 00:33:26.180
‫و فکر می‌کنم شاید کافی باشه...

00:33:26.880 --> 00:33:28.310
‫اما هیچ‌وقت کافی نیست

00:33:29.520 --> 00:33:31.020
‫شرلوک...

00:33:31.770 --> 00:33:33.890
‫تقصیر تو نبود، عشق من

00:33:41.350 --> 00:33:42.810
‫بعدش چی شد؟

00:33:42.850 --> 00:33:44.220
‫من نگاه نمی‌کردم

00:33:44.220 --> 00:33:45.850
‫رفت با پدرت حرف بزنه

00:33:46.850 --> 00:33:49.970
‫بابا، شرلوک باهام بازی نمی‌کنه

00:33:49.970 --> 00:33:52.000
‫اشکالی نداره، عشق من

00:33:55.020 --> 00:33:56.180
‫چی داره بهش میگه؟

00:34:04.930 --> 00:34:06.140
‫کجا داره میره؟

00:34:09.640 --> 00:34:11.970
‫پدر چی به بیتریس گفت که باعث شد بره؟

00:34:11.970 --> 00:34:13.140
‫چی بهش گفت؟

00:34:15.350 --> 00:34:16.710
‫مادر

00:34:16.710 --> 00:34:19.020
‫پدر به بیتریس چی گفت؟

00:34:20.020 --> 00:34:23.600
‫نمی‌دونم، عزیزم.
‫باید ازش خودش بپرسی

00:34:32.800 --> 00:34:34.770
‫شاید حق با تو بوده

00:34:35.060 --> 00:34:37.110
‫شاید این یه حادثه نبوده

00:34:37.810 --> 00:34:40.430
‫پدرم یه چی به بیتریس گفته که
‫باعث شده بره جنگل اما

00:34:40.430 --> 00:34:42.140
‫خودش تموم مدت کنار رودخونه بود

00:34:42.140 --> 00:34:44.470
‫یعنی پای کس دیگه‌ای وسط بوده؟

00:34:44.470 --> 00:34:46.750
‫خب شرلوک، کی جسد رو پیدا کرد؟

00:34:47.100 --> 00:34:48.660
‫سرایدار

00:34:48.970 --> 00:34:50.770
‫- خونه‌ش کجاس؟
‫- تو روستا

00:35:01.310 --> 00:35:02.560
‫کسی خونه‌ست؟

00:35:03.350 --> 00:35:05.140
‫اینجا یه ملک خصوصیه!

00:35:05.930 --> 00:35:07.180
‫شرمنده مزاحم میشیم

00:35:08.270 --> 00:35:11.220
‫دنبال کسی به اسم نیتن برفورد می‌گردیم

00:35:11.220 --> 00:35:12.560
‫بابام میشه

00:35:12.560 --> 00:35:15.220
‫بله، میشه لطفاً چندلحظه وقت‌شون رو بگیریم؟

00:35:15.220 --> 00:35:16.770
‫خب، آستین‌هاتون رو بزنید بالا

00:35:16.770 --> 00:35:17.850
برای چی؟

00:35:17.850 --> 00:35:19.970
‫اول باید از قبر بکشیدش بیرون

00:35:21.330 --> 00:35:23.060
‫ببخشید

00:35:23.330 --> 00:35:24.890
‫من شرلوک هولمز هستم

00:35:26.640 --> 00:35:28.140
‫چه بزرگ شدی

00:35:29.810 --> 00:35:31.270
‫من رو یادت نمیاد؟

00:35:33.140 --> 00:35:34.220
‫عذر می‌خوام

00:35:34.220 --> 00:35:36.850
‫من و خواهرت «جیرجیر خوکی» بازی می‌کردیم

00:35:38.520 --> 00:35:40.440
‫تو کشاورز می‌شدی و...

00:35:40.440 --> 00:35:42.140
‫من و بی، خوک

00:35:42.140 --> 00:35:43.640
‫واقعاً یادت نمیاد؟

00:35:44.470 --> 00:35:46.470
‫- نه
‫- خب، تقصیر تو نیست

00:35:46.470 --> 00:35:48.720
‫خیلی سربه‌سرت می‌ذاشتیم

00:35:48.720 --> 00:35:50.890
‫لباس‌های بی رو تنش می‌کردیم

00:35:50.890 --> 00:35:52.970
‫- واقعاً؟
‫- آره

00:35:52.970 --> 00:35:55.600
‫دارم کل رازهای زندگیت رو می‌فهمم، شرلوک

00:35:55.600 --> 00:35:57.970
‫آره، پدرت برامون مهمونی چایی می‌گرفت

00:35:57.970 --> 00:36:01.600
‫خانم کراول برای همه
‫نون ماکارون تازه درست می‌کرد...

00:36:01.600 --> 00:36:04.020
‫خونواده‌ت همیشه باهامون خوش‌رفتاری می‌کردن

00:36:04.020 --> 00:36:06.350
‫مطمئنم پدر تو هم در ازاش بهش وفادار بود

00:36:06.350 --> 00:36:09.270
‫اگه به‌خاطر پدرت نبود،
‫اسب‌ها همگی تلف می‌شدن

00:36:09.270 --> 00:36:10.720
‫چطور مگه؟

00:36:10.720 --> 00:36:12.640
‫کل قرضش رو بهش بخشید

00:36:12.680 --> 00:36:13.770
‫کلش رو

00:36:15.600 --> 00:36:18.520
‫یعنی کل قرض پدرت رو تسویه کرد؟

00:36:18.520 --> 00:36:21.890
‫تنها روزی بود که مادرم یه روز خوش دید

00:36:21.890 --> 00:36:23.060
‫این اتفاق مال کِیه؟

00:36:23.060 --> 00:36:25.890
‫سالی که شماها رفتید.
‫چند ماه بعد از...

00:36:25.890 --> 00:36:28.200
‫این که خواهر بیچاره‌ت فوت کرد

00:36:30.520 --> 00:36:32.600
‫پدرت جیبِ سرایداره رو پر کرده

00:36:32.600 --> 00:36:34.850
‫این مدرک نیست.
‫من مدرک می‌خوام

00:36:34.850 --> 00:36:36.520
‫ثابت نمی‌کنه که اتفاقی نبوده

00:36:36.520 --> 00:36:38.270
‫درک می‌کنم برات راحت نباشه، شرلوک

00:36:38.270 --> 00:36:40.770
‫بچسب به شواهد،
‫نذار احساسات کورت کنن

00:36:40.770 --> 00:36:43.020
‫این رو خودت گفتی، جیمز.
‫قطعی نیست

00:36:43.020 --> 00:36:44.020
‫خیلی خب

00:36:45.520 --> 00:36:47.100
‫چی لازم داری، شرلوک؟

00:36:49.600 --> 00:36:51.000
‫چی قانعت می‌کنه؟

00:36:55.430 --> 00:36:57.820
‫متأسفانه کار دیگه‌ای
از دستم بر نمیاد، آقای هولمز

00:36:57.820 --> 00:36:59.560
‫ممنونم، جناب دکتر

00:37:03.800 --> 00:37:05.470
‫دکتر مالتبی

00:37:05.470 --> 00:37:06.720
‫دکتر خانوادگی‌مون

00:37:08.100 --> 00:37:09.370
‫حتماً جسد رو دیده

00:37:10.390 --> 00:37:11.390
‫بفرمایید

00:37:14.100 --> 00:37:15.180
‫آقای دکتر

00:37:15.180 --> 00:37:16.640
‫وای، شرلوک

00:37:17.140 --> 00:37:20.100
‫- حال مادرت چطوره؟
‫- داره بهتر میشه

00:37:20.100 --> 00:37:21.100
‫میشه صحبت کنیم؟

00:37:23.770 --> 00:37:25.180
‫بله، خب...

00:37:26.640 --> 00:37:28.890
‫اون... واقعه‌ی وحشتناکی بود

00:37:29.550 --> 00:37:32.270
‫متوجه چیزی روی جسد خواهرم شدید؟

00:37:33.520 --> 00:37:35.480
‫ببخشید این رو میگم، آقای دکتر

00:37:35.490 --> 00:37:39.520
‫اما شواهدی پیدا کردید که نشون بده
‫شاید سوءقصدی انجام شده؟

00:37:40.060 --> 00:37:41.890
‫که ماجرای پیش ‌اومده، اتفاقی نبوده؟

00:37:41.890 --> 00:37:43.730
‫درسته...

00:37:44.720 --> 00:37:46.470
‫متأسفانه نمی‌تونم بهتون بگم

00:37:46.470 --> 00:37:48.470
‫درک می‌کنم که یادآوریش سخت باشه

00:37:48.470 --> 00:37:51.970
‫نه... منظورم این نبود.
‫نمی‌تونم بگم چون من اصلاً اونجا نبودم

00:37:53.100 --> 00:37:54.560
‫کسی اصلاً با من تماس نگرفت

00:37:54.560 --> 00:37:56.100
‫شما دکتر خانوادگی‌مون بودید

00:37:56.100 --> 00:37:58.390
‫خب، بله.
‫آماده بودم که همه‌جوره کمک کنم

00:37:58.390 --> 00:37:59.770
‫اما...

00:37:59.770 --> 00:38:01.140
‫خب، هیچ‌وقت خبرم نکردن

00:38:01.720 --> 00:38:05.810
‫فکر می‌کنم که یه دکترِ شایسته رو
‫از بیرون روستا آوردن

00:38:06.350 --> 00:38:07.890
‫به‌گمونم، از آکسفورد

00:38:07.890 --> 00:38:08.970
‫که یه ساعت فاصله داره؟

00:38:08.970 --> 00:38:11.680
‫بله، همون موقع هم برام عجیب بود اما...

00:38:12.890 --> 00:38:16.060
‫خب، تصمیمش... به عهده‌ی من نبود

00:38:34.270 --> 00:38:35.810
‫شرلوک، شرلوک!

00:38:36.310 --> 00:38:38.640
‫بیا شرلوک. بیا باهام بازی کن

00:38:53.600 --> 00:38:55.270
‫هنوز صداش تو گوشمه

00:38:57.680 --> 00:38:59.060
‫از این کار لذت می‌بری؟

00:39:04.640 --> 00:39:06.310
‫از چه کاری، پسرم؟

00:39:06.310 --> 00:39:09.890
‫وقتی که پروانه‌‌ها می‌میرن و
‫دیگه بال نمی‌زنن،

00:39:11.020 --> 00:39:12.270
‫ازش لذت می‌بری؟

00:39:18.430 --> 00:39:20.180
‫چاره‌ی دیگه‌ای نیست

00:40:01.600 --> 00:40:03.460
‫- بیدارت کردم؟
‫- نه

00:40:04.270 --> 00:40:05.693
‫داشتم کتاب می‌خوندم

00:40:05.718 --> 00:40:07.713
‫« اوج پلیدی شیطان، زمانی است که
‫ظاهری موجه دارد »

00:40:09.080 --> 00:40:12.100
‫باید یه چیزی ازت بپرسم.
‫متأسفانه حرف تلخیه

00:40:13.270 --> 00:40:14.270
‫بگو

00:40:23.810 --> 00:40:25.220
‫اون شب...

00:40:25.770 --> 00:40:26.810
‫دیدیش؟

00:40:28.810 --> 00:40:30.770
‫- بیتریس رو؟
‫- آره

00:40:30.770 --> 00:40:32.270
‫آره، معلومه، عزیزم

00:40:33.600 --> 00:40:36.720
‫نیتن از رودخونه کشیدش بیرون

00:40:36.720 --> 00:40:39.720
‫بی! بی! نه، نه، نه!

00:40:41.930 --> 00:40:44.470
‫خواهش می‌کنم، بی!
‫نه، نه، نه!

00:40:44.470 --> 00:40:45.640
‫از اول

00:40:46.390 --> 00:40:49.060
‫خواهش می‌کنم، بی!
‫نه، نه، نه!

00:40:49.680 --> 00:40:50.930
‫از اول

00:40:50.930 --> 00:40:54.060
‫نه!

00:40:54.060 --> 00:40:55.310
‫از اول!

00:40:56.600 --> 00:40:59.100
‫نه! نه! نه، نه، نه!

00:41:08.100 --> 00:41:11.770
‫اون بهت دلداری نمی‌داده.
‫داشته جلوت رو می‌گرفته که خیلی نزدیک نشی

00:41:12.310 --> 00:41:14.770
‫عزیزم، حالت خوبه؟
‫چی... چی داری میگی؟

00:41:18.270 --> 00:41:19.770
‫بعد از این که آوردش داخل...

00:41:21.390 --> 00:41:22.470
‫جسدش رو دیدی؟

00:41:22.470 --> 00:41:25.770
‫پدرت آوردش توی خونه و... آره

00:41:26.310 --> 00:41:28.640
‫من... جسدش رو دیدم

00:41:28.640 --> 00:41:32.100
‫دیدم که توی اتاق خوابش دراز کشیده

00:41:42.390 --> 00:41:43.390
‫نه

00:41:43.970 --> 00:41:45.430
‫روش پتو بوده

00:41:45.430 --> 00:41:46.520
‫شاید درست بگی

00:41:46.520 --> 00:41:50.060
‫قبل از این که ببرنش،
‫قبل از این که بذارنش توی تابوت...

00:41:50.890 --> 00:41:52.350
‫اصلاً جسدش رو دیدی؟

00:41:52.350 --> 00:41:54.600
‫چرا داری این سؤالای بی‌خود رو
‫ازم می‌پرسی؟

00:41:54.600 --> 00:41:56.970
‫معذرت می‌خوام، مادر. باید بدونم.
‫جسدش رو دیدی؟

00:41:56.970 --> 00:41:59.890
‫من اصلاً حالم خوش نبود...

00:41:59.890 --> 00:42:03.770
‫پدرت هم یه چیزی بهم داده بود تا
‫راحت‌تر بخوابم

00:42:03.770 --> 00:42:05.280
‫برای همین...

00:42:05.290 --> 00:42:07.000
‫یادم نمیاد

00:42:07.680 --> 00:42:08.680
‫تق تق

00:42:10.520 --> 00:42:12.020
‫وای، شرلوک

00:42:12.020 --> 00:42:13.890
‫مادرت روز طولانی‌ای داشته

00:42:16.600 --> 00:42:18.220
‫باید استراحت کنه

00:42:19.060 --> 00:42:21.140
‫وقت داروهاته، عشق من

00:42:23.220 --> 00:42:24.470
‫خودم بهش میدم، پدر

00:42:25.970 --> 00:42:27.560
‫خب، به‌نظرم بهتره که...

00:42:27.560 --> 00:42:29.180
‫خودم دلم می‌خواد، پدر

00:42:37.270 --> 00:42:39.220
‫خیلی خب

00:42:46.930 --> 00:42:49.730
‫خودم می‌فهمم چه وقتایی نباید دخالت کنم

00:42:50.100 --> 00:42:52.930
‫مادرت رو مشغول حرف زدن نکنی‌ها

00:43:03.220 --> 00:43:04.680
‫قضیه چیه، عزیزم؟

00:43:06.930 --> 00:43:09.330
‫هیچی. فراموشش کن

00:43:32.220 --> 00:43:33.890
‫مطمئنی می‌خوای این کار رو بکنی؟

00:43:51.810 --> 00:43:53.520
‫ببخشید. بیدارت کردم؟

00:43:55.520 --> 00:43:57.100
‫خواستم این‌ها رو بردارم

00:43:57.100 --> 00:43:58.390
‫ممنون

00:44:00.520 --> 00:44:02.060
‫داروهات رو خوردی؟

00:44:02.060 --> 00:44:06.360
‫فکر کنم شرلوک داروهام رو بهم نداد.
‫یه لحظه اصلاً خوابم برد، عزیزم

00:44:09.100 --> 00:44:10.430
‫- سایلاس؟
‫- بله، عشق من؟

00:44:11.930 --> 00:44:13.600
‫چی بهش گفتی؟

00:44:14.430 --> 00:44:15.430
‫به کی؟

00:44:17.430 --> 00:44:18.430
‫بیتریس

00:44:19.390 --> 00:44:23.350
‫قبل از این که بدوه سمت جنگل،
‫آخرین حرفی که بهش زدی چی بود؟

00:44:27.520 --> 00:44:28.720
‫بابا...

00:44:28.720 --> 00:44:30.890
‫شرلوک باهام بازی نمی‌کنه

00:44:30.890 --> 00:44:32.470
‫اشکالی نداره، عشق من

00:44:45.220 --> 00:44:46.850
‫یادم نمیاد

00:44:49.810 --> 00:44:51.720
‫به‌گمونم پاک یادم رفته

00:44:59.350 --> 00:45:00.520
‫واسه چی؟

00:45:00.520 --> 00:45:02.220
‫شرلوک ازم پرسید

00:45:06.810 --> 00:45:07.810
‫شرلوک

00:45:20.720 --> 00:45:21.720
‫شرلوک!

00:45:31.560 --> 00:45:32.680
‫شرلوک!

00:46:26.600 --> 00:46:28.020
‫این خواهر من نیست

00:46:28.720 --> 00:46:30.930
‫اینا فقط یه مشت استخونن، شرلوک

00:46:30.930 --> 00:46:32.020
‫از کجا می‌دونی؟

00:46:32.020 --> 00:46:33.710
‫دست خواهر من شکسته بود

00:46:34.020 --> 00:46:35.100
‫این دست سالمه

00:46:37.520 --> 00:46:38.930
‫این خواهر من نیست

00:47:08.350 --> 00:47:10.350
‫♪ The Cure - A Forest ♪

00:47:10.374 --> 00:47:17.374
‫مترجم: «محمدعلی sm »
‫در تلگرام mmli_Subs@

00:47:17.398 --> 00:47:24.398
جهت دانلود فیلم های بدون سانسور خارجی به آدرس زیر مراجعه کنید
www.TalaFilm.Top

00:47:24.422 --> 00:47:31.422
www.TalaFilm.Top
